۱۳۹۸ خرداد ۲۷, دوشنبه

♦️قایق مشکوک و نقش سپاه در انفجار نفتکش!♦️

یادداشت اول:

♦️با این تهدیدها، متهم انفجارها کیست؟♦️

➖بابک‌داد➖
ابتدا بگویم از اینکه آمریکا چنان پا بر گلوی اقتصاد ایران گذاشته که نمی‌توانیم حتی یک بشکه نفت بفروشیم و از خلیج فارس عبور دهیم «بسیار اندوهگینم»؛ اما…
🔹تحریم‌های آمریکا (که برای آن دلیل منطقی «مهار تهدیدها و ماجراجویی ج-ا در منطقه» را دارد) روی زندگی ایرانیان عمیقاً تأثیر گذاشته است! اما دلخوری ما از تحریم‌ها؛ هرگز موجب همدلی و همراهی با این حکومت استبدادی و «دشمنان خانگی ایران» نمی‌شود!
🔹ما از این دشمنان خانگی عصبانی‌تریم؛ زیرا سالهاست «پیاده‌نظام روسیه» شده‌اند و برای منافع بشاراسد و حزب‌الله و حوثی‌ها هزینه می‌کنند و با ملت خودمان عبوس و نامهربانند!
🔹آیا «سربازی روسیه» برای حفظ تاج‌و‌تخت بشار اسد و یا شعار موهوم «محور مقاومت» به این می‌ارزید که نان مردم نیازمند خودمان را به دیگران بدهند و جهان را علیه ایران متحد کنند تا مقابل «ماجراجویی ایران در منطقه» بایستند؟

🔹تهدیدها به بستن تنگه هرمز و خلیج فارس، حالا ایران را به «متهم اصلی انفجارهای نفتکش‌ها» در دریای عمان تبدیل کرده است!
🔹انصافاً با این تهدیدهای آشکار، «متهم اصلی» کیست؟
بابک‌داد ۹۸/۳/۲۵

یادداشت دوم:

♦️قایق مشکوک و نقش سپاه در انفجار نفتکش!♦️

دو نفتکش که «محموله‌های پتروشیمی» متعلق به ژاپن را از دریای عمان حمل می‌کردند، صبح پنجشنبه و ساعتی قبل از دیدار نخست‌وزیر ژاپن با رهبر جمهوری اسلامی، منفجر شدند!
🔹حمله به محموله‌های پتروشیمی ژاپنی، آن هم در فاصله‌ای کوتاهی از «تحریم پتروشیمی ایران»، بازار حدس و گمان‌ها را داغ کرده است!
وقتی این حمله (و انفجارهای الفجیره) را در کنار اظهارات مقامات ایرانی مبنی بر بستن تنگه هرمز و ممانعت از صدور نفت سایر کشورها می‌گذاریم، به نتایج هولناکی می‌رسیم که احتمال بروز درگیری در منطقه را شدت می‌بخشد.
🔹پنجشنبه شب مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنانی صریح «ایران» را مقصر اصلی حملات معرفی کرد. و ظرف دو روز اخیر، بحث در مورد هویت قایقی بالا گرفته که ظاهراً قصد دارد مین‌های عمل نکرده را از بدنه نفتکش جدا کند! برخی می‌گویند این قایق مشکوک، شباهت فراوانی به قایق‌های سپاه پاسداران دارد!
🔹در فیلمی که ارتش آمریکا از این قایق پخش کرده، ادعا شده یک قایق تندروی ایرانی، در حال تلاش برای جدا کردن یک مین دریایی یا بقایای اژدر «عمل نکرده» را از یکی از نفتکش‌هاست! در عین حال ایران می‌گوید با توجه به فاصله‌ی حدود دو متری سوراخ دیواره نفتکش، از طریق هوایی آن را هدف قرار داده‌اند!

🔹در هر حال، ارتش آمریکا می‌گوید سرنشینان «این قایق بدون پرچم»، در حال «پاکسازی ردپا» و مدارکی از دست‌داشتن ایران در آن حمله‌ها هستند! ادعایی که وزارت خارجه ایران، همان ساعات اولیه با تندی آن را رد کرد!
🔹جای سئوال است؛ وزارت خارجه‌ای که از اقدامات سپاه (مانند آوردن مخفیانه بشار اسد به تهران) کمترین اطلاعی نداشت، چگونه تنها ساعتی بعد از این اتفاقات «قویاً آنها را محکوم و نقش ایران را به شدت رد و هر اخباری در این مورد را قاطعانه تکذیب می‌کند»؟!
🔹از سوی منابع نزدیک به ایران گفته شده هنگام حمله، دو شئ پرنده بر فراز نفتکش‌ها (احتمالاً پهبادهای شناسایی و یا حامل سیستم کنترل از راه دور انفجار مین‌های چسبنده) دیده شده‌اند!

🔹آثار صدمات در دیواره‌ی نفتکش‌ها پیداست، ولی احتمال حمله هم از طریق آسمان و هم از زیر آب وجود دارد. دو سوراخی که حدود دو متر بالاتر از سطح آب ایجاد شده‌اند، می‌توانند مربوط به جابجایی و اختلاف سطح آب و سوختن محموله و سبک شدن و بالاتر آمدن نفتکش هم باشد! پس هنوز احتمال حمله با اژدر و مین منتفی نیست!
🔹همچنین برخی با مقایسه‌ی فیزیکی بدنه‌ی قایق‌ها، به «شباهت زیاد» نوک و دماغه و بدنه‌ی قایق نزدیک شده به نفتکش با قایق‌های سپاه اشاره کرده‌اند. قایق مذکور که هیچ پرچمی نداشته و به نفتکش در حال سوختن «در آبهای سرزمینی ایران» نزدیک شده، بعید است قایق‌های خارجی باشند! مگر آنکه ج-ا ایران بپذیرد حتی در نزدیکی بندر جاسک هم قادر به مراقبت از حریم آبی ایران نیست! پذیرفتن ورود قایق خارجی، به معنای بی مسئولیتی نیروهای سپاه در «حراست از آبهای سرزمینی ایران» است!
🔹انفجار نفتکش در آبهای سرزمینی ایران (۶۰ کیلومتری بندر جاسک) قاعدتاً «مسئولیت» را متوجه ایران می‌کند. اگر سپاه؛ نقش خود را در این اتفاقات انکار می‌کند، باید بگوید چگونه نمی‌تواند از حریم آبهای سرزمینی ایران محافظت و حراست کند؟
🔹جنگ؛ اگرچه ممکن است در کوتاه مدت «منافع گذرایی» برای حکومت داشته باشد و منطقه را شلوغ کند، اما قطعاً «زیرساخت‌های کشور» را در مدت کوتاهی به نابودی خواهد کشاند. آیا حکومت برای آموزش مردم و زندگی در شرایط جنگی، هیچ اقدامی انجام داده؟ پاسخ منفی و البته دردآور است.
🔹سپاه یا رهبر نمی‌توانند بر خلاف نظر ملت، کشور را درگیر جنگ کنند‌! بخصوص آنکه در جریان بلایای طبیعی این دو سال، نشان داده‌اند که «هیچ آمادگی و توانایی برای اداره‌ی بحرانها ندارند»! آنها حتی از پس نجات سیلزدگان و بازسازی مناطق زلزله‌زده هم بر نیامدند، حال چگونه جرأت می‌کنند این کشور آسیب‌پذیر را درگیر جنگی ویرانگر کنند؟
🔹جنگی که «رجزخوان‌ها» به دنبال آن هستند، فقط سفره‌های «کاسبان تحریم و تاجران جنگ و احتکارگران» را پر و پیمان می‌کند! برای این دسته زالوها؛ نه جان مردم و نه خاک ایران، هیچ ارزشی ندارد. این را در زلزله و سیل‌های اخیر و عدم بازسازی مناطق آسیب‌دیده مشاهده کرده‌ایم.
🔹طبعاً هر جنگی رخ بدهد، این اتفاقات مشکوک امروزی و این انفجارهای مشکوک به عنوان «جرقه‌های آغازگر جنگ» هرگز از یادها نمی‌روند و عوامل آن، گریزی از پیگرد و مجازات نخواهند داشت!
بابک‌داد ۹۸/۳/۲۶

راههای ارتباطی
🔹اینستاگرام:
Instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
t.me/BabakDad
🔹توییتر:
twitter.com/BabakDad1
🔹فیسبوک:
facebook.com/babakdad.page
🔹ایمیل:
babakdad2@gmail.com


۱۳۹۸ خرداد ۲۵, شنبه

♦️ایران و آمریکا؛ دو درب خروجی!♦️

🔷بررسی مذاکرات نخست‌وزیر ژاپن با رهبر جمهوری اسلامی ایران!
➖بابک‌داد➖
در مذاکرات پنجشنبه با ژاپن، آقای خامنه‌ای دو امتیاز منفی گرفت:
🔹اول اینکه حکومتش را رسماً «مخالف مذاکره» معرفی کرد که این در جهان امروز، یک نقطه ضعف بزرگ است.
دوم اینکه دست رد به سینه‌ی «موجه‌ترین میانجی ضدجنگ» یعنی ژاپن زد! این دو اشتباه؛ فعالان ضدجنگ را مأیوس کرد!
🔹یک امتیاز مثبت نصیب آمریکا شد که «دست مذاکره» دراز کرد و پاسخ منفی شنید! پیشقدمی در مذاکره، از طرف ترامپ در جهان امروز امتیاز است و رد آن ایران را منزوی‌تر می‌کند!
🔹خامنه‌ای می‌خواهد شرایط فعلی «تعلیق و کج‌دار و مریز ٫ نه جنگ و نه مذاکره» را تا آن جایی که بشود از آمریکا امتیاز بگیرد، ادامه دهد! ایراد آنجاست که «آن لحظه» که باید بس کند، دقیقاً مشخص نیست! زیرا ترامپ هم بدجور غیرقابل پیش‌بینی است! یعنی ممکن است ناگهان تمام محاسبات حکومت ایران را به هم بزند!
🔹اشتباه دیگر رهبر، حساب کردن روی کمک «روسیه» است که گفته: «آتش‌نشانی نیستم»! و مگر پوتین قبلاً در سوریه، مُزد «سربازی» سپاه را داد؟!
🔹آن طرف؛ ترامپ هم می‌خواهد از این وضعیت بلاتکلیفی و انتظار رها شود، چون «هزینه‌بر» است! او ابزار تحریم‌ها را در دست دارد تا فشارهای بیشتری بیاورد! آمریکا هفته‌ی پیش صنایع پتروشیمی ایران را هم به فهرست بلندبالای تحریم‌هایش اضافه کرد و احتمالاً این فشارها را روز به روز افزایش خواهد داد!
🔹پس هم ایران و هم آمریکا به دنبال خروج از این وضعیت هستند! و ظاهراً فقط «دو درب خروجی» وجود دارد: مذاکره یا جنگ!
🔹آمریکا می‌پندارد که بهتر است از درب خروجی «مذاکره» بیرون برویم؛ راهی که البته ایران می‌پندارد امتیازات زیادی را در آن از دست خواهد داد!
از آنسو سپاه و رهبر به درب خروجی «جنگ» نظر دارند: «یک جنگ محدود»! از نظر حکومت، یک درگیری نظامی، شرایط را برای مذاکره «به نفع ایران» تغییر خواهد داد! این محاسبات البته «روی کاغذ» اینگونه آسان هستند و در واقعیت، نتیجه به این سادگی‌ها نخواهد بود!
🔹رهبر مایل است آمریکا برای میانجیگری به مسکو پناه ببرد! از قضا ترامپ هم بدش نمی‌آید، چون پوتین اهل معامله است!
البته ممکن است پوتین بار دیگر، مانند آنچه در سوریه کرد، با کارت ایران، «برای منافع خودش» بازی کند و باز هم برای چندمین مرتبه ایران را قربانی منافع روسیه کند! این از بزرگترین خطاهای محاسباتی آقای خامنه‌ای است که انگار هرگز از تکرار آنها عبرت نمی‌گیرد!
🔹ایران به دنبال امتیازگیری؛ ترامپ غیرقابل پیش‌بینی و منطقه هم به شدت متشنج است! کدام درب خروجی؟
بابک‌داد. جمعه ۹۸/۳/۲۴

