ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

افشاي يك جنايت كثيف!

افشاي يك جنايت كثيف!

«ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!»

در هفته اول مردادماه، سي و چند روز بعد از كوچ اجباري از خانه و اختفاء و زندگي مخفي، پسرم دچار «گوش درد» شديدي شد و نيمه هاي شب، مجبور شدم او را به درمانگاه شهرستاني كه آن روزها در يكي از خانه هاي آن مخفي شده بوديم ببرم.

داخل درمانگاه، پيرمرد رنجوري را ديدم كه زير دستان پسرك نوجوانش را گرفته و نرم نرمك او را از درمانگاه بيرون مي آورد. كمكش كردم. پسرش نمي توانست راه برود و خودش هم جاني نداشت كوله اش كند. من زير بغلش را گرفتم و تقريبا" از زمين بلندش كردم و با خودم كشاندم. چند تاكسي ايستاده بودند اما رقمهايي گفتند كه لابد براي پيرمرد زياد بود و داشت پا به پا ميشد. خواستم پولي به او بدهم اما ديدم پسرم از داروخانه درمانگاه بيرون آمد و داروهايش را كه خريده بود، نشانم داد كه يعني برويم. دكتر به او گفته بود گوشش عفوني شده و با آنتي بيوتيك خوب مي شود و چيز خطرناكي نيست.

به پيرمرد گفتم خودم ميرسونم تون. او و پسرش را نشاندم صندلي عقب و راه افتاديم به سمت حومه جنوبي شهرستان. آرام با اشاره دستش مسير را نشانم مي داد. خيابانها خلوت بود و تند مي راندم. پسرش 17 يا هجده ساله به نظر مي رسيد. گفتم:« اسمت چيه جوون؟» پدرش زير لب جواب داد:«مهدي!» بعد انگار با خودش گفت:«يا مهدي صاحب الزمان! خودت تقاصشو بگير!» گفتم:«ايشالا چيزيش نيست! مهدي جان! تو بايد مقاوم باشي! چيه مثه پيرمردا شدي؟ محكم باش!» گفتم:« تصادف بوده؟ لابد با موتوري چيزي شيطنت كردي ها!» و لبخندي زدم تا فضا عوض شود. اما مثل اينكه همان شوخي من، يك چيز تلخ را در اين پدر و پسر زنده كرد. از توي آينه نگاهشان كردم. ديدم پيرمرد اشك مي ريزد و پسرش به هم ريخته! برگشتم به پسرم نگاهي كردم. او هم تلاشش را كرد تا فضا را عوض كند، برگشت و از «مهدي» پرسيد:« چندسالته مهدي؟ پيش هستي (پيش دانشگاهي) يا سّوم؟» پسرك باز جوابي نداد. در سكوتي سنگين رسيديم به خانه آنها. وقتي پيرمرد خواست پسرش را از ماشين پياده كند، زير لب چيزي گفت كه بدنم را لرزاند. به لهجه محلي گفت. چيزي شبيه اينكه «چه خبر از دل من داري يا مهدي»!؟

تا در خانه كمكشان كردم و ناله هاي ريز «مهدي» زير گوشم بود. گفتم نگفتي چش شده؟ تصادف كرده؟ عمل كرده؟ چي شده؟ پيرمرد اشك مي ريخت! فقط آه مي كشيد و زير لب نفرين مي كرد.كنجكاو شدم بدانم.

پسرم را بردم و گذاشتم خانه پيش خانواده مان و دوباره راه افتادم سراغ خانه پدر «مهدي»! به پيرمرد گفته بودم مي روم و بعد مي آيم و او هم مخالفتي نكرده بود. خواستم برايش مرهمي باشم. مي توانستم اقلا" گوش خوبي براي شنيدن حرفهايش باشم. از گفتگو با مردم شهرهايي كه سفر مي كنم، خيلي چيزها ياد گرفته ام. تلخ يا شيرين، فرقي ندارد. هر كجاي اين سرزمين، شيريني آشنايي با مردم و تلخي ستمي كه هر كدام به نوعي مي كشند، برايم سرشارند از تجربه ها. گاهي چيزي كه مي نويسم، حرف كسي است كه در همدان برايم گفته، يا درددل كسي است در شمال يا اصفهان. خيلي از اينها ديگر حرفهاي شخص من نيستند.حرفها و دردهاي مردماني است كه اينجا و آنجا مي بينم. مردمي كه سهراب سپهري آرزو كرده بود«كاشكي اين مردم، دانه هاي دلشان پيدا بود!» و بلافاصله دريافته بود كه اگر بتواند دانه هاي دل خونين مردم را مانند دانه هاي انار ببيند، شايد تحملش آسان نباشد: «مي پرد در چشمم آب انار!» اين روزها، دانه هاي دل مردمان بسياري را ديده ام، كه سرخ بوده اند و خونين! و «غم»، در دانه هاي دل خونين خيلي از آنها پيداست! شايد براي همين است كه من و پيرمرد، زود جور شديم و او سفره دلش را برايم باز كرد. تو گويي همديگر را سالهاست مي شناسيم.

وقتي رسيدم، خواهر بزرگ «مهدي» در را باز كرد. نمي دانم چرا مرا «آقاي دكتر!» صدا كرد. ديگر اين كلمه از زبانش نيفتاد. من هم مخالفتي نكردم. «عاقله زني» حدودا" 46 ساله بود كه غمي بزرگ در چشمهايش بود. فقط او و مهدي و پدر پيرشان در خانه بودند. چند سالي بود كه مادرشان مرحوم شده بود و مهدي از كودكي، مادر نداشت و اين خواهر دلسوز، برايش مادريها كرده بود. اينكه از كجا شروع كرديم به صحبت و چطور بحث را كشاندم به مريضي «مهدي» و چطور پيرمرد اعتماد كرد سفره دلش را برايم پهن كند، طولاني است. بماند.

بحثهاي حاشيه اي را حذف مي كنم و سرگذشت دردناك پسر 18 ساله اي را مي گويم كه حالا رنج عفونت روده و آسيب جدي مقعد امانش را بريده و افسردگي شديدي دارد و بخصوص خطر بيماري مهلك ايدز هم تهديدش مي كند. بدتر از همه اينكه، از علت اين بيماري و اين جراحتها، حتي خجالت مي كشند به فاميل خود هم حرفي بزنند. اما گشودن عقده دل براي يك مرد غريبه، حداقل اين خوبي را دارد كه دل آدمي را سبك مي كند. پايد پيرمرد به همين دليل، حرفهاي دلمه شده روي دلش را با من گفت و كمي سبك شد.

***

مهدي پارسال با پسر دائي اش به تهران رفت تا كار پيدا كند. چندجايي كارگري كردند و بالاخره در يك پيتزافروشي در خيابان آزادي كاري پيدا كردند و شبها همانجا مي خوابيدند. مهدي درسش را نتوانسته بود ادامه بدهد. عكس خندان او روي طاقچه، زمين تا آسمان با اين پسرك پژمرده و زرد و افسرده حال فرق داشت. در عكس زيبا و خندان بود، با چشماني براق و حالا پيرمردي شده بود كه فقط موهايش سفيد نشده باشد؛ فرتوت و پژمرده.

مهدي روز 25 خرداد به دستور صاحب پيتزافروشي، از عصر مغازه را تعطيل مي كند و از پشت شيشه ها بيرون (راهپيمايي سكوت 25 خرداد) را نگاه مي كند. يك پارچه سبز هم به مچش بسته بود و مهندس موسوي را دوست مي داشت. پسر دائيش گفته او مغازه را سپرد و رفت توي پياده رو و كم كم با موج مردم راه افتاد و دور شد. از آن به بعد پسر دائي، خبري از مهدي نداشت تا بعد از 23 روز سرگرداني پدر مهدي در كلانتريها و دادگاهها، به قول خودش:«يه تيكه گوشت كبود و مريض به ما تحويل دادن و گفتن اين پسرت! زود برگردونش شهرستان وگرنه ...» تهديدش كرده بودند هيچ چيزي از زنداني شدن پسرش و «چيزهاي ديگر!» به كسي نگويد و آن پيرمرد بدبخت هم نگفته بود و حالا هم داشت براي اولين بار، با من درددل مي كرد چون «بالاتر از سياهي هم مگه رنگي هست؟»

مهدي روز اول، تب داشت و هذيان مي گفت. با ديدن خون فراوان در ادرار و مدفوعش، دكتر درمانگاه برايش چند آزمايش نوشت و معاينه هاي دقيق تري كرده بود. بعد از اينكه دكتر معالج،«يواشكي» به پدر مهدي هشدار داده بود كه « طبق آزمايشهايي كه كرديم، پسرت را يك يا چند مرد، با زور مورد تجاوز جنسي قرار داده اند!» پيرمرد از حال رفته بود. «پارگي شديد مقعد» بعد از بارها تجاوز و خونريزي، مقعد و روده هاي او را دچار عفونت شديد كرده بود و بر اساس اين ظواهر مشكوك، دكتر درمانگاه مي خواست «مقامات قانوني» و كلانتري را در جريان «احتمال يك جرم» مثل زورگيري و تجاوز به عنف قرار بدهد كه پيرمرد، ماجراي «زنداني بودن پسرش» را گفته بود و كاغذ آزادي پسرش را نشان دكتر داده بود. دكتر شوكه شده بود و پيرمرد گفته بود ديگر از مقامات قانوني و پليس و مأمور مي ترسد و پسرش بدتر از او شده:« وقتي داشتيم از درمانگاه مي رفتيم، هنوز رنگ صورت آقاي دكتر، مثل گچ سفيد شده بود! فهميده بود همين مأموراي قانون(!)، اين بلاها رو سر مهدي آوردن!»

مهدي از اتفاقات روزهاي زندانش، خيلي كم حرف زده بود. چندباري هم كه مي خواست براي پدرش شرح روزهاي زندانش را بگويد، از شدت هق هق از حال رفته بود و حرفهايش ناتمام مانده بود. ظاهرا" بعد از پايان راپيمايي، در درگيري هاي خيابان آزادي، مهدي در ميان جمعي از معترضان و بسيجيان قرار مي گيرد و هول مي كند. چندين باتوم مي خورد و تا به خودش مي آيد، بدست چند بسيجي مي افتد و حسابي كتكش مي زنند. بعد او و عده اي جوان ديگر را سوار ماشيني كرده و به جايي برده اند كه بر اساس مشخصاتي كه گفته بود بايد «كمپ كهريزك» بوده باشد. چيزهايي كه از سوله ها و قفسه هاي فلزي و ... كفته بود، كساني به پدرش گفته بودند :كمپ كهريزك» بوده. آنجا تعداد بسياري از دستگيرشدگان را در قفسه هاي فلزي زنداني كرده بودند و خوراك روزانه زندانيان، كتك و كابل و آويزان كردن از پاها و شكنجه هاي ديگر بود. فرداي دستگيري، يك مأمور مي آيد و مهدي و يك پسر ديگر را با كتك بيرون مي برد. جلوي بقيه زندانيان فرياد مي زده:«همتونو مثل اينا مي بريم و مي...نيم!» مهدي صداي يك مرد ديگر را شنيده كه گفته: « ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!» مهدي را به اتاقكي بردند كه در فقره اول، مورد تجاوز يك مأمور قوي هيكل قرار گرفته و در حين تجاوز، از هوش رفته. بعد دوباره و دوباره. در همان روز، بيشتر از چهار مرتبه او را مورد تجاوز قرار داده بودند و خونريزي او، چنان شديد بوده كه به سلول فلزي و داغي منتقلش مي كنند كه كوچكتر بوده و به غير از «مهدي»، سه چهار پسر جوان ديگر با جراحتهاي شبيه به او در آن زنداني بوده اند. مهدي گفته «كف سلول پر از خون و پر از مگس و بوي تعفن بوده! و يكي از بچه ها انگاري از ديشب مرده بود و مأمورها نفهميده بودند!»

مهدي و چندين جوان ديگر، در طول حدود دو هفته در كمپ كهريزك، براي «آدم شدن!» و «ادب شدن!» بارها مورد تجاوز مأموران قرار گرفته بودند و در نهايت او را به بيمارستاني كه نامش را نمي داند، منتقل كردند. بعد از شتسشو و بخيه پارگي مقعد، او را بدون بستري در بخش، به زندان ناشناخته ديگري در داخل شهر تهران برده اند و بعد از حدود هفت روز گرسنگي و باتوم روزانه(!)، بالاخره او را به قيد ضمانت كتبي مبني بر «اقرار به خوش رفتاري مأموران زندان!» و تعهد به «عدم شركت در هرگونه تجمع و راهپيمايي ضد نظام!»، به پدرش تحويل دادند.

پدر بيچاره بي آنكه از واقعيت جراحتهاي مهدي خبردار باشد، پيكر نيمه جان پسرش را با اتوبوس به شهرستان محل زندگيشان منتقل مي كند و بعد از يك روز، با معاينه دكتر درمانگاه، متوجه اصل جنايتها مي شود.

حالا مهدي افسرده و با نگاهي بي روح و خيره به نقش و نگارهاي قالي، در بسترش خوابيده بود. آن عكس كجا؟ و اين چهره زرد و تكيده كجا؟ خواهرش گوشه اتاق نشسته بود و زير چادرش ضجه ميزد و نفرين مي كرد. آقاي خامنه اي و احمدي نژاد را نفرين مي كرد. چنان پر سوز نفرين مي كرد كه من از نفرين هايش ترسيدم و بر خود لرزيدم و مو بر بدنم راست شد.

آن روز گمانم اول ماه شعبان بود. پدر مهدي زير لب ذكر «يامهدي» مي خواند و دعا مي كرد تا نيمه شعبان، روز ولادت حضرت مهدي، مسئولان نظام تقاص اين ظلم و اين جنايت كثيف را پس بدهند. نمي دانم آن عدالت گستر جهان،«مهدي موعود عج» چه نگاهي به ستمكاري و جنايات نايب خودخوانده اش دارد؟ آيا آن «مهدي» به چشمان بيروح و بدن مجروح اين «مهدي» نگاهي كرده؟ و اگر نگاهش كرده، چه حالي پيدا كرده است آن امام غايب؟

وقتي از خانه پدر «مهدي» بيرون آمدم، ساعت حدود چهار صبح بود. با پيرمرد كلي رفيق شده بودم. اما هرچه اصرار كرد نماندم. دلم گرفته بود و بايد مي زدم بيرون. نفسم در نمي آمد. گمانم يك جاي مسير را اشتباهي رفتم و رسيدم به يك گندمزار. نمي دانم برق رفته بود يا آنجا آنقدر تاريك بود كه هيچ نشاني براي يافتن مسير به چشمم نمي خورد. «شبي تاريك و...» جاده را برگشتم. باز تاريكي بود. ايستادم. به آسمان نگاه كردم. بدنبال يك «كوكب هدايت» در آسمان شب چشم مي دواندم. چرا اين سرزمين، از سياهي ستم و ظلم، چنين تاريك شده؟ چرا نوري از هدايت نمي آيد؟ ما به جبران كدامين اشتباه، اسير اين سياهي شده ايم؟ كجاي مسيرمان را اشتباه رفته ايم؟ سرم را گذاشتم روي فرمان و گريستم.

قبل از رفتن، با تلفن همراهم، از «مهدي» چند عكس گرفتم. از پرونده پزشكي اش، از برگه آزاديش. به اين بهانه كه يك آشنا دارم براي رسيدگي! و قول شرف دادم براي حفظ جان مهدي و خانواده اش، عكسها را به «مقامات مسئول!» نشان ندهم. ببينيد ظلم تا كجاست كه مردم از همين «مقامات مسئول» مي ترسند و اين خانواده زخم خورده، مثل عزرائيل از مأموران نايب امام زمان وحشت دارند! «مهدي» هنوز جلوي نظرم است؛ با همان چشمان بيروحش و زندگي اش كه «نابود» شده و صدها تن مانند او كه شايد داستانشان، در دلهايشان مدفون و مكتوم است و راز خود را با هيچكس نخواهند گفت، از ترس آبرو يا تهديد مقامات مسئول!اين عكسها را براي ارائه به دادگاهي نگه مي دارم كه مطمئن هستم به زودي براي محاكمه سران نظام ضداسلامي و جنايتكاران ضدبشري تشكيل مي شود. مي گويم مطمئنم!

اگر مي پرسيد چرا چنين مطمئن هستم؟ خودم هم نمي دانم چرا؟ فقط مي دانم اركان بارگاه الهي، بيش از اين نمي تواند در مقابل نفرين جانگداز پدر و خواهر رنجديده «مهدي» و آه خود او تاب بياورند. آن ضجه هايي را كه من شنيدم و هنوز مرا هم مي لرزاند، خيلي زودتر از اينها صبر خدا را لبريز مي كنند و با «همت مردم»، بساط ظلم اين نظام فاسد در هم خواهد پيچيد. اطمينان من، از تاثير سوز آن ضجه هاست!

