۱۳۹۶ مرداد ۲۷, جمعه

کابینه؛ شطرنج‌بازیِ روحانی!

🔷 «سهمیه حذف» یکی‌دو وزیر برای مجلس!
➖ بابک‌داد ➖
اول: من هم موافقم که این کابینه، مورد انتظار «تحول‌خواهان» نیست، اما…! (امّاها را خواهم گفت)
موافقم که عدم حضور زنان و اقلیت‌ها در کابینه، دلسردکننده است، اما…!
من هم از حضور برخی افراد در کابینه، ناامید شدم. و اشاره‌وار بگویم که حذف آنها، «سهمیه‌ی مجلس» است در این شطرنج!

🔹 به شهادت کارنامه‌ام، هرگز صداقت و صراحت و استقلال را به هیچ نفروخته‌ام، سوگند می‌خورم قصدم توجیه روحانی و کارهایش نیست. او باید برای وعده‌های خود به خصوص «رفع حصر»، در اولین فرصت، به ملت گزارش بدهد.
و ما هم با قدرت، باید رفع‌حصر را از نظام «مطالبه» کنیم؛ تا دولت هم به «پشتوانه‌ی ملت» آن را عملی کند!

🔹 "بازی‌خوانی شطرنج‌بازان" سیاست، خیلی مهمتر و جذاب‌تر از این است که صرفاً درباره‌ی کابینه و جایگاه افراد بحث کنیم. اینکه در ذهنیت آقای روحانی چه می‌گذرد و بر اساس چه «الگوی منطقی»، دارد مهره‌هایش را می‌چیند، جذاب‌تر از این است که چه کسی در کابینه‌ی او هست یا نیست! به عبارتی؛ پی بردن به «هندسه‌ی ذهنی» او برای تحقق بخشیدن به اهدافش جالب‌‌توجه است.

🔹 روحانی همچون هاشمی رفسنجانی، نیروهای کابینه را برای «اجرای تاکتیک‌ها و طرح‌هایش» می‌خواهد. مدیرانی قوی و هماهنگ لازم دارد.
او همچنین بنا دارد خودش در مقام «استراتژیست»، بر کلیت «نقشه‌ی راه» احاطه داشته باشد. لازمه‌ی موفقیت او به عنوان یک استراتژیست و شطرنج‌باز، تمرکزش بر برنامه‌هاست. ایده‌هایی که نه او و نه هیچ شطرنج‌بازی، نباید و نمی‌تواند به مردم توضیحشان بدهد. شطرنج‌بازان ماهر، هرگز مشت خود را باز نمی‌کنند!

🔹 قطعا از «کُدهای» سخنان روحانی در معرفی کابینه متوجه شده‌اید که او در تنگناهایی هست که نباید بگوید. او گفت «دوست داشت ۳ وزیر زن بگذارد» اما نشد! گفت افرادی را در نظر داشته اما نشد! و گفت: «فشاری روی من نبوده!»
این سخنان متناقض، «پیامی رمزگونه برای مردم» دارند. چنانچه گفتم؛ قصدم توجیه کسی نیست و نفعی هم نمی‌برم، اما با این «ادبیات» در جمهوری اسلامی آشنا هستم و معناهای پشت این گفتمان را می‌شناسم.
سیاستمدار، مثل شطرنج‌باز است. او نه می‌تواند و نه باید مثل «حسنک‌راستگو!» صاف و صادق بگوید چرا چنین کابینه‌ای چیده‌ام! وقتی که روحانی با «افسوس» از «اما نشد»ها حرف می‌زند، دارد لابلای این حرفها به مردم پیغام می‌دهد که یادم هست که با شما چه قراری دارم. وقتی با زبان معکوس می‌گوید: «هیچ فشاری روی من نبوده!»
یعنی بوده! و «شما مهلتم بدهید»!

🔹 سیاست در «عمل»، عرصه‌ی جار زدن اهداف در بلندگو نیست! راستگویی برای دوران انتخابات است و بعدش، با زیرکی باید به وعده‌ها عمل کرد. سیاست عملی، بازی با «مشت بسته» است.
اگر قبل از هر بازی فوتبال، مربی نقشه اٙرنج تیم و طراحی بازیکنان و تعویض‌ها را جلوی دوربین خبرنگاران «صادقانه» شرح بدهد، آیا این صداقت است یا حماقت؟ و آیا چنین حماقتی، عامل شکست نمی‌شود؟

🔹 روحانی یک «شطرنج‌باز» است که به مسابقه‌ی شطرنج فرستاده‌اید. و به او «اعتماد» کرده‌اید. اما نمی‌شود قبل از بازی و قبل از هر حرکت مهره‌هایش، به او بگویید «درباره فکری که در سر داری، توی رسانه توضیح بده»؟ آیا او باید مشت خودش را باز کند؟! حال که به او اعتماد کرده‌اید، به اعتمادتان «اعتماد» کنید. و زیرک باشید. 

🔹 شما بهتر از من می‌دانید سیاست، عرصه‌ی پیچیده‌تری از یک شطرنج است. گاهی یک «مهره»، باید به چندمین حرکتش برسد تا امتیازی بگیرد. گاهی شطرنج‌باز، مهره‌ای را به منظوری گذاشته! و «مجلس باید آن را حذف کند»! واضح‌تر نگویم!
انتظار اینکه شطرنج‌باز، قبل و بعد از هر حرکت مهره‌اش، بیاید پشت بلندگو و به همه بگوید طرحم چیست، انتظار به‌جا و معقولی نیست!
الان فصل مهره‌چینی کابینه است. برای یک شطرنج‌باز قهار، محاسبه‌ی نقشه‌ها برای کیش‌و‌مات حریفش اهمیت دارد! مهره‌ها را می‌توان تغییر داد.

🔹 سربسته بگویم؛ «مسئولیت حذف» یکی چند مهره‌ی ناهماهنگ کابینه هم بر عهده‌ی نمایندگان مردم در مجلس است. و آنها باید بدون هیچ نگرانی، مهره‌های بد کابینه را حذف کنند!

🔹 به هر حال شمایی که به جای رئیسی و قالیباف، حسن روحانی را پشت فرمان ماشین نشاندید، می‌دانید که سر هر پیچ و چهارراه، نباید بر سر او فریاد زد: «مواظب باششش»!
مردم می‌دانند فشار روانی بر راننده، به «تصادف» می‌انجامد!
مردم هوشیارانه می‌دانند برخی از اینها که کاسه‌ی داغ‌تر از آش و «مطالبه‌گر» شده‌اند، هنوز پوسترهای رئیسی و قالیباف روی دیوار خانه‌شان آویزان است!
پس به این فکر کنیم که «برخی فشارها و توقعات زودهنگام»، دسیسه‌ای است برای مأیوس کردن ملت! تا روزی بدخواهان با پوزخند به شما مردم بگویند: «دیدید اشتباه کردید؟!»

🔹 حسن روحانی سیاستمدار باتجربه و شطرنج‌باز زیرکی است که زمین سیاست ایران را خوب می‌شناسد. لازم است بگذاریم با «تمرکز» کارش را بکند. او به خوبی می‌داند که جز ملت، پشتیبانی ندارد.
صبر؛ استراتژی برندگان است! روحانی را هم به وقتش، باید «نقد و داوری» کرد.

🔹 در پایان صدروز اول دولت (که نتیجه‌ی حرکات اولیه‌ی کار روشن شود) هرگونه اشتباه دولت را با «شمشیر نقد، صاف خواهیم کرد»!
اما یادتان باشد شما با صبر، به پیروزی رسیده‌اید. پس به شطرنج‌بازتان اعتماد کنید و برای هر حرکتش، از او «توضیح» نخواهید! بدانید که؛ مخالفان هم «گوش خوابانده‌اند» تا از لابلای حرفها و توضیحات روحانی به شما، برنامه‌ها و اهدافش را «شناسایی» و پیشاپیش «تخریبشان» کنند!

کلام آخر؛ اگر مانند ایام انتخابات «زیرک و هوشیار و پشتیبان و مطالبه‌گر» باشید؛ به تمام اهداف خود می‌رسید! شک نکنید!
بابک داد
۲۶ امرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad
http://t.me/babakdad


🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۲۶, پنجشنبه

سی هزار «گوشت قربانی»!

🔷 بزرگنمایی شهادت حججی، موقتی است. و سرپوشی است بر فرماندهی غلط و به تله انداختن دهها پاسدار در دشت طنیف توسط چند داعشی پابرهنه! 🔷
➖ بابک‌داد ➖
دو فرمانده ارشد سپاه، با کلیدواژه "شهید حججی" دو جمله گفته‌اند که معنای واقعی‌شان جمله‌ی مشهور فیلم "آژانس شیشه‌ای" است: «فقط عباس گوشت قربونی بود؟!»

🔹 سردار سلامی درباره نحوه اسارت و شهادت بچه‌های سپاه در آن نقطه بی‌سنگر گفته:
"با حمله‌ی انتحاری داعش، بچه‌ها در تله افتادند و همگی شهید شدند و برخی هم مانند شهید حججی، اسیر شدند و بعداً به شهادت رسیدند!"
ترجمه‌ی نظامی سخنان سردار سلامی این است که در شبیخون داعش به «مواضع سُست و خاکریزهای غیرحرفه‌ای سپاه» در دشت وسیع «طنیف» همگی نیروها کشته و یا اسیر شده‌اند! (آیا این فرماندهان نباید محاکمه شوند؟)
سردار عزیز جعفری فرمانده کل سپاه هم گفته: "سپاه ۳۰ هزار نفر مثل شهید حججی را «سازماندهی» کرده است!"
که معنای واقعی این سخن هم این است که ما حالاحالاها ۳۰ هزار گوشت قربانی دیگر داریم! (اوج بی‌مسئولیتی!)

🔹 گوشت قربانی حرم؟ یا بشار اسد؟ یا روسیه؟ قضاوت با خودتان. اما در حمله‌ی اخیر؛ اگر روسیه پشت نیروهای پیاده و بی‌پناه سپاه را در آن دشت صاف خالی نکرده بود، آیا این همه تلفات (که هنوز آمارش را نگفته‌اند!) روی دست سپاه می‌ماند؟

🔹 بله. ما هزاران نیروی ساده‌دل داریم که گمان می‌کنند برای دفاع از حرم اهل بیت به سوریه می‌روند! چیزی که نداریم وفاداری «شریک روس» است که برادران سپاه، زیادی روی آنها حساب باز کرده‌اند.
روسیه‌ای که موقع شلیک موشک‌های کروز آمریکایی به سوریه، دکمه پدافند اس۳۰۰ خود را خاموش کرد. و در جنگ دشت «طنیف» هم پشت نیروهای سپاه را خالی کرد تا به راحتی "قیچی" شوند و مثل محسن حججی، پسر محجوب نجف‌آباد، مفت مفت به اسارت داعش درآیند.

🔹 نیروهای سپاه به عنوان «پیاده‌نظام روسیه»، در جنگ نیابتی روسیه با غرب کشته می‌دهند و فرماندهان سپاه هم دلخوش‌اند که هنوز ۳۰ هزار نفر گوشت دم توپ «مثل شهید حجحی» دارند!
بچه‌های سپاه دیگر باید فهمیده باشند که این، «جنگ ما» نیست. بازی شطرنجی است که سپاه نهایتاً «سرباز پیاده» آن است و سرنوشتی جز قربانی شدن ندارند.