♦️یادداشت دوم: «مهارت امتیازگیری»!♦️

مشاور رئیس جمهور در مورد سفر آقای شینزو آبه به تهران با کنایه گفته که «او با دست خالی آمد و با دست خالی هم برگشت، هرچند نیت خوبی داشت!»
🔹به عبارتی یعنی نخست‌وزیر ژاپن، از طرف آمریکا «بسته‌ی پیشنهادی» نیاورد و فقط با نیت خیرخواهانه برای جلوگیری از بروز جنگ در منطقه به تهران آمده بود!
🔹این البته یک ادعاست! چون طبق اعلام دفتر رهبری، «آیت‌الله خامنه‌ای از گرفتن نامه‌ی ترامپ از شینزو آبه خودداری کرده است»!
وقتی پاکت نامه را باز نکرده «پس فرستاده‌اند» از کجا معلوم است که دست نخست‌وزیر ژاپن خالی بوده؟
🔹این ادعا برای «توجیه افکار عمومی» است تا قانع شوند «شینزو آبه بدون پیشنهاد خاصی از طرف آمریکا با دست خالی آمد و دست خالی هم روانه شد»! اما حقیقت این است که رهبر نامه‌ی رئیس جمهور آمریکا را باز نکرد. پس از خالی بودن دست میانجی مطمئن نیستیم!
🔹رهبر ج-ا به دنبال گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا، «میانجی» را دست خالی به ژاپن برگرداند!
همان کاری که با میانجی‌های صلح با عراق (بعد از فتح خرمشهر) کردند! آنها را هم یک به یک رد کردند تا عاقبت جنگ را شش سال بعد در اوج ذلت باختند!
بابک‌داد. پنجشنبه ۹۸/۳/۲۳
پنجره‌های ارتباطی:
🔹اینستاگرام
Instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام
t.me/BabakDad
🔹توییتر
twitter.com/BabakDad1
🔹فیسبوک
Facebook.com/babakdad.page
📩ایمیل
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ خرداد ۲۴, جمعه

♦️فتح‌المبینِ راننده اسنپ!♦️

➖بابک‌داد➖
آدم که کوچک می‌شود، همه چیزش کوچک می‌شود! روحش، نگاهش، کارش، آرمان‌هایش و حتی پیروزی‌هایش هم کوچک می‌شوند.
دارد از یک بلندی می‌افتد و تا پایین می‌رود. فکر می‌کند این «حرکت»، یعنی که زنده است! اما در حقیقت؛ این «سقوطی است رو به انحطاط و نابودی»!
🔹برادران! دارید به کجا می‌روید؟ الان رسیده‌اید به تکریم یک راننده‌ی اسنپِ سپاهی که به یک دختر جوان بخاطر حجاب تذکر داده؟ همین؟ و بعد این فرد را جوری باد می‌کنید که انگاری «درب خیبر» را کنده؟ تمام قهرمانانتان همین سایزی هستند؟
🔹دختر جوانی سوار تاکسی اسنپ شده و در بین راه موهایش بیرون زده! راننده‌ی غیرتمند «تیزچشم!»، بلافاصله به او اخطار می‌دهد که «حجابت را درست کن وگرنه پیاده‌ات می‌کنم!» کجا؟ وسط یک اتوبان که این راننده‌ی باغیرت حتماً می‌داند چه خودروهایی جلوی پای یک زن ترمز می‌کنند!
🔹کار «رسانه‌ای» می‌شود و دختر مظلوم به عنوان نماد بدحجابی و راننده‌ی اسنپ به عنوان «قهرمان» معرفی می‌شوند! عکس و مصاحبه تلویزیونی و بزرگداشت از این برادر که «از قضا» پاسدار هم هست و حالا در سنگر نهی از منکر رانندگی اسنپ می‌کند! آن سردار هم موشک‌هایش را می‌گذارد و می‌آید تا با این ابرمرد سِلفی بگیرد!
🔹چه شده؟ کِی به این حد از حقارت رسیدید که قهرمانتان شد این؟ این آدمی که به خاطر بدرفتاری با مسافر و تهدید به پیاده کردنش در اتوبان، باید توبیخ شود!
بس هم نمی‌کنید! می‌خواهید اثبات کنید این بابا درب خیبر شکسته! مدام در این جلسه و آن مراسم نمایشش می‌دهید که ببینید ما چه غیور مردان و چه قهرمانانی داریم؟ ببینید «ما چقدر باحالیم»!
🔹نتیجه‌ی کارتان می‌شود قهر کردن مردم با تاکسی اینترنتی اسنپ و بیکار شدن هزاران راننده و نان‌آورانی که مثل قهرمان پوشالی شما، از «سپاه» حقوق نمی‌گیرند!
🔹برادران! برای فهمیدن دلایل حقارت و شکست خود، لازم نیست دنبال دشمن و نفوذی و جاسوس بگردید. علت شکست را در خود بیابید! آن زمانی که در «مسیر دنیاطلبی» چنان تند تاختید که از بچه‌های جنگ رسیدید به این آدمهای خودنما!
🔹از آن «قهرمانان بزرگ» رسیده‌اید به کوتوله‌های حقیری که یک دختر را به خاطر حجابش، وسط یک اتوبان پیاده می‌کنند! اتوبانی که معلوم است چه خودروهایی و برای چه منظوری جلوی پای او ترمز خواهند کرد! چه حقیر شده‌اید برادران!
🔹حقیر شده‌اید و آرمان‌ها و قهرمانان‌تان هم حقیر شده‌اند! حقیر شدن مثل «بیشعوری یا مردن» است؛ خودتان نمی‌فهمیدش، اما اطرافیان چرا! آنها و مردم می‌فهمند و بدجوری هم عذاب می‌کشند!
بابک‌داد ۹۸/۳/۲۳

♦️یادداشت دوم- هویت راننده اسنپ!

♦️سردار رانندگی و بازدارندگی!♦️

در صف ویژه مسئولان، در نماز عید فطر، آقای س.ع «راننده اسنپ!» پشت سر قاسم سلیمانی نشسته! او کیست؟
🔹آیا او یک راننده است که «از ترس جریمه»، نهی از منکر کرده؟ یا پیام حکومتی‌ها را به جامعه انتقال داده که امسال «سخت‌گیری بر بانوان» شدت بیشتری خواهد یافت؟
🔹از او یک «راننده‌ی بیچاره» در ذهن نسازیم. او و رسانه‌های حکومتی با غوغا و جنجال، یک نمایش تهوع‌آور از «نهی از منکر» به راه انداختند تا در آستانه‌ی تابستان، حساب به دست بانوان بیاید که قرار است سخت‌گیری برای حجاب در ایران بیشتر از قبل باشد و تذکردهندگان هم تجلیل شوند!
🔹هر چه بود، نمایشی حقیر از یک قهرمان پوشالی بود که توانست بر دختر جوانی پیروز شود و او را به پوزش مجبور کند! همین، برای «رسوایی» او و دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی پشت سر او کافی است!
🔹او و سایر سرداران رانندگی و بازدارندگی که برای تفنن، تاکسیرانی می‌کنند، همانطور که از آینه به ناموس مردم خیره می‌شوند تا تذکر لسانی بدهند، «تابلوی پایان جاده!» را هم ببینند. این کارها فقط حکایت از رسیدن به «انتهای مسیر سرکوب و تحمیل سلیقه و اجبار» است!
بابک‌داد ۹۸/۳/۲۳

صفحات و راههای ارتباطی:
🔹اینستاگرام
Instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام
t.me/BabakDad
🔹توییتر
twitter.com/BabakDad1
🔹فیسبوک
Facebook.com/babakdad.page
📩ایمیل
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ خرداد ۲۲, چهارشنبه

♦️علی و راه‌های نرفته‌اش!♦️

➖بابک‌داد➖
سفر شینزو آبه به تهران، هوشمندی روحانی را می‌طلبد! اگر می‌خواهد بازنده‌ی این سفر نباشد!
🔹دونالد ترامپ، با همان اختیاراتی که یک وقتی به چین داد تا کره شمالی را بر سر میز مذاکره بیاورد، حالا شینزو آبه نخست‌وزیر ژاپن را راهی کرده تا تهران را به مذاکره با آمریکا ترغیب کند. می‌پرسند: آیا می‌شود؟ آری! اگر روحانی باهوش باشد!
🔹کلاف پیچیده‌ی ایران و آمریکا تنها در صورتی از بن‌بست فعلی خارج می‌شود که روحانی در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن با صراحت بگوید: «فصل‌الخطاب ما رهبر است»!
🔹اگر شینزو آبه فقط با شخص رهبر دیدار و گفتگو کند، به نتیجه می‌رسد یا نمی‌رسد! روحانی باید بگوید «حرف آخر با رهبر است!» تا به این دوگانگی «دولت ٫ حکومت» خاتمه دهد. وگرنه باز هم مثل برجام، «مواهب» اتفاقات بعدی نصیب خامنه‌ای خواهد شد و «مصیبت‌ها» بر سر روحانی و دولتش خراب می‌شوند. اگر روحانی بخواهد چنان تقسیم‌بندی ناعادلانه‌ای تکرار نشود، باید در کنفرانس خبری پس از ملاقات با آقای آبه هم به رسانه‌های جهان، همین را بگوید: فصل‌الخطاب ما رهبر است!
🔹درست این بود که در این مورد بسیار مهم و ملی، بر اساس اصل ۵۹ قانون اساسی از مردم همه‌پرسی می‌شد. این پیشنهاد را پارسال در همین صفحه مطرح کردم [لینک] اما رهبر اجازه نداد ایده‌ی رفراندوم در موارد ساده‌تر هم مطرح شود!
🔹لذا حالا که مردم از نظر دادن برکنار شده‌اند، خوب است روحانی هم به عنوان رئیس جمهور «قیمت سکوت» را بداند و درک کند که «رهبر به نظر رئیس‌جمهور و ملت ایران اعتنایی ندارد!»
سکوت روحانی با تاکتیک «فصل‌الخطاب ما رهبر است!»، به شفافیت موضع حاکمیت ایران منتهی می‌شود و همه را از این بلاتکلیفی مرگبار نجات خواهد داد.
🔹همچنین آقای خامنه‌ای نمی‌تواند بازی «مجامله، مداهنه و گیج‌گویی» را که همواره با مردم ایران می‌کند، با نخست‌وزیر ژاپن هم تکرار کند. در دیدار با شینزو آبه، رهبر باید صریح سخن بگوید: «مذاکره؟ یا جنگ؟» و مسئولیت هر پاسخی که به ژاپن می‌دهد، مستقیماً بر عهده‌ی خود اوست!
🔹اگر روحانی بگذارد آن «فصل‌الخطاب» برای یک بار، خودش مسئولانه مذاکره کند و مسئولانه حرف بزند، به سود ملت خواهد بود. روحانی باید به یک «دیدار تشریفاتی» با آبه قناعت کند و خودش را قاطی تصمیماتی نکند که توانایی «اجرا و ضمانت» آنها را ندارد!
🔹یکبار برای همیشه باید بگذارند «سیدعلی، راههای نرفته‌اش را با کفش‌های خودش برود»! و مردم هم مسئولیت او در «مذاکره یا جنگ» را بشناسند. این، تاریخی خواهد شد!
بابک‌داد ۹۸/۳/۲۲
راههای ارتباطی:
🔹اینستاگرام
Instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام
t.me/BabakDad
🔹توییتر
twitter.com/BabakDad1
🔹فیسبوک
Facebook.com/babakdad.page
🔹ایمیل
babakdad2@gmail.com

