۱۳۹۶ مرداد ۲۷, جمعه

کابینه؛ شطرنج‌بازیِ روحانی!

🔷 «سهمیه حذف» یکی‌دو وزیر برای مجلس!
➖ بابک‌داد ➖
اول: من هم موافقم که این کابینه، مورد انتظار «تحول‌خواهان» نیست، اما…! (امّاها را خواهم گفت)
موافقم که عدم حضور زنان و اقلیت‌ها در کابینه، دلسردکننده است، اما…!
من هم از حضور برخی افراد در کابینه، ناامید شدم. و اشاره‌وار بگویم که حذف آنها، «سهمیه‌ی مجلس» است در این شطرنج!

🔹 به شهادت کارنامه‌ام، هرگز صداقت و صراحت و استقلال را به هیچ نفروخته‌ام، سوگند می‌خورم قصدم توجیه روحانی و کارهایش نیست. او باید برای وعده‌های خود به خصوص «رفع حصر»، در اولین فرصت، به ملت گزارش بدهد.
و ما هم با قدرت، باید رفع‌حصر را از نظام «مطالبه» کنیم؛ تا دولت هم به «پشتوانه‌ی ملت» آن را عملی کند!

🔹 "بازی‌خوانی شطرنج‌بازان" سیاست، خیلی مهمتر و جذاب‌تر از این است که صرفاً درباره‌ی کابینه و جایگاه افراد بحث کنیم. اینکه در ذهنیت آقای روحانی چه می‌گذرد و بر اساس چه «الگوی منطقی»، دارد مهره‌هایش را می‌چیند، جذاب‌تر از این است که چه کسی در کابینه‌ی او هست یا نیست! به عبارتی؛ پی بردن به «هندسه‌ی ذهنی» او برای تحقق بخشیدن به اهدافش جالب‌‌توجه است.

🔹 روحانی همچون هاشمی رفسنجانی، نیروهای کابینه را برای «اجرای تاکتیک‌ها و طرح‌هایش» می‌خواهد. مدیرانی قوی و هماهنگ لازم دارد.
او همچنین بنا دارد خودش در مقام «استراتژیست»، بر کلیت «نقشه‌ی راه» احاطه داشته باشد. لازمه‌ی موفقیت او به عنوان یک استراتژیست و شطرنج‌باز، تمرکزش بر برنامه‌هاست. ایده‌هایی که نه او و نه هیچ شطرنج‌بازی، نباید و نمی‌تواند به مردم توضیحشان بدهد. شطرنج‌بازان ماهر، هرگز مشت خود را باز نمی‌کنند!

🔹 قطعا از «کُدهای» سخنان روحانی در معرفی کابینه متوجه شده‌اید که او در تنگناهایی هست که نباید بگوید. او گفت «دوست داشت ۳ وزیر زن بگذارد» اما نشد! گفت افرادی را در نظر داشته اما نشد! و گفت: «فشاری روی من نبوده!»
این سخنان متناقض، «پیامی رمزگونه برای مردم» دارند. چنانچه گفتم؛ قصدم توجیه کسی نیست و نفعی هم نمی‌برم، اما با این «ادبیات» در جمهوری اسلامی آشنا هستم و معناهای پشت این گفتمان را می‌شناسم.
سیاستمدار، مثل شطرنج‌باز است. او نه می‌تواند و نه باید مثل «حسنک‌راستگو!» صاف و صادق بگوید چرا چنین کابینه‌ای چیده‌ام! وقتی که روحانی با «افسوس» از «اما نشد»ها حرف می‌زند، دارد لابلای این حرفها به مردم پیغام می‌دهد که یادم هست که با شما چه قراری دارم. وقتی با زبان معکوس می‌گوید: «هیچ فشاری روی من نبوده!»
یعنی بوده! و «شما مهلتم بدهید»!

🔹 سیاست در «عمل»، عرصه‌ی جار زدن اهداف در بلندگو نیست! راستگویی برای دوران انتخابات است و بعدش، با زیرکی باید به وعده‌ها عمل کرد. سیاست عملی، بازی با «مشت بسته» است.
اگر قبل از هر بازی فوتبال، مربی نقشه اٙرنج تیم و طراحی بازیکنان و تعویض‌ها را جلوی دوربین خبرنگاران «صادقانه» شرح بدهد، آیا این صداقت است یا حماقت؟ و آیا چنین حماقتی، عامل شکست نمی‌شود؟

🔹 روحانی یک «شطرنج‌باز» است که به مسابقه‌ی شطرنج فرستاده‌اید. و به او «اعتماد» کرده‌اید. اما نمی‌شود قبل از بازی و قبل از هر حرکت مهره‌هایش، به او بگویید «درباره فکری که در سر داری، توی رسانه توضیح بده»؟ آیا او باید مشت خودش را باز کند؟! حال که به او اعتماد کرده‌اید، به اعتمادتان «اعتماد» کنید. و زیرک باشید. 

🔹 شما بهتر از من می‌دانید سیاست، عرصه‌ی پیچیده‌تری از یک شطرنج است. گاهی یک «مهره»، باید به چندمین حرکتش برسد تا امتیازی بگیرد. گاهی شطرنج‌باز، مهره‌ای را به منظوری گذاشته! و «مجلس باید آن را حذف کند»! واضح‌تر نگویم!
انتظار اینکه شطرنج‌باز، قبل و بعد از هر حرکت مهره‌اش، بیاید پشت بلندگو و به همه بگوید طرحم چیست، انتظار به‌جا و معقولی نیست!
الان فصل مهره‌چینی کابینه است. برای یک شطرنج‌باز قهار، محاسبه‌ی نقشه‌ها برای کیش‌و‌مات حریفش اهمیت دارد! مهره‌ها را می‌توان تغییر داد.

🔹 سربسته بگویم؛ «مسئولیت حذف» یکی چند مهره‌ی ناهماهنگ کابینه هم بر عهده‌ی نمایندگان مردم در مجلس است. و آنها باید بدون هیچ نگرانی، مهره‌های بد کابینه را حذف کنند!

🔹 به هر حال شمایی که به جای رئیسی و قالیباف، حسن روحانی را پشت فرمان ماشین نشاندید، می‌دانید که سر هر پیچ و چهارراه، نباید بر سر او فریاد زد: «مواظب باششش»!
مردم می‌دانند فشار روانی بر راننده، به «تصادف» می‌انجامد!
مردم هوشیارانه می‌دانند برخی از اینها که کاسه‌ی داغ‌تر از آش و «مطالبه‌گر» شده‌اند، هنوز پوسترهای رئیسی و قالیباف روی دیوار خانه‌شان آویزان است!
پس به این فکر کنیم که «برخی فشارها و توقعات زودهنگام»، دسیسه‌ای است برای مأیوس کردن ملت! تا روزی بدخواهان با پوزخند به شما مردم بگویند: «دیدید اشتباه کردید؟!»

🔹 حسن روحانی سیاستمدار باتجربه و شطرنج‌باز زیرکی است که زمین سیاست ایران را خوب می‌شناسد. لازم است بگذاریم با «تمرکز» کارش را بکند. او به خوبی می‌داند که جز ملت، پشتیبانی ندارد.
صبر؛ استراتژی برندگان است! روحانی را هم به وقتش، باید «نقد و داوری» کرد.

🔹 در پایان صدروز اول دولت (که نتیجه‌ی حرکات اولیه‌ی کار روشن شود) هرگونه اشتباه دولت را با «شمشیر نقد، صاف خواهیم کرد»!
اما یادتان باشد شما با صبر، به پیروزی رسیده‌اید. پس به شطرنج‌بازتان اعتماد کنید و برای هر حرکتش، از او «توضیح» نخواهید! بدانید که؛ مخالفان هم «گوش خوابانده‌اند» تا از لابلای حرفها و توضیحات روحانی به شما، برنامه‌ها و اهدافش را «شناسایی» و پیشاپیش «تخریبشان» کنند!

