۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

«جنبش سبز،رأس و بدنه ندارد! درياست و حالا طوفاني شده!»

تهديد دستگيري بزرگان جنبش سبز مانند آقايان موسوي و كروبي و خاتمي، باز هم نشان ميدهد مقامات نظام در فهم «ماهيت» جنبش حق طلبانه مردم ايران دچار بدفهمي و گيجي مفرط هستند و حقيقت آن را درك نكرده اند. جنبش سبز يك حركت خودجوش، كاملا" خودگردان و خودساخته است. شعارهايش، قرار و مدار تجمعاتش،خبررساني ميليوني اش، استقامتش و پيروزي نزديكش، از متن مردم شكل گرفته است و مديريت مي شود. حكومت در يك «خودفريبي جنون آميز» سعي دارد اين واقعيتهاي بزرگ را كتمان كند. مقامات نظام،ابتدا جنبش را به «هدايت اتاق جنگ رواني» ستادهاي انتخاباتي نسبت دادند اما بعد از دستگيري فله اي دهها فعال سياسي، ديدند جنبش هنوز مديريت مي شود و مقتدرانه ادامه دارد! بعد نامزدهاي معترض را به عنوان طراح و رهبر اعتراضات ملي، محدود كردند و گمان كردند اگر «رأس» اين جنبش را بزنند، ديگر كار تمام است! بارها آقايان موسوي و كروبي را تهديد و تحديد كرده اند و سعي دارند اين جنبش را با «قطع رأس!» و «سركوب بدنه» جمع كنند!! دقت كنيد نمي خواهند مشكل را «حل» كنند، مي خواهند با روشهاي امنيتي و خشن، «مسئله را جمع كنند!» و جمع شدني نيست! مي بينند جنبش حتي با تهديد و دستگيري اين بزرگان هم ادامه مي يابد و با هر سركوب، زنده تر و اميدوارتر هم مي شود! از شناخت اين «پديده» عاجز و درمانده شده و به هذيان گويي افتاده اند. بعد جنبش سبز را به قدرتهاي خارجي نسبت دادند. و همچنان دهها ترفند زشت ديگر ميزنند تا «اين دريا را انكار كنند»! با اين همه، در كمال عجز و ناتواني مي بينند اين جنبش، هنوز سفت و سخت ايستاده و رأس و بدنه اش چنان گستردگي دارد كه در آن هر فرد يك «رهبر جنبش» است! و رهبران و بزرگان جنبش هم مثل فرد فرد ملت، سرباز و جان بركف اين جنبش هستند! در اين جنبش، هر سري كه فكري سبز و مؤثر دارد، طراح بخشي از حركت و رهبر آن است. ديگر همه چشم به دهان يك ولي فقيه ندوخته اند كه هرچه او بگويد، كوركورانه اطاعت كنند و يكي براي بقيه تصميم نمي گيرد. همه جان بركف و كتك خورند! از كروبي ٧٠ ساله تا پسر ١٢ ساله در اين جنبش كتك خورده اند و از بزرگ و مشهور و كوچك و غيرمشهور، كساني را در زندانها محبوس و زجركشيده براي به ثمرنشستن جنبش به وديعه نهاده ايم! در جنبش سبز،همه دوربين بدست و عكاس وخبرنگارند. همه اهالي جنبش سبز يك خبرگزاري و يك رسانه اند. همه باتوم مي خورند و همه ايستاده اند. بالادستي