۲۷۱ نظر:

‏1 – 200 از 271   ‏جدیدتر›   ‏جدیدترین»
ناشناس گفت...

با وجود تنفر شدیدی که از جمهوری اسلامی و خامنه‌ای دارم، چنین جنایتی را غیر ممکن میدانستم. اگر بجای شما کس دیگری نوشته بود، باور نمیکردم و حال با تمام وجودم ابتدا آرزوی سلامتی‌, سرفرازی و پیروزی مهدی را دارم و آرزوی سرنگونی این جنایتکاران و گرفتن حق این ستمدیدگان. من برای مهدی دعا می‌کنم. به او و خانواده‌اش سلام برسانید. راستی‌ ما که هستیم که این جنایت در سرزمینمان امکانپذیر است؟

ماندانا گفت...

با وجود تنفر شدیدی که از جمهوری اسلامی و خامنه‌ای دارم، چنین جنایتی را غیر ممکن میدانستم. اگر بجای شما کس دیگری نوشته بود، باور نمیکردم و حال با تمام وجودم ابتدا آرزوی سلامتی‌, سرفرازی و پیروزی مهدی را دارم و آرزوی سرنگونی این جنایتکاران و گرفتن حق این ستمدیدگان. من برای مهدی دعا می‌کنم. به او و خانواده‌اش سلام برسانید. راستی‌ ما که هستیم که این جنایت در سرزمینمان امکانپذیر است؟

یوسف از اردبیل گفت...

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی ، امر تازه ای نیست . قبلا نیز وجود داشته و هر موقع از آن سخن می گفتند ، مردم باور نمی کردند . مگر در جمهوری اسلامی که بر اساس دین اسلام ومذهب شیعه شکل گرفته ، چنین جنایاتی را می توان متصور شد . مگر در حکومت ولایت فقیه که نایب امام زمان و پیرو ولایت حیدر است می توان چنین اعمالی را از ماموران منتسب به آن باور کرد . ولی این واقعیت را قبول کرد که در همین ولایت فقیه این جنایات وحشیانه وحیوانی صورت گرفته است . وقتی که فقهایی مانند مصباح یزدی این گونه اعمال را توجیه می کنند ، برای مامورانی که اینگونه جنایات را اجرا می کنند ، این اعمال پلی است برای رساندن آنها به بهشت . زیرا شکنجه و کشتن مخالفان ، چیزی نیست جز خدمت به اسلام و نایب امام زمان . آقای داد شما هم می دانید که در قوانین اسلام ، مرگ و زندگی برده در اختیار صاحب و ارباب اوست ، حال حکومت ولی فقیه مخالفان خود را نیز شامل این قانون دانسته آنها را جزو محاربان ، مقسدان فی الارض و مرتدان می داند و خود را مختار می داند که با هر نوع اندیشه ای غیر از تفکر متحجر خود به نحو دلخواه والبته وحشیانه بر خورد کند .

ناشناس گفت...

خسته نباشی ای آزاده مرد!
هر شب هر طور شده وبلاگ فیلتر شده ات را باز می کنم و مقاله ی جدیدت را برای آشنایان میفرستم و برخی را هم در وبلاگم می گذارم.هرگاه که مطلب جدیدی در وبلاگت نمی بینم به شدت نگران و مغموم میشوم و با خود می گویم مبادا این جرثومگان فساد تو را یافته باشند.از پروردگار متعال برایت صبر و شکیبایی و پیروزی خواستارم.از مردم می خواهم این روزها تا آن جا که می توانند از برگزاری مجالس شادمانی حذر کنند و به خون شهیدان این جنبش که به خاطر کشورشان جان باختند احترام بگذارندو محافل شادمانی را تحریم نمایند یا آن را بدل به مجالس پرده دری و تبلیغ علیه این رژیم ددمنش کنند.پیروز باشی!

ناشناس گفت...

می دونم که تخیلی نبود. نمی تونستم بخونمش. چون می دونستم راستشه. وحشت کردم از خوندن چند سطرش. من اصلا بعید نمی دونم از این جماعت که دست به چنین کارهایی بزنن. در مذهب اونها هرکاری برای رسیدن به هدفشون جایزه و خداپسندانه. کافی است که یک انگ کافر به کسی بزنن بعد هر کاری که بخوان می تونن باهاش بکنن. احادیث و روایات ما پراز این ماجراهاست. در این مذهب انگار خبری از عطوفت در شرایط بحرانی نیست این مذهب هر روز خون بیشتری طلب می کنه. مسلمانم اما خجالت می کشم از دینم از رهبرانش از دولتش از دادگاهش از این همه خشک مغزی واقعا خجالت می کشم که بگم مسلمانم اما چه کنم که مسلمانم

ناشناس گفت...

چگونه می توان شومترین روزگار این سرزمین را دید واسیر این شر و سیاهی نشد..چگونه میتوان تنها به اسم عدالت با این کارگزاران دوزخی برخورد کرد ...مرگ برای اینان جشنی بزرگ است..بابک عزیز ..شک ندارم که تمام این مترسکان شر از ریز و درشت تقاصی سهمگین تر از انچه در دهشتناک ترین کابوسهایشان می بینند در انتظارشان است..مادران این سرزمین در کنار فرزندانشان جنگجویان نور هستند.این شیاطین در حقارت تاریخیشان ذوب خواهند شد همچون ذوب در ولایت فقیه عظیم الشرشان.

احسان گفت...

It saddens me to read all that has gone on in my country.
It brings shame on all of us.
I'm speechless.
Who is this "AN", where has he come from, and what does he want from our people? I, like you, have put all my faith in God. I am comforted by that fact that such cruelty and utter disrespect for human lives will not go unpunished.
Even though it pains me to think about all the hopes we had set on the elections, and for the prosperous years our country and youth could have, I look forward to the day when the perpetrators of all this injustice and evil will be brought before the law and be sentenced for their inhumane acts.

How naiive we were to think we could hope to have a candidate win based on his economic, domestic and foreign policy viewpoints.

Never has this been more true or more fitting...
اندکی صبر سحر نزدیک است...
My thoughts are with you, and the family of the young man

Amir گفت...

من هم مطمئن هستم.

ناشناس گفت...

با سلام. ممنون از مطلب تاثیر گذارتون. خدا خیرتون بده که مرهمی بودید بر دردهای آن خانواده. امیدوارم این جنایتکاران هرچه زودتر تقاص پس بدهند، قبل از آنکه از آبروی اسلام چیزی باقی نماند

Farzaneh گفت...

aghaye Dad,
Omidvaram be salaamat az tamaame in sakhti haa oboor konin . ettefaaghi naboode ke khoda Mehdi va khaanevadash ro sare raahetoon gozaashte,. pirooz baashin. va bargharaar.

ناشناس گفت...

man in gozaresh dorogh shoma ra ghabol nadaram
ghabol mikonam tajavoz shode vali in dastan sarayi shoma be dard laye jerz devar mikhore!

کاریا گفت...

در میان حیوانات وحشی این عمل شنیع تاکنون مشاهده نشده است. ببینیدعمق فجایع حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی تا چه حد است.

ناشناس گفت...

حالا اینقدر سر یک موضوع راست و واقعی دروغ ببندید و با انواع داستانها خیال پردازی کنید که قضیه رو دیگه هیچ کس باور نکنه و لوث بشه.

آنتی محمود گفت...

بابک عزیز
من خیلی نگرانت هستم
تو رو خدا عکستو از تو وبلاگت پاک کن
ممنون

ناشناس گفت...

lanat be zolm

ناشناس گفت...

نمي توانم جلوي گريه ام را بگيرم خدا کجاست؟

ناشناس گفت...

بقدری از خواندن این مطلب متاثر شدم که اصلا نمی توانم چیزی بنویسم فقط می توانم بگویم که خداوند بزرک ومهربان از ظلم احدی نمی گذرد.

Negar گفت...

تمام بدنم لرزید تا این مطلب را خواندم!!!وای بر ما.وای....

هنوز می‌‌لرزم......

Negar گفت...

تمام بدنم لرزید تا این مطلب را خواندم!!!وای بر ما.وای....

هنوز می‌‌لرزم......

ناشناس گفت...

وحشتناكه ! خداي من !

ناشناس گفت...

اینقدر منزجر کننده است که باور کردنی نیست

ولی این چند مدت چیزای باور نکردنی زیادی واقعی از آب در اومدن!!!

ناشناس گفت...

بابک جان اگرچه همه مااز جنایت ج.ا. آگاهیم اما خاندن چنین سرگزشتی چنان آدمی را آشفته میکنه که نمیشه گفت چیه اما هرچی هست از ناتوانی از مجازات مجرمان و همدردی و کمک به قربانیان است. دستت درد نکنه که دستکم مدرکی نگهداری میکنی که بزودی بکارمان خاهد آمد.
با سپاس و آرزوی سرنگونی هر چه زودتر رژیم پلید اسلامی.
مهرداد

ناشناس گفت...

aya in raa khdeh shomaa didid? in daastaan az zabaane che kasi hast?
referencer laazem daareh har neveshteyee..

ناشناس گفت...

حالا فمیدید : دین افیون توده ها یعنی چی؟؟؟
باز بگین خدا، پیغمبر، امام
اینها با حکم همین خدا و پیغمبر به مردم تجاوز می کنن

ناشناس گفت...

مطمئن باشيد اينها تقاصش ميدن

sjhvi گفت...

kash in esm nayeb emma zamanoo nadashtan...kash enghadr ba din aghideh mardoom bazi nemi kardan

ناشناس گفت...

MOHEM-MOHEM-MOHEM-MOHEM
------------------------
lotfan baraye in ke mahalle ekhtefaaye shomaa ro peyda nakonan, tarikhe dastgiri va mahale kaare un pesar ro hazf konid. mitunin ino be zabune digeyi begin, vali joz'eeyate ziyaad, baratun darde sar ijad mikoneh.

mercy az in ke in daastaan ra share kardin

ناشناس گفت...

با سلام
خسته نباشید. این گزارشها واقعا تکان دهنده است اگر چه جنایت های این نظام چیز تازه ای نیست. تفاوت در این است که حالا این جنایت ها فاش می شود و مردم برعکس سال 60-67 -
این افشاگریها را باور می کنند.
پایدار باشید
http://khialeteshne.blogspot.com

minasokhan گفت...

برای بابک عزیز آرزوی روزهای سبز آزادی را داریم.تا ترس و جهل هست ابوجهل حاکم است.مرگ عزیز از دست رفته ی همه ی ما داغدارمان کرد.سیف الله بزرگ روزی منتظر ما خواهد بود.آنروز را به شادی انتظار میکشیم.برای تو وعزیزانت آرزوی سلامتی میکنیم.خواننده کلام دانشورت میمانیم. مینا
http://i25.tinypic.com/28qu8hw.jpg

ناشناس گفت...

بسیار اتفاق ناراحت کننده ای بود و هزار آفرین به بیان گیرای شما.

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم. من هم مطمین هستم که این ناله ها ما را به پیروزی رهنمون خواهد ساخت.

ناشناس گفت...

آقاي داد خيلي تكان دهنده بود
ميدوني كجا رو اشتباه كرديم يا كرديد؟

همون وقت كه به جمهوري اسلامي آري گفتيد

همون وقت كه احزاب رو از بين برديد

همون وقت كه به خفقان مهر تائيد زديد

همون وقت كه در مورد كشتارهاي اول انقلاب و دهه شصت اعتراض نكرديد
همون وقت كه هنوز هم اسم مهدي و اسلام

رو مياريد مگه نميدونستيد حكومت ديني

همينه؟اينا چيز تازه يي نيستند اين رژيم از اول كارش همين بوده.مرگ بر استبداد زنده باد آزادي زنده باد دموكراسي

minasokhan گفت...

خواننده کلام دانشورت میمانیم. مینا
http://i25.tinypic.com/28qu8hw.jpg

ناشناس گفت...

آقاي داد خيلي تكان دهنده بود
ميدوني كجا رو اشتباه كرديم يا كرديد؟

همون وقت كه به جمهوري اسلامي آري گفتيد

همون وقت كه احزاب رو از بين برديد

همون وقت كه به خفقان مهر تائيد زديد

همون وقت كه در مورد كشتارهاي اول انقلاب و دهه شصت اعتراض نكرديد
همون وقت كه هنوز هم اسم مهدي و اسلام

رو مياريد مگه نميدونستيد حكومت ديني

همينه؟اينا چيز تازه يي نيستند اين رژيم از اول كارش همين بوده.مرگ بر استبداد زنده باد آزادي زنده باد دموكراسي

غریبه در غربت گفت...

چه بگویم؟ چه می توانم بگویم...
مهدی یا هر انسان موعود دیگری برای نجات ما کاری نمی تواند بکند، اگر خود نخواهیم..

نیما گفت...

دست شما درد نکند .بامید دادگاه این جنایتکاران

sohrab erabi گفت...

vaghean motoasser shodam va ashk dar cheshmanam halghe zad.zolm hichvaght paydar namoondeh.etminan daram ke in jenayatkarha tooye hamin donya hesab pas midan.az shoma aghaye babake daad ham besiar tashakor mikonam ke ba vojoode hameye khatarat dar iran ba shahamate tamam harfahaye dele ma ro mizanin,be shoma eftekhar mikonam

ناشناس گفت...

ای وای ای وای ای وای...
جناب آقای داد؛ تا الان می گفتم انشاالله نبوده, حتی بعد از این نامه آقای کروبی, ولی این که شما همچین چیزی را به مورد دیدید؛ این طور که این آقا مهدی گفته اینکار سازمان یافته در کهریزک انجام شده باشد... برای من حجت تمام است برادر.

ناشناس گفت...

بابک عزیز بسیار متاثرم. چرا باور ندارید آن زمان که کسی را بت خود کرده بودند، آن زمان که مردم ما در سوگ یک نفر به اندازه صدها هزار نفر گریستند، این توهم را خود در ذهن صاحبان قدرت ایجاد کردند که جان آنها هر دقیقه اش با جان هزاران نفر یکیست. این مردم تقاص اشتباهات خود را پس می دهند. ساده لوحیست اگر بگوییم امثال همان پیرمرد 4 سال قبل یا همین امسال به احمدی نژاد رای ندادند و کسانی را که احمدی نژاد را قبول نداشتند بی دین و منافق نمی نامیدند. من با بسیاری از آنها برخورد کرده ام. برخی از آنها جوانان امروز را نجس می دانند!

ناشناس گفت...

خدا ااااا
دیگه صبر هممون تموم شده نجاتمون بده از دست این شیطان صفتا
باید خون گریست از شنیدن این قضایا

amir گفت...

من با تو اشک ریختم
با همان که اسمش مهدی بود
با او هم
نمیدانم این درد را چگونه میشود تقسیم کرد
نمیدانم چگونه میشود زندگی کرد؟
نمیدانم!!!!
خدایا , تو برای شهادت کافی هستی
تو برای انتقام هم کافی
اما مهدی ما چه میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس گفت...

اما نه خدا و نه شیطان
سرنوشت تو را
بتی رقم زد
که دیگران
می پرستیدند

بتی که دیگرانش می پرستیدند

پیام گفت...

دوست عزیز ماجرای سیاه و سنگینی بود. ممنون از این‌که منتشر کرده بودید. من هم امیدوارم روزی این جنایتکارها محاکمه و مجازات بشوند هر چند مجازات آن‌ها آب ریخته‌ای را به کاسه بازنخواهدگردانید.
پرسیده بودید کجای راه را اشتباه رفته‌ایم؟ که به نظر من بهترین چیزی است که می‌توان به آن فکر کرد. دوست عزیز ما ایرانی‌ها در طول تاریخ راه‌های زیادی را اشتباه رفته‌ایم. و بدبختی آن‌جاست که همواره آن‌چه بر سرمان آمده را فراموش کرده‌ایم. و فراموشی‌مان باعث شده که بارها و بارها دردهای‌مان تکرار شوند. می‌گویید تجاوز! ما سال‌های سال است که روز شب مورد تجاوز قرار می‌گیریم. بروید نطق سردار سپاه اسلام را بخوانید قبل از حمله به ایران. لطفن بروید و بخوانید. همان است که امروز بر سرمان می‌آید. سردار سپاه اسلام قبل از حمله به ایران می‌گوید ای مسلمانان این جنگ جنگ پیروزی ماست! ما چه پیروز شویم و چه شکست بخوریم فردا در بهشت خواهیم بود. اگر شکست بخوریم و شهید شویم همگی فردا در بهشت هم‌آغوش حوریان بهشتی خواهیم بود و اگر پیروز شویم فردا همگی هم‌آغوش دختران سپید روی ایرانی خواهیم بود.
پیروز شدند و مورد تجاوز قرار گرفتیم و یادمان رفت و مسلمان شدیم و چه مسلمانی! بعد شاه اسماعیل صفوی آمد و شمشیر برداشت که آنقدر خون می‌ریزم که تعداد شیعه‌های تبریز از سنی‌ها بیشتر شود. شیعه شدیم به زور شمشیر و یادمان رفت. بعد هم که آخوند جماعت آمد و ولایت فقیه را راه‌ انداخت و قبول کردیم که نمی‌فهمیم و آن‌ها بهتر خیر آتیه‌ی ما را می‌دانند. کجای راه را اشتباه رفته‌ایم؟ شما به من بگویید کجای راه را درست رفته‌ایم؟!

ناشناس گفت...

آقای داد،
اگر ارکان بارگاه الهی لرزیدنی بود، تمام لرزه هایش را در سالهای ۶۰میکرد. سالهائی که دختران را باکره تحویل عزرائیل نمیدانند. سالهائیکه قابل مقایسه با امروز نبوده است.
سالهائیکه خمینی در عرض چندماه جان هزاران نفر را گرفت و هیچکس از سبزهای امروز حرفی نزد.
درود بر شما
امیر

ناشناس گفت...

doostane aziz man
yadetoon bashe dafeye baed daste khali nareen biroon
agar doodeen yekitoono gereftan NEGAH nakonim mesle ahmagha
bahashoon mesle khodeshoon bashim
agar ham ke mitarseen bemoonin khoone

ناشناس گفت...

لطفا ترتیبی برای ملاقات این خانواده با آقای کروبی بدهید. خیلی مهم است.

ناشناس گفت...

بدا به حال خامنه ای با چنین رژیم دد منشانه اش

فرزانه گفت...

چه انتظاريست از ديو صفتاني كه از كشتار هزاران انسان بي گناه، تنها و تنها براي نگهداري قدرتشان هراسي ندارند؟! بياييد از خودمان انتظار داشته باشيم... اين يكي از جناياتيست كه مطرح شده، خدا مي داند روزي كه همه ي اين جنايات فاش شوند، چه بر سر روح و روان تك تك ما انسانهايي كه از بند بيرونيم بيايد. آيا وجدانمان سكوت امروزمان را توجيه خواهد كرد؟؟

ناشناس گفت...

اااااااااااای خدا تا کی؟

ناشناس گفت...

عزیز بومی ای هم قبیله
عکس را بردارید از وبلاگ و نیز از سایت هایی که مطالب زیبایتان در آنها نقش می بندند

پاینده ایران

آزادی گفت...

درود بر شما مهربان بابک داد عزیز
خداوند بشماوخانواده گرامی صبر و آرامش دهد.
نمیدانی چه بگویی آنقدر دردناک است که بغض گلویت را میفشارد و حتی اجازه ریختن اشک هم به تو نمیدهد از بس که مات و مبهوت می مانی ...
ولی من خیلی گریستم ... از ته دل ... خدا لعنت تون کنه که با یک مرد چه می کنید ... چه بگوییم از بلایی که بر سرمان خراب شده و دردی که بر دل مانده ...حالم بد است و هر چه آن لحظات را تداعی میکنم فشارم بشدت می افتد و از خودم متنفر می شوم... براستی اینان دیگر آدم می شوند ؟! چگونه سر بلند کنند و چه بگویند ؟!...
یک سوال بزرگ در ذهنم مانده ؟! تا کی همه باید فقط حرف بزنند ! این آن را مقصر کند دیگری , دیگری را ؟!هر روز یک جنایت بر ملا می شود . واقعا موقع آن نرسیده که همه کسانی که داعیه حقانیت دارند امروز با هم جمع شوند و به دادخواهی از این مردم بیچاره بپردازند ؟ فکر نمی کنید که دیگر حرف زدن کافی است ؟ همگی همه چیز را میدانیم باید یک حرکت اساسی کرد . مخصوصا بزرگان این کشور که در جهت حق طلبی این مردم برخواسته اند . آقایان هاشمی , کروبی , موسوی , خاتمی , مراجع و ... همه به خیابانها بیایند و داد مردم را بستانند ؟! براستی موقع آن نیست ؟!
این مردم تا کی باید هزینه کنند ؟کشته بدهند , شکنجه شوند , ظلم ببینند ؟! تا کی ؟!...

ناشناس گفت...

خدا ازتون نگذره که مطمئنم نمی گذره دنیا دارالمکافاته

ناشناس گفت...

علی(ع) کجا و اینا کجا! حسین(ع) کجا و اینا کجا!
آری, گاهی چراغ دین دود می زند.
ای خدا خودت به این ظلم ها پایان بده

علی گفت...

چند هزار داستان این گونه هست؟
وقتی می بینیم که آقایان خود را "خواص" و بقیه را گاو و گوسفند و بزغاله می دانند چه جای تعجب است؟
تثوری حکومت با ایجاد وحشت را هم که حلال کرده اند.
اسلام ناب محمدی ...
مدتها از حمله امریکا می ترسیدم ولی وقتی داستانهای هیولاهای وطنی را میخوانم نمی دانم کدام حقیقتا بدتر است.
شاید ظلم خودی بد تر از ظلم غریبه باشد.
چندروز قبل کسی به شوخی نوشته بود:
امریکا غلط کردم حمله بکن!

متاسفم که چنین خاثنانی صاحب این مملکت بی صاحب شده اند و کاری می کنند که آرزو کنیم اجنبی ما را از شرشان خلاص کند.
ممنون از این گذارش.

میلاد گفت...

با درود فراوان بر شما سرباز شجاع ایران
از تمامی دوستان خواهش میکنم نام مقدس حیوان را در مورد این جنایتکاران بکار نبرید شرم خدا بر شما جنایتکاران باد که حتی قدری وجدان نداریدو از خدا میخواهم در همین دنیا تقاص مهدی و امثال مهدی رو از شماو تمامی جنایتکاران و سردمدارانتان بگیرد

ناشناس گفت...

روزگارمون پاییزی میشه اما هیچ وقت زمستون نمیشه ... فردا مال ماست و به امید ایرانی آزاد و آباد .

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

ناشناس گفت...

خدا. نمی شه تحمل کرد. من هم روزی که فریاد مرگ بر دیکتاتور را در آزادی شنیدم مطمئن بودم که دوران این ها به سر اومده اما نمی دونستم که تا کجا می شه پیش رفت. الان دیگه نا امیدم. فقط برای اطرافیانم فیلم بازی می کنم.همه می گن به زودی اما ایا این پیروزی اینقدر زود هست که مهدی هم ببینه؟

ناشناس گفت...

اونهایی که کامنت گذاشتن و هنوز با شک و تردید نظر دادن راجع به ماجرا؛ چرا می ترسید؟ از اطرافیانتون بپرسید؛ جستجو کنید تا خودتون متوجه ماجرا بشین؛ من مطمئن هستم که هر ایرانی مستقیم یا غیر مستقیم با کسانی که مورد جنایت قرار گرفتن می تونه ارتباط داشته باشه - اگه بخواد... متاسفانه دخترها و پسرهای جوون و خانواده شون هم به دلیل ارعاب و هم به دلایل فرهنگی دوست ندارن اعتراف کنن که چه بلایی سرشون اومده؛ اما من خودم دو نفر رو می شناسم که عین این بلا سرشون اومده؛ یک دختر و یک پسر هر دو خیلی جوون...؛
ضمنا حیف کلمه حیوونه که به این آدما بگیم؛ هیچ حیوونی نمی تونه اینجور جنایتهایی مرتکب بشه...

میلاد گفت...

درود بر شما سرباز وطن
از دوستان خواهش میکنم نام مقدس حیوان را برای این جنایتکاران بکار نبرند
شرم خدا بر شما باد که حتی قدری وجدان در شما نیست و حتی به این فکر نمیکنیدکه شاید یکی از این بیگاناهان فرزند شما باشد
از خدای ایران میخواهم که در همین دنیا تقاص مهدی و امثال مهدی رو از شما جنایتکاران بگیرد
زنده باد ایران آزاد

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

ناشناس گفت...

من هم گریه کردم..ومثل همه لحظاتی که در طی روز ودر دل خودم برای ایران و این جوانهای گل اشک میریزم ،از همه کائنات و دست عدالت ما فوق بشریت تمنای عدا لت و داد رسی دارم.کاش بتوانیم این عزیز ان را برای معا لجه به خارج از کشور برسانیم.این اقدام شاید با کمک ایرانیان فعا ل داخل و خارج ممکن شود.بیائید این جنا یات را به جهان منتشر کنیم. ننگ به همه بیگانگان داخل و کشور های بیگانه که فقط بر ای قدرت وثروت جان وروح انسانهاراقر با نی میکنند

نازنین گفت...

آقای داد عزیز ، غریب آشنای من که از صمیم قلب نه تنها شما که پسرتان و فرزندانتان را دوست دارم و با آنها احساس نزدیکی و همدلی میکنم ، قبل از هر چیز خواهش میکنم این نظر من را در بلاگ نگذارید چون خصوصی برای خودتان مینویسم . دوم اینکه من منزل فقیرانه ای دارم که دو طبقه است و یک طبقه آن خالیست و کاملا مستقل است ، خودم هم تنها هستم و هیچ رفت و آمدی ندارم که مزاحمتان باشد . خانواده را بردارید بیایید اینجا قدمتان بر چشم من . از هر بابت در خدمتم ، بالاخره نان و پنیری هست که با هم تقسیم میکنیم . در مورد این پیرمرد و پسرش هم اگر کاری از من بر میاید در خدمتم . من فوق لیسانس پرستاری هستم و 5 سال هم در بخش اعصاب و روان کار کردم . خدا نگهدارتان باشد

ناشناس گفت...

The only thing I CAN SAY IS FUCK basiji,fuck islam and fuck all muslems, i will delete this fucking religen from me.islam is the religin of killing,raping,laying

ناشناس گفت...

آقا احسان گفته اندکی صبر سحر نزدیک است!! برادر من یا مردم ایران رو نشناختی یا دولت وحشی احمدی نژادو. این مردم بعد از این حکومت هم یکی بدترش رو جانشین می کنند. واقع بین باشیم. مشکل فرهنگی و ریشه دار تر از اینهاست. همان مردمی که صبح به مصدق می گفتند زنده باد عصر می گفتند مرده باد!! آقای بابک داد عزیز هم مشابه دکتر علی شریعتی هاست. تمام خیر و برکت مردم از آنهاست و زمان برداشت آزادی امثال او را به تیربار نقد و دروغ می بندند!

آزاد سبز گفت...

خدایا... فکر می‌کنم دیگه به خدا هم ایمان ندارم... خدا کجاست پس؟ خدااااا
چطور خدا رو پیدا کنیم؟ ما که از لحظه تولد توی گوشمون اذان گفتن، اگر خدا نزدیک ماست، در گوش ماست، پس چرا هرچی صداش می‌زنیم نمی‌بینه؟
مرگ به این کثافتااااااااااااا
آقای داد تو رو به خدایی که درش شک دارم مراقب خودتون باشید.

ناشناس گفت...

مرگ بر این نظام فاشیستی !!

ناشناس گفت...

با خواندن مطلبتان بر خود لرزیدم و به یاد این جمله علی افتادم که
هر کس در مقابل ظلم سکوت کند به یاری ظالم شتافته

ناشناس گفت...

ba salam va arz khasteh nabashid be shama va khanevadeye mohtarametan ,omidvaram ke shoma har che zoodtar be mohite amno aram va be khaneo kashaneye khod bargardid va shahed rozi bashim ke jonbeshe sabz (dad) bigonahan va setamkeshidegan az jomleh (mehdi aziz)
va mardom mazloome iran ra az kasani ke chenin jenayati ra dar hagh in mardome bigonah mortakeb mishavand ra begirad
rooz piroozi nazdiast(be omid shokoofehaye azadi nahal sabz iran)

ناشناس گفت...

چی میشه گفت از این همه ظلم و جنایت!!!
با اینکه سن سال زیادی ندارم اما چند سالی فعالیت سیاسی انجام دادم و با گروههای مختلفی کار کردم 2 سالی بود متنفر و نا امید شده بودم از هرگونه فریادرسی اما از زمان انتخابات موجی که ایجاد شد امیدها در دل منم زنده شد و هر روز بیشتر از قبل به نتیجه این حرکت امیدوار میشم
فقط میتونم بگم
ایرانی میمرد ذلت نمی پذیرد

ناشناس گفت...

magar yadetoon nist ke avale enghelab be dokhtar haye mardom tajavoz mikardan baraye inke betoonan e'dameshoon kardan. dar eslam e'dame dokhtare bakereh mojaz nist. barayeh hamin beheshoon tajavoz mikardan ke betoonanad bekoshaneshoon, va baed ham hatta poole gooloole ro az khanevadshon migereftand. chi keshidand oon javoonhayi ke salhaye avale jomhoori eslami dastgir shodand... va khanevadehashoon... hichkas hich chiz nagoft. 30 sal saket moondim va zendegiye khodemoon ro kardim... faramoosh kardim, khoda ham sabresh tamoom nashod, baz gozasht inha in karha ro bokonand. khoda sabresh ziade. az shoma harekat.....

یاشار امیری گفت...

بابک عزیز از مطالبی که مینویسی و روشنگریهایی که میکنی ممنونیم. دیگه برایم عادت شده که روزی 2-3 بار به وبلاگت سر بزنم. قلم جالبی داری. هروقت مطلب که به وبلاگت سر میزنم و مطلب جدیدی نمیبینم خیلی نگران میشم که این جنایتکاران کودتاچی، زبانم لال، شما را هم دستگیر کرده باشند. چند روز قبل به فکرت بود، با خودم فکر میکردم اگر تا اوایل مهر این جنبش مردم به جایی نرسه تکلیف بچه های شما چه میشه؟ برای مدرسه چه میکنند؟ البته در پستهای قبلی ات گفته بودی پسرت برای کنکور میخونه...
به هرصورت از جنایات این حکام چیز جدیدی نیست ولی شما تصور کن پدر و مادری دختری رو با خون دل بزرگ کردند به امید اینکه عروس شدنش رو ببینند این جنایتکاران اون رو دستگیر کرده و بعد از تجاوز اون رو اعدام کردند و فردا روز رفتند دم درب منزل دختر گفتند این نره غول دیشب داماد شما شده و دخترت رو هم یه جا خاک کردیم. فقط اینرو تصور کنید چقدر دردناکه؟ البته اینطور قضایا یکی دو تا نیست نمونه های مثل دکتر بنی یعقوب، ترانه موسوی و ...نمیدونم بعضی اوقات به عدالت خداوند هم شک میکنم، آخه تا کی باید اینها جنایت کنند و مردم آه و نفرین کنند؟ تا کی باید اینها به جنایاتشان ادامه داد و به اسم دین تموم کرد؟
متاسفانه ایران نیستم به نظر من هرکسی در توانش هست باید بره و با خانواده های این قهرمانان هم درد کنه، نباید اینها رو تنها گذاشت، باید بدانند که اینها قهرمانان ایران هستند. باید دستاشان رو بوسید.
به امید آزادی ایران از دست این جنایتکاران دینی

ناشناس گفت...

ای کاش می توانستم در این سفری که از آن نه سفرنامه بلکه رنجنامه می تراود همراهیت کنم،ای کاش می توانستم پابه پایت باشم تا تمامی دردها را با همان ابعادی که تو حس می کنی لمس کنم ،ای کاش می توانستم خانه ای به وسعت دنیا داشته باشم تا تو و تمامی عزیزانت را در آن جای دهم تا آسوده باشی و آسوده قلم بزنی که قلم تو در این بیداد روزگار ،جهانی از داد را نوید می دهد...به امید آن روز

ناشناس گفت...

A massive public fight back (retaliation) with taking the guns from every one of them (basigies) is the only answer to their on going civil crime.

ناشناس گفت...

,salam
This letter brought tears to my eyes. I don't know what to say but the only thing i'm sure about is that God is faithful and graceful to all human who he created and he is crying with our people and his heart is broken but what he wants from us is to be patient for his time and just pray to him
Thank u for sharing this with us

ناشناس گفت...

ای کاش می توانستم در این سفری که از آن نه سفرنامه بلکه رنجنامه می تراود همراهیت کنم،ای کاش می توانستم پابه پایت باشم تا تمامی دردها را با همان ابعادی که تو حس می کنی لمس کنم ،ای کاش می توانستم خانه ای به وسعت دنیا داشته باشم تا تو و تمامی عزیزانت را در آن جای دهم تا آسوده باشی و آسوده قلم بزنی که قلم تو در این بیداد روزگار ،جهانی از داد را نوید می دهد...به امید آن روز

ناشناس گفت...

بابک عزیز ،صدای نازنینت را آن شب که با صدای آمریکا در خیابانی پر از صداهای مزاحم سخن می گفتی شنیدم و با خود فکر کردم که او کجاست که اینقدر سرو صدا امان نمی دهد ! ولی وقتی فردای آن روز در وبلاگت شرح ماجرا را خواندم آه از نهادم برآمد و چنان متاثر شدم که گریستم .آفرین بر تو آزادمرد که شایسته نام بابک هستی که همانا نامش نیز نوید دهنده ایرانی و آزادی است .ای کاش می توانستم در این سفری که از آن نه سفرنامه بلکه رنجنامه می تراود همراهیت کنم،ای کاش می توانستم پابه پایت باشم تا تمامی دردها را با همان ابعادی که تو حس می کنی لمس کنم ،ای کاش می توانستم خانه ای به وسعت دنیا داشته باشم تا تو و تمامی عزیزانت را در آن جای دهم تا آسوده باشی و آسوده قلم بزنی که قلم تو در این بیداد روزگار ،جهانی از داد را نوید می دهد...به امید آن روز.در ضمن جای برادر هنرمند وعزیزت همیشه سبز باد ،همچنان که بود...

ناشناس گفت...

به مهدی بگویید سرافراز باشد.
آنها که با درهم شکستن بدنش میخواهند او را تحقیر کنند خودشان از همه حقیرترند.
آنها حقیرترین هاهستند و خودشان هم این را میدانند چون روحشان را به فحشا فروخته اند به پول و قدرت و شاید عقیده.

آنها از همه حقیرترند و خودشان هم این را میدانند چون هرگز حاضر نخواهند بود خود واقعی شان را به همسرو فرزند و همسایه نشان دهند. اما مهدی میتواند سرافراز خود واقعی اش را به همه نشان دهد.

ناشناس گفت...

خیلی ها فکر می کنند هر کاری که در اینترنت می کنند خصوصی و غیرقابل شناسایی است. متاسفانه اینطور نیست. هر بار که شما سایتی را باز میکنید یا در آن نظری وارد می کنید، رد پای شما (IP Address) و حتی نوع کامپیوتری که استفاده میکنید در آن سایت ثبت می شود. اگر باور ندارید فقط از سایت http://easyipaddress.com دیدن کنید و ببینید نقشه آدرس شرکتی که از آن اینترنت گرفته اید را به شما نشان می دهد و شرکتها موظفند اگر دولتها از آنها در خواست کنند به آنها بگویند کدام مشتری در آن لحظه از آن آی-پی آدرس استفاده می کرده است. در نظر بگیرید که شما بی خبر از همه چیز و همه جا روی یکی از سایتهای کودتاچیان کامنتهای آبداری می گذارین بدون اینکه از نرم افزارها یا بی نام و نشان کننده ای استفاده کنید و آنوقت بیخود و بیجهت یه آتو دادین دست جنایتکارانی که اگه الان وقتشو نداشته باشن بعداً می تونن براتون درد ساز ایجاد کنن (البته اگه دوام بیارن که انشاء الله نمیارن). ساده ترین کار برای عدم شناسایی استفاده کردن از وبسایت رایگان http://anonymouse.org/anonwww.html می باشد. خیلی راحته، فقط کافیه آدرس سایتی رو که می خواین سر بزنین یا در اون نظر بذارین رو در قسمت " Enter website address: " واقع در وسط صفحه وارد کنین و دکمه “Surf anonymously” را بزنین. میتونین ابتدا به سایت http://easyipaddress.com سر بزنین ببینین اینبار آدرس کجای دنیا رو اشتباهی برای شما نشون میده، بعد با خیال نسبتاً راحتتر به کارهای دیگۀ اینترنتیتون برسین البته فقط از طریق وبسایت http://anonymouse.org/anonwww.html . لیست سایتهای رایگان مشابه آنونیموس: http://compnetworking.about.com/od/proxyserversandlists/tp/anonymousproxy.htm
khordad221388.wordpress.com

هومن گفت...

نعریف اینا از حیوووون چی میتونه باشه ...

محسن اکبرزاده گفت...

از روزی که این اتفاق افتاده تا روزی که نوشته شده فاصله ای هست.در این فاصله اکر مطلبی از این غیر ضرورتر نوشته شده باشد جای شک ایجاد می کند که چرا تا به حال سکوت شده و حالا گفته شده.زمان نوشتن این گزارش و آنچه از زبان پیرمرد و بچه اش روایت شده کسی را که دل به سمت حکومت دارد به توهم توطئه رسانه ای می کشاند.از شما انتظار زمانبندی و ادبیات هوشمندانه تری دارم.شمایی که روزگارتان روزگار ملاصدرا است.
از آنجایی که این نظر می تواند بهانه ای به دست مخالفین شما بدهد آن را به عنوان نصیحتی دوستانه و هشداری مشفقانه دانسته و از نشر آن اجتناب کنید

مهدی گفت...

شاید نطفه مجتبی خامنه ای هم همیجوری بسته شد!.

ناشناس گفت...

بابک داد عزيز این درخت جنایت ریشه ای دارد. و به نظر من ریشه آن همان اکاذیب تاریخی است که در گوش این ملت فرو کرده اند ، از جمله همان مهدی که وجود خارجی ندارد و داستان تولد و غیبت صغری آن را یکبار که به چشم عقل بخوانی به مضحک بودن کل ماجرا پی خواهی برد.
مشکل ما دروغ هایی است که باور کرده ایم .از رافت محمدو دین اسلام تاولایت علی که دروغی بسیار بزرگ در تاریخ است بگیر الی آخر. از ماست که بر ماست عزیزان ، اینها تاوان جهل ماست. آن پدر پیر بحای دل بستن به مهدی موهوم ایکاش که برای آزادی خود و نسل های بعد از خود کاری میکرد تا کار بدست نایب دروغین مهدی دروغین نیافتد

ناشناس گفت...

all of us have wanted to think that it is not true.
you know why???
because it is a big shame on our nationality and civilization which have telorated this kind of crime in human being

ناشناس گفت...

اقای بابک داد عزیز،میدونید کجا را اشتباه رفتید ؟از همون روزی که این فجایع و کشتارها و تجاوز ها به بدترین وجه ممکن در کردستان به دختران و پسران ازادیخواه کرد اعمال شد و هیچ فریاد رسی به داد این مردم تنها نرسید که هیچ بلکه همه انگ تجزیه طلبی زدند،از همان روزی که اقای جلایی پور اصلاح طلب(دهه 60 فرماندار شهر کردنشین ازادیخواه مهاباد بود)،جوانان کرد را در کردستان به دست جوخه های مرگ می سپردند و هیچ کس اعتراضی نکرد،هیچ کس همدردی نکرد.از همان روزی که ضجه و زاری و شیون مادران کرد لرزه بر اندام هر کردی می انداخت،از همان روزی که مادران کرد حیرانی خواندند(سبک موسیقی اصیل کردی که در سوگ عزیزان شهید شده میخوانند)،از همان روزی که حیرانیه سوگ و شیون به حیرانیه نفرین مسخ شد و این پاسداران جنایت را نفرین کردند ،از همان روزی که دسته دسته بسیجیان را بسیج می کردند که به جهاد در کردستان بروند و هیچ کس نگفت جهاد در برابر هموطن چرا،جهاد در برابر ایرانی اصیل که ستون غربی ایرانست چرا؟از همان روزی که کردها گلویشان را پاره کردند و فریاد زدند که رژیم جمهوری اسلامی ایران یک رژیم فاشیستی است که مردمان زیادی را شستشوی مغزی میدهد و مفهوم ایرانی را به مفهوم شیعه تقلیل و استحاله میدهد (سند:انجمن حجتیه که طرفداران بسیاری در بین مردم کسب کرده است)،اری براستی مردم کرد گلو پاره کردند و هیچ گوش شنوایی نبود،اگر هم بود شجاعت تحلیل این فریاد نبود!اقای بابک داد عزیز به راستی که جنایت های بعد از انتخابات امسال،خاطرات تلخ دهه 60 در کردستان را دوباره در من زنده کرد،هیچ چیز توجیه کننده ی این جنایات نیست مگر یک قدرت مرکزی مافیایی فاشیست ایدئولوژیک که با نشنیده گرفتن فریادهای دهه ی خونین 60 در کردستان،در دامان همین مردمان ایران زمین پرورش یافت که هماناسپاهیان این قدرت سیاه امروز این فرصت را یافته که جنایاتی را که به افتخار در کردستان مرتکب شد را در تهران نیز تجربه کند تا بر تجارب خود بیافزاید!اقای بابک داد عزیز شهادت سهراب عزیز من را به یاد شهادت شوانه قادری از ازادیخواهان کرد انداخت.اما ان زمان چه کسی برای شوانه نوشت،چه کسی برای شوانه همدردی کرد؟ اگر همان روزها جلوی شکنجه و تجاوز به مبارزان کرد گرفته میشد ایا امروز چنین سرنوشتی داشتیم؟؟
اقای بابک داد عزیز شما در کوچ اجباری نیستید،حکمتیست که هنوز طعم ازادی را در کنار خانواده و فرزندات میچشید و همانا در این حکمت ماموریتی بر دوش شماست،ماموریتی برای تاریخ برای ایندگان،که در هر شهر و دیاری از درد و رنج اگاهان بشنوید و نا اگاهان را از درد و رنج دیگران اگاه سازید.صمیمانه برای شما ارزوی موفقیت میکنم و برای خانواده تان ارزوی سلامت و بدانید که در این راه تنها نیستید. در پایان توجه شما رو به سند جنایات دهه 60 در کردستان به فرمان خلخالی و سند جنایت و تجاوز به شهید شوانه قادری در سال 84 خواستارم.
http://www.mihan.net/88/mihan-88-29.htm

http://nima-nimasharifi832.blogspot.com/2009/02/blog-post_2759.html

http://nima-nimasharifi832.blogspot.com/2009/02/blog-post_2132.html

ناشناس گفت...

اقای بابک داد عزیز،میدونید کجا را اشتباه رفتید ؟از همون روزی که این فجایع و کشتارها و تجاوز ها به بدترین وجه ممکن در کردستان به دختران و پسران ازادیخواه کرد اعمال شد و هیچ فریاد رسی به داد این مردم تنها نرسید که هیچ بلکه همه انگ تجزیه طلبی زدند،از همان روزی که اقای جلایی پور اصلاح طلب(دهه 60 فرماندار شهر کردنشین ازادیخواه مهاباد بود)،جوانان کرد را در کردستان به دست جوخه های مرگ می سپردند و هیچ کس اعتراضی نکرد،هیچ کس همدردی نکرد.از همان روزی که ضجه و زاری و شیون مادران کرد لرزه بر اندام هر کردی می انداخت،از همان روزی که مادران کرد حیرانی خواندند(سبک موسیقی اصیل کردی که در سوگ عزیزان شهید شده میخوانند)،از همان روزی که حیرانیه سوگ و شیون به حیرانیه نفرین مسخ شد و این پاسداران جنایت را نفرین کردند ،از همان روزی که دسته دسته بسیجیان را بسیج می کردند که به جهاد در کردستان بروند و هیچ کس نگفت جهاد در برابر هموطن چرا،جهاد در برابر ایرانی اصیل که ستون غربی ایرانست چرا؟از همان روزی که کردها گلویشان را پاره کردند و فریاد زدند که رژیم جمهوری اسلامی ایران یک رژیم فاشیستی است که مردمان زیادی را شستشوی مغزی میدهد و مفهوم ایرانی را به مفهوم شیعه تقلیل و استحاله میدهد (سند:انجمن حجتیه که طرفداران بسیاری در بین مردم کسب کرده است)،اری براستی مردم کرد گلو پاره کردند و هیچ گوش شنوایی نبود،اگر هم بود شجاعت تحلیل این فریاد نبود!اقای بابک داد عزیز به راستی که جنایت های بعد از انتخابات امسال،خاطرات تلخ دهه 60 در کردستان را دوباره در من زنده کرد،هیچ چیز توجیه کننده ی این جنایات نیست مگر یک قدرت مرکزی مافیایی فاشیست ایدئولوژیک که با نشنیده گرفتن فریادهای دهه ی خونین 60 در کردستان،در دامان همین مردمان ایران زمین پرورش یافت که هماناسپاهیان این قدرت سیاه امروز این فرصت را یافته که جنایاتی را که به افتخار در کردستان مرتکب شد را در تهران نیز تجربه کند تا بر تجارب خود بیافزاید!اقای بابک داد عزیز شهادت سهراب عزیز من را به یاد شهادت شوانه قادری از ازادیخواهان کرد انداخت.اما ان زمان چه کسی برای شوانه نوشت،چه کسی برای شوانه همدردی کرد؟ اگر همان روزها جلوی شکنجه و تجاوز به مبارزان کرد گرفته میشد ایا امروز چنین سرنوشتی داشتیم؟؟
اقای بابک داد عزیز شما در کوچ اجباری نیستید،حکمتیست که هنوز طعم ازادی را در کنار خانواده و فرزندات میچشید و همانا در این حکمت ماموریتی بر دوش شماست،ماموریتی برای تاریخ برای ایندگان،که در هر شهر و دیاری از درد و رنج اگاهان بشنوید و نا اگاهان را از درد و رنج دیگران اگاه سازید.صمیمانه برای شما ارزوی موفقیت میکنم و برای خانواده تان ارزوی سلامت و بدانید که در این راه تنها نیستید. در پایان توجه شما رو به سند جنایات دهه 60 در کردستان به فرمان خلخالی و سند جنایت و تجاوز به شهید شوانه قادری در سال 84 خواستارم.
http://www.mihan.net/88/mihan-88-29.htm

http://nima-nimasharifi832.blogspot.com/2009/02/blog-post_2759.html

http://nima-nimasharifi832.blogspot.com/2009/02/blog-post_2132.html

ناشناس گفت...

Movazebe khodet v khanevadet bash Mr Daad. Mamnoon ez ein ke Ein kesafethaye Aadam kosh v Adamkhaar ra be ma v mardom behtar mishenasanid. take cxare of yourself

ناشناس گفت...

اقاي داد شجاع هميشه تحسينتان ميكنم از نوشتهتان خيلي متاثر شدم انقدر گريه كردم و انقدر مثل پدر مهدي اه و نفرين كردم كه اگر خدا داد دل دلسوختگان را ندهد خدا نميناممش.

ناشناس گفت...

اقاي بابك داد هميشه شجاعت و شهامت شما را ميستايم . اين اتفاق در جمهوري اسلامي چيز تازه اي نيست اين اقاي سيد حسين موسوي تبريزي كه الان دارد خودشو به جنبش سبز ميچسبونه اوايل انقلاب در مورد دختراني كه اعدام ميشدند در زندان تبريز موقعي كه ايشان دادستان تبريز بودند اعمال ميشد

جواد از مشهد گفت...

بابك عزيز
نوشته ات را با چشماني خونبار خواندم باورش براي من كه با حكايتي شبيه اين در شهرم روبرو بوده ام ساده است .اتفاقي كه بيش از يكماه است خواب وقرار ازمن ربوده .اتفاقي كه جنازه نوجواني 15ساله را برروي دست پدرومادر گذاشته...
نوشته ات را خواندم وتحت تاثيآن نامه اي به شهيدي نوشتم كه باآرزوي ايجاد حكومت الله برزمين در23 بهمن 57 شهيد شد وسفارشات اكيدي به من داشت اما راستش رابگويم خجالت كشيدم گزارش كامل اين سالهارا برايش بنويسم كه چه مي خواستيم وچه شد؟فقط مي توانم خودم را لعنت كنم چرا كه به قول آقاي كروبي باكوچكترين اشاره اي ميدان را خالي كرديم وانقلابمان را كه با خون جوانان به دست آورده بوديم به دست نااهلان ونامحرمان سپرديم.اي كاش درهمان دوران انقلاب ويا جنگ مي مرديم وچنين روزهايي رانمي ديديم.
آقاي خامنه اي !كاش توهم اين آرزو را داشتي . كاش در اوج خوشناميت ميرفتي همچون هاشمي نژاد.تابرايت كه زماني عاشقانه دوستت داشتيم لعنت ونفرين ابدي باقي نمي ماند.اگرپيري اراده ات را نبرده هنوز هم ديرنشده مي تواني جبران كني .امانه! تو نمي تواني چراكه خدا آنان را كه احتمال توبه شان را مي دهد تا اين اندازه تخريب نمي كند.

ناشناس گفت...

به مهدی و پدر و خواهرش بگویید که من هم در این سوی دنیا، در اروپا همراه با شما گریستم. من هم مطمئن هستم که محاکمه این جنایت کاران نزدیک است. اینها این تجاوز‌ها را در دهه ۶۰ هم مرتکب شدند اما کسی‌ به این وسعت خبر دار نشد. حالا بعد از ۳۰ سال دوباره اینگونه افشا میشوند. ظلم هرگز پایدار نخواهد ماند.

بابک عزیز همراه با خانوادت زنده و پاینده باشی‌

ناشناس گفت...

aghaye dad faghat oomadam inja behetoon begam kheili baratoon ehteram ghaelam, khodam va khanevadam

ehsan گفت...

آقای بابک داد
من تصوير شما را در صدای آمريکا فقط ديده بودم
البته فقط عکستون را نميدونم چطوری بگم من واقعا شما ستايش ميکنم
شما با کاری که تا الان کرديد يکی از محبوبترين چهره های آزادی خواه هستيد
شما وظيفتون را تا الان انجام داديد البته چيزی فراتر از وظيفه
سايت شما را من اتفاقی ديدم تا عکستون را ديدم جا خوردم
شما نه تنها سرباز آمام زمان هستيد
شما سرباز خدا هستيد
سرباز آزادی. انسانيت .بشر دوستی
الان دارم با چشمانی اشکبار برای شما مينويسم
اشکی که هم از روی خوشحالی و هم از روی نارحتيه
خوشحالم از این بابت که آقای بابک داد يک ایرانی هست که باز هم
به جهان ثابت کرد که ایران لايق بهترين هاست
ناراحت از این بابت که مردم آزادمون چطوری دارند بی رحمانه کشته ميشوند
اون بهشتی که روحانيون وعده به ما دادند برای شماست
مطمعن باشيد وقتی مردم شما را تا این حد دوست داشته باشند
خدا هم با شماست
من واقعا نگران شما هستم اگر خدايی نکرده روزی خبر دستگيری شما
را بشنوم واقعا ناراحت ميشوم
نه تنها من بلکه خانوادم هم همينطور
بابک داد اسمی که در حافظه ی ضعيف من هميشه خواهد ماند
همه ی اینها را با احساسم گفتم با اینکه الان ساعت 4:30 هستش
ولی با تموم خستگی دستهام خود به خود شروع کرد به نوشتن
به اميد روزی که ما ایرانی ها در کنار ایرانی ها زندگی کنيم
و سگها و گرگ ها را در قفس غذا ی مخصوص به خودشان را بدهيم

ناشناس گفت...

درود

نسل من داره تاوان اشتباهی رو میده که نسل پدران و مادرانش سی سال پیش کردند. حتی یک لحظه فکر نکردند که دارند با سرنوشت چندین نسل پس از خودشون بازی می کنن.
هر ملتی حق داره انقلاب کنه و سیستم حکومتیش رو عوض کنه ولی به شرط اینکه یک حکومت بهتر بیاره. دیکتاتوری حکومت شاه یک صدم دیکتاتوری این حکومت بود و اگر با انصاف قضاوت کنیم دیکتاتوری سازنده بود و حداقل اقتصاد پویایی داشتیم که الان اون نداریم.اون حکومت هیچگاه خود رو به الله و خدا و آسمون و این حرفها وصل نکرد ولی اینها کردن. البته اون موقع هم سانسور و زندان سیاسی و این چیزها بوده. اون نسلی که اون کارو کرد نفهمید که بدترین جنایات تاریخ رو حکومت های مذهبی انجام دادن. از اولین دقیقه این حکومت هم این جنایات انجام شد ولی امروز چون سردمداران سابق این رژیم یعنی اصلاح طلبان بهشدت احساس خطر می کنند لب به سخن گشوده اند وگرنه در روزهایی که قدرت داشتند این جنایات و کثافت کاریها توسط همون امام رااااااااااحل اینها (به قول رفسنجانی) انجام میشد ولی اینها خفه خون گرفته بودن.

بدرود. پیروز باشید

ناشناس گفت...

انسانیت برترین مذهب است. هیچ مذهبی‌ پاسخگوی جنایتهای که بنام آنان انجام میشود، نخواهد شد. تجاوز به انسانیت،به شرف تک تک تمامیه انسانهای این کره خاکی برای شکسته یک شخصیت و نابودی یک نسل، از اعمال روزانه همه دیکتاتورهای جهان است. چه مذهبی‌،چه حزبی.

این خون اشامان برای بقای خود جبهه گرفته و تا میتوانند بر پیکر این جوانه سبز، ضربه خواهند زد، سوال اینجاست که تا کی‌ میخواهیم شاهد این فجایع دردناک باشیم.

این انسان نماها، دیوهای بدذاتی هستند که فقط به نابودی محکومند. این رذل‌ترین نوع موجود زنده، باور دارد که ما آنقدر خوبیم و از خشونت بدوریم که آنها را خواهیم بخشید و با آنها رفتار خوبی‌ خواهیم داشت. این بیماران،حتما مدوا خواهند شد و زمانی که فهمیدند انسانیت چیست،خودشان را به دار خواهند آویخت.

این شرم بشری را باید هر چه زودتر زدأید. این روانیان جنایتکار را باید هر چه زود تر خلع سلاح کرد وتهته درمان قرار داد.

عزیزانه ما،پسرم،دخترم، خواهرم،برادرم،بدرم، مادرم.در آینده ایی نه چندان دور، در سر زمین ما و نه چندان دورتر در تمامی جهان هیچ ظالمی وجود نخواهد داشت

ناشناس گفت...

ey vayyyyyyyyyyyyyyy..laaanat be masooline in jenayat.be omide inke roozi(be zoodi)shahede in bashim ke hamaro edam konan va be ragbar bebandan.laanat be pedar madar haye inan ke ba tarbiat kardan hashoon baess shodan ye hamchin afrade jani va ravani va bimar ro tahvile jamee bedan.zendebad irani payande bad iran...

ناشناس گفت...

ey vayyyyyyyyyyyyyyy..laaanat be masooline in jenayat.be omide inke roozi(be zoodi)shahede in bashim ke hamaro edam konan va be ragbar bebandan.laanat be pedar madar haye inan ke ba tarbiat kardan hashoon baess shodan ye hamchin afrade jani va ravani va bimar ro tahvile jamee bedan.zendebad irani payande bad iran...

ناشناس گفت...

Babak, in ha ayad efshaa beshe too sathe beinol melali aziz. hame komak konim baraye efshaaye in etefaaghat va az hame kesaie ke in balaa sareshoon oomad bekhaim ke bazzgoo konan. in a niaaz be modavaaye jesmi o roohi daran. bejonbid. mellat ta alan bi tafaavot boodid hamin balaaha ro saretoon avordan. age inghad bitafavot o bigheirati neshoon nemidadid aya jorat dashtan in karo konan????!!!!!

ناشناس گفت...

babak to e in mardom begoo ke be khaatere bitafavotishoon e ke in balaha sareshoon miad na chize dige. valla ina taghaase eshtebaahi joz bitafaavoti nesbat be sarneveshte khodemoon va ejtemaamoon nist valla.
begoo in dard e 30 saale ro. begoo choobe nadoonishoono mikhoran mellat. begoo in din in kaaro bahashoon kard. din ke roozi aberoo dasht injoor bi aberoo shod.

ناشناس گفت...

دیوانه شدم اینها رو خوندم
چقدر برام سرنگونی اینها نزدیکه
چقدر ممنونم از شما که حتی در این وضع از افشا گری برنمیدارید

ما ایرانیان دوستتان داریم شما و خانواده عزیز و شجاعتان را

ناشناس گفت...

i am worried one day soon, it is going to be you in prison. however i don't know who would be telling your story then.
be careful, and god bless you all to fight for this country.

ناشناس گفت...

اگه هنوز به این خانواده دسترسی دارید بهشون بگید که اسناد این جنایت رو یک جای مشخص و مطمئن نگه دارند. از بچهشون عکس بگیرند و نگه دارند.

Benyamin گفت...

That's unbelievable, even thought these days everyboday speaks about this crime.Hadn't been done such crimes, khamenie wouldn't have ordered shutting the detain Kahrizak down.

Gol Sa گفت...

آقای داد عزیز. با تشکر و قدردانی از بی پروایی مثال زدنی شما. برای جلوگیری از ردیابی شما از طریق آدرس آی پی یک پیشنهاد دارم. یک اکاونت ایمیل باز کنید و آدرس و پسورد آن را فقط شما و یک دوست مطمئن در خارج از ایران داشته باشید. بعد شما می توانید مطلب را در بخش درفت ایمیل بگذارید - بدون اینکه آنرا ارسال کنید - و دوست شما آنرا از درفت شما داونلود کرده و در وبلاگ قرار دهد. به امید روز آزادی در ایران.

ناشناس گفت...

مبارزه با حکومت شاه برای گردن گذاردن او به قانون اساسی مشروطه در حد تلاش برای درمان يک سرماخوردگی ساده بوده است ولی نبرد با رژيم ولايت فقيه حکم مبارزه با يک طاعون سياه و مرگ آفرين را دارد.

ناشناس گفت...

با درود به شما دوست گرامی‌ و همه آزادگان این مرز و بوم،

چون همسن و سال هستیم و متعلق به همان نسل سوخته که رنج‌ها در سینه‌ دارد.همان نسلی که می‌خواست برای فرزندانش کشوری بسازد آزاد، مستقل، ایمن، و بخاطر این هدف دست به مبارزه زد. اما از همان ابتدا جناحی تمامیت خواه، عقب افتاده ، وحشی ، ضد انسانی‌ ، در درون نظام نو پا شکل گرفت با حامیان قدرتمندی در رده‌های بالا که برای اعمال مقاصد خویش و خصوصا سرکوب مخالفان خویش از این غده سرطانی بهره میبردند و این غده یه سرطانی با رشدی گاه آرام و گاه سریع چنان نشو و نمایی کرده که اکنون به بدنه ی اصلی‌ این نظام تبدیل شده. موجودیت پلیدی که برای حفظ قدرت و موقعیت از هیچ جنایت ، عمل شنیع ، ضد انسانی‌ و ضد اخلاقی‌ واهمه‌ای ندارد. اینها همانی هستند که در اوایل دهه ۶۰ خورشیدی ، دختران محکوم به اعدام را در شب قبل از اجرای حکم تحت این عنوان که اینها کمونیست و منافق هستند و اگر هنگام مرگ باکره باشند ، به بهشت خواهند رفت ، با یک صیغه فوری به عقد پاسداران و جلادانشان در آورده و مورد تجاوز قرار میدادند. و البته این تنها یک بخش از انسان ستیزی و اعمال حکومت ولایت فقیه بوده و میباشد.

بله متاسفانه این جنایات در این حکومت سابقه‌ای طولانی دارد. که دامنه آن اکنون گریبان لایه‌های دیگر نظام را نیز گرفته و قصد نابودی آنان را نیز دارد تا بتواند با خیال راحت به تنهایی دست به خونریزی و چپاول این ملت بزند.

از صمیم قلب آرزو می‌کنم که این نسل به پا خواسته ی مظلوم ولی‌ شجاع ، یکبار و برای همیشه مهر پایان بر این جنایات زند.

برای شما بزرگوار و همه مردم آزادیخواه این سرزمین آرزوی سلامتی و پیروزی دارم.


به امید برقراری آزادی و نابودی استبداد در هر لباس و هر شکل

فرهاد ب.

ناشناس گفت...

این حیوون هارا نباید یکدفعه کشت بلکه باید ریزریزشون کرد. زجرکششون کرد

ناشناس گفت...

بابک جان
من هر روز واسه سلامتی تو و خوانواده ات دعا میکنم واقعا برای من به یک قهرمان تبدیل شدی من هر وقت میخواهم برای جنبش سبزمون کاری کنم میبینم حالا حالاها با شما فاصله دارم ما کجا و شما کجا.....واقعا از همیت و بی پرواییت انرژی میگیرم....از خدا میخواهم هر چه بخواهی بهت بده....به امید پیروزی سبزمون بر سیاهی..........دوستار تو، پو

ناشناس گفت...

چه صبری خدا دارد!
می دانم که خامنه ای بزودی برای عده کمی مردم ساده اندیش که هنوز قبولش دارند هم بی آبرو می شود. این روز نزدیک است. خداوند ستار العیوب مطلق نیست. سرنگونی خامنه ای و باند فسادش نزدیک است. همین افشا شدن حقایق علامت نزدیک بودنش است. این مردک صلاح دنیوی خودش را هم تشخیص نمی دهد چه رسد به مصلحت ملت و کشور این ام الفساد این ولی امر خودخوانده مسلمین جهان!!!
بابک عزیز برایت دعا می کنم از شر جلادان در امان باشی.
ان الله مع الصابرین

رایمند گفت...

کاش همه اونهائی که بیرون هستن یک همچین همتی داشتن
خدا قوت

ناشناس گفت...

تمام سلولهام به لرزه در آمد
خدایا تا کی باید منتظر تقاص بنشینیم.

saharlar گفت...

کاش کاری از دستم برای مهدی و خانواده اش بر بیاد.
به کجا رسیدیم؟...انسانیت مُرد و خاکستر شد و بر باد رفت. من موندم این خدا زنده اس؟ خوابه؟ چطور فریاد درد این طفلک رو نشنیده؟ چطور از اون بالا خودشو ننداخته پایین؟ خدا هم مُرد...

ناشناس گفت...

سند زنده دیگری برای سقوط نظام کثیف ولایی.نمی دانم آیا لاریجانی وجدان دارد یا نه؟.امیدوارم روزی برسد که طائب جنایتکار تکه تکه شود وتکه های بدن نجسش بخورد کفتارها وخوکها داده شود.
امیدوارم روزی برسد که ولی وقیح جنایت پیشه آدمکش در دادگاه مردمی محاکمه شود.

ناشناس گفت...

اميدوارم خداوند باريتعالي داد او را بستاند. ولي اين جوانان به جاي افسرده شدن بايد به دنبال روزي براي گرفتن انتقام باشند. نبايد با اين انسان هاي كثيف بي تفاوت برخورد كرد اگر چهار نفرشان را شناسايي كني و بكشي بقيه حساب كار خودشان را مي كنند. حداقل تاريخ در كشور ما نشان داده كه در برخي مواقع با قدرت بهتر مي توان به نتيجه رسيد.

ناشناس گفت...

متاًسفانه رژیم آخوندی ۳۰ سال است که دارد اینکار را می‌کند ولی‌ الان این کار را دارد با سران اصلاح طلبان می‌کند علنی شده است این حرف تکراری است ولی‌ چه کسانی‌ به این تجاوز کاران درس دادند و سر کار گذاشتند.

ناشناس گفت...

اينجانب زنداني سياسي سالهاي دهه شصت در ايران هستم درآن سالهاي هواداران مجاهدين كه سن كم داشتند را لخت ميكردندو دستهاي آنهارابصورت قپاني از پشت مي بستندودرحمامهاي بندهاي اوين به آنها تجاوزميكردنداين تجاوزها اثرشديدي برروحيه سلحشوري آنهاداشت وآنهارا به شدت منفعل ميكردفرمانده اين عمليات اسدالله لاجوردي واجراي آن توسط شخصي به اسم بهزادنظامي بودروزي يكي ازتوابين دراعتراضي خيلي دوستانه اين امررابه لاجوردي متذكرشدكه وي گفت براي ما اصلامهم نيست كه شما تواب شديدوهنوز هم به شما مشكوكيم ما ميخواهيم شما منفعل ولجن شويدودست از آشوبگري برداريداين خبرها به گوش منتظري كه آن موقع قائم مقام رهبري بود رسيد ومنتظري درنامه اي به امام خميني مي نويسد جناياتي كه عمال شما درزندانها مرتكب ميشوند روي شاه و ساواك راسفيدكرده است من اين را با اطمينان ميگويم.تنهاكاري كه ساواك نميكردتجاوز به زندانيان مردبودكه منتظري راواداربه جداشدن ازنظام نمود

ناشناس گفت...

salam aghay mahdi va digar bacheha bedonanad nabayd afsordeh beshvand dar mobarezeh vaseh rasidan be azadi hamiesheh hamin boode baziha bahaye sakhati dadan va aghaye mahdi u na avalin boodi na akharin khahi bood salhast dar Iran ba siyasiha in zolmha emal shode khanome zahara kazemi zani bood 50 andi saal dasht ke morde tajavoz gharar gereft va koshteh shod va saalhaye 60,67 ham ham hamin majeraha bodeh ama kasi tavajoh ya bavar nakardan .roya

ناشناس گفت...

شرم باد
شرم باد
شرم
روي من با كساني است كه چنين جناياتي را انجام مي دهند. همانطور كه شما پست فطرتان به خداوند قادر ايمان نداريد، عده اي بسيار به بزرگي و عظمت او ايمان دارند. مطمئن باشيد هيچ وقت سر آسوده بر بالين نخواهيد گذاشت.
تا روز موعود

ناشناس گفت...

مهدی سخت است اما صبح پیروزی نزدیک است
شاید چرت باشه اما جزاین حرفی ندارم

ناشناس گفت...

اي داد بي داد . اي واي بر من اي واي بر من . آقاي داد مرسي از همراهيتون با مردم . منم ي بلاگ دارم كه با اجازتون مطلبتونو با ذكر منبع توش ميزارم. www.kudetanews.blogfa.com

ناشناس گفت...