کلام آخر؛ اگر مانند ایام انتخابات «زیرک و هوشیار و پشتیبان و مطالبه‌گر» باشید؛ به تمام اهداف خود می‌رسید! شک نکنید!
بابک داد
۲۶ امرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad
http://t.me/babakdad


🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۲۶, پنجشنبه

سی هزار «گوشت قربانی»!

🔷 بزرگنمایی شهادت حججی، موقتی است. و سرپوشی است بر فرماندهی غلط و به تله انداختن دهها پاسدار در دشت طنیف توسط چند داعشی پابرهنه! 🔷
➖ بابک‌داد ➖
دو فرمانده ارشد سپاه، با کلیدواژه "شهید حججی" دو جمله گفته‌اند که معنای واقعی‌شان جمله‌ی مشهور فیلم "آژانس شیشه‌ای" است: «فقط عباس گوشت قربونی بود؟!»

🔹 سردار سلامی درباره نحوه اسارت و شهادت بچه‌های سپاه در آن نقطه بی‌سنگر گفته:
"با حمله‌ی انتحاری داعش، بچه‌ها در تله افتادند و همگی شهید شدند و برخی هم مانند شهید حججی، اسیر شدند و بعداً به شهادت رسیدند!"
ترجمه‌ی نظامی سخنان سردار سلامی این است که در شبیخون داعش به «مواضع سُست و خاکریزهای غیرحرفه‌ای سپاه» در دشت وسیع «طنیف» همگی نیروها کشته و یا اسیر شده‌اند! (آیا این فرماندهان نباید محاکمه شوند؟)
سردار عزیز جعفری فرمانده کل سپاه هم گفته: "سپاه ۳۰ هزار نفر مثل شهید حججی را «سازماندهی» کرده است!"
که معنای واقعی این سخن هم این است که ما حالاحالاها ۳۰ هزار گوشت قربانی دیگر داریم! (اوج بی‌مسئولیتی!)

🔹 گوشت قربانی حرم؟ یا بشار اسد؟ یا روسیه؟ قضاوت با خودتان. اما در حمله‌ی اخیر؛ اگر روسیه پشت نیروهای پیاده و بی‌پناه سپاه را در آن دشت صاف خالی نکرده بود، آیا این همه تلفات (که هنوز آمارش را نگفته‌اند!) روی دست سپاه می‌ماند؟

🔹 بله. ما هزاران نیروی ساده‌دل داریم که گمان می‌کنند برای دفاع از حرم اهل بیت به سوریه می‌روند! چیزی که نداریم وفاداری «شریک روس» است که برادران سپاه، زیادی روی آنها حساب باز کرده‌اند.
روسیه‌ای که موقع شلیک موشک‌های کروز آمریکایی به سوریه، دکمه پدافند اس۳۰۰ خود را خاموش کرد. و در جنگ دشت «طنیف» هم پشت نیروهای سپاه را خالی کرد تا به راحتی "قیچی" شوند و مثل محسن حججی، پسر محجوب نجف‌آباد، مفت مفت به اسارت داعش درآیند.

🔹 نیروهای سپاه به عنوان «پیاده‌نظام روسیه»، در جنگ نیابتی روسیه با غرب کشته می‌دهند و فرماندهان سپاه هم دلخوش‌اند که هنوز ۳۰ هزار نفر گوشت دم توپ «مثل شهید حجحی» دارند!
بچه‌های سپاه دیگر باید فهمیده باشند که این، «جنگ ما» نیست. بازی شطرنجی است که سپاه نهایتاً «سرباز پیاده» آن است و سرنوشتی جز قربانی شدن ندارند.

🔹 بچه‌های ساده‌دل سپاه بهتر است بیش از این فریب نخورند. «مؤمن باید زیرک باشد» تا حتی مردنش در بستر هم «شهادت» باشد.
روی «بهانه» دفاع از حرم اهل‌بیت، یا «دور کردن داعش از ایران» بیشتر فکر کنند. اگر این بهانه‌ها را باور کنید، روزگاری باید به خوش‌باوری امروزتان حسرت بخورید. آقایان حاضرند ۳۰ هزار حججی هم بدهند تا رفیق پوتین، از «حکومت آنها» حمایت کند! ولی رفیق پوتین، هرگز شریک و حامی مطمئنی نیست. به وقتش آن فرماندهان هم می‌فهمند که فریب خورده‌اند و آنها هم "قیچی" می‌شوند! هرچند حالا فکر می‌کنند با زرنگی، از حضور در منطقه جنگی دورند و خودشان قربانی دم توپ نمی‌شوند. (وگرنه چرا آقازاده‌ی رهبر و مداحان عاشق شهادت(!) به آن دشت‌های بی‌دفاع نمی‌روند تا به بهشت بروند؟)
آنها هزار هزار حججی را هم قربانی حرص و نادانی خود می‌کنند. اگرچه مطمئن باشید خودشان هم دست آخر، قربانی یک «بازی بزرگتر» می‌شوند…

🔹 حیف از امثال «محسن حججی‌» که قربانی بی‌تدبیری سرداران سپاه شوند. حیف از این جوانان ساده‌دل که قربانی شطرنج سیاسی پوتین و «بقای خاندان فاسد» بشار اسد شوند.
🔹 بچه‌ها! به این هم فکر کنید که «شهادت بدون فکر»، آیا نزد خداوند ارزشی دارد؟
من شک دارم!
[بابک‌داد]
۲۲ اٙمرداد ۹۶
➖ یادداشت حاجی سوک‌سوکی‌ها! را درباره‌ی سفر سیاحتی مداح رهبر به مناطق امن در عراق بخوانید.
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۲۵, چهارشنبه

رهبر معظم! «زن بشار» را چادری کنید!

🔷دین، «ارز» نیست؛ که در ایران و سوریه تفاوت کند!
➖ بابک‌داد ➖
سالهاست که حجاب و چادر را به عاشورا و حضرت زینب ربط داده‌اند! و مدتهاست حضور نظامی سپاه در سوریه را به نام دفاع از حرم حضرت زینب تبلیغ کرده‌اند!
سالهاست دارند با چماق پیام زینب(س)، زنان ما را روی زمین می‌کِشند و تحقیر می‌کنند و به گشت‌ارشاد می‌برند. اسم کارشان را هم «امر به معروف و نهی از منکر» گذاشته‌اند.
اصلاً فرض که اینها التقاط‌ و کاسبی با نام دین نیست. قبول!
با «همین منطق»، جسارتاً یک خواسته‌ی معقول داریم: برسد به دست ولی‌فقیه!

🔹 جناب آقای خامنه‌ای! در برابر هزاران نفری که برای حفظ رژیم بشار اسد به مناطق جنگی سوریه فرستاده‌اید و بنام دفاع از «حرم زینبیه» کشته شده‌اند، چرا خانم اسماءالاسد همسر بشار اسد را امر به معروف نمی‌کنید و از او نمی‌خواهید «حجاب برتر!» و چادر به سر کند؟!
بالاخره او ملکه‌ی کشور سوریه «سرزمین زینبیه» است. برای حفظ پیام عاشورا و زینب (که گفته‌اید «حجاب» بوده) واجب است که این خانم را به «امر ولی‌فقیه» مجبور کنید که باحجاب شود.
دین، «ارز» نیست؛ که در ایران و سوریه تفاوت کند!

🔹 ببینیم آیا «ولی‌امر مسلمین جهان» می‌تواند فقط همین یک نفر را با منطق ولایی و دینی خویش «باحجاب» کند؟ بشار اسد و همسرش هم «شیعه‌ی علوی» هستند و قاعدتاً باید به ولایت و تبعیت از ولی‌فقیه اعتقاد داشته باشند! پس مانعی وجود ندارد جز همت رهبری!

🔹 حالا که همسر سوگوار شهید حججی گفته‌اند: «مدافعان حرم سر می‌دهند تا روسری بماند!» آیا رهبر مسلمانان جهان می‌تواند «پیام خون همین جوان» را به خانم اسماءالاسد برساند و او را محجبه کند؟

🔹 جناب آقای خامنه‌ای! اگر تاکنون تصاویر همسر بشار اسد را ندیده‌اید، باید عرض کنم نامبرده بیشتر از ما به «نهی از منکر» نیازمند هستند! شدت احتیاج وی به امر به معروف آنقدر هست که به عنوان ولی‌امر مسلمین جهان، همین حالا به او امر کنید «حجاب برتر» و چادر (این میراث حضرت زینب) را بر سر کند.