🔹 بچه‌های ساده‌دل سپاه بهتر است بیش از این فریب نخورند. «مؤمن باید زیرک باشد» تا حتی مردنش در بستر هم «شهادت» باشد.
روی «بهانه» دفاع از حرم اهل‌بیت، یا «دور کردن داعش از ایران» بیشتر فکر کنند. اگر این بهانه‌ها را باور کنید، روزگاری باید به خوش‌باوری امروزتان حسرت بخورید. آقایان حاضرند ۳۰ هزار حججی هم بدهند تا رفیق پوتین، از «حکومت آنها» حمایت کند! ولی رفیق پوتین، هرگز شریک و حامی مطمئنی نیست. به وقتش آن فرماندهان هم می‌فهمند که فریب خورده‌اند و آنها هم "قیچی" می‌شوند! هرچند حالا فکر می‌کنند با زرنگی، از حضور در منطقه جنگی دورند و خودشان قربانی دم توپ نمی‌شوند. (وگرنه چرا آقازاده‌ی رهبر و مداحان عاشق شهادت(!) به آن دشت‌های بی‌دفاع نمی‌روند تا به بهشت بروند؟)
آنها هزار هزار حججی را هم قربانی حرص و نادانی خود می‌کنند. اگرچه مطمئن باشید خودشان هم دست آخر، قربانی یک «بازی بزرگتر» می‌شوند…

🔹 حیف از امثال «محسن حججی‌» که قربانی بی‌تدبیری سرداران سپاه شوند. حیف از این جوانان ساده‌دل که قربانی شطرنج سیاسی پوتین و «بقای خاندان فاسد» بشار اسد شوند.
🔹 بچه‌ها! به این هم فکر کنید که «شهادت بدون فکر»، آیا نزد خداوند ارزشی دارد؟
من شک دارم!
[بابک‌داد]
۲۲ اٙمرداد ۹۶
➖ یادداشت حاجی سوک‌سوکی‌ها! را درباره‌ی سفر سیاحتی مداح رهبر به مناطق امن در عراق بخوانید.
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۲۵, چهارشنبه

رهبر معظم! «زن بشار» را چادری کنید!

🔷دین، «ارز» نیست؛ که در ایران و سوریه تفاوت کند!
➖ بابک‌داد ➖
سالهاست که حجاب و چادر را به عاشورا و حضرت زینب ربط داده‌اند! و مدتهاست حضور نظامی سپاه در سوریه را به نام دفاع از حرم حضرت زینب تبلیغ کرده‌اند!
سالهاست دارند با چماق پیام زینب(س)، زنان ما را روی زمین می‌کِشند و تحقیر می‌کنند و به گشت‌ارشاد می‌برند. اسم کارشان را هم «امر به معروف و نهی از منکر» گذاشته‌اند.
اصلاً فرض که اینها التقاط‌ و کاسبی با نام دین نیست. قبول!
با «همین منطق»، جسارتاً یک خواسته‌ی معقول داریم: برسد به دست ولی‌فقیه!

🔹 جناب آقای خامنه‌ای! در برابر هزاران نفری که برای حفظ رژیم بشار اسد به مناطق جنگی سوریه فرستاده‌اید و بنام دفاع از «حرم زینبیه» کشته شده‌اند، چرا خانم اسماءالاسد همسر بشار اسد را امر به معروف نمی‌کنید و از او نمی‌خواهید «حجاب برتر!» و چادر به سر کند؟!
بالاخره او ملکه‌ی کشور سوریه «سرزمین زینبیه» است. برای حفظ پیام عاشورا و زینب (که گفته‌اید «حجاب» بوده) واجب است که این خانم را به «امر ولی‌فقیه» مجبور کنید که باحجاب شود.
دین، «ارز» نیست؛ که در ایران و سوریه تفاوت کند!

🔹 ببینیم آیا «ولی‌امر مسلمین جهان» می‌تواند فقط همین یک نفر را با منطق ولایی و دینی خویش «باحجاب» کند؟ بشار اسد و همسرش هم «شیعه‌ی علوی» هستند و قاعدتاً باید به ولایت و تبعیت از ولی‌فقیه اعتقاد داشته باشند! پس مانعی وجود ندارد جز همت رهبری!

🔹 حالا که همسر سوگوار شهید حججی گفته‌اند: «مدافعان حرم سر می‌دهند تا روسری بماند!» آیا رهبر مسلمانان جهان می‌تواند «پیام خون همین جوان» را به خانم اسماءالاسد برساند و او را محجبه کند؟

🔹 جناب آقای خامنه‌ای! اگر تاکنون تصاویر همسر بشار اسد را ندیده‌اید، باید عرض کنم نامبرده بیشتر از ما به «نهی از منکر» نیازمند هستند! شدت احتیاج وی به امر به معروف آنقدر هست که به عنوان ولی‌امر مسلمین جهان، همین حالا به او امر کنید «حجاب برتر» و چادر (این میراث حضرت زینب) را بر سر کند.

از طرفی شما به عنوان پشتیبان سیاسی و نظامی و ولی فقیه، می‌توانید به شوهرش بشار اسد (که با پول و خون ایرانیان بر مسند حکومت مانده است)، امر کنید تا همسرش را محجبه کند. هواداران خودتان مدام می‌گویند: "بی‌حجابی زن، از بی‌غیرتی شوهر است!" پس برای جلوگیری از بی‌غیرتی بیشتر بشار اسد درنگ نکنید! شکلات او پوشش ندارد!!

🔹 رهبر معظم! بنا به تصاویر گوگل، این خانم متأسفانه دقت لازم را در پوشش خود ندارند. و البته «وزش باد رسواگر» هم (بخصوص هنگام سان‌دیدن از بالای پشت‌بام قصر!) بی‌موقع است!
عجب پدیده‌ای است این باد آبروبر و رسواگر، که می‌تواند «چادر ریا» را در سوئیس غیب کند و دامان اسماء را بر بام قصر عریان سازد!

🔹 آقای خامنه‌ای! اگر توانستید خانم اسماءالاسد را چادری کنید، شخصاً به قدرت و نفوذ شما بر حاکم جائر سوریه (که تاکنون ۵۰۰ هزار تن را کشته و ۵ میلیون نفر را آواره نموده)، ایمان می‌آورم.
اگر فرمان شما را اطاعت کرد، می‌توانید بگویید که در قبال چند هزار نفری که در سوریه تلفات داده‌اید، حداقل موفق به محجبه‌کردن همسر بشار اسد شده‌اید!
و اگر از زیر «فریضه امر به معروف» شانه خالی کنید، مطابق شریعت اسلام عمل نکرده‌اید!

مردم داوران خوبی هستند. آنها خواهند دید که آیا حجاب و فریضه‌ی امر به معروف و غیره را فقط برای زن ایرانی و حکومت و قدرت خودتان «چماق» کرده‌اید؟ یا پای باورتان می‌ایستید و اگر بشار نافرمانی کرد، حمایت از او را قطع می‌کنید؟

اگر نتوانید زن بشار اسد را چادری کنید، مؤمنان باید در اجتهاد و نفوذ منطق شما به عنوان «ولی‌فقیه» شک کنند. و به همان دلیل، باید دست از سر «حجاب اجباری زنان ایرانی» هم بردارید.

🔹 اگر شما «ولی‌امر مسلمین» هستید، زن بشار اسد باید حکم‌تان را اجرا کند. که اگر نکند، شما دارید پول و خون جوانان را برای حکومت یک مرد و زن ناشزه (نافرمان) تلف می‌کنید! قضاوتش با مردم. و با طفل محسن‌ها که روزی درباره علت کشته شدن پدران خود سئوال خواهند کرد.
مؤمنین و اقشار متدین داوری می‌کنند. و اگر نتوانید زن «مهره» خود را محجبه کنید، در خیلی چیزهای شما و نظام‌تان شک می‌کنند!

🔹 اگر به منطق این نوشته، با «منطق عملی» پاسخ دهید، شخصاً درباره‌ی اعزام نیروها به سوریه و پرپر کردن جوانان ایرانی برای دفاع از حرم اسماء(!) انتقاد و پرسشی نخواهم کرد.
فرض می‌کنیم آنها بر اساس اعتقاد خود، دفاع از حرم بشار اسد را انتخاب کرده‌اند.
و تا وقتی اعتقاد خودشان را مثل "مسواک شخصی" نزد خود نگه دارند و به زور توی حلقوم مردم نچپانند، مردم هم به اعتقاد آنان کاری ندارند.

🔹 اما اگر منت کشته‌شدگان «سرزمین اسماء» را بر سر دین مردم بگذارید، آن وقت این مردم با این "مسواک متعفن دین فروشی شما" کار شایسته‌ای نخواهند کرد!
بابک‌داد
۲۴ مرداد ۹۶
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۲۴, سه‌شنبه

"سِلفی گیت"!


♦️ شوق نمایندگان برای سِلفی با موگرینی! ♦️
➖ بابک‌داد ➖
در اغلب کشورها، بعد از پایان مراسمی تشریفاتی مثل "تحلیف"، مهمانان به سالن مجاور هدایت شده و پذیرایی مختصری (سرپایی) می‌شوند.
در آن پذیرایی کوتاه که بدون حضور "دوربین" خبرنگاران است، میهمانان فرصت مناسبی برای گپ و گفت و معاشرت با همدیگر دارند. گاهی عکاسی یادگاری و سلفی هم (البته با موافقت دو طرف!)، در حاشیه‌ی این پذیرایی سرپایی انجام می‌شود.

🔹 نمی‌دانم در مراسم تحلیف آقای روحانی در مجلس، آیا آن پذیرایی انجام شده یا خیر؟
اما ظاهراً بین «ردیف» صندلی مهمانان خارجی با ردیف‌های پشتی که نمایندگان مجلس خودمان روی آنها نشسته بودند، «حائل و مانعی» گذاشته بودند و شاید همین امر، باعث ذوق و شوق نمایندگان برای ارتباط‌گیری(!) و «سلفی گرفتن» با میهمانان ردیف‌های جلویی شد!

با این همه و از بین آنهمه شخصیت‌های سیاسی و نمایندگان کشورهای اسلامی و…، ظاهراً نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فقط خانم فدریکا موگرینی را صدا زدند تا به نزدیک «حصار حائل!» بیاید و با آنان سلفی بیاندازد! از اینجا، رسوایی و بی‌آبرویی «سلفی‌گیت» آغاز شد!

🔹 بالا و پایین پریدن چند نماینده برای سلفی گرفتن با یک خانم اروپایی، علاوه بر اینکه تصویر نامناسبی از نمایندگان مجلس اسلامی! به دنیا مخابره کرد، باعث شگفت‌زدگی سایر مهمانان خارجی و خود خانم موگرینی هم شد!

🔹 متأسفانه جز تقاضای سلفی، به دلیل ندانستن زبان انگلیسی، نمایندگان مجلس راهی به غیر از استفاده از "زبان بدن" یا بادی لنگوئیج نداشتند! همین امر موجب شد تا «حرکات عجیب دست و صورت» آنها، اغراق‌آمیز و مضحک‌تر به نظر برسد. به این اضافه کنید اسیر بودن نمایندگان را در پشت «حصار»، که این کمدی تلخ را رقت‌انگیزتر می‌ساخت!

🔹 از طرفی حضور آقای حسن قشقاوی معاون کنسولی وزیر خارجه در ادامه‌ی این مضحکه، بر «وخامت اوضاع» افزود!

درستش این بود که طبق پروتکل‌های تشریفاتی، آقای قشقاوی خانم موگرینی را به راهنمای مخصوص می‌سپرد، یا او را تا فاصله‌ی مطمئنی از این نمایندگان ذوق‌زده مشایعت می‌کرد تا ماجرا کش پیدا نکند!

حال آنکه آقای معاون کنسولی، در حد یک عکاس آتلیه‌ای وارد گود شد و بین نمایندگان آن طرف حصارها و این خانم اروپایی، نقش واسطه و عکاس و کارگردان را ایفا نمود. موبایل می‌گرفت و می‌داد و خانم را در قاب «جانمایی» می‌کرد…
و کم مانده بود از نمایندگان بخواهد با شماره ۳,۲,۱ با هم بگویند: «سییب!»