و پائين دستي ندارد. خودي و غيرخودي ندارد. بزرگ و كوچك ندارد. يكي براي همه است و همه براي يكي. همه هم قسم شده اند جنبش را با هم ادامه بدهند و اميدوار بمانند. حالا مادر سهراب اعرابي، نظريه پرداز و تئوريسين اين جنبش حق طلب است وقتي ججاريان در بند است! پدر محسن و مادران ندا و مسعود و شهيدان جنبش،حالا هركدام يك رهبر حقوق بشري اند. حالا صداي هركدام ما، پژواك صداي ملتمان را دارد و همه يكدل و يك صدائيم. حالا صداي شيرين عبادي،صداي يك ملت است كه دهها برنده جايزه نوبل با او همصدا مي شوند و در واقع به جنبش مردم ايران مي پيوندند. حالا اعتصاب غذاي اكبرگنجي، تحصن يك فرد نيست، اعتراض يك ملت است و پژواكش جهاني مي شود و هزاران شخصيت جهاني را همراه جنبش مي كند. جنبش سبز «رأس و بدنه» ندارد، خيزشي است در «عرض جامعه» و براي همين همواره تازه و باطراوت و اميدوار است. زاينده و بارور است. از درون خود رهبران تازه مي زايد و از ندا و سهراب تا پسرك ١٢ساله اي كه پنجشنبه در بهشت زهرا باتوم به سرش خورد و شهيد شد، همگي قهرمانان اين جنبش هستند. اين جنبش خودآگاه است.همه كساني كه يك باتوم و قمه خورده اند، بهترين تحليلگران جنبش سبزند و طعم آزاديخواهي را لمس كرده و هر كدامشان يك مبلغ آگاه براي اين جنبش شده اند! در بخش كامنتهاي وبلاگم، (سمانه ١٧ساله) پرسيده: «كلمه باتوم درسته يا باتون؟البته ميدونم درهرحال كبود ميكنه!!» و خواننده ديگري (زهرا) برايش جواب جالبي نوشته: «سمانه جون بيا به خيابونها و حقت رو فرياد بزن! همصدامون بشو تا ببيني وقتي واسه گرفتن حقت باتوم مي خوري و بدنت كبود ميشه، ديگه برات فرقي نميكنه باتوم درسته يا باتون؟! اون وقت مثل من دوباره و صدباره مياي خيابون و به ظلم اعتراض ميكني! بيا،بخدا كبودي جاي باتوم واسه گرفتن حقمون، درد داره اما اين درد خيلي شيرينه!» جنبش سبز دقيقا" همين است! سمانه مي پرسد و زهرا جوابش را ميدهد و قانعش ميكند و سمانه چند خط پايين تر مي نويسد:« منم ميام پيشتون!» و اينگونه يك «قطره» ديگر به قطره هاي ديگر و به امواج ميليوني مردم مي پيوندد و «درياي جنبش سبز» را شكل مي دهند. جنبش سبز درياست و دريا، رأس و بدنه ندارد! بگذار آقاي خامنه اي جنبش ميليوني سبز را «كاريكاتور انقلاب 57» بخواند و سرسپردگان حقيرش به اين درياي انساني دشنام دهند و ما را خس و خاشاك بنامند. دريا كه با دهان آنها نجس نمي شود! فقط يادشان باشد «مرام دريا، آرامش و طوفان توأمان است!» و بعد از مدتها آرامش، حالا زمانه طوفاني شدن اين دريا فرارسيده است!

