۱۳۹۶ خرداد ۲۱, یکشنبه

بهره‌برداری و سوءمدیریت رهبری!

🔷 چرا آقای خامنه‌ای در شأن رهبری رفتار نمی‌کند؟ 🔷
➖ بابک‌داد ➖
مردم نقاط مختلف دنیا به طور معمول در قبال اتفاقات تروریستی، اول شوکه و غمگین می‌شوند. و سپس همدل و متحد!
تروریسم در وهله‌ی اول، باعث دو واکنش انسانی می‌شود: "اندوه" و "اتحاد".
خودتان قضاوت کنید کدام مسئول چنین بود؟ و کدام اینگونه نبود؟

🔹 در ساعات اولیه، بین مردم و کاربران ایرانی همین دو واکنش انسانی به آسانی قابل دیدن بود.
اما آنکه قبل از همه، در شیپور "انتقاد و فرصت‌طلبی و دودستگی" دمید، از قضا همانی بود که باید مثلاً "سمبل وحدت" و پدر ملت باشد؛ رهبری!
رهبر در عصر آن چهارشنبه سیاه و چند ساعت پس از واقعه‌ی تروریستی، اولاً با "خوشمزگی غیرلازم" نمک به زخم مردم و داغداران پاشید. گفتن "ترقه‌بازی" در شأن یک رهبر مقتدر نیست. اتفاقاً او با گفتن این جملات "سر اژدهای خطرناکی را قطع کردیم و تا انتها ادامه می‌دهیم" باید دشمن را قوی نشان دهد تا قدرت ایران را در سرکوب چنان دشمنی افزون نمایش دهد.
اما با سخن رهبر، اقدامات آن روز نوهد و سپاه و ناجا و بازداشت عوامل مرتبط، در حد "سرکوب چند ترقه‌باز!" فروکاسته و بی‌ارزش شد. این حد از بی‌بصیرتی آقای خامنه‌ای نوبر است!

🔹 همچنین او بلافاصله ماهی مطلوبش را به نفع سپاه صید کرد که "اگر ما در سوریه نبودیم، اینها زودتر آمده بودند!" که مطلقاً اشتباه است و جای بحث دارد، اما به هر حال "عقلانیت" حکم کرد کسی در آن برهه خاص، پاسخی به او ندهد!
در واقع، شایسته این بود که رهبر با قطع برنامه عادی خود، پیام محکمی بدهد. به کشته شدن حتی یک نفر بیگناه، به اندازه کشته شدن یک ملت (طبق آموزه‌های دینی) واکنش جدی نشان بدهد. و با بیان سخنانی وحدت‌بخش و پدرانه، مردم را به همدلی ترغیب کند و از عملکرد نیروها در سرکوب تروریست‌های وحشی تمجید کند. آیا چنان کرد؟

🔹 درست در ساعتی که دخترک معصوم کارگر شهید فضای‌سبز مرقد آیت‌الله خمینی، پشت درهای سردخانه، بی‌قرار پدرش بود، رهبر داشت بین بسیجیانش درباره "ترقه‌بازی" خوشمزگی می‌کرد و ایرادهای آنچنانی به سند ۲۰۳۰ می‌گرفت که طبق مدارک موجود، حداقل از تابستان پارسال آن را خوانده بود!
همچنین در آن روز پرآشوب، داشت فرمان "آتش‌به‌اختیار" به بسیج می‌داد، آن هم درست در روزی که باید بر هر آتشی "آب" می‌ریخت و جامعه را آرام می‌کرد.

🔹 سالهاست آقای خامنه‌ای از "شرایط قانونی رهبری" ساقط شده و اگر مجلس خفتگان عرضه و لیاقت داشت، سالها قبل فقط به خاطر "فقره‌ی احمدی‌نژاد" باید او را استیضاح و خلع می‌کردند. اما حالا که خورشیدش را بر لب بام می‌بیند، برای فردای رحلتش دارد پیام رمزدار می‌دهد که "اگر در این قرارگاه اختلالی رخ داد، شما خودتان اختیار دارید هرکجا لازم دیدید، آتش کنید!" یعنی سوق دادن یک کشور به جنگ داخلی! آیا "رذیلانه‌تر" از این هم می‌توان سراغ داشت؟ دیگی که برای من نجوشد…؟
آیا متدینین و مردم، یک عمر نهاد رهبری و ولی‌فقیه را "فربه و پروار" کردند تا برای روزهای نبودن و اختلالش، فرمان آتش به اختیار و بی‌قانونی صادر کند؟!

🔹 حالا هنوز مطالبات مردم پابرجاست. آنها از مداخله سپاه در امور اقتصادی و بانکی و عمرانی و سیاسی بیزارند.
مردم همچنان از اینکه نتیجه‌ی میلیاردها دلار خرج و ۲۰۰۰ کشته‌ی سپاه در سوریه، این است که در دفتر مراجعات مردمی مجلس هم امنیت ندارند، پرسش دارند.
بگذریم که حتی "یک گزارش مستقل" هم وجود ندارد که سپاه، در سوریه با داعش جنگیده باشد.
سپاه در این شش سال، مدام در حال سرکوب مخالفان بشاراسد بوده و هرگز به قلمرو داعش ورود نکرده است! پس منّت مفت بر سر مردم نگذارید.

🔹 اگر داعش توانسته تا بهارستان نفوذ کند، خوب است دنبال حفره‌های امنیتی "درون تشکیلات برادران!" هم بگردید. محال است که بدون حمایت "بخش‌هایی فاسد در سپاه"، داعش بتواند تا میدان بهارستان بیاید. می‌گویید سپاه بخش فاسد ندارد؟ مگر سعید اسلامی معاون وزیر اطلاعات، به گفته‌ی همین رهبر، عامل اسرائیل نبود؟ پس دنبال حفره‌ها درون سپاه بگردید، تا ببینید چرا در هنگامه اعتراض مردم به مافیاهای مالی در مقابل مجلس، و فردای روزی که مردم را کتک زدند و مردم بر علیه آنها شعار دادند: "داعشی داعشی" این اتفاق افتاد؟

🔹 به بهانه‌ی این حمله، نخواهید جایگاه دولت قانونی و منتخب مردم را محدود کنید و با بهانه‌جویی درباره سندی که از پارسال آن را خوانده‌اید، (وای اگر بگویید نخوانده بودید!) بخواهید به دنبال انتقامجویی از رأی مردم و منتخب قانونی آنها باشید که آب در هاون کوفتن است!
در این سوی دنیا، سوگوار بی‌گناهانی هستیم که هنوز معلوم نیست با "کدام صحنه‌آرایی خطرناک"، به خاک و خون افتادند؛ اما حقیقت آشکار می‌شود!

🔲 این نوشته به اشک دختر نوپای کارگر فضای سبز و تمام بازماندگان این حمله‌ی غیرانسانی تقدیم شد.
بابک‌داد
شنبه ۲۰ خرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
http://t.me/BabakDad


🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com

♦️«دولت‌مخفی هکرها» ظهور کرده است!♦️

♦️ از برگزیت تا ترامپ؛ آیا هکرها جهان را اداره می‌کنند؟ ♦️
➖ بابک‌داد ➖
تصوّرش هم وحشتناک است، اما انگار این کابوس دارد به واقعیت تبدیل می‌شود! خوب که گوش کنیم، صدای پای‌شان را می‌شنویم: "دولت هکرها" عملاً دارند جهان را تغییر می‌دهند و اداره‌اش​ می‌کنند!
کافی است به اتفاقات ماههای اخیر با دقت بیشتری نگاه کنیم:

🔹 اول: رفراندوم "برگزیت" در کمال ناباوری، به "خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا" منجر شد! در حالی‌که نظرسنجی‌ها چیز دیگری می‌گفتند.
آن رفراندوم، طبعأ توسط سیستم‌های قابل نفوذ رایانه‌ای انجام شد و بعدتر که پای احتمال هک به "انتخابات آمریکا" کشیده شد، عده‌ای گفتند شاید رفراندوم برگزیت هم با دخالت هکرها، بریتانیا را به سوی درب خروجی اروپا هدایت کرده باشد!

🔹 دوم: هنوز تحقیقات دامنه‌دار کنگره درباره‌ی احتمال دخالت هکرهای روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تمام نشده و عده زیادی معتقدند حداقل "افشای ایمیل‌های محرمانه حزب دموکرات" که در اواخر مهلت تبلیغات انتخاباتی رخ داد و به سود ترامپ بود، توسط هکرهای روسی انجام شده و در کاهش آراء خانم کلینتون نقش مهمی داشته است.
حالا​ پرسش این است که آیا حاکم کاخ سفید را هم "هکرها" تعیین کرده‌اند؟

🔹 سوم: مقصد بعدی هکرهای سازمان‌یافته، همانجایی بود که انتظارش می‌رفت: فرانسه!
در انتخابات ریاست جمهوری ماه پیش، با تمام پیش‌بینی‌های​ امنیتی که دولت فرانسه برای جلوگیری از خرابکاری هکرها انجام داد، در شب آخر تبلیغات، هکرها موفق شدند ایمیل‌های ستاد امانوئل ماکرون را هک و منتشر کنند.
اتفاقی که می‌توانست به پیروزی رقیب او، "نامزد راست افراطی" بیانجامد و "دومینوی پیروزی راست‌گرایی افراطی" را در اروپا آغاز کند. اما به خاطر عزم‌جزم فرانسوی‌ها برای ممانعت از ورود خانم لوپن به کاخ الیزه، آن اقدام هکرها عملاً بی‌نتیجه ماند.

🔹 چهارم: از هفته‌ی​ قبل، با هک‌شدن سایت رسمی دولت قطر، سخنان تندی از قول حاکم این کشور منتشر شد که بلافاصله توسط خود او و وزارت خارجه قطر تکذیب شد! آنها گفتند سایت رسمی ما هک شده بوده!
اما دیگر کار از کار گذشته و تا اینجا، "بحرانی بی‌سابقه" در منطقه و بین کشورهای عربی با قطر آغاز شده است. بحرانی که شاید به درگیری نظامی هم بیانجامد!
دولت قطر بارها اعلام کرد امیر قطر آن روز اصلاً سخنرانی نکرده تا چنان حرفهایی درباره "تمجید قدرت ایران یا حماس و برعلیه عربستان" گفته باشد! 
اما خشم عربستان و قطع رابطه‌ی تمام کشورهای هم‌پیمانش با قطر، این "شبه جزیره" را در بن‌بست قرار داده است!
چنانچه دولت قطر مدعی شده اینجا هم هکرها در "بحران‌آفرینی" نقش داشته‌اند! 
حساب توییتری CNN از قول «بازرسان آمریکایی» نوشته آنها "جای پای هکرهای روسیه را در هک سایت رسمی دولت قطر برای بحران‌آفرینی" دیده‌اند!

🔹 بر این موارد می‌توان نمونه‌های بیشتری افزود. از جمله "هک سیستم درمانی بریتانیا" یا باج‌خواهی هماهنگ هکرها که حدود دو هفته قبل، هزاران سایت در سراسر جهان را مختل نمود!
🔹 امروز پنجشنبه سرنوشت بریتانیا با انتخاب ۶۵۰ عضو پارلمان و نخست‌وزیر آن رقم می‌خورد.
انتخاباتی که ممکن است پیامدهایی مثل اعلام استقلال اسکاتلند و نظایر آن را در پی داشته باشد! بیم دخالت هکرها بر این انتخابات​ هم سایه انداخته است!