🔹 بعضی از نمایندگان بعدها گفته‌اند که قصدشان گفتگو با خانم موگرینی بوده! که چنانچه خودشان گفته‌اند به دلیل «مشکل زبان» و محل نامناسب گفتگو، طبعاً چیزی بیشتر از یک سری ادا و اطوار حاصل نشده است!

یکی گفته از موگرینی خواستیم بگوید مرگ بر…! یا به او گفتیم: درود بر اروپا! و جالب اینکه اقرار کرده‌اند که تمام اینها را به «فارسی» می‌گفتند و انتظار داشته‌اند قشقاوی، علاوه بر نقش عکاس سلفی، «مترجم» هم باشد!

🔹 در آخرین فراز این نوشته حیف است از «حرکات آکروباتیک و ژانگولر» برخی از نمایندگان محترم که محاسنی سفید کرده و پا به سن گذاشته‌اند، یادی نشود!
مطلقاً فرقی ندارد عضو کدام گروه سیاسی باشند. رفتارهای برخی از آنها که روی مانیتور و میکروفون لم داده و یا بدن خود را مانند نرم‌تنان، کج و معوج کرده‌اند، یک رسوایی محض بود که تا روی جلد نشریات جهانی هم رفت.

🔹 تیم دکتر ظریف حالا حالاها درباره‌ی برجام با خانم موگرینی و جهان خارج کار دارد. من فکر نمی‌کنم خاطره‌ی این حرکات سخیف، به این زودی از ذهن آنها پاک شود.
هر وزیر خارجه گاهی «ناگزیر» است تا از «کارت موافقت یا مخالفت پارلمان کشورش» در مذاکرات مختلف استفاده کند. ساده‌ترین خسارت رفتار نمایندگان ذوق‌زده با این "سلفی‌گیت"، این بود که این «ابزار دیپلماتیک» را از دست وزیر خارجه درآوردند!

🔹 آیا عطش سلفی گرفتن با فدریکا موگرینی؛ به اینهمه خساراتش می‌ارزید؟
به نظرم اگر این نمایندگان، خودشان «پیشقدم تنبیه خویش» بشوند و در یک ابتکار گروهی، از خسارات آن اعمال رقّت‌انگیز خود بکاهند، پسندیده‌تر است از اینکه احتمالاً توسط مقامات بالای مجلس با آنها برخوردی شود و یا تا ابد بدنام بمانند.

🔹 اینجا نقطه‌ی تمایز «منافع ملی» بر «منافع شخصی» است. جایی که آنها می‌توانند صداقت و ندامت خود را اثبات کنند و «پایان آبرومندانه‌ای» بر رفتارهای زشت‌شان بگذارند.
انتخاب، با خود آنهاست. اینکه آخرین تصویر ثبت‌شده‌ی آنها، همان سلفی‌های سخیف باشد؟ و یا شجاعانه، رفتارشان را جبران کنند و نام نیکی به جا بگذارند.

🔹 پی‌نوشت: لازم است آقای ظریف با معاون کنسولی خود یک برجام رفاقتی داشته باشد!
اگر نبود «حضور گرم و هنرنمایی» جناب قشقاوی، ای بسا قضیه تا به آن اندازه «کش» نمی‌آمد! و خانم موگرینی هم با آرامش، صحن مجلس را ترک می‌کرد.
بابک‌داد
۱۹ مرداد ۹۶
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۱۱, چهارشنبه

بوٙد آیا که درِ "حصر و اوین" بگشایند؟

اگر صدایم به رهبر جمهوری اسلامی می‌رسد، از ایشان (حتی با فروتنی و احترام) می‌خواهم تا فرصت از کف نرفته، کاری کند «کارستان»! و درهای حبس و حصر را باز کند. 
به ایشان قول می‌دهم که پشت آن درها، علاوه بر محبوسان بیگناهی که آزاد می‌شوند، «سرمایه اجتماعی عظیمی» هم برای نظام و شخص رهبری پنهان است که کم از «گنج» ندارد. این گشایش، می‌تواند زخم‌های رابطه بین رهبری با ملت را اندکی بهبود بخشد و گامی باشد بر روند همدلی ملت که در شرایط حاضر منطقه‌ای و جهانی، برای «حفظ تمامیت ارضی ایران» سخت به آن نیاز داریم.

🔹 اگر صدایم به ایشان می‌رسد توصیه می‌کنم بهترین استفاده را از فضای این روزهای جامعه‌ی منتظر بکنند و با «آزاد کردن #تمامی_زندانیان عقیدتی و سیاسی» و #رفع_حصر ؛ هوشمندانه بر فضای سیاسی کشور مسلط شوند و جوّ عمومی را با ابتکار عمل تغییر دهند. قول می‌دهم کسی (حتی مخالفان نظام) این کنش هوشمندانه ایشان را نشانه‌ی «عقب‌نشینی» رهبر نخواهد دانست. بلکه برعکس؛ این کار نشانه‌ای از هوشمندی و موقع‌شناسی آقای خامنه‌ای تلقی خواهد شد. و چنانچه گفتم هیچ تردیدی ندارم که این آزادسازی در فضای فعلی جامعه، باعث «افزایش سرمایه اجتماعی» نظام و شخص آیت‌الله خامنه‌ای خواهد شد.

چه چیزی برای یک رهبر سیاسی، بهتر از این که با یک حرکت، بیشترین بُرد و بهره را نصیب خود و حکومتش کند؟

🔹 شمار کل زندانیان عقیدتی و سیاسی و محصورین، چندان تعداد بالایی نیست که تهدیدی برای حاکمیت باشند. و خود رهبر می‌داند که آزادی آنان، حکومت را به خطر نمی‌اندازد. چه؛ هیچکدام آنها هم اصولاً اهل انجام کارهای خطرناکی برای بیان انتقاد و مخالفت نبوده‌اند و نیستند. همه‌ی محبوسان بدون استثنا از آیت‌الله #کاظمینی_بروجردی بگیرید تا دکتر #محمدعلی_طاهری، از #ضیاء_نبوی تا #آرش_صادقی و از آقایان #کروبی و #موسوی تا خانم‌ها #رهنورد و #نرگس_محمدی و… «همگی آنها» جمعی از دلسوزان این کشور و ملت هستند که فقط «متفاوت از حاکمیت» می‌اندیشند، همین! اما هیچکدام آنان مطلقاً خطری برای نظام نداشته‌اند. خطر آن است که با حبس بی‌فایده‌ی آنها، اتهام «نقض حقوق بشر» را هم به ابزارهای فشار جهانیان بر ایران اضافه کنید. خوب است بسنجید که حبس این جمع منتقدان و مخالفان، آیا به تبعات مضرّ و عظیم آن می‌ارزد؟ و نیکوست اگر به فایده‌های آزادی آنها هم نظری کنید. مطمئناً هیچ سودی در ادامه‌ی حصر و حبس زندانیان عقیدتی و سیاسی وجود ندارد و تماماً ضرر است. و جلوی ضرر را همینجا بگیرید که منفعت است. و اگر دیر شود و اتفاق بدی برای محبوسان بیافتد، دیگر ضرر پشت ضرر خواهد بود.

🔹 آزاد کردن زندانیان در فضای کنونی، که همه چیز برای ایجاد یک همدلی ملی مهیاست، برای نظام و رهبری «پرمنفعت» خواهد بود. این را از زبان این مخالف منصف خویش بپذیرید.
ولی برعکس (خدای نکرده با فوت و یا بروز هر اتفاق بدی برای آنان)، در نهایت آسیب و ضرری که به پای رهبری نوشته می‌شود، بی‌حساب است و موجب زیان و خسران بیشتر برای حکومت خودتان خواهد شد.
حساب سود و زیان چندان دشوار نیست. اجرای آن ذکاوت و جسارت می‌خواهد که امیدوارم این بار در حاکمیت و رهبری نظام بروز نماید.

🔹 تکرار می‌کنم که فضای روانی جامعه، مهیای یک اتفاق مثبت است. و ایران در شرایط خاصی است که به چنان اتفاق مثبتی نیاز دارد تا تمامیت آن حفظ شود.
آیا آقای خامنه‌ای این «فرصت طلایی» را قدر می‌دانند؟ بگذارید خوش‌بین باشم و برای وضعیت حساس کنونی ایران و رفع تهدیدها از سر کشورمان، بگویم: «امیدوارم»!
همه در انتظار «گشایش» درب حصر و اوین می‌مانیم. بپایید که زمان از دست نرود…
کاش این نوشته به دست رهبری برسد.
بابک‌داد
۱۱ مرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ مرداد ۴, چهارشنبه

اسیر نام‌داری، «آزاده» نمی‌شود!


➖ بابک‌داد ➖
تیتر این نوشته، یک جابجایی کلامی با استفاده از نام مجری صداوسیماست ولی قصدم از این یادداشت، فقط شخص او نیست. تمام کسانی مثل اوست که «اسیر موقعیت خود» شده‌اند! و دیگر نمی‌توانند «آزاد و آزاده» باشند. کسانی که البته «ژن خوب پررویی» و «رانت مرغوب وقاحت» هم دارند و برای حفظ موقعیت خود، به دوربین نگاه می‌کنند و سفید را «سیاه» جلوه می‌دهند! پدیده‌ای که «میر محصور» درباره آن گفته بود!

🔹 ساده‌اش این است: مثل هزاران خانم ایرانی، یک زن در سوئیس کشف حجاب کرده. پیچیده اینجاست که او یک خانم معمولی ایرانی نیست! او یک مجری صدا و سیماست که «افتخار می‌کند که چادری است!» و سالهاست که از این چادر؛ نان می‌خورد و نان دیگر زنان را می‌بُرد و آنان را مقابل دوربین، بازجویی می‌کند!

🔹 اشتباه خانم مجری این نیست که در یک تفرجگاه و پارک عمومی در خارج از کشور، در میان «هزاران محارم خودش» مشغول نوشیدن شربت سکنجبین است! یا اینکه برای لحظه‌ای (به درازای چندین دقیقه)، روسری و چادر از سرش افتاده و غیر از عابران پارک، هیچ نامحرم دیگری در آنجا نبوده! اینها واقعاً حریم شخصی افراد است. او می‌تواند دوغ هم بنوشد.

🔹 مشکل، دروغ گفتن وقیحانه‌ی او در همان پارک و این بار با «چادر!» درباره این اتفاق‌هاست!
مشکل وقاحت اوست، آن هم ساعتی بعد که فیلم و عکسش موجب سئوال"برخی از دوستان!" می‌شود و او مجبور شده به خیلی از آن «عزیزان!» تلفنی توضیح بدهد!
آنجا که ساعتی بعد از تفرج و تفریح در سایه‌سار آزادی، به طور معجزه‌واری، مجدداً «چادر به سر» جلوی یک دوربین دیگر می‌نشیند و «به دوربین زُل می‌زند» و احمقانه‌ترین توجیهات را برای بینندگان عزیز! تعریف می‌کند! این خانم مجری، همان خانم چادری وقیحی است که مونا برزویی را به خاطر نوع حجابش، در برابر دوربین «بازجویی» و تحقیر کرده، و حالا «معصومانه» از مردم می‌خواهد به «حریم خصوصی!» او احترام بگذارند.

🔹 او نه بخاطر انتخاب شخصی چادر یا بی‌حجابی، بلکه به خاطر اینکه تمام این سال‌ها «نان چادر» را خورده و دیگران را به خاطر «بی‌حجابی» قضاوت کرده، در "تور قضاوت مردم" صید شده و مستحق سرزنش آنهاست. اما می‌خواهد که او را قضاوت نکنند. حرف درستی می‌زند، اما نه درباره خودش، که دیگران را قضاوت کرده و چادرش را به رخ می‌کشید!