۲۹ نظر:

ناشناس گفت...

] روییدن مار بر دوش ضحاک
بر جای بوسهٔ لبان اهریمن، بر دو کتف ضحاک دو مار سیاه روئید. مارها را از بن بریدند، اما به جای آنها بی درنگ دو مار دیگر روئید. ضحاک پریشان شد و در پی چاره افتاد. پزشکان هر چه کوشیدند سودمند نیافتاد.
وقتی همه پزشکان درماندند اهریمن خود را به شکل پزشکی ماهر درآورد و نزد ضحاک رفت و گفت:«بریدن ماران سودی ندارد. داروی این درد مغز سر انسان است. برای آنکه ماران آرام باشند و گزندی نرسانند چاره آنست که هر روز دو تن را بکشند و از مغز سر آنها برای ماران خورش بسازند. شاید از این راه سرانجام، ماران بمیرند.»
اهریمن که با آدمیان و آسودگی آنان دشمن بود، می‌خواست از این راه همه مردم را به کشتن دهد و تخمهٔ آدمیان را براندازد.

یوسف از اردبیل گفت...

یوسف از اردبیل

محمد رضا شاه نیز در مورد مخالفانش می گفت : ماه دهد نور سگ عوعو کند . امروز نیز دیکتاتورهای زمانه ما، ملت ایران راخس وخاشاک نامیده و یا جنبش مردم را کاریکاتور انقلاب 57 تلقی می کنند . ولی این موضوع را باید آویزه گوش کنند که عاقبت استبداد و دیکتاتوری ، چیزی جز سقوط و تسیلم نیست .
برای جبنبش مردم همین افتخار بس است که طرفداران آن ، روشنفکران و طبفه آگاه جامعه می باشد . حال رهبران کودتای 22 خرداد با نگاهی به خود وطرفداران و حامیان خود ، قضاوت کنند که کدام طرف لایقت و شایستگی بیشتری دارند .
برای جنبش سبز افتخاری بزرگتر از این نیست که مخالفانش ، افراد متحجر ، کوته فکر و قرون وسطایی هستند .

ناشناس گفت...

اینها که گفتی دلایل خیلی از ما بود برای آمدن .... دلیل من بود ...منی که از کلمه نماینده , سیاستمدار , انتخابات و مجلس و ... حالم را بهم می زد , حالا شده ام خبررسان جنبش سبز و من نمی توانستم خبررسان هیچ جنبشی باشم.اما وقتی موسوی و کروبی و خاتمی با ما می آیند تظاهرات . وقتی پیشنهادات اعتراض را از خود ما می گیرند وقتی قرارش را من و دوستام تنظیم می کنیم و آنها به دنبال ما می آیند چرا من نتوانم خودم به اعتراضات 20 نفری خانواده ام خط بدهم و آنها به دوستهایشان و ..... چرا کسی حرفهایت را که خیلی های دیگر با ادبیات دیگر بهشان گوشزد کرده اند را نمی فهمند ؟ مگر از این واضح تر هم می شود با کسی حرف زد ؟ گوش و زبانشان که سالم است ...و خودم دیدم

ناشناس گفت...

اینها که گفتی دلایل خیلی از ما بود برای آمدن .... دلیل من بود ...منی که از کلمه نماینده , سیاستمدار , انتخابات و مجلس و ... حالم بهم می خورد , حالا شده ام خبررسان جنبش سبز برای دوستان و خانواده و من نمی توانستم خبررسان هیچ جنبش دیگری باشم.اما وقتی موسوی و کروبی و خاتمی با ما می آیند تظاهرات . وقتی پیشنهادات اعتراض را از خود ما می گیرند وقتی قرارش را من و دوستام تنظیم می کنیم و آنها به دنبال ما می آیند چرا من نتوانم خودم به اعتراضات 20 نفری خانواده ام خط بدهم و آنها به دوستهایشان و ..... چرا کسی حرفهایت را که خیلی های دیگر با ادبیات دیگر بهشان گوشزد کرده اند را نمی فهمند ؟ مگر از این واضح تر هم می شود با کسی حرف زد ؟ گوش و زبانشان که سالم است ...و خودم دیدم

mobarez گفت...

درست است که جنبش سبز سر و بدن ندارد اما سیستم عصبی آن به خوبی کار میکند. و هر گونه دست اندازی به اعضای خود را به خوبی احساس میکند و به آن به صورت موج گونه ای پاسخ میدهد. پس به دوستان تهدیدگرمان توصیه میکنم که با تهدید آقایان موسوی ، کروبی و خاتمی سونامی را ایجاد نکنند که هم خودشان و هم رهبر جائرشان را از بین ببرد.
به امید آزادی و آبادی

ناشناس گفت...

عالی است واقعا از اینکه این روز ها می بینم ملت ایران اینگونه برخاسته اندو حساب خود را از کودت چیان جدا کرده و به جهانیان اعلام میکنند اخساس غرور می کننم

ناشناس گفت...

بابک عزیز..کلماتت مرهم است.این فرو ذهن خاردلا ن تیره جان ..سلطان بی تاج و تخت توهمی تاریکند..به نام سبز ازادی..به نام خدا..فریاد میزنیم دور باد و گم باد حضور قیرگون شومتان از تارک این دیار...خدا نگهدارت شیر مرد.

saharlar گفت...