🔹 آیا دولت مخفی هکرها در حال اداره کردن و تغییر دادن جهان هستند؟
"دولت مخفی هکرها" ظاهراً تا اینجا یک "ترامپ" به آمریکایی‌ها داده و یک طلاق سیاسی (برگزیت) را به اروپایی‌ها و یک بحران بزرگ به اعراب تحمیل کرده‌ است! و این همه، نمی‌تواند نتیجه‌ی کار چند هکر ساده باشد.
به نظرم دنیا با واقعیت ظهور یک "دولت مجازی مخفی" مواجه شده که هکرها آن را اداره می‌کنند! با رویکردی که به نظر می‌رسد «جهان فعلی» را هم نمی‌پسندد!
اینکه این "دولت مجازی"، «ژن روسی» دارد یا نه، هنوز مشخص نیست. آنچه تا حدی معلوم شده اینکه حالا دنیا با یک "حکومت ناپیدا و بی‌مکان" مواجه است که هر لحظه امکان دارد پرچمش را از درون یک رایانه، در هر نقطه‌ای​ از جهان که بخواهد، برافرازد!
دولت مخوفی که قادر است کلید برق سراسری یک کشور را قطع کند! پروازهای هواپیماها را مختل سازد! در سیستم‌های بانکی و هرجا که فکرش را بکنید، اختلال ایجاد کند… و یا حتی کلید شلیک یک "بمب اتمی" را بفشارد!

🔹 با وجود "دولت مخفی هکرها"، جهان جای ناامن‌تری شده و مناسبات فعلی آن، می‌تواند به سرعت تغییر کند. آنها قادرند دوستی‌ها را به سرعت به دشمنی تبدیل کنند و هر لحظه و هر جا که اراده کنند، یک «اتفاق شوکه‌کننده» بسازند!
در جهانی که یک قدرت‌مخفی و نفوذگر در ساختار آن پا گرفته، به تلخی باید اعتراف کرد که "فاجعه" متولد شده و "خود کابوس" ظهور کرده است!
بابک‌داد
۱۸ خرداد ۹۶
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

🔹تماس:
BabakDad2@gmail.com

۱۳۹۶ خرداد ۱۷, چهارشنبه

♦️ چگونه به عقب برنگردیم؟ ♦️


🔷 حفظ و سوددهی سرمایه‌اجتماعی 🔷
➖ بابک‌داد ➖
ابتدا ۳ جمله‌ی شاهکار از سخنرانی اخیر آقای روحانی​ را بخوانید:
➖ نمی‌پذیریم هر کسی، در ‏هر شهری، بخواهد با قانون و سلیقه خود با زندگی مردم بازی کند!
➖ آراء همه مردم برای ما محترم است، ‏اما شیوه‌ی مدیریت کشور بر مبنای نظر "اکثریت" خواهد بود!
➖ دفاع از دولت، دفاع از رأی مردم و اکثریت ‏مردم است!
سخنان محکم حسن روحانی در ضیافت افطاری با وزرا و استانداران، همان آهنگ استحکامی را داشت که از "سفر ارومیه" آغاز شد و به سخنرانی‌های او رنگی از اقتدار زد که مردم خواهانش بودند. همان که درباره‌اش نوشتم: "شک نکنید «این روحانی» پیروز می‌شود"!
🔹 حالا او در رأس "تحول‌خواهانی" است که نمی‌خواهند کشور دیگر به عقب برگردد. و یک «سرمایه‌ی عظیم اجتماعی» هستند.
پیروزی اصلا‌ح‌طلبان (بخوانید تحول‌خواهان) در شوراهای شهرهای بزرگ هم، حجم این سرمایه را بیشتر کرده است.
گفتن ندارد که اگر «همین امروز» به فکر حفظ و توسعه‌ی این سرمایه اجتماعی نباشیم، با کارشکنی مخالفان، روز به روز از این سرمایه کاسته می‌شود و ۴ سال بعد رئیسی‌ها بازمی‌گردند!
سئوال این است که؛ این سرمایه چطور باید حفظ شود؟ و به سوددهی برسد؟ و سهم هر کدام از سه ضلع «ملت، دولت و مطبوعات» برای برقراری "حاکمیت ملی" چیست؟

🔲 سهم دولت!
روحانی با همین روند مستحکم، می‌تواند از حالا "پایه‌ی دولت مدنی بعدی" را هم بگذارد. با انتخاب همکارانی که به قول او "گیوه را ورکشیده" و اهل میدان عمل و سختکوشی باشند، بی‌تردید با موفقیت روبرو خواهد شد. و می‌تواند از اینکه تندروها دوباره سر برآورند، پیشگیری کند.
🔹 ترمیم کابینه، تشکیل تیم اجرایی و رسانه‌ای قوی، برکناری مدیران تحمیلی و ارزیابی مداوم کار مدیران، بخش‌هایی از کارهای ضروری روحانی است.
او ضمن پرهیز از رودررویی با مخالفان، در عین حال باید چنان مقتدر و محکم در مقابل کارشکنی آنان بایستد که جرأت نکنند این سرمایه‌ی عظیم اجتماعی را دلسرد و از صحنه خارج نمایند.
او قطعاً حمایت مردم و رسانه‌ها و حتی ایرانیان حق‌طلب خارج از حاکمیت را در این مسیر با خود خواهد داشت.

🔲 سهم ملت!
مردم هرگاه دچار این خوش‌باوری شوند که رأی داده‌ و کار را تمام کرده‌اند و باید به خانه بروند، باخته‌اند.
🔹 باید بدانیم رأی ما مانند "چک و پولی" است که حالا در جیب آقای روحانی قرارش داده‌ایم تا همان «مطالبات انتخاباتی» را خریداری و مهیا نماید. چشممان باید به رأی‌مان باشد. اگر عده‌ای خواستند آن را از جیب روحانی بدزدند، باید مچ آنها را بشکنیم! اگر خواستند از "ارزش" آن کم کنند، باید باشیم و "پشتوانه‌ای" بر آن رأی و سرمایه‌ باشیم.
و اگر خود دولت هم دچار خطا شد و خواست رأی ما را صرف خرید کالایی غیر از (آزادی، امنیت، رفاه، توسعه قانون‌گرایی و عدالت و…) کند، مردم باید مطالبات را دوباره یادآوری کنند و دولت را به مسیر معهود خویش برگردانند.
مردم اگر در صحنه بمانند، روحانی و هر منتخبی، تا آخر با همین اقتدار و قدرت کار خواهند کرد و کارشکنان را منزوی می‌کنند. مردم صاحب این ثروت هستند. باید قدرش را بدانند و از کف ندهندش!

🔲 سهم رسانه‌ها!
رسانه‌ها، روشنگران صحنه‌اند.
هم عیوب و هم نیکی‌ها را نمایان می‌کنند. علاوه بر این وقتی برای "سرمایه اجتماعی تحول‌خواه" احساس مسئولیت بکنند، باید علاوه بر اینکه مراقب مطالبات این ۲۴ میلیون نفر هستند، خود را در مقابل روشنگری آن ۱۶ میلیونی که به رقیب تحول‌خواهی رأی داده‌اند، مسئول بدانند و آنان را هم به "مسیر اکثریت" ترغیب کنند.
رسانه‌ها وقتی دغدغه‌ی دموکراسی داشته باشند، باید از حالا به دنبال تأثیرگذاری بر آن قشر خاکستری و مردّد هم باشند و آنها را به مسیر مطالبه‌گری مدنی راهنمایی کنند.
هرچه این سرمایه اجتماعی، فربه‌تر و پرشمارتر شوند، امکان بازگشت به عقب کمتر خواهد شد.
بخش بزرگی از وظیفه بر عهده رسانه‌ها و نیروهای مؤثر سیاسی است تا این ۲۴ میلیون را به ۶۰ میلیون مطالبه‌گر برسانند. مردمانی که درک کنند هرچه بخواهند، باید بشود! در این صورت، هیچکس به خود اجازه نمی‌دهد مقابل اراده چنین ملتی بایستد.
🔹 قرار نیست رسانه‌ها دولتی شوند، یا دولت رسانه‌ای شود.
سه ضلع مردم، دولت و رسانه، اگر در یک محور کار کنند و اگر هدفشان "حفظ و افزایش وزن اجتماعی" و "برقراری حاکمیت ملی" باشد، کشور قطعاً اسیر مافیاهای تمامیت‌خواه و ویژه‌خواران نمی‌شود. و هرگز به عقب باز نخواهیم گشت.
🔹 امیدوارم چیزی از "این اقتدار" روحانی کم نشود! و چیزی از "مطالبه‌گری مردم" و چیزی از "روشنگری رسانه‌ها" کم نشود!
و این مسیر رو به جلو، ایران ما را بدون توقف از "استبداد و تحجر" دور و دورتر کند.
بابک‌داد
۱۵خرداد۹۶
🔸 تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

🔸 تماس:
BabakDad2@gmail.com

۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

♦️ تکذیب ارتباط با آمدنیوز! ♦️


➖ بابک‌داد ➖
موضوع «مقابله با دروغگویی» است.
آنها آنقدر یک دروغ را تکرار می‌کنند که «ملکه ذهن» مردم شود؛ اما مردم باید بدانند این دروغ‌ها، نه "ملکه حقیقت" که "عجوزه‌ی دروغ" هستند و عاقبت فاش می‌شوند.
🔹 یکی از این دروغ‌های آشکار را آقای عبدالرضا داوری در مطلبی که قبل از بازداشتش درباره «فهرست آمدنیوز» منتشر کرده، نوشت و مدیریت آمدنیوز را به بنده منتسب کرد که از اساس کذب است!
🔹 با کمال تعجب، از طرف یکی از مخاطبان مطلع شدم؛ کسانی گفته‌اند من «از داوری، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد دفاع کرده‌ام!»
🔹 دفاع از حقوق بشر، آنجا حق‌طلبانه است که طرف شارلاتان نباشد. وقتی در آخرین مقاله‌اش، دروغی به این حجم گفته، من از کجا بدانم "واقعاً او را آنطور که خودش می‌گوید بابت ۳ کامنت بازداشت کرده‌اند؟" از کجا معلوم که این را هم دروغ نگفته باشد؟ و تا وقتی باید و می‌شود که از حق‌طلبان مظلومی مانند برادران رجبیان (دو موزیسین مظلوم) و دهها دربند حق‌طلب دفاع کنم، چرا باید بیایم و برای دفاع از کسی که حرفش در مورد خود من «دروغ بیّن» بوده است، دفاعیه(!) بنویسم؟

🔹 ایشان با استناد به گزاره دروغ «مدیریت من بر آمدنیوز!» که از اساس دروغ است، آمدنیوز را به دستگاه‌های امنیتی وصل کرده و با همین فرمان،
نشسته و تحلیلی بر «فهرست انتخاباتی آمدنیوز» نوشته است. و مرا به فهرستی وصل کرده که روحم از آن بی‌خبر است!



🔹چنین فردی یا خیلی ساده‌لوح است (که نمی‌داند من نظراتم را فقط در کانال و وبلاگ خودم منتشر می‌کنم و پلتفرم‌های خودم را دارم) و یا می‌داند و با «وقاحت دارد دروغ می‌بافد». در هر دو صورت، دفاع از «حقوق‌بشر» او از من ساقط است!
اگر آنقدر ساده‌لوح است که باید مانند صغار و مجانین، از سازمانهای خیریه و بهزیستی «قیّم عقلی و وکیل تسخیری» اختیار کند. و اگر آنچنان شارلاتان است که باز دفاعش از عهده من ساقط است!

🔹 دروغی که به عنوان ارتباط من با آمدنیوز گفته، باعث می‌شود به سایر حرفها و مدعیات مظلوم‌نمایانه این فرد شک کنیم!
بنده آنقدر "جاه‌طلبی حرفه‌ای" دارم که از سال ۷۰ بدون اسم یا با اسم مستعار مطلب نمی‌نویسم. جانماز آب نکشیدم و نوشتم «جاه‌طلبی حرفه‌ای»! آدم یا به چیزی که می‌نویسد اعتقاد دارد که پایش می‌ایستد و امضای خودش را هم می‌گذارد! یا ننویسد بهتر است.
♦️ لذا ضمن احترام به همکاران رسانه‌ای، اعلام می‌کنم «ارتباطی با کانال محترم آمدنیوز ندارم» و امیدوارم دروغ امثال آقای داوری و سایتهای برادران سایبری را باور نکنید.

🔹 درباره ​تماس با بنده، فقط از مجاری که اعلام می‌کنم، اقدام کنید و به ایمیل آدرس‌هایی که با اندک تغییری، مثل گذاشتن یک «.» یا «`» گولتان می‌زند، اعتماد نکنید.
آدرس را دقیق وارد کنید و به «نقل قول‌ها» دقت کنید. زمان خوط خوطک میرزا که نیست بخواهند با دود ارتباط برقرار کنند! یک کانال داریم و یک ایمیل برای مخاطبان گرامی!
 این جماعت سایبری خناس که به دنبال فریب هستند، نان غفلت شما را می‌خورند!
یادتان باشد حق‌طلبی با زیرکی برادرند. و مراقب حیله‌ی خناسان باشید. لازم شود نکات بیشتری خواهم گفت.
[بابک‌داد]
نشانی تلگرام
https://t.me/babakdad


🔸 تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۶ خرداد ۱۴, یکشنبه

آصادق! «کی چکاره است؟»


➖ بابک‌داد ➖
آصادق لاریجانی اگر صبح تا شب هم "گلواژه" بگوید و به این و آن بپرد که "تو چکاره‌ای؟" باز هم بر او حٙرٙجی نیست!
او در واکنش به شعار رفع‌حصر مردم، با عصبانیت به روحانی تاخته که: "اصلاً تو چکاره‌ای؟"

🔹 او را که کوچکترین لاریجانی‌هاست، یک‌شبه نشاندند بر کرسی "رئیس قوه قضائیه!" و در همان یک‌ شب، او را که احتمالاً دو جزء قرآن هم حفظ نبود، "آیت‌الله" کردند!
این برادر کوچکتر لاریجانی‌ها، فقط در یک شب از برادران بزرگترش، «بزرگ‌تر» شد! فامیلش را "آملی" کرد تا فرق کند و کلی بدبختی کشید تا جایگاهش را اثبات کند! او که تا دیروز از علی‌آقا و جواد حرف زور می‌شنید، حالا باید از خودش یک «آیت‌الله جاافتاده، عالِم و قاطع» نمایش می‌داد!
ظرف یک شب، حکم استیذان و اعدام و حبس و عفو هزاران نفر و ریاست قوه‌ی​ عریض و طویل قضاییه، افتاد دستش! خب آدم از بالانس خارج می‌شود!
حضرت عباسی اگر ما هم بودیم، با این "هجوم قدرت و اختیارات"، دچار اختلال شخصیتی می‌شدیم! دچار توّهم و خود بزرگ‌بینی می‌شدیم! صدا و رفتار و نگاه کردنمان هم عوض می‌شد! هاله نور را که قطعاً می‌دیدیم!

🔹 فرض است که «مقامات» را پله‌پله بالا می‌روند.
مثلاً برای آیت‌الله شدن، لابد باید سالها درس خواند تا «آیت‌الله» شد. در دستگاه قضائی هم، لابد باید به درجاتی از حقوق‌دانی و عدل و بی‌طرفی برسد تا قاضی شود؛ چه رسد به قاضی‌القضات!
آن وقت این طفلک را یک‌شبه هم آیت‌الله کرده‌اند و هم قاضی‌القضات! مشخص است که با دیگران با زبان «شما چکاره هستید؟» حرف می‌زند!
آدم کوتوله‌ای که یک‌شبه اینقدر جهشی بالا رفته، به طرز مضحکی، ادای "بزرگان" را در می‌آورد! صدایش را دالبی می‌کند، نگاهش را نافذ، و هی سخنان قاطع صادر می‌کند؛ و درباره‌ی حصر بزرگانی که در خیال هم تجسم نمی‌کرد، حرف می‌زند…!

🔹 شبیه "قصه سلطان و شبان" وقتی شبان را بر تخت سلطانی می‌نشانند، هویتش را می‌بازد. متوّهم می‌شود، حس می‌کند دنیا به او رو کرده، دور سرش «هاله‌ی نور» می‌بیند! تُن صدایش عوض می‌شود. بعد یابو ورش می‌دارد که حتماً خبری هست!
شما به یک کلاغ هم آن قدر بها بدهید، خودش را یک طاووس زیبا می‌پندارد: "این منم طاووس علیین شده!"

🔹 اما بین مقام "انتصابی" و "انتخابی" فرق‌های فراوانی هست که شما بهتر از بنده می‌دانید.
آصادق لاریجانی حتی منتخب یک شورا در روستا هم نبوده، و یکباره به بالاترین درجه قضایی "منصوب" شده! آخر این چه «بازی روانی» بود که با روح این شبان طفلک کردند و به بالاترین مقام قضایی کشور منصوبش نمودند!
طبیعی است آصادق، از «منتخبان ملت» که به «رأی اعتماد ملت» می‌بالند، کینه به دل داشته باشد و به آنها بگوید: «تو چه کاره‌ای؟»
«منتخب ملت»، یک وزن اجتماعی دارد که علی‌آقا هم با نمایندگی مجلس قم آن را چشیده! ولی این طفلک تمام «هست و نیستش» نصبی و انتصابی است و مزه‌ی رأی ملت را نمی‌داند!
او باید مدام تملق بگوید و چشمش به لبان بالایی باشد. و فقط درباره فرمایشات رهبری، انشاء بنویسد: از فتنه، بصیرت، نفوذ، دشمن…!
یک «مقام منصوب»، به سادگی یک واشر یا لامپ، قابل تعویض است! اما «پر عبای یک منتخب ملت»، مثل موسوی و خاتمی یا روحانی به «کل مقامات نصبی» می‌ارزد. حلاوت مقامی که با رأی ملت به دست می‌آید کجا و بی‌مزه‌گی مقامی که به مِهر و قهر یک نفر بسته است کجا؟

🔹 «میز انتصابی»، با یک امضاء​ به امثال آصادق می‌رسد و با دستخطی هم پس گرفته می‌شود! همین حالا آصادق می‌داند که سر بگرداند، ابراهیم رئیسی را جای او می‌نشانند!
اگر بخواهم سخنی به آصادق لاریجانی بگویم، به او یادآوری می‌کنم مقامی که دارید "قرضی" است! نسیه است! ناپایدار است! کینه‌ی قلبی شما از «محبوبیت محصوران» را می‌فهمیم. شما آرزو دارید سود آن ۶۳ حساب بانکی قوه قضائیه را نداشتید، یا اصلاً «آیت‌الله حکومتی» نبودید، اما نصف شیخ مهدی کروبی در بین مردم «رأی و هوادار» داشتید! مردم بعد از ۸ سال هنوز آنها را فریاد می‌زنند!
دیگر فهمیده‌‌اید که یک «منتخب مردم» می‌تواند با "رأی ملت" بر شما منصوب‌ها فخر بفروشد و «مقام نسیه‌تان» را تحقیر کند! اگر این کار را نمی‌کنند، بگذارید پای بزرگواری‌شان.

🔹 یک منتخب ملت «همه‌کاره است» و به تعداد آرائی که دارد، بر شما منصوبین حق پرسش دارد. او به تعداد «رأیی» که دارد،  مختار است که مطالبات مردمش را پیگیری کند.
«منتخب ملت همه‌کاره است!» اما فقط یک پرسش باقی می‌ماند؛ اینکه «آصادق چه کاره است»؟
مردی که امروز در «صیغه‌ی موقت» این مقام انتصابی است و فردایی که عزل بشود، مثل آن «شبان پریشان» سر به بیابان می‌گذارد و از خود می‌پرسد: «من چه کاره‌ام؟»
و بالاتر اینکه از خود می‌پرسد: «من حالا کی هستم؟»
چیزی که پاسخش را شاید هرگز نتواند بفهمد… 
بابک‌داد
۱۱ خرداد ۹۶
 🔹 ➖ تک نوشته: سکوت علمای ما! ➖ 🔹 
 🔹 صریح بگویم بزرگان دینی و علمای  ما با سکوتشان، حصر ظالمانه را تأیید کردند!
🔹 چرا به ندای «حضور جمعی در منزل محصورین» پاسخ ندادند؟
🔹 حال ببینند علمای بحرین، چگونه حصر را شکستند…



🔸تلگرام:

http://t.me/BabakDad

🔸تماس:
BabakDad2@gmail.com

۱۳۹۶ خرداد ۱۱, پنجشنبه

"ربّنا" در دست قوزی‌ها!

🔷 پاسخی به اصرار جواد لاریجانی بر ممنوعیت ربّنا! 
➖ بابک‌داد ➖
می‌گویند خدا نکند که "روزیِ آدم بیافتد به دست قوزی!" ("قوزی​" به معنای لجباز و یکدنده است، و قوز به معنی مشکل! مانند "قوز بالای قوز" که یعنی مشکل بالای مشکل!) اوج بدبختی است که کار آدم به دست افراد "حقیر لجباز" بیافتد!
ظاهراً سالهاست که مشکلات این مردم به دست "قوزی‌ها"ی عنود و لجوج افتاده و "حل‌نشده" باقی مانده‌اند! مسئله‌ی پخش «ربّنای استاد شجریان» یکی از آنهاست که یک ملت می‌خواهند ولی قوزی‌ها نمی‌گذارند! و "رفع حصر" هم یک قوز (مشکل) دیگر است که به دست قوزی‌ها (مشکل‌سازان لجوج) افتاده و…!
🔹 اظهارنظر جواد لاریجانی درباره علت ممنوعیت پخش دعای ربّنا از صداوسیما، یک مضحکه‌ی تلخ است. آقایی که "مذاکرات خفت‌بار لندنش" مشهور است و در "زمین‌خواری" به مراتبی از عرفان(!) رسیده است! عمری، کارش "متناظر به شُبهه!" بوده و با تبدیل زمین کشاورزی به بایر، و خرید مفت آن، و بعد ساختن و انداختن، حالا شده "مسئول رسیدگی" به خواسته ملت درباره پخش دعای مذهبی و عاشقانه‌ی ربّنا! نگفتم؟ روزی به دست قوزی!
این اخوی، جوری درباره "تناسب ایقایی" و "تلاوت ملحون" و "تحت‌الشعاع قرار گرفتن توجه به باهرات، نسبت به مقارنات!" بیانیه نوشته، که اگر سابقه‌اش را ندانید، خیال می‌کنید مدرّس تلاوت در دانشگاه الازهر مصر است!
🔹 جواد لاریجانی این قدر نمی‌فهمد که اگر چهار تا مؤمن در اینجا باقی مانده که سحر و افطار را به "عبادت و صوم و صلاة" می‌گذرانند، محض همین "تلاوت ملحون و دعای هوش‌ربای ربّنا" است. وگرنه چنانچه قرار بود این مردم به تقلید "ایمان ملوکهم"؛ مقامات نظام اسلامی را الگو قرار بدهند که همه کافر و ملحد و اختلاس‌گر شده بودند! دین این مردم به کمند زلف ربّنا آویخته، و اینها هنوز نمی‌فهمند!
🔹 به اسلام همین مصباح و جنتی و… نگاه کنید! حضرت عباسی یک نفر را در تمام «کهکشان‌ها» پیدا نمی‌کنید که به خاطر اینها متدیّن شده باشد!
کاش صداوسیما یک "پکیج تلفیقی!" از سخنان دینی حضرات "جنتی و صادق لاریجانی و محسنی اژه‌ای و احمد خاتمی و موحدی‌کرمانی" درست کند و بدهد دست مردم! تا ببینند که آیا با اینها، حتی یک جوان امروزی را هم می‌توانند قانع و دیندار کنند؟ والله اگر بتوانند!
🔹 اما با یک ربّنای ۴ دقیقه‌ای شجریان، با یک پیام ۳ دقیقه‌ای سید خاتمی، با یک پیام اشاره‌وار میرحسین و کروبی از داخل حصر،… جوانان فوج فوج با عشق روزه می‌گیرند، در انتخابات پوستر می‌چسبانند، کتک می‌خورند، صبر می‌کنند، در صفوف طولانی حوزه‌ها می‌ایستند و رأی می‌دهند!
هم آن نفرت و هم این عشق، هردو بی بدیل و یگانه‌اند!
🔹 با یک اشاره ابروی این شخصیت‌ها، جوان امروزی حاضر است ساعتها در "صف رأی‌دادن" بایستد. یا مانند سال ۸۸ روزهای متمادی در تظاهرات اعتراضی شرکت کند و صدها بار باتوم بخورد. و تازه باز هم تا "روحانی" را می‌بینند، نمی‌گویند: «شغل، پول، مسکن»! شعار می‌دهند: "رفع حصر"! شعار می‌دهند: "خاتمی"!
🔹 من دارم درباره "جوان امروزی" حرف می‌زنم که شاید بخاطر پدرش هم حاضر نباشد ۱۰ دقیقه در صف بانک، یا نانوایی بایستد! همین جوان کم‌حوصله، ساعتها زیر آفتاب ایستاده تا به نامزد منتقد رأی بدهد! ایستاده تا مصباح و جنتی و یزدی و «رئیسی» نیایند! همین جوان که زیر کولر هم نماز نمی‌خواند، در تابستان داغ ۸۸ به نمازجمعه هاشمی‌رفسنجانی آمد و کف خیابان داغ، به سجده رفت!
این جوان، دعای ربّنای شجریان را در موبایل خود سیو کرده و در مترو و پارک و دانشگاه، با هندزفری به صوت "ملحون و عاشقانه شجریان" گوش‌جان می‌سپارد و با خدایش اُنس می‌گیرد!
🔹 این جوان از "دین جنتی و مصباح و موحدی‌کرمانی و احمد خاتمی" چه خیری دیده که دنبال آنها باشد؟ مردم کفر را بر دین اینها ترجیح می‌دهند.
اگر جوان امروزی هنوز به کلی قید دین را نزده، یکی «صوت ملحون» ربّناست! خدا را با آواز خواندن! عاشقانه "صبر" خواستن!
آن‌وقت جواد لاریجانی به تناسب ایقایی و صوت ملحون ربّنا ایراد می‌گیرد! به این می‌گویند: "افتادن روزی، به دست قوزی!"
🔹 آقایان​! بترسید از روزی که این آخرین رشته‌های الفت و پیوند جوان امروزی با دین پاره شود.
ربّنا، ضامن صبر مردم ماست. خاتمی، ضامن آرامش جوان امروزی است. اینها اگر نباشند، جوان امروزی حوصله نمی‌کند یک روز دیگر بمانید و دین‌فروشی کنید! جوان امروزی را بیشتر از این، از دین دلزده نکنید! که اگر طناب ربّنایش پاره شود، جهنم را برایتان مهیا می‌کند.
🔹 به همان اندازه که جوان‌امروزی به  "لبخند‌خاتمی و ربّنای‌شجریان و مظلومیت محصوران" عشق می‌ورزد، همزمان کینه‌ای از تحجّر شما در دلش دارد که اگر بهانه دستش بدهید، "قوز بزرگی بالای قوزتان" می‌کارد!
با دل‌ و عقل جوان امروزی بازی نکنید! از ما گفتن بود… و ای کاش از شما "شنیدن" باشد!
بابک‌داد
دهم خرداد ۹۶
🔸تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔸تماس:
BabakDad2@gmail.com