از طرفی شما به عنوان پشتیبان سیاسی و نظامی و ولی فقیه، می‌توانید به شوهرش بشار اسد (که با پول و خون ایرانیان بر مسند حکومت مانده است)، امر کنید تا همسرش را محجبه کند. هواداران خودتان مدام می‌گویند: "بی‌حجابی زن، از بی‌غیرتی شوهر است!" پس برای جلوگیری از بی‌غیرتی بیشتر بشار اسد درنگ نکنید! شکلات او پوشش ندارد!!

🔹 رهبر معظم! بنا به تصاویر گوگل، این خانم متأسفانه دقت لازم را در پوشش خود ندارند. و البته «وزش باد رسواگر» هم (بخصوص هنگام سان‌دیدن از بالای پشت‌بام قصر!) بی‌موقع است!
عجب پدیده‌ای است این باد آبروبر و رسواگر، که می‌تواند «چادر ریا» را در سوئیس غیب کند و دامان اسماء را بر بام قصر عریان سازد!

🔹 آقای خامنه‌ای! اگر توانستید خانم اسماءالاسد را چادری کنید، شخصاً به قدرت و نفوذ شما بر حاکم جائر سوریه (که تاکنون ۵۰۰ هزار تن را کشته و ۵ میلیون نفر را آواره نموده)، ایمان می‌آورم.
اگر فرمان شما را اطاعت کرد، می‌توانید بگویید که در قبال چند هزار نفری که در سوریه تلفات داده‌اید، حداقل موفق به محجبه‌کردن همسر بشار اسد شده‌اید!
و اگر از زیر «فریضه امر به معروف» شانه خالی کنید، مطابق شریعت اسلام عمل نکرده‌اید!

مردم داوران خوبی هستند. آنها خواهند دید که آیا حجاب و فریضه‌ی امر به معروف و غیره را فقط برای زن ایرانی و حکومت و قدرت خودتان «چماق» کرده‌اید؟ یا پای باورتان می‌ایستید و اگر بشار نافرمانی کرد، حمایت از او را قطع می‌کنید؟

اگر نتوانید زن بشار اسد را چادری کنید، مؤمنان باید در اجتهاد و نفوذ منطق شما به عنوان «ولی‌فقیه» شک کنند. و به همان دلیل، باید دست از سر «حجاب اجباری زنان ایرانی» هم بردارید.

🔹 اگر شما «ولی‌امر مسلمین» هستید، زن بشار اسد باید حکم‌تان را اجرا کند. که اگر نکند، شما دارید پول و خون جوانان را برای حکومت یک مرد و زن ناشزه (نافرمان) تلف می‌کنید! قضاوتش با مردم. و با طفل محسن‌ها که روزی درباره علت کشته شدن پدران خود سئوال خواهند کرد.
مؤمنین و اقشار متدین داوری می‌کنند. و اگر نتوانید زن «مهره» خود را محجبه کنید، در خیلی چیزهای شما و نظام‌تان شک می‌کنند!

🔹 اگر به منطق این نوشته، با «منطق عملی» پاسخ دهید، شخصاً درباره‌ی اعزام نیروها به سوریه و پرپر کردن جوانان ایرانی برای دفاع از حرم اسماء(!) انتقاد و پرسشی نخواهم کرد.
فرض می‌کنیم آنها بر اساس اعتقاد خود، دفاع از حرم بشار اسد را انتخاب کرده‌اند.
و تا وقتی اعتقاد خودشان را مثل "مسواک شخصی" نزد خود نگه دارند و به زور توی حلقوم مردم نچپانند، مردم هم به اعتقاد آنان کاری ندارند.

🔹 اما اگر منت کشته‌شدگان «سرزمین اسماء» را بر سر دین مردم بگذارید، آن وقت این مردم با این "مسواک متعفن دین فروشی شما" کار شایسته‌ای نخواهند کرد!
بابک‌داد
۲۴ مرداد ۹۶
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۲۴, سه‌شنبه

"سِلفی گیت"!


♦️ شوق نمایندگان برای سِلفی با موگرینی! ♦️
➖ بابک‌داد ➖
در اغلب کشورها، بعد از پایان مراسمی تشریفاتی مثل "تحلیف"، مهمانان به سالن مجاور هدایت شده و پذیرایی مختصری (سرپایی) می‌شوند.
در آن پذیرایی کوتاه که بدون حضور "دوربین" خبرنگاران است، میهمانان فرصت مناسبی برای گپ و گفت و معاشرت با همدیگر دارند. گاهی عکاسی یادگاری و سلفی هم (البته با موافقت دو طرف!)، در حاشیه‌ی این پذیرایی سرپایی انجام می‌شود.

🔹 نمی‌دانم در مراسم تحلیف آقای روحانی در مجلس، آیا آن پذیرایی انجام شده یا خیر؟
اما ظاهراً بین «ردیف» صندلی مهمانان خارجی با ردیف‌های پشتی که نمایندگان مجلس خودمان روی آنها نشسته بودند، «حائل و مانعی» گذاشته بودند و شاید همین امر، باعث ذوق و شوق نمایندگان برای ارتباط‌گیری(!) و «سلفی گرفتن» با میهمانان ردیف‌های جلویی شد!

با این همه و از بین آنهمه شخصیت‌های سیاسی و نمایندگان کشورهای اسلامی و…، ظاهراً نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فقط خانم فدریکا موگرینی را صدا زدند تا به نزدیک «حصار حائل!» بیاید و با آنان سلفی بیاندازد! از اینجا، رسوایی و بی‌آبرویی «سلفی‌گیت» آغاز شد!

🔹 بالا و پایین پریدن چند نماینده برای سلفی گرفتن با یک خانم اروپایی، علاوه بر اینکه تصویر نامناسبی از نمایندگان مجلس اسلامی! به دنیا مخابره کرد، باعث شگفت‌زدگی سایر مهمانان خارجی و خود خانم موگرینی هم شد!

🔹 متأسفانه جز تقاضای سلفی، به دلیل ندانستن زبان انگلیسی، نمایندگان مجلس راهی به غیر از استفاده از "زبان بدن" یا بادی لنگوئیج نداشتند! همین امر موجب شد تا «حرکات عجیب دست و صورت» آنها، اغراق‌آمیز و مضحک‌تر به نظر برسد. به این اضافه کنید اسیر بودن نمایندگان را در پشت «حصار»، که این کمدی تلخ را رقت‌انگیزتر می‌ساخت!

🔹 از طرفی حضور آقای حسن قشقاوی معاون کنسولی وزیر خارجه در ادامه‌ی این مضحکه، بر «وخامت اوضاع» افزود!

درستش این بود که طبق پروتکل‌های تشریفاتی، آقای قشقاوی خانم موگرینی را به راهنمای مخصوص می‌سپرد، یا او را تا فاصله‌ی مطمئنی از این نمایندگان ذوق‌زده مشایعت می‌کرد تا ماجرا کش پیدا نکند!

حال آنکه آقای معاون کنسولی، در حد یک عکاس آتلیه‌ای وارد گود شد و بین نمایندگان آن طرف حصارها و این خانم اروپایی، نقش واسطه و عکاس و کارگردان را ایفا نمود. موبایل می‌گرفت و می‌داد و خانم را در قاب «جانمایی» می‌کرد…
و کم مانده بود از نمایندگان بخواهد با شماره ۳,۲,۱ با هم بگویند: «سییب!»

🔹 بعضی از نمایندگان بعدها گفته‌اند که قصدشان گفتگو با خانم موگرینی بوده! که چنانچه خودشان گفته‌اند به دلیل «مشکل زبان» و محل نامناسب گفتگو، طبعاً چیزی بیشتر از یک سری ادا و اطوار حاصل نشده است!

یکی گفته از موگرینی خواستیم بگوید مرگ بر…! یا به او گفتیم: درود بر اروپا! و جالب اینکه اقرار کرده‌اند که تمام اینها را به «فارسی» می‌گفتند و انتظار داشته‌اند قشقاوی، علاوه بر نقش عکاس سلفی، «مترجم» هم باشد!

🔹 در آخرین فراز این نوشته حیف است از «حرکات آکروباتیک و ژانگولر» برخی از نمایندگان محترم که محاسنی سفید کرده و پا به سن گذاشته‌اند، یادی نشود!
مطلقاً فرقی ندارد عضو کدام گروه سیاسی باشند. رفتارهای برخی از آنها که روی مانیتور و میکروفون لم داده و یا بدن خود را مانند نرم‌تنان، کج و معوج کرده‌اند، یک رسوایی محض بود که تا روی جلد نشریات جهانی هم رفت.

🔹 تیم دکتر ظریف حالا حالاها درباره‌ی برجام با خانم موگرینی و جهان خارج کار دارد. من فکر نمی‌کنم خاطره‌ی این حرکات سخیف، به این زودی از ذهن آنها پاک شود.
هر وزیر خارجه گاهی «ناگزیر» است تا از «کارت موافقت یا مخالفت پارلمان کشورش» در مذاکرات مختلف استفاده کند. ساده‌ترین خسارت رفتار نمایندگان ذوق‌زده با این "سلفی‌گیت"، این بود که این «ابزار دیپلماتیک» را از دست وزیر خارجه درآوردند!

🔹 آیا عطش سلفی گرفتن با فدریکا موگرینی؛ به اینهمه خساراتش می‌ارزید؟
به نظرم اگر این نمایندگان، خودشان «پیشقدم تنبیه خویش» بشوند و در یک ابتکار گروهی، از خسارات آن اعمال رقّت‌انگیز خود بکاهند، پسندیده‌تر است از اینکه احتمالاً توسط مقامات بالای مجلس با آنها برخوردی شود و یا تا ابد بدنام بمانند.

🔹 اینجا نقطه‌ی تمایز «منافع ملی» بر «منافع شخصی» است. جایی که آنها می‌توانند صداقت و ندامت خود را اثبات کنند و «پایان آبرومندانه‌ای» بر رفتارهای زشت‌شان بگذارند.
انتخاب، با خود آنهاست. اینکه آخرین تصویر ثبت‌شده‌ی آنها، همان سلفی‌های سخیف باشد؟ و یا شجاعانه، رفتارشان را جبران کنند و نام نیکی به جا بگذارند.

🔹 پی‌نوشت: لازم است آقای ظریف با معاون کنسولی خود یک برجام رفاقتی داشته باشد!
اگر نبود «حضور گرم و هنرنمایی» جناب قشقاوی، ای بسا قضیه تا به آن اندازه «کش» نمی‌آمد! و خانم موگرینی هم با آرامش، صحن مجلس را ترک می‌کرد.
بابک‌داد
۱۹ مرداد ۹۶
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۱۱, چهارشنبه

بوٙد آیا که درِ "حصر و اوین" بگشایند؟

اگر صدایم به رهبر جمهوری اسلامی می‌رسد، از ایشان (حتی با فروتنی و احترام) می‌خواهم تا فرصت از کف نرفته، کاری کند «کارستان»! و درهای حبس و حصر را باز کند. 
به ایشان قول می‌دهم که پشت آن درها، علاوه بر محبوسان بیگناهی که آزاد می‌شوند، «سرمایه اجتماعی عظیمی» هم برای نظام و شخص رهبری پنهان است که کم از «گنج» ندارد. این گشایش، می‌تواند زخم‌های رابطه بین رهبری با ملت را اندکی بهبود بخشد و گامی باشد بر روند همدلی ملت که در شرایط حاضر منطقه‌ای و جهانی، برای «حفظ تمامیت ارضی ایران» سخت به آن نیاز داریم.