♦️ ازدواج سفید مشاور احمدی‌نژاد با پرستو!♦️


➖بابک‌داد➖
همه چیز با توییت‌های خانم الهام سلمانی (همسر آقای عبدالرضا داوری) شروع شد و «جشن اخلاق نمایی!» این مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد در ماجرای نجفی به سکوتی مرگبار تبدیل شد!
🔹ابتدا شرح ساده‌تر موضوع را از قول یک کاربر توییتر بخوانید: «‏داوری ‎گیر داده بود به نجفی و اصلاح‌طلبا که اینا کمربندشون شله! زنش اومد نوشت بخاطر یک خانومی که ۱/۵ ساله تو زندگی داوری هست، بچه هام مجبورن برن مدرسه دولتی و پولش هم خرج گرفتن خونه و… واسه اون خانم میشه!» او ادامه داده: «‌‎بعد از اون داوری در افق محو شد! یکی واسه زنش نوشته: (مراقب باشید) داوری شما رو برون‌سپاری نکنه!»
🔹اما خانم سلمانی در دو توییت از ماجرای زندگی آقای داوری با یک پرستو در قالب ازدواج سفید و خرج کردن پول زندگی و سهم شهریه‌های مدارس فرزندانشان برای آن پرستو چنین نوشته است: ‌‌‌‎«آری! اینچنین است برادر! امسال ‎آئین و ‎آوین ما ناخواسته و به اجبار پدر، به مدرسه‌ای ‎دولتی رفته‌اند تا شهریه تحصیل این دو فرشته کوچک، صرف هزینه زندگی و اجاره مسکن ‎پرستو یی شود به نام: ‎ف‌.کاف که از شهریور گذشته تا امروز آ.‎داوری را با دست پس زده و با پای پیش می‌کشد، هر روز..!»
🔹همسر آقای داوری در خصوص پرسش‌ها که آیا اکانت توییتر در اختیار خود خانم سلمانی است یا هک شده، توضیح داده:
«خطاب به تعدادی از مخاطبان که مدیریت اکانت مرا سهواّ یا عامدانه، به اطلاعات سپاه منتسب دانسته‌اند: آ.‎داوری بنده را به چند اقدامِ قهرآمیزِ مرحله‌ای، از: انتشار اخبار جعلیِ‌ هدفمند بمنظور ‎بی‌اعتبارنمایی اکانت شخصی‌ام تا: |الی آخر....| تهدید کرده‌اند!
۲/۲- اینجانب، ضمن مطالبه ادله دوستان از طریق احاله به قاعده ‎البینه علی المدعی هر گونه ادعای مرتبط با هک اکانت شخصی‌ام را تکذیب نموده؛ معتقدم اگر باور عمومی نخواهد جز با ورود به بُعد اثباتی ماجرا اقناع شود، یعنی مایل است که مسئله آ.‎داوری از فاز اطلاع رسانی، به فاز انتشار مستنداتی |عمیقاّ متاثرکننده| واردشود!»
🔹خانم سلمانی (داوری) در یک توییت دیگر نوشته: ‌‎«پرستو نه یک مشکل شخصی، بلکه به معضل سیاسی اجتماعی در ساختار حکومتی تبدیل شده است. بویژه آنکه وارد ساختار ‎ازدواج سفید نیز شده باشد.»
🔹او با توییت بالا تأیید کرده ارتباط همسرش با خانم ف‌.کاف از نوع «ازدواج سفید» بوده است. خانم سلمانی همچنین خطاب به یاران احمدی‌نژاد که در موضوع قتل همسر آقای نجفی ابراز شادمانی می‌کردند هم با کنایه گفته: «و سئوال من از شما و همفکران شما اینست که وقتی توپ ‎پرستو در زمین جریان اصلاح‌طلبی بود، چرا علیه آ. ‎نجفی با |یک تیر دو نشان| می‌زدید؟»
🔹از زمان انتشار این اخبار، حضور آقای داوری در توییتر قطع شده و از وی خبری نیست! آنقدر که عده‌ای در شایعه‌ای نامعتبر می‌گویند بازداشت شده است! (چرا؟!)
🔹موضوع دردناک قتل همسر دوم نجفی، بلافاصله از سوی «طیف بهاری» به ابزاری برای انتقامجویی سیاسی تبدیل شد. آقای داوری اظهار تعجب کرد و نوشت: (چرا نجفی، قتل همسر دوم را «برون سپاری» نکرده است؟!) اینک خود او در بازی چرخ روزگار، دچار همان وضعیت تلخی شده که منع می‌کرد!
🔹دار و دسته‌ی احمدی‌نژاد از «شُل بودن کمربند» رقیبان سیاسی خود شادمان بودند که ناگهان خبر آمد شلوار آقای مشاور رسانه‌ای افتاده است!
🔹چه دقیق به آدمی هشدار داده: «هرگز نمیرید؛ مگر آنکه دچار همان سرافکندگی و گناهی شوید که بابت آن، دیگرانی را تحقیر و تمسخر نموده‌اید»!
بابک‌داد ۹۸/۳/۲۰
راههای ارتباطی:
🔹تلگرام
t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام
Instagram.com/BabakDad
🔹توییتر
Twitter.com/BabakDad1
🔹فیسبوک
Facebook.com/babakdad.page
🔹ایمیل
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

♦️بچه متصّل‌هــا!♦️

➖بابک‌داد➖
جیغ آن زن شبیه «آژیر جنگ» است! نه از آن جنگها که خمپاره و بمب‌افکن و سرباز دارند، «جنگی خزنده» با تلفاتی هولناک و کشته‌های بیشتر!
🔹زن جوان صاحبِ پورشه در جنون سرعت خیابان کارگر اصفهان، بدن یک جوان ۲۱ ساله را «سرد» کرده و سر پلیس جیغ می‌کشید: «کشتم که کشتم! پول دیه‌شو میدم!» او فقط نگران بود خطی بر پورشه‌اش نیفتد!
🔹آن سو؛ دادگاه داماد وزیر کار بود. دامادی ۳۶ ساله با ظاهری حزب‌اللهی که با داشتن فقط «پنجاه میلیون تومان»، دهها میلیارد تومان «وام بانکی» گرفته و پس نداده!
این هر دو، آژیرهای یک جنگ فجیع هستند.
🔹محمد شریعتمداری وزیر کار و رفاه، سالها قبل معاون حجت‌الاسلام ری‌شهری در «جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب» بود! اینکه او هنوز از داماد فاسدش اعلام برائت و جدایی نکرده، نشان می‌دهد آن «ارزش‌ها» چقدر بها داشته‌اند!
🔹دامادِ متصل به وزیر در «مدرسه مؤتلفه اسلامی» درس خوانده؛ اما هنوز مؤتلفه از او اعلام برائت نکرده! همان مؤتلفه‌ای که ترور «طاغوتی‌های فاسد!» را مقدس می‌دانست، حالا در برابر فسادهای این «بچه متصّل» و محصل سابق خود خفقان گرفته است!
🔹داماد وزیر «پول کثیف» را در «جشنواره مدافعان حرم» شسته تا پشت جسد آنها پنهان بشود! «ارزشی‌ها» هنوز جیک نزده‌اند!
🔹ولی‌فقیه بیشتر از همه خفقان گرفته! چون مُردابی پر از این «کِرم و زالوها» دارد! چون آنقدر «آتو» دست این و آن دارد که به همه باج می‌دهد؛ از این «بچه متصّل‌ها» تا بقیه!
🔹هم آن صاحب پورشه و هم این داماد متصل به وزیر و سایر «بچه متصّل‌ها»؛ همگی نمایندگان طبقه‌ی اشراف نوکیسه‌ای هستند که از فاصله‌ی «شکاف‌های یک حکومت بیمار» زاده می‌شوند. از فاصله‌های بین ارز دولتی با آزاد، از فاصله‌ی بین حکومت با ملت، مَحرم با نامحرم، خودی با غیرخودی، آقازاده با کارگرزاده،… اینها کِرم‌هایی حقیری هستند که محصول چهل سال «سوءتفاهمی به نام جمهوری اسلامی!» هستند؛ فرزندان شِرک مطلقی به نام ولایت فقیه!
🔹این «حکومت فاسد» ثروت ملی این مردم مظلوم را به جیب دلال‌ها و آقازاده‌ها و بچه متصّل‌ها می‌ریزد تا هر روز قربانی بگیرند! «دیه‌اش را می‌دهند»! حکومت خانه خرابمان می‌کند و مردم را فوج فوج به زیر خط فقر و فلاکت می‌برد…!
🔹می‌پرسند: جنگ می‌شود؟ می‌گویم: آری! و «جنگ واقعی» اینجاست؛ نه در خلیج فارس! اوج آن هم وقتی است که «نوبت انتقام ستمدیدگان» برسد. صدای جیغ کِرم‌ها از حالا می‌آید! کاش بفهمند آن روز خیلی نزدیک شده!
➖پی‌نوشت: قتل اخیر و جنجال نجفی هم برای اینها نعمتی بود!
اما حالا دوباره در ویترین جامعه قرار گرفته‌اند. مردم زهر بچه متصّل‌ها را فراموش نخواهند کرد.
بابک‌داد ۹۸/۳/۱۳
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad

🔹اینستاگرام:
https://www.instagram.com/BabakDad

🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

♦️جنگ می‌شود؟♦️



➖بابک‌داد➖
می‌پرسد: «آیا جنگ خواهد شد؟ با کی؟ آمریکا؟ اسرائیل؟ یا عربستان؟» و از اینجا پاسخهای متعددی روبرویش ردیف می‌شوند.
🔹حقیقت این است که به احتمال زیاد «جنگ ارادی» پیش نخواهد آمد! می‌پرسد: «مگر جنگ غیرارادی هم داریم؟»
داریم! بسیاری از جنگهای تاریخ، با یک جرقه‌ای ناخواسته شعله‌ور شده‌اند. مثل جنگ جهانی اول که صد سال پیش با ترور ولیعهد اتریش به دست یک جوانک ۱۸ ساله جرقه خورد و دنیا را به کام جنگی ویرانگر برد و بیش از ده میلیون نفر قربانی گرفت!
🔹اگرچه ج-ا به «بهانه‌ی جنگ» برای مصرف داخلی نیاز دارد، اما نهایتاً توان اداره کردن یک جنگ بلندمدت را ندارد! و بر خلاف فرمان مضحک رهبر که «آرایش جنگی بگیرید!»، به دلایل فراوان از همان جنگ چند روزه هم تا حد امکان دوری می‌‌کنند!
🔹از طرفی وضعیت داخلی کشور آنچنان مستحکم نیست که حکومت وارد یک جنگ شود. حالا اینکه در میدان شعار و رجزخوانی، چیزهایی می‌گویند تا جلوی طرف مقابل «کم» نیاورند، بازی سیاست است و جدی نیست.
🔹آن طرف هم شخص دونالد ترامپ، قصد «مذاکره با حریفی ضعیف» دارد و فشارهای اقتصادی فعلی را بیشتر خواهد کرد. او تا حالا کنگره را مطمئن ساخته که از کارت حمله نظامی و جنگ علیه حکومت ایران استفاده نخواهد کرد. طبیعی است عربستان و اسرائیل هم «آغازگر جنگ» نخواهند بود. پس روی کاغذ، احتمال وقوع جنگ خیلی کم است.
🔹اما «جنگ غیرارادی» همیشه احتمال دارد. به خصوص بین کشورهایی که راه تماس مستقیم با همدیگر را ندارند!
دو گزینه ممکن است جرقه‌ی یک جنگ (ولو کوتاه) را بین ایران و آمریکا بزند:
🔹اول- تحرکاتی که «نیروهای نیابتی ج-ا» ممکن است علیه آمریکا انجام دهند، که چون حکومت ایران از آنها حمایت می‌کند، تاوان آن را هم می‌پردازد! مثلاً اگر حشدالشعبی یا حزب‌الله لبنان خسارتی به آمریکا و متحدانش بزنند، شبیه «اعلان جنگ از سوی ج-ا» قلمداد می‌شود و می‌تواند باعث واکنش آمریکا شود.
🔹دوم- اشتباهات محاسباتی و یا ماجراجویی سپاه در نزدیکی ناوگان دریایی آمریکا ممکن است به برخورد نظامی منجر شود. دو کشور به رغم چند دهه جنگ سرد با همدیگر، همچنان «تلفن قرمز» بین همدیگر ندارند و نمی‌توانند اتفاقات ناخواسته را به هم اطلاع دهند. نبودن این خط مستقیم بین قوای «متخاصم و همجوار»، می‌تواند فاجعه‌بار باشد.
🔹قطعاً مردم آمریکا و جهان هم مانند ملت ما از جنگ نفرت دارند. پس ما در سمت درستی ایستاده‌ایم اگر فریب «التهابات بی‌اساس» و «بازی کاسبان جنگ» را نخوریم. و اگر به حکومت بفهمانیم «با جنگ مخالفیم»!
بابک‌داد ۹۸/۲/۱۸
🔹اینستاگرام:
http://Instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۴, شنبه

♦️دفاع از «وضعیت» مهناز افشار!♦️

➖بابک‌داد➖
مضحک‌ترین اتفاق قضایی در حال وقوع است! «بازنشر یک توییت، و ارتباط دادن آن به قتل یک فرد ثالث» دارد با فشارهای خاص سیاسی، تبدیل به یک پرونده مضحک می‌شود.
صدها پرسش چالشی در این زمینه وجود دارند که بعدتر پیرامون آنها خواهم نوشت. فعلاً ببینیم علت اصلی «هجوم سازماندهی شده سایبری» بر علیه خانم بازیگری که فعالیت مدنی هم می‌کند، چیست؟
🔹در حقیقت بابت گناهان نابخشودنی نظیر «پرسش، انتقاد و مخالفت»، محافلی تصمیم گرفته‌اند مهناز افشار «تنبیه» شود. از جمله به این دلایل:
🔹او از حق کارگران هفت‌تپه دفاع کرده و صدای آنها و اسماعیل بخشی شد.
🔹از حق دکتر محمدعلی طاهری به عنوان یک زندانی عقیدتی دفاع و با حکم اعدامش مخالفت کرد. و به اعدام شماری از بیگناهان هم انتقاد کرد.
🔹با ازدواج کودکان زیر سن قانونی مخالفت نمود و به دفاع از حقوق آنان پرداخت.
🔹از ورود نیروهای حشدالشعبی عراق به خاک ایران به بهانه‌ی کمک به سیل‌زدگان پرسش کرد.
🔹و به توییت یک آخوند که به دختران و زنان ایرانی پیشنهاد «صیغه موقت با نیروهای حشدالشعبی» داده بود، انتقاد کرد.
🔹در جهان امروز، چهره‌های سرشناسی مانند او (اِما واتسون تا آنجلینا جولی و…) در عرصه‌های اجتماعی هم فعال هستند. با نابرابری، فقر و تبعیض‌ها مخالفت و برای رفع آنها تلاش می‌کنند. و چون در فضای مجازی هم در دسترس مردم هستند، از «برآورد پیام‌های رسیده» به یک جمع‌بندی نسبی می‌رسند و منتشر می‌کنند. انعکاسی از صدای جامعه!
گرچه ممکن است گاهی هم به دام بیفتند و اشتباهی هم بکنند که بعدتر آن را تصحیح نموده و یا پس می‌گیرند.
🔹برای نوشتن این یادداشت، شماری از دیدگاههای خانم افشار را خواندم و اغلب آنها را «همسو با خواست اکثریت جامعه» ارزیابی می‌کنم.
به نظرم او بر سر دو راهی «چشم‌پوشی یا حق‌گویی»، تن به خطراتی داده که می‌توانست به راحت‌طلبی از کنارشان بگذرد. کاش گهگاه سایر افراد سرشناس هم مانند او دلی به «دریای حق‌گویی» بزنند.
🔹فهرست مقصران در ماجرای قتل طلبه همدانی بلند است: از ناجا و پلیس فتا تا سپاه و «واردکنندگان حشدالشعبی»…! و آن آخوند که (با نام مستعار حجازی) پیشنهاد صیغه‌ی زنان ایرانی با حشدالشعبی را در توییتر نوشت و بعد «با شکایت سفارشی از مهناز افشار!»، هویت اصلی خود (دریاباری) را فاش نمود. توییت موهن آن آخوند، عامل اصلی تحریک احساسات مردم بوده است. خانم افشار فقط توییت او را بازنشر کرده که طبق قانون هیچ کشوری، این کار جرم به شمار نمی‌رود!
🔹او بابت مواردی که حاکمیت را مورد پرسش و نقد قرار داده، تنبیه می‌شود و برای همین هم؛ سکوت جایز نیست!
🔹مردم و افراد سرشناس می‌توانند مراقب بازی مافیاها و لشکریان سایبری حکومت باشند و از «وضعیت» (فارغ از «شخصیت») مهناز افشار قاطعانه «دفاع» کنند.
و یا می‌توانند تماشاچی باشند تا یک صدای دیگر هم خفه شود. فقط فراموش نکنند این «آسیابِ صدا خفه‌کن» نوبتی است! بدجوری هم نوبتی است!
بابک‌داد ۹۸/۲/۱۴
🔹اینستاگرام:
🔹وبلاگ فرصت نوشتن:
🔹تلگرام:
🔹فیس‌بوک:
🔹توییتر:
📩تماس:

۱۳۹۸ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

♦️دردهای مادر سه معلول؛ آیا «شنونده» دارد؟

➖بابک‌داد➖
پایم کامل در آتل است و باید چند روز در بستر استراحت مطلق کنم تا بدتر نشود. اما دیدن این ویدئو و رنج‌های این مادر اهل روستایی در حمیدیه (خوزستان)، درد زانوی پیچ خورده را از یادم برده… حالا نیم خیز شده‌ام تا این چند خط را بنویسم، که اگر ننویسم «مدیون» این هموطنم!
🔹این مادر را بابت هشدار سیل به اردوگاه آورده‌اند، همراه سه فرزند معلولش. او و شوهرش به رغم سختی‌های نگهداری از سه فرزند معلول، حالا درگیر «سیل و آوارگی» و مشکلات اردوگاه هم شده‌اند! اما «درد بزرگتر» آنها، گلایه‌های این مادر مظلوم و دردمند است: «سازمان بهزیستی برای نگهداری از سه فرزند معلولم، چهل میلیون تومان می‌خواهد»!
این زن و همسرش سالهاست سه فرزند معلول خود را به تنهایی بزرگ کرده‌اند و ای بسا اگر سیلاب آنها را آواره نمی‌کرد، اینگونه مستأصل و درمانده نمی‌شدند. چرا بهزیستی باید از این خانواده تقاضای پول کند؟ او می‌گوید حتی پولی برای خرید دارو و لباس ندارند، پس این ظلم مضاعف دیگر برای چیست؟
🔹چرا در ایران، «معلولین» تحت پوشش بیمه‌ای کامل دولتی نیستند؟ مگر چه بودجه‌ای می‌خواهد تا معلولان تحت پوشش بیمه‌ای کامل قرار بگیرند؟
در کشوری که منابع عظیم نفت و معادن دارد و هزینه‌های چندین سازمان نظامی بیگانه را می‌پردازد و نفت رایگان به برخی دولتها مثل سوریه می‌بخشد؛ سهم این خانواده از نفتی که از زیر پایشان می‌جوشد، چیست؟
🔹آقای جمهوری‌اسلامی! در بسیاری از کشورهای جهان، خدمات درمانی و بهزیستی «رایگان» به معلولان، امری حل شده است. در کشور «مدعی اسلام!»، از خانواده‌ای سیلزده، با سه فرزند معلول «پول» طلب می‌کنید؟ شرم نمی‌کنید؟
🔹حضرات حکومتی! علما! کلاه غیرتتان را بالاتر بگذارید! «مهرورزی و عدالت» حکومت مستضعفین شما، چشم دنیا را کور کرده!
حق دارید چشم و گوش مردم را بگیرید تا نبینند در «ممالک کافر!»؛ انسان چه کرامتی دارد و اقشار آسیب‌پذیر چگونه از «خدمات رایگان» بهره‌مند می‌شوند.
🔹زانویم که پیچ خورد، از آمبولانس و درمان در بیمارستان و بازگرداندنم تا درب منزل، بدون هیچ هزینه‌ای انجام شد. مانند همیشه. و با احترامی که تمام شهروندان «خودی یا مهاجر» به صورت یکسان برخوردارند.
🔹اینجا دین نمی‌فروشند، اما به مهمترین شعائر دینی مثل «عدالت» با جدیت پایبند هستند. و ارزش‌های دیگری مثل «کرامت انسانـی، برابری، آزادی و…»!
ایرانِ اسلامی به جز شعارهای پوچ چه دارد؟ هیچ! هیچ به علاوه‌ی «انبوهی از فساد»!
بابک‌داد ۹۸/۲/۴
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad

🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad

📩تماس:
babakdad2@gmail.com

♦️کوه «اقتصاد مقاومتی» ملخ زایید!♦️

➖بابک‌داد➖ ۹۸/۲/۳
🔹حشره‌خواری! این ظاهراً «تازه‌ترین ارمغان!» چهل سالگی انقلاب اسلامی در ایران است! و برخی برای «جا انداختن» آن، دست به کار شده‌اند! از نوبرانه‌ی بهاریش شروع کرده‌اند!
🔹روزنامه «خبر جنوب» (چاپ شیراز) که پیوند دیرینه‌ای با «بالا!» دارد، با آب و تاب فراوان از «نوبرانه‌ی بهاری ملخ!» گزارشی منتشر کرده و اهالی شهرستان «گِراش» را به عنوان «ملخ‌خواران استان فارس» معرفی کرده است!
🔹این گزارش؛ بهای هر کیلو ملخ را هم بین ۴۰ تا ۶۰ هزار تومان تعیین کرده و تصاویر اشتهاآوری(!) هم از چند نوع «غذای ملخی» منتشر نموده است!
🔹سازمان جهاد کشاورزی استان فارس هم با «دلسوزی» از مردم فهیم ایران خواسته «ملخ مُرده» نخرند و نخورند! زیرا ممکن است این ملخ‌ها با سمپاشی مرده باشند و سم آنها، خدای ناکرده باعث مسمومیت «مردم رشید ایران اسلامی!» بشود!
🔹اینها یعنی «جا انداختن» ملخ‌خواری در ایران! شش ماه پس از تحریم نفتی و آن همه شعارهای پوچ رهبر درباره‌ی «اقتصاد مقاومتی» و «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند»… نگذشته که به ملخ خواری افتاده‌ایم! خدا قوت!!
🔹زمانی ایران چنان در حال «شتاب اقتصادی و صنعتی» بود که «برخی از سر ناآگاهی» و با تبختر و تکبر، شهروندان شریف کشورهای جنوب خلیج فارس را با صفات زشت و نژادپرستانه‌ای مثل «سوسمار خوار» تحقیر می‌کردند!
🔹اکنون پس از چهل سال حقارت، ایرانیان به ملخ‌‌خواری افتاده‌اند و پیشرفت آن کشورها ظرف همین چهل سال هم، چشم جهانیان را خیره کرده است. از بحرین و امارات و قطر تا عربستان و عمان و…! گویا فقط کشور ما دچار فلج مغزی و «در خود ماندگی» شده است!
🔹این همه حقارتی که نصیب ایران شده؛ «محصول نکبت‌بار استبداد دینی» است! و تازه افرادی مثل ولایتی (مشاور رهبر)، خواب پوشیدن لُنگ و «زندگی به سبک یمنی» را برای مردم ما دیده‌اند. و این یعنی «کوه اقتصاد مقاومتی؛ ملخ زاییده است»!
بابک‌داد ۹۸/۲/۳
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱, یکشنبه

♦️این مجلس چه خاصیتی دارد؟♦️

➖بابک‌داد➖
این طبیعی است که حکومت ایران هم در برابر تحریم‌های آمریکا «مقابله به مثل» کند. اما وقتی این کار بدون تفکر و عقلانیت باشد، موجب «استهزاء و تمسخر» خواهد شد!
🔹عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرحی دو فوریتی نوشته‌اند تا مطابق «فرمان اخیر رهبر» با تحریم‌های آمریکا مقابله به مثل کنند! «طرح تحریم آیفون!» (که لابد منظورشان شرکت اپل بوده!)
🔹از «اشتباهات فاحش و املایی» این طرح که بگذریم، اساس آن بر «توّهمات و ارقام تخیلی» بنا شده و آدم را به فکر می‌اندازد! حساب کرده‌اند غیر از خودمان، دو میلیون نفر در ونزوئلا آیفون دارند، پانصد هزار نفر هم در بولیوی! کوبا هم پانصد هزار تا! بعد هم حساب کرده‌اند؛ خب اگر کشورهای اسلامی هم به «تحریم آیفون» بپیوندند، می‌کند به عبارت «پنج میلیارد دلار ضرر به آمریکا»! و لابد جیغی هم کشیده‌اند که: «وااو! چه شود!»
🔹واقعاً در این مجلس چه خبر است؟ و اگر مجلس نبود، آیا اتفاق خاصی در این کشور می‌افتاد؟ «بود و نبود» چنین مجلسی، چه تفاوتی دارد؟ و اینهمه هزینه‌های نجومی که صرف این مجلس بی‌خاصیت می‌شود، آیا «بازدهی» هم دارد؟ اگر دارد؛ چند درصد؟ چطور؟
🔹حساب کردنش سخت نیست! ۲۹۰ نماینده‌ای که «حداقل» ده میلیون تومان حقوق و منازل سازمانی و خودرو و دفاتر در تهران و حوزه‌های انتخابیه و منشی و راننده و محافظ دارند! و صدها کارمند و مدیر و خدمه در خود مجلس… ارقام سر به آسمان می‌زند!
🔹بعد از سیلاب در ۲۵ استان کشور که از روز ۲۶ اسفندماه از استان گلستان شروع شد، مجلس به تعطیلات نوروزی رفت و وقتی گلستان و لرستان و خوزستان تا سقف زیر آب رفتند، عاقبت روز ۱۸ فروردین سال جدید (حدود ۲۴ روز بعد از آغاز سیل!) مجلس شروع به کار کرد! این به اصطلاح «نمایندگان مردم» در این مدت کجا بودند؟ و چرا یک جلسه‌ی فوق‌العاده برای سیل در این مدت نگذاشتند؟ تفاوت بود و نبود این مجلس را در همین سیلاب سراسری می‌توان فهمید. باقی اوقات که بیشتر شبیه یک «دبیرستان نیمه تعطیل» است تا پارلمان! شوخی و کِرکِر خنده و کُرکُری خوانی!
🔹کسی نمی‌تواند به روشنی بگوید «محصول» این مجلس چه بوده؟ و چه منفعتی برای مردم ایران و یا حتی حکومت اسلامی داشته؟ جز اینکه «تقلیدی مضحک از پارلمان» و «نمایشی سطحی از دموکراسی» است، مجلس در «ساختار نظام جمهوری اسلامی!»؛ چه کارآیی و محصول حقیقی داشته است؟ هیچ! یک «هیچ» بزرگ!
بابک‌داد ۹۸/۲/۱
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad/2566
🔹فیسبوک:
http://facebook.com/BabakDad.page
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ فروردین ۲۸, چهارشنبه