🔹 او شاید به آه دل شکسته‌ی یکی از همان زنان، در مقابل یک دوربین دیگری که این بار «واقعیت» او را ضبط کرد، رسوا شد. رسوا به این معنی که از پرده سیاه نفاق و چادر بیرون آمده بود ولی نمی‌دانست این، بازی روزگار است.
«نردبان این جهان ما و منی است؛ عاقبت این نردبان افتادنی است!»

🔹 تمام شد! کارکرد تبلیغاتی این مجری، برای تاجران پارچه سیاه چینی و برای چادرفروشان، «تمام» شد!
صداوسیمای جمهوری اسلامی البته حق ندارد او را «ممنوع‌الکار» کند. چون آنجا، همه شبیه به ایشان، ریاکار، دورو و متظاهرند! پس وصله‌ی ناجور نیست!

به هرحال آن نانی که ایشان از این چادر می‌خورد، در تنور رسوایی سوخت! حالا مانده انتخاب شخصی او، که آیا همچنان در زیر «چادر نفاق»، آن شربت سکنجبین یا دوغش را بنوشد؟ و یا واقعاً تصمیم بگیرد به این نفاق تهوع‌آور پایان دهد و آزاده زندگی کند.
او البته با توضیحات کودکانه‌ای که درباره «محارم در پارک و آن چندلحظه‌ی بدون حجاب!» داد، نشان داد قصد ندارد از زیر سایه‌ی دروغ به سمت رهایی برود.
آزادگی هم البته، نعمتی نیست که به هر کسی برسد!
پی‌نوشت: مادر مرحومه‌ی من لحظه‌ای بدون چادر بیرون نمی‌رفت، اما هیچکدام از دختران خودش را مجبور به پوشیدن چادر نکرد.
آن نوع «دینداری آسان‌گیر و صادقانه» و آن آزادگی در کجای این سالها گم شد، که چادری‌های حالای ما، این «اسیران نام و نام‌داری» شده‌اند؟!
[بابک‌داد]
سوم مرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۳۱, شنبه

کابینه‌ی ملت «کابین رهبر» نیست!

🔷 آزمون بزرگ حسن روحانی! 🔷
➖ بابک‌داد ➖
هیچ کس، با هیچ روشی، نمی‌تواند رهبر معظم را ارضاء کند! 
بد برداشت نشود! منظور ارضاء «منویات» ایشان است که قبل‌تر نوشتم عجب چیز موهوم و گنگ و بی‌انتهایی است! (لینک)
🔹 نه زیرکی و کیاست هاشمی رفسنجانی که "تاج رهبری" را بر سر او گذاشت، نه نجابت و صبر خاتمی که حرص «حضرت ایوب» را هم درآورده، و نه اظهار چاکری و بعدتر لجبازی‌های بچگانه احمدی‌نژاد،… هیچکدام نتوانست باعث "رضایت کامل حضرت آقا" بشود!
عدم رضایتمندی رهبری، یک مشکل فنی در گیرنده خود اوست، وگرنه فرستنده‌ها تلاش خود را کرده‌اند!

🔹 اصلاً مشکل در همین "تلاش برای جلب رضایت سلطان" است! این تلاش، از اساس در تضاد با رأی و خواسته مردم است. اگر قرار بر جلب نظر رهبر بود که مردم، این بار هم مثل سال ۸۴ به نامزد مورد نظر ایشان رأی داده بودند!

ملت یک بار این کار را در سال ۸۴ کرد و خواست حکومت و دولت «یکپارچه» در اختیار رهبر باشد تا منویات بی‌انتهای او ارضاء شوند! اما نشد! نتیجه شد فلاکت و فقری که در سال ۹۱ مردم را به «دزدی نان خشک!» در قم وادار کرد و آن دولت محبوب رهبر هم به فرمان او «قرارگاه جنگهای نامنظم اقتصادی!» تشکیل داد که هیچ کاری از پیش نبرد و بی سروصدا تعطیل شد. ایران هم به قول خود آقایان، رسماً شد "شعب ابی‌طالب" که در محاصره کامل قحطی قرار گرفته بود.

🔹 زمان زیادی که از آن دوران سیاه نگذشته! و دیدیم که این مردم دیگر حاضر نشدند دولت را مجدداً به دست آقا و جناح رهبری بدهند که نتیجه‌ی یکپارچگی حکومتش با احمدی‌نژاد، فساد و فقر و اختلاس و ننگ بود و بس! اگر چنان می‌خواستند که به ابراهیم رئیسی رأی می‌دادند که "جلد دوم احمدی‌نژاد" است! پس «مفهوم رأی مردم» را از یاد نباید ببریم.

🔹 این ملت، از حسن روحانی توقع و انتظارات دیگری دارند که اگر بخواهد به آنها متعهد بماند، باید در مقابل "منویات! بی‌پایان رهبر" بایستد.

کیاست و زیرکی جواب نمی‌دهد. صبر و نجابت هم جواب نداده. چاکری و بندگی هم نتیجه نداده. اقتدار و قاطعیت (طبعاً نه به سبک لجبازی کودکانه احمدی‌نژاد) تنها چیزی است که هم مردم توقع دارند، و هم لازمه‌ی این مقطع حساس است که کشور در «محاصره نامرئی» قرار دارد و هرگونه تندروی و حماقت تندروها، به زیان کل مملکت خواهد بود.

🔹 کابینه‌ای قوی، جوان ذهنی، کاری و پاسخگو مورد انتظار ملت است. برای چیدن این کابینه، روحانی باید بداند این «کیک» نیست که تقسیمش کند! رأی مردم امانت بزرگی است که نمی‌باید تعارفش کند.

آقای روحانی برای تعیین کابینه، در فکر ارضای منویات رهبر اگر باشد، هرگز به نتیجه نخواهد رسید. پاسخ به توقعات و انتظارات و "منویات ملت" هم آسان‌تر است، و هم مؤمنانه‌تر.
چرا که صاحبان اصلی این دولت، همین مردمانی هستند که با دلی خون و تلاشی تا سرحد جان، برای "روی کار نیامدن نامزد آقا" کار کردند. آنها که مانند اهالی دردمند خوزستان می‌گفتند: "با اینکه «هوا» نداریم، اما «هواتو» داریم!"

🔹 تجربه می‌گوید «حتی اگر لیست اعضای کابینه با خط رهبر معظم نوشته شود»، باز هم خود او «اولین منتقد و بهانه‌گیر از دولت» خواهد بود و مسئولیت انتخاب‌های خود را نمی‌پذیرد.

بهتر است آقای روحانی وقت را برای رضایتمندی «آقا» هدر ندهد و آبرو و اعتبار سیاسی خود را در «قمار رضایت رهبر» بر باد ندهد!
معقول این است که او دولت قوی خود را (بدون ائتلاف یا باج دادن به رهبر و مخالفان رأی ملت) تشکیل بدهد. و به این واقعیت محتوم توجه داشته باشد که این سلطان، سر تمامی وزیرانش را بعد از خدمت، به زیر آب کرده و می‌کند! و جلب رضایت او هم، امری محال و ناممکن است. به رضایت مردم بیاندیشد!

🔹 روحانی باید به افزایش آبرو و اعتبار خود نزد مردم بیاندیشد و به فکر «رضایتمندی ملتی» باشد که هم ناظران هوشیار این روزها هستند و هم در نهایت، پشتیبان خادمان خویش در "روز مبادا" خواهند بود.

این، آزمون بزرگ حسن روحانی است. به عنوان یک ایرانی، امیدوارم رأی‌دهندگان را ناامید و دلسرد نکند. و بداند کابینه‌ی ملت، کابین و جهاز رهبری نیست. امانت پراهمیت و بزرگی است.
بابک‌داد
۳۰ تیرماه ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

http://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۲۷, سه‌شنبه

♦️ این «دستبند» بر دستان کیست؟!


🔹درباره بازداشت برادر رئیس‌جمهوری
پیش‌نوشته: این یادداشت قبل از آزادی برادر رئیس‌جمهور نوشته و در تلگرام منتشر شده بود.
ظاهرش یک "دستبند" است که قوه قضاییه بر دستان برادر حسن روحانی زده است! اما آیا این دستبند، واقعاً باعث دردسر روحانی است؟ و یا قضیه، شکل دومی هم دارد؟

🔹 خیلی زود خواهند فهمید که «روش عاقلانه‌ای» را به کار نبرده‌اند تا "حسن روحانی" را مجبور به پذیرفتن شروط و باج‌خواهی خود کنند. وگرنه فکر نمی‌کنم پرداخت وثیقه و نرفتن به زندان، برای حسین فریدون کار دشواری بوده باشد!
او با موافقت برادرش، وثیقه را نداده تا این "آتو و گزک" را یکبار برای همیشه از دست قوه قضاییه و جناح مقابل بگیرد! به قول معروف؛ "مرگ یک‌بار، شیون یک‌بار"!

🔹 حسن روحانی تاکنون نشان داده که مصمّم است از این امانتی که مردم به او داده‌اند، سهمی به "قلدرهای حاکم" ندهد. او کابینه‌اش را مطابق با وعده‌های انتخاباتی که به ملت داده، خواهد چید. و تا آن زمان، روی فشارهایی خیلی بیشتر از بازداشت برادرش هم حساب باز کرده و آمادگی یافته است. این است که می‌گویم قوه قضاییه، کار غیرعاقلانه‌ای کرد که در «این مقطع از زمان»، و در ایام انتخاب کابینه، یک پرونده قدیمی را باز کرد تا بر روحانی فشار بیاورد. او با این فشار، نه تنها تسلیم نمی‌شود، که مصمم‌تر هم خواهد شد!

🔹 بگذارید دوباره توصیفی را که قبلاً درباره «ترکیب شخصیتی روحانی» ارائه کرده بودم، بازگو کنم:
حسن روحانی مثل همه‌ی ما طبعاً "انسان کاملی" نیست، اما قطعاً سیاستمدار زیرک و باهوشی است که تلاش کرده تا "ترکیب کاملی" بسازد از روی سرمشق‌های دوران خودش.
و مهمتر اینکه سعی کرده مطابق همان ترکیب هم "عمل" بکند.
او «سیاست‌ورزی و زیرکی» را از هاشمی رفسنجانی آموخته، «ادب و صبر و مردم‌باوری» را از خاتمی، و رفتارهای مقتدرانه را از شخص آیت‌الله خمینی یاد گرفته است.
اگر سابقه انقلابی روحانی بیشتر از آقای خامنه‌ای نباشد، کمتر از او نیست. او در تاریخ انقلاب، سرمشق‌های فراوانی دیده و به نظرم حتی از احمدی‌نژاد هم چیزهایی آموخته، آن سان که لقمان به پسرش وصیت کرد بیاموزد!

🔹 در انتخابات اخیر دیدیم که او، نه از هتاکی و گستاخی قالیباف عقب نشست. و نه برای "اداهای انقلابی‌گری" ابراهیم رئیسی، جز پوزخند چیزی تحویل داد. پس احمقانه‌ترین کار، زدن اطرافیان او بود که "روش قدیمی حکومت و سپاه" است. این روش، روی حسن روحانی مطلقاً جواب نخواهد داد.