بابك عزيز

من نيز با شما همعقيده ام كه: ((مطمئن هستم به زودي براي محاكمه سران نظام ضداسلامي و جنايتكاران ضدبشري تشكيل مي شود. مي گويم مطمئنم!)) همه ما از روز بعد از كودتا ثانيه اي آرارم نداريم...و بيش از آن، براي روز گذار از اين كابوس تلخ و تاريك لحظه شماري مي كنيم. براي همه عزيزاني كه رنجديده و در بند هستند دعا مي كنيم و تا عبور كامل از اين شب تاريك آرام نخواهيم گرفت...

سلامت و پيروز باشيد

ناشناس گفت...

اميدوارم خدايي كه مي گويند عادل و دادگر است حق مظلومان را از ظالمان بگيرد .
خدايا صبر ما تمام شد و تو هنوز جبار مانده اي!

ناشناس گفت...

بابک جان مراقب خودت باش ! خداوند پشت و پناه تو باشد ! شرم دارم که نام جمهوری و یا حتی اسلامی بر این نظام سر تا پا دروغ گذارم ! حکومت ارازل و اوباش بهترین نامی است که به نظرم می آید ، در هزاره سوم ، شاید تنها دولت رسمی جهان باشد که چنین بی پروا به چنین جنایاتی دست می زند چه راست گفت ملیجک سید علی خامنه ای ریس دولت کودتا که در ایران آزادی تقریباً نزدیک به مطلق است ! بله در حکومت اراذل و اوباش آزادی برای حکومت گران فاسد از مطلق هم فراتر رفته ! ننگ بر ما اگر طومار این جنایتکار ترین حکومت تاریخ ایران زمین را در هم نپیچیم ! و سران جنایتکار آن را پای میز محاکمه نکشانیم.
مراقب خودت باش - یک مبارز از تهران

خس گفت...

بر اساس تفکر حجتیه بایستی دنیا را چنان مملو از فساد و تباهی کرد تا مقدمات ظهور امام زمان فراهم شود.
این تفکر ایدئولوژیک که سردمدار آن مصباح یزدی است چنان به این حیوان ها تزریق شده است که نتیجه اش چنین اعمال وحشیانه و به دور از انسانیتی (و حتی حیوانیت) خواهد بود. چرا که در این نظام فکری با این کار هم معاندین اسلام عبرت خواهند گرفت و هم با این فساد گامی به ظهور آقا نزدیکتر خواند شد.

نويد گفت...

عزيزان همه از فجايع و جنايات خبر داريم . يكي از اين هزاران كافيه كه جان بر كف مبارزه كنيم ، مبارزه عاقلانه نه احساسي.
مرگ با عزت به از زندگي با لذت
دنيا به ما نگاه مي كنه
وجدان روز و شب معذبمان را با مبارزه نجات دهيم

ناشناس گفت...

واقعا ماجرای غم انگیزی است. آقای داد این دادگاه مطمئنا برگزار خواهد شد. این را همیشه در تاریخ می خوانم که ظالمان سزای کارشان را پس داده اند.

امیر گفت...

فحش را به آدم میدهند اینها که از حیوان هم بدترند. نمیدانم واقعا امام زمانی در کار هست یا نه؟ همه میدانیم این ظلمها و تجاوزها تازگی ندارد. پس اگر قرار بود به امید امام زمان و خدا بشینیم باید خیلی زودتر از این بساط آنها جمع شده بود. هی نگیم تو این دنیا به سزاشون میرسن, بلکه باید اونارو به سزاشون برسونیم. بله ما و شما باید این کارو انجام بدیم, نه خدا و امام زمان

ناشناس گفت...

بابک نازنین

این نیز بگذرد به امید روزی که داد عزیز در دادگاهی نه چندان دور به دادخواهی این قربانی دیگر حاضرشود
مراقب خودت باش

واما شاملومی سراید:من‌ فکر مى‌کنم
‌هرگز نبوده‌ قلب‌ من
اين‌ گونه
گرم‌ و سرخ‌ :
احساس‌ مى‌کنم
‌در بدترين‌ دقايق‌ اين‌ شام‌ مرگ‌زاى
‌چندين‌ هزار چشمه‌ى‌ خورشيد
در دل‌ام
‌مى‌ جوشد از يقين‌:
احساس‌ مى‌کنم
‌در هر کنار و گوشه‌ى‌ اين‌ شوره‌ زار يأس

چندين‌ هزار جنگل‌ شاداب
ناگهان
‌مى‌ رويد از زمين

ناشناس گفت...

midonin eshkal kar gojast ke in haroom zadeha ba in hame zolm hanooz ke hanooze mitoonan hokomat konano be jenayateshon edame bedan chon ona fekre maro por kardan az khodavo peyghambaro Mahdi jan ke ey khoda haghe maro begir ya Mahdii haghe maro begir neshestim to khone ke khodavo Mahdi jan haghe mao begiran ke Mohhamad haghe maro begire mardom be hoosh bashin Mahdi Mohhamad... vojod nadare ina hamash sakhte va pardakhtan ke ma be omide ina harkati nakonimo to khonehamon beshinimo faghat aho nefrin konim ta Mehdi jan bian haghemono begire ina age Mehdi vojod dasht age hagho hagh dehi vojod dasht ke inkararo nemikardan chon ina hamash kashke sakhte va pardakhdeye zehne khodeshone midnoonan ke Mehdii vojod nadare in jenayato mikonan vagarne ke nemikardan,,,,,baradar va khahare irani agar beshini to khoonat az Mehdijan komak bekhaii ta akhare omretbayad montazer bemooni agar har irani yek basiji ro bokoshe ina dige jorat nmikonan injoori baradar va khaharhaye maro shekanje bedano beheshon tajavoz konan pas bidar sho be pa khiz shoar benevis efsha gary kon atish bezan basiji lo bede be rahbarashon tohin kon bejang onvakhte ke piroozi

ناشناس گفت...

تا زمانی که نشستیم و منتظر هستیم یه عرب سوسمار خور از یخچال در بیاد بگه من امام زمانم و سرمون تو چاه مستراح جمکرانه ودر گیر این خرافات...در برابر امثال دسته گلهایی مثل مهدی سرمون از خجالت پائینه.

ناشناس گفت...

آقای داد تورو خدا شما که این جونو میشناسی تا از دست نرفته به یه روان شناس معرفیش کن تو خبر نگاری پس دکتر میشناسی اگه روان کاوی نشه برای همیشه از دست میره.خواهش میکنم.خواهش میکنم

امین ف گفت...

روزی را در تصور دارم که این مردمان در مقابل دوربین های تلویزیون با گریه و لابه، تقاضای بخشش از مردم دارند و گناه اعمالشان را به گردن بالا دستی هایشان میاندازند. همان مأمور بودیم و معذور قدیمی. آن روز دور نیست...
با اجازه این وبلاگ را لینک کردم.

ناشناس گفت...

سلام دوستان،

می‌خوام به چند اشکال مهم فرهنگی‌ ما ایرانیان که از مهمترین عوامل به وجود آمدن این بدبختیها است اشاره کنم.
۱- احترام بیش اندازه به بزرگترها که از خانواده شروع (والدین، برادر یا خواهر بزرگتر،عمو، عمه...، پدربزگ،...) و به مدرسه (معلم، ناظم، مدیر....) و اداره ها، سازمانها، کارخانجات و در نهیات به دولت کشیده می‌شه. که یه نوع در واقع چپلوسی هم می‌شه گفت که به دنبالش توقع هم در بزرگتر‌ها ایجاد می‌شه. و بزرگترها از این احترام و یا چپ لوسی سؤ استفاده می‌کنن. بهتره چند مثل واسه روشنتر شدن بیرم.
مثل اول: تو خونه والدین به عنوان ۱ مالک به بچه‌هاشون نگاه می‌کنن، نماز واو دین اجباری، تحمیل عقیده در مورد آینده بچهها می‌کنن (البته الان خیلی‌ کم رنگتر شده و با گذشت نسل‌ها به مرور از بین میره)مثال دیگه احترام به روحانی‌‌های مذهبی‌ هستش که در قدیم بخصوص قبل از انقلاب بیشتر بود مثل بوسیدن دست آقای خمینی توسط بانی‌ صدر و یا دست آقای خامنه‌ای توسط آقای احمدی نزاد....
۲- مورد دوم عدم تحمّل عقیده طرف مقابل - همیشه خود رو ایده ال فرض کرده شروع به محکوم کردن همه می‌کنیم. البته انتقاد خیلی‌ خوب و سازنده هست ولی‌ تا حدی که به تحمیل عقیده و به عبارتی به "امر به معروف واو نهی از منکر" نرسه.
مثلا در این مورد تحمیل عقیده مذهبی‌ و یا ایدئولوژی به دیگران. میدونین من معتقدم که مذهب هم اکثرا ارثیست و اگه والدین عقیده دیگه به بچه‌هاشون یاد میدادن بچه‌ها به یون عقیده معتقد میشدن.
۳ - مورد سوم نگاه کردن به تمام مسائل از زاویه دینی و یا عقیدتی
اگه مقاله‌ها و سخنرانی‌‌های رشنفکر‌های ما رو دقت کنین، میبینن که تو هر صحبتی‌ یه استنادی به روایات و آیات دینی می‌کنن. من نمیگم که عقیده به دین داشتن بده ولی‌ استناد‌ها اصلا درست نیست. تو همه کشورهأی غربی دولتها پر از آدمای معتقد مسیحی‌ میبینن ولی‌ تو صحبتا استناد به دین نمیکنن. استناد به دین کردن یعنی‌ بستن زاویه برای بررسی منطقی‌ ایست. اصلا بسیاری از موارد با دین ارتباطی‌ نداره. مثلا علم اقتصاد و سیاست علمیست که تو دانشگاه تحصیل می‌شه و با زمان تغییر می‌کنه و پیشرفت می‌کنه
۴- قضاوت با ظاهر
یک مثال برای این مورد میتونه قضاوت بر اساس دین باشه. یعنی‌ میگیم اگه عدم مسلمان باشه حتما آدم خوبی باید باشه و یا اگه نه باشه حتما آدم بدیست. اگه اینطور بود که اینهمه جنایت در دنیای اسلام نمی‌شد. و یا اگه مسیحی‌ باشه و یا بی‌ دین باشه مثلا آدم خوبی یه یا آدم بعدی یه. میدونین اعمال آدما را به هیچ وجه نمی‌شه با عقاید و یا ادعا‌هایش سنجید. اولا که آدم خوب و یا بد مطلق وجود نداره. در دوّماً هر آدمی‌ با هر عقیده وو ادعایی ممکن آدم درستکار و یا ندرستی باشه. و بگذارین اینطور بگیم که اصلا عقیده و گفته آدما تضمین کنند شخصیت شون نمیتونه باشه

میدون تو غرب اصلا مهم نیست کسی‌ مهندس، دکتر، مدیر، کشیش و یا هر کاره‌ای باشه، هیچکس بخاطر اینجور چیزها احترام اضافه نمی‌کنه و چون احترامی اینچینین وجود نداشته و ندارد آدمهای بی‌ این عناوین هم اصلا همچون توقعی تو ذهنشون خطور نمی‌کنه. و این یه عادت فرهنگی‌ شده. حتی اگه تو خونه والدین با بچشون بد رفتاری کنن و بهش زور بگن پلیس میتونه با والدین برخورد کنه. با این وجه اصلا کسی‌ نمیتونه به کسی‌ زور بگه. البته وظیفه هر کارمند و یا کارگری هست که به حیطه وظایف خودش با دستور مدیر عمل کنه ولی‌ غیر از این حیطه وظایف مدیر نمیتونه توقع دیگه داشته باشه.
تو این کشورها احترام متقابل هست و اگه شخصی‌ کسی‌ رو دوست نداره اصلا بهش سلام هم نمیده، مجبور هم نیست و اصلا مشکلی‌ هم ایجاد نمی‌شه

ناشناس گفت...

دین افیون توده ها یعنی چی ؟؟؟
باز بگین خدا، پیغمبر، امام -
اینها با حکم همین خدا و پیغمبر به مردم تجاوز می کنن !

( از بس ستاره کشتید روئ زمین سیاه است هم این زمان سیاه است هم اسمان سیاه است رو بسته زان نشستید در پیشگاه تاریخ کز این همه جنایت - روزگارتان سیاه است دست قلم شکستید . پای سخن ببستید . ای روشنی ستیزان - افکارتان سیاه است این خود گواه ان است پس پندارتان سیاه است هر حیله که دارید در استین تزویر هر جادویی که ببستید در کارتان سیاه است )

ناشناس گفت...

سلام دوستان،

می‌خوام به چند اشکال مهم فرهنگی‌ ما ایرانیان که از مهمترین عوامل به وجود آمدن این بدبختیها است اشاره کنم.

۱- احترام بیش اندازه به بزرگترها
که از خانواده شروع (والدین، برادر یا خواهر بزرگتر،عمو، عمه...، پدربزگ،...) و به مدرسه (معلم، ناظم، مدیر....)، اداره ها، سازمانها، کارخانجات و در نهیات به دولت کشیده می‌شه. که یه نوع در واقع چپلوسی هم میشه گفت که به دنبالش توقع هم در بزرگتر‌ها ایجاد میشه. و بزرگترها از این احترام و یا چاپلوسی سؤ استفاده می‌کنن. بهتره چند مثال واسه روشنتر شدن بیارم.
مثل اول: تو خونه والدین به عنوان یک مالک به بچه‌هاشون نگاه می‌کنن، نماز و دین اجباری، تحمیل عقیده در مورد آینده بچه ها می‌کنن (البته الان خیلی‌ کم رنگتر شده و با گذشت نسل‌ها به مرور از بین میره)مثال دیگه احترام به روحانی‌‌های مذهبی‌ هستش که در قدیم بخصوص قبل از انقلاب بیشتر بود میشه بوسیدن دست آقای خمینی توسط بانی‌ صدر و یا دست آقای خامنه‌ای توسط آقای احمدی نزاد.... مثال زد.

۲- عدم تحمّل عقیده طرف مقابل
همیشه خود را ایده ال فرض کرده شروع به محکوم کردن همه می‌کنیم. البته انتقاد خیلی‌ خوب و سازنده هست ولی‌ تا حدی که به تحمیل عقیده و به عبارتی به "امر به معروف و نهی از منکر" نرسه.
مثلا در این مورد تحمیل عقیده مذهبی‌ و یا ایدئولوژی به دیگران. میدونین من معتقدم که مذهب هم اکثرا ارثیست و اگه والدین عقیده دیگه به بچه‌هاشون یاد می دادن بچه‌ها به اون عقیده معتقد میشدن.

۳ - نگاه کردن به تمام مسائل از زاویه دینی و یا عقیدتی

اگه مقاله‌ها و سخنرانی‌‌های رشنفکر‌های ما رو دقت کنین، میبینن که تو هر صحبتی‌ یه استنادی به روایات و آیات دینی می‌کنن. من نمیگم که عقیده به دین داشتن بده ولی‌ استناد‌ها اصلا درست نیست. تو همه کشورهأی غربی دولتها پر از آدمای معتقد مسیحی‌ میبینن ولی‌ تو صحبتا استناد به دین نمیکنن. استناد به دین کردن یعنی‌ بستن زاویه برای بررسی منطقی‌ ایست. اصلا بسیاری از موارد با دین ارتباطی‌ نداره. مثلا علم اقتصاد و سیاست علمیست که تو دانشگاه تحصیل می‌شه و با زمان تغییر می‌کنه و پیشرفت می‌کنه

۴- قضاوت با ظاهر

یک مثال برای این مورد میتونه قضاوت بر اساس دین باشه. یعنی‌ میگیم اگه آدم مسلمان باشه حتما آدم خوبی باید باشه و یا اگه نه باشه حتما آدم بدیست. اگه اینطور بود که اینهمه جنایت در دنیای اسلام نمی‌شد. و یا اگه مسیحی‌ باشه و یا بی‌ دین باشه مثلا آدم خوبی یه یا آدم بعدی یه. میدونین اعمال آدما را به هیچ وجه نمی‌شه با عقاید و یا ادعا‌هایش سنجید. اولا که آدم خوب و یا بد مطلق وجود نداره. دوّماً هر آدمی‌ با هر عقیده و ادعایی ممکنه آدم درستکار و یا نادرستی باشه. و بگذارین اینطور بگیم که اصلا عقیده و گفته آدما تضمین کننده شخصیت شون نمیتونه باشه

تو غرب اصلا مهم نیست کسی‌ مهندس، دکتر، مدیر، کشیش و یا هر کاره‌ای باشه، هیچکس بخاطر اینجور چیزها احترام اضافه نمی‌کنه و چون احترامی اینچینین وجود نداشته و ندارد آدمهای با‌ این عناوین هم اصلا همچون توقعی تو ذهنشون خطور نمی‌کنه. و این یه عادت فرهنگی‌ شده. حتی اگه تو خونه والدین با بچه شون بد رفتاری کنن و بهش زور بگن پلیس میتونه با والدین برخورد کنه. با این وجه اصلا کسی‌ نمیتونه به کسی‌ زور بگه. البته وظیفه هر کارمند و یا کارگری هست که به حیطه وظایف خودش با دستور مدیر عمل کنه ولی‌ غیر از این حیطه وظایف مدیر نمیتونه توقع دیگه داشته باشه.
تو این کشورها احترام متقابل هست و اگه شخصی‌ کسی‌ رو دوست نداره اصلا بهش سلام هم نمیده، مجبور هم نیست و اصلا مشکلی‌ هم ایجاد نمی‌شه

ناشناس گفت...

