۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

در اين وبلاگ مي خوانيد:

"هاي جك" كاريزماي خميني،

خودزني كودتاچيان براي نجات رهبري!

به مجرد خشونت عريان كودتاچيان در 13 آبان، براي نخستين بار عكسهاي آيت الله خامنه اي به زير كشيده شدند و شعارهاي مرگ بر ديكتاتور بلندتر از قبل فرياد زده شد. اين كار نتيجه تجاوزها، شكنجه ها و سركوب مردم معترض بود اما به زودي كودتاچيان را در انديشه فرو برد.

-------------------------------

آيا جنبش سبز دورنمايي براي سياست خارجي دارد؟

نگاهي به سیاست خارجی جنبش سبز

گفتگوي بابك داد با سايت اينترنتي گذار

بابک داد در پاسخ به این سوال می‌گوید:

«به جنبش سبز اگر در حد سن و سال و در حد بضاعتش نگاه بکنیم، به آن محدوده‌ زمانی که شکل گرفته و مشکلات و سنگ‌های بزرگی که سد راهش بوده نظر داشته باشیم، تا این‌جا توانسته گفتمان غالبی را در مورد چنین مسائلی داشته باشد. این‌که دنیا اکنون به ایران که به سرعت به دنبال سلاح هسته‌ای است نگاه کند ، امری طبیعی است. برای مهار ایران که به زودی به یک قدرت مهارنشدنی تبدیل می‌شود،...ادامه

-------------------------------

16 آذر با خوكها كشتي نگيريم!

برناد شاو گفته است :"آموخته ام كه نبايد با خوک كشتي گرفت، چون اولا" خيلي كثيف مي‌‌شوي و در ثانی اين خوک است كه از اين كار لذت مي‌برد!" من يك دليل اضافه هم براي اين كار دارم؛ از خوكها بيزارم! به خصوص اگر كودتاچي باشند!...ادامه

-------------------------------

ما بي شماريم! ما هوشياريم!

يك خاطره جنگي براي 16 آذر!

شانزده ساله بودم كه به جبهه جنگ جنوب، زادگاهم در خوزستان رفتم. آنقدر كوچك و استخواني بودم كه ترسيدند اسلحه بدستم بدهند. حساب كنيد يك نوجوان لاغر عينكي كه فقط در كلاسهاي فرهنگ و هنر"آموزش عكاسي" ديده بود! براي همين از همان اول مرا فرستادند به واحد تبليغات و سمعي و بصري! آنجا هم چون دوربين كم بود، براي مدتي شدم "مسئول صوت"! .. ادامه

-------------------------------

راههاي رسيدن به "پيروزي" بي شمار است!

يك بسيجي كه با تلنگري به راه آمد!

آقا رضا "بسيجي" بود، اما "آدمكش" نبود.اصلا" اين كاره نبود و اگر آن "تلنگر" را در روز قدس نمي خورد، شايد حالا داشت براي شانزده آذر از "حاجي" باتوم و گاز فلفل تحويل مي گرفت و امضاء مي داد. يا شايد داشت سطل رنگ بدست، ديوارنوشته سبزها را پاك مي كرد. اما حالا نامه نوشته كه:"من ديگه يك سبزم آقا داد!"

يكي دو روز بعد ...ادامه

-------------------------------

يك "تقويم ممدآقايي"

براي خود بسازيم! نياز به برنامه ريزي داريم.

"ممد دوربين" را در عكس ببينيد. كمي فكر كنيد او را مي شناسيد؟ حتما" بارها او را در فيلمهاي خبري داخلي و خارجي ديده ايد! او در اكثر فيلمهاي خبري حضور دارد. خبرنگارهاي راستي و چپي، همه "ممد آقا دوربين" را خوب مي شناسند...ادامه

-------------------------------

"جمهوري سبز"

ما هيچ وقت به اندازه دوران بعد از كودتا آزاد نبوده‌ايم و در عين حال هيچوقت به اين اندازه سركوب نشده ايم! اما چندان هم ناراضي نيستيم! قبل از كودتاي 23 خرداد، ما همه حقوقمان و اولاً" حق بيان و حق اعتراض را از دست داده بوديم، اما هرگز به اندازه دوران بعد از كودتا نتوانستيم آزادانه و تمام عيار بر آن وضعيت تلخ برآشوبيم و انتقاداتمان را بر زبان بياوريم...ادامه

-------------------------------

سحر بيقراري، صبح آزادي

از يادداشتهاي تخته پاره بر موج

از وقتي بچه بودم، عادت داشتم شبهاي نگراني و كلافگي ام را با بيقراري سحرگاه گره بزنم. براي همين چيزهايي كه دوستشان داشتم و به من آرامشي مي دادند، مثل بالش آبي ام، يا راديوي ترانزيستوري كوچكم را كه پر از موسيقي و شعر بود بالاي سرم مي گذاشتم و دم سحر كورمال كورمال دست مي كشيدم و وقتي لمسشان مي كردم، آرام مي شدم... ادامه

-------------------------------

حكومت با وثيقه هاي ميليوني، صاحب كشور مي شود!

"مازيار بهاري" مستندساز، نه اولين و نه آخرين نفري است كه براي رهايي از زندانهاي غيرانساني جمهوري اسلامي، ناگزير از پرداخت يك وثيقه سنگين 300 ميليون توماني شد و كشور را بالاجبار ترك كرد و طبيعتا" از وثيقه اي... ادامه

-------------------------------

آقاي اوباما با "كودتاچيان" به جايي نمي رسد!

مريم هفته قبل پاي كامپيوترش در "تورنتو" از شدت بي خوابي بيهوش شد و سرش روي كيبورد افتاد و خوابيد. بعد از چندين ساعت كار براي ترجمه اخبار جنش سبز و مقالات تحليلي كه از ايران بدست مي آورد تا در وبلاگش منتشر كند. وبلاگ نويسي درباره مسائل ايران، "شغل" مريم نيست، "عشق" اوست. .. ادامه

-------------------------------

فراخوان براي آشناسازي مردم با قانون اساسي نوين

يكي از مهمترين عواملي كه مردم ما را به حركت تحول خواهي و حق طلبي خود اميدوار مي سازد، ديدن افق روشني از آينده است. هرچقدر آينده بعد از تغيير و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي روشن تر و شفاف تر باشد، مبارزات مدني مردم براي دستيابي به فردايي بهتر هدفمندتر مي شود و به موفقيت بيشتري دست مي يابيم. چندي قبل "قطعنامه اتحاد براي دموكراسي" كه توسط چند تن از فرزندان حقوقدان سبزانديش ملت ايران نگاشته شده،... ادامه

-------------------------------

استبداد از "روح ندا" هم آزار مي بيند!

مادر داغدار و صبور "ندا آقا سلطان" در گفتگويي گفته است "ندا" به خواب خواهرش آمده و گفته:"من هنوز زنده ام!" و از او خواسته به وسايل اتاقش دست نزنند! مادر "ندا" بدون نتيجه گيري خاصي فقط اين خواب را بيان كرده اما آيا براستي ندا هنوز زنده است؟ و آيا هنوز به زندگي اش ادامه مي دهد؟ داستان چيست؟... ادامه

-------------------------------

"شجاعت" در مقابل ملت زانو زد!

مي مانيم تا پيروز شويم!

چيز تازه اي نيست وقتي كلمات "كم" مي آورند! وقتي براي بيان چيزي، كلمات "ناچيز" مي شوند! امروز من با همين كلمات ناچيز، مي خواهم از چيز بزرگي به نام "شجاعت" مردم وطنم سخن بگويم و بخت خود را آزمايش كنم. مي خواهم ببينم آيا مي توانم با همين ابزار، با همين كلمات ساده، از بزرگي و قدرتي كه در روح بزرگ شما مردم است و بتخانه استبداد را لرزانده، آنطور كه شايسته شجاعتتان باشد، چيزي بنويسم... ادامه

-------------------------------

"انقلاب سبز" كليد خورد!

امروز آقاي خامنه اي نماز وحشت خواند!

حمله هاي امروز سپاه كودتاچي و پليس به ملت، وحشيانه بود و وحشيانه هست. اما همين حملات وحشيانه، نشان از وحشت و هول حكومت است. اين حمله هاي وحشيانه، نمادي از "نماز وحشت" آيت الله خامنه اي و حكومت كودتايي دست نشانده اوست. زيرا "آيات" و نشانه هاي قهر خدا و خشم مردمان را ديدند و باور كردند... ادامه

-------------------------------

فرصت سبز پاسداران براي پيوستن به مردم

پاسداران!

شما در "گارد كودتا" نمانيد و به مردم بپيونديد!

ديروز سپاه پاسداران يا "گارد كودتا" براي چندمين بار بعد از كودتاي سياهش، بيانيه اي منتشر كرد تا از حضور مردم در يك "يوم الله" ديگر بكاهد! تا با تهديد مردم به خانه نشيني، از "حاكميت كودتا" و نه حتي از "كيان جمهوري اسلامي" كه قبلا" جزو مأموريت هايش بود، حفاظت كند! آيا اين همان سپاهي است كه بنا بود حافظ مردم و انقلاب و... باشد؟... ادامه

-------------------------------

13 آبان؛ براي شستن سياهي، سبز خواهيم شد!

"سيزه بدر" آزادي!

سيزده آبان امسال، "سيزده بدر ملي براي آزادي" است! اگر در اين سيزده بدر، در خانه و مغازه و اداره بمانيم "نحسي" يك عمر زندگي زير سايه سياه استبداد را از خدا خواسته ايم. سيزده بدر آزادي را نبايد در خانه بمانيم و نبايد سر كار برويم، چون بي توجهي به سرنوشت هزاران قرباني اين نظام، برايمان نحوست و سياهي و نكبت به بار مي آورد و نحسي اين سيزده، بدجور دامان ما را مي گيرد... ادامه

-------------------------------

به احترام دانشجوی بت شکن

بت ها را بشکنیم! هر طوری که می توانیم!

اقدام بسیار شجاعانه یک دانشجوی نخبه المپیادی در نقد عملکرد رهبر فرعونی نظام، کاری است تاریخی. و ما در تاریخ این چندماهه از این کارهای تاریخی بسیار داریم و باز هم فراوان خواهیم داشت. تاریخ این چندماه، بیش از هزاران صفحه درخشان از نبرد یک ملت برای آزادیخواهی و رهایی از استبداد را در دل خود ثبت کرده که تازه ترینش همین سخنان با اعتماد به نفس و مردانه "محمود وحیدنیا" ست در حضور کسی که خود را خدای زمین می پندارد!... ادامه

-------------------------------

وقتی قدرت، ابزارهای خود و "دین" را هم قربانی می کند

سرلشگر "فتوا" میدهد!

اشاره: سردار عزیز جعفری فرمانده سپاه پاسداران گفت: "حفظ نظام از ادای نماز واجب‌تر است!" وی با اشاره به معترضان انتخابات گفت: اين افراد شعار ظلم‌ستيزی نظام را زير سئوال می‌برند و در شعارهای انتخاباتی و مبارزات انتخاباتی خود اين مسائل را بيان می‌کنند، به طوری که در روز قدس باقی مانده و پسماندهای آنها سعی داشتند نظام را زير سئوال ببرند."... ادامه

-------------------------------

جنبش حق طلبانه در مسیر تکامل

جنبش سبز؛ از اعتراضات سلبی، تا روشهای ایجابی!

جنبش سبز از آغاز سه حالت مختلف را تجربه کرده است: ایجابی، سلبی و حالا در حالتی دوگانه یعنی سلبی/ ایجابی قرار گرفته است است... ادامه

-------------------------------

یک سئوال و جواب ساده درباره؛

" خدایی که در این نزدیکی است!"

اشاره: بعضی از ما آدمها، وقتی جنایتها و ظلمهای بشری را می بینیم، در ذهنمان این سئوال جرقه می زند که پس این خدا کجاست؟ (مثل اینکه خدا آژان محل است!) برآشفته می شویم و می گوییم پس چرا خدا نیست؟ (گویا بودنش را باید با صاعقه یا زلزله درجا به ما ثابت کند) و می پرسیم پس اگر هست چرا کاری نمی کند؟ یا می پرسیم پس چرا خانه ظلم را نابود نمی کند و بهشت را برای ما در همین زمین نمی سازد؟...و خدایی که در این نزدیکی است، با صبوری به ما لبخند می زند!... ادامه

-------------------------------

گام اول قانون اساسی نوین،

برای ساختن فردایی بهتر!

توضیح: جمعی از فرزندان فهیم ملت با تعهدی مثال زدنی و اخلاصی قابل احترام، دست به کاری بزرگ زده اند. آنها که از دامان همین ملت سر برآورده اند، برای ترسیم فردای ایران که به زودی طلوع خورشید آزادیش را شاهد خواهیم بود، دست به کار نگارش یک قانون اساسی نوین شده اند. قانونی بر پایه دموکراسی، حق انتخاب، برابری و تمام موازین بین المللی. قطعنامه زیر گزیده ای است از آن قانون پیشنهادی که همزمان در منظر نگاه شهروندان ایران زمین و نخبگان و اساتید قرار می گیرد و برای اظهار نظر تک تک شما ملت عزیز منتشر می شود... ادامه

-------------------------------

سرگشاده به رهبر عصر یخبندان: تا بهار ما زنده بمان

آقای خامنه ای! لطفا" زنده بمانید!

جناب آقای خامنه ای!

شایعه مرگ شما در هفته قبل در دنیا پیچید که خبری بسیار ناگوار بود و هست! خواهش می کنم دست کم مدتی دیگر زنده بمانید. ما شما را زنده می خواهیم. خیلی طول نمی کشد. سعی کنید زنده بمانید و بهار را و خروش سبز این ملت را ببینید. خروشیدن سبز بهار از دل این زمستان سیاه، خروشی دیدنی است... ادامه

-------------------------------

تخته پاره بر موج/ بخش هشتم

اشاره: برای دوستانی که شاید ندانند می گویم. این نوشته بخشی از ماجراهایی است که در طول کوچ اجباری خانوادگی مان از سر گذرانده ایم. ما از 23 خرداد با اطلاع ناگهانی از مراجعه مأموران برای دستگیری ام، خانه و کاشانه را رها کردیم و سفری اودیسه وار را شروع کردیم که هنوز ادامه دارد. سفر ناگهانی ما بدون داشتن خیلی چیزها و از جمله برخی مدارک شناسایی و گواهینامه و امثال اینها شروع شد و بارها از خطر بررسی این مدارک و احتمال خطرهای مختلف جستیم.

کمین پلیس در دو کیلومتری!

شبی سرد و بارانی توی یک جاده کوهستانی ماندیم. زیر باران و در استان آذربایجان. نیمه شبی بارانی و تاریک و جاده ای خلوت! ماشین درست نزدیکی شهر(...) خود به خود خاموش شد و ایستاد! به همین سادگی. آمدم بیرون و موتور را وارسی کردم. ظاهرا" هیچ عیبی نداشت (نه حالا من هم خیلی مکانیکی بلد باشم!) منظورم این است که ظاهرا" موتور سر جایش بود(!) و بین راه نیفتاده بود اما روشن نمی شد! بارانی شدید می بارید که برای اول مهر زیادی سرد بود!... ادامه

-------------------------------

رمز موفقیت ما همدلی است

ما روی موضوع توافق کرده ایم؛ "آزادی"!

اشاره: به عقیده شما آیا "موضوع آزادی" مهم تر است یا "افرادی" که برای آزادی مبارزه و تلاش می کنند؟ و کدامیک از اینها غیرقابل تغییر هستند؟ موضوع یا آدمها؟ جنبش سبز، بدنبال موضوع دموکراسی و حق طلبی است و آدمها در فرآیند رسیدن به آن آرمانشهر، تا وقتی اهمیت می یابند که این موضوع را دنبال می کنند. در حقیقت، اصالت افراد در این حرکت ملی و سبز، به عمل آنها در راه رسیدن به همان فصل مشترک است؛ به آزادی ایران. ادامه

-------------------------------

"ندا"، نازنین بود و "نازنین" نداست!

هنوز حکومت کودتایی ایران از زیر بار سنگین کشتن مظلومانه "ندا آقا سلطان" رهایی نیافته و معلوم نیست حالا حالاها بتواند این قتل ظالمانه را از حافظه ملت پاک کند. "ندا" دختری که وقت تیر خوردن، ناباورانه به فواره خون سینه اش نگاه کرد و در کمتر از دو دقیقه، مقابل چشمان میلیونها ناظر جهانی جان باخت و با نگاه خیره ای که به آسمان کرد تمام مظلومیت یک ملت بی پناه را عیان ساخت... ادامه

-------------------------------

آقای خامنه ای حتی بر "بهنود صغیر" هم "ولایت" نداشت!

توضیح: در این نوشته "صغیر" بار حقوقی (به معنای مجرم زیر سن قانونی) دارد که باید تحت ولایت یک قیم یا ولی قانونی قرار داشته باشد و اینجا، سرزمینی است کهظاهرا" تحت ولایت یک فقیه(!) اداره می شود اما...

ظاهرا" قرار این بود که قدرت مطلقه در شخص مجتهد اعلم جامع الشرایطی "مجتمع" شود، تا او بتواند با تکیه بر انفاس قدسی و کراماتش، بر مردم یا رعیت ولایت و "سرپرستی" کند! بر مردمان ضغیر(!) حق را مرعی سازد و مولای اشاعه حق و قانون و شرع باشد. این "نسخه اولیه" تشکیل نهادی بنام "ولایت فقیه" بود که به تدریج سرپرستی اش بر مردم، "سلطنت" شد.. ادامه

-------------------------------

گریزی نیست؛

آمریکا با "ملت ایران" مذاکره خواهد کرد!

اشاره: برای کسانی که نگران شروع مذاکره آمریکا با رژیم نامشروع ایران هستند، این بشارت که این مذاکرات پا نمی گیرند و دولت آمریکا به زودی ناگزیر می شود گفتمان سنتی دیپلماسی با دولتها را دچار "تغییر" کند و با ملت ایران مذاکرات دیپلماتیک را آغاز کند! این تغییر از جنس همان "سیاست تغییر" آقای اوباما خواهد بود که دیروز برای بسترسازی داخلی و جهانی به سمت تغییرات بهتر، جایزه صلح نوبل را به وی اعطا کردند... ادامه

-------------------------------

به مناسبت دهم اکتبر؛ روزجهانی مخالفت با مجازات اعدام

جنبش حق طلبانه ملت ایران از «اعدام» بیزار است!

اعدام، شدیدترین مجازات بشر علیه بشر است. اعدام، محصول قضاوت بشردرباره بشر است و قضاوت فرزندان آدم درباره یکدیگر، در بسیاری اوقات قضاوتی خطا بوده و گاهی خود قضاوت بشری، عدالت را از دسترس دور کرده است...ادامه

-------------------------------

جان و حقوق همه ما برابر است

آیا حکومت جرأت می کند معترضان را اعدام کند؟

دو خبر تازه درباره معترضان دربند، فضای ذهنی همه ما را دوباره به یاد فرزندان اسیر جنبش حق طلبانه ملت ایران انداخته است. فرزندانی که هرگز از یاد مردم بیرون نیستند. یکی خبر است و دومی شایعه و هر دو قابل تأمل هستند... ادامه

-------------------------------

احمدی نژاد؛ یهودی زاده هم نیست

به تازگی روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن، کشف کرده که ممکن است محمود احمدی نژاد "یهودی زاده" باشد! چندماه قبل هم آقای مهدی خزعلی فرزند مغضوب آیت الله خزعلی، این نسبت را به رئیس جمهور محبوب آقای خامنه ای داده بود...ادامه

-------------------------------

سپاه شرفش را هم از یونیفورم سبزش داشت!

روزگاري بنيانگذار جمهوري اسلامي گفت:"اگر سپاه نبود، كشور هم نبود!"

سپاه امروز اما، نه تنها نجات دهنده كشورمان نيست، بلكه بزرگترين تهديد براي امنيت مردم ايران و سرزمين ماست. با اين كنايه كه هنوز تتمه آبروي سپاهيان، از همان "رنگ سبزي" است كه روزگاری ملت بر يونيفورم آنها به یادگار بخشید و امروز، دیگر این سبز یشمی دل آزار، رنگ سبز دلخواه ملت و جوانان نیست. سبزش بیشتر شبیه سبزی یونیفورم غاصبان خونریز دنیاست!... ادامه

-------------------------------

دانشگاهها «بايد»هاي نظام را نمي پذيرند!

امروز سه شنبه هم اخبار دانشگاههای سراسری بوی اعتراض و حق طلبی می دهند. دانشگاههای تهران و شهرکرد و شیراز و دانشگاه آزاد تهران و ...!

موج اعتراضات دانشجویی قابل سرکوب نیست؛ حتی اگر خطيب جمعه و دبير شوراي نگهبان براي دانشگاهها و دانشجويان «بايد»هايي مقرر كرده باشد و دستور داده باشد كه:«بايد فضاي دانشگاهها آرام باشد!»... ادامه

-------------------------------

چگونه اقشار دیگر به جنبش تغییر می پیوندند؟

در تمام مدت بعد از کودتا کسی را نیافتم که مومنانه و آگاهانه از حقانیت نظام فعلی دفاع کند و آن را دنباله چیزی غیر از سلسله های استدادی و خونریز بداند. با این حال هنوز این مخالفت به عزمی برای تغییرخواهی در تمام اقشار و سطوح جامعه تبدیل نشده و مردم اگرچه دوستدار وضعی متفاوت از وضعیت فعلی هستند اما برای مشارکت در مبارزه نیازمند پاسخ به دغدغه هایی هستند که کتمانش نمی کنند. یکی از مهمترین این دغدغه ها، وضعیت فرداست... ادامه

-------------------------------

جنبش سبز بمب اتمی نمی خواهد!

کودتاچیان بدنبال قدرت هسته ای هستند!

تصویری که از تحولات داخل کشورمان در ذهن دنیاست، دارد به مرور تصحیح و واقعی تر می شود. این کار مهمترین وظیفه ماست که در هر جایی و از هر تریبونی که داریم، از شبکه های خانگی و فامیلی و اینترنت و وبلاگها و... این تصویر را دقیق تر و واقعی تر کنیم.اینکه میان جنبش سبز با حکومت ولایت نظامی/سلطانی فقیه، چه دره عمیقی از فهم و درک و عمل وجود دارد.اينكه جنبش سبز براي احياي ارزشهايي متولد شده كه ارزشهايي انساني اند و در بسياري جهات نسبتي با نظام كودتايي، خونريز و متجاوز فعلي ندارد...ادامه

-------------------------------

این قفل بدست مردم باز می شود...

ديشب باد سرد نگذاشت صدايم به وضوح به مخاطبان برنامه تفسيرخبر صداي آمريكا برسد. سه نكته كوتاه گفتم كه يكي درباره افشاي سايت جديد غني سازي اورانيوم بود. اعتراف ایران به داشتن این سایت در اين شرايط كه پل بروكلين نيويورك در اقدامي بي سابقه سبزپوش شده و احمدی نژاد با سیاه ترین استقبال(!) تاریخ و سخت ترین سئوالات رسانه ها مواجه شده، .شاید برای منحرف كردن اذهان و افكار عمومي جهاني از سرکوبها و جنایات داخلی صورت گرفته باشد...ادامه

-------------------------------

انقلاب سبز، بارانی است...

برخلاف انقلابهاي خونين ديگر، انقلاب سبز چنان اتفاق مي افتد كه نمونه سمبليكش را در جاده ها مي توان ديد.از شعارنوشتن روي ديوارها در شهرهاي كوچك بشارت مي دهم كه مأموران وحشتزده با سطل رنگ، از پس پاك كردنشان بر نمي آيند. در جاده ها هم انقلاب سمبليك نور و V در جريان است. در آخرين روزهاي فصل سفر و تعطيلات، و حتي همين پريروز در جاده هاي عباس آباد و مرزن آباد و جاده چالوس، مردم براي ماشينهاي روبرويي علامت V نشان مي دادند و چراغ مي زدند... ادامه

-------------------------------

صد و سومین روز گریزها

ما ابزار تحقیر بتها هستیم! گرداننده اوست!

صد و سه چهار روز از کوچ اجباری اما سبز خانواده ما می گذرد. امشب هم به لطف خدا در صدوسومین روز مهاجرت سبزمان، در برنامه تفسیرخبر صدای آمریکا با شما خواهم بود.هفته قبل از کنار یک بستنی فروشی مصاحبه کردم و تا ساعت 12 شب بدنبال پیدا کردن جایی برای اقامت شبانه مان گشتیم...ادامه

-------------------------------

مهر بي سهراب ها، با اميدها فرا رسيد

بسياري از دانشجويان معترض دستگير و زنداني و شكنجه شده بودند. يكي از آنان برادر عزيز تازه درگذشته ام «سيف الله داد» بود. سيف الله يكي از رهبران جنبش دانشجوئي دانشگاه شيراز بود و بخاطر فعاليتهاي مؤثرش در جنبش و بخصوص اعتراض به تعطيلي دانشگاهها دستگير شده بود. پدر و مادرمان با شنيدن خبر دستگيري او شوكه شده بودند و با خوف و رجاء و بيم و اميد، سوار اتوبوسي شدند و اين برادر كوچكتر را براي سفر شيراز به همراه بردند. از خرمشهر تا شيراز ، پدرم از كار سيف الله متحير و كمي عصباني بود... ادامه.

-------------------------------

جمعه سبز ابراهيمي؛روز ايران است

ديكتاتور ادعاي خدايي دارد! بت شكنان بيائيد

به قديمي هايي كه هنوز معتقدند امام گفته حفظ نظام از اوجب واجبات است، بگوييد اين نظام ديگر هيچ نشاني از آن جمهوري اسلامي ندارد و برايشان شرح دهيد كه حالا «نظام»؛ يك ديكتاتوري فرعوني و نمرودي است كه علاجش فقط سقوط است و بس! چاره تمام آزمندان قدرت طلب كه كاخ رؤياهاي حقيرشان را بر جنازه مردم بنا كرده اند، از فرعون تا هيتلر و صدام سقوطي هولناك بوده و هست... ادامه.

-------------------------------

طلوع خورشيد «ناگزير» است! اين شب آبستن نور شده...

از وقتي مقام معظم(!) رهبري رأي ملت را تصاحب كرد و بر خون بيگناهان پاي گذارد و اعتراضات ميليوني ملت را كاريكاتور انقلاب ٥٧ ناميد، براي خيلي از سنتي ها و اقشار عادي و حتي نا آگاه، «قداست و درستي و سلامت آقا» به آخر رسيد و تمام شد... ادامه

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

"هاي جك" كاريزماي خميني!

"هاي جك" كاريزماي خميني،

خودزني كودتاچيان براي نجات رهبري!

به مجرد خشونت عريان كودتاچيان در 13 آبان، براي نخستين بار عكسهاي آيت الله خامنه اي به زير كشيده شدند و شعارهاي مرگ بر ديكتاتور بلندتر از قبل فرياد زده شد. اين كار نتيجه تجاوزها، شكنجه ها و سركوب مردم معترض بود اما به زودي كودتاچيان را در انديشه فرو برد. نتيجه انديشه(!) اتاق فكر كودتاچيان و كيهان و صداوسيما اين بود؛ "كاريزماي خميني را هاي جك مي كنيم! و با سركوب توهين كنندگان خيالي به خميني، خامنه اي دوباره در هاله تقدس خواهد رفت!"

به عقيده من "براي نجات يك موجود حقير از سقوط، مي توانيد براي مدتي او را به بزرگترها سنجاق كنيد، اما اين روش براي هميشه ثمربخش نيست!" اكنون در مور آقاي خامنه اي چنين شده است. حالا اگر او را به خود "امام زمان" هم پيوند بزنند و با شخص پيامبر هم همداستانش كنند، از خشم مردمي ستمديده و به ستوه آمده گريزي نخواهد داشت. خامنه اي و حكومت غاصب و ظالمش سرنوشتي جز رفتن ندارند.

بعداز ظهر عاشوراي 12 سال قبل، در ستاد انتخاباتي سيدمحمد خاتمي مشغول تنظيم خبر سخنراني انتخاباتي او بودم كه خبر عجيبي دريافت كرديم؛ خبر اين بود: "در شهرك غرب عده اي جوان با لباسهاي خاص و حركاتي عجيب، هورا كشان و هلهله كنان(!)، در شب شام غريبان حسيني ظاهرا" به نفع آقاي خاتمي تبليغات كرده و كارناوال شادي راه انداخته اند!"

نكته عجيب ماجرا حضور سريع دوربين هاي صداوسيما بود كه اين كارناوال را پوشش كامل خبري دادند! و در كمتر از يك شب مؤسسه رسانه هاي تصويري وزارت ارشاد هزاران سي دي از اين ماجرا كپي كرد و در سطح كشور توزيع نمود. واكنش ستاد خاتمي و هوشياري مردم توانست اين اقدام ضدتبليغي رقيب خاتمي (ستاد ناطق نوري) را خنثي نمايد ولي باز هم مثل امروز، بعد از نماز جمعه تظاهرات اعتراضي امت هميشه در صحنه برگزار شد و از "اهانت به امام حسين! توسط هواداران خاتمي" (!) ابراز انزجار شد، حوزه هاي علميه نيمه تعطيل شدند و به بهانه دفاع از امام حسين، كفن پوشان به خيابانها ريختند تا خاتمي رأي نياورد! بهانه شان هم اين بود كه اگر خاتمي رئيس جمهور بشود، اسلام در خطر مي افتد! آن حيله گري به نتيجه مطلوب آنها نرسيد و خاتمي رئيس جمهور شد. و كفن پوشان هشت سال فعاليت كردند تا يكي مثل خودشان را بر مسند بنشانند؛ يك نوحه خوان دكتر!

بعد از آن بارها از اين حربه نخ نما استفاده شد؛ يك كارتون در اين روزنامه و يك سخنراني در آن شهرستان باعث شد بارها كفن پوشان هميشه در صحنه به خيابانها بريزند و فرياد "وا اسلاما" سر دهند! بعد از بارها سوء استفاده هاي اين چنيني، حالا كودتاچيان بار ديگر به همان بازي رسوا روي آورده اند كه قبلا" هم بي نتيجه بودن آن را آزموده اند و باز هم دچار همان اشتباهي مي شوند كه به قول آقاي موسوي، "اشتباه گرفتن صحنه درگيري" و به قول آقاي كروبي "تبر زدن بر ريشه درخت" است. آنها ابتدا فيلمي را از عكس پاره شده از بنيانگذار جمهوري اسلامي در صدا و سيما نمايش دادند و آن را به دانشجويان نسبت دادند. اين فيلم توسط صدا و سيما بارها پخش مي شود و ديروز جمعه نمازگزاران افراطي جمعه، بر عليه "اهانت به امام" تظاهرات مي كنند و قرار بود شنبه نيز حوزه هاي علميه در اعتراض به "هتك حرمت امام" تعطيل شوند!

دو نامزد معترض به چنين اقدامات رسوايي اشاره كرده اند. آقاي كروبي در نامه به ضرغامي رئيس صداوسيماي كودتايي، نوشته است:"آيا مي دانيد تبر بر چه درختي مي زنيد؟" مهندس موسوی در بیانیه شانزدهم خود گفته است:" اقتدار آنان در حال ریزش است و با این رزم آرایی ها بعید است که بتوانند مدت زمان مدیدی باقی بمانند. برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید، شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟"

و حالا بايد ديد اين بازي هاي رسوا براي چيست؟

"خودزني" يكي از شيوه قمه كشان و اوباشي است كه در مكتب مداحان مي آموزند كه با خودزني، مي توان موجي از احساسات ايجاد كرد و بعد بر آن سوار شد و سواري گرفت. خودزني آخرين ترفند اوباشي است كه قمار را باخته باشند. اينك خودزني در شرايطي انجام مي شود كه اصل مشروعيت نظام زير سئوال رفته و كسي حاضر نيست اين نظام را برگرفته از شعارهاي آرماني قبل از اين فرض كند. رهبر فعلي به شدت تحقير شده و بايد او را با الصاق كردن به يك شخصيت محبوب تر نجات داد!

در اين روش جنگ رواني، اول يك عكس امام خميني را به آتش مي كشند يا پاره مي كنند، بعد به بهانه دفاع از امام خميني، به صحنه مي آيند و "وا اماما!" سر مي دهند، سپس مخالفان سياسي خود را كه اتفاقا" از نرديكان امام خميني هستند و مطابق نظر او خواهان حاكميت "رأي ملت" هستند، سركوب مي كنند و بعد از آن به مستحكم كردن پايه هاي حكومت ولي فقيه فعلي مي پردازند كه از قضا هيچ سنخيتي با انديشه هاي امام خميني ندارد!

از طرفي كاريزما و محبوبيت امام خميني نزد قشرهاي مردم هموراه مورد حسد و حسرت آقاي خامنه اي بوده و اين حسادت را بارها با حصر و حبس ياران نزدكي آيت الله خميني به اثبات رسانده است. آقاي خامنه اي از بيست سال قبل تلاش خزنده اي داشت تا محبوبيت امام خميني را "هاي جك" كند، بربايد و مصادره نمايد. تلاشهاي آقاي خامنه اي بعد از كودتا بر عليه ياران و نزديكان امام خميني، ابعاد عملي و جلوه تازه اي يافته است.

براي سركوب معترضاني كه به شهادت تاريخ مكتوب انقلاب، از "ياران نزديك، نخست وزير، اميرالحاج و فرزند معنوي امام خميني" بوده اند، آقاي خامنه اي تصميم دارد از بازي رسوايي بهره بگيرد كه ديگر نخ نماست؛ محبوبيت آيت الله خميني را بربايد و زير لواي كاريزماي خميني، خود را از حملات مردم مصون بدارد. آقاي خامنه اي مي داند حتي دوستداران امام خميني نيز از او متنفر شده اند لذا در يك خودزني رسوا تلاش دارد ابتدا محبوبيت امام خميني را دوباره زنده كند، و بعد زير لاك دفاعي "ولايت فقيه" كه از نظريه هاي امام خميني بود، پناه بگيرد و كاريزماي خميني را به سود خود مصادره نمايد. اين بازي ابزاري اما ديگر اثربخش نيست. همه ديده اند تنفر خامنه اي از خميني چنان است كه ظرف بيست سال او به پروژه "خميني زدايي" مبادرت نمود و تلاشهايش چنان بود كه نخست وزير معتمد امام براي احياي انديشه هاي خميني به صحنه انتخابات آمد و "خطر سيد" كه دو دهه كابوس روز و شب خامنه اي بود، بالاخره تعبير شد و حالا جنبش سبز باطل السحر ولي فقيه نامشروع و خونريز و غير قابل اعتمادي است كه هيچكس دوستش ندارد اما اصرار دارد بر همه حكومت كند.

نكته مهم اين است كه "موضوع" و دغدغه جنبش سبز در حال حاضر قابل كنترل كردن رهبري است، نه پاره كردن عكس بنيانگذار جمهوري اسلامي. رهبري بايد تابع ملت و قابل نظارت شود وگرنه چاره اي جز سقوط ندارد. با پنهان شدن پشت كاريزماي خميني، آقاي خامنه اي نمي تواند از تنفر ملت مصون بماند. پس بهتر است به جاي اين بازي هاي رسوا و نخ نما، دست از لجاجت بردارند و حاكميت را به ملت واگذار كنند. همان كاري كه چه بخواهند و چه نخواهند مجبور به انجامش خواهند شد.

پي نوشت: در برنامه جمعه شب تفسير خبر صداي آمريكا، فرصتي داشتم تا درباره موضوع بالا و تاثيرات حماسه دانشجويان و مردم در شانزده آذر صحبت كنