۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

تحریم‌فعال؛ «نه به رئیسی» است!

🔷 اگر تحریم کنید؛ رئیسی می‌آید!🔷
تحریم‌فعال؛ گاه «قهر با صندوق»؛
و گاه با «دادن رأی سلبی»!
➖ بابک‌داد ➖
شش سال پیش پارادایم "تحریم فعال" را در نوشته‌ها و مصاحبه‌های تلویزیونی مطرح کردم که مورد اقبال قرار گرفت. تحریم فعال چیست؟ پاسخ ساده این است:
«تحریم» یعنی رویکرد منفی ما به سازوکار انتخابات استصوابی در جمهوری اسلامی
و «تحریم فعال» یعنی عملگرایی و هوشمندی در مخالفت!
یعنی بر اساس مقتضیات زمانه، خواه با "روش سلبی" کناره می‌گیریم. و خواه با "روش ایجابی"، فعالانه در عرصه حاضر می‌شویم. امروز نوبت حضور ممانعتی ماست!
تشویق شهروندان به جلوگیری از انتخاب ابراهیم رئیسی، مخالفت عملگرایانه با "نقشه‌های هیأت حاکمه نظام اسلامی" است. برهم زدن نقشه‌های آنها، با تشویق مردم به دادن "رأی به رقیب رئیسی"، تحریم فعال امروزه است!

🔷 اپوزیسیون منفعل نماند! 🔷
آنچه باعث شده تا مردم کمتر گوش به اپوزیسیون بدهند، "انفعال و بی‌برنامگی" آنهاست.
مادامی که در کشور انقلابی نکرده‌اید، و تا وضع همین است، مردم ناگزیرند در هر دوره با "رأی سلبی" خود نگذارند امثال احمدی‌نژاد یا رئیسی دوباره بازگردند! ما حق نداریم آنها را به این دلیل سرزنش کنیم!
متأسفم بگویم با بحث‌های فراوانی که با دوستان در جناح‌های مختلف اپوزیسیون داشته‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که آن بخش از اپوزیسیونی که در «بوق تحریم انتخابات» می‌دمند، غالباً یک "راهکار ایجابی" ندارند.
هرگز نتوانسته‌ام از آنها "راه‌حل عملی" به جز تحریم منفعلانه انتخابات بشنوم! و تحریم، "کار" نیست! "کاری نکردن و انفعال" است! کدام تغییری را سراغ دارید که از روی "کاری نکردن!" رخ داده باشد، که با تحریم انتخابات در ایران هم رخ بدهد؟
البته جای خوشبختی است که بخش خردمند اپوزیسیون، (مانند جبهه ملی؛ در خبر امروز) به رویکردهای​ عملگرایانه می‌پیوندند و از جمله در اطلاعیه آقایان امیرانتظام و… اعلام شده در انتخابات مشارکت می‌کنند.

🔷 افق نگاه اپوزیسیون سنتی! 🔷
بد نیست ببینیم بخش سنتی اپوزیسیون به چه چیزهایی دل خوش کرده‌اند؟ اگر اینها را مرور کنیم، می‌فهمیم چرا بعد از ۳۸ سال، اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته هیچ راهکار عملی برای اقدام و سرنگونی استبداد در ایران ارائه کند!
عمده‌ی​ دلایل و راه‌های اپوزیسیون برای انفعال یا تحریم انتخابات اینهاست:

🔹 اول: دلخوشی به "افزایش نارضایتی و انقلاب"!
می‌گویند اگر مردم در فشار اقتصادی و فقر باشند، خودشان قیام می‌کنند!
برخی هم معتقدند این فشارها از طریق تحریم‌های اقتصادی خارجی بر مردم ایران مؤثرتر است. آنها "پاسخی" ندارند برای مردمی که قربانیان تحریم‌های دارویی و غذایی و… هستند!
می‌گویند مردم باید زیر فشارها، آنقدر خشمگین شوند که به خیابان‌ها بریزند و کار نظام را یکسره کنند! پاسخی هم ندارند که چنان «انقلابی»، که فقرا با شورش کور به تخریب همه‌چیز بپردازند، «ایران را به کدام سمت» خواهد برد؟ آیا انقلابیون، ایران را دودستی به فلان مجری تلویزیونی و یا فلان شخص تحویل می‌دهند؟
فردای انقلاب محرومان، آیا دموکراسی و عقلانیت بر کُرسی حاکمیت می‌نشیند؟ یا انقلابیونی از جنس ۵۷ که با شعار حمایت از مستضعفین، هزاران نفر را حذف کردند و حالا خودشان به کارتل‌های عظیم اقتصادی و مافیاهای ثروت و قدرت تبدیل شده‌اند؟

🔹 دوم: دلخوشی به "گرفتن مشروعیت از نظام"!
می‌گویند با رأی ندادن، مشروعیت را از حکومت می‌گیریم! چگونه؟
آنان نمی‌گویند که آیا تاکنون، حکومتی را سراغ دارند که با تحریم انتخابات، خودش اعتراف کند که: "خب! ما دیگر مشروعیت نداریم! پس می‌رویم!"
آیا استبدادی را سراغ دارید که تسلیم تحریم انتخاباتی شده و از قدرت کناره‌گیری​ کرده باشد؟ آیا دیکتاتورها به تحریم مردم توجهی می‌کنند؟
با تحریم انتخابات، کدام نامزدها به قدرت می‌رسند؟ و آیا تحریم، کمک غیرمستقیم به پیروزی نامزد جناح حاکم نیست؟

🔹 سوم: دلخوشی به "سر‌و‌ته یک کرباس‌اند"!
این قضیه «منطق و برهان» نخ‌نمای تحریم‌کنندگان است!
می‌گویند: آخوند، آخوند است و روحانی و رئیسی هم فرقی ندارند؛ چون سر و ته یک کرباس‌اند!
صادقانه پاسخ نمی‌دهند که آیا پیروزی و قدرت‌گرفتن ابراهیم رئیسی را با دولت حسن روحانی حقیقتاً یکسان می‌دانند؟ آیا جهت‌گیری هر دو اینها، نوع آدمهای اطرافشان، و نگاهی که به مردم دارند، یکی است؟
آیا واقعاً بین دولتی که اسحاق جهانگيری معاون اول آن باشد، با دولتی که سعید مرتضوی یا رحیمی معاون اول باشند، هیچ فرقی نیست؟
این ضرب‌المثل "سر و ته یک کرباس" در دنیای متنوع امروز، دیگر حتی در مورد دو برادر خونی هم مصداق ندارد. فقط یک عبارت پوچ است برای رفع تکلیف! کدام کرباس؟…

♦️ رأی‌مطالبه‌محور و رأی ممانعتی! ♦️
راهکار رأی ممانعتی، از برکشیدن قاضی بی‌سوادی مثل ابراهیم رئیسی ممانعت و جلوگیری می‌کند!
و رأی مطالبه‌محور به روحانی، همواره راه را بر نقد او باز می‌گذارد.
انتخاب هم با مردم است.
بابک‌داد
تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۲, جمعه

چرا "رئیسی نه"؟

♦️سه‌گانه‌ی «چرا نه؟»♦️
➖ بابک‌داد ➖
🔷 چـرا «رئیسی» نه! 🔷
توضیح: در این تریلوژی (سه‌گانه) در سه یادداشت جداگانه، به سه "چرا نه؟ مهم" خواهم پرداخت. هر یادداشت ۳ نکته دارد:
بدون اینکه کینه‌ی شخصی از او داشته باشم، معتقدم رئیسی نباید رئیس‌جمهور شود. چرایش را می‌گویم، تصمیم به آمدن یا نیامدنش با شما، که هم رأی‌‌تان و هم تحریم‌تان؛ هر دو مهم و اثربخش است:
🔲اول: رئیسی «حاکم» است نه «مدیر»!
ابراهیم رئیسی از ۲۰ سالگی که دادستان همزمان کرج و همدان (با فاصله ۳۰۰ کیلومتر) شد، تا بعد که معاون و دادستان تهران شد و حکم اعدام هزاران زندانی را صادر کرد و بعدتر که تا بازرسی‌کل‌کشور و معاون اولی قوه قضائیه ارتقاء یافت، همواره در این چهار دهه یک «حاکم» بوده و نه «مدیر»!
🔹 بین کسی که «حکم» صادر می‌کند، با کسی که باید با نگاهی همه‌جانبه، بدنه یک دولت چند میلیونی را «مدیریت» کند، فرق فراوانی هست.
ریاست جمهوری یک «مدیریت تعاملی» با همراهی بیش از ۱۰ هزار مدیر اجرایی در سراسر کشور است! رئیس‌جمهور باید در هیأت وزیران، چندین شورای عالی و جلسات متعدد، حضور یابد و بتواند با مدیران و کارشناسان «تعامل» کند و تصمیم بگیرد!
🔹 ابراهیم رئیسی، نزدیک دو‌سوم از عمرش را در جایگاه «حکم کردن» بوده، و نه «مدیریت کردن»! این خصلت، برای اینکه یک شاه و حاکم مستبد بشود، مناسب‌تر است تا اینکه بخواهد بر «جمهور- مردم» و صدها دستگاه اجرایی «مدیریت» کند. سالها «حکم صادر کردن» از رئیسی یک حاکم ساخته و این برای رئیس‌جمهور، نه قوّت، که یک ضعف و نقص بزرگ است.

🔲 دوم: رئیسی «صادق» نیست!
رئیسی می‌گوید آمده تا با یقه‌سفیدها که مالیات نمی‌دهند و با فساد برخورد کند! او ۱۰سال "رئیس بازرسی‌کل‌کشور" بوده! همان جایی که "بیشترین امکان و ابزار قانونی" برای برخورد با فساد دولتی جمع شده، اما او هیچ برخورد چشمگیری با فساد نکرده و کارنامه درخشانی ندارد! او چطور در جایگاه ریاست‌جمهوری که هیچ قدرت قضائی ندارد، می‌خواهد کاری را بکند که ۱۰ سال در سازمان بازرسی نکرده؟ این عین «بی‌صداقتی» اوست.

🔹 رئیسی در شعار مبارزه با فساد دروغگو یا ناتوان است! وی سالها "معاون‌اول قوه قضائیه" بوده، و سالها خبر داشته که رئیس قوه «چ"سود بانکی ۶۳ حساب قوه" را به حساب شخصی‌اش واریز می‌کند و «سکوت کرده»! سکوت او یا از سر همراهی مجرمانه بوده، یا بابت ترس از دست دادن موقعیتش! در هر دو حال، بازنده است!
🔹 او صداقت ندارد؛ زیرا سال پیش در نامه‌ای از رهبر خواست «مجموعه آستان قدس رضوی را از مالیات معاف کند». آیا او در شعارش یعنی «برخورد با یقه‌سفیدها» صداقت دارد؟

🔲 سوم: رئیسی «کم‌هوش» است!
باور کنید قصدم توهین نیست. در این چهاردهه، او این شانس را داشته که کمتر در انظار عمومی باشد و این کم‌هوشی هولناکش دیده نشده بود!
به گفتگوی ویژه خبری و حرفهایش در تبلیغات انتخاباتی نگاه کنید! او فردی فوق‌العاده کم‌هوش و ساده‌لوح است که مطمئن نیستم با «خیرخواهی» به عرصه آزمون ملی انتخابات فرستاده شده باشد!
یک سیاستمدار گریزی ندارد از این که «هوشمند» باشد. او حتی در دروغگویی و شعار دادنش هم کم‌هوش است!
مثلاً صاف رفت سراغ «یقه‌سفیدها»، در حالی که هنوز امضای درخواستش برای معافیت مالیاتی خشک نشده و خودش یک "یقه‌سفید نجومی" است!
🔹 در تبلیغات انتخاباتی، هوشمندانه این بود کسی مثل او با زیرکی از کنار عیوبی که دارد، بگذرد. رئیسی کم‌هوش است، چون اتفاقاً بر همین چیزها تأکید زیادی کرد و ندانست که کارنامه‌اش منفی و پیش روی مردم است!
مواردی مثل:
🔹 مبارزه با فساد اداری و یقه‌سفیدها (او حتی اینقدر باهوش نیست که در همین کارزار انتخاباتی، مثلاً نامه‌ای بدهد و آستان قدس رضوی را در دادن مالیات پیشقدم کند!)
🔹 مبارزه با فقر و بیکاری (با ندادن مالیات، او عملاً به توسعه فقر و بیکاری در جامعه کمک می‌کند!)…
و وعده‌های ناممکن او درباره ایجاد ۶ میلیون شغل که نشان می‌دهند عیوب کسی که همواره «حاکم» بوده و علم مدیریت را نمی‌داند، در کجاهاست؟
🔹 سیاستمدار خوب در «لاف زدن» هم که جزئی از کار اوست، تا حد ممکن صادق است! آنجایی بلوف می‌زند که بر اعتبار کشورش اضافه کند. بر غرور ملی مردمش بیافزاید. و خلاصه به جای اینکه ابزار دروغ را در «خدمت پوشاندن فساد خود و نزدیکانش» به کار بگیرد، از بلوف در وقت لازم و برای اهداف مثبت اجتماعی بهره می‌گیرد.
ابراهیم رئیسی در مناظره‌های تلویزیونی با کمال کم‌‌هوشی، به قصد تخریب دولت روحانی، آمارهایی داد که "حکومت ۳۸ ساله" را زیر سئوال برد! قصدش این نبود، اما او بود که از «رسانه ملی» اعلام کرد: «جمهوری‌اسلامی ایران ۱۶ میلیون حاشیه‌نشین و فقیرمطلق دارد!» جمله‌ای که آبروی جمهوری‌اسلامی را زیر سئوال​ برد!!
خلاصه کنم: رئیسی مدیر نیست، دروغگو و کم‌هوش است. احتمالاً همین ۳ دلیل برای "نه گفتن به یک نامزد" کافی باشند!
بابک‌داد
تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