🔹 پس یک توصیه سربسته به حکومت می‌ماند:
این دستبند که بین دستان شما و برادر رئیس‌جمهور زده شده، دستبندی بر دستان خود شماست؛ نه بر دستان "حسن روحانی"!
اگر کمی دوراندیشی داشته باشید، هرچه زودتر خود را از این بند می‌رهانید!
"روحانی" اینطوری‌ها به زانو در نمی‌آید. این را از روی شناخت می‌گویم.
باقی را بعدتر می‌نویسم.
پی‌نوشت: ساعاتی بعد از انتشار این یادداشت، حسین فریدون با ورود به دادسرا و انتقال به بیمارستان دی، با تأمین قرار وثیقه آزاد شد.
بابک‌داد
۲۶ تیرماه ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۲۴, شنبه

کابینه را «محکم و بی‌تعارف» ببند!

🔷 نه سهم‌خواهی، نه باج‌دادن، نه تعارف! 🔷
آنها که به خاطر حمایت از حسن روحانی از او سهم‌خواهی می‌کنند، "اصل حمایت" خود را زیر سئوال می‌برند و آن را به یک «معامله» فروکاسته و تقلیل می‌دهند.

در مقابل حسن روحانی هم اگر به خاطر رودربایستی و تعارف با همکاران خود که در چهار سال گذشته «عملکرد ضعیفی» داشته‌اند، دوباره به آنها «سهمی» بدهد، دچار همین خطا خواهد شد.

درستش این است که کابینه را «کیک عروسی» ندانیم که باید هر تکه‌اش را برای "دستمزد"، به کسی بخشید. این سرمایه اجتماعی نباید با این قبیل کوته‌نظری‌ها، بر باد رود.

مباد که آن تاریخ تلخ را تکرار کنیم که با "ژست روشنفکری"، مخالفان خاتمی را به داخل اردوگاهش آوردند و بر او تحمیل کردند، و خاتمی از همانان زخمها خورد!

تکرار نکنیم آن تجربه‌ی تلخ را که افراد بی‌مایه حزب یا بستگان و نزدیکان را بر مناصب مهم نشاندند، و همانان بودند که بزرگترین ضربه‌ها را بر اصلاحات خاتمی زدند!

نگذاریم از خروجی دولت دوازدهم، مردم به یک "احمدی‌نژاد عوام‌فریب" دیگر پناه ببرند! روحانی را هم مثل خاتمی با نخ و طناب "سهم‌خواهی و لابی‌گری!" به چهارمیخ محدودیت‌ها نکشیم،… خلاصه اینکه آن تاریخ تلخ را دوباره تکرار نکنیم!

♦️ دولت بداند که "ائتلافی" نیست! ♦️
این دولت نباید نه از روی سیاست‌ورزی، و نه از روی باج‌دهی، به رقیبان انتخاباتی خود "بفرما" بزند و فرض را بر "همدلی" آنها بگذارد.
همدلی آنها، امر موهوم ذهن برخی افراد است که قصد دارند به زور خودشان را در بخش روشنفکری تاریخ، جا بکنند! وگرنه چنانچه «واقع‌بین» باشیم؛ هیچ همدلی بین خیمه اصولگرایان با اکثریت مردم وجود ندارد!

رقیبان این دولت، رقیب و مخالف بخش بزرگی از "ملت" ایران هستند. پس اینکه رأی امانتی این ملت را به آنها ببخشیم، کاری است غیراخلاقی و غیرامانتدارانه.

دولت دوازدهم، یک دولت با رأی ضعیف و شکننده نیست که خودش را تا حد یک دولت ائتلافی پایین بکشد. بلکه با نهایت دقت، باید بداند رقیبان اگر هم در ظاهر دست رفاقت و همکاری دراز کنند، در نهایت بر عهد پیشینی خود باقی هستند و برای کارشکنی و تضعیف این دولت و رخنه در آن آمده‌اند، و نه برای ارتقائش.

♦️ روحانی «آزادش» خوب است! ♦️
به رغم انتقادهایی که قبل‌تر از او داشتم، اما از بهار ۹۶ و بخصوص پس از بازدید شجاعانه‌اش از معدن داغدیده یورت و آن سخنرانی مستحکم و قوی در ارومیه، روحانی را فردی "تحول‌یافته و قدرتمند" یافتم که سنگهایش را با خودش واکنده و می‌داند باید چه کار کند. او روحانی قبل نیست، روحانی تازه‌ای است که قدر رأی مردم را به خوبی می‌داند و قدر زمان را می‌شناسد.

آزادی، کیمیای عجیبی است! روحانی هم «آزادش» خوب است. این را از بهار ۹۶ به این‌سو نشان داد.
این «روحانی آزاده»، باید در کمال آزادی و بدون فشارهای پنهان و پیدای احزاب و اشخاص، با همان اقتدار و استحکامی که در این دو ماهه با «مخالفان رأی ملت» سخن گفته و رفتار کرده، بتواند کابینه و دولت خودش را بچیند.

🔹 به جای فشارهای نابجا، روحانی را همچنان در مقابل هجمه‌ها و حملاتی که بر او می‌شود، "حمایت" کرد. و نباید این حمایت را به "سهم‌خواهی" تنزل داد.
اگر روحانی "آزاده" باقی بماند، حتی اگر به حزب موردنظر ما سهم و مقامی ندهد، اما مادامی که بر همان مسیری در حال حرکت است که جناح موردنظر ما (انشاء‌الله) قصد داشته آن مسیر را برود، پس تنافر و تضادی وجود نخواهد داشت.

"شجاعت و آزادگی و ایستادگی در مقابل زور و ناروا و باج‌خواهی ظالمان" هدف همه‌ی ماست، اگر او همین راه را می‌رود، از انتخاب‌های آزادانه او حمایت کنیم و البته "نظارت" را هم انجام دهیم.

🔹 گفتن اینکه "اگر من نبودم، تو نبودی"، زیبنده نیست! حتی از زبان یک پدر بر فرزند هم زیبنده نیست! چنانچه در مقابل آن، طغیان و سرکشی یک فرزند بر پدر هم ناپسند است. اشخاص و احزاب اصلا‌ح‌طلبان مراقب این "گفتمان مخرب" و نفرتی که تولید می‌کند، باشند!

🔹 روحانی باید دولت دوازدهم را محکم و کاری ببندد چون انتظارات مردم بسیار بالاست!
نکند تسلیم "سهم‌خواهی یا رفاقت و یا تعارفات" شود، و بر نشاط و توقعات این ملت، آب یخ بریزد و آن "عوام‌فریبان" دوباره بازگردند!
اگر روحانی را آزاده می‌خواهیم باید که آزادش بگذاریم تا به سمت مقصود براند!

🔹 مردم توقع دارند دولت مقتدرشان، در همان «مسیر آزادگی و شجاعتی» که از سخنرانی ارومیه شروع شد و تا مشهد ادامه یافت، براند و در مقابل بدخواهان ملت، کوتاه نیاید.
روحانی اگر بر وعده‌های انتخاباتی خود پایبند بماند، و مشکلات را هم یک‌به‌یک حل کند،… آن «عوام‌فریبان»، هرگز پا نمی‌گیرند!

با دولتی متعهد به عهدها، مردم مظلوم ما هم از پیشرفت امور خرسند خواهند شد و بر این «روند روبه‌جلو» افتخار می‌کنند که: "علیٰ برکت الله"!
بابک‌داد
۲۴ تیر ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۲۲, پنجشنبه

ربط سند ۲۰۳۰ به فاجعه قتل «آتنا»!

🔷 «آتنا» حرف دارد… 🔷
➖ بابک‌داد ➖
چطور "مرگ" شرم نمی‌کند از سیمای معصوم آتنا، که امشب در آن قبر کوچک تنها خوابیده است؟
سوگوارم. اما از سند ۲۰۳۰ تا شهرداری و مجلس، همه را در آینه‌ی سوگ این کودک معصوم بررسی کرده‌ام. به این امید بعید، که دیگر تکرار نشود!

🔹 در تابستانهای کودکی، در پیاده‌روی روبروی "سینما سعدی شیراز" بساط دستفروشی داشتم. از نزدیک دیده‌ام که دستفروشان «۳ مشکل روزانه» دارند که انگار «هنوز هم لاینحل» باقی مانده‌اند:
▪️اول: محل بساط! که اگر دیر بیاید یکی آن را گرفته. و یا با دعوا، یا گواهی مغازه‌دارها بتواند جایش را پس بگیرد یا نه؟
▪️دوم: مأموران سدمعبر! که واویلا!
▪️سوم: دستشویی!
برخی مغازه‌های اطراف به دستفروشان اجازه استفاده می‌دهند، و به جای آن هر نوبت پولی می‌گیرند.(من چون در محل خودمان کار می‌کردم، با خانه فاصله کمی داشتم. اما این مدل پول درآوردن، یعنی اجاره‌ی توالت را دیده بودم!)

🔹 دستفروشان ۳مشکل روزانه دارند: محل بساط، مأموران سدمعبر، و توالت!
مشکل سوم را شهرداری‌ها باید با گذاشتن توالت سیار و یا ساختن آن حل کنند.
و مشکل سدمعبر را هم می‌توانند با برپایی بازارچه‌های محلی دستفروشان، حل کنند. اینطوری مشکل اول (جای بساط) هم حل خواهد شد. در واقع سه مشکل، یکجا برطرف می‌شوند!
اما در ایران مصیبت‌زده، حل مشکلات انگاری «شق‌القمر» است؛ سخت و ناممکن!

🔹 در ایران، چند میلیون نفر فقط با بساط کردن و دستفروشی امرار معاش می‌کنند. و خیلی از آنها از فرزندان خود، برای ساعاتی یا برای تمام روز کمک می‌گیرند.
بسیاری از دستفروشان مانند پدر آتنای عزیز، مجبورند از مغازه‌داری در نزدیک، برای رفع نیازهای روزانه به آب و توالت کمک بگیرند.
اگر دستفروش زن باشد، یا دختر و پسر کوچکی همراه داشته باشد، مصیبت چند برابر می‌شود.

🔹 آتنا دختر معصوم یک دستفروش بود، که گاهی برای کمک به پدرش، کنار بساط او می‌رفت. او و پدرش، برای خوردن آب و دستشویی به مغازه یک رنگرز آشنا(!) می‌رفتند.
رنگرزی بنام 'اسماعیل" ۴۰ ساله و متأهل بود، که در روزهای نخست گم شدن آتنا، حتی به پدر بی‌تاب آتنا "دلداری" می‌داد! تا عاقبت با استفاده هوشمندانه پلیس از دوربین‌های مداربسته، گیر افتاد!

عجیب سرزمینی داریم! قاتلان، خیلی وقتها مثل این اسماعیل، آشنا هستند! و به خانواده مقتول دلداری می‌دهند! و در خلاء قانون و هرج‌ومرج، همچنان به جنایت‌های بعدی مشغول می‌شوند!… حال خواه یک قاضی کهریزک باشند، خواه یک مربی کلاس قرآن و یا یک رنگرز! از کی، انسان به چنین قساوتی رسید؟

▪️و اما، علاوه بر همدردی صمیمانه با خانواده محترم آتنا اصلانی و داغداران آتنای عزیز، چیزهای مهمی هست که باید همین حالا گفته شوند:

🔹 اگر شهرداری‌ها و شوراهای شهر به حادثه پارس‌آباد "از زاویه‌ی مسئولیت خودشان" نگاه کنند؛ هزاران آتنای دیگر (که کم هم نیستند)، همین حالا در معرض اینگونه آزار و اذیت‌ها هستند.

در این «نیاز مضاعف» که دستفروشان دارند، امکان تکرار مصیبت‌هایی مثل آنچه بر دختر معصوم پارس‌آباد آمده، وجود دارد. چه بسیار زنان و کودکان دستفروشی که از این نوع آزارها دیده و هر روز تجربه می‌کنند، اما چون موضوع جنایی و پلیسی نیست (راستی چرا جنایی نیست؟) در سکوت باقی می‌مانند.