۱۳۹۶ خرداد ۸, دوشنبه

چرا بر "حلال‌بودن رأی رئیسی" اصرار می‌کنند؟

 🔷 هدف نهایی این "حلال،حرام" چیست؟! 🔷
اصرار بیش از حد اصولگراها بر حلال بودن رأی ابراهیم رئیسی، آدم را فکری می‌کند که نکند خدای نکرده خبرهایی باشد! پناه بر خدا! راستش این همه اصرارشان، یادآور حکایتی است که از گفتنش شرم دارم.
سربسته می‌گویم‌ اصرار زیادی خانواده عروس بر پاکدامنی او و «حلال‌زادگی طفل»، چندان طبیعی نیست! ای بسا اگر مثل آن ماجرا، کارشان به دادگستری و پزشکی قانونی و آزمایش خون پدر و طفل بکشد، خدای نکرده چیزهایی فاش بشود که به مصلحت‌شان نباشد!
🔹 بزرگواران! شما خیلی با آبرویید، دنبال آدرس «پزشکی قانونی» هم می‌گردید؟ آخر اصرارتان بر «حلال خواندن رأی رئیسی» دیگر چه صیغه‌ای است؟ حرفی نیست. بازشماری آراء به طریق قانونی که دردی ندارد؛ مثل یک «آزمایش خون» است! اهلش هستید؟

اگر آقای موحدی‌کرمانی، تن به «هیأت حقیقت‌یاب مستقل» می‌دهد، اگر احمد خاتمی و ابراهیم رئیسی، تن به تشکیل هیأتی از «آدمهای مستقل» برای بازشماری آراء می‌دهد، چه باک از اینکه رأی ملت دوباره و ده‌باره هم شمارش بشود؟
اتفاقاً بد نیست رسانه‌ها را هم برای ضبط و پخش مستقیم این «آزمایش ژنتیکی» خبر کنند، تا معلوم شود حلال چیست؟ و حرام کدام است؟
اگر با ما باشد، پیشنهاد می‌کنیم یک قدم آن‌ طرف‌تر برویم و آراء انتخابات ۸۸ را هم بازشماری کنیم تا "سیه روی شود هر که در او غش باشد!"

🔹 آخر برادران وقیح! خجالت هم چیز خوبی است! تا کی تقلب؟ تا کی میز و مقام و منصب مفت؟ تا کی با «رانت» شورای نگهبان، خود را منتخب و پیروز انتخابات جا زدن؟ تا کی با ابطال و معدوم کردن صندوق و گذاشتن دسته دسته «رأی‌های تانخورده» در صندوق، انتخاب ملت را سرقت کردن؟ بس‌تان نیست؟
چرا نمی‌خواهید حقیقت را بپذیرید که شما، بالاتر از «ده میلیون» رأی واقعی در بین این مردم ندارید! که تازه اگر «رأی مصادره‌ای پادگان‌ها و زندان‌ها و نهادها و بسیجیان و…» را از آن کم کنیم به زور به ۷ میلیون «رأی واقعی» برسد!

🔹 بروید فکری به حال ترمیم عیوب ساختاری خودتان بکنید که عمری است با «تملق‌گویی رهبر و دخالت جنتی و فشار آن قوه قضائیه فاسد»، گوشه‌ی اندرونی نشسته‌اید و همچون "خواجگان دربار" بر کنیزکان، سالاری کرده‌اید و خودتان هم باورتان شده صدای‌تان مردانه است، پس خبری هست!
حالا انتخاباتی بود و دولت روحانی هم اشتباهی کرد که با شما مدارا کرد و آقای رئیسی را ۱۶ میلیونی اعلام کرد! دیگر پی «حلال» بودنش را نگیرید که ممکن است معلوم شود «ژن اصول‌گرایی» از اصل برای تشکیل نطفه ناکافی بوده و…!

🔹 حقیقت را بپذیرید! انتخاباتی بود و در آن باختید. بروید ساختار و تشکیلات خود را بازبینی کنید. این «درخت عرعر» قرار نیست میوه‌ی انار بدهد. اگر دنبال تجدید ساختار مستهلک خود نروید، در هر انتخابات، با پیشرفت تکنولوژی و آگاهی بیشتر مردم، رأی فعلی شما کم و کمتر هم خواهد شد.
انشاء‌الله با تمرین دموکراسی، اصولگراها دست از "خواجه‌گی دربار"، بردارند و نان مفت خوردن را ترک کنند و مثل یک "مرد میدان" وارد کارزار انتخابات بشوند و نان بازوی خودش را بخورند.

🔹 "داداار و دوودور" راه انداخته‌اید که «رأی ما حلال است، حلال است»! خب، که چه؟! رأی شما حلال، مال روحانی حرام؟ اگر قضیه را کش بدهید به سود خودتان نیست! تکلیف حلال بودنش با یک توک ‌پا رفتن به پزشک قانونی حل می‌شود! چهل سال "وحده وحده، انجز وعده" می‌خوانید و می‌گویید وحدت جهان اسلام! آن وقت رأی مردم خودمان را حلال و حرام می‌کنید که به چه هدفی برسید؟ 
آن یکی هم وسط دعوا، نشسته و هی نرخ «آراء حلال» را بالا می‌برد که ۱۶ میلیون نه و ۱۹ میلیون! رأی روحانی ۲۴ نیست، ۲۱ میلیون! آخر مگر "تالار بورس" است پدرجان که هی اعداد را جابجا می‌کنی؟!
شما اگر دنبال این هستید که "رأی دزدی" را «حلال» بکنید، خب کرده‌اید! اما دیگر این «رأی دزدی حلال!» را بالا نبرید که می‌رویم "پزشکی قانونی" تا معلوم شود مشکل از کیست؟!

🔹 "آخرِ داستان" را همان اول بگویید و پای شرعیات و حلال و حرام را وسط نکشید!
شما با رأی حلال، می‌خواهید یک "دولت سایه یا موازی" درست کنید، و این یعنی اینکه "نتیجه انتخابات" را قبول ندارید! دیگر این بازی‌ها چیست؟
می‌خواهید بروید گوشه‌ی اندرونی دربار و برای خودتان "دولت‌بازی" بکنید. مثل "جمنا" که حزب‌بازی بود و نتیجه‌اش هم شد دو نامزد!
فقط یادتان باشد! خودتان به کسی که نتیجه انتخابات را قبول ندارد، "فتنه‌گر" می‌گویید! و حالا هم بدنبال یک فتنه‌ی حقیقی هستید که با حلال‌حلال کردن، کلیدش را زده‌اید! اما این راهش نیست.
اگر از ما می‌شنوید، بنشینید و دوغتان را بنوشید تا تلخی شکست را بشوید و ببرد! و دنبال قضیه را نگیرید که به سود خودتان نیست.
انتخابات تمام شد!
بابک‌داد
دوشنبه هشتم خرداد ۹۶
🔸 تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔸 تماس با نویسنده:
BabakDad2@gmail.com

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

تحریم‌فعال؛ «نه به رئیسی» است!

🔷 اگر تحریم کنید؛ رئیسی می‌آید!🔷
تحریم‌فعال؛ گاه «قهر با صندوق»؛
و گاه با «دادن رأی سلبی»!
➖ بابک‌داد ➖
شش سال پیش پارادایم "تحریم فعال" را در نوشته‌ها و مصاحبه‌های تلویزیونی مطرح کردم که مورد اقبال قرار گرفت. تحریم فعال چیست؟ پاسخ ساده این است:
«تحریم» یعنی رویکرد منفی ما به سازوکار انتخابات استصوابی در جمهوری اسلامی
و «تحریم فعال» یعنی عملگرایی و هوشمندی در مخالفت!
یعنی بر اساس مقتضیات زمانه، خواه با "روش سلبی" کناره می‌گیریم. و خواه با "روش ایجابی"، فعالانه در عرصه حاضر می‌شویم. امروز نوبت حضور ممانعتی ماست!
تشویق شهروندان به جلوگیری از انتخاب ابراهیم رئیسی، مخالفت عملگرایانه با "نقشه‌های هیأت حاکمه نظام اسلامی" است. برهم زدن نقشه‌های آنها، با تشویق مردم به دادن "رأی به رقیب رئیسی"، تحریم فعال امروزه است!

🔷 اپوزیسیون منفعل نماند! 🔷
آنچه باعث شده تا مردم کمتر گوش به اپوزیسیون بدهند، "انفعال و بی‌برنامگی" آنهاست.
مادامی که در کشور انقلابی نکرده‌اید، و تا وضع همین است، مردم ناگزیرند در هر دوره با "رأی سلبی" خود نگذارند امثال احمدی‌نژاد یا رئیسی دوباره بازگردند! ما حق نداریم آنها را به این دلیل سرزنش کنیم!
متأسفم بگویم با بحث‌های فراوانی که با دوستان در جناح‌های مختلف اپوزیسیون داشته‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که آن بخش از اپوزیسیونی که در «بوق تحریم انتخابات» می‌دمند، غالباً یک "راهکار ایجابی" ندارند.
هرگز نتوانسته‌ام از آنها "راه‌حل عملی" به جز تحریم منفعلانه انتخابات بشنوم! و تحریم، "کار" نیست! "کاری نکردن و انفعال" است! کدام تغییری را سراغ دارید که از روی "کاری نکردن!" رخ داده باشد، که با تحریم انتخابات در ایران هم رخ بدهد؟
البته جای خوشبختی است که بخش خردمند اپوزیسیون، (مانند جبهه ملی؛ در خبر امروز) به رویکردهای​ عملگرایانه می‌پیوندند و از جمله در اطلاعیه آقایان امیرانتظام و… اعلام شده در انتخابات مشارکت می‌کنند.

🔷 افق نگاه اپوزیسیون سنتی! 🔷
بد نیست ببینیم بخش سنتی اپوزیسیون به چه چیزهایی دل خوش کرده‌اند؟ اگر اینها را مرور کنیم، می‌فهمیم چرا بعد از ۳۸ سال، اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته هیچ راهکار عملی برای اقدام و سرنگونی استبداد در ایران ارائه کند!
عمده‌ی​ دلایل و راه‌های اپوزیسیون برای انفعال یا تحریم انتخابات اینهاست:

🔹 اول: دلخوشی به "افزایش نارضایتی و انقلاب"!
می‌گویند اگر مردم در فشار اقتصادی و فقر باشند، خودشان قیام می‌کنند!
برخی هم معتقدند این فشارها از طریق تحریم‌های اقتصادی خارجی بر مردم ایران مؤثرتر است. آنها "پاسخی" ندارند برای مردمی که قربانیان تحریم‌های دارویی و غذایی و… هستند!
می‌گویند مردم باید زیر فشارها، آنقدر خشمگین شوند که به خیابان‌ها بریزند و کار نظام را یکسره کنند! پاسخی هم ندارند که چنان «انقلابی»، که فقرا با شورش کور به تخریب همه‌چیز بپردازند، «ایران را به کدام سمت» خواهد برد؟ آیا انقلابیون، ایران را دودستی به فلان مجری تلویزیونی و یا فلان شخص تحویل می‌دهند؟
فردای انقلاب محرومان، آیا دموکراسی و عقلانیت بر کُرسی حاکمیت می‌نشیند؟ یا انقلابیونی از جنس ۵۷ که با شعار حمایت از مستضعفین، هزاران نفر را حذف کردند و حالا خودشان به کارتل‌های عظیم اقتصادی و مافیاهای ثروت و قدرت تبدیل شده‌اند؟

🔹 دوم: دلخوشی به "گرفتن مشروعیت از نظام"!
می‌گویند با رأی ندادن، مشروعیت را از حکومت می‌گیریم! چگونه؟
آنان نمی‌گویند که آیا تاکنون، حکومتی را سراغ دارند که با تحریم انتخابات، خودش اعتراف کند که: "خب! ما دیگر مشروعیت نداریم! پس می‌رویم!"
آیا استبدادی را سراغ دارید که تسلیم تحریم انتخاباتی شده و از قدرت کناره‌گیری​ کرده باشد؟ آیا دیکتاتورها به تحریم مردم توجهی می‌کنند؟
با تحریم انتخابات، کدام نامزدها به قدرت می‌رسند؟ و آیا تحریم، کمک غیرمستقیم به پیروزی نامزد جناح حاکم نیست؟

🔹 سوم: دلخوشی به "سر‌و‌ته یک کرباس‌اند"!
این قضیه «منطق و برهان» نخ‌نمای تحریم‌کنندگان است!
می‌گویند: آخوند، آخوند است و روحانی و رئیسی هم فرقی ندارند؛ چون سر و ته یک کرباس‌اند!
صادقانه پاسخ نمی‌دهند که آیا پیروزی و قدرت‌گرفتن ابراهیم رئیسی را با دولت حسن روحانی حقیقتاً یکسان می‌دانند؟ آیا جهت‌گیری هر دو اینها، نوع آدمهای اطرافشان، و نگاهی که به مردم دارند، یکی است؟
آیا واقعاً بین دولتی که اسحاق جهانگيری معاون اول آن باشد، با دولتی که سعید مرتضوی یا رحیمی معاون اول باشند، هیچ فرقی نیست؟
این ضرب‌المثل "سر و ته یک کرباس" در دنیای متنوع امروز، دیگر حتی در مورد دو برادر خونی هم مصداق ندارد. فقط یک عبارت پوچ است برای رفع تکلیف! کدام کرباس؟…

♦️ رأی‌مطالبه‌محور و رأی ممانعتی! ♦️
راهکار رأی ممانعتی، از برکشیدن قاضی بی‌سوادی مثل ابراهیم رئیسی ممانعت و جلوگیری می‌کند!
و رأی مطالبه‌محور به روحانی، همواره راه را بر نقد او باز می‌گذارد.
انتخاب هم با مردم است.
بابک‌داد
تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۲, جمعه

چرا "رئیسی نه"؟

♦️سه‌گانه‌ی «چرا نه؟»♦️
➖ بابک‌داد ➖
🔷 چـرا «رئیسی» نه! 🔷
توضیح: در این تریلوژی (سه‌گانه) در سه یادداشت جداگانه، به سه "چرا نه؟ مهم" خواهم پرداخت. هر یادداشت ۳ نکته دارد:
بدون اینکه کینه‌ی شخصی از او داشته باشم، معتقدم رئیسی نباید رئیس‌جمهور شود. چرایش را می‌گویم، تصمیم به آمدن یا نیامدنش با شما، که هم رأی‌‌تان و هم تحریم‌تان؛ هر دو مهم و اثربخش است:
🔲اول: رئیسی «حاکم» است نه «مدیر»!
ابراهیم رئیسی از ۲۰ سالگی که دادستان همزمان کرج و همدان (با فاصله ۳۰۰ کیلومتر) شد، تا بعد که معاون و دادستان تهران شد و حکم اعدام هزاران زندانی را صادر کرد و بعدتر که تا بازرسی‌کل‌کشور و معاون اولی قوه قضائیه ارتقاء یافت، همواره در این چهار دهه یک «حاکم» بوده و نه «مدیر»!
🔹 بین کسی که «حکم» صادر می‌کند، با کسی که باید با نگاهی همه‌جانبه، بدنه یک دولت چند میلیونی را «مدیریت» کند، فرق فراوانی هست.
ریاست جمهوری یک «مدیریت تعاملی» با همراهی بیش از ۱۰ هزار مدیر اجرایی در سراسر کشور است! رئیس‌جمهور باید در هیأت وزیران، چندین شورای عالی و جلسات متعدد، حضور یابد و بتواند با مدیران و کارشناسان «تعامل» کند و تصمیم بگیرد!
🔹 ابراهیم رئیسی، نزدیک دو‌سوم از عمرش را در جایگاه «حکم کردن» بوده، و نه «مدیریت کردن»! این خصلت، برای اینکه یک شاه و حاکم مستبد بشود، مناسب‌تر است تا اینکه بخواهد بر «جمهور- مردم» و صدها دستگاه اجرایی «مدیریت» کند. سالها «حکم صادر کردن» از رئیسی یک حاکم ساخته و این برای رئیس‌جمهور، نه قوّت، که یک ضعف و نقص بزرگ است.

🔲 دوم: رئیسی «صادق» نیست!
رئیسی می‌گوید آمده تا با یقه‌سفیدها که مالیات نمی‌دهند و با فساد برخورد کند! او ۱۰سال "رئیس بازرسی‌کل‌کشور" بوده! همان جایی که "بیشترین امکان و ابزار قانونی" برای برخورد با فساد دولتی جمع شده، اما او هیچ برخورد چشمگیری با فساد نکرده و کارنامه درخشانی ندارد! او چطور در جایگاه ریاست‌جمهوری که هیچ قدرت قضائی ندارد، می‌خواهد کاری را بکند که ۱۰ سال در سازمان بازرسی نکرده؟ این عین «بی‌صداقتی» اوست.

🔹 رئیسی در شعار مبارزه با فساد دروغگو یا ناتوان است! وی سالها "معاون‌اول قوه قضائیه" بوده، و سالها خبر داشته که رئیس قوه «چ"سود بانکی ۶۳ حساب قوه" را به حساب شخصی‌اش واریز می‌کند و «سکوت کرده»! سکوت او یا از سر همراهی مجرمانه بوده، یا بابت ترس از دست دادن موقعیتش! در هر دو حال، بازنده است!
🔹 او صداقت ندارد؛ زیرا سال پیش در نامه‌ای از رهبر خواست «مجموعه آستان قدس رضوی را از مالیات معاف کند». آیا او در شعارش یعنی «برخورد با یقه‌سفیدها» صداقت دارد؟

🔲 سوم: رئیسی «کم‌هوش» است!
باور کنید قصدم توهین نیست. در این چهاردهه، او این شانس را داشته که کمتر در انظار عمومی باشد و این کم‌هوشی هولناکش دیده نشده بود!
به گفتگوی ویژه خبری و حرفهایش در تبلیغات انتخاباتی نگاه کنید! او فردی فوق‌العاده کم‌هوش و ساده‌لوح است که مطمئن نیستم با «خیرخواهی» به عرصه آزمون ملی انتخابات فرستاده شده باشد!
یک سیاستمدار گریزی ندارد از این که «هوشمند» باشد. او حتی در دروغگویی و شعار دادنش هم کم‌هوش است!
مثلاً صاف رفت سراغ «یقه‌سفیدها»، در حالی که هنوز امضای درخواستش برای معافیت مالیاتی خشک نشده و خودش یک "یقه‌سفید نجومی" است!
🔹 در تبلیغات انتخاباتی، هوشمندانه این بود کسی مثل او با زیرکی از کنار عیوبی که دارد، بگذرد. رئیسی کم‌هوش است، چون اتفاقاً بر همین چیزها تأکید زیادی کرد و ندانست که کارنامه‌اش منفی و پیش روی مردم است!
مواردی مثل:
🔹 مبارزه با فساد اداری و یقه‌سفیدها (او حتی اینقدر باهوش نیست که در همین کارزار انتخاباتی، مثلاً نامه‌ای بدهد و آستان قدس رضوی را در دادن مالیات پیشقدم کند!)
🔹 مبارزه با فقر و بیکاری (با ندادن مالیات، او عملاً به توسعه فقر و بیکاری در جامعه کمک می‌کند!)…
و وعده‌های ناممکن او درباره ایجاد ۶ میلیون شغل که نشان می‌دهند عیوب کسی که همواره «حاکم» بوده و علم مدیریت را نمی‌داند، در کجاهاست؟
🔹 سیاستمدار خوب در «لاف زدن» هم که جزئی از کار اوست، تا حد ممکن صادق است! آنجایی بلوف می‌زند که بر اعتبار کشورش اضافه کند. بر غرور ملی مردمش بیافزاید. و خلاصه به جای اینکه ابزار دروغ را در «خدمت پوشاندن فساد خود و نزدیکانش» به کار بگیرد، از بلوف در وقت لازم و برای اهداف مثبت اجتماعی بهره می‌گیرد.
ابراهیم رئیسی در مناظره‌های تلویزیونی با کمال کم‌‌هوشی، به قصد تخریب دولت روحانی، آمارهایی داد که "حکومت ۳۸ ساله" را زیر سئوال برد! قصدش این نبود، اما او بود که از «رسانه ملی» اعلام کرد: «جمهوری‌اسلامی ایران ۱۶ میلیون حاشیه‌نشین و فقیرمطلق دارد!» جمله‌ای که آبروی جمهوری‌اسلامی را زیر سئوال​ برد!!
خلاصه کنم: رئیسی مدیر نیست، دروغگو و کم‌هوش است. احتمالاً همین ۳ دلیل برای "نه گفتن به یک نامزد" کافی باشند!
بابک‌داد
تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

بست‌نشینی احمدی‌نژاد، تقلید قالیباف و سواد «دکتر» رئیسی! (سه یادداشت انتخاباتی)