من هم امیدوارم که شاهد محاکمه تمامی سردمداران این جنایتها باشیم.
من با اجازه این پست شما را با ذکر منبع به دوستانم ایمیل می کنم.

عابد گفت...

آقای داد از فاصله ای دور، خیلی دور برای شما می نویسم. شما اکنون به چشمان همه ما ایرانیان دور از ایران تبدیل شده اید و مشاهداتان بارها به مراتب بیشتر اخبار و بیانیه ها ما را تکان می دهد. به همین دلیل از شما درخواست می کنم دست کم تصویرتان را از روی صفحه بلاگ بردارید، تا شناسایی تان کار راحتی نباشد... 

ناشناس گفت...

Salam aghaye Daad
Aval az hamee inke be vojod shoma eftekhaar mikonam va khasteh nabashi behet migam . Dovoman, in neveshtat kheyly tekan dahandeh bood vali motmaen bash ke ahee oon madar va pedar sarane jomhoriye eslamiyo migire. Mage ina balatar az saranee NAZI hastan? Sarane Nazi ham ba felkaat toye dadgah mahkom be edaam shodan. Rozegari baraye mardome Alman edaame NAZI HA mesle ye rooya bood, ama etefagh oftad

ناشناس گفت...

benevis baradar babak jaan. benevis ke az neveshtanat vahshat bar andaam e in jaanian mioftad.
ey kaash mishod neveshtehaayat ra be onvaane yek roman e talkh mikhandam, vali in vaagheyat e talkhe jaameye ma va keshvare ba tarikhe kohane 4000 saal ast ke be in rooz oftaade.

ناشناس گفت...

az in mehdia ziad darim bavar konin to jomhorie eslami . inshalah rozi biad ke ba khodeshonva khanevadashon hamchin karhaee ro bekonan . az on balaee gerefte ta in noche basijiashon .

فریبا گفت...

مدتهاست که توسط این رژیم مورد تجاوز قرار می گیریم و دم نمی زنیم. تجاوز در زندگی خصوصی ، کار ،دوستان ، کلام ،ارتباطات و...آنقدر به اینها اجازه داده ایم که پیشروی کرده و تن و بدن ما، قرزندانمان و خانواده مان رابرای فرو نشاندن عقده های خود دستاویز قرارداده اند. بیائید برای خاتمه دادن به این بی حرمتی ها و پاس ایرانی بودن و انسان بودن خود با آگاهی همه مردم این دزدان حرمت و آزادگی را در سرزمین مادری محاکمه و نابود کنیم.

Mina گفت...

عجب حکایتی است قصه این جنایت. شبی پر اشک برایمان ساختید بابک عزیز. تا می توانم از نوشته هایتان به ویژه این نوشته دردناک نسخه چاپی تهیه می کنیم و میان مردم کوچه و بازار پخش می کنیم.

ناشناس گفت...

سلام عليكم

اولا گويا شما خبرنگار باسابقه اي هستيد
وبراي همين با مدرك سخن مي گوييد.پس مدارك وتجارب خود را به خطر نياندازيد
درثاني
بانويي مسيحي امروز به من چيزي تكان دهنده تر از مطلب شما گفت
اوگفت ترديد مردم در دينشان تاسف برانگيزه
كار ما به جايي رسيده است كه اقليت محترم ارمني به حال ما مسلمانان اظهار تاسف بكند
قابلا توجه ولي امر مسلمين

ناشناس گفت...

نباید ساکت نشست

sajad گفت...

به امید روزی که اسلحه بدست ملت بیفتد انگاه با خون کثیفشان خیابان را رنگ می کنیم

ناشناس گفت...

babak jan salam man chand bar berat pigham gozashtam az finland vali jwabi nagreftam

ژاله گفت...

با سلام آقای داد
اگر مهدی را دیدید به او بگوئید که جسم فانی است و روح ماندگار. به او بگوئید ما دوستش داریم . به او بگوئید در این دنیا نشکند و سرافراز باشد . به او بگوئید در محضر خدا جائی بس والا دارد . به او بگوئید همه مان برایش گریه کردیم . به او بگوئید ...

ناشناس گفت...

Omidvaram ke hale mehdi harche sari tar khub beshe va betune ba serahate kamel tamame etefaghati ro ke barash oftade dar dadgahi ke be zudi bar gozar khahad shod ! bege , va in kesafatharo badesh mikonim tu guni va az kuh parteshun mikonim payin!!! ta dine eslameshun zire pa gozashte nashe!

ناشناس گفت...

درود بر ملت ایران.امیدروزی را دارم که با همین دستهای خودمان این حاکمان فاسد را به میز محاکمه بکشانیم.اما هیچوقت تمی توان تمام انتقام کارهای آنها را از آنها گرفت زیرا آنقدر کثافت کاری کرده اند که به شمار نمی آید.من فرزند جنوبم گرچه اینجا هیچ خبری از اعتراضات عمومی نیست نمی دانم چرا!! ولی قلبهایمان مملو از نفرت فاسدان است.

ناشناس گفت...

من خودم یک پزشک هستم و خارج از سرزمین بیداد. با خواندن این نوشته باز هم اشک جلوی دیدگانم رو گرفته و می نویسم. درود به شما که با اطمینان خودتان امید را در دل ما زنده نگه می دارید.و به امید قوی شدن این نوجوان و دیدن شادابی چهره ی دوباره ی او.

zorba گفت...

روح پدرم شاد که میگفت یه استاد/ فرزند مرا هیچ میاموز به جز عشق...... روانشاد پدرم میگفت " یه قول قدیمی ها : فواره چون بلند شد سرنگون شود"....
گاهی حس میکنم دوباره روان ارش ها و سیاوشها در این سرزمین به تکاپو افتاده...
امیدوارم.....

با سلام

ناشناس گفت...

با خواندن این مطلب داستان کتاب بادبادک باز برایم تداعی شد... جنایتی که طالبان به مردم افغانستان روا داشتند....... وحشتناک است ، اما اینجا ایران است و.....

Maryam, Sweden گفت...

I'm speechless. I can't stop crying and the pressure of my anger is killin me.

ناشناس گفت...

يعني اگه بنا بر كلام مولا علي
يكي اين دردها را بشنوه و از اين درد دق كنه جاي گله و سرزنش نيست


واي بر ان روز كه نهان ها عريان شود و ...

ناشناس گفت...

اشداء علي الكفار و رحما بينهم!
ديني كه چنين شعاري داشته باشد البته در دست صاحبان فاسد زر و زور بازيچه ميشود
هرچند انچه بر مهدي وايرانيان باكدل در اين روزها ميرود شنيع و بسيار تكاندهنده است
اما گويي جبري تاريخي ملت را به سوي رها كردن اخرين بايگاههاي موهومات مذهبي هدايت ميكند
در اين چهل و اندي روز انقدر درد كشيديم كه گويي وارد فضايي ماورايي شدهايم تنها تسلاي ما ايمان به حقيقت والاي انسان است..
تمني ميكنم اطلاعات لازم در مورد مهدي را در اختيار كميته بازداشت شده گان خصوصا دفتر كروبي بگذاريد

ناشناس گفت...

آقای داد خسته نباشید و پایدار بمانید. ولی چه باید کرد؟ به هر حال هفتاد نفر نماینده اقلیت در مجلس هستند و بخشی از اصولگرایان هم می توانند همراه باشند در پی گیری این جنایات. آیا نمی توان مهدی را راضی کرد که به مجلس برود؟ اگر حیا و شرم ایرانی همچنان در میان بنشیند دیر نیست روزی را که کردوبی و هر کسی را که از این فجایع صحبت کند به زندان بیاندازند و نابود کنند.

ناشناس گفت...

فقط دارم میلرزم و هیچی نمیتونم بگم.
هرکس دیگه ای بجز شما اینا را نوشته بود باور نمیکردم.اما بدبختانه میدونم که واقعیته...
وای خدا تو هستی یا نه؟میبینی یا توهم کور شدی؟
خدا...............

ناشناس گفت...

اشک مهلت ام نمی ده.نمی دونم کی این ظلمت میره...آخه چه جور میشه همچین کسانی باشن و به خودشون اجازه همچین کاری وبدن...قلبم تیر میکشه
فقط امیدوارم اون روزی که تقاص پس میدن نزدیک باشه.

behi گفت...

سی ساله که این حکومت فاسد میخواد مردم ایران رو تحقیر کنه اما هیچ غلطی نتونسته بکنه. حرامزاده های فاسد از خون این مردم خوردن و هار شدن. هر لحظه آرزو میکنم که مرگ با ذلت و حقارت ا.ن. و رهبر کثیفشونو به زودی ببینیم.
خدایا به خاطر 30 سال سختی و عذابی که این مردم بیگناه کشیدن، به خاطر شهامتی که دارن و جلوی این کثافتا ایستادن، ا.ن. و دارو دسته رذلشو به درک بفرست. خائنای وطن فروش امیدوارم آه امثال مهدی روزگارتونو سیاه کنه.

مینا گفت...

این جنایتکارا از سال 67 تجاوز را با شهدای خاوران شروع کردنند الان داره علنی می شه. 

بیتا گفت...

آقای داد سلام. لطفااز طرف بقیه مردم ایران هم از مهدی و خانواده او دلجویی کنید. به آن ها بگویید که کشته شدن روح معصوم فرزند آن ها او را در زمره شهدای آزادی قرار می دهد و آن ها نباید باکی از ریختن آبروی خود داشته باشند. مهدی و خانواده او روزهای وحشتناکی را سپری می کنند اما گذشته از این دردها آن ها باید به روح آزاده مهدی افتخار کنند. فرزند آن ها با وجود زندگی در یک شهرستان کوچک و تنگدستی که می تواند انسان را به شرایط اجتماعی بی تفاوت کند،این روشن فکری را دارا بوده که در یک تظاهرات متمدنانه و بی خشونت از رای و خواسته خود دفاع کند. درود بر این پسر و درود بر خانواده شریف او. آبرو و خوشنامی از آن این خانواده و رو سیاهی از آن حکومت دیکتاتوری اسلامی ایران است. به امید بهبودی کامل مهدی و به امید تداوم آزادی قلم شما آقای داد عزیز.

امیدوار گفت...

به امید رسوایی و محاکمه واعدام این دیکتاتور در جلوی چشم جهانیان همانند صدام حسین .....به امید خدا

ناشناس گفت...

ba dorod be aghaye dad aziz,enghadr nagid en chiza tazegi nadare bayad en chiza baraye hame hamishe tazegi dashte bashe ta mesle adamaye doro bare man nagid ma be andaze kafi hazine dadim ta hala dige basemone,vali man migam ma be andaze kafi zolm didim dige basemone mikhahim hazine bedim,ba arezoye salamati baraye aghaye dad aziiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiz

ناشناس گفت...

خدایا تو را قسم میدهم به هرکه دوست داری ما از جنایتکاران بیزاریمو ظلم این بی دین ها را به خودشان برگردان تاکی باید این ظلم ادامه داشته باشد ما انقلاب کردیم تا این جنایتها نباشد نه اینکه بدتر از گذشته باشد

ناشناس گفت...

درود بر تو و شجاعتت الحق که از نسل خرمدینان هستی .

اشک در چشم با آرزوها دل را نوشتن
بفض در سینه با نفرت و داد از این سرشتن
آنک رسیده فصلی دوباره کوروش بپا خیز بابک رسیده
وقت حساب است سرهای جلاد آید به مهریز با هر ددو داد


 

ناشناس گفت...

vayyyyyyyyyyyyy vayyyyyyyyyyyyyyyyy
nafasam dige bala nemiad, yani khoda ta key mikhad cheshmasho bebande va in hame mosibati ke sare bandehash miad ro nabine, khodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

ناشناس گفت...

دوباره یاد شعر شاملو افتادم:

باش
تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاهپوش
داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد

هنوز
از سجاده ها
سر بر نگرفته اند!

و باز هم بقول بامداد:

البته این آخر بازی فقط یه نفر نیست

پاینده باشی

yaran گفت...

آقای داد...با تشکر از زحمات شما و خدا قوت..در پاسخ دوستی که کامنت داده اند که اینها با مجوز خدا و پیغمبر و دین است عرض میکنم که اتفاقا این اعمال در نظر آنان جرم و جنایت است و ما نباید اینقدر ساده باشیم که این کارهای جنایتکارانه را بدین و انسانهای شریف تاریخ بشری نسبت دهیم..اینها عین مجرمین و ظالمین هستند..در عین حال بیاد داشته باشیم که در طول تاریخ فاشیستها و جنایتکاران هموتره از عناوین مقدس جهت جتایات خود استفاده کردهاند..

ناشناس گفت...

besyar moteaser shodam ,vali az tarafe digar in neshaneh in ast ke anha be akhare khat residehand

کوروش گفت...

سلام آقای داد

داشتم کامنتها رو می خوندم. به چند نکته جالب برخوردم.
اینکه بعضی از دوستان منتظر هستند که خدا جواب اینها رو بده یا این دنیا این اتفاقات میفته و اون دنیا خدا بهشون جواب میده.

هموطنان عزیز وقتشه بفهمیم دین و خدا و پیغمبر واسه سر کار گذاشتن من و شماست تا خودشون هر کاری دوست دارن بکنن.

نمیدونم چند نفر تا حالا قرآن رو به زبان فارسی خوندند.
این جنایات و این توحش ها دقیقا در قرآن در ارتباط با بردگان (غلامان) و کنیزان وجود داره. هر کسی شک داره دو هفته وقتشو بذاره و قران رو به زبان پارسی بخونه.
این جنابات از 1400 سال پیش و از زمان خود محمد بت عبدالله بوده.
زمانی که مسلمانان وحشی به سرزمین ما حمله کردن چندین هزار نفر از زنان و مردان و بچه های ایرانی رو به بردگی و کنیزی گرفتند.
این جنایات در فرقه تشیع به اوج خودش میرسه تا جایی که رساله هر آخوند شیعه ای رو در قرن 21 حتی بخونید در مورد برده داری و کنیزداری مطلب نوشته شده.
این زندانیان هم برای این حکومتی که واقعا داره دستورات اسلام ناب محمدی رو اجرا میکنه حکم برده و کنیز دارن.

http://www.youtube.com/watch?v=RYtZqGd1gNo
لینک بالا لینک مصاحبه ای از آقای رضا علامه زاده با یکی از بانوانی که با شجاعت اقرار میکنه که به او در زندان حکومت اسلامی تجاوز شده.

http://www.box.net/shared/v5f2ese3qv

این هم لینک متن سخنرانی خانم نینا اقدم می باشد که یک زن متاهل و دارای فرزند بوده و طبق دستور قرآن (24 نسا) به او با آزادی کامل تجاوز شده.

جاوید ایران زمین بدون دشمنانش. دور باد استبداد

ناشناس گفت...

اقای داد بسیار تشکر از مطالبتون خدا بهتون عمر بده..خسته شدم از زندگی این چه زندگی هست که پر از جنایت است.. پس خدا کجایی.. بیا بدادمون برس.. داره از این جنایت ها گریه ام میگره.. میخوام داد بزنم بگم ..خدا خدا خدا

ناشناس گفت...

دلم گرفته...

ناشناس گفت...

سلام و درود بر آن آزاده مرد

در نماز جمعه آقای رفسنجانی در خیابان 16 آذر حضور داشتم در حین خطبه اول مامورین بی دلیل و برای ارعاب مردماموررین موتور سوار دو ترکه به به نماز کذاران حمله ترک موتور اولی بر خلاف دیکران که باتوم داشتند یک زنجیر کلفت که طناب پیپی شده بود در دست داشت و بالای سرش میچرخاند و خطاب به مردم و خانمها فحاشی میکرد و باصدای بلند میگفت همه تونو میکنیم .کسانی که در اونجا بودند این مسئله رو دیدند .در
اخر خطبه دوم هم قبل از اقامه نماز حمله کردند وبا زدن گاز اشگاور در آن هوای گرم بر سر مردم ریختند .در حالی که از تریبون هنوز صدای اذان میآمد حتی به پیره زنها هم رحم نکردند این حرمله ها.
حق نگهدارت ای آدم حق گو

ناشناس گفت...

کلامی با سیاستگذارانی که بویی از شرف و انسانیت نبرده اند و عمله ظلم فقیه قلابی شده اند و لقمه حرام صداوسیما را روزی خود کرده اند.