گرچه کمی احمقانه است از شهرداری که مأمورانش، مشکل دستفروشان هستند، بخواهیم فکری برای حل مشکل آب و توالت آنها بکنند.
اما علاوه بر قشر مستضعف دستفروشان، مردم عادی هم، نظیر سالمندان و برخی بیماران هم به این دو نیاز جدی دارند؛ به توالت و آب.
پس اعضای شوراهای شهر! و شهرداری‌ها! حداقل این مشکل را از پیش پای مردم و دستفروشان بردارید! زیاده‌خواهی نیست که؟

🔹 سوگوارانه، لعنت می‌فرستم بر کسانی که مانع از اجرای سند آموزشی ۲۰۳۰ یونسکو در ایران شدند. آنهایی که در دعواهای حکومتی خود، نگذاشتند آن سند آموزشی اجرا شود، در جنایات نظیر این مسئول‌اند!

سند ۲۰۳۰ دهها بند دارد، از جمله به کودک و والدین او یاد می‌دهد چگونه با مسائل مختلف جنسی و بلوغ (و از جمله با کودک‌آزاری) برخورد کنند. شرم بر آنان باد که نمی‌خواهند و نگذاشتند مانند تمام دنیا، کودکان خود را با آنچه لازم است بدانند، بزرگ کنیم.

🔹 لازم است که مجلس به قانون "حمایت از خانواده" رسیدگی کند و آن را زودتر تصویب کند. تا کی خاک بخورد؟
همچنین باید نواقص و خلاء جدی قانون در مجازات کودک‌آزاران را برطرف کنند.

🔹 برای آتنا آنقدر حالم بد است که حرف ندارد. اما آتنا، هنوز حرف دارد!
دیدن عکس قبر کوچکی که برای بدن کوچولویش خالی کرده‌اند، تا عمر دارم از این ذهن و حافظه لاکردار بیرون نخواهد رفت.
لعنت بر "حافظه"، وقتی فقط مصیبت و غم، ما را "محاصره" کرده‌اند…
بابک‌داد
۲۱ تیر ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad


🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

🔷 سپاهِ طلبکار! 🔷


چرا سپاه طلبکار است؟!
سئوال میلیونی: سپاه پاسداران در کدام عرصه حضور ندارد؟
از صنعت نفت تا سینما، از واردات و قاچاق تا مناصب مهم حکومتی، از داشتن مدرسه و دانشگاه تا بیمارستان، از مرزبانی و انبوه‌سازی و جاده‌سازی، از رسانه و شبکه تلویزیونی تا کارخانه‌داری و قطعه‌سازی و معدن و فرودگاه و هواپیمایی و… سپاه در کدام عرصه‌ای حضور ندارد؟
و سئوال بعد؛ با اینکه در تمام حوزه‌ها و عرصه‌ها فعالیت دارد و سود می‌برد، چرا اینهمه از دولت و ملت «طلبکار» است؟!

🔹 هفته قبل فرمانده کل سپاه، با متهم کردن دولت به ناتوانی گفت: "…بهرحال سپاه همچنان کمک خواهد کرد!"
آقای جعفری، اظهارات رئیس‌جمهور را «با هدف ایجاد دو قطبی‌های کاذب، فرافکنی و فرار از عمل به تعهدات در زمینه معیشت مردم و اقتصاد کشور» تفسیر کرد و گفت:
"این روش‌ها دیگر جواب نخواهد داد و «اراده سپاه و بسیج بر این است» که همانطور که در تأمین امنیت ملت ایران نقش‌آفرین است؛ «به هر شکل ممکن!» و درحد توان در مسیر سازندگی کشور، جبران ناکارآمدی موجود، بهبود معیشت و کاهش آلام اقتصادی مردم، باز هم به دولت کمک کنیم!"
ساده‌اش کنیم می‌شود: "چه بخواهید، چه نخواهید، سپاه «سهم» می‌خواهد"! همان دولت با تفنگ و طلبکاری که حتی محمود احمدی‌نژاد (که با تقلب آنها سر کار آمد)، نتوانست تحملش کند و عاقبت چنان داغ کرد که آنان را رسماً «برادران قاچاقچی» نامید!

🔹 واقعیت این است که سپاه پاسداران یک "بدنه متوسط" دارد که در آن نیروهای خدمتگزاری هم هستند که خود، تحت ظلم و تبعیض "سرداران میلیاردی و فرماندهان" قرار دارند. سردارانی که برای وارد شدن به سیاست و قدرت، به هیچ اصولی پایبند نیستند!
از زمانی که شهرداری تهران به احمدی‌نژاد رسید و او هم پروژه‌ها را «کنتراتی» به برادران سپاه واگذار کرد و میوه‌ی آن را با دخالت سپاه در انتخابات سال ۸۴ چید، سرداران سپاه هم مزه قدرت را چشیدند و هم «میلیاردی» شدند! از آن پس، سپاه در همه‌ی زمینه‌ها از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ و هنر وارد شد و «دولت موازی» خود را ساخت!
از مناصب حکومتی و نمایندگی مجلس تا اقتصاد و صنعت و تجارت و فرهنگ و رسانه و صادرات و واردات… همه را با "ویژه‌خواری" به دست آورد!
با ابزارهای امنیتی، «بخش خصوصی» را که تازه بعد از جنگ، در دولت هاشمی رفسنجانی و خاتمی کم‌کم پا گرفته بود، زمین‌گیر و تصاحب کرد!
بهترین نخبگان بخش خصوصی، با پرونده‌سازی سرداران سپاه، یا زندانی، یا ورشکسته و یا ناچار به مهاجرت شدند. تحریم‌ها هم جاده را برای یکه‌تازی سپاه هموارتر ساخت!

🔹 اما سپاه از وقتی که وصیت امام را زیرپا گذاشت و وارد "سیاست" شد، هم عزت خود را از دست داد و هم اعتماد ملی را!
برای پیروزی در سیاست و حزب‌بازی، سپاه تقریباً هر کار آلوده‌ای کرد. سرداران برای گسترش قدرت "هزاردستان" خود، با کمک تفنگ و زور، «بخش خصوصی» را از میدان خارج کردند و بخصوص در ۸ سال دولت احمدی‌نژاد، از ضعف‌های او نهایت بهره را بردند و «دولت موازی» خود را تکمیل کردند.
برای دوام و قوام همین دولت موازی بود که در سال ۸۸، دست سپاه به خون جوانان بیگناه وطن هم آغشته شد. و آن نگهبانی که قرار بود "پاس‌دار میهن" باشد، قاتل جوانان وطن شده است!

🔹 از یک جایی به بعد، این "نگهبان خانه" آنچنان قدرت و زوری پیدا کرد که "صاحبخانه" را به وحشت انداخت! در واقع، دیگر معلوم نیست چه کسی نگهبان (فرمانبردار) است و چه کسی صاحبخانه و کارفرماست؟ به عبارتی، ملت، گروگان این «نگهبان طلبکار» شده که مدام زور می‌گوید! و دولت منتخب هم زیر فشار است تا "سهم و باج بیشتری" بدهد!
آن‌سوتر رهبر حکومت، خرسند از اقتدار و یکه‌تازی این نگهبان طلبکار، از عاقبت شوم خودش خبر ندارد که دیر یا زود، «لقمه‌ی چپ همین نگهبان فربه» خواهد شد و سرداران، "حکومت" او را هم به زیر خواهند کشید!
این مافیا به زودی از خود می‌پرسد اصلاً چرا نباید ادعای «مالکیت خانه» را مطرح کنیم؟ هر مافیایی، یک روزی این سئوال را پرسیده است!

🔹 اگر ذرّه‌ای تدبیر و عقلانیت در آقای خامنه‌ای باقی مانده باشد، تا دیر نشده، این غول را به درون چراغ بر می‌گرداند و سپاه را به پادگان‌ها می‌فرستد.
سپاه محترم است «به شرطی که پاسدار وطن باشد» اما اگر بخواهد حزب‌بازی کند و سهم‌خواهی و طلبکاری و باجگیری…، دیگر هیچ حرمتی نخواهد داشت و یک "دشمن خانگی" است! گرچه طلبکاری سرداران میلیاردر، پایانی ندارد.
در پسابرجام، باید با تقویت بخش خصوصی، «سهم مردم» را به خود ملت سپرد تا کشور به سمت «توسعه متعادل» برود. و سپاه، سد این مسیر شده است!

🔹 برگردیم به سئوال اول!
آیا عرصه‌ای هست که سپاه در آن ورود نکرده باشد؟ من می‌گویم فقط یک عرصه مانده و آن، «مسئله رهبری» است!
سپاه طلبکار را به چراغ برگردانید آقای خامنه‌ای! تا دیر نشده
بابک‌داد
۱۶ تیر ۹۶
🔹 تلگرام
https://t.me/babakdad



🔹 تماس
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه

🔷 چیز موهومی بنام منویات رهبر! 🔷


مشکل ما با حاکمیت، دقیقاً از همینجا آغاز می‌شود؛ از اینجا که چیز موهوم و بی‌معنایی بنام «منویات رهبر» را وارد بازی می‌کنند که هم از قانون بالاتر است و هم از خدا و هم از رسول خدا!
عبارتی موهوم، بی حدومرز و قابل گسترش تـــا "خدایی کردن"! یعنی چه این منویات رهبر؟! و چند نمونه بیاوریم از اینکه منویات رهبر، ام‌الامراض و مادر تمام بدبختی‌های این ملت بوده است؟ تازه‌ترین منویات او، حکم به هرج‌ومرج و آتش به اختیار بود که معلوم نیست چه فتنه‌ها در پی داشته باشد؟

🔹 وضع آنجایی افتضاح می‌شود که این "منویات رهبر" را بالاتر از آیات قرآنی و احادیث نبوی می‌گذارند. و عده‌ای نادان هم این منویات را تفسیر به رأی می‌کنند، رشد و توسعه می‌دهند، و خلاصه منویات در منویات می‌زایند.

🔹 آقای سیدعلی خامنه‌ای، یک بشر معمولی است که از قضا بسیار بیشتر از حد معمول، جایزالخطا و پراشتباه بوده است.
پرونده حکومت ۲۸ ساله‌اش، سرشار است از خطاهای بزرگ، انتخاب‌های وحشتناک، تصمیمات نادرست. و از همه بیشتر، سخنرانی‌ها و منویات جورواجور! صدها سخنرانی دارد که می‌توان از میان آنها، جملاتی برخلاف سخنرانی قبلی یا بعدی او پیدا کرد. مجموعه‌ی خواسته‌های تمام‌ناشدنی آقای خامنه‌ای، یا همین منویاتش چنان لیست بلندبالایی است که با جوهر هفت دریا هم نمی‌توان نوشت!

🔹 یک وقتی منویات آقای خامنه‌ای، مبارزه با تهاجم فرهنگی بود که با آتش زدن کتابفروشی و سینما و چاقو زدن انصار حزب‌الله به دختران و زنان در خیابان ولیعصر و سقط‌جنین زن باردار و… هم ارضاء نشد!

یک وقت هم منویات رهبری، به "دولت رسیدن" یک کوتوله‌ی تهوّع‌آور بود که آنچه را نتوانست غارت کند، به لجن کشید و کشور را به زمین‌سوخته تبدیل کرد. منویات رهبر معظم به او نزدیک بود و این فوران منویات، تا چند صباحی آرام گرفته بود. اما از زبان صدیقی امام جمعه تهران درآمد که منویات رهبر حتی چنان است که می‌تواند زن احمدی‌نژاد را هم طلاق بدهد! از آنجا کار این دو به مشکل خورد.
منویات رهبری، آن مرد متوّهم بهاری بود که فکر می‌کرد هاله‌ای از نور دارد. و عاقبت هم رو در روی رهبر ایستاد و تا همین حالا، از هر فرصتی استفاده کرده تا به منویات و نهی و فرمان رهبر «دهان کجی» بکند.

🔹 حالا سردار قاسم سلیمانی هم که تمام احترامش به این بود که وارد عالم سیاست نشده بود، به کارزار منویات رهبری ورود کرده و اکیداً هم حکم داده که "منویات باید اجرا شوند و اگر منویات رهبر اجرا نشد و ما سکوت کردیم، گناه کرده‌ایم و تاوان خواهیم داد!"
خب سردار! این که همان سلطنت و طاغوت است. دیگر تا کجا می‌توانید این شترسواری را دولا دولا ادامه بدهید؟ یکباره اعلام خلافت کنید و بیعت بگیرید و هرکه بیعت نکرد گردنش بزنید! شما که هم تفنگش را دارید و هم زورش را! اما قبل از کشتن، لطفاً واضح بگویید (البته اگر می‌توانید و شدنی هست، که نیست!) که این منویات رهبری چی هست؟ و کی قرار است به مرحله‌ی «ارضاء و اجابت» برسد؟ و تکلیف آن منویات اشتباهی که بابتش کشور را ویران کرده‌اند، چه می‌شود؟
بعد از آن، مرد و مردانه و مسئولانه اعلام خلافت اسلامی کنید و منویات را تبدیل به «فرمان و دستورات» کنید تا تکلیفمان را بدانیم؛ هم ما، و هم شما!

🔹 قبل از آن بگویم اگر تمام درختان قلم و دریاها جوهر و آسمانها؛ صفحه‌ای برای نوشتن منویات این رهبر خودکامه شوند، والله که محال است تا صبح قیامت هم مشق‌تان درباره منویات رهبر را بتوانید تمام کنید. سیری‌ناپذیری، خصلت دیکتاتوری است.

🔹 به عنوان کسی که در بچگی، برای دفاع از میهن خود به جبهه رفته، باید به سردار سلیمانی بگویم که اگر می‌خواهد "باید و نبایدهای سیاسی" کند، ابتدا طبق وصیت بنیانگذار انقلاب «لباس نظامی» را درآورد. سپس در انتخاباتی عادلانه، به ملت بگوید که فقط برای اجرای منویات  رهبری، نامزد شده و خودش را در معرض رأی ملت قرار دهد. 
اگر موفق شد رأی مردم را به دست بیاورد، آنگاه درباره‌ی «منویات بی‌انتها و سیری‌ناپذیر رهبر»، باید و نباید کند. غیر از این اگر باشد، سردار هم پا روی فرمان آن ولی‌فقیه گذاشته و با رخت نظامی، وارد سیاست شده و با آن مرد که همین دو ماه پیش، بر «نهی رهبری» پا گذاشت و نامزد شد، هیچ تفاوتی نخواهد داشت.

آخرش هم معلوم‌مان نشد که این چیز موهوم و بی‌معنا چیست؟ این منویات رهبری! اما «انشای بی انتهایی» است.
بابک‌داد
۱۵ تیر ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad


🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

🔷 توتال یا ب.ز؟ مسئله این است! 🔷


➖ چرا اصولگرایان از قرارداد توتال عصبانی‌اند؟ ➖
جیغ‌و‌داد اصولگرایان درباره قرارداد با توتال، رسواگر آنهاست؛ چون بدجور بوی کاسبکاری می‌دهد.
قرارداد مهم نفتی ایران با توتال، فقط دو برابر آن پولی است که دولت احمدی‌نژاد توسط بابک زنجانی به غارت برد و نابود کرد! اما این قرارداد قانونی و معتبر کجا و آن واسطه‌گری و چپاولگری کجا؟
تفاوت‌های این دو ماجرای نفتی، بسیار مهم و آموزنده‌اند! ساده می‌گویم تا نفتی نشوید! همچنین علت جیغ‌و‌داد آقایان را متوجه خواهیم شد.

🔹 هنوز از ۲میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلاری که از فروش نفت ایران به بابک زنجانی رسیده، خبری نیست. و تازه این رقم، فقط یک قلم از دهها مورد چپاول پول نفت و کاسبی آقایان در دوران "دور زدن" تحریم‌هاست.
در دولت "نظر نزدیک به رهبری"، آقایان از یک طرف ایران را به انزوا و تحریم بردند. و همزمان "دور زدن تحریم‌ها" را به واسطه‌ها و دوست و فامیل سپردند!
در یک مورد دولت، آقای ب.ز را واسطه کرد تا نفت ایران را مخفیانه بفروشد و پولش را از درِ پشتی بیاورد! او نفت را فروخت، اما پول را نیاورد. اصولگرایان آتشین امروزی، آن روزها اگر شریک دزد نبودند، حداقل سکوتی خائنانه کردند!

از دور زدن تحریم‌ها توسط "ب‌.ز"، به گفته مقامات در یک قلم ۲/۸۰۰/۰۰۰/۰۰۰ دلار پول گم شده است! نصف همین قرارداد قانونی و معتبر و پرسود که ایران الان با توتال منعقد کرده است! آن پول دود شد و رفت!
حالا همان اصولگرایانی که در آن غارت و چپاول تاریخی "خفقان" گرفته بودند، به قرارداد ۵ میلیارد دلاری ایران با یک "کنسرسیوم معتبر جهانی" ایرادهای آنچنانی می‌گیرند. این، یکی از نشانه‌های ریاکاری اصولگرایان و کاسبکاری جناح حاکم است.

🔹 از کلمه‌های نفت و اقتصاد و ارقام میلیاردی نترسید. ساده می‌گویم تا ببینید در آن دولت که با خونریزی و جنایت در سال ۸۸ «تمدید» شد، چه اتفاقاتی افتاد؟ و خودتان مزیت‌های قرارداد با توتال را ارزیابی کنید.

این بزرگترین قرارداد نفتی بعد از برجام است که بین ایران با کنسرسیومی متشکل از (توتال با ۱+۵۰٪) و چین برای تولید و توسعه و فروش محصولات فاز ۱۱ پارس جنوبی بسته شده.
معنایش در بُعد سیاسی این است که توتال و چندین شرکت نفتی به خاطر ثبات ایران، حاضر شده‌اند پول خود را در تولید و توسعه و بازاریابی و فروش محصولات نفتی ایران «سرمایه‌گذاری» کنند. برای ۲۰ سال!
این "ثبات و اعتماد" هم با رأی شما مردم ایجاد شده است. آنها می‌بینند «سمت‌وسوی حرکت» این ملت، به طرف توسعه و پیشرفت است، پس با خیال آسوده، سرمایه‌ی خود را به کشور ما می‌آورند تا کار کنند.

در بُعد اقتصادی، قرارداد ۲۰ ساله است. یعنی توتال و شرکا به صورت تضمینی، محصولات نفتی فاز ۱۱ را در سالهای آینده به بازار عرضه می‌کنند و پول آن را (نه با روش ب.ز!) بلکه به صورت قانونی به خزانه ملت ایران واریز می‌کنند.

🔹 خب! چه کسانی از این قرارداد برد-برد و قانونی و پرمنفعت عصبانی هستند؟ و چرا؟
همان‌هایی که منفعت‌شان در "دور زدن" و "تحریم" و "واسطه‌گری" است، عصبانی هستند!
همان‌ها که در آن ۸ سال، با شعارهای توخالی "محو‌ اسرائیل و مرگ این و نابودی آن"، برای ایران قطعنامه و تحریم می‌خریدند تا بتوانند واسطه‌ها و دلال‌های خود را به میدان نفت و قاچاق کالا و ارز بفرستند و میلیاردمیلیارد پول به جیب بزنند، عصبانی‌اند!

🔹 ارزش قرارداد با توتال، ۵میلیارد دلار است. اما در دولت پاکدست، نصف این مبلغ، فقط در دخل بابک زنجانی گم شد! در آن ۸ سال چند میلیارد دلار دیگر را اینچنین حیف و میل و چپاول کرده‌اند! حساب آن چنان است که شنیدنش واقعاً برای بیماران قلبی و "دلسوزان وطن" مرگبار است.

🔹 قرارداد ۲۰ ساله با توتال، باعث جذب سرمایه‌گذاران خارجی دیگر هم خواهد شد. آنها به "جهت حرکت مردم ایران" نگاه می‌کنند. و بر اساس رأی شما، این اعتماد را پیدا می‌کنند که پول خود را در ایران سرمایه‌گذاری کنند.

وارد مسائل فنی و ریز قرارداد نشدم تا حوصله‌تان سر نرود. همین قدر بگویم از اینکه به جای "فروش مخفیانه نفت و گم شدن پول" به دست واسطه‌ها در سال ۹۰ و ۹۱، به اینجا رسیده‌ایم که با معتبرترین شرکت نفتی جهان، یک قرارداد قانونی و «سودآور و بلندمدت» بسته‌ایم، به خاطر "ایران" خرسندم و امیدوارم دولت همچنان بر مسیر پیشرفت و عدالت و رفاه حرکت کند.

🔹 در این میانه، می‌توانید پشت شعارهای به ظاهر "انقلابی و ارزشی!"، ردپای «کاسبکاران تحریم» را شناسایی کنید و در هر انتخابات و بزنگاهی، به آنها "نه" بگویید تا ایران کم‌کم از منجلاب آن ۸ سال خارج شود و روی رفاه و توسعه و آبادانی را ببیند و گره از کار مردم مظلوم ما باز شود.

در دنیای مدرن، "ثبات" از "صندوق رأی" و انتخاب ملت‌ها به دست می‌آید، نه از لوله تفنگ و شعارهای پوچ!
توتال یا ب.ز؟ مسئله این است!
بابک‌داد
۱۳ تیر ۹۶
🔹 تلگرام
https://t.me/babakdad
http://t.me/babakdad

🔹 تماس
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ تیر ۳, شنبه

بنی‌صدریزه کردن روحانی؟!

 🔷 دیگر جرأت مظلوم‌کشی ندارند! 🔷
➖ بابک‌داد ➖
وقتی غیر از خودش، همه را بد می‌داند، احتمالاً باید عیب را در سیستم جستجو کرد!
آقای خامنه‌ای به تمام رؤسای جمهوری غیر از خودش یک "برچسب" زد و از دور خارج کرده! از احمدی‌نژاد نزدیک‌تر هم داشته؟ او را هم به اینجایی رساند که می‌بینیم! یکبار هم یکی از این مراجع حکومتی نپرسید: این موتور معیوب، شاید در "سیستم رهبری" یک عیبی دارد که تمام "خادمان" را "خائن و بی‌بصیرت و فتنه‌گر" می‌کند! آخر نمی‌شود همه خوب وارد شوند و بد خارج شوند! این سیستم یک عیب اساسی دارد که خروجی‌اش "بد" است!
این "سیستم بیمار" حالا به ابتدای دور باطل خود رسیده؛ به "بنی‌صدریزه کردن" روحانی!

🔹 با هیچ چسبی نمی‌توانند جامعه‌ی بالغ امروز ایران را به جامعه‌ی ملتهب سال ۵۹ و ۶۰ پیوند بزنند. آن دوران که با توطئه‌های رنگارنگ، خودی‌ها را "حذف" و منتخب مردم را با طرح عدم کفایت سیاسی از گردونه بیرون کردند.
نه آقای خامنه‌ای، کاریزما و نفوذ خمینی را دارد و نه مردم امروز، آن امت چشم و گوش بسته‌ی آن سالها هستند. با این همه، گویا خامنه‌ای که هزینه‌های گزافی مثل "حذف رفسنجانی" را تقبل کرده تا پروژه‌ی "جانشینی رهبری" را با ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و برکشاندن مجتبی خامنه‌ای به کرسی رهبری اجرا کند، حالا از رأی کوبنده مردم و انتخاب مجدد حسن روحانی سخت برآشفته شده و دیگر "کنترل روانی" خود را از دست داده است!