 
♦️بست‌نشینی احمدی‌نژاد در مشهد!♦️
➖ چرا احمدی‌نژاد به قلمرو رئیسی رفت؟ ➖
فشارها بعد از پا گذاشتن او روی «نهی رهبری» شدت گرفت و در اولین روزهای بعد از ردصلاحیتش، در فضای مجازی زمزمه‌هایی از احتمال بازداشت خانگی محمود احمدی‌نژاد شنیده شد.
🔹 با اوج‌گیری این شایعات، احمدی‌نژاد با انتخابی زیرکانه به مشهد رفت و به قول سایت نزدیک به او «حرم امن» رضوی را به عنوان اولین مقصد خود برگزید. آیا او برای گریز از بازداشت یا حصر، در حرم امام هشتم بست نشسته است؟
🔹 «بست‌نشینی» در اماکن مقدس، سابقه تاریخی حدوداً سیصد ساله دارد. «بَست» به پناهگاه مقدسی گفته می‌شود که فرد مجرم، محکوم و یا «معترض» در آن پناه می‌برد و اصطلاحاً «بست‌نشینی» می‌کند تا به حرمت آن مکان، از مجازات و تعرض حاکمان مصون بماند.
🔹 در مقابل؛ «بست‌شکنی» زمانی رخ می‌دهد که حاکمان، حرمتی برای بست قائل نشوند و محکوم را در محل بست دستگیر کنند.
بست‌نشینی از دوره‌ی صفویه در ایران گسترش یافت و در دوره قاجاریه به اوج خود رسید. اما رضا‌شاه آن را ممنوع کرد.
🔹 در تاریخ جمهوری اسلامی، شاید احمدی‌نژاد نخستین مقام عالیرتبه سابق باشد که چند روزی است «عملاً» در حرم امام هشتم پناه گرفته و به نوعی بست نشسته است.
سایت دولت‌بهار نزدیک به وی، از برخورد خادمان و مأموران حرم انتقاد کرده و کلیپ مداحی مشهور «آمده‌ام، آمدم ای شاه پناهم بده!» را با ترکیب تصاویر گریان احمدی‌نژاد میکس و پخش کرده است.
با تصاویر و کلیپ و ویدئوهایی که در فرهنگ عمومی «پناه گرفتن» و شکایت بردن نزد امام‌رضا تعبیر می‌شود، سایت نزدیک به احمدی‌نژاد به این گمانه دامن زده که رئیس دولت‌های نهم و دهم، به حرم رضوی پناه برده و مورد بدرفتاری خادمان حرم هم قرار گرفته است.
🔹 از طرفی متولی آستان قدس رضوی، در سفرهای انتخاباتی است. در غیاب او، مأمورانش در حرم امام هشتم با در دست داشتن بی‌سیم و ایجاد حلقه‌ای به دور احمدی‌نژاد، «مانع» از تماس زائران با او شده‌اند.
احمدی‌نژاد به «قلمرو» ابراهیم رئیسی رفته و در عکس‌ها و ویدئوهای متعددی، از برخورد خادمان حرم انتقاد کرده است. اینک سئوال این است که هدف او از پناه گرفتن در حرم امام هشتم چیست؟ آیا او «صدای پای برخورد» احتمالی حکومت با خود را تشخیص داده؟ و یا با ورود به محدوده‌ی حکومت ابراهیم رئیسی، قصد دارد برای «نامزد تازه رهبری» که جای او را گرفته، مزاحمت ایجاد کند؟
🔹 به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد با حضور مداوم در این مکان عمومی و مقدس، عملاً از مزایای بست‌نشینی بهره‌برداری​ می‌کند. او می‌خواهد «هزینه برخورد» حکومت با خود را بالا ببرد.
احمدی‌نژاد با تکیه بر محبوبیت مردمی، که با تغییر عکس پروفایل سایت خود به «هوادارانش» آن را به رخ کشیده، درصدد است در جایی باشد که مردم همیشه برای زیارت حضور و تردد دارند. تا اگر قرار شد دستگیرش کنند، با هزینه بالا و واکنش احتمالی مردم، آن را به یک اتفاق پر سروصدا و «جنجالی» تبدیل کند.
او تشنه‌ی توجه است و حالا علاوه بر پناه گرفتن، عطش دیده شدنش را هم سیراب می‌کند. و شاید علاوه بر اینها، به دنبال هدف سومی هم باشد. به زیر سئوال بردن تولیت آستان قدس رضوی و پایین کشیدن نامزد محبوب رهبری! و یا اگر بتواند «گرفتن سهمی» از او»!
بابک‌داد
۶ اردیبهشت ۹۶
نشانی تلگرام:
http://t.me/BabakDad


🔷 یادداشت دوم 🔷
🔷 بی‌سوادی هولناک "دکتر" رئیسی! 🔷
 نگاهی به اولین برنامه انتخاباتی‌اش!
خیال‌تان راحت! اگر انتخابات سالم برگزار شود و کسی در رأی مردم دستی نبرد، «ابراهیم رئیسی» که من در برنامه گفتگوی ویژه خبری دیشب دیدم، به زور بتواند «نفر چهارم» بشود!
🔹 میزان تسلط و دانش او درباره مسائل عادی کشور، آنقدر ضعیف است که باید از عبارت «فقر شدید سواد» استفاده کنم! او سخنانش را با رانت امام رضا و "السلام علیٰ علی‌ابن‌موسی‌الرضا" شروع کرد. بعد حملاتش به مشکلات و فسادها، حتی از «مقالات هفته‌نامه‌های زرد» هم سطحی‌تر بودند.
او با آنکه شعارش را "کرامت" و خود را فقرچشیده معرفی کرد، از ابزار "تطمیع یارانه‌ای!" برای فریب همان فقرا و لگدمال کردن کرامت همانها استفاده تبلیغاتی کرد!
🔹 من خیالم از شکست او در انتخابات ریاست جمهوری راحت است، اما نگران مرحله‌ی بعدی هستم!
نگرانم چنین فرد بی‌مایه و سطحی‌نگری که یک بچه دیکتاتور را "ناشیانه" در زیر عبای خود پنهان کرده، جانشین آیت‌الله خامنه‌ای شود!
🔹 بسته به سطح دانش سیاسی‌مان، از دو دقیقه تا ده دقیقه شنیدن حرفهایش کافی است تا بفهمیم میانگین شخصیتی او پوشالی و با معذرت افتضاح است!
حتی برای مسئولیت فعلی‌اش در بنگاه عظیم مالی آستان قدس رضوی هم، ابراهیم رئیسی فردی است نامناسب. و اگر عقل داشته باشد، بلیط یکسره مشهد را می‌گیرد و تا قلمرواش نصیب دیگری نشده، همان قلمرو پربرکت و حاصلخیز! را حفظ می‌کند که به خدا از سرش زیاد است!
🔹 خدایا! گنجایش شوخی رهبری این را دیگر نداریم! صبرمان را با ولایت ایشان (که نسخه معمّم احمدی‌نژاد است)، تست نکن. و بگذار این روابط حسنه بندگی‌مان با تو خدشه‌دار نشود!
بابک‌داد
هفتم اردیبهشت ۹۶
🔷 یادداشت سوم 🔷
♦️ قالیباف؛ «نظام» را ترساند! ♦️
او یک احمدی‌نژاد دیگر خواهد شد!
محمدباقر قالیباف کپی‌برداری ناشیانه‌ای از مدل حملات احمدی‌نژاد و مظلومیت میرحسین موسوی را در هم میکس کرده و چیز عجیب‌الخلقه و مضحکی از رفتار مناظره‌ای بروز داد! چیزی که ممکن است چند روز کوتاه موج احساسات اطرافیان و «گروه ضربتش» را خوشحال کند. اما در نقاط بالاتر حکومت، درست برعکس این رخ خواهد داد.
🔹 او برای بیت رهبری، خاطره‌ی طلوع و برکشیدن احمدی‌نژاد را زنده کرد! برای آنها با طعم تلخی که همین حالا از «زخم احمدی‌نژاد» در کام دارند، دیدن دوباره‌ی یک کاریکاتور ضعیف از او نه تنها اصلاً خوشایند نیست، بلکه بیشتر باعث هراس آنها از تبدیل شدن این مار به چنان افعی زهرآگین و خطرناکی خواهد شد!
🔹 گفتمانی که به حاکمیت نزدیک است همچنان رئیسی را بر این «بچه دیکتاتور بالقوه» ترجیح می‌دهند. قالیباف همچون احمدی‌نژاد نوع خاصی از وقاحت و بی چشم‌و‌رویی را به نمایش گذاشت که در بیت رهبری خواهان ندارد. آنها همین حالا درگیر آن بچه‌انقلابی سال ۸۴ هستند که از سال ۹۰ «استخوان گلوی رهبر» شد!
🔹 به نظرم قالیباف که امروز سعی کرد تا «خودی» نشان بدهد، باعث دلزدگی و ترس کسانی در هیأت حاکمه شد و از این منطر، بازنده‌ی مناظره بود!
🔹 حملات ناشیانه قالیباف، همچنین باعث شد تا آنچه حاکمیت نمی‌خواست اتفاق بیافتد! با ضدحمله‌های خوب و حرفه‌ای اسحاق جهانگیری، باقر قالیباف باعث شد گفتمان اصلاحات و نام خاتمی و خاطرات سرکوب گازانبری دانشجویان و دستفروشان به اذهان بازگردد و این همان چیزی بود که حکومت نمی‌خواست و قالیباف باعث شد بحثش دوباره زنده شود!
🔹 اگر احمدی‌نژاد در سال ۸۴ توانست با آن «تاکتیک مبارزه با اشرافیت» خودش را جزو آن اکثریت (به قول قالیباف ۹۶ درصدی) بنمایاند و رأی مردم را جمع کند، به علت «شناخت محدود» مردم کشور از او بود که با اینکه به تازگی شهردار تهران شده بود، پشتش پرونده‌ای نبود. به اصطلاح خالی بود. مردم فریب خوردند و گمان کردند آن پرونده‌ی خالی، سفیدی و پاکی پرونده عملکردی اوست! در مورد قالیباف اما «پرونده‌ای گسترده» از اقدامات سیاه و سرکوبگرانه در بین مردم شهری و روستایی وجود دارد.
🔹 در این مورد هم وضع بالقوه‌ی رئیسی بهتر از قالیباف است و شاید اصولگرابان بهتر بتوانند بخاطر دور بودن رئیسی از صحنه عیان سیاست، با چهره‌ای سفید به مردم ارائه‌اش کنند. اما قالیباف ۱۲ سال شهرداری و انواع خاطرات بد و پرونده فساد مالی و زدوبند با آن ۴٪ را دارد و از نظر مردم او شهرداری است که به «همان ۴٪ زالو صفتان» مرتبط‌تر است تا به ۹۶٪ اقشار عمومی مردم.
🔹 در مناظره امروز، قالیباف خود را زیادی به آتش شمع نزدیک کرد و درست وقتی گمان می‌کرد با رقصی زیبا، پروانه‌ی شب اول جشن شده، «بال نازک و شاپرکی» خود را به سوختن داد.
شاید برای همین آنطور که در خبرها آمده، او با اعتراض و عصبانیت از ساختمان صداوسیما خارج شده است! او خود از بازی پراشتباهش باخبر است. اما شاید هنوز نداند که نظام را چه قدر ترسانده و رقص‌مرگ امشبش با شمع، در نهایت چه قدر به زیان او تمام خواهد شد!
بابک‌داد
۸ اردیبهشت ۹۶
نشانی تلگرام:

http://t.me/BabakDad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۸, جمعه

رهنمودهای تازه یک رهبر «نجیب»!

🔷 روحانی با رهبر "اتمام‌حجت" کند! 🔹
➖ بابک‌داد ➖
جنگ آنقدر نابرابر است، که در برابر آن نمی‌توان چیزی نگفت. حتی وقتی که خودت، دهها نقد به دولت حسن روحانی داری، اما می‌بینی رقبای او آنقدر کثیف بازی می‌کنند، با وجود احتمال «انگ»ها؛ ناگزیر می‌شوی برای روشنگری وارد شوی!
🔹 اشهدبالله (شهادتین باید خواند!!) که انتقادم از جناح حاکم، به منزله حمایت از روحانی نیست. انتقادهایم به روحانی را خوانده‌اید. ضمن اینکه روحانی ستاد انتخاباتی دارد و می‌داند چطور از خود دفاع کند!
اما از این زاویه که ما از بیرون مملکت به سال ۹۱ و ۹۲ نگاه می‌کردیم، دنیا پا روی گلوی جمهوری اسلامی گذاشته بود و با توقف فروش نفت، کار نظام تقریباً تمام بود که روحانی آمد و کل نظام و رهبری را از «انهدام» نجات داد!
از این زاویه که ما ناظر اوضاع بودیم، آنها از رهبر و سپاه تا مراجع تقلید و امامان جمعه، ادامه‌ی حکومت و بقای‌شان را مدیون تیم حسن روحانی هستند. و برای همین اپوزیسیون سنتی خارج از کشور، از روحانی‌ها و خاتمی‌ها متنفرترند تا از احمدی‌نژادها!
احمدی‌نژاد در حقیقت «نسخه‌ی نابودی» این حکومت بود؛ اگر ادامه می‌یافت.
🔹 زمستان سال ۹۱ دنیا با شتاب داشت روند "تحریم‌های فلج کننده‌اش" را پیش می‌بُرد. صادرات نفت ممنوع شد و نمایندگان رهبر، دست به دامان «عمان» شدند تا میانجی‌گری کند.
اگر آن سال غیر از روحانی (جلیلی یا مشایی) رئیس‌جمهور شده بود، حالا نظام اسلامی به «خاطرات» پیوسته بود!
🔹 پاداش آن خدمت، و آن مذاکرات سخت که راه نفس این حکومت را باز کرد، چه بوده جز سیل ناسزا و تهمت و ناسپاسی؟
طرفدارش نیستیم، اما انصاف که داریم. چشم که داریم.
پاسخ روحانی و دولتش، از طرف حکومتی که با همّت آنها دارد نفس می‌کشد، این بود که رهبر پراشتباه، دیروز بنشیند و آدرس‌های «یک نامزد خاص» را به مردم بدهد و به روحانی طعنه و کنایه بزند!
خاصیت روح متکبر و خودکامه‌ی رهبر همین است که وقتی از طرف احمدی‌نژاد تحقیر و ذلیل می‌شود، به «ناجی خود» طعنه و ظلم روا می‌دارد! کبر و غرورش او را به قهقرا برده و هنوز هم فرق راه و چاه را نمی‌فهمد. در واقع نمی‌خواهد بفهمد! به خدا که باید او را با چاهش تنها گذاشت!
🔹 حق این است که می‌گذاشتند اینها با همان فرمان تند، به سوی درّه‌ی نیستی می‌راندند و نابود می‌شدند!
صد حیف که ملتی را به گروگان گرفته‌اند و شاید برای حفظ این سرزمین و مردم از نابودی، دلسوزانی پیدا می‌شوند و نازهای حضرت آقا را می‌خرند و صبر ایوب پیشه می‌کنند؛ تا راننده‌ی مست این اتوبوس را «رام» کنند. و مسافرانش (مردم) را، از بلای سقوط در امان نگه دارند.
اشاره‌ام به خون دلی است که از نزدیک شاهد بوده‌ام آن "سید" اخلاق‌مدار می‌خورد و تحمل می‌کرد تا آسیبی به ایران و ایرانیان نرسد. یا شیخ شجاع کروبی و میرحسین موسوی که برای نجات این خلق گروگان از نابودی، خود به «حصر و بند» افتادند.
حالا روحانی که اندکی شبیه به آنهاست، هم دشمنان داخلی دارد. و هم کسانی در اپوزیسیون خارج از او «متنفرند»؛ زیرا این مخالفان به درستی می‌فهمند که او چگونه توانست نظام اسلامی را از «فروپاشی محض» نجات دهد!
🔹 سال ۱۳۷۵ هم وضع شبیه سال ۹۱ بود. به خاطر حکم دادگاه میکونوس و مسائل دیگر، دنیا با جمهوری اسلامی در افتاده بود و در زمستان آن سال، ناگهان تمامی سفیران کشورهای اروپایی و قدرت‌های منطقه‌ای از تهران قهر کردند و رفتند!
فشار بیرونی بر حکومت بالا گرفت، اما خاتمی که با رأی بالا انتخاب شد، نظام از نگاه جهانیان «مشروعیت» یافت و از سقوط نجات پیدا کرد!
کینه‌ی خاتمی در دل مخالفانش، بابت آن حضور نجات‌بخشی است که در سال ۷۶ داشت! حالا ببینید که آن رهبر و نظام با «ناجی» خود چه رفتاری دارند؟
🔹 روحانی هم به صف مغضوبین رهبر خواهد رفت… شاید هرکسی جای او بود، یک بار برای همیشه این راننده‌ی مست را با «جاده و راه و درّه و چاه» تنها می‌گذاشت تا سزای اینهمه بلاهت و اشتباه و خودکامگی‌اش را ببیند.
سعدی درباره‌ی برخورد با این گمراهان کله‌شق و خودکامه می‌گوید:
➖چاه است و راه و دیده‌ی بینا و آفتاب؛
تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش!
➖ چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود؟
بگذار تا بیافتد و بیند سزای خویش!
🔹 شاید کشور با روحانی، مطلوب من نباشد و یا «کُند» جلو برود. او فرد مطلوب من نیست.
اما در شرایط موجود می‌دانم که کشور با انتخاب آن نامزدهای مثلاً انقلابی‌، قطعاً به عقب خواهد رفت. و شاید بیراه نباشد اگر بگوییم این اتوبوس، تازه از سراشیب بیرون آمده. و اگر فقط قدمی به عقب‌تر بردارد، ای بسا در شیب سقوط بیافتد و تا ته درّه برود.
افسوس که گروگان این راننده‌ی مست، این سرزمین و مردم بی‌پناهش هستند. و رهبران مستبد این حکومت، از این نقطه ضعف، چه «بهره‌ها» برده‌اند!
به هر حال معتقدم مردم، بهترین تصمیم را خواهند گرفت.
بابک‌داد
۶ اردیبهشت ۹۶
تلگرام:
https://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲, شنبه

فرضیه مهار دوجانبه!

♦️ درباره یک «احتمال»: مهار ِ دوجانبه! ♦️
این فقط دو روی سکه‌ی یک «احتمال» و «فرضیه» است:
🔹الف: برای جلب نظر گروهA: «ردصلاحیت احمدی‌نژاد» به وسیله «شورای نگهبان»!
🔹ب: برای جلب نظر گروهB: «تأییدصلاحیت» احمدی‌نژاد با «حکم حکومتی رهبری»! (یا انتصاب در یک موقعیت حکومتی)
بیایید این دو گزینه را بررسی کنیم.
نشانه‌های انجام یک بازی پیچیده و جنگ روانی در حال آشکارشدن است. این نوشته، فقط یک «احتمال» است که نشانه‌های گویا و روشنگر آن می‌توانند اینها باشند:
🔹 ۱- عدم واکنش قهرآمیز و منفی تیم احمدی‌نژاد نسبت به خبر ردصلاحیت او! متن نامه مسالمت‌آمیز مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد و چند توییت نرم خود او، «دادن آدرس» به هواداران بود که مرتکب تندی نشوند.
احمدی‌نژاد با نمایش ولایت‌پذیری، وانمود می‌کند مانند «فتنه‌گران!» نیست و از قانون و نظر شورای نگهبان تمکین می‌کند! کانال دولت‌بهار خطاب به رهبر نوشته: «سر خُم می سلامت؛ شکند اگر سبویی!»
این مواضع مسالمت‌جویانه، زمینه‌ی لازم در اصولگرایان مخالف احمدی‌نژاد و همچنین در افکار عمومی را برای مظلوم نمایی او و صدور حکم حکومتی و تأیید صلاحیتش «هموار» خواهند کرد.
اگرچه نظام با این قمار خطرناک، دوباره کلاف احمدی‌نژادها را به دور خود خواهد پیچاند. و معلوم نیست کی از آن رهایی پیدا کند؟

🔹 ۲- بعد از سخنان تند احمدی‌نژاد در اهواز و مواضع منفی اصولگرایان علیه او، نظام به آسانی نمی‌توانست او را تأیید صلاحیت کند! لذا در یک «تقسیم کاری» ابتدا با ردصلاحیت به ظاهر او را تنبیه کردند. و اصولگرایان را از این ردصلاحیت، خوشحال کردند. اما نظام چون قصد رویارویی با یک دشمن داخلی تازه را ندارد و نمی‌خواهد بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد را از خود براند، به زودی فاز دوم طرح مهار دوجانبه را شروع می‌کند! (تأکید می‌شود این یک فرضیه و احتمال است که ای بسا با بیان شدنش، منتفی شود!)
هدف دوم قضیه‌ی «مهار دوجانبه» یعنی حفظ بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد، با تأیید صلاحیت او در دستور کار قرار می‌گیرد. برای این‌ کار، رهبری که از قبل هم بنای عقب‌نشینی مجدد را داشته، با صدور «#حکم_حکومتی»، صلاحیت او یا بقایی را تأیید خواهد کرد.
هرچند اگر چنین شود، آمدن احمدی‌نژاد باعث شکستن رأی قالیباف و رئیسی و «شکست اصولگرایان» خواهد شد و شکاف عمیقی بین اصولگرایان با بیت رهبری ایجاد می‌کند که بعدها آثار عمیق خود را نشان خواهد داد!

🔹 با طرح «مهار دوجانبه» زمینه‌ی جلب «رضایت همزمان» مخالفان اصولگرای احمدی‌نژاد و موافقان او، یکجا فراهم می‌شود. و هر دو گروه از «برآیند» اقدامات به‌ظاهر قانونی شورای نگهبان و حکم رهبری، حداقل «ناراضی» نخواهند بود! نظام در پی یک «نتیجه‌ی برد-برد» از معضلی بنام احمدی‌نژاد است!
🔹 رهبری با این طرح از زیر ضرب فشار «ردصلاحیت یار نظر نزدیک خود» بیرون می‌آید و با یادآوری حکم حکومتی مشابهی که در انتخابات سال ۸۴ به نفع نامزد اصلاح‌طلب (معین) صادر کرده، مورد انتقاد جدی قرار نمی‌گیرد.
اگرچه آقای خامنه‌ای «گریزی» از دهها پرسش درباره زیرپا گذاشتن فرمان نهی او توسط احمدی‌نژاد و سئوالات دیگر نخواهد داشت! و دامنه‌ی پرسشها حالا حالاها وی را رها نخواهد کرد.
🔹 ظرف روزهای اخیر، اصلاح‌طلبان با دفاع از حقوق قانونی احمدی‌نژاد برای نامزدی، اعلام کرده‌اند که ردصلاحیت او که دو دوره رئیس جمهور بوده «قانونی نیست!» و نشانه‌ا‌ی از بی‌بصیرتی شورای نگهبان است و...
این سخنان فارغ از اینکه صادقانه بیان شده‌اند یا نه، «مستمسک مناسبی» برای مداخله و حکم رهبری و تأیید صلاحیت احمدی‌نژاد خواهد بود! سهل است که هر گونه اعتراض بعدی اصلاح‌طلبان، نقیض ادعاهای اخیرشان خواهد بود!
🔹 ممکن است پس از «افشای» این طرح و نقشه‌ی «مهار دوجانبه»، نظام نتواند بخش یا بخش‌هایی از آن (مانند تأییدصلاحیت احمدی‌نژاد) را عملی کند، و بار دیگر به خاطر «بازی‌خوانی» و افشای طراحی‌های مزوّرانه اتاق فکر بیت، دست به فرافکنی بزند. مهم آگاهی مردم از پشت‌پرده اتاق فکر عمروعاص‌های بیت رهبری و هیأت حاکمه است.

🔹شخصاً علاقمند بودم احمدی‌نژاد از بازی حذف نمی‌شد و با رأی قاطع ملت و برای همیشه و «بدون مظلوم‌نمایی»، به تاریخ می‌پیوست! اما پرداختن به این طرح و «احتمال» در این برهه ضروری بود.

🔹 کسی موافق ردصلاحیت احمدی‌نژاد نیست. بحث اینجاست که او متهم است و قبل از رسیدگی به اتهامات سنگینش، اصولاً حق ندارد نامزد احراز پست و مقام دیگری شود.