آقای بابک داد، همیشه از خوندن مطالبتون لذت میبردم امروز ولی اشک ریختم. متن احساساتی یا حماسی ننوشتید ولی...پاینده باد رویش دوباره و سبز آزادی ما

ناشناس گفت...

درود بر شما
خداوند خود و خانوداه را از سموم خزان حفظ کند

ناشناس گفت...

با سلام خدمت بابک داد عزیز و تشکر از نوشته های زیبایت در این روزهایی تلاطم وامید.
اقای داد ما بیشتر از هرچیز به یک رسانه مستقل تلویزیونی احتیاج داریم حتی اگر روزی چند ساعت محدود برنامه داشته باشد.در ضمن من یک سوا ل داشتم که دوست دارم به ان جواب دهید:
مگر در سالهای گذشته ریس جمهوری خاتمی ورفسنجانی افرادی که به عنوان کارمند در دستگاه های دولتی استخدام شدند و بعد مدیر شدند تا این اندازه ضعیف بودند که دوستان احمدی نزاد در عرض 4 ساله همه انها را منهدم کردند؟که در هیچکدام ازاین وزارتخانه ها وبنیاد ها هیچ کس نیست که یک روز بلند شود ؟!!!
دوست دارم در این خصوص کمی تامل کنید وجوابم را بدهید
به امید سلامتی وپایداری روزافزون

ناشناس گفت...

حسرت نبرم به خواب ان مرداب
کارام درون دشت شب خفته ست
* * * * * *
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش اشفته ست

آزادی گفت...

درود بر بزرگ مرد راه آزادی
"خوشا موجی تشنه طوفان سرکش و جوشان که می نالد زخود غافل سپرده دل به دریا ها
من همان موجم تو همان طوفان"
نمیدونم اینها خودشون و به نفهمی زدند یا واقعااینقدر نفهمند.
هنوز هم شور ملت را ندیدند .چون بسیاری از ما معذوریتهایی داریم که نتوانسته ایم حق خود را آنگونه که باید وشاید ادا کنیم. اما زمان آن دور نیست ...
اینها آنقدر احمق هستند که هر روز فول تازه ای می کنند و خود باعث سرعت این جنبش شده اند .
باید موازی با اعتراضات خیابانی به مبارزات مدنی هم ادامه داد که بسیار خوب جواب میدهد.تحریم فیلمهایی که خائنین به مردم در آن هستند چون شریفی نیا !
رضازاده تا دیروز در دبی مشغول کلاه برداری از این ملت بود و حالا خائن به این مردم !
جناب داد این جنبش خاصیت شخصیت شناسی دارد .
به امید روزهای روشن
آرامش همراه شما و خانواده گرامی
"قطره دریاست اگر با دریاست
ورنه او قطره و دریا دریاست"

آرش گفت...

درود بر یگانه مرد عرصه ی شجاعت!

بابک عزیز
فیلتر شدن وبلاگت را بهت تبریک می گم،حالا فهمیدم چراوبلاگ بلاگفای تو رو فیلتر نمی کردن! فکر می کردن می تونن بابک ما رو پیدا کنند.

باز هم بهت هشدار می دهم که مواظب برادر بزرگ ما باش! نداشتن بابک داد و نخواندن دست نوشته های او برای ما غیر قابل تحمل است.

موفق باشی و سبز
آرش

مطلب " مقایسه تنفیذ نهم و تنفیذ کودتا" در وبلاگم آپ شد

ناشناس گفت...

اقای داد خیلی دوستون داریم
به شدت مواظب خودتون باشید لطفا

احسان گفت...

درود بر شما بابک داد عزیز .آفرین بر تو باد .بنویس که از خواندن مطالبت و شنیدن سخنانت امید میگیریم .
بدان سحر نزدیک است

ahmad گفت...

فریبت می دهند بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست .
حریفا گوش سرما برده است
این یادگار سیلی سرد زمستان است
ما همه نگران شماییم .
مواظب خودتون باشین .