🔹 همان رهبر که در نوروز ۹۰ در سخنرانی مشهد از مسئولان خواست تا "جلوی مردم از همدیگر انتقاد علنی نکنند" حالا خود وارد بگومگوی توییتری و رسانه‌ای با رئیس‌جمهور منتخب مردم شده است! و این، بار اولی نیست که خامنه‌ای پا روی حرف خودش می‌گذارد. اما این بار «جایگاه فقهی ولایت‌فقیه» را هم وارد این قمار بزرگ کرده است!
مردم متدین و اقشار مذهبی، این روزها بیشتر از قبل بدنبال "شرط مفقوده عدالت ولی‌فقیه" هستند. شرط لازم برای رهبری، که آقای خامنه‌ای سالهاست از دستش داده و در حد لیدر یک حزب تنزل کرده است! "رئیس حزب رهبری" حالا فرمان آتش به اختیار می‌دهد و در تلگرام و توییترش با "منتخب ملت" بگومگو می‌کند!
مردم متدین می‌پرسند مگر نه اینکه "ولی‌فقیه منصوب خداست"؟ پس این میزان از حقارت و حقد و حسد آقای خامنه‌ای چه توجیهی دارد؟ منصوب خدا و اینهمه حقارت؟!

🔹 آقای خامنه‌ای بدنبال رؤیای اقتدار امام‌خمینی، سالها با همه جنگید اما نه تنها مقتدرتر نشد، بلکه آنقدر حقیر شد که احمدی‌نژاد بر "فرمان نهی" او پا گذاشت و در رفتاری معنادار نامزد انتخابات شد! در روز رأی‌گیری هم با بقایی، یک رأی به صندوق انداخت که کم از دشنام نبود! "ولی‌فقیه منصوب خدا" که کسی مثل احمدی‌نژاد هم او را له کرده، حالا بدنبال پروژه‌ی "بنی‌صدریزه کردن" حسن روحانی است! او نمی‌فهمد مردم و نسل امروز، همین حالا به دنبال هزاران سئوال درباره خیانت آیت‌الله کاشانی در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می‌گردند. و آنقدر به کاشانی و ولی فقیه و امام بدبین شده‌اند که با قربانیان حکمرانی اسلامی، احساس همدلی می‌کنند و دارند تاریخ و گوگل را جستجو می‌کنند تا "بنی‌صدر" را از نو بشناسند!
امروزه دیگر مردم دست‌به‌عصا داوری می‌کنند. محال است چنین مردمی را بعدازظهر به خیابان بفرستید تا برخلاف صبح، شعار "مرگ بر مصدق" بدهند. در محاسبات پراشتباهش، آقای خامنه‌ای هم "وزن ملت" را دست‌کم گرفته و هم دهها متغیر دیگر را.

🔹 در مردودی نظریه شرک‌الود ولایت فقیه و مضحک بودن "نصب الهی ولی!" همین رفتارهای حقیر خامنه‌ای در چهل روز اخیر کفایت می‌کند! او بیشتر از من و شما به نظریه ولایت‌فقیه بی‌ایمان و بی‌باور است! چون اگر واقعاً به "کشف و نصب ولی‌فقیه از سوی خداوند" باوری داشت، این‌قدر برای جانشینی پسر فاسدش دست‌و‌پا نمی‌زد.
او درست "همانگونه که هست"، مثل یک "سلطان جائر حقیر" سالهاست در کار توطئه‌گری برای جانشینی مجتبی است. در آخرین قدم، هاشمی‌رفسنجانی را از پیش پایش برداشتند. و حالا هم قصد دارند دولت حسن روحانی را قربانی سلطنت ولیعهدش کنند. کاری که اگر هم بکنند، محال است به نتیجه‌ای برسانند.

🔹 رفتارهای اخیر آقای خامنه‌ای اثبات کرده ولایت‌فقیه در مقابل "مردم‌سالاری" قرار دارد! و مردم ما نشان داده‌اند که از «حزب رهبر» بیزارند.
حالا خامنه‌ای برای حزب و تاجگذاری پسرش، با مشکلات فراوانی روبروست. مهمترین مشکل، آگاهی ‌و اراده‌ی ملت بزرگ ماست.
او که "زندگی و حکمرانی" را از تاریخ نیاموخته، کاش حداقل بازی در "پرده آخر" را بیاموزد و روح خود را از شیطان عنودی و حسد و حقارت رها سازد، شاید به آرامش برسد. اگرچه عطای این نعمت را از سوی خداوند بر او بعید می‌دانم. دلیلش را در رفتارهای او جستجو کنید‌. خداوند بازتاب رفتارهای بشر را بر خود او بازمی‌تاباند!
بابک‌داد
۲ تیر ۹۶
🔹 تلگرام
http://t.me/BabakDad

http://t.me/babakdad

🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ خرداد ۲۱, یکشنبه

بهره‌برداری و سوءمدیریت رهبری!

🔷 چرا آقای خامنه‌ای در شأن رهبری رفتار نمی‌کند؟ 🔷
➖ بابک‌داد ➖
مردم نقاط مختلف دنیا به طور معمول در قبال اتفاقات تروریستی، اول شوکه و غمگین می‌شوند. و سپس همدل و متحد!
تروریسم در وهله‌ی اول، باعث دو واکنش انسانی می‌شود: "اندوه" و "اتحاد".
خودتان قضاوت کنید کدام مسئول چنین بود؟ و کدام اینگونه نبود؟

🔹 در ساعات اولیه، بین مردم و کاربران ایرانی همین دو واکنش انسانی به آسانی قابل دیدن بود.
اما آنکه قبل از همه، در شیپور "انتقاد و فرصت‌طلبی و دودستگی" دمید، از قضا همانی بود که باید مثلاً "سمبل وحدت" و پدر ملت باشد؛ رهبری!
رهبر در عصر آن چهارشنبه سیاه و چند ساعت پس از واقعه‌ی تروریستی، اولاً با "خوشمزگی غیرلازم" نمک به زخم مردم و داغداران پاشید. گفتن "ترقه‌بازی" در شأن یک رهبر مقتدر نیست. اتفاقاً او با گفتن این جملات "سر اژدهای خطرناکی را قطع کردیم و تا انتها ادامه می‌دهیم" باید دشمن را قوی نشان دهد تا قدرت ایران را در سرکوب چنان دشمنی افزون نمایش دهد.
اما با سخن رهبر، اقدامات آن روز نوهد و سپاه و ناجا و بازداشت عوامل مرتبط، در حد "سرکوب چند ترقه‌باز!" فروکاسته و بی‌ارزش شد. این حد از بی‌بصیرتی آقای خامنه‌ای نوبر است!

🔹 همچنین او بلافاصله ماهی مطلوبش را به نفع سپاه صید کرد که "اگر ما در سوریه نبودیم، اینها زودتر آمده بودند!" که مطلقاً اشتباه است و جای بحث دارد، اما به هر حال "عقلانیت" حکم کرد کسی در آن برهه خاص، پاسخی به او ندهد!
در واقع، شایسته این بود که رهبر با قطع برنامه عادی خود، پیام محکمی بدهد. به کشته شدن حتی یک نفر بیگناه، به اندازه کشته شدن یک ملت (طبق آموزه‌های دینی) واکنش جدی نشان بدهد. و با بیان سخنانی وحدت‌بخش و پدرانه، مردم را به همدلی ترغیب کند و از عملکرد نیروها در سرکوب تروریست‌های وحشی تمجید کند. آیا چنان کرد؟

🔹 درست در ساعتی که دخترک معصوم کارگر شهید فضای‌سبز مرقد آیت‌الله خمینی، پشت درهای سردخانه، بی‌قرار پدرش بود، رهبر داشت بین بسیجیانش درباره "ترقه‌بازی" خوشمزگی می‌کرد و ایرادهای آنچنانی به سند ۲۰۳۰ می‌گرفت که طبق مدارک موجود، حداقل از تابستان پارسال آن را خوانده بود!
همچنین در آن روز پرآشوب، داشت فرمان "آتش‌به‌اختیار" به بسیج می‌داد، آن هم درست در روزی که باید بر هر آتشی "آب" می‌ریخت و جامعه را آرام می‌کرد.

🔹 سالهاست آقای خامنه‌ای از "شرایط قانونی رهبری" ساقط شده و اگر مجلس خفتگان عرضه و لیاقت داشت، سالها قبل فقط به خاطر "فقره‌ی احمدی‌نژاد" باید او را استیضاح و خلع می‌کردند. اما حالا که خورشیدش را بر لب بام می‌بیند، برای فردای رحلتش دارد پیام رمزدار می‌دهد که "اگر در این قرارگاه اختلالی رخ داد، شما خودتان اختیار دارید هرکجا لازم دیدید، آتش کنید!" یعنی سوق دادن یک کشور به جنگ داخلی! آیا "رذیلانه‌تر" از این هم می‌توان سراغ داشت؟ دیگی که برای من نجوشد…؟
آیا متدینین و مردم، یک عمر نهاد رهبری و ولی‌فقیه را "فربه و پروار" کردند تا برای روزهای نبودن و اختلالش، فرمان آتش به اختیار و بی‌قانونی صادر کند؟!

🔹 حالا هنوز مطالبات مردم پابرجاست. آنها از مداخله سپاه در امور اقتصادی و بانکی و عمرانی و سیاسی بیزارند.
مردم همچنان از اینکه نتیجه‌ی میلیاردها دلار خرج و ۲۰۰۰ کشته‌ی سپاه در سوریه، این است که در دفتر مراجعات مردمی مجلس هم امنیت ندارند، پرسش دارند.
بگذریم که حتی "یک گزارش مستقل" هم وجود ندارد که سپاه، در سوریه با داعش جنگیده باشد.
سپاه در این شش سال، مدام در حال سرکوب مخالفان بشاراسد بوده و هرگز به قلمرو داعش ورود نکرده است! پس منّت مفت بر سر مردم نگذارید.

🔹 اگر داعش توانسته تا بهارستان نفوذ کند، خوب است دنبال حفره‌های امنیتی "درون تشکیلات برادران!" هم بگردید. محال است که بدون حمایت "بخش‌هایی فاسد در سپاه"، داعش بتواند تا میدان بهارستان بیاید. می‌گویید سپاه بخش فاسد ندارد؟ مگر سعید اسلامی معاون وزیر اطلاعات، به گفته‌ی همین رهبر، عامل اسرائیل نبود؟ پس دنبال حفره‌ها درون سپاه بگردید، تا ببینید چرا در هنگامه اعتراض مردم به مافیاهای مالی در مقابل مجلس، و فردای روزی که مردم را کتک زدند و مردم بر علیه آنها شعار دادند: "داعشی داعشی" این اتفاق افتاد؟

🔹 به بهانه‌ی این حمله، نخواهید جایگاه دولت قانونی و منتخب مردم را محدود کنید و با بهانه‌جویی درباره سندی که از پارسال آن را خوانده‌اید، (وای اگر بگویید نخوانده بودید!) بخواهید به دنبال انتقامجویی از رأی مردم و منتخب قانونی آنها باشید که آب در هاون کوفتن است!
در این سوی دنیا، سوگوار بی‌گناهانی هستیم که هنوز معلوم نیست با "کدام صحنه‌آرایی خطرناک"، به خاک و خون افتادند؛ اما حقیقت آشکار می‌شود!

🔲 این نوشته به اشک دختر نوپای کارگر فضای سبز و تمام بازماندگان این حمله‌ی غیرانسانی تقدیم شد.
بابک‌داد
شنبه ۲۰ خرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
http://t.me/BabakDad


🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com