بست‌نشینی احمدی‌نژاد، تقلید قالیباف و سواد «دکتر» رئیسی! (سه یادداشت انتخاباتی)

 
♦️بست‌نشینی احمدی‌نژاد در مشهد!♦️
➖ چرا احمدی‌نژاد به قلمرو رئیسی رفت؟ ➖
فشارها بعد از پا گذاشتن او روی «نهی رهبری» شدت گرفت و در اولین روزهای بعد از ردصلاحیتش، در فضای مجازی زمزمه‌هایی از احتمال بازداشت خانگی محمود احمدی‌نژاد شنیده شد.
🔹 با اوج‌گیری این شایعات، احمدی‌نژاد با انتخابی زیرکانه به مشهد رفت و به قول سایت نزدیک به او «حرم امن» رضوی را به عنوان اولین مقصد خود برگزید. آیا او برای گریز از بازداشت یا حصر، در حرم امام هشتم بست نشسته است؟
🔹 «بست‌نشینی» در اماکن مقدس، سابقه تاریخی حدوداً سیصد ساله دارد. «بَست» به پناهگاه مقدسی گفته می‌شود که فرد مجرم، محکوم و یا «معترض» در آن پناه می‌برد و اصطلاحاً «بست‌نشینی» می‌کند تا به حرمت آن مکان، از مجازات و تعرض حاکمان مصون بماند.
🔹 در مقابل؛ «بست‌شکنی» زمانی رخ می‌دهد که حاکمان، حرمتی برای بست قائل نشوند و محکوم را در محل بست دستگیر کنند.
بست‌نشینی از دوره‌ی صفویه در ایران گسترش یافت و در دوره قاجاریه به اوج خود رسید. اما رضا‌شاه آن را ممنوع کرد.
🔹 در تاریخ جمهوری اسلامی، شاید احمدی‌نژاد نخستین مقام عالیرتبه سابق باشد که چند روزی است «عملاً» در حرم امام هشتم پناه گرفته و به نوعی بست نشسته است.
سایت دولت‌بهار نزدیک به وی، از برخورد خادمان و مأموران حرم انتقاد کرده و کلیپ مداحی مشهور «آمده‌ام، آمدم ای شاه پناهم بده!» را با ترکیب تصاویر گریان احمدی‌نژاد میکس و پخش کرده است.
با تصاویر و کلیپ و ویدئوهایی که در فرهنگ عمومی «پناه گرفتن» و شکایت بردن نزد امام‌رضا تعبیر می‌شود، سایت نزدیک به احمدی‌نژاد به این گمانه دامن زده که رئیس دولت‌های نهم و دهم، به حرم رضوی پناه برده و مورد بدرفتاری خادمان حرم هم قرار گرفته است.
🔹 از طرفی متولی آستان قدس رضوی، در سفرهای انتخاباتی است. در غیاب او، مأمورانش در حرم امام هشتم با در دست داشتن بی‌سیم و ایجاد حلقه‌ای به دور احمدی‌نژاد، «مانع» از تماس زائران با او شده‌اند.
احمدی‌نژاد به «قلمرو» ابراهیم رئیسی رفته و در عکس‌ها و ویدئوهای متعددی، از برخورد خادمان حرم انتقاد کرده است. اینک سئوال این است که هدف او از پناه گرفتن در حرم امام هشتم چیست؟ آیا او «صدای پای برخورد» احتمالی حکومت با خود را تشخیص داده؟ و یا با ورود به محدوده‌ی حکومت ابراهیم رئیسی، قصد دارد برای «نامزد تازه رهبری» که جای او را گرفته، مزاحمت ایجاد کند؟
🔹 به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد با حضور مداوم در این مکان عمومی و مقدس، عملاً از مزایای بست‌نشینی بهره‌برداری​ می‌کند. او می‌خواهد «هزینه برخورد» حکومت با خود را بالا ببرد.
احمدی‌نژاد با تکیه بر محبوبیت مردمی، که با تغییر عکس پروفایل سایت خود به «هوادارانش» آن را به رخ کشیده، درصدد است در جایی باشد که مردم همیشه برای زیارت حضور و تردد دارند. تا اگر قرار شد دستگیرش کنند، با هزینه بالا و واکنش احتمالی مردم، آن را به یک اتفاق پر سروصدا و «جنجالی» تبدیل کند.
او تشنه‌ی توجه است و حالا علاوه بر پناه گرفتن، عطش دیده شدنش را هم سیراب می‌کند. و شاید علاوه بر اینها، به دنبال هدف سومی هم باشد. به زیر سئوال بردن تولیت آستان قدس رضوی و پایین کشیدن نامزد محبوب رهبری! و یا اگر بتواند «گرفتن سهمی» از او»!
بابک‌داد
۶ اردیبهشت ۹۶
نشانی تلگرام:
http://t.me/BabakDad


🔷 یادداشت دوم 🔷
🔷 بی‌سوادی هولناک "دکتر" رئیسی! 🔷
 نگاهی به اولین برنامه انتخاباتی‌اش!
خیال‌تان راحت! اگر انتخابات سالم برگزار شود و کسی در رأی مردم دستی نبرد، «ابراهیم رئیسی» که من در برنامه گفتگوی ویژه خبری دیشب دیدم، به زور بتواند «نفر چهارم» بشود!
🔹 میزان تسلط و دانش او درباره مسائل عادی کشور، آنقدر ضعیف است که باید از عبارت «فقر شدید سواد» استفاده کنم! او سخنانش را با رانت امام رضا و "السلام علیٰ علی‌ابن‌موسی‌الرضا" شروع کرد. بعد حملاتش به مشکلات و فسادها، حتی از «مقالات هفته‌نامه‌های زرد» هم سطحی‌تر بودند.
او با آنکه شعارش را "کرامت" و خود را فقرچشیده معرفی کرد، از ابزار "تطمیع یارانه‌ای!" برای فریب همان فقرا و لگدمال کردن کرامت همانها استفاده تبلیغاتی کرد!
🔹 من خیالم از شکست او در انتخابات ریاست جمهوری راحت است، اما نگران مرحله‌ی بعدی هستم!
نگرانم چنین فرد بی‌مایه و سطحی‌نگری که یک بچه دیکتاتور را "ناشیانه" در زیر عبای خود پنهان کرده، جانشین آیت‌الله خامنه‌ای شود!
🔹 بسته به سطح دانش سیاسی‌مان، از دو دقیقه تا ده دقیقه شنیدن حرفهایش کافی است تا بفهمیم میانگین شخصیتی او پوشالی و با معذرت افتضاح است!
حتی برای مسئولیت فعلی‌اش در بنگاه عظیم مالی آستان قدس رضوی هم، ابراهیم رئیسی فردی است نامناسب. و اگر عقل داشته باشد، بلیط یکسره مشهد را می‌گیرد و تا قلمرواش نصیب دیگری نشده، همان قلمرو پربرکت و حاصلخیز! را حفظ می‌کند که به خدا از سرش زیاد است!
🔹 خدایا! گنجایش شوخی رهبری این را دیگر نداریم! صبرمان را با ولایت ایشان (که نسخه معمّم احمدی‌نژاد است)، تست نکن. و بگذار این روابط حسنه بندگی‌مان با تو خدشه‌دار نشود!
بابک‌داد
هفتم اردیبهشت ۹۶
🔷 یادداشت سوم 🔷
♦️ قالیباف؛ «نظام» را ترساند! ♦️
او یک احمدی‌نژاد دیگر خواهد شد!
محمدباقر قالیباف کپی‌برداری ناشیانه‌ای از مدل حملات احمدی‌نژاد و مظلومیت میرحسین موسوی را در هم میکس کرده و چیز عجیب‌الخلقه و مضحکی از رفتار مناظره‌ای بروز داد! چیزی که ممکن است چند روز کوتاه موج احساسات اطرافیان و «گروه ضربتش» را خوشحال کند. اما در نقاط بالاتر حکومت، درست برعکس این رخ خواهد داد.
🔹 او برای بیت رهبری، خاطره‌ی طلوع و برکشیدن احمدی‌نژاد را زنده کرد! برای آنها با طعم تلخی که همین حالا از «زخم احمدی‌نژاد» در کام دارند، دیدن دوباره‌ی یک کاریکاتور ضعیف از او نه تنها اصلاً خوشایند نیست، بلکه بیشتر باعث هراس آنها از تبدیل شدن این مار به چنان افعی زهرآگین و خطرناکی خواهد شد!
🔹 گفتمانی که به حاکمیت نزدیک است همچنان رئیسی را بر این «بچه دیکتاتور بالقوه» ترجیح می‌دهند. قالیباف همچون احمدی‌نژاد نوع خاصی از وقاحت و بی چشم‌و‌رویی را به نمایش گذاشت که در بیت رهبری خواهان ندارد. آنها همین حالا درگیر آن بچه‌انقلابی سال ۸۴ هستند که از سال ۹۰ «استخوان گلوی رهبر» شد!
🔹 به نظرم قالیباف که امروز سعی کرد تا «خودی» نشان بدهد، باعث دلزدگی و ترس کسانی در هیأت حاکمه شد و از این منطر، بازنده‌ی مناظره بود!
🔹 حملات ناشیانه قالیباف، همچنین باعث شد تا آنچه حاکمیت نمی‌خواست اتفاق بیافتد! با ضدحمله‌های خوب و حرفه‌ای اسحاق جهانگیری، باقر قالیباف باعث شد گفتمان اصلاحات و نام خاتمی و خاطرات سرکوب گازانبری دانشجویان و دستفروشان به اذهان بازگردد و این همان چیزی بود که حکومت نمی‌خواست و قالیباف باعث شد بحثش دوباره زنده شود!
🔹 اگر احمدی‌نژاد در سال ۸۴ توانست با آن «تاکتیک مبارزه با اشرافیت» خودش را جزو آن اکثریت (به قول قالیباف ۹۶ درصدی) بنمایاند و رأی مردم را جمع کند، به علت «شناخت محدود» مردم کشور از او بود که با اینکه به تازگی شهردار تهران شده بود، پشتش پرونده‌ای نبود. به اصطلاح خالی بود. مردم فریب خوردند و گمان کردند آن پرونده‌ی خالی، سفیدی و پاکی پرونده عملکردی اوست! در مورد قالیباف اما «پرونده‌ای گسترده» از اقدامات سیاه و سرکوبگرانه در بین مردم شهری و روستایی وجود دارد.
🔹 در این مورد هم وضع بالقوه‌ی رئیسی بهتر از قالیباف است و شاید اصولگرابان بهتر بتوانند بخاطر دور بودن رئیسی از صحنه عیان سیاست، با چهره‌ای سفید به مردم ارائه‌اش کنند. اما قالیباف ۱۲ سال شهرداری و انواع خاطرات بد و پرونده فساد مالی و زدوبند با آن ۴٪ را دارد و از نظر مردم او شهرداری است که به «همان ۴٪ زالو صفتان» مرتبط‌تر است تا به ۹۶٪ اقشار عمومی مردم.
🔹 در مناظره امروز، قالیباف خود را زیادی به آتش شمع نزدیک کرد و درست وقتی گمان می‌کرد با رقصی زیبا، پروانه‌ی شب اول جشن شده، «بال نازک و شاپرکی» خود را به سوختن داد.
شاید برای همین آنطور که در خبرها آمده، او با اعتراض و عصبانیت از ساختمان صداوسیما خارج شده است! او خود از بازی پراشتباهش باخبر است. اما شاید هنوز نداند که نظام را چه قدر ترسانده و رقص‌مرگ امشبش با شمع، در نهایت چه قدر به زیان او تمام خواهد شد!
بابک‌داد
۸ اردیبهشت ۹۶
نشانی تلگرام:

http://t.me/BabakDad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۸, جمعه

رهنمودهای تازه یک رهبر «نجیب»!