آقایان بوالی مادرقحبه. سبقتی زن جنده، آخوندی جاکش. ضرغامی خوارکسته، سید مهدی آشغال و دیگر مدیران عمدتا فاسد دستگاه دروغپراکنی جائر مطلقه فقیه! خجالت بکشید. مادرجنده گی هم یک خرده دو خرده ... بی شرف ها آخه دروغگویی هم حدی داره چرا طوری رفتار میکنید که ملت از عمق وجودشان مرگتان را بخواهند؟
نمیخواد اینطوری حکومت شیعه بسازید که حضرت علی در گور بلرزه.. عادت کنید دروغ نگید غیبت نکنید 50 درصد موضوع حل است. این چه سیاست فرهنگی است که دوتا جوون مسلمان سالم مثل زمان شاه از توش در نمی آد. آخه کجای دین مطهر داریم که هدف وسیله را توجیه میکنه!؟ بچه کونی ها اگه همین امروز جلوی جام جم هم راه برید و از دو تا از این خانمهایی که به لطف جمهوری اسلامی کاروبارشان سکه است بپرسید آیا گیر نیروی انتظامی یا گشت ارشاد افتادید یا ...بعدش چی شده؟ همشون بهتون میگن که کار جدیشونو با مامورهای پلیس شروع کرده اند و آدرس همه سردارها و روسای کلانتری که مریدشان امثال سردار رادان و سردار زارعی هستند را بهتون میدن(با سایز ..یرشون)! اصلا از همون هزاران گاردی که صداوسیما را از ترس حمله مردم قرق کردند و خانه ما را تبدیل به محل سازماندهی لباس شخصی ها و زندان جوانان کردند بپرسید(منو بگو ها اصلا چرا بپرسیم احتمالا شماها خودتون هم جز افرادی بوده اید که با فتوای فقیه جاعل به جوانان همه جور تجاوز کرده اید از قلب کردن نمازجمعه و آتش زدن مسجد و پاره کردن ...ون و شکافتن قلب جوونها).
اونوقت شما خزعبلات رئیس دروغگوی سابق، لاریجانی را پخش میکنید که به کسی تجاوز نشده است!!؟ بی شرف ها بی دین ها مگه خودتون کلی فیلم از جوونهای مردم نگرفتید و در اختیار سپاه ثارالله نگذاشتید تا به زندگی و زن و بچه مردم تجاوز کنند مگه به این جنایت پیش آقای جائر جانیتون افتخار نکردید؟ مگه شما در بستن دهان دیگر رسانه ها مستقیم و غیر مستقیم سیگنال ماهواره ها و صدای نقادان را خفه نکردید؟.
ریدید به اسلام مظلوم و آثار شهدا. بس کنید. کی گفته شما میفهمید و مجازید برای حفظ این پادشاهی خودکامه دروغ، با ثروت این مردم خبربسازید و هر زری را بزنید و هرگوهی را بخورید. تر زدید به سوابق و روحیه همه کارکنان سازمان که روزی به خدمت در صداوسیما افتخار میکردند. پیش خدا چه خواهید گفت؟ شما که بهتر میدونید و مستند کرده اید که چه طوری یک شبه یک حجت الاسلام با سوادی 3-4 سال حوزه ای که بقول شیخ علی تهرانی بیشترش را هم با سعدی خوانی و حافظ گذرانده اند آیت الله شد ؟ جدیدا هم که آیت الله ی عظما می خوانیدش! نکنه خودتون هم باورتون شده.؟
بابا این نون ها خوردن نداره از بچه ها تون بخواهید بهتون بگن حتی تو اون مدرسه های خصوصی اسلامی شون که مملو از کثافت ریاکاری هاست چه فحش هایی نثارتون نمی کنند آخه حیا هم خوب چیزیه.
حتما چند برابر این پاداش های مالی که به ما دادید آقای رهبر و احمدی نژاد به شما داده اند و رانتهای خودرو و زمین و پست و کار دولتی برای کره خرهاتون و .... برای شما و خانواده تان!
. ولی اگر هنوز خرده وجدانی دارید به فکر مادر کیانوش آسا و سهراب اعرابی و هزاران آسیب دیده دیگری باشید که بی سایه پدری بزرگ شدند و اگر متجاوز خارجی نیز بود در دفاع از مرزهای وطن شهید میشدند اینقدر در حق این خانواده ها و میلیونها نخبگانی باشید که معترضند و بر آن سرمایه ملی حق دارند. ظلم نکنید و بترسید از آه مظلوم بترسید از روز قیامتی که دیگه نه خامنه ای نه سپاه و لباس شخصی دیگری هست که کمکتان کند و حنای دروغتان بی خاصیت خواهد بود.
همه کانالهای خبری و امکانات کشور را دراختیار دارید بعد از تهران به غرقی و فلاح و ... سواستفاده چی که بجای خبرنگاری به جاسوسی مشغولند میگوئید که فلان خبرمنفی را برای شما از آمریکا و انگلیس و بغداد و .... بلغور کنند . بابا این شد کار حرفه ای؟ گند زدید به معنی اخبار! مگر هزاران هزار ظلم انجام شده و میلیونها رای قلب شده و دهها شهید از نخبگان مردم را میشوید با فیلم ترانه موسوی و آن نوجوان دیگر پاک کرد؟ شما بی ناموسها که روی شاه و ساواک و سیا و بوش را سفید کرده اید و تیشه به ریشه خودتان زده اید کی قرار است کارکرد رسانه ها را یاد بگیرید؟ کی قرار است مفهوم اعتماد به رسانه را بفهمید. تا کی میخواهید به فرهنگ کشور تر بزنید؟ چرا بیت رهبری آن میعادگاه خاله خرسه ها و ابوموسی اشعری ها باید برای رسانه کشور تصمیم بگیرند؟ اگر آنها عقلشان میرسید که اینهمه گهکاری را در دامان رهبر نمیگذاشتند که نقل و نبات دهان مردم مرگ بر خامنه ای شود و سپاه و بسیج، این سابقا سرمایه ملی به گه کشیده شود و منفور خاص و عام. تا فرصت هست آدم شوید و نزد خدای بزرگ توبه کنید.

ناشناس گفت...

درود بر تو و خانواده شجاعت!
ازت یه خواهش دارم: در نوشته هات، در افشا و بازگویی جنایت های ددمنشانه رژیم دقت کن که هرگز برای خواننده این توهم پیش نیاد که این اتفاقات پدیده های نو ظهورن. من فقط یک نمونه از هزاران مورد قتل و تجاوز در زندانهای دهه 60 رو مینویسم:

در تابستان 60 چند پاسدار به خونه پدری علیرضاتشیداز رهبران سازمان راه کارگر حمله می کنن. علیرضا مدت هاست که مخفی زندگی می کنه، خواهر 15 سالش نیلوفر تشید رو با خودشون می برن. پدر و مادر یک ماه از دخترشون مطلقا بی خبر بودن، تا اینکه یک روز یه پاسدار میاد در خونه و می گه: نیلوفر تشید دیشب عقد من شد و امروز صبح تیرباران شد. یک جلد قرآن و یک شاخه نبات هم مهریشه که براتون آوردم، برید جنازشو تحویل بگیرید.

یاد آر ز شمع مرده، یاد آر!

زنده باشی، انسان بزرگی هستی

ناشناس گفت...

اینبار دیگه فرق می کنه..خیلی دور نیست زمانی که این آخوندای جنایتکار رو برای تمام کارایی که کردن محاکمه کنیم.... سحر از تاریکترین قسمت شب شروع می شه

سیامک گفت...

اگر کسی از شنیدن این جنایات خون گریه کنه جای تعجب نیست. بابک عزیز من هم مثل تو مطمةن هستم که این جنایت کاران از خامنه ای کثافت تا عوامل جنایت کارش به زودی به جزای اعمالشان میرسند و برای همیشه بساط ولایت فقیه در این مملکت جمع خواهد شد.

siamak گفت...

اگر کسی از شنیدن این جنایات خون گریه کنه جای تعجب نیست. بابک عزیز من هم مثل تو مطمةن هستم که این جنایت کاران از خامنه ای کثافت تا عوامل جنایت کارش به زودی به جزای اعمالشان میرسند و برای همیشه بساط ولایت فقیه در این مملکت جمع خواهد شد.

ESY گفت...

salam-

emrooz dar akhbar khoondam ke aghaye Larijani goftan ke inke be kasi tajavoz shode bashe "kezb"e va harkasi dalili baraye in dare biad va be majles era'e kone...aya fekr nemikonid ke shoma ke dastrasi be in shavahed darin masoolin ke ino be yek nahvi gozaresh bedin?
midoonam ke hefze jaane Mehdi mohemme, vali shoma bayad dar in sharayet saaket nashinin belakhare ye gooshe shenavaee peyda mishe too in mamlekat.

jahate ettela' begam ke man ham pesar daeemo too in jarianat az dast dadam va vaghti in matne shomaro khoondam moo betanam rast shod! albate oon zendani nabood o dar khiaboon koshte shod!

سیامک گفت...

آگر آمریکایی ها و اسراییلی ها یا هر بیگانه ای که ما فکر می کنیم دشمن ما هستند این مملکت رو اشغال کرده بودند حتی 0.0001این هم جنایت نمی کردند که این جنایتکاران ولی فقیه کثافت کردند. این ها که روی تمام جنایت کاران تاریخ رو سفید کردند. مدتهاست که آمریکایی ها در عراق و افغانستان حضور دارند و یک همچین چیزهایی مرتکب نشده اند و در مورد زندان ابو غریب هم دولت آمریکا سریع عکس العمل نشان داد و دادگاهی شدند. من نمی خوام که از آمریکایی ها دفاع کنم فقط می خوام این کثافت های اسلام ناب محمدی رو با اون هایی که هیج ادعایی ندارند مقایسه کنم. به امید روزی که جنازه این جنایت کاران و در رآسشون خامنه ای مادر جنده رو آویزون از درخت های خیابون های تهرون ببینیم.

علیرضا هیبتان گفت...

اصولی از قانون اساسی :
اصل 32 :
هيچكس‏ را نمي‏ توان‏ دستگير كرد مگر به‏ حكم‏ و ترتيبي‏ كه‏ قانون‏ معين‏ مي‏ كند در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ بايد با ذكر دلايل‏ بلافاصله‏ كتبا به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهيم‏ شود و حداكثر ظرف‏ مدت‏ بيست‏ و چهار ساعت‏ پرونده‏ مقدماتي‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضايي‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاكمه‏، در اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ مي‏ شود.
اصل 38 :
هر گونه‏ شكنجه‏ براي‏ گرفتن‏ اقرار و يا كسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار يا سوگند، مجاز نيست‏ و چنين‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندي‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ مي‏ شود.
اصل 39 :
هتك‏ حرمت‏ و حيثيت‏ كسي‏ كه‏ به‏ حكم‏ قانون‏ دستگير، بازداشت‏، زنداني‏ يا تبعيد شده‏، به‏ هر صورت‏ كه‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

PersianCultureS.com گفت...

-


More Information & your link at



http://www.persiancultures.com/news/Assault/in_islamic_regime_of_iran.htm


All the best


-

PersianCultureS.com گفت...

-

More Information & your liknk at


http://www.persiancultures.com/news/Assault/in_islamic_regime_of_iran.htm


All the best


-

ناشناس گفت...

این نوشته رو خوندم و باور کردم چون میدونستم از دست اینا هر کاری بر می یاد، وقتی آخرش اسم شما رو به عنوان نویسندش دیدم مطمئن شدم که می تونم به عنوان یک گزارش موثق برای بقیه بفرستمش
با تشکر از شما، به امید پیروزی

علی گفت...

پاینده باشی مرد.
داستان مهدی سینه ام رو سوزوند، این روایت همه مردم آزاده ایرانه، کاری است که با همه ما کرده اند. حکایت مهدی، سهرات، ندا،... حکایت تمام آزادگان ایرانه.
اما سخنی با بابک داد:
تو نماد مقاومت مردم ایرانی. دیگه جزیی از تاریخ ایران شدی. می خوام بدونی هرجایی که باشی ما یاورت هستیم وبرات دعا میکنیم. طاقت بیار رفیق، من هم ایمان دارم که کارما به سرانجام خواهد رسید. برای خودت و خونوادت آرزوی سلامتی دارم. طاقت بیار چون ایران همراه توست.
یاعلی

ناشناس گفت...

en ham yek nemone az sar be saghf chasbandan ahmadinejad.shenidam ke temsahe yazdi yani mesbahe yazdi gofte etaat az ahmadinejad etaat az khodast,vaghean khoda ra dar pasto khane penhan bayad kard,khoda posht va panahe shoma va khanevadaton

ناشناس گفت...

بادرود برشما غیورمرد
کاش میشد برای حصول نتیجه ای این موردرا به جناب هاشمی وصل نمایید تا شاید ایشان بتوانند کاری بکنند و مدعیان ایقدر برطبل انکارنکوبند

ناشناس گفت...

in neveshte ha ro baraye UN befrestid keh be ahmadi nejad tabrik gofteh!

سهیلا گفت...

درود
من با شما آشنایی ندارم نه از عقیده ومذهبتون میدونم نه .............
چند باری اسمتونو از جاهای مختلف شنیدم . با خواندن این مطلب یاد خیلی گذشته ها یدور میافتم
زمانی که مجاهدین خلق رو برای اعتراف به تلویزیون میاوردند و اون بدبختها هم باید چیزهایی که بهشون دیکته شده بود رو میگفتند .نمیدونم یادتون هست
باید میگفتند که در خونه ها یتیمی همیشه باید قرص های ضد بارداری داشتیم چون همه به ما ها تجاوز میکردند ...................
اونها این بدبختها رو انقدر خرد میکردند که طرف تو خلوت خودش هم از خودش بدش میومد چه برسه فعالیت سیاسی
حالا هم این کثافتها دارن همین کارو میکنن بلا بر سر این بیچاره ها میارن که دیگه هیچکی نه خودشون نه اطرافیانشون فکر تظاهرات رو هم نکنن چه برسه مخالفت

سهیلا گفت...

درود
من با شما آشنایی ندارم نه از عقیده ومذهبتون میدونم نه .............
چند باری اسمتونو از جاهای مختلف شنیدم . با خواندن این مطلب یاد خیلی گذشته ها یدور میافتم
زمانی که مجاهدین خلق رو برای اعتراف به تلویزیون میاوردند و اون بدبختها هم باید چیزهایی که بهشون دیکته شده بود رو میگفتند .نمیدونم یادتون هست
باید میگفتند که در خونه ها یتیمی همیشه باید قرص های ضد بارداری داشتیم چون همه به ما ها تجاوز میکردند ...................
اونها این بدبختها رو انقدر خرد میکردند که طرف تو خلوت خودش هم از خودش بدش میومد چه برسه فعالیت سیاسی
حالا هم این کثافتها دارن همین کارو میکنن بلا بر سر این بیچاره ها میارن که دیگه هیچکی نه خودشون نه اطرافیانشون فکر تظاهرات رو هم نکنن چه برسه مخالفت

ناشناس گفت...

آقای داد هر شب به بلاگتون می آم و هر شب براتون دعا میکنم...خدا به خودتون و خانواده برای این سفر اجباری صبر بده...به امید سرنگونی هرچه زودتتر این جنایتکارها!!!! زنده باد آزادی! زنده باد موج سبز!!!

سارا گفت...

درود
ممنون از مطالبتون و از شجاعت تون
عکس تونو بردارید بهتر نیست؟

ناشناس گفت...

"سی ساله که این حکومت فاسد میخواد مردم ایران رو تحقیر کنه"
مردم ایران خودشون علاقه به تحقیر شدن دارند. کجا هستند الان؟ هنوز 50 روز نگذشته. خدا شاهده همشون عین بزدلها گوشه خونه لمیدند. بابک عزیز تو برای این مردم زیادی هستی. واقعا امثال تو مثل پیامبران اقوام وحشی گذشته می مونید.

ناشناس گفت...

آقای داد عزیز از طرفی‌ آرزو میکنم این داستان ساختگی و از طرف شما "با نیت خوب" برای برافروختن مشعل آزادی باشه از طرف دیگه اگه شما هم دروغگو از آب در بیائید چه؟ ترجیح میدهم برای یک مهدی ساختگی اشک ریخته باشم تا این داستان واقعی‌ باشه.

ناشناس گفت...

خاموش منشین خدا را
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
از عشق چیزی بگو
آری انگار تو هم گریه کرده ای
اشک ریخته ای
ندیدند اما مروارید خیست را
ونشنیدند فریاد ثلیثت را
وزجه های بی پایانت را
که مدام می گفتی که بگویند از عشق
آری گفتند
ولی از نفرت
از جنگ گفتند
و گفتند
و گفتند

ناشناس گفت...

از این رژیم ضد بشری هیچ جنایتی بعید نیست.بسیجی های عقده ای به مادر خودشان هم رحم نمیکنند.

‏«قدیمی ترین ‏‹قدیمی تر   ‏1 – 200 از 271   ‏جدیدتر› ‏جدیدترین»