🔹 حاکمیت باید بداند با طراحی‌های پیچیده و بازی‌های روانی، نمی‌توانند عرصه را از چند جهت برای نامزد موردنظرشان باز و فراهم کنند. و آسان نیست مردم را در تنگنای این جنگهای روانی، ناگزیر به «انتخاب نامزد حکومتی» کنند.

🔹 تأکید می‌شود که این نوشته در حد یک «احتمال» مطرح شده و «داعیه‌ی بیشتری» هم ندارد. به زودی می‌توان درباره میزان درستی تمام یا بخش‌هایی از آن داوری کرد. امید که حیله‌ها را نقش بر آب کند و موجب «افزایش هوشیاری» جامعه شود؛ نه «نگرانی»!
مردم ایران با آگاهی و هوشیاری خویش، «باطل‌السحر» همه‌ی این مکرها و حیله ها را در کف دارند. و تصمیم عقلانی را هم خواهند گرفت.
بابک‌داد
اول اردیبهشت ۹۶
تلگرام:

۱۳۹۶ فروردین ۳۱, پنجشنبه

محاسبه‌های احمدی‌نژاد برای بازگشت!

تک‌تک بررسی کنیم که احمدی‌نژاد برای بازگشت به صحنه سیاسی و پا گذاشتن بر امر ولی‌فقیه، بیشتر از همه روی چه چیزهایی حساب باز کرده است:

🔷 ۱- فراموشی ذهنی ایرانیان:
او روی فراموشی مردم ایران حساب خاصی باز کرده و می‌داند ایرانیان بخاطر مشکلات روزمره حوصله تحقیق درباره گذشته را ندارند و ترجیح می‌دهند گذشته را از ذهن پاک کنند. او سوار بر همین نفرت از گذشته قصد دارد به قدرت بازگردد.
🔷 ۲- زودباوری ایرانیان:
اکثریت مردم ما حرف او را باور کردند وقتی که گفت می‌خواهم به دانشگاه برگردم و معلمی کنم! باور کردند وقتی که گفت نه نامزد می‌شوم و نه از کسی حمایت انتخاباتی می‌کنم.
او همیشه جوری هنرمندانه دروغ می‌گوید که باورش خیلی سخت نباشد! و بعد که از پل گذشت، کار خود را می‌کند.
🔷 ۳- روحیه سازشکارانه محافظه‌کاران:
او ضعف‌های بزرگان جریان اصولگرایی و مراجع محافظه‌کاران را می‌شناسد و به خوبی می‌داند آنها حاضرند باز هم در این «ظرف کثیف غذا بخورند»، اما به مردم نگویند درباره احمدی‌نژاد اشتباه کردیم! او سالها از ضعف‌های آنان سواری گرفته و باز هم می‌تواند بگیرد!
🔷 ۴- نفرت مردم از روحانیان و رهبر:
او از سال ۹۰ که صراحتاً گفت: «ولی فقیه بدون ملت، دست بسته است!» و بعد با قهر ۱۱ روزه و کنایه‌های فراوانش به آقای خامنه‌ای، همیشه سعی کرده بر موج «نفرت مردم از رهبر» سوار شود.
این بار هم با سخنان کنایه‌وارش در اهواز درباره «سلطنت و استکبار آن آقا!» و استقبال مردم از این سخنان، دانست که هنوز می‌تواند از این نفرت عمومی بهره‌برداری کند.
هرچند به وقتش، احمدی‌نژاد ترسوتر از آن است که مقابل رهبری بایستد. او وقتی به ریاست و مقام برسد، «شریک دزد» خواهد شد و «رفاقت قافله» را فراموش می‌کند!
در انتخابات ۹۲ که مشایی را نامزد ریاست جمهوری کرد؛ نظام را تهدید کرد که تا آخر پای او می‌ایستد! اما بعد از رد صلاحیت رفیق و مُراد معنویش، هیچ واکنشی جز تمکین و سکوت نشان نداد. او لاف‌زن بزرگی است که در صحنه‌ی «عمل» چیزی در چنته ندارد!
🔷 ۵- امتیازدهی نظام و رهبری:
احمدی‌نژاد​ با ابزارهایی مانند مدارکی که از تخلفات رهبری و مسئولان عالی دارد؛ می‌خواهد با آنها امتیاز بگیرد. او روی باصطلاح آبروداری و امتیازدهی رهبری (که حتی در مقابل قهر ۱۱ روزه‌اش هم سکوت کرد)، حساب باز کرده است.
🔷 ۶- روحیات «تازه‌جوانان»:
احمدی‌نژاد روحیات سرکش نسل جوان را می‌شناسد. همچنین از نفرت جوانان از سیستم حکومتی و معضلات آنها باخبر است.
سوار بر این روحیه‌ی عاصی، احمدی‌نژاد بر «آتش» سرکشی و لاقیدی و جسارت نسل جوان، «بنزین طغیان» می‌ریزد و خویش را در کسوت منجی آنان عرضه می‌کند.
احمدی‌نژاد شعار «بهار و ایران» را دقیقاً بخاطر تأثیرگذاری بر نسل جوان انتخاب کرده و همچنین با دمیدن در شعارهای ناسیونالیستی، از حس وطن‌پرستی نسل جوان بهره‌برداری خواهد کرد.
هرچند نسل جوان، هوشمندی خاص خود را دارند و به «بهار سیاه» تیم احمدی‌نژاد روی خوش نشان نمی‌دهند!
با این حال، حداقل ۵ میلیون جوان (که بعد از پایان دولت او تا امسال، واجد شرایط رأی دادن شده‌اند) متأسفانه احمدی‌نژاد را به درستی نمی‌شناسند و این رقم جمعیت کمی نیست!
نکته مهم: این جمعیت، هدف انتخاباتی حامیان ابراهیم رئیسی نیز هست!
بعید نیست که جوانان بزرگتر، نسل «تازه‌جوان» را از خطرات پدیده‌ی احمدی‌نژاد و عوارض آن آگاه کنند. اما خطر سوارشدن او بر شور جوانی و روحیه‌ی عصیانگری جوانان، همچنان وجود دارد.
🔷 ۷- استیصال و نیاز اقشار فقیر:
او با شعار «مردم‌فریبانه» یارانه ۲۵۰ هزارتومانی، و با حرفهایی نظیر اینکه «پول ملت، برای ملت» دست روی نقطه ضعف اقشار فقیر می‌گذارد.
احمدی‌نژاد با افسونگری یک شعبده‌باز می‌تواند به اقشار فقیر بقبولاند که پول آنها در جیب دولت است و فقط اوست که می‌تواند این پولها را پس بگیرد و به مردم برگرداند!
فشارهای اقتصادی و عدم اطلاع‌رسانی درست درباره‌ی آنچه دولت احمدی‌نژاد با کشورمان کرده، ممکن است بار دیگر اقشار ضعیف و فقیر را فریفته شعارهای احمدی‌نژاد کند. او روی فقری که خودش در ایجاد و گسترش آن دخالت مستقیم داشته، حساب خاصی باز کرده است.
🔷 ۸- اختلاف بین نیروهای سیاسی:
هنر بزرگ احمدی‌نژاد، روئیدن در «خلاء» است. او سال ۸۴ هم از هرج‌ومرج بین دو جناح و دعوا بین نیروهای سیاسی نهایت بهره‌برداری را کرد و در فاصله‌ی میان آنها، جایی برای خودش باز کرد و خود را به عنوان «نیرویی خارج از حاکمیت» به ملت معرفی کرد و بالا آمد.
در حال حاضر شبیه همان هرج‌ومرج‌های سیاسی بین اصولگرایان رخ داده و احمدی‌نژاد هم با نیم نگاهی به وضعیت آنها و حدسیاتی درباره بیماری رهبر، فضا را برای بازگشت مهیا دیده است.
🔷 ۹- بیماری یا فوت رهبر - خلاء قدرت:
چه چیزی باعث شد روز ثبت‌نام معاون سابقش، احمدی‌نژاد ناگهان شناسنامه‌ی خود را از جیب درآورد و در انتخابات ثبت‌نام​ کند؟
بدون تردید او خبر دارد که بیماری رهبر جمهوری اسلامی به «مرحله بحرانی» رسیده و حالا وضعیت حتی با مهرماه ۹۵ و ایام «منع رهبر» فرق کرده است!
هرچند نباید از تکیه کردن او به فال و رمالی و «پیشگویی» حلقه‌ی نزدیکانش هم غفلت کرد!
احمدی‌نژاد روی خلائی که ممکن است همین هفته‌ها در رأس هرم قدرت نظام ایجاد شود، حساب ویژه‌ای باز کرده. او با ثبت‌نام در انتخابات، به هیأت حاکمه نظام علامت داد که در فردای پس از خامنه‌ای، باید سهم و «جایگاه خاصی» برای او در نظر بگیرند.
🔷 احمدی‌نژاد روی چیزهای دیگری هم حساب کرده... چیزهایی که بعضاً حتی گفتن‌شان هم به مصلحت جامعه نیست و آرامش روانی مردم را بر هم خواهد زد. امیدوار باشیم که او رأی منفی قاطعی از ملت بگیرد و برای همیشه برود!
[بابک‌داد​] ۳۰ فروردین ۹۶

۱۳۹۶ فروردین ۳۰, چهارشنبه

بی‌توجهی رئیسی به «تذکرات رئیسی»!

🔷 درباره تذکرات انتخاباتی ابراهیم رئیسی 🔷
چیزی که تأثیر یک سخن و تذکر را کم یا زیاد می‌کند، «عمل» خود گوینده‌ی​ سخن به آن تذکر است. نمی‌توان تذکر درست «سیگار ممنوع» را از کسی که دارد سیگار می‌کشد، پذیرفت!
🔹 کمپین تبلیغاتی آقای ابراهیم رئیسی از روزها قبل از اعلام نامزدی او، با تبلیغات وسیع #رئیسی_بیا آغاز به کار کرد و روز میلاد امام علی، پوسترهای #رئیسی_آمد و #خدا_رو_شکر در مساجد توزیع شد که همگی برخلاف قوانین موجود انتخاباتی بودند. آن روزها از این آقای رئیسی که تذکر اخلاقی درباره تبلیغات می‌دهد، خبری نبود.
🔹 امروز آقای رئیسی به صداوسیما «به درستی» تذکر داد که بی‌طرفی را در تبلیغ نامزدها مراعات بکند!
باز هم این سخن درست است، اما سئوال اینجاست که در دو‌سه ماه اخیر که صداوسیما یک‌ریز «نمازهای جماعت» به امامت ابراهیم رئیسی را پخش می‌کرد، این آقای طرفدار بی‌طرفی کجا بودند؟!
🔹 باز امروز آقای رئیسی در نامه به رئیس‌جمهور از او خواسته در پوشش کارهای اجرایی و افتتاح پروژه‌ها، کار تبلیغاتی انتخاباتی نکند!
باز هم این سخن درست است. و سئوال اینکه این آقای رئیسی اخلاق‌مدار امروز، آن هفته‌های متوالی که با پول و نذورات امام رضا به سفرهای تبلیغاتی می‌رفت و در روستاها آرد و پول توزیع می‌کرد و با فقرایی که «محصول» ۳۸ سال سوءمدیریت نظام مقدس اسلامی هستند «عکس یادگاری!» می‌انداخت، کجا تشریف داشت تا به قول خود از انجام کارهای اجرایی آستان قدس، «بهره‌برداری انتخاباتی» نکند؟!
🔹 دادن درس اخلاق، آسان است. اما «عمل» به آن درس‌هاست که داوری مردم را درباره مدعیان شکل می‌دهد.
سخنان درست آقای رئیسی درباره رعایت بی‌طرفی صداوسیما در تبلیغ نامزدها و عدم بهره‌برداری نامزدها از انجام وظایف خود، همچنان «منطقاً صحیح» است. اما در مورد خود گوینده‌اش صدق نمی‌کند! و این وارونگی در عمل با گفتار، نشانه‌ای از «ریاکاری» است!
بابک‌داد
۲۹ فروردین ۹۶
(مطالب روزانه را در تلگرام دنبال کنید)
تلگرام:
http://t.me/BabakDad