🔷 روحانی با رهبر "اتمام‌حجت" کند! 🔹
➖ بابک‌داد ➖
جنگ آنقدر نابرابر است، که در برابر آن نمی‌توان چیزی نگفت. حتی وقتی که خودت، دهها نقد به دولت حسن روحانی داری، اما می‌بینی رقبای او آنقدر کثیف بازی می‌کنند، با وجود احتمال «انگ»ها؛ ناگزیر می‌شوی برای روشنگری وارد شوی!
🔹 اشهدبالله (شهادتین باید خواند!!) که انتقادم از جناح حاکم، به منزله حمایت از روحانی نیست. انتقادهایم به روحانی را خوانده‌اید. ضمن اینکه روحانی ستاد انتخاباتی دارد و می‌داند چطور از خود دفاع کند!
اما از این زاویه که ما از بیرون مملکت به سال ۹۱ و ۹۲ نگاه می‌کردیم، دنیا پا روی گلوی جمهوری اسلامی گذاشته بود و با توقف فروش نفت، کار نظام تقریباً تمام بود که روحانی آمد و کل نظام و رهبری را از «انهدام» نجات داد!
از این زاویه که ما ناظر اوضاع بودیم، آنها از رهبر و سپاه تا مراجع تقلید و امامان جمعه، ادامه‌ی حکومت و بقای‌شان را مدیون تیم حسن روحانی هستند. و برای همین اپوزیسیون سنتی خارج از کشور، از روحانی‌ها و خاتمی‌ها متنفرترند تا از احمدی‌نژادها!
احمدی‌نژاد در حقیقت «نسخه‌ی نابودی» این حکومت بود؛ اگر ادامه می‌یافت.
🔹 زمستان سال ۹۱ دنیا با شتاب داشت روند "تحریم‌های فلج کننده‌اش" را پیش می‌بُرد. صادرات نفت ممنوع شد و نمایندگان رهبر، دست به دامان «عمان» شدند تا میانجی‌گری کند.
اگر آن سال غیر از روحانی (جلیلی یا مشایی) رئیس‌جمهور شده بود، حالا نظام اسلامی به «خاطرات» پیوسته بود!
🔹 پاداش آن خدمت، و آن مذاکرات سخت که راه نفس این حکومت را باز کرد، چه بوده جز سیل ناسزا و تهمت و ناسپاسی؟
طرفدارش نیستیم، اما انصاف که داریم. چشم که داریم.
پاسخ روحانی و دولتش، از طرف حکومتی که با همّت آنها دارد نفس می‌کشد، این بود که رهبر پراشتباه، دیروز بنشیند و آدرس‌های «یک نامزد خاص» را به مردم بدهد و به روحانی طعنه و کنایه بزند!
خاصیت روح متکبر و خودکامه‌ی رهبر همین است که وقتی از طرف احمدی‌نژاد تحقیر و ذلیل می‌شود، به «ناجی خود» طعنه و ظلم روا می‌دارد! کبر و غرورش او را به قهقرا برده و هنوز هم فرق راه و چاه را نمی‌فهمد. در واقع نمی‌خواهد بفهمد! به خدا که باید او را با چاهش تنها گذاشت!
🔹 حق این است که می‌گذاشتند اینها با همان فرمان تند، به سوی درّه‌ی نیستی می‌راندند و نابود می‌شدند!
صد حیف که ملتی را به گروگان گرفته‌اند و شاید برای حفظ این سرزمین و مردم از نابودی، دلسوزانی پیدا می‌شوند و نازهای حضرت آقا را می‌خرند و صبر ایوب پیشه می‌کنند؛ تا راننده‌ی مست این اتوبوس را «رام» کنند. و مسافرانش (مردم) را، از بلای سقوط در امان نگه دارند.
اشاره‌ام به خون دلی است که از نزدیک شاهد بوده‌ام آن "سید" اخلاق‌مدار می‌خورد و تحمل می‌کرد تا آسیبی به ایران و ایرانیان نرسد. یا شیخ شجاع کروبی و میرحسین موسوی که برای نجات این خلق گروگان از نابودی، خود به «حصر و بند» افتادند.
حالا روحانی که اندکی شبیه به آنهاست، هم دشمنان داخلی دارد. و هم کسانی در اپوزیسیون خارج از او «متنفرند»؛ زیرا این مخالفان به درستی می‌فهمند که او چگونه توانست نظام اسلامی را از «فروپاشی محض» نجات دهد!
🔹 سال ۱۳۷۵ هم وضع شبیه سال ۹۱ بود. به خاطر حکم دادگاه میکونوس و مسائل دیگر، دنیا با جمهوری اسلامی در افتاده بود و در زمستان آن سال، ناگهان تمامی سفیران کشورهای اروپایی و قدرت‌های منطقه‌ای از تهران قهر کردند و رفتند!
فشار بیرونی بر حکومت بالا گرفت، اما خاتمی که با رأی بالا انتخاب شد، نظام از نگاه جهانیان «مشروعیت» یافت و از سقوط نجات پیدا کرد!
کینه‌ی خاتمی در دل مخالفانش، بابت آن حضور نجات‌بخشی است که در سال ۷۶ داشت! حالا ببینید که آن رهبر و نظام با «ناجی» خود چه رفتاری دارند؟
🔹 روحانی هم به صف مغضوبین رهبر خواهد رفت… شاید هرکسی جای او بود، یک بار برای همیشه این راننده‌ی مست را با «جاده و راه و درّه و چاه» تنها می‌گذاشت تا سزای اینهمه بلاهت و اشتباه و خودکامگی‌اش را ببیند.
سعدی درباره‌ی برخورد با این گمراهان کله‌شق و خودکامه می‌گوید:
➖چاه است و راه و دیده‌ی بینا و آفتاب؛
تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش!
➖ چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود؟
بگذار تا بیافتد و بیند سزای خویش!
🔹 شاید کشور با روحانی، مطلوب من نباشد و یا «کُند» جلو برود. او فرد مطلوب من نیست.
اما در شرایط موجود می‌دانم که کشور با انتخاب آن نامزدهای مثلاً انقلابی‌، قطعاً به عقب خواهد رفت. و شاید بیراه نباشد اگر بگوییم این اتوبوس، تازه از سراشیب بیرون آمده. و اگر فقط قدمی به عقب‌تر بردارد، ای بسا در شیب سقوط بیافتد و تا ته درّه برود.
افسوس که گروگان این راننده‌ی مست، این سرزمین و مردم بی‌پناهش هستند. و رهبران مستبد این حکومت، از این نقطه ضعف، چه «بهره‌ها» برده‌اند!
به هر حال معتقدم مردم، بهترین تصمیم را خواهند گرفت.
بابک‌داد
۶ اردیبهشت ۹۶
تلگرام:
https://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲, شنبه

فرضیه مهار دوجانبه!

♦️ درباره یک «احتمال»: مهار ِ دوجانبه! ♦️
این فقط دو روی سکه‌ی یک «احتمال» و «فرضیه» است:
🔹الف: برای جلب نظر گروهA: «ردصلاحیت احمدی‌نژاد» به وسیله «شورای نگهبان»!
🔹ب: برای جلب نظر گروهB: «تأییدصلاحیت» احمدی‌نژاد با «حکم حکومتی رهبری»! (یا انتصاب در یک موقعیت حکومتی)
بیایید این دو گزینه را بررسی کنیم.
نشانه‌های انجام یک بازی پیچیده و جنگ روانی در حال آشکارشدن است. این نوشته، فقط یک «احتمال» است که نشانه‌های گویا و روشنگر آن می‌توانند اینها باشند:
🔹 ۱- عدم واکنش قهرآمیز و منفی تیم احمدی‌نژاد نسبت به خبر ردصلاحیت او! متن نامه مسالمت‌آمیز مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد و چند توییت نرم خود او، «دادن آدرس» به هواداران بود که مرتکب تندی نشوند.
احمدی‌نژاد با نمایش ولایت‌پذیری، وانمود می‌کند مانند «فتنه‌گران!» نیست و از قانون و نظر شورای نگهبان تمکین می‌کند! کانال دولت‌بهار خطاب به رهبر نوشته: «سر خُم می سلامت؛ شکند اگر سبویی!»
این مواضع مسالمت‌جویانه، زمینه‌ی لازم در اصولگرایان مخالف احمدی‌نژاد و همچنین در افکار عمومی را برای مظلوم نمایی او و صدور حکم حکومتی و تأیید صلاحیتش «هموار» خواهند کرد.
اگرچه نظام با این قمار خطرناک، دوباره کلاف احمدی‌نژادها را به دور خود خواهد پیچاند. و معلوم نیست کی از آن رهایی پیدا کند؟

🔹 ۲- بعد از سخنان تند احمدی‌نژاد در اهواز و مواضع منفی اصولگرایان علیه او، نظام به آسانی نمی‌توانست او را تأیید صلاحیت کند! لذا در یک «تقسیم کاری» ابتدا با ردصلاحیت به ظاهر او را تنبیه کردند. و اصولگرایان را از این ردصلاحیت، خوشحال کردند. اما نظام چون قصد رویارویی با یک دشمن داخلی تازه را ندارد و نمی‌خواهد بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد را از خود براند، به زودی فاز دوم طرح مهار دوجانبه را شروع می‌کند! (تأکید می‌شود این یک فرضیه و احتمال است که ای بسا با بیان شدنش، منتفی شود!)
هدف دوم قضیه‌ی «مهار دوجانبه» یعنی حفظ بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد، با تأیید صلاحیت او در دستور کار قرار می‌گیرد. برای این‌ کار، رهبری که از قبل هم بنای عقب‌نشینی مجدد را داشته، با صدور «#حکم_حکومتی»، صلاحیت او یا بقایی را تأیید خواهد کرد.
هرچند اگر چنین شود، آمدن احمدی‌نژاد باعث شکستن رأی قالیباف و رئیسی و «شکست اصولگرایان» خواهد شد و شکاف عمیقی بین اصولگرایان با بیت رهبری ایجاد می‌کند که بعدها آثار عمیق خود را نشان خواهد داد!

🔹 با طرح «مهار دوجانبه» زمینه‌ی جلب «رضایت همزمان» مخالفان اصولگرای احمدی‌نژاد و موافقان او، یکجا فراهم می‌شود. و هر دو گروه از «برآیند» اقدامات به‌ظاهر قانونی شورای نگهبان و حکم رهبری، حداقل «ناراضی» نخواهند بود! نظام در پی یک «نتیجه‌ی برد-برد» از معضلی بنام احمدی‌نژاد است!
🔹 رهبری با این طرح از زیر ضرب فشار «ردصلاحیت یار نظر نزدیک خود» بیرون می‌آید و با یادآوری حکم حکومتی مشابهی که در انتخابات سال ۸۴ به نفع نامزد اصلاح‌طلب (معین) صادر کرده، مورد انتقاد جدی قرار نمی‌گیرد.
اگرچه آقای خامنه‌ای «گریزی» از دهها پرسش درباره زیرپا گذاشتن فرمان نهی او توسط احمدی‌نژاد و سئوالات دیگر نخواهد داشت! و دامنه‌ی پرسشها حالا حالاها وی را رها نخواهد کرد.
🔹 ظرف روزهای اخیر، اصلاح‌طلبان با دفاع از حقوق قانونی احمدی‌نژاد برای نامزدی، اعلام کرده‌اند که ردصلاحیت او که دو دوره رئیس جمهور بوده «قانونی نیست!» و نشانه‌ا‌ی از بی‌بصیرتی شورای نگهبان است و...
این سخنان فارغ از اینکه صادقانه بیان شده‌اند یا نه، «مستمسک مناسبی» برای مداخله و حکم رهبری و تأیید صلاحیت احمدی‌نژاد خواهد بود! سهل است که هر گونه اعتراض بعدی اصلاح‌طلبان، نقیض ادعاهای اخیرشان خواهد بود!
🔹 ممکن است پس از «افشای» این طرح و نقشه‌ی «مهار دوجانبه»، نظام نتواند بخش یا بخش‌هایی از آن (مانند تأییدصلاحیت احمدی‌نژاد) را عملی کند، و بار دیگر به خاطر «بازی‌خوانی» و افشای طراحی‌های مزوّرانه اتاق فکر بیت، دست به فرافکنی بزند. مهم آگاهی مردم از پشت‌پرده اتاق فکر عمروعاص‌های بیت رهبری و هیأت حاکمه است.

🔹شخصاً علاقمند بودم احمدی‌نژاد از بازی حذف نمی‌شد و با رأی قاطع ملت و برای همیشه و «بدون مظلوم‌نمایی»، به تاریخ می‌پیوست! اما پرداختن به این طرح و «احتمال» در این برهه ضروری بود.

🔹 کسی موافق ردصلاحیت احمدی‌نژاد نیست. بحث اینجاست که او متهم است و قبل از رسیدگی به اتهامات سنگینش، اصولاً حق ندارد نامزد احراز پست و مقام دیگری شود.

🔹 حاکمیت باید بداند با طراحی‌های پیچیده و بازی‌های روانی، نمی‌توانند عرصه را از چند جهت برای نامزد موردنظرشان باز و فراهم کنند. و آسان نیست مردم را در تنگنای این جنگهای روانی، ناگزیر به «انتخاب نامزد حکومتی» کنند.

🔹 تأکید می‌شود که این نوشته در حد یک «احتمال» مطرح شده و «داعیه‌ی بیشتری» هم ندارد. به زودی می‌توان درباره میزان درستی تمام یا بخش‌هایی از آن داوری کرد. امید که حیله‌ها را نقش بر آب کند و موجب «افزایش هوشیاری» جامعه شود؛ نه «نگرانی»!
مردم ایران با آگاهی و هوشیاری خویش، «باطل‌السحر» همه‌ی این مکرها و حیله ها را در کف دارند. و تصمیم عقلانی را هم خواهند گرفت.
بابک‌داد
اول اردیبهشت ۹۶
تلگرام:

۱۳۹۶ فروردین ۳۱, پنجشنبه

محاسبه‌های احمدی‌نژاد برای بازگشت!

تک‌تک بررسی کنیم که احمدی‌نژاد برای بازگشت به صحنه سیاسی و پا گذاشتن بر امر ولی‌فقیه، بیشتر از همه روی چه چیزهایی حساب باز کرده است:

🔷 ۱- فراموشی ذهنی ایرانیان:
او روی فراموشی مردم ایران حساب خاصی باز کرده و می‌داند ایرانیان بخاطر مشکلات روزمره حوصله تحقیق درباره گذشته را ندارند و ترجیح می‌دهند گذشته را از ذهن پاک کنند. او سوار بر همین نفرت از گذشته قصد دارد به قدرت بازگردد.
🔷 ۲- زودباوری ایرانیان:
اکثریت مردم ما حرف او را باور کردند وقتی که گفت می‌خواهم به دانشگاه برگردم و معلمی کنم! باور کردند وقتی که گفت نه نامزد می‌شوم و نه از کسی حمایت انتخاباتی می‌کنم.
او همیشه جوری هنرمندانه دروغ می‌گوید که باورش خیلی سخت نباشد! و بعد که از پل گذشت، کار خود را می‌کند.
🔷 ۳- روحیه سازشکارانه محافظه‌کاران:
او ضعف‌های بزرگان جریان اصولگرایی و مراجع محافظه‌کاران را می‌شناسد و به خوبی می‌داند آنها حاضرند باز هم در این «ظرف کثیف غذا بخورند»، اما به مردم نگویند درباره احمدی‌نژاد اشتباه کردیم! او سالها از ضعف‌های آنان سواری گرفته و باز هم می‌تواند بگیرد!
🔷 ۴- نفرت مردم از روحانیان و رهبر:
او از سال ۹۰ که صراحتاً گفت: «ولی فقیه بدون ملت، دست بسته است!» و بعد با قهر ۱۱ روزه و کنایه‌های فراوانش به آقای خامنه‌ای، همیشه سعی کرده بر موج «نفرت مردم از رهبر» سوار شود.
این بار هم با سخنان کنایه‌وارش در اهواز درباره «سلطنت و استکبار آن آقا!» و استقبال مردم از این سخنان، دانست که هنوز می‌تواند از این نفرت عمومی بهره‌برداری کند.
هرچند به وقتش، احمدی‌نژاد ترسوتر از آن است که مقابل رهبری بایستد. او وقتی به ریاست و مقام برسد، «شریک دزد» خواهد شد و «رفاقت قافله» را فراموش می‌کند!
در انتخابات ۹۲ که مشایی را نامزد ریاست جمهوری کرد؛ نظام را تهدید کرد که تا آخر پای او می‌ایستد! اما بعد از رد صلاحیت رفیق و مُراد معنویش، هیچ واکنشی جز تمکین و سکوت نشان نداد. او لاف‌زن بزرگی است که در صحنه‌ی «عمل» چیزی در چنته ندارد!
🔷 ۵- امتیازدهی نظام و رهبری:
احمدی‌نژاد​ با ابزارهایی مانند مدارکی که از تخلفات رهبری و مسئولان عالی دارد؛ می‌خواهد با آنها امتیاز بگیرد. او روی باصطلاح آبروداری و امتیازدهی رهبری (که حتی در مقابل قهر ۱۱ روزه‌اش هم سکوت کرد)، حساب باز کرده است.
🔷 ۶- روحیات «تازه‌جوانان»:
احمدی‌نژاد روحیات سرکش نسل جوان را می‌شناسد. همچنین از نفرت جوانان از سیستم حکومتی و معضلات آنها باخبر است.
سوار بر این روحیه‌ی عاصی، احمدی‌نژاد بر «آتش» سرکشی و لاقیدی و جسارت نسل جوان، «بنزین طغیان» می‌ریزد و خویش را در کسوت منجی آنان عرضه می‌کند.
احمدی‌نژاد شعار «بهار و ایران» را دقیقاً بخاطر تأثیرگذاری بر نسل جوان انتخاب کرده و همچنین با دمیدن در شعارهای ناسیونالیستی، از حس وطن‌پرستی نسل جوان بهره‌برداری خواهد کرد.
هرچند نسل جوان، هوشمندی خاص خود را دارند و به «بهار سیاه» تیم احمدی‌نژاد روی خوش نشان نمی‌دهند!
با این حال، حداقل ۵ میلیون جوان (که بعد از پایان دولت او تا امسال، واجد شرایط رأی دادن شده‌اند) متأسفانه احمدی‌نژاد را به درستی نمی‌شناسند و این رقم جمعیت کمی نیست!
نکته مهم: این جمعیت، هدف انتخاباتی حامیان ابراهیم رئیسی نیز هست!
بعید نیست که جوانان بزرگتر، نسل «تازه‌جوان» را از خطرات پدیده‌ی احمدی‌نژاد و عوارض آن آگاه کنند. اما خطر سوارشدن او بر شور جوانی و روحیه‌ی عصیانگری جوانان، همچنان وجود دارد.
🔷 ۷- استیصال و نیاز اقشار فقیر:
او با شعار «مردم‌فریبانه» یارانه ۲۵۰ هزارتومانی، و با حرفهایی نظیر اینکه «پول ملت، برای ملت» دست روی نقطه ضعف اقشار فقیر می‌گذارد.
احمدی‌نژاد با افسونگری یک شعبده‌باز می‌تواند به اقشار فقیر بقبولاند که پول آنها در جیب دولت است و فقط اوست که می‌تواند این پولها را پس بگیرد و به مردم برگرداند!
فشارهای اقتصادی و عدم اطلاع‌رسانی درست درباره‌ی آنچه دولت احمدی‌نژاد با کشورمان کرده، ممکن است بار دیگر اقشار ضعیف و فقیر را فریفته شعارهای احمدی‌نژاد کند. او روی فقری که خودش در ایجاد و گسترش آن دخالت مستقیم داشته، حساب خاصی باز کرده است.
🔷 ۸- اختلاف بین نیروهای سیاسی:
هنر بزرگ احمدی‌نژاد، روئیدن در «خلاء» است. او سال ۸۴ هم از هرج‌ومرج بین دو جناح و دعوا بین نیروهای سیاسی نهایت بهره‌برداری را کرد و در فاصله‌ی میان آنها، جایی برای خودش باز کرد و خود را به عنوان «نیرویی خارج از حاکمیت» به ملت معرفی کرد و بالا آمد.
در حال حاضر شبیه همان هرج‌ومرج‌های سیاسی بین اصولگرایان رخ داده و احمدی‌نژاد هم با نیم نگاهی به وضعیت آنها و حدسیاتی درباره بیماری رهبر، فضا را برای بازگشت مهیا دیده است.
🔷 ۹- بیماری یا فوت رهبر - خلاء قدرت:
چه چیزی باعث شد روز ثبت‌نام معاون سابقش، احمدی‌نژاد ناگهان شناسنامه‌ی خود را از جیب درآورد و در انتخابات ثبت‌نام​ کند؟
بدون تردید او خبر دارد که بیماری رهبر جمهوری اسلامی به «مرحله بحرانی» رسیده و حالا وضعیت حتی با مهرماه ۹۵ و ایام «منع رهبر» فرق کرده است!
هرچند نباید از تکیه کردن او به فال و رمالی و «پیشگویی» حلقه‌ی نزدیکانش هم غفلت کرد!
احمدی‌نژاد روی خلائی که ممکن است همین هفته‌ها در رأس هرم قدرت نظام ایجاد شود، حساب ویژه‌ای باز کرده. او با ثبت‌نام در انتخابات، به هیأت حاکمه نظام علامت داد که در فردای پس از خامنه‌ای، باید سهم و «جایگاه خاصی» برای او در نظر بگیرند.
🔷 احمدی‌نژاد روی چیزهای دیگری هم حساب کرده... چیزهایی که بعضاً حتی گفتن‌شان هم به مصلحت جامعه نیست و آرامش روانی مردم را بر هم خواهد زد. امیدوار باشیم که او رأی منفی قاطعی از ملت بگیرد و برای همیشه برود!
[بابک‌داد​] ۳۰ فروردین ۹۶

۱۳۹۶ فروردین ۳۰, چهارشنبه

بی‌توجهی رئیسی به «تذکرات رئیسی»!

🔷 درباره تذکرات انتخاباتی ابراهیم رئیسی 🔷
چیزی که تأثیر یک سخن و تذکر را کم یا زیاد می‌کند، «عمل» خود گوینده‌ی​ سخن به آن تذکر است. نمی‌توان تذکر درست «سیگار ممنوع» را از کسی که دارد سیگار می‌کشد، پذیرفت!
🔹 کمپین تبلیغاتی آقای ابراهیم رئیسی از روزها قبل از اعلام نامزدی او، با تبلیغات وسیع #رئیسی_بیا آغاز به کار کرد و روز میلاد امام علی، پوسترهای #رئیسی_آمد و #خدا_رو_شکر در مساجد توزیع شد که همگی برخلاف قوانین موجود انتخاباتی بودند. آن روزها از این آقای رئیسی که تذکر اخلاقی درباره تبلیغات می‌دهد، خبری نبود.
🔹 امروز آقای رئیسی به صداوسیما «به درستی» تذکر داد که بی‌طرفی را در تبلیغ نامزدها مراعات بکند!
باز هم این سخن درست است، اما سئوال اینجاست که در دو‌سه ماه اخیر که صداوسیما یک‌ریز «نمازهای جماعت» به امامت ابراهیم رئیسی را پخش می‌کرد، این آقای طرفدار بی‌طرفی کجا بودند؟!
🔹 باز امروز آقای رئیسی در نامه به رئیس‌جمهور از او خواسته در پوشش کارهای اجرایی و افتتاح پروژه‌ها، کار تبلیغاتی انتخاباتی نکند!
باز هم این سخن درست است. و سئوال اینکه این آقای رئیسی اخلاق‌مدار امروز، آن هفته‌های متوالی که با پول و نذورات امام رضا به سفرهای تبلیغاتی می‌رفت و در روستاها آرد و پول توزیع می‌کرد و با فقرایی که «محصول» ۳۸ سال سوءمدیریت نظام مقدس اسلامی هستند «عکس یادگاری!» می‌انداخت، کجا تشریف داشت تا به قول خود از انجام کارهای اجرایی آستان قدس، «بهره‌برداری انتخاباتی» نکند؟!
🔹 دادن درس اخلاق، آسان است. اما «عمل» به آن درس‌هاست که داوری مردم را درباره مدعیان شکل می‌دهد.
سخنان درست آقای رئیسی درباره رعایت بی‌طرفی صداوسیما در تبلیغ نامزدها و عدم بهره‌برداری نامزدها از انجام وظایف خود، همچنان «منطقاً صحیح» است. اما در مورد خود گوینده‌اش صدق نمی‌کند! و این وارونگی در عمل با گفتار، نشانه‌ای از «ریاکاری» است!
بابک‌داد
۲۹ فروردین ۹۶
(مطالب روزانه را در تلگرام دنبال کنید)
تلگرام:
http://t.me/BabakDad

۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه

🔷 نگاهی به صف‌بندی‌های انتخابات۹۶ 🔷
➖ بابک‌داد ➖
بعد از «ثبت‌نام گروهی» طیف‌های مختلف (از جمنایی‌ها، احمدی‌نژادها و نیروهای دیگر) حسن روحانی که تنها نامزد جریان اصلاح و اعتدال بود، عملاً در مقابل چند جبهه قرار داشت که اگرچه همسوی همدیگر نیستند، اما قطعاً «برآیند» حضور همزمان و پرتعدادشان در مناظره‌ها می‌توانست به زیان روحانی تمام شود و از سبد رأی او بکاهد.
🔹 برای همین امروز و در آخرین مهلت ثبت‌نام، جهانگیری معاون‌اول رئیس‌جمهور هم به صف نامزدها پیوست تا از فرصت مناظره‌های انتخاباتی برای دفاع از کارنامه روحانی نهایت استفاده را ببرد.
بدین ترتیب و با نامزدی چند چهره مهم اجرایی مثل اسحاق جهانگیری و محمد هاشمی و… جبهه‌ی نامزدهای طرفدار دولت هم تقریباً به اندازه دو جریان جمنا و بهاریون، حداقل دو چهره انتخاباتی دارد.
هرچند با نامزدی قالیباف و چند چهره اصولگرا، آنها باعث ترافیک نامزد در آن طیف شده‌اند. و این برخلاف اثر نامزد پوششی در طیف دولت، باعث ریزش رأی در سبد اصولگرایان خواهد شد.
🔹 طبعاً برداشت عمومی این است که هر سه این طیف‌ها (جمنا و اصلاح‌طلبان و بهاریون)، حداقلی از قواعد بازی سیاسی را با استانداردهای فعلی ایران می‌دانند و نامزدهای پوششی، در نهایت به نفع نامزد اصلی کنار می‌روند. با این حساب ممکن است نامزدهای اصلی سه طیف (با فرض تأیید صلاحیت) اینها باشند: حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، محمود احمدی‌نژاد. به همراه دو نامزد مستقل از اینها.
🔹 با فرض عدم ردصلاحیت گروه احمدی‌نژاد، آنها که «قطب سوم» هستند و رأی دارند، در تعیین فرد پیروز اهمیت دارند. که بسته به نوع واکنش بهاری‌ها به ردصلاحیت معلوم، مسیر آنها مشخص‌تر خواهد شد.
🔹 قطب چهارم کسانی هستند که به طور مستقل آمده‌اند و رأی مختصری هم دارند و تا آخر هم می‌مانند: نظیر محمد غرضی، یا مصطفی هاشمی‌طبا و… که از مرحله اول رأی‌گیری نمی‌گذرند و رأی این نامزدها در دور دوم انتخابات تعیین‌کننده خواهد بود. این طیف به نوعی «قطب چهارم» انتخابات خواهند بود.
🔹 قطب پنجم اما احتمالأ حتی از صافی شورای نگهبان هم نمی‌گذرند. اشخاصی مانند دکتر شعله‌سعدی، خزعلی، امیراحمدی و… این گروه هم برای مرحله بعد برنامه‌های مختلفی دارند که همسان نیستند و با «چشم‌انداز فعلی»، تأثیری بر روند کلی نخواهند گذاشت.
🔹 پس بازی فعلی در زمین نامزدها، به نوعی «چهار قطبی» است که در عمل هرج‌ومرج ناشی از آن، ممکن است حتی از دوقطبی خطرناک مورد نظر آیت‌الله خامنه‌ای هم برای نظام پرهزینه‌تر باشد.
🔹 در چنین شرایطی، نظام دو راه دارد: یا پذیرش دوقطبی «رئیسی - روحانی» ردصلاحیت بقیه طیف‌ها که این روش را قاعدتاً انتخاب نمی‌کند. و یا پذیرش تکثر و چند قطبی!
در هر دو این وضعیت‌ها، «رفتار نهادهای حکومتی» مثل صداوسیما و ارگانهای نظامی مثل سپاه است که تعیین می‌کند که نظر رهبری و هیأت حاکمه با کیست؟ و برآیند رأی بقیه به ضرر رئیسی خواهد بود!
🔹 سوگیری و جانبداری نهادهای نظارتی و حکومتی به سود رئیسی، باعث می‌شود همه‌ی آن طیف‌های دیگر مانند سال ۱۳۷۶ عملاً به نامزد حاکمیت نه بگویند و مردم هم با رأی بالا وارد انتخابات شوند و به حسن روحانی رأی دهند.
این البته با فرض حضور حداکثری مردم و عدم تقلب در شمارش و تأیید آراء رخ می‌دهد.
🔹 بدین ترتیب، دوباره در شرایطی مثل ایام پیش از انتخابات سال ۱۳۷۶ قرار می‌گیریم که چهار جریان در انتخابات حضور یافتند، و همه دستگاههای حاکمیتی با طرفداری پررنگ از آقای ناطق‌نوری، ناخواسته باعث پیروزی بزرگ رقیب او یعنی آقای خاتمی شدند!
این بار هم اگر مردم مثل سال‌های ۷۶ و ۸۸ به صحنه بیایند، احتمال تأثیرگذاری بر نتیجه را دارند و اگر مثل سال ۸۴ که نامزد گمنامی در مقابل هاشمی رفسنجانی قرار گرفت و عده‌ای با خیال راحت از پیروزی هاشمی در مرحله دوم رأی ندادند، احتمال دارد روحانی به اولین «رییس جمهور تک‌دوره‌ای» جمهوری اسلامی تبدیل شود!
🔹 قطب ششم تحریم‌کنندگان انتخابات هستند که در صف نامزدهای انتخابات نیستند اما بر روند انتخابات تأثیر خواهند گذاشت.
طبیعی است اگر این گروه از مردم، قانع شوند که رأی بدهند، با «رأی سلبی» می‌آیند تا مانع نامزدهای مورد حمایت حکومتی مثل رئیسی شوند.
همچنین با مشارکت این طیف از مردم، مانند حضور حداکثری ۸۸، مردم در مقابل هرگونه تقلب واکنشی سخت و اعتراضی نشان می‌دهند.
شاید برای همین، هیچ تلاشی برای قانع کردن آنها در رسانه‌های حکومتی دیده نمی‌شود!
🔹 این «تحلیل فضای کلی انتخابات» در شنبه‌ی «پایان مهلت ثبت‌نام» بود و طبعاً در روزهای آینده با اعلام صلاحیت نامزدها و اتفاقات بعدی می‌تواند تغییر کند.
🔹 به عنوان یک تحلیلگر مستقل، امیدوارم ایرانیان، خود به بهترین تحلیل و تصمیم برسند و همان را عملی کنند.
[بابک‌داد​]
شنبه ۹۶/۱/۲۶
تلگرام:
http://t.me/BabakDad

۱۳۹۶ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

این «سیل هدایت‌شده» نامزدها!


فقط تا ظهر اولین روز ثبت‌نام انتخابات ریاست جمهوری، بیشتر از هفتاد نفر برای رئیس جمهور شدن نام‌نویسی کردند! این رقم تا پایان مهلت پنج روزه ثبت‌نام، بسیار فراتر خواهد رفت. رقم نامزدهای ریاست‌جمهوری در دوره‌های قبل تا ۱۰ هزار نفر هم رسیده! این ناشی از آسانی شرایط نامزدی برای مهمترین پست اجرایی کشور است، اما چه معناهای دیگری در نهان آن پنهان است؟
🔹مشت نمونه خروار!
اینکه در هر دوره با نامزدهای عجیب و غریب و شعارهای انتخاباتی خنده‌دارشان روبرو شویم و آن را با دیده‌ی تفریح ببینیم به کنار، حقیقت این است که این افراد فقط «بخشی از جمعیتی» هستند که مدعی ریاست جمهوری و نجات کشور هستند و به دلایلی مثل دوری راه و یا مشکلات دیگر پایشان به وزارت کشور نرسیده، وگرنه حتماً آنها هم ثبت‌نام می‌کردند. این یک نقص بارز در قانون انتخابات است که «تعمداً» فکری برای رفع آن نمی‌شود! چرا؟!
این به عنوان «مشتی نمونه» از خروارها انسانی معرفی و تبلیغ می‌شوند که «جامعه‌ی ایرانیان» را تشکیل می‌دهند! آدمهایی با حداقل تخصص و سواد و شخصیت باثبات و بدون کمترین درک درست از واقعیت خود! دیوانگانی که ادعای‌شان در حد رئیس‌جمهوری است! آیا این حقیقت جامعه ماست؟
بخندیم یا متأسف باشیم، انتخابات ما از ساعت اول ثبت‌نام تا آخر شمارش آراء در «ویترین رسانه‌ها» است و دیده می‌شود. و همین‌ها داوری جهانیان درباره ایران را شکل می‌دهند!
🔹 تخریب دموکراسی!
آیا ثبت‌نام این تعداد آدم عجیب و غریب که انتخابات را به «سیرک» تبدیل می‌کنند، عجیب نیست؟ آیا عجیب نیست فردی که ادعای پیامبری می‌کند، یا آدمهایی که دچار «بیماری روانی مشهود» هستند، به آسانی به وزارت کشور می‌آیند و جلوی دوربین خبرنگاران خودنمایی می‌کنند و باعث وهن دموکراسی در ایران می‌شوند؟
این افراد بقیه ایام سال کجا هستند؟ و چه می‌کنند؟ مگر اینها جزو افراد فعال و مدعی ریاست جمهوری نیستند؟ پس چرا فی‌المثل یکی از این هزاران نفر را در «مراسم مذهبی بیت رهبری» نمی‌بینیم؟ چرا آنجاها جلوی دوربین‌های خبرنگاران ظاهر نمی‌شوند؟ چرا یکی از اینها​ را در مراسم نمازجمعه تهران و وسط سخنرانی ائمه جمعه نمی‌بینیم؟!
به نظرم حضور این همه نامزد عجیب و غریب در مهمترین رخداد «باصطلاح» دموکراتیک جمهوری اسلامی یعنی انتخابات، جای سئوال دارد. این روند غیرعادی است و با خوش‌بینانه‌ترین حالت؛ به قصد تمسخر مردم‌سالاری و دموکراسی «هدایت و یا تشویق» می‌شود.
🔹تطهیر نهاد ولایت‌فقیه!
این سیل هدایت‌شده نامزدهای عجیب، به مخاطبان القاء می‌کند که اگر شورای نگهبان نباشد و اگر رد‌صلاحیت‌ها نباشد، با نامزدهای این شکلی طرف خواهید بود! وجود این نامزدهای عجیب، خودبخود مردم را با «نظارت استصوابی» که کاملاً برعلیه مردم‌سالاری است، آشتی می‌دهد!
در صورتی که «می‌شود و باید» که برای شرایط نامزدی ریاست جمهوری، معیارهای مشخص و حداقل‌های قانونی گذاشت و آنها را در همان مرحله ثبت‌نام اِعمال کرد.
در غرب که مهد دموکراسی است، فقط «یکی از شرایط نامزدی» جمع‌آوری تعداد مشخصی امضا و طومار مردمی است. و راههای فراوان دیگری هست که می‌دانید.
🔹این سیل نامزدهای عجیب، بهترین روش «تطهیر نهاد ولایت فقیه» است. چه کسی این نوع دموکراسی و هرج‌ومرج را بر داشتن یک رهبری واحد و اتوکشیده ترجیح می‌دهد؟ سهل است که این روند غیرعادی، برای تخریب چهره نظام انتخاباتی است. و روشی است برای «تطهیر نهاد ولایت فقیه» که از سوی طراحان خاصی «هدایت و تشویق» می‌شود.
🔹 علاقه رسانه‌ها و خبرنگاران به ضبط و پخش خبر از این نامزدهای عجیب و غریب «قابل درک» نیست! تفریح کردن با افرادی که علائم بیماری روانی در آنها مشهود است، نه حرفه‌ای است و نه اخلاقی!
نمایش و بزرگنمایی این افراد، در واقع خدمت کردن به همان تفکری است که معتقد است «مردم شعور تشخیص ندارند» و باید ولی‌فقیه به جای آنان تصمیم بگیرد!
رسانه‌های ما باید متوجه این نکته باشند چه تصویری از واقعیت جامعه‌ی بیمار ما مخابره می‌کنند. اگر این بخش واقعیت را نمایش می‌دهند، باید رد این افراد را در جاهای «مقدس!» هم نشان بدهند. و لنز دوربین را در بیت رهبری هم به شکار این قبیل افراد بفرستند.
🔹مجلس باید با تغییر قانون انتخابات به این روند مضحک پایان دهد.
مضحک است که نامزدی رئیس‌جمهوری از شرایط ثبت‌نام گواهینامه رانندگی هم آسان‌تر است! و عجیب است که مجلس در هیچ دوره‌ای، برای تغییر قانون انتخابات ریاست جمهوری فکری نمی‌کند!
🔹به هرحال، روند ثبت‌نام نامزدهای ریاست جمهوری، برای تمسخر دموکراسی و مقدس‌کردن نهاد سلطنت فقیه است. و من همچنان باور دارم که این روند مضحک، از جایی طراحی، هدایت و یا تشویق می‌شود!
بابک‌داد
 ۲۲ فروردین ۹۶
نشانی تلگرام:
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ فروردین ۱۷, پنجشنبه

رئیسی؛ تقلب یـــا معجزه؟!


♦️ یادداشتی از: بابک‌داد ♦️
تقلب می‌کنند یا معجزه؟ این سئوال در ذهن خیلی از مردم است.
دیروز حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی از «شورای مرکزی نظارت بر انتخابات» استعفا داد. (و امروز پنجشنبه نامزدی او رسماً اعلام شد!/ بعد‌التحریر) این خبر قابل پیش‌بینی بود.
حاتم‌بخشی‌ها و ریخت‌و‌پاش چند هفته اخیر او و سر زدن نمایشی به فقرا، همه نشان دهنده همین خبر بود و لذا اعلام نامزدی او، تعجبی ندارد.
مسئله اصلی «سبد رأی» اوست! و اینکه این «مرحله»، بخشی از «مراحل آماده‌سازی» او برای جانشینی آقای خامنه‌ای است و او باید سربلند از آن بیرون بیاید. از طرفی نظرسنجی‌ها می‌گویند که او رأی ندارد و بدون «مهندسی انتخاباتی» هیچ بختی برای رفتن به پاستور نخواهد داشت. اما چرا، «معجزه» هم ممکن است!

در نظرسنجی کانال تلگرام، از مردم پرسیدم «اگر قصد رأی دادن دارید، آیا به رئیسی رأی می‌دهید؟» و دو گزینه آری و نه برای پاسخ وجود داشت که رأی او از نظرسنجی ۹۰۰۰ نفری، با زحمت به ۱۶٪ می‌رسید! ۸۰۰۰ نفر یا ۸۴٪ هم گفتند: «نه. به او رأی نمی‌دهم!»
البته در شش هفته‌ای که تا انتخابات باقی مانده، اتفاقات زیادی رخ خواهد داد. و حتی قرار نیست «معجزه‌ای» هم رخ ندهد! معجزه‌ای که دست‌کم، رأی متزلزل حسن روحانی را بشکند!
اگر مهندسان انتخابات و طراحان بازی، این بار «یک راه قانونی» برای تغییر نظر مردم داشته باشند چه؟ به هر حال آنها هم می‌دانند شکست رئیسی در انتخابات، پروژه جانشینی رهبری را هم تحت تأثیر منفی قرار خواهد داد. سهل است مردمی که یک نفر را برای رئیس جمهوری شایسته ندانند، مشروعیتی برای «رهبری» او هم قائل نخواهند شد و نهاد ولایت فقیه از این هم متزلزل‌تر خواهد شد. آیا طراحان برای این بی‌آبرویی به فکر چاره هستند؟ آنها رئیسی را برای «دوره آمادگی رهبری» به میدان فرستاده‌اند. و رأی نیاوردن او، یعنی شکست کل پروژه جانشینی رهبری!
اینکه با علم به عدم محبوبیتش، رئیسی را نامزد کرده‌اند، به دو ابزار تکیه دارند:

🔹اول: ممکن است روی «دستکاری عظیم آراء» مانند سال ۸۸ و یک سرکوب اساسی قبل و بعد از انتخابات «حساب» باز کرده باشند. با توجه به ضریب هوشی و سوابق آنها این گزینه متأسفانه محتمل‌تر است!
🔹دوم: احتمال کمی هم وجود دارد که برای تغییر نظر مردم، به روشهای منطقی‌تری فکر کرده باشند! اگر چه بعید است، اما اگر تیم رئیسی (که حالا «نامزد نظام» به شمار می‌رود) بتوانند چند چشمه معجزه رو کنند، شاید نظر بخشی از این ۸۵٪ نظرشان عوض شود! و رأی روحانی را کمتر کند.
آنها با کمی درایت و هوشمندی (هوشمندی غیر از پخش کردن غذا و پول است آقایان!) می‌توانند چند چشمه مثل «رفع حصر» یا «عفو زندانیان سیاسی» و یا مثلاً وعده‌های تازه‌ای بدهند و رأی روحانی را مصادره کنند.
اگرچه این ملت آنقدر دلزده و بی‌اعتماد شده‌اند که «معجزه» باید خیلی چشمگیر باشد تا رأی آنها را برانگیزد، یا عوض کند. وگرنه که با وضعیت فعلی، طبیعی است مردم یک «روحانی امروزی خنده‌رو» را به یک «قاضی اخموی سفارشی» ترجیح می‌دهند و رئیسی با شکست در انتخابات، بخت خود را برای جانشینی رهبری هم از دست می‌دهد!
راستش من به «هوشمندی» اتاق فکر بیت رهبری اعتمادی ندارم و بعید می‌دانم بتوانند چنان معجزاتی بکنند و امامزاده‌شان «شفا» بدهد. و از تصوّر اینکه آنها باز هم به یک تقلب و سرکوب و خونریزی دیگر دست بزنند، نگرانم!
نگران برای اینکه از حالا تا چند هفته‌ی دیگر، با حبس فعالان و معترضان، بازی را متقلبانه جلو ببرند و در نهایت هم عده‌ای از این مردم و جوانان را پیش پای این «قاضی قاتل» قربانی کنند.
از این جماعت، هوشمندی سراغ نداریم؛ اما سرکوب و ظلم تا بخواهید دیده‌ایم!
فعلاً باید امیدوار باشیم دولت روحانی و خود او، تدبیرهای جدی برای جلوگیری از تقلب و سرکوب و حبس روزنامه‌نگاران و مردم بیاندیشند.
و باز امیدوار باشیم که «سودا زدگان قدرت» هم باور کنند و بفهمند که دنیای امروز، ابزارهای بیشتری برای نظارت و برخورد با نظام‌های دیکتاتوری در اختیار دارد. اگر بفهمند!
به هر حال اگر ریاست جمهوری را به عنوان دوره آمادگی ابراهیم رئیسی برای رهبری فرض کرده‌اند، خوب است درباره «عدم مقبولیت» او جدی‌تر فکر کنند. و به جای بازی ناجوانمردانه، حداقل از این امامزاده‌شان، شفایی به مردم نشان دهند. نه اینکه مردم و جوانان را پیش پایش قربانی کنند.
[بابک‌داد]
۱۶ فروردین ۹۶
🔹تلگرام: مطالب بیشتر و خبر و تحلیل اتفاقات روزانه را می‌توانید در کانال تلگرام دنبال کنید.
http://t.me/babakdad

صدای پای عوام‌فریبی مصباحیون!

آیت‌الله مصباح یزدی را به جرأت می‌توان «پدر استبداد دینی» لقب داد.
کمتر کسی به زمختی او از ولایت فقیه، دفاع کرده و در مشروعیت بخشیدن به گفتمان «حکم آنچه تو فرمایی» ولی‌فقیه تلاش نافرجام کرده. به عبارتی او با همه تلاشش، هرگز موفق نشده برای رهبر محبوبیتی بخرد، زیرا خود از کمترین محبوبیتی برخوردار نیست.
مصباح یزدی مردی است که دقیقاً در بازه‌های مشخص انتخاباتی و سیاسی، «خواب‌نما» می‌شود و معمولاً خواب و اوهامش با حضور امام زمان و با ذکر نام نامزدهای انتخابات موردنظرش و توصیه به رأی دادن مردم همراه است. این روش «گل درشت» خواب دیدن درباره امضای امام زمان زیر فلان لیست انتخاباتی، البته در بین مرجعیت حکومتی قم رایج است. و مصباح در این مدل تبلیغاتی، ید طولایی دارد!
او با سلسه کتابهایی که در مؤسسه‌اش منتشر می‌کند و در بخش‌های عقیدتی، سیاسی نیروهای مسلح تدریس می‌شود؛ بر ذهنیات بخشی از سپاه و بسیج ثأثیرات سیاسی می‌گذارد و با تعریف کردن روایات خودساخته و سفسطه و درهم ‌پیچاندن مسائل دینی و خرافی و بیان خوابهایی که خودش یا یکی از افراد معتمدش دیده، آنها را چنان «مغزشویی» می‌کند تا با جدیت تمام در پیروزی «یک نامزد خاص» فعالیت و مداخله کنند!
تیره‌ی فکری مصباح و جریان «پایداری»؛ مردم را نابالغ و فاقد شعور انتخاب اصلح می‌داند. و همزمان از متدینین و مردم می‌خواهد تا «فرمان رئیس‌جمهوری عامل رهبری» را مثل فرمان خدا اطاعت کنند! این حمایت البته تا جایی است که نهاد ولایت فقیه سود ببرد و بودجه میلیاردی مؤسسه او (مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی) آسیبی نرسد. تا سال ۱۳۸۹ بودجه مؤسسه او بالغ بر ۱۲ میلیارد تومان بود. و حالا در دولت کنونی، افزابش یافته و از ردیف ۱۷ خارج شده و ردیف ثابتی در بودجه‌های سالیانه به آن اختصاص داده شده است!
احمدی‌نژاد تا قبل از سرکشی سال ۹۰ (که در یادداشت قبلی بدان پرداختم)، از حمایت‌های سیاسی فرقه مصباح و بخشی از سپاه برخوردار بود. آنقدر که در کوران کودتای انتخاباتی (در ۲۱ مرداد ۱۳۸۸) مصباح‌یزدی​ در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در مؤسسه‌اش در قم گفت: «وقتی رئیس‌ جمهوری از جانب رهبری "نصب و تأیید" می‌شود، به "عامل او" تبدیل شده و از این پرتو، نور بر او نیز تابیده می‌شود!» و سپس نتیجه گرفت: «وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد؛ اطاعت از او نیز مثل اطاعت از خداست
آقای مصباح در خلال همین جملات بر «انتصاب» و نصب رئیس جمهوری به عنوان عامل ولی‌فقیه اذعان کرد. (اسم رمز مهندسی انتخابات و تعیین اصلح!)
با این حال مدتی نگذشت که او هم از بدمستی احمدی‌نژاد روی برگرداند و گفت بیشتر از ۹۰ درصد احتمال می‌دهم که (مشایی) احمدی‌نژاد را سحر کرده باشد!
در انتخابات سال ۹۲ او از کامران باقری لنکرانی حمایت کرد. فردی که قبلاً وزیر بهداشت احمدی‌نژاد بود و حالا با او زاویه پیدا کرده. اما او ناگهان انصراف داد. مصباح که برای او شهادتین خوانده بود که از او اصلح‌تر نمی‌شناسد، با اشاره سپاه سعید جلیلی را به عنوان نامزد اصلح خود معرفی کرد که شکست بدی خورد.
اما نوع تملق آقای مصباح از رهبری چنان پر آب‌و‌تاب و مشمئزکننده است که بارها صدای خودیها را درآورده. به داوری مصباح؛ آیت‌الله خامنه‌ای بالاتر از لیاقت مردم ایران است!
روزنامه جمهوری اسلامی این نوع «دفاع بد» را در نهایت موجب تضعیف ولایت فقیه ذکر کرد. اما برخی هم به بودجه ۱۲ میلیاردی (آن سال) مؤسسه پژوهشی تحت مدیریت مصباح اشارات معناداری داشتند.
اگر آیت‌الله منتظری فقید، به این نتیجه درست رسیده بود که «ولایت فقیه شرک به خداست» در نقطه مقابل او، مصباح یزدی معتقد است: «ضدیت با ولایت فقیه شرک است
حالا دوباره صدای پای عوام‌فریبی از اردوگاه مصباح‌یزدی​ شنیده می‌شود. او از یک طرف سعید جلیلی را می‌خواهد که قطعاً رئیس جمهوری فرمانبردار تری خواهد بود. و از طرفی می‌داند که رهبر احتمالاً به ابراهیم رئیسی نظر دارد!
و رئیسی در اظهار بندگی به درگاه آقای خامنه‌ای، برای خودش یک پا «اسطوره» است و مصباح با برآمدن این رقیب جدی در بارگاه سلطان، باید تلاش مضاعفی برای جلب محبت سلطان انجام دهد.
مصباحیون فرقه‌ای افراطی هستند که سیاست را مانند اسبی می‌دانند که اگر به آنها سواری ندهد، ملعون و نجس است. و اگر رکاب بدهد، نه تنها مقدس است که مقدمه‌ساز ظهور(!) هم خواهد بود! بسته به اینکه سوار اسب قدرت باشند یا نه، موضع آنها هم تغییر می‌کند. آنها نه تنها معتقدند «اهل تسنن» ناحق و خارج از دین هستند، بلکه حتی شیعیانی را که موافق نظریه ولایت فقیه نباشند، ضد دین می‌شمارند.
کسانی مثل مصباح یزدی و آقاتهرانی، به طرز عجیبی از خدمات شهروندی و تفریحی و درمانی جهان غرب بهره می‌برند، اما در عرصه «شعار» ظاهراً ضد مدرنیته و ضد غرب نشان می‌دهند!
مصباح یزدی در خرداد ۱۳۹۳ در سالروز درگذشت آیت‌الله خمینی در پاسخ به سخنان حسن روحانی که گفته بود «برخی دچار توّهم هستند و مدام غصه دین مردم را می‌خورند در حالی که نه دین را می‌شناسند و نه آخرت را»، گفت:
«برخی از افراد عمامه به سر که دارای مسئولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آن‌ها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آن‌ها را متهم به توّهم می‌کنند. باید از وی (روحانی) پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه؟ یا از انگلستان؟»
و حال که سخن از انگلستان شد، بگویم آیت‌الله مصباح مثل حداد عادل و سایر زعمای حکومت اسلامی، اگر‌چه در ظاهر شعارهای ضدغربی می‌دهند اما خود برای تمدد اعصاب و تفریح و درمان، بارها به غرب مسافرت کرده‌اند.
در یک مورد، شاهدی عینی از اعضای بیت رهبری در سال ۱۳۷۹ به من گفت مصباح در دیداری با رهبری، هزینه سفر به انگلیس را از دستان شخص آقای خامنه‌ای و به «دلار» دریافت کرده است.
مرتضی آقاتهرانی دیگر یار مصباح که در دولت اول احمدی‌نژاد معلم اخلاق کابینه بود، گرین کارت دارد و مدتی از رفتنش از دولت احمدی‌نژاد نگذشته بود‌ که عکس و اطلاعات گرین‌کارت این معلم تنزیه و تزکیه اخلاقی افشا شد.
در آخر از ادعای عجیب مصباح درباره جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله لبنان و اسرائیل یادی کنم که می‌گفت مردان سفیدپوشی در میدان جنگ، با امدادهای غیبی به کمک حزب‌الله لبنان رفته‌اند و بارها مانع از پیشروی نیروهای اسرائیلی می‌شدند.
اینها «چکیده فکری» عنصر پیچیده‌ای به نام مصباح یزدی بود.
مردی که افراد مورد نظرش را تا حد خدایی بالا می‌برد و اگر نافرمانی کنند ادعا می‌کند آنها سحر و جادو شده‌اند.
مردی که با انصراف یک نامزد، شهادتین چند روز قبلش را درباره بی‌نظیر بودن او، پشت قباله یک نامزد دیگر می‌اندازد!
مردی که روحانی را با چوب انگلیس می‌زند، اما سفرهای تفریحی و درمانی‌اش به همان انگلستان و با پول بیت‌المال انجام می‌شود.
مردی که سالانه بودجه چندین میلیاردی مؤسسه‌اش را از خزانه مردم می‌گیرد، «هل من مبارز» می‌طلبد و معتقد است برای دفاع از «سلطنت فقیه» باید خون ریخت! اما به گفته انقلابیون، در زمان شاه از هرگونه فعالیت انقلابی حذر داشت و معتقد بود تا ظهور خود امام زمان، تشکیل حکومت دینی شرک است. همو حالا مخالفان ولایت فقیه را مشرک می‌داند!
مصباحیون چه پشت جلیلی یا رئیسی، جز به تحکیم پایه‌های قدرت خود فکر نمی‌کنند. عوام‌فریبی آنها آنچنان گل درشت و پر دافعه است که مردم زیرک ما بعد از سالها، ریاکاری آنها را تشخیص می‌دهند. تا انتخابات اتفاقات زیادی ممکن است بیافتد. چه در صف تحریم باشیم و چه در صف رأی، بد نیست مراقب تحرکات این فرقه باشیم. دیدن آنها و کارها و سخنانشان خودش یک دوره عملی و کامل پوپولیسم دینی است. آقای مصباح یزدی به عنوان پدر استبداد دینی، همیشه با «یک دفاع بدتر» چیزی برای افزودن بر «منفیات ولایت فقیه» در چنته خود دارد که در ایام انتخابات رو می‌کند!
پس دقت در سخنان و مواضع او، قطعاً نکات آموزنده و جالبی خواهد داشت.
[بابک‌داد]
فروردین ۹۶
تلگرام: (عضو شوید و به دوستان خود معرفی فرمایید)
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ فروردین ۱۱, جمعه

چرا احمدی‌نژاد به رهبر طعنه می‌زند؟!

♦️ بابک‌داد
قصه دارد! خط‌و‌‌نشان کشیدن احمدی‌نژاد برای بزرگترها، هم قصه دارد، هم هدف!
اردیبهشت سال ۹۰ وقتی او از قهر ۱۱ روزه و خانه‌نشینی برگشت، در مصاحبه تلویزیونی صراحتاً گفت: «ولایت فقیه بدون ملت "دست بسته" است» در واقع جمله‌اش از این هم صریح‌تر بود. او عادت دارد خودش را مترادف «ملت» بیان کند. نوک انگشتش را به سمت خودش می‌گرفت. هر وقت می‌گفت: «ملت!» ملت یعنی خود او؛ یعنی احمدی‌نژاد!
او در آن مصاحبه (۲۶ اردیبهشت ۹۰ که در وبلاگم بصورت زنده پیاده می‌کردم) به خودش به عنوان «ملت» اشاره کرد و با زیرکی به خامنه‌ای هشدار داد: «ولی فقیه بدون وجود ملت، حتی اگر امیرالمؤمنین هم باشد، تنها و دست‌بسته خواهد بود!»
او در تمام ۸ سال ریاست‌جمهوری‌اش، هرگز از اینکه بتواند «عنان قدرت» را از رهبری بگیرد، بدش نمی‌آمد. ۴سال اول، برای آنکه بتواند جا بیفتد و اوج بگیرد و سایه‌ی سنگین رقیب خود (هاشمی رفسنجانی​) را دور کند، خود را «سمعاً و طاعتاً» مطیع فرامین رهبر نشان می‌داد. تا سال ۸۸ که «جادوی تملق‌های» او بین رفاقت ۴۰-۵۰ ساله خامنه‌ای و رفسنجانی فاصله انداخت! و رهبر آن سخن پرهزینه را گفت که: «نظر من به رئیس جمهور محترم نزدیک‌تر است!»
در واقع آقای خامنه‌ای در آن سال، همه چیز را «جلوی پای این نورسیده متملق» قربانی کرد و بعدتر هزینه‌های گزافی بابت یک‌یک آنها پرداخت کرد. در آن سال بیطرفی، رأی مردم، حق نامزدها و حتی جان مردم معترض و شرایط رهبری خود را «فدای ابقای احمدی‌نژاد» در ریاست جمهوری کرد. و رفاقت ۴۰-۵۰ ساله‌اش با اکبر هاشمی رفسنجانی را تاخت زد! از آن پس، احمدی‌نژاد سوار «اسب قدرت» شد. سالهای ۸۸ و ۸۹ با اعتراضات و بیانیه‌های موسوی و کروبی سپری شد و وقتی رهبر درب خانه آنها را با «قفل حصر» بست، سال ۹۰ و بدمستی احمدی‌نژاد هم به اوج رسید. او سال ۹۰ بخت خود را آزمایش کرد و با عزل وزیر اطلاعات (که مُلک رهبری است) قدرت‌نمایی کرد. خامنه‌ای وزیر را برگرداند و احمدی‌نژاد به قهر رفت. بسیاری پا پیش گذاشتند تا قضیه فاش نشود، ولی احمدی‌نژاد تا مرز تهدید استعفاء هم پیشروی کرد. ۱۱ روز در خانه نشست تا رهبر را مجبور کند از حمایت از وزیری که عزلش کرده بود، دست بردارد. دعوا بر سر «وزارت اطلاعات» بود. در همه دوره‌ها، «تعیین یا برکناری» وزیر اطلاعات فقط در حیطه اختیارات رهبر است و همه رؤسای جمهوری به این قرار نانوشته ملزم پایبند بوده‌اند. (وزیر ارشاد هم جزو مُلک طلق آقای خامنه‌ای است)
سال ۱۳۹۰ به هر علتی، احمدی‌نژاد تصمیم گرفت مصلحی را از وزارت اطلاعات عزل کند و کرد! از نگاه حاکمیتی، این کار رئیس جمهور، مصداق «تجاوز به محدوده اختیارات رهبری» بود! اما آن ایام احمدی‌نژاد در اوج اعتماد به نفس بود و جسورانه چنان کارهایی می‌کرد! در آن ماجرا تیغ احمدی‌نژاد نبرید و برگشت. اما در مصاحبه نیش خود را زد.
مردم پیش خود خیال می‌کردند «اشغل الظالمین بالظالمین» شده و شاید سپاه یا احمدی‌نژاد بر علیه دیکتاتوری خامنه‌ای کودتا کنند! بسیاری از سرداران قدیمی و ریش سفیدهای جمهوری اسلامی، آقای خامنه‌ای را بخاطر آنهمه «دور دادن» به احمدی‌نژاد مقصر می‌دانستند و بعید نبود برای نجات کشور از آن ضعف حاکمیتی، کودتایی رخ دهد. آنچنان که چندماه بعد روز ۲۱ آبان ۹۰ وقتی قرار بود خامنه‌ای از سایت موشکی ملارد بازدید محرمانه‌ای داشته باشد، انفجار مهیبی در آن پایگاه نیروی هوایی سپاه رخ داد و پدر صنعت موشکی سپاه و بسیاری در آن کشته شدند. یکی از احتمالات مطرح آن ایام، شکست یک کودتا و طرح برای حذف آقای خامنه‌ای بود.
از دید خیلی‌ها، خامنه‌ای در آستین نظام، مار پرورش داده بود و مورد شماتت و سرزنش بسیاری قرار داشت. در بین مردم هم خیلی‌ها راضی بودند «سقوط رهبر» ببینند، حتی به قیمت کودتای سپاه!
قهر ۱۱ روزه و نیش‌های مکرر احمدی‌نژاد به خامنه‌ای از آن روزها تا همین سخنرانی اخیرش که «سلطنت استکباری آن فرد بالانشین» را مورد حمله قرار داد، دل مردم را خنک می‌کند. اما فقط خنک می‌کند. دیگر آگاهی‌ها از دامنه فسادهای تیم احمدی‌نژاد آنچنان فراگیر شده که کسی رغبتی به احمدی‌نژاد ندارد. او با معدود دوستانش با همه جنجال‌هایی که برپا کنند، حتی تنور انتخابات را گرم هم نمی‌کنند. چه رسد که رأی داشته باشند. با این همه، او برای مطرح شدن، همچنان از تکنیک «زدن بزرگترها» استفاده می‌کند و حملاتش به آقای خامنه‌ای صرفاً «تاکتیک تبلیغی» است و لاغیر!
بابک‌داد
نهم فروردین ۹۶
🔹پی‌نوشت: متن پیاده شده مصاحبه احمدی‌نژاد بعد از قهر ۱۱ روزه سال ۱۳۹۰ و تحلیلم را در (لینک زیر) می‌توانید بخوانید.
http://babakdad.blogspot.fr/2011/05/blog-post_16.html
🔹کانال تلگرام را به دوستان معرفی کنید که شما بهترین رسانه‌اید.
http://t.me/babakdad


۱۳۹۶ فروردین ۷, دوشنبه

آقای وزیر اطلاعات «مسئلتـُـن»!

♦️آیا احمدی‌نژاد بخشی از «اسناد و مدارک محرمانه وزارت اطلاعات» را برداشته و با آنها امتیازگیری می‌کند؟♦️
جناب آقای علوی
وزیر محترم اطلاعات
چند سال است یک «ابهام ملی» بی‌پاسخ مانده و امروزه پس از سخنرانی تند آقای احمدی‌نژاد بر علیه بزرگان نظام، بسیاری از شهروندان مجدداً همان پرسش ساده را می‌پرسند و از شما هم انتظار پاسخی شفاف و روشن دارند.
اگر خاطرتان باشد در مصاحبه اخیرتان با شبکه دو سیما، وقتی مجری برنامه بارها به میان حرفهای شما پرید تا رشته سخن را قطع کند، شما بارها بر «دانستن مردم» تأکید کردید. امیدوارم آن تأکید و اصرار شما بر «دانستن حق مردم است» صرفاً یک ابزار برای گریز از مجری آن برنامه نبوده و جنابعالی واقعاً به شفاف کردن اذهان عمومی «باورمند» باشید.
آقای وزیر!
ابهامی قوی در مردم مطرح است که آقای احمدی‌نژاد در دوره‌ای به «اسناد و مدارک محرمانه وزارت اطلاعات» دسترسی پیدا کرده و نسخه‌ای از اطلاعات مهم درباره مقامات و بزرگان جمهوری اسلامی را در اختیار دارد. برخی می‌گویند این اتفاق در دوره برکناری حیدر مصلحی رخ داده و احمدی‌نژاد آن اسناد را (در کشوری دیگر مثل ونزوئلا یا…) پنهان کرده و آن اسناد را «وجه‌الضمان» خود قرار داده است.
مردم می‌پرسند آیا برداشت اسناد توسط رئیس دولت نهم و دهم حقیقت دارد؟
می‌پرسند آیا احمدی‌نژاد به پشتوانه آن اسناد محرمانه از پیگرد قضایی مصون مانده؟ و چنین بی‌پروا سخن می‌گوید؟
آقای وزیر!
پاسخی شفاف و واضح به این دو پرسش ساده مردم، نشانه باورمندی شما به «حق دانستن ملت» است. و متقابلاً سکوت و انفعال شما به معنای تأیید این شایعه تلقی می‌شود.
امیدوارم «تدبیر پاسخگویی» را بر اشتباه انفعال و سکوت ارجح بدانید و یک بار برای همیشه به این «ابهام ملی» پاسخ دهید.
[بابک‌داد​]
روزنامه‌نگار مستقل
پنجم فروردین ۱۳۹۶
کانال تلگرام:
http://t.me/babakdad
این یادداشت در خبرنامه گویا
این یادداشت در سایت خبری آمدنیوز

۱۳۹۶ فروردین ۵, شنبه

سخنان احمدی‌نژاد؛ دعوا یا فریب؟

سخنان تند احمدی‌نژاد همه را متعجب کرده! او با تندی به «سلطنت یک آقا» می‌تازد. بی آنکه مشخصاً نامی ببرد؛ اما آدرس‌هایی می‌دهد که واضح است: خامنه‌ای!
سئوالات بسیارند:
آیا او واقعاً شمشیرش را برای «جنگ با رهبر» بسته؟ آیا او می‌خواهد انتحار سیاسی کند؟ آیا طغیان او «واقعی» است؟ با کدام پشتوانه؟… یا شاید ایفای یک «نقش» باشد؟
ذهن پرسشگر می‌گوید این فرد با «نهی» همان رهبر از نامزدی انتخابات کناره‌گیری​کرده! پس چطور این جملات تندش را درباره «سلطنت» همان رهبر باور کنیم؟ این حملات با آن «اطاعت از نهی رهبری» نسبتی ندارند.
تناقض‌ها زیادند. و از قضا همین تناقض‌ها «دم خروس» یک پروژه ایذایی و گمراه‌کننده را نمایان می‌کنند. اما تا آن «فرضیه» در گوشه ذهن پرسشگر «ورز» داده شود، سخنان احمدی‌نژاد را ببینیم و متن نکات مهم آن را بخوانیم:
video

[بذارید حرف دل مردم ایران را بزنم! هر کی فکر می‌کنه ملت نمی‌فهمند؛ خودش نفهمه! ۸۰ میلیون یه چیزی رو میخوان، اونا نمیفهمن اون وقت تو می‌فهمی؟ این چه استکباریه؟ این چه «سلطنتیه» پیدا شده است؟ ۹۷ درصد مردم یه چیزی را می‌خواهند، «او» میگه نخیر! (با تقلید ژست رهبر) «نخیر! من بیشتر از شماها می‌فهمم!»
میشه یه دلیل بیاری که تو یکی بهتر از همه ملت می‌فهمی؟ اصلاً تو کی هستی؟ میشه بگی از کجا تشریف آوردی؟ تو چه اختیاری داری، رفتی اون بالا نشستی؟!
این اختیار را كی به تو داده؟ غیر از اینکه «ملت» داده؟ بابا ملت «انقلاب» کرد که دیگه این آدمها را نبینه! وگرنه «اون قبلی» که بود! آقا بخدا ذلیل‌ترین انسانها کسی هست که فکر کنه نسبت به مردم عزت داره.]
سخنان احمدی‌نژاد اشارات واضحی به رهبر دارد. مراد او از این انتقادها روحانی نیست. او دقیقاً از کلید واژه‌های خاصی مثل «سلطنت، بالانشین، انقلاب، اون قبلی(شاه) و…» استفاده می‌کند که با «جایگاه یک رئیس جمهور» ربطی ندارند. احمدی‌نژاد چند بار بخصوص «لحن و ژست رهبر» را تقلید می‌کند و حضار را به خنده می‌اندازد.
حالا از گوشه ذهن، آن «فرضیه بعید اما ممکن» یعنی پروژه ایذایی و گمراه‌کننده را بررسی کنیم.
۱- تاکنون چند مقام سپاه گفته‌اند که این بار «فتنه قبل از انتخابات» رخ خواهد داد! بنابر این، پیش‌آگهی بروز یک اتفاق را داده‌اند.
۲- از طرفی «نظر رهبر» به حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی نزدیک است و صداوسیما هم تبلیغ او را آغاز کرده است.
۳- رهبر اخیراً بارها دولت را مورد انتقادات جدی قرار داده و این رفتارش برخلاف ادوار پیش است. (او در پایان ۴ سال اول دولت احمدی‌نژاد، از او تقدیر کرد و بدون توجه به انتخابات پیش‌رو و نظر مردم، از او خواست جوری کار کنند که «انگار ۴ سال آینده را هم وقت دارید!»)
۴-  از طرفی با همه نقدها به دولت، در نظرسنجی‌ها رأی روحانی از رئیسی و اصولگرایان بیشتر است و اگر «شرایط عادی» بماند، او رقیب جدی ندارد.
اما خواسته‌ی رهبری «انتخاب رئیسی» است!
حالا آیا می‌توان با «ملتهب کردن فضا» بازی را به هم زد؟ آری.
باید آتش فتنه‌ای روشن شود که فقط با «دخالت رهبر» و سپاه خاموش شود و نظام در دوقطبی «احمدی‌نژاد- روحانی» بر سر هر دو آنها بکوبد و هر دو را تضعیف و یا حذف کند. و پس از حذف این «دو قطب فتنه» توسط رهبری و نظام، فضا برای بالا آمدن ابراهیم رئیسی فراهم گردد.
حال وظیفه ایجاد التهاب و روشن کردن آتشی که آن «دوقطبی» را ایجاد کند و پای جناح روحانی را به دعوا بکشاند و در نهایت «مداخله رهبری و سپاه را لازم کند» بر عهده چه کسی باشد؟
کسی که با «نهی رهبری» از نامزدی کناره‌گیری کرد و «اوامر ملوکانه» او را بر چشم خود گذاشت! (حالا لازم است حتی به سلطنت او حمله بکند!)
احمدی‌نژاد غالباً «جوگیر نقش» می‌شود و شاید بدتر از قهر ۱۱ روزه‌اش هم رفتار کند. ولی اگر خوب و طبیعی بازی کند، بعدها تشویق هم می‌شود!
اتاق فکر بیت رهبری البته نمی‌داند طرح «در اجرا» چطور پیاده شود؟ ممکن است مشکلاتی رخ دهد! مثلاً ایفای این نقش به قیمت جان احمدی‌نژاد تمام شود! (همانطور که مردم بازیگر نقش «شمر» را در تعزیه‌ها کتک می‌زنند!) پس اسم این «از خود گذشتگی» احمدی‌نژاد و یارانش را چه باید گذاشت؟ مشائی در روز درختکاری بر شانه احمدی‌نژاد زد و گفت: «شجاعت»! (شجاعت به نفع ولایت!)
به نظرم «اشتباه‌ترین کار» حامیان روحانی ورود به این «دوقطبی مرگبار» است. (در یادداشت قبلی‌ام «رفتار با زخم احمدی‌نژاد» شرح داده‌ام که توجه به این زخم و «ور رفتن» با آن، فقط عفونت را در بدن گسترش خواهد داد.)
اما در تیم دولت هستند کسانی که گل به خودی بزنند! مثل مشاور روحانی که چند روز قبل خواهان «مداخله حکیمانه رهبری در انتخابات» شده بود! مداخله‌ای که قطعاً به زیان روحانی و جناح میانه‌رو و به سود ابراهیم رئیسی خواهد بود.
[بابک‌داد]
۴ فروردین ۹۶ - پاریس
تلگرام:
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ فروردین ۴, جمعه

رفتارشناسی گرگ‌های تنها!

♦️ با نگاهی به حوادث تروریستی فردی در اروپا ♦️
مقدمه: آنچه می‌خوانید «بخش خلاصه‌شده‌ای» از گزارشی است که سال ۲۰۱۶ تهیه کرده بودم و حالا با کمی ویرایش و «روزآوری» درباره حوادث تروریستی لندن و فرودگاه اورلی پاریس عرضه می‌شود.
رفتار فرد مهاجم پل وست‌مینستر لندن در حمله‌ای که با علم به کشته شدنش انجام داد، شباهت زیادی با رفتار مهاجم فرودگاه اورلی پاریس و مهاجم کامیون مرگ در شهر نیس فرانسه بود. در اورلی هم مردی که قبل‌تر در تلفن به نزدیکان خود گفته بود از زندگی خسته شده، با خلع سلاح یک افسر پلیس فریاد می‌زد برای مرگ در راه خدا آماده‌ام!
در اصطلاح امنیتی رایج به این نوع از مهاجمان تنها که بدون اسلحه گرم و به شکل رندوم به جمعیت حمله‌ور می‌شوند، «گرگ‌های تنها» گفته می‌شود.
گرگ‌های تنها اغلب از جامعه گریزان، دارای مشکلات و ناکامی‌های روانی و خانوادگی هستند که آمادگی و یا سابقه اقدام به خودکشی دارند. اغلب آنها یا در زندان و یا در محله با تندروها آشنا شده و شستشوی مغزی هر کدام از یک راه ورودی مختص خودش (از مسجد تا سکس) جذب شده‌اند.
 چند مشخصه عمومی آنها و «راهکار علاج» هر کدام را به اختصار گردآورده‌ام:
۱- گرگ‌های تنها اکثراً دارای مشکلات خانوادگی هستند و منزوی و تنها زندگی می‌کنند. افسردگی درازمدتی دارند و با جامعه‌ی میزبان، بیگانه‌اند. به همین علت پروسه «جذب و شستشوی مغزی» آنها توسط گروههای تروریستی به آسانی صورت می‌گیرد.
🔹 راهکار مشخص برای «پیشگیری» از خطرناک شدن این افراد، ابتدا درمان روانی، حل بحران خانوادگی و جذب آنها در فعالیت‌های اجتماعی است که تنها در قبال انجام آن، بتوانند از مزایای معمول اجتماعی در کشورهای غربی استفاده کنند. (این خدمات در کشورهای غربی وجود دارند.)
۲- این افراد غالباً تحت تعالیم اسلامی خاص تندروها قرار گرفته و سطح سواد مذهبی بسیار پایینی دارند. با روشهای آسانی به جمع‌بندی درباره «خوب و بد» می‌رسند و غالباً با استفاده از خشم نهفته در آنان، برای انتقام تعلیم داده می‌شوند.
🔹 بخشی از پروسه درمانی آنها می‌تواند «بازآموزی مذهبی» و اصلاح برداشت ذهنی​ آنها از دین باشد. این کار اگر‌چه ساده نیست، اما تأثیرات بسیار ماندگارتری دارد.
۳- گرگ‌های تنها توسط رابط‌های گروههای تروریستی در زندانها و در سطح محله‌ها شناسایی و با طرح دوستی جذب می‌شوند. خانواده اغلب آنها بعد از حادثه تروریستی، از «تغییرات عجیب» و شگرف‌شان در اواخر صحبت کرده‌اند. این تغییرات ناگهانی، حتی پلیس را در مورد افراد سابقه‌داری که تحت نظر داشته، شوکه کرده است.
🔹 قوانین فعلی از سن ۱۸ سالگی افراد را مختار به ترک خانواده می‌کند. بخشی از فرزندان خانواده‌های مسلمان، برای فرار از سختگیری مذهبی والدین خود از این قانون و حمایت دولت استفاده می‌کنند و در مرحله بعد به راحتی جذب گروه‌های تبهکار و تروریستی می‌شوند‌. شاید نتوان قوانین را تغییر داد چون همه جامعه را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد. اما شاید بتوان دوره‌های ایمنی خاصی را برای این گروه (اگر بخصوص در سوابق تحصیلی آنها ردپایی از گرایش‌های تند و یا پرخاشگرانه دیده شده باشد) برگزار کرد.
۴- گرگ‌های تنها و عمده‌ی​ انتحاری‌ها، بر اساس گزارش‌ها در واپسین ساعات با خوردن برخی داروهای توّهم‌زا که داعش به وفور از آن استفاده می‌کند، بر عملکرد خود قضاوتی ندارند و در فضایی متوّهم به یک دژخیم سنگدل تبدیل می‌شوند که قادر است با کامیون به روی جمعیت برود.(نیس)
🔹 طبیعی است جلوگیری از عرضه آسان خانواده مشخصی از داروهای اعصاب یکی از راهکارهای این مورد است. همچنین آموزش و مراقبت شهروندان، کارکنان مراکز عمومی و نیروهای پلیس شهری در مورد کسانی که «نشانه‌های جسمی خاصی» نظیر گُرگرفتگی، تعریق و حرکات ناخودآگاه بدنی و… دارند  و ممکن است تحت تأثیر این داروها باشند،  کارساز خواهد بود.
🔺 گرگ‌های تنها با یک چاقو یا یک خودرو، برای کشتن مردم در جوامع چند میلیونی شهرهای اروپایی رها شده‌اند. گروههای تروریستی با این قبیل کشتن شهروندان، عملاً به اسلام هراسی و انزوا و طرد مسلمانان مقیم این کشورها دامن می‌زنند.
شاید بزرگترین وظیفه برای شناسایی، جذب، درمان و اطلاع‌رسانی به نیروهای امنیتی بر عهده خود جامعه مسلمانان مقیم اروپا باشد. غیر از این، اسلام‌ستیزی و برکشیدن گروههای راست افراطی از عوارض دیگر این رویدادها خواهد بود.
[بابک‌داد]
سوم فروردین ۹۶ - پاریس
کانال تلگرام:
http://t.me/babakdad