♦️دو اعتراف مهم «سردارِ خاص»! و واکنش سپاه♦️

➖بابک‌داد➖
شاید عشق به دوربین و «شهوت دیده شدن»، موجب می‌شود بعضی افراد مثل سعید قاسمی هم «زیادی حرف بزنند» و هم «حرف زیادی بزنند»! اما در یک برنامه‌ی تلویزیونی، سعید قاسمی حرفهایی زده که قطعاً باعث «دردسرهای جدی» برای بالادستی‌هایش می‌شود!
🔹در برنامه تلویزیونی «رو در رو»، سردار سپاه سعید قاسمی‌؛ از اعزام نیروهای نظامی سپاه به جنگ بوسنی «در پوشش امدادی هلال احمر!» پرده برداشته و سازماندهی نیروهای جهادی در این پوشش را شرح داده است. همچنین در اعترافی عجیب از «همکاری نزدیک القاعده با سپاه!» سخن گفته است!
🔹همین دو کُد از سخنان این سردار خاص(!) سپاه، «شواهد و مدارک قانونی» برای تحریم هلال احمر ایران را به صلیب سرخ جهانی می‌دهد. همچنین می‌تواند «بهترین گواه» برای اثبات سخنان آنهایی باشد که از حضور سران القاعده و طالبان در ایران سخن می‌گویند.
🔹در اساسنامه‌ی صلیب سرخ جهانی که نهادی غیر نظامی و امدادی است، هرگونه سوءاستفاده از یونیفورم امدادی این نهاد برای «اهداف نظامی» ممنوع شده است.
قاسمی می‌گوید: «در بوسنی تحت پوشش هلال‌احمر رفته بودیم تا به نیروهای مجاهدین جهادی آموزش نظامی بدهیم. به تبع ما، القاعده هم آمد و با القاعده‌ایها بودیم. آنها استیل (ظاهر) ما را گرفتند؛ مثل ما سربند و پرچم می‌زدند و ″گردان‌های حمزه سیدالشهدا؟؟″ و…! با مجاهدینی که از سراسر دنیا از ترکیه و فرانسه و آلمان و تونس و… می‌آمدند، در قلب اروپا یگانهای جهادی تشکیل دادیم!»
🔹سخنان سردار قاسمی پیرامون اعزام نیروها و تجهیزات نظامی سپاه در پوشش امدادگران هلال‌احمر به «قلب اروپا» و سازماندهی نیروهای جهادی؛ گل‌به‌خودی او به کل حکومت است. و البته «تخریب جمعیت هلال‌احمر ایران» است که این روزها کم مشکل ندارد و با حضور اجباری نیروهای بیگانه (حشدالشعبی) در مناطق سیلزده، خودبخود «در مظان اتهام همکاری» با این گروههای شبه‌نظامی قرار دارد!
🔹حکومت و سپاه به اشتباه بر این باورند که اینگونه سخنان، اروپا یا جهان را می‌ترساند و ظاهراً این «سرداران خاص!» (قاسمی، نقدی، اله‌کرم، کریمی قدوسی و…) را به دلیل «ضایعات مغزی» مجاز کرده‌اند تا هر سخنی بگویند؛ ولو به ضرر حکومت خودشان باشد! در حالی که هر بار این افراد سخنی می‌گویند، یک «پاس گل» به آن طرف آب می‌دهند تا کمربندهای فشار بر ج-ا را محکم‌تر کنند.
🔹طبعاً ما فقط نگران «دودی» هستیم که از آتش فتنه‌گری این «سرداران خاص!»، ممکن است به چشم «ملت ایران» برود. وگرنه کار این افراد در «خودتخریبی نظام»، انصافاً حرف ندارد!
بابک‌داد ۹۸/۱/۲۸

یادداشت دوم!
♦️تکذیب سپاه و چند پرسش!♦️
سپاه اظهارات "سعید قاسمی" را تکذیب کرد! ابتدا متن خبر را بخوانید و بعد، چند پرسش که پیرو این «تکذیبیه» در ذهن جوانه می‌زند!
▪️به نقل از تسنیم، سردار رمضان شریف سخنگو و مسئول روابط عمومی کل سپاه: «اظهارات آقای سعید قاسمی دیدگاه شخصی و فاقد اعتبار بوده و مورد تأیید سپاه پاسداران نیست!»
▪️سخنگوی سپاه گفت: اظهارات آقای سعید قاسمی که مدتی داوطلبانه در بوسنی حضور داشته‌اند و سال‌های زیادی هم از بازنشستگی ایشان می‌گذرد، دیدگاهی شخصی و فاقد اعتبار بوده و مورد تایید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست.
▪️شریف افزود: این گونه اظهارات از آقای سعید قاسمی مسبوق به سابقه بوده و مسئولیت اظهارات  اخیر  بر‌عهده وی است! در عین حال تاکید می‌کنیم ایشان و برخی افراد که از سازمان سپاه بازنشسته و یا به گونه‌ای جدا شده‌اند، از اظهارنظرهای غیرمسئولانه و خلاف واقع پرهیز کرده و برای دشمنان انقلاب و ملت ایران تولید بهانه و دستاویز نکنند!
♦️چند پرسش!♦️
آیا عوارض سخنان سعید قاسمی که قطعاً «تبعات حقوقی و بین‌المللی سنگینی» برای کشور خواهند داشت، با یک «تکذیبیه» بی‌اثر خواهند شد؟ یعنی به صرف اینکه او «بازنشسته» شده، خاطراتش از «سوءاستفاده سپاه پاسداران از یونیفورم هلال‌احمر در بوسنی» و «ارتباط سپاه با القاعده» هم بی‌اثر و کذب به شمار می‌روند؟ چگونه این دو اتهام سنگین را با یک تکذیبیه بی‌اثر می‌کنید، وقتی پای امثال سعید قاسمی و آن «سردارانِ خاص»؛ به خاطر گفتن امثال این حرفهای پر هزینه هرگز به هیچ دادگاهی باز نشده است؟
🔹وقتی سپاه سخنان این فرد را  تکذیب می‌کند، یعنی آنها را «کذب و دروغ» و قاسمی را «دروغگو» می‌داند. کسی که خاطراتی از «همکاری القاعده و سپاه» را بیان کرده و اگر این «یک اتهام به سپاه و دروغ» باشد، دادگاه نظامی باید بدون درنگ او را محاکمه کند!
آیا سپاه برای برخورد با این فرد و «دروغهایش»، «اقدام قانونی» هم می‌کند؟ یا با همین چند جمله تکذیبیه، سر و ته قضیه را مثل همیشه جمع می‌کند؟!
🔹در کشور هم دستگاه قضایی وجود دارد و هم خود سپاه، یک سازمان عریض و طویل اطلاعات موازی دارد که حتی «فعالان محیط زیست» و «فعالان کارگری» را هم دستگیر و زندانی می‌کند! پس چندین مرجع برای برخورد با «دروغ‌های» این سردار سپاه و پیگرد قانونی او وجود دارد!
🔹آیا سپاه از این فرد شکایت قانونی می‌کند؟ طبیعی است اگر سپاه از وی شکایت نکند، مردم حق دارند اعترافات و سخنان او را درست بدانند و این تکذیبیه سپاه پاسداران را صرفاً برای فرار از مسئولیت تلقی نمایند؟
تعلل سپاه برای شکایت و پیگرد این سردار، با این «تکذیبیه» همخوانی دارد؟
🔹در عرف جهانی، «عدم پیگرد قانونی» سعید قاسمی، «به معنای تأیید» همکاری سپاه با القاعده و استفاده‌های پوششی از هلال‌احمر برای مقاصد نظامی است و تبعات سنگینی در پی خواهد داشت.
🔹گذشته از سپاه، آیا قوه‌ی قضاییه که دادستان آن در هر امر مربوط و نامربوطی وارد می‌شود، در این زمینه اقدامی کرده است؟ یا قصد دارد اقدام کند؟ اگر آری، چگونه؟
🔹آیا قوه‌ی قضاییه به شکایت قانونی «جمعیت هلال‌احمر» از این سردار سپاه؛ رسیدگی سریع و قاطعانه خواهد کرد؟
پاسخ این پرسش‌ها را می‌توان حدس زد! چون سوابق سپاه و دستگاه قضایی و حکومت را همه می‌دانیم!
🔹پایه‌های این حاکمیت را بر «بستن سنگ‌ها و گشودن گرگ‌ها» و تبعیض شدید در آزادی بیان گذارده‌اند. بعضی افراد مثل این سردار، برای گفتن «هر حرفی» آزادی مطلق دارند؛ ولی اکثریت مردم حتی نمی‌توانند «اصول قانون اساسی فعلی» را هم با صدای بلند بخوانند! مثلاً این اصل که: «همه در برابر قانون برابرند…!» چون در ایران اسلامی، «بعضی‌ها برابرتــرند» و خواندن همین اصل قانون اساسی فعلی هم دردسرساز است!
بابک‌داد ۹۸/۱/۲۸
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ فروردین ۲۵, یکشنبه

♦️در «پوشش» کمک‌رسانی؛ بیگانگان در ایران چه می‌خواهند؟


➖بابک‌داد➖
🔹نیروهای حشدالشعبی عراق و فاطمیون افغانستان به بهانه‌ی «مقابله با سیل و کمک‌رسانی» وارد خاک کشورمان شده‌اند!
خبرگزاری رسمی ایسنا با صراحت خبر داد: «نیروها و یگانهای مهندسی حشدالشعبی عراق وارد خوزستان شده‌اند تا نگذارند آب وارد عراق آن شود»!
فاطمیون افغانستان برای چه آمده‌اند؟
🔹در این شرایط اصلاً دوست ندارم سخنی بگویم که «امنیت روانی» مردم ایران و سیلزدگان و مصیبت‌دیدگان را «مغشوش و نگران» کند. اما دو شب است از نگرانی بی‌خواب هستم و این نگرانی را پشت «سکوتی موقتی»، پنهان کرده بودم تا مبادا حرفی بزنم که هموطنانم را بی دلیل نگران کند. حالا وقت پرسش است، تا بعدتر که وقت عمل مسئولان و زمان نتیجه‌گیری ما برسد.
🔹پس بی‌قضاوت از مسئولان می‌پرسم. مردم هم بپرسند که پیکارجویان حشدالشعبی در خوزستان چه می‌کنند؟ مگر کشور «مرزبانی» ندارد که اینها با ساز و برگ نظامی به خوزستان لشکرکشی کرده‌اند و در شهرهای ما رژه می‌روند؟
🔹فاطمیون افغانستان در لرستان چه می‌کنند؟ چرا جاده‌های لرستان، از کمک‌رسانان هموطن «عوارض اتوبان!» سی هزار تومانی می‌گیرند و نیروهای امنیتی مردم کمک‌رسان را به بهانه‌های واهی «محدود و حتی بازداشت» می‌کنند، اما لشکر فاطمیون افغانستان آزادانه وارد خاک پاک لرستان می‌شوند؟
🔹چرا مردم «از انگیزه‌های واقعی» این بیگانگان در خاک کشورمان، احساس بدی دارند؟ چرا حسی به ما می‌گوید که «کمک‌رسانی» این گروهها، صرفاً «پوششی» برای انجام کارهای دیگر است؟ چرا این احساس نگرانی، «فراگیر» شده است؟ مگر این کشور فعلاً «حکومت و دولت مستقر» ندارد که از نیروهای «پیکارجو و جنگجوی» خارجی (و نه نیروهای خبره در سازندگی) کمک می‌گیرد؟ اگر آری، آیا دست دراز کردن پیش «مزدبگیران جنگجو» حجتی آشکار بر بی‌لیاقتی و عجز و ناتوانی این حکومت و سپاه پاسداران نیست؟
🔹حفظ غرور و ناموس برای مردم میهن ما، از حفظ خانه و اموالشان که با سیل رفته، بسیار ارزشمندتر و مهمتر است. این مردم به «حضور نیروهای بیگانه» حساسیت دارند و به «کمک‌رسانی» آنها نیازی ندارند. سپاه و رهبر گمان نکنند با «توجیه کمک‌رسانی»، می‌توانند به حضور بیگانگان در ایران مشروعیت بدهند.
🔹عاقلانه است رهبر و سپاه تا بحرانی در کشور و مناطق سیلزده رخ نداده و مردم مصیبت دیده «واکنشی عصبی» نشان نداده‌اند، این بیگانگان را از خاک ایران بیرون کنند. وگرنه چنانچه بحرانی در بگیرد، بدون تردید زودتر از همه؛ «دامان حکومت اسلامی» را خواهد گرفت.
بابک‌داد ۹۸/۱/۲۵

🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تماس:
babakdad2@gmail.com
♦️در لینک زیر، در نظرسنجی در همین زمینه شرکت فرمایید:
https://t.me/babakdad/2555