🔹 اگر صدایم به ایشان می‌رسد توصیه می‌کنم بهترین استفاده را از فضای این روزهای جامعه‌ی منتظر بکنند و با «آزاد کردن #تمامی_زندانیان عقیدتی و سیاسی» و #رفع_حصر ؛ هوشمندانه بر فضای سیاسی کشور مسلط شوند و جوّ عمومی را با ابتکار عمل تغییر دهند. قول می‌دهم کسی (حتی مخالفان نظام) این کنش هوشمندانه ایشان را نشانه‌ی «عقب‌نشینی» رهبر نخواهد دانست. بلکه برعکس؛ این کار نشانه‌ای از هوشمندی و موقع‌شناسی آقای خامنه‌ای تلقی خواهد شد. و چنانچه گفتم هیچ تردیدی ندارم که این آزادسازی در فضای فعلی جامعه، باعث «افزایش سرمایه اجتماعی» نظام و شخص آیت‌الله خامنه‌ای خواهد شد.

چه چیزی برای یک رهبر سیاسی، بهتر از این که با یک حرکت، بیشترین بُرد و بهره را نصیب خود و حکومتش کند؟

🔹 شمار کل زندانیان عقیدتی و سیاسی و محصورین، چندان تعداد بالایی نیست که تهدیدی برای حاکمیت باشند. و خود رهبر می‌داند که آزادی آنان، حکومت را به خطر نمی‌اندازد. چه؛ هیچکدام آنها هم اصولاً اهل انجام کارهای خطرناکی برای بیان انتقاد و مخالفت نبوده‌اند و نیستند. همه‌ی محبوسان بدون استثنا از آیت‌الله #کاظمینی_بروجردی بگیرید تا دکتر #محمدعلی_طاهری، از #ضیاء_نبوی تا #آرش_صادقی و از آقایان #کروبی و #موسوی تا خانم‌ها #رهنورد و #نرگس_محمدی و… «همگی آنها» جمعی از دلسوزان این کشور و ملت هستند که فقط «متفاوت از حاکمیت» می‌اندیشند، همین! اما هیچکدام آنان مطلقاً خطری برای نظام نداشته‌اند. خطر آن است که با حبس بی‌فایده‌ی آنها، اتهام «نقض حقوق بشر» را هم به ابزارهای فشار جهانیان بر ایران اضافه کنید. خوب است بسنجید که حبس این جمع منتقدان و مخالفان، آیا به تبعات مضرّ و عظیم آن می‌ارزد؟ و نیکوست اگر به فایده‌های آزادی آنها هم نظری کنید. مطمئناً هیچ سودی در ادامه‌ی حصر و حبس زندانیان عقیدتی و سیاسی وجود ندارد و تماماً ضرر است. و جلوی ضرر را همینجا بگیرید که منفعت است. و اگر دیر شود و اتفاق بدی برای محبوسان بیافتد، دیگر ضرر پشت ضرر خواهد بود.

🔹 آزاد کردن زندانیان در فضای کنونی، که همه چیز برای ایجاد یک همدلی ملی مهیاست، برای نظام و رهبری «پرمنفعت» خواهد بود. این را از زبان این مخالف منصف خویش بپذیرید.
ولی برعکس (خدای نکرده با فوت و یا بروز هر اتفاق بدی برای آنان)، در نهایت آسیب و ضرری که به پای رهبری نوشته می‌شود، بی‌حساب است و موجب زیان و خسران بیشتر برای حکومت خودتان خواهد شد.
حساب سود و زیان چندان دشوار نیست. اجرای آن ذکاوت و جسارت می‌خواهد که امیدوارم این بار در حاکمیت و رهبری نظام بروز نماید.

🔹 تکرار می‌کنم که فضای روانی جامعه، مهیای یک اتفاق مثبت است. و ایران در شرایط خاصی است که به چنان اتفاق مثبتی نیاز دارد تا تمامیت آن حفظ شود.
آیا آقای خامنه‌ای این «فرصت طلایی» را قدر می‌دانند؟ بگذارید خوش‌بین باشم و برای وضعیت حساس کنونی ایران و رفع تهدیدها از سر کشورمان، بگویم: «امیدوارم»!
همه در انتظار «گشایش» درب حصر و اوین می‌مانیم. بپایید که زمان از دست نرود…
کاش این نوشته به دست رهبری برسد.
بابک‌داد
۱۱ مرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com