ناشناس گفت...

محمدالدوره و علیرضای ما
وقتی اسراییلیها "محمد الدوره" کودک فلسطینی را در آغوش پدرش کشتند، "مسلمان" های ایران و جهان گوش زمانه را کر کردند اما "علیرضا"ی 12 ساله ما را با باتوم کشتند اما صدای هیچ کدامشان در نیامد.فرق َآن دو کودک با هم در چی بود؟ مگر هر دو کودک نبودند؟ هر دو دو در آغوش پدر کشته نشدند؟مگر هر دو مظلومانه به قتل نرسیدند؟

نوید گفت...

بادرود

باتوم باتون با خون بی خون مهم نیست
مهم اینست که در پایان پیروز ما هستیم.
آقا بابک این روزهای نیمه شعبان برای خودت وخانوادت دعا میکنم.

پاینده ایران و ایرانی اصیل
برادر کوچک شما نوید.

ناشناس گفت...

33 پل زنونه مردونه شد :
http://donbaleh.com/link/126852

http://press88.blogspot.com/2009/08/14-1388.html

نوید گفت...

راستی تا یادم نرفته
آقای داد قول بده که این هفته توی برنامه تفسیر خبر از قول ما جوونابه هموطنان خارج کشور این پیامو بدی که:
من نوید 25 ساله وامسال من تاآزادی این سرزمین و برگشتن تمامی ایرانیان به میهن خودشون از پا نمی نشینیم.اونا هم مارو تنها نزارن.چیز زیادی نمی خوایم فقط صدای ما باشن در خارج کشور باقیش رو بسپارن به ما.
باتوم و کتک خوردناش با ما رساندن اخبارش به گوش جهانیان با اونا.

یادت نره آقا بابک حتما اینو بگو.

پاینده ایران وایرانی اصیل
برادر کوچک شما نوید

خس وخاشك گفت...

تیرخلاص زن امروز شاعر هم شد
بدبختانه آقاي (ا ن) درمجلس تحليف شاعر شد وخواند
"ما از تبار رستم و فرهاد و آرشيم،
در خرمن سياه اهريمن سياوشيم،
‌در انتظار رؤيت آن مهر آخرين،
در محمل سپيده، سپندي بر آتشيم ".
به عنوان كسي كه دستي درشعر دارم شرمندگي خودرااز شاعري امين خراساني وتحفه آراداني اعلام مي كنم وتارسيدن به روز رهايي دست به سرودن نمي برم. اما فقط ميخواهم شعر ايشان را به اين شكل تصحيح كنم.اضافه كنم:من كه اين همه شرمنده ام طفلكي رستم وآرش چه مي كشند ازدست اين نيم وجبي!شعر اصلي او بايد اينگونه باشد:
مااز تباركوليكان مشوشيم
ابليس گونه ساخته از عين آتشيم
آهنگريم اگرچه؛ به كاوه غريبه ايم
زيرا كه از قبيله ضحاك ...كشيم

farzad گفت...

بابک جان درود بیکران بر تو شیر مرد ایران زمین
من توی زندگیم فکر و گرفتاری زیاد دارم ولی موقعیت حساس و خطرناک تو و خانواده محترمت بیشتر از هر چیزی اعصابم را بهم ریخته و پریشانم کرده.
امیدوارم که هیچ چشم زخمی بهت نرسد و یزدان پاک تو وخانواده عزیزت را از کینه اهریمنیان مصون بدارد.من در خارج زندگی میکنم اگر راهی بنظرت میرسد که من بتوانم دینم را بتو ادا بکنم و دراین راه سخت کمی کمک حالت باشیم باعث افتخار من خواهد بود.پاینده باشی ابر مرد.
فرزاد از انگلستان

farzad گفت...

بابک جان درود بیکران بر تو شیر مرد ایران زمین
من توی زندگیم فکر و گرفتاری زیاد دارم ولی موقعیت حساس و خطرناک تو و خانواده محترمت بیشتر از هر چیزی اعصابم را بهم ریخته و پریشانم کرده.
امیدوارم که هیچ چشم زخمی بهت نرسد و یزدان پاک تو وخانواده عزیزت را از کینه اهریمنیان مصون بدارد.من در خارج زندگی میکنم اگر راهی بنظرت میرسد که من بتوانم دینم را بتو ادا بکنم و دراین راه سخت کمی کمک حالت باشیم باعث افتخار من خواهد بود.پاینده باشی ابر مرد.
فرزاد از انگلستان

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز متاسفم برای از دست دادن برادری بزرگوار و آزاده که حتی کودتاچیان نگذاشتند برای آخرین بار با وی وداع کنی...
من و بسیاری همچون من بسیار از مطالب شما لذت میبریم و درس شجاعت می آموزیم و نوشته های شما برای بسیاری از اعضای جنبش مایه دلگرمی و راه گشاست ولی بابک جان میخواستم دوستانه نصیحتی کنم ... من بسیار نگران سلامتی شما و خانواده ات هستم تو به قدر کافی این 2 ماه برای جنبش هزینه داده ای و از خانواده ات نیز هزینه کرده ای و تحت هر شرایطی جنبش را تنها نگذاشته ای . من از شما دوستانه میخواهم حداقل برای مدتی ایران را ترک کنی و در یکی از کشورهای همسایه ساکن شوی. تا از شر کودتاچیان در امان باشی و با پایان دوران استبداد صغیر به ایران بازگردی . بابک عزیز قلم های رسا و شجاع و توانایی چون تو در خارج از زندان و هر کجای دنیا که باشند بسیار بیشتر مایه دلگرمی و ادامه راه جنبش خواهند بود تا اینکه با بند و زندان خاموش شوند. مردم و خوانندگان مطالبت تاکنون نیز به خاطر شجاعت و حضورت در ایران و در کنار جنبش قدردان تو هستند و تو هرکجا که باشی با قلمت در کنار جنبش خواهی بود و فکر نمیکنم هیچ کس در این جنبش راضی باشد ببیند خودت و خانواده ات دچار خطر شده اید .بابک جان لطفا برای مدتی ایران را ترک کن

mohsen گفت...

...babak behet eftekhar mikonam

ناشناس گفت...

بابک عزیز خوشحالم داد تو همواره بر این خشک مغزهای جنایتکار می بارد اینان آنقدر سخیفند که تحلیلیهای منطقی تو را نیز برنمی تابند و فیلتر می کنند. به امید ان روز که همه بنویسند همه فریاد بزنند تا این اختاپوسان پوست بیاندازند و همه به روشن ببینند که اینان با خلفای اموی فرقی ندارند

ناشناس گفت...

http://www.transcape2.info/report.php?u=nBnauUWLuFGZuVmetAzLzdXZu9ycjlGcvcmcv5iYiJmbhJXav8iO36829671e888&b=61

جنازه در اوین

ناشناس گفت...

بابك جان سلام
يكم تسليت رفتن سيف ا.. كه فقط يكي دو روز قبل از رفتنش فهميدم برادر شماست
دوم من خودم يكي از باتوم خوردگان هستم بار اول 30 خرداد باتوم خوردم بار آخر 8 مرداد ،هرچند 8 مرداد شش نفر(2نفر گارد و چهار نفر لباس شخصي)حسابي اين قطره سبز جنبش سبز را خجالت دادند و هنوز همه جاي تنم كبود است واگر نبود يك شبر زني كه مرا بغل كرده بود و مي گفت نمي زارم برادرم را ببريد الان بايد در يكي از زندان هاي استاندارد در حال خوردن آب خنك مي بودم.ولي باز هم مي روم

ناشناس گفت...

يادداشت هاي يك پزشك

خشونت عامل نابودی جنبش های مدنی صلح آمیز است سردمداران حکومت هر کاری می کنند تا بتوانند احساسات جامعه را جریح کنندوپس از آن مردم دست به حرکات خشونت آمیز بزنند تا مجوزی بگیرند برای بستن مردم به گلوله

http://pezeshkeabi.blogspot.com/2009/08/blog-post_13.html