۱۳۹۸ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

♦️ناپدری!♦️

نه از آن ناپدری‌ها که خوب و دلسوزند، از آنهایی که با حیله آمده‌اند و برای تصاحب «آش با جاش» با بانویی زیبا و ثروتمند ازدواج کرده و «ناپدری نامهربان» فرزندان آن بانو هم شده‌اند.
🔹زن، در داستان ما حضور ندارد! تو فکر کن در کُماست. در قصه، فقط بچه‌های بی‌پناهش مانده‌اند و ناپدری بدجنس! ناپدریی که برای خود «امپراطوری» ساخته و می‌خورد و می‌چاپد و به فکر بچه‌ها نیست. خودش می‌داند پیش این بچه‌ها «محبوب» نیست و کمی که بزرگتر بشوند، یا مادر که از کُما در آید، یک «اُردنگی» نصیبش می‌کنند و باید کوچه‌خواب شود.
🔹نهایت «دوراندیشی و عقلش» برای آن روزها، این است که بیرون از خانه «محبوبیت بخرد» تا فردای دربدری، «دیگران» پناهش بدهند! شروع کرده از دارایی و ثروت خانه، به این همسایه و آن قلدر محل و این بقال و آن زورگیر، پول و نفت می‌بخشد و از کیسه‌ی خانه و مادر و بچه‌ها، به این و آن «حاتم بخشی» می‌کند.
🔹سیل پاکستان که شد «یکصد میلیون دلار» به آنها بخشید. سوریه که «عیال مخفی» اوست! هر سال برای رونق بازار کربلا، هزاران موکب و خیمه و آمبولانس و غذا و میلیونها دلار پول و «زائران درآمدزا» راهی عراق می‌کند تا جیب همسایه‌ی جنوبی را پر کند. زورگیرها و نورچشمی‌هایی مثل حزب‌الله لبنان و حماس و الشباب و غیره هم به قول خودشان از غذا تا سلاح هر چه را که بخواهند از این ناپدری وامانده می‌گیرند که «گدای اندکی محبوبیت و مشروعیت» است! در آفریقا و آمریکای لاتین، مدرسه و بیمارستان و منزل و ساختمان می‌سازد. پول در کیسه می‌کند و به همه جا می‌فرستد، ولی در داخل این خانه که نه «محبوبیت» دارد و نه «آینده»، ریالی هم برای بچه‌های خانه خرج نمی‌کند!
🔹او در این خانه «آینده‌ای» ندارد؛ پس ثروت خانه را روی دیگران (و بچه‌های ارزشی و عیال مخفی که «ژن خاص!» دارند!) سرمایه‌گذاری می‌کند. حالا بماند که در دل آن زورگیر و بقال و همسایه‌ها چه‌ها می‌گذرد. حدسش البته سخت نیست!
🔹این سیل و زلزله و گرانی و سختی‌ها می‌گذرد. بچه‌های این خانه هم بزرگ و آگاه و توانا می‌شوند. پایشان آنقدری قوت می‌گیرد که بتوانند یک اُردنگی محکم نصیب ناپدری بکنند و پرتش کنند بیرون. و آن زن، که «مام میهن» ماست، روزی از این بستر کُما و فترت بر می‌خیزد و خانه‌ی ما هم «چراغانی» خواهد شد. آن روزها؛ حال و روز این ناپدری و دنباله‌هایش دیدن دارد!
🔹مادرمان «ایران» از این بستر بر می‌خیزد! بچه‌هایش بزرگ و آگاه‌تر شده‌اند. زمان برخاستن دوباره‌اش از این دوران «فترت و خموشی» نزدیک است. خیلی نزدیک…
بابک‌داد ۹۸/۱/۲۰
🔹اینستاگرام:
https://www.instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹فیس‌بوک:
https://m.facebook.com/BabakDad.page
🔹توییتر:
https://twitter.com/BabakDad1
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ فروردین ۱۱, یکشنبه

♦️رنج «سرزمینِ احوالپُرسان»!♦️

➖بابک‌داد➖
مادرم از جوانی (که با پدرم ازدواج کرد)؛ از زادگاهش لرستان کوچ کرد. اما «موسیقی لری» را لای بُقچه‌ی «لالایی‌هایش» با خود به همراه آورد؛ با همان سوز، با همان انتظار و شور. و شبها روی پشت‌بام و در هوای شرجی خرمشهر برای ما زمزمه‌شان می‌کرد. من گاهی ملحفه روی صورتم می‌کشیدم تا نفهمند با سوز لالایی، اشکم سرازیر می‌شود. دردی و شوری در آن بود که بعدها در سِحر آواهای لری پیدایش کردم.
🔹در موسیقی لری، چه جنگی و حماسی باشد و سوگواری یا شاد، همیشه دلی هست که «احوالپُرس» دل دیگری است. هر کجا، یک جور احوالپرسی می‌کند. در شادی و جنگ و سوگ. لرستان در نگاه من، «سرزمینِ احوالپرسان» است. همه پی احوال همدیگرند. هر کسی به زبانی، حال دیگری را می‌پرسد.
🔹مادرم موقع خداحافظی تلفنی، به عادت می‌گفت: «خدا احوالپرست باشه!» و از بچگی که نامه‌هایش را برای بستگان می‌نوشتم، می‌دانستم «ملالی نیست جز دوری»! و این دوری، چه‌ها که بر سر آدم نمی‌آورد.
احوالپرسی؛ از عادات دم به دم لرهاست. و بزرگترین ملال و دلتنگی‌شان، فراق و دوری و غریبی است.
🔹در چنین سرزمینی سیل آمده و راههای صدها روستا را خراب کرده است. پل‌های کوچک و بزرگ بسیاری را تخریب کرده و به چنین مردمی «ملالِ دوری» داده است! رنج بی‌خبری از همدیگر، مردم «دیار احوالپرسان» را بیشتر از خرابی‌های سیل شکنجه می‌کند. و خود سیلاب هم که مصیبتی است هولناک؛ به جای خود!
🔹مردم لرستان خیلی در شرایط بحرانی هوای هم را دارند. به همدیگر سر می‌زنند، غم هم را می‌خورند و از جان و دل به هم کمک می‌کنند. اما وقتی راه و پل و جاده خراب شده، چگونه از دل رنجور همدیگر خبر بگیرند و بار مصیبت‌دیدگان را کم کنند؟
🔹آقای روحانی و جهانگیری باید سری به استان لرستان بزنند و دردها را از نزدیک ببینند. احوال این مردم نجیب را بپرسند و راه و پل و جاده‌ها را زودتر بسازند تا لرستان زیبا دوباره «احوالپرسانِ ایران» باشد. آنگونه که در جنگ بود. و در بازسازی‌ها و در هر کاری. لرستان همواره احوال ایران را می‌پرسد. ایران هم…
🔹سرزمین مادری‌ام! از این دورها آرزو دارم هر چه زودتر مردم سراسر ایران برای یاری رساندنت بیایند. و آقای روحانی هم فراموش نکند اینک نوبت احوالپرسی از لرستان زیباست.
🔹لالاییِ مادرم این شبها، ناخودآگاه در جانم می‌وزد. و سوز غریبش با من است!
این راه؛ «بسته» است و فراق که نمی‌گذارد احوالپرسِ زادگاهم باشم، «بد دردی» است. قلبم اگر نکشد، این فراق و دوری می‌کشد!
بابک‌داد ۹۸/۱/۱۰
#لرستان_را_تنها_نگذاریم
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

♦️لرستان را تنها نگذاریم!♦️
🔹راه دسترسی ۱۲۰ روستای شهرستان الیگودرز استان لرستان به کلی تخریب شده است.
🔹هم اکنون ۶۲۰ روستای الیگودرز در معرض خطر هستند. و آب آشامیدنی در نقاط مختلف وجود ندارد.

۱۳۹۸ فروردین ۶, سه‌شنبه

♦️رفتار ما با فاجعه‌ها!♦️

➖بابک‌داد➖
این ویدئو «چکیده‌ای» از رفتار جامعه‌ی ما در برابر فاجعه‌ها و حتی مرگ است! «متن» حرفهای این راننده را بخوانید که با تمسخر، از سیل حرف می‌زند و وقتی که دیگر خیلی دیر شده، فاجعه را «باور» می‌کند!
🔹ویدئو احتمالاً در ترافیک «دروازه قرآن» شیراز ضبط شده و در آخر آن پیداست آقای راننده، حداقل خودرویش را در سیل از دست می‌دهد. (امیدوارم جانش را نجات داده باشد!)
🔹او اول گزارشگری می‌کند: «سیل اومده! هاا! ملت دارن فرار می‌کنن!»
دقت کنید! او متوجه شده «سیل آمده»، ولی اهمیتی نمی‌دهد: «ماشالله! ماشالله! ها همه فرار کردن!»
🔹از خودروهای دیگر، خانواده‌ها و مردی میانسال به بالای جدول وسط خیابان می‌روند تا به موقع از مسیر سیلاب دور شوند. راننده شیشه را پایین می‌کشد و به آنها «دلداری مفت» می‌دهد و با تمسخر نسخه می‌پیچد که: «چیه؟ سیل داره میاد! چرا می‌ترسین؟ خبری نیس! سوار ماشینتون بشین! خبری نیس!»
🔹آنها بی توجه به راننده‌ی شنگول می‌روند. راننده سری به اطراف می‌چرخاند و باز با تمسخر گزارش می‌کند: «داره سیل میاد، ســیل!»
فشار سیلاب، ماشینهای جلویی را به عقب می‌راند و پراید جلویی هم عقب می‌آید. راننده‌ی شنگول برای پراید «بوق» می‌زند! یا شاید برای «سیل»!
🔹صدای جیغ مردم شنیده می‌شود. او اطرافش را می‌بیند و از اینکه خودروهای جلویی «دور در جا» می‌چرخند و به هم کوفته می‌شوند، شوک می‌شود. کم‌کم وحشتش آشکار می‌شود: «واای! ماشینا رو داره میبره! داره ماشینا می‌بره. وای واای!»
🔹ارتفاع آب خیابان بسیار بالا آمده و ماشین‌ها در هم پیچیده‌اند و خودروی او هم گیر افتاده. او حالا هیچ راه گریزی ندارد! نقاب خنده و تمسخر از صورتش می‌افتد: «وای خدا سیل! وای! تمام ماشینا سیل برد! وای خدا! داره سیل میاد! وای! وااای!»
🔹چرا «خیلی از ما» اینگونه شده‌ایم؟ با فان و شوخی «گزارش مرگ خود» را مخابره می‌کنیم! بقیه را مسخره می‌کنیم و فاجعه‌ها را شوخی می‌گیریم. و در نهایت آخرین لحظات زندگی‌مان را به فاجعه‌ای «سنجاق» می‌کنیم و خلاص!
🔹لابد امروز تصاویر افرادی که با وجود هشدارهای فراوان، باز هم کنار مسیر سیل ایستاده و سلفی می‌گرفتند را دیده‌اید. «زندگی و مرگ» در جامعه‌ی ما، چیزی شبیه کُری‌خوانی این راننده‌ی شنگول شده؛ سطحی و مسخره‌آمیز!
🔹این جامعه «در عمق فاجعه‌ها»، در برابر باور کردن و فهمیدن آنها مقاومت می‌کند! با این نگاه سطحی به زندگی، چنین جامعه‌ای آیا به «نجات خود، نسل بعد و یا کشورمان» می‌اندیشد؟ «آیا اصلاً می‌اندیشد»؟ من تردید دارم.
بابک‌داد ۹۸/۱/۶
🔹وبلاگ فرصت نوشتن:
https://babakdad.blogspot.com
🔹اینستاگرام:
https://www.instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹فیس‌بوک:
https://m.facebook.com/BabakDad.page
🔹توییتر:
https://twitter.com/BabakDad1
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

♦️رفتار سیلاب، و مسیر سیل شیراز!


♦️یادداشت اول: رفتار سیلاب چگونه است؟
➖بابک‌داد➖
اکثر ما گمان می‌کنیم مرگ؛ برای دیگران است و ما «ناظرانِ روئین‌تن و نامیرای جهانیم»! اینطور نیست! با یک تغییر فرمان ناگهانی سیل، ممکن است ما هم قربانی شویم.
🔹سیل؛ «طغیان دیوانه‌وار آب از مسیر همیشگی» یعنی رودخانه‌هاست. وقتی می‌تواند حریم رودخانه را رد کند و به خارج از مسیل بیاید، پس «مسیر معین و مشخصی» ندارد که بتوان کنار آن به تماشا ایستاد!
🔹یک مسئول امدادی گفته بخشی از قربانیان سیلاب امروز شیراز در حال تصویربرداری از آن بوده‌اند که ناگهان با «تغییر جهت سیل» گرفتار شده و با آب رفته‌اند. اگر این خبر هم صحیح نباشد، ویدئوی دوم «تأیید» آن است. سیل مسیر ندارد، دیوانه‌وار دنبال راهی برای عبور است و از روی آدم و آهن می‌گذرد. و ما روئین‌تن نیستیم!
🔹سیلاب با برخورد با موانعی مثل خودروها، در یک آن «تغییر جهت» می‌دهد. فهم آن دشوار نیست که با ایستادن در فاصله‌های کوتاه، با جان خود و عزیزانمان قمار خطرناکی می‌کنیم.
🔹مراعات موارد ایمنی، حال جامعه‌ی شوک زده و دردمند ما را کمتر خراب می‌کند. و مردم کمتری را داغدار خواهد کرد.
🔹بد نیست این پیام را به دیگران هم برسانید.
🏴 یادداشت دوم: مسیری که سیلاب شیراز پیمود!

تاکنون حداقل ۱۷ تن در شیراز کشته شده‌اند؛ آن هم در سیلابی که بعد از فقط هفت دقیقه باران در شیراز بارید!
🔹اصل سیلاب البته از رودخانه‌های شمالی و روی مسیل قدیمی که سابق در کناره‌ی دروازه قرآن قرار داشت، وارد شهر شد و در همان ورودی شهر، خودروهای مسافران نوروزی که در بلندی‌های کوه (آرامگاه خواجوی کرمانی) اُتراق کرده بودند را در هم کوبید و با خود برد!
🔹حدود سی سال قبل مسیل حاشیه‌ای دروازه قرآن را پر کردند تا بار ترافیکی ورودی شهر روان شود. اما برای عبور سیلابهای فصلی که غالباً از سرریز رودخانه به سمت شهر می‌آید، تدبیری اندیشیده نشد!
🔹بعدتر تفرجگاه بزرگ و وسیعی در حاشیه‌های دروازه قرآن ساخته شد که یکی آرامگاه خواجوی کرمانی بود (سمت راست دروازه). و روبروی آن یک پارک و پلکان کوهستانی. وسط هم طاووسی از سازه فلزی و جنس شمشاد و میدانی بزرگ بنا شد.
🔹حالا سیلاب که چندباری خفیف در این اتوبان عریض روان شده، با طغیانی غیرمنتظره به سمت  جنوب (مرکز شهر) و شرق (هفت‌تن) سرازیر شده که از مناطق فقیر شیرازند؛ با خانه‌هایی سُست، و کوچه‌هایی تنگ که امداد را سخت می‌کنند.
🔹متأسفانه هشدارها جدی گرفته نمی‌شوند. دیشب باید «مسیر ورودی شیراز» تخلیه می‌شد!
بابک داد ۹۸/۱/۵

🔹یادداشت‌های روزانه در کانال تلگرام:


۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

♦️تب ۹۸ درجه در راه است!♦️

➖بابک داد➖
🔹نوروزِ دلهره‌آور در دو قدمی است و فقر؛ فرصتی استثنایی پیدا می‌کند تا در خلال دید و بازدیدهای عید امسال، «سیاهی» خود را به خانه‌های بیشتری ببرد و اسباب شرمساری و تحقیر و خشم شود! آنها که دلهره‌های عید را چشیده‌اند، می‌دانند که تلخی آن تا «تمام سال» ادامه پیدا می‌کند!
🔹دلهره‌اش را تجربه کرده‌اید. شبهای اسفند که آنقدر دیر به خانه می‌روی تا بازارها بسته شده باشند. خرید عید را به روزها و حتی ساعتهای آخر سال می‌کشانی، بلکه قیمتها اندکی کمتر شوند و اجناس بنجل و ارزان روی دست کاسب‌ها باد کنند و بتوانی چیزی بخری!
🔹کی از دلت خبر دارد؟ از حقوقی که نگرفته‌ای، از تعدیل نیرو یا کسری حقوقی که به خانواده‌ات نگفته‌ای. از ترسی که از حالا نفست را بریده که همسر و فرزندانت در «کارناوال چشم و هم‌چشمی عیدانه!»، چگونه بین زنان و بچه‌های فامیل «لِه» می‌شوند. از اینکه این دیدارهای فامیلی، چه اندازه تهوع‌آور و ترسناک شده‌اند. چه کسی می‌داند چه قدر در این ۱۵ روز عذاب‌آور فرسوده می‌شوی تا بگذرند؟ تا کسی نفهمد وضع مالی وخیمی داری! به خصوص زن و بچه‌های خودت که هنوز زیرلب غُر می‌زنند «آنقدر دیر رفتیم که چیزی توی بازار نبود!» و تو که «انشالله بعد عید بهترشو می‌خرم!»
🔹رسم مزخرف «خودنمایی و تفاخر» خانم‌های فامیل به طلا و لباس و هدیه‌هایی که همسرشان خریده و نگاه سرزنش‌آمیز همسرت، که یعنی «ببین!»
🔹رقابت نامحسوس مردان فامیل، سر مدل ماشینی که امسال خریده‌اند. رقابت آنها در «پول پاشیدن»، در بذل و بخشش اسکناسهای نو و «درشت» به بچه‌های فامیل! و نگاه معنادار بچه‌هایت که «با این هزار تومنی‌هات آبرومون رفت!»
🔹این #شکاف_طبقاتی و فقری که حالا به این وضعیت وخیم رسیده، از آن کارناوالها و سالها قبل شروع شده و امسال، عریان‌تر از همیشه سر سفره‌ی عید میلیون‌ها ایرانی دیگری می‌نشیند که «سال ۹۷» افتاده‌اند زیر #خط_فقر! چه تحقیرها و سرزنش‌ها و «ببین!»ها و دعواهایی که پشت دید و بازدیدهای عید امسال در انتظار بزرگترهاست. پدر یا مادر سرپرست خانوار! فرقی ندارد.
چه خشم و بُغض‌ها که فرو خورده می‌شوند؛ که: «حالا آبروریزی نکنید! بعد جبران می‌کنم!» فشارهایی که ۱۵ روز تحمل می‌کنی و بعد از عید یا از قلب و معده‌ات بیرون می‌زنند، یا در دعواهای خیابانی و خانوادگی و طلاق کشی و…!
🔹تا یاد دارم؛ هر سال خیلی‌ها را دیده‌ام که چطور بغض‌هایشان روی هم تلنبار شده و بعدتر نابودشان کرده است. از خود نگفتم تا بحث شخصی نشود. وگرنه می‌توانید تصوّر کنید چه موتوری سوزانده‌ام در ۲۸ سالگی! «دیابت ناشی از استرس دائمی». و چند ساعتی کُما!
🔹به خصوص در این یکی دو ساله نشانه‌های عریان «انهدام اجتماعی» را که در راه است، بیشتر می‌بینیم: غارت بار کامیونی که چپ کرده و جنازه‌ی راننده‌اش روی زمین است! دزدی، کیف‌قاپی و رد شدن از روی جنازه‌های همدیگر. «غریبه شدگی» مردم با هم. و این بی‌حسی جمعی که مثل آنفولانزا همه‌گیر شده!
🔹کسی انگار «زنگ خطر» را نشنید؛ آن روز که کامیون‌های کمکهای مردمی برای زلزله‌زدگان در بین راه کرمانشاه غارت شد و به مقصد نرسید! کسی انگار باور نکرده که این جامعه در آستانه‌ی ترکیدن است! و در این عید از «نداری و فقر و باختن در چشم و همچشمی» بیشتر از این هم آماده‌ی انفجار خواهد شد و تبش به نقطه جوش ۹۸ درجه خواهد رسید! چشمهای سال ۹۸، خماری چشمان یک خوک آبستن را دارد! خدا به خیر کند.
🔹یادداشت «تب ۹۶» را سه ماه قبل از اعتراضات دی‌ماه ۹۶ نوشتم. از آغاز خبرنگاری در روزنامه سلام در سال ۱۳۷۰ که اعتراضات مشهد و اسلامشهر و… را به عنوان اولین خبرهایم نوشتم، با صدای دلهره‌آور «بهمنِ بُغص اجتماعی» آشنا هستم. حالا هم دشوار نیست پیش‌بینی روزهایی که بعد از این عید در راهند.
🔹تب و انفجاری، که فراتر از «شورش گرسنگان و فقرا»ست و این بار شبیه دی ۹۶ نخواهد بود. انفجاری است که این بار «شیرازه و بنیاد جامعه ایرانی» را منهدم می‌کند!
🔹دیر نیست که پولدارها را در خیابان بکشند، اموالشان را آتش بزنند و کسی جرأت نکند جلوه‌گری کند! روزهایی در راهند که گوش کسی به «تحول و انقلاب و حکومت بعدی» بدهکار نخواهد بود. روزهایی که خوشه‌های خشم به آتش کشیده می‌شوند و همه چیز را می‌سوزانند! چنان که نه از «تاک» نشان بماند، نه از «تاک‌نشان»!
🔹چنان خشمی؛ کلیت جامعه‌ی ایرانی را متلاشی می‌کند و قطعاً برای هر «ایران‌دوستی» نگران کننده و ترسناک است. حتی معدود افرادی که از فقر و گرانی‌ها خوشحالند و گمان می‌کنند فشارهای اقتصادی به «انقلاب فقرا» منجر خواهد شد، مطمئناً آن روزهای هولناک را نمی‌پسندند!
🔹تب تازه، جدی‌تر از تب ۹۶ خواهد بود، و بسیار ویرانگرتر از آن! در این تردید نکنید!
#بابک_داد ۹۷/۱۲/۲۸
🔹 تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام:
http://Instagram.com/BabakDad
📩تماس:
babakdad2@gmail.com
▪️تب ۹۶ درجه!
https://t.me/babakdad/1722

۱۳۹۷ اسفند ۲۳, پنجشنبه

♦️تیغ‌های دولبه‌ی آصادق!♦️ (۹۷/۱۲/۲۲)


➖بابک‌داد➖
ظلم و بی‌عدالتی آتشی نیست که فقط دامان مظلومان و مردم بی‌پناه را بگیرد! به خانه‌های ظالمان و حاکمان و حتی به «بیت قاضی‌القضات» هم می‌رسد!
🔹صادق لاریجانی در پایان نُه سال ریاستش بر ق.ق اقرار کرد سیستم قضایی فاسدش حتی نتوانسته از حق و حیثیت دختر خودش هم دفاع کند!
او با لحنی رقت‌بار گفت: «گاهی دشمن بیرونی و جاهل درونی (اشاره به احمدی‌نژاد) مشکل ایجاد می‌کند. دشمن شایعه کرد دختر رییس قوه قضاییه جاسوس است!… من عهد کرده‌ام از کسی که تهمت بزند نمی‌گذرم! و کسی را هم که حرف ناحقی را شنید ولی دفاع نکرد، حلال نخواهم کرد!»

🔹چگونه قاضی‌القضاتی که مثلاً «حدود شرعی را حکم و اجرا می‌کند»، به این وضع رقت‌انگیز افتاد؟
🔹وقتی روند دادرسی دادگاهها «ناعادلانه، یکطرفه و جهت‌دار» است و رأی محاکم «خریدنی» هستند، حتی اگر دختر رئیس ق.ق هم مورد تهمت واقع شده باشد، از دادگاهها نفعی نمی‌برد! به این خاطر که او هم می‌فهمد حکم دادگاههای فاسد اعتباری نزد مردم ندارند! و حتی اگر او را از جاسوسی «تبرئه» کنند، باز هم افکار عمومی به عادلانه بودن رأی دادگاهی که زیر نظر پدر اوست، اعتمادی ندارند!
🔹دادگاههای تحت نفوذ باندهای «کار چاق‌کنی» و برخی قضات رشوه‌خوار؛ عِرض و آبرویی برای خود باقی نگذاشته‌اند که حالا بتوانند از عِرض و آبروی دختر رئیس خودشان دفاعی بکنند!
🔹آراء و احکام دادگاهها نزد مردم اعتبار ندارند و پدر این بی اعتمادی، همین آصادقِ قاضی‌القضات بود که هر که را خواست، بدون مدرک متهم و محکوم کرد! تا آنکه دخترش در چنبره‌ی تهمت جاسوسی (راست باشد یا دروغ) افتاد و نتوانست از حیثیت او دفاع کند!
🔹حتی اگر زهرا لاریجانی از احمدی‌نژاد به خاطر تهمت جاسوسی شکایت می‌کرد، آیا می‌توانست به «اعتبار» حکم دادگاههای پدرش دلخوش باشد؟ محاکمی که به فساد مشهورند و ویدئوی «کار چاق‌کنی» عمویش فاضل لاریجانی هم پخش شده!
🔹آصادق چه سیستم قضایی فاسدی ساخت که به درد دخترش هم نخورد؟ چه فضایی از «تهمت و افترای بی سند» ساخت که سیه‌روی و نالان رفت؟
🔹حقیقت اینکه ابزار سیستم آصادق لاریجانی؛ «اتهام‌زنی و بی‌عدالتی» بود. او ندانست که اگر قاضی و دادستان و رئیس قوه می‌توانند به آسانی هر فردی را «بدون ارائه‌ی سند» به هر چیزی متهم و محکوم کنند، این تیغ روزی بر می‌گردد و خودش و نزدیکانش را هم هلاک می‌کند!
🔹بی‌عدالتی فقط دامان مظلوم را نمی‌گیرد، خانه‌ی ظالم را هم می‌سوزاند. آیا رئیس جدید «به موقع» این را می‌فهمد؟
بابک‌داد ۹۷/۱۲/۲۲



♦️کارگر ایرانی، «طوطی در اسارت زاغ»!♦️ ➖ منتشرشده در ۹۷/۱۲/۶➖

اهل «نفرین» نیست حافظ شیرازی؛ اما وقتی پای بی‌عدالتی بیفتد و نابرابری دلش را به آتش بکشد، بد آه می‌کشد!
🔹من «کارگر زاده‌ام»؛ ولی باز هم نمی‌توانم لحظه‌ای از چشم کارگران به فاصله‌ی «عدالت در ایران اسلامی!» با جهان نگاه کنم! درد دارد که حقوق یک کارگر ایرانی «یک هجدهم» حداقل حقوق یک کارگر اروپایی است.
🔹کارشناسان اقتصاد می‌گویند: «حقوق کارگران ایرانی جزو کمترین حقوقهای کارگری در جهان است!» اما این عمق درد را نمی‌رساند!
🔹حداقل حقوق کارگران در ایران (مصوب سال ۹۷) «یک میلیون و ۱۱۵هزار و ۱۴۰ تومان» است. با دلار ۱۲ هزار تومانی، حقوق کارگران ما ماهانه ۹۲ دلار است؛ حدود «یک هجدهم» کمترین حقوق یک کارگر در اروپا! و تازه، کارگر اروپایی بیمه هست و ۸ ساعت در روز کار می‌کند. یک ساعت برای ناهار و دو روز آخر هفته هم تعطیل است. یعنی فقط ۲۲ روز کار می‌کند. به عبارتی ماهیانه ۱۵۴ ساعت و بابت آن «حداقل ۱۵۴۰ دلار ٫ یورو» حقوق می‌گیرد. و این «کف کمترین حقوق» است.
🔹با نرخ فعلی دلار ۱۲ هزار تومانی، کمترین حقوق کارگر اروپایی برای ۱۵۴ ساعت کار، معادل «هجده میلیون تومان» است! همچنین او از «مرخصی استعلاجی با حقوق» نیز برخوردار است. ایمنی و حرمت و احترامش هم سر جای خود!
🔹امسال در ایران، حداقل حقوق کارگران «یک میلیون و ۱۱۵هزار و ۱۴۰ تومان» است که با دلار ۱۲ هزار تومانی، کارگر ما روزی ۴ دلار و ماهی ۹۲ دلار حقوق می‌گیرد!
کارگر اروپایی برای هر یکساعت ۱۰ دلار می‌گیرد و کارگر ایرانی «نیم دلار»!
🔹در بسیاری از صنایع که به صورت «خصولتی» به «خودی‌ها و ژن‌های خوب» واگذار شده‌اند، همین حقوق حداقلی هم ماهها به کارگر پرداخت نمی‌شود و آنها برای دریافت معوقه‌های چند ماهه‌ی خود، ناچار به اعتراض می‌شوند. اعتراض کارگری هم با اتهامات امنیتی گره زده می‌شود و بی جرم و جنایت به زندان می‌افتند.
🔹ظلمی که به کارگران این دیار می‌شود چنان هولناک است که «عرش الهی» را بلرزاند. تو ببین «فوندانسیون دل بیرحم رهبر و مسئولان» ما از چیست که تکان هم نمی‌خورد!
🔹بالاتر گفتم حضرت حافظ یک جا «نفرین» کرده؛ جامعه‌ای را که قدر و قیمت «طوطی» از «زاغ و کلاغ و زغن» کمتر باشد! به خدا کارگران ما طوطیانی هستند که در اسارت لشگری از کلاغ و زاغ و زغن، جان می‌کَنند! بر چنین دیاری که سرشار از ظلم و بی‌عدالتی است، هرگز «سایه‌ی شرف و رحمت و نعمت» افکنده نخواهد شد!
🔹خواجه‌ی شیراز چنین نفرین می‌کند:
همای گو مفکن «سایه‌ی شرف» هرگز!
بر آن دیار که «طوطی» کم از «زغن» باشد!
بابک‌داد ۹۷/۱۲/۶
🔹اینستاگرام:
https://instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

ایران در اِشغال کیست؟ (منتشره در ۹۷/۱۲/۱۷)

♦️ایران در «اِشغال» کیست؟♦️
➖بابک داد➖
نمونه‌های بسیاری هست که مقامات حکومتی بین منافع «انقلاب و نظام» با «ایران» تفکیک قائل شده‌اند. اشتباه لفظی هم نبوده که یکی دو بار باشد، یک «استراتژی دقیق» است که حکومت به «منافع ایدئولوژیک خود» با این مستعار «انقلاب!»، بیشتر از «منافع ایران» اهمیت می‌دهد.
🔹در آغاز جنگ داخلی سوریه، یکی از نزدیکان رهبر «حفظ سوریه را مهمتر از خوزستان!» ذکر کرد. بهمن‌ماه ۹۱ مهدی طائب رئیس قرارگاه عمار گفت: ″اگر دشمن به ما هجوم بیاورد و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد، اولویت ما این است که سوریه را نگه داریم!″
🔹در حقیقت استراتژی حکومت اسلامی؛ حفظ «هلال شیعی و محور مقاومت» از تهران تا عراق و بلندی‌های جولان در سوریه است! مسیری برای حمل و نقل پول و نیروهای نظامی و تسلیحات و موشک تا لب مرز «اسرائیل»! این وسط کشور و ملت «ایران» تا آنجا ارزش دارند که پول و نیروی نظامی به «محور مقاومت» تزریق کنند. باقی ایرانیان که خودی نباشند، نه سهمی از ثروت این کشور دارند، و نه حقوقی و کرامتی!
🔹به عبارتی «ایران» و مردمانش به اِشغال یک ایدئولوژی در آمده‌اند که به دنبال توّهم «محو اسرائیل» است!
🔹ایران در اِشغال یک ایدئولوژی فراسرزمینی و تجاوزگر است. گروگان یک «حکومت ایدئولوژیک» است که سرزمین ایران برایش حکم یک «پایگاه لجستیکی و سازماندهی» دارد و اگر ناچار شود بین «حفظ ایران» و «پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود» انتخابی کند، بی درنگ ایران را نابود یا واگذار خواهد کرد!
🔹به تازگی موسی غضنفرآبادی رئیس دادگاههای انقلاب گفته: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثی‌های یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد»!
🔹یاری کدام انقلاب؟ آنکه می‌گویید «انقلاب مردمی» بود. اگر هنوز هم «مردمی» مانده، که نیازی به یاری «نیروهای وارداتی!» ندارد؟ چه بر سر آن «انقلاب مردمی» آمده که خود «مردم ایران» آن را نمی‌خواهند و برای یاری آن باید حوثی از یمن و حشدی از عراق و… «بیایند»؟ و «یاری» آنها چگونه خواهد بود؟
🔹ایران در اِشغال است، وگرنه باید این افراد بخاطر این «سخنان خیانت‌بار» دادگاهی و محاکمه می‌شدند.
🔹خدای این سرزمین و این مردم، از «حماقت غاصبان ایران» پرده بر می‌دارد تا سخن بگویند و «استراتژی اصلی حکومت» را فاش سازند تا جهان بداند «ایران» برای حاکمان (بخوانید غاصبانش) هیچ ارزشی ندارد!
🔹مسئولیت تاریخی بزرگی بر دوش تمامی ایرانیان قرار گرفته است. آیا هنوز هم در این تردیدی هست؟
بابک‌داد ۹۷/۱۲/۱۷

🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹فیسبوک:
http://facebook.com/BabakDad.page
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

مرد «نحوی» در دریای سیاست! (منتشر شده در تاریخ ۹۷/۱۲/۱۳)

نقدی بر سخنان اخیر دکتر سروش:
♦️مرد «نحوی» در دریای سیاست!♦️
➖بابک‌داد➖
هر گاه که آقای عبدالکریم سروش «تنی به آب سیاست می‌زند»؛ نابلدی خود را با شنا در این دریای دشوار آشکار می‌کند!
🔹شنا در دریای سیاست، عرصه‌ی دقت و نکته‌سنجی است. کسی که مولاناشناس متبحری است، لزوماً تحلیلگر سیاسی متبحری هم نیست. جناب سروش همان قدر که در عرصه‌ی کلام و فلسفه ماهر است، با سیاست (خصوصاً با سیاست عملگرایانه و پویای روز) بیگانه است.
🔹برای همین غالباً که ایشان «موضع سیاسی» می‌گیرد، مانند آن «شاعر نحوی» می‌شود که در میانه‌ی دریای طوفانی گیر افتاد و شنا کردن هم بلد نبود! و کشتی‌بان به او…
➖«گفت: کل عمرت ای نحوی فناست!
چون که کشتی، غرق در گردابهاست!»

🔹سخنان جناب سروش در مراسم چهلمین سالگرد انقلاب در کالیفرنیا چهار نکته دارد.
♦️اول: «سلیقه‌ی سیاسی»!
هر کسی می‌تواند هر سلیقه‌ای داشته باشد و بیانش کند. گفته‌اند: (من صددرصد خمینی را انتخاب می‌کنم!… یا خمینی بی‌نظیر بود و…) اینها نظرات و سلایق شخصی اوست و همه در بیان نظر آزادند.

♦️دوم: «ادعاهای تاریخی»!
ایشان درباره‌ی «سواد برتر آقای خمینی» نسبت به تمام شاهان قدیم و جدید و ایرانی و اروپایی «ادعاهای عجیب و شاذّی» کرده و هیچ مستندات و بیّنه‌ای هم برای ادعاهایش نمی‌دهد.
🔹جناب سروش بهتر می‌داند «اثبات ادعا، بر عهده‌ی گوینده است: البیّنةُ علی المدعی»! اوست که باید مدعیات عجیب تاریخی خود را با سند اثبات کند؛ وگرنه اینها «ادعاهایی شعارگونه» بیشتر نیستند.
🔹تمام ادعاهای این چنینی او؛ «بدون سند» بیان شده‌اند. چه در «بزرگنمایی آقای خمینی» و چه در «تحقیر شاه و دیگران»، ادعاهای او بی‌ارزشند. بهتر است بیاموزیم «ادعاهای بی‌اساس و بی‌مدرک» را نادیده بگذاریم و بگذریم. خواه آنها را «پیامبری» گفته باشد؛ و یا همچون منِ «دیوانه‌ای»!

♦️سوم:‌ «اتهامات اخلاقی»!
جناب سروش؛ خود زخم خورده‌ی بهتان و افتراست! حیرت‌آور است که چگونه اتهامات زشت و «شبه کیهانی» (زنبارگی!) را بر علیه شاه به کار برده است؟
🔹اهانت‌های سخنران، فقط شأن خود او را پایین آورد. سخن گفتنی که آمیخته با افترا و اهانت و بدزبانی باشد، و فقط یک طرف را «خاک» بنامد و دیگری را «از عالم پاک!»؛ اعتبار سخنرانش را نابود می‌کند.
ذهنم دائم از من می‌پرسد: «این انتحار سیاسی دکتر سروش چه توجیهی داشت؟» و پاسخی نمی‌یابد.

♦️چهارم: «داوری‌ها و قضاوت‌ها»!
داوری جناب سروش از افراد هم سراسر تهی از استدلال و منطق هستند و بیشتر طعم «شیدایی به امام!» و «حقد و کینه به شاه» دارد!
🔹وقتی هیچکس نوری بر زندگی خصوصی آقای خمینی نتابیده، چرا باید نسبت «بیسوادی، وابستگی، ترس و…» فقط نصیب شاه شود؟
می‌گوید: «شاه از تاریخ و فرهنگ کهن ایران و از دین مردم اطلاعی نداشت» آیا امام؛ تاریخ و فرهنگ کهن ایران را می‌شناخت؟ مطابق کدام سند داوری می‌کند؟ اینگونه سخن گفتن که از یک منبری هم بر می‌آمد. «سروش» چرا؟!
🔹داوری او درباره‌ی «گذشتگان»، که یکی را بی مستندی بر برج عاج می‌نشاند و دیگران را باز هم بی مدرکی به زعم خود «بی‌حیثیت» می‌کند، حتی از خطیبان نمازجمعه هم انتظار نمی‌رود! قضاوت‌هایی سطحی که نه بار «دانستنی و تاریخی» داشتند و نه باعث تفکر می‌شوند.
این همه «تهی‌دستی» برای یک سخنران ماهر مانند سروش، معمای عجیبی است که دلیلش را خواهم گفت.

🔹ما از جناب سروش در حوزه‌های مولاناشناسی و حافظ‌پژوهی بسیار آموخته‌ایم و به او مرهونیم.
این بار اما با این سخنان عجیب از او آموختیم هرگز در دریای ناآشنا تن به آب نزنیم، گرچه علامه‌ی زمان باشیم! وگرنه ای بسا مثل آن «نحوی»، آخرین دریانوردی نافرجام ما باشد.
🔹آموختیم حتی اگر «علامه‌ی زمان» باشیم، جهان و «خویش» را به فنا خواهیم داد؛ اگر از سر واکنش هیجانی و یا عصبیت سخن بگوییم و کلام خود را از منطق و دلیل خالی و از عصبیت سرشار کنیم!
🔹مولانا در داستان «نحوی و کشتی‌بان»، گویی خطاب به جناب سروش می‌گوید:
➖«گر تو علامه‌ی زمانی در جهان؛
نک فنای این جهان بین؛ وین زمان!»

🔹از سطح سخنان او آموختیم که جمهوری اسلامی در چهل سالگی خود، چنان «عقیم و سترون» است که حتی متکلم ماهری چون دکتر سروش نیز برای جشن مراسم سالگردش، حرفی برای گفتن نمی‌یابد و ناگزیر است از تکرار بت‌سازی خیالی از «امام!» و تحقیر گذشتگان (از هخامنشیان تا پهلوی!) و گفتن سخنانی شعارگونه که توهین به شعور شنوندگانش است! اینها علائم روشنی از «سترونی آن انقلاب» هستند!

🔹شنا در دریای متلاطم سیاست؛ دقت بالایی از نوع «محو» می‌طلبد، و نه شعار و ثناگویی از نوع «نحو»!
➖«محو» می‌باید نه «نحو» اینجا؛ بدان!
گر تو محوی، بی‌خطر در آب ران!
➖«مردِ نحوی» را از آن در دوختیم؛
تا شما را نحوِ «محو» آموختیم!
بابک‌داد ۹۷/۱۲/۱۳
➖پی‌نوشت:
▪️محو: «فرو رفتن و توجه و تمرکز بسیار»!
▪️نحو: زبان شناسی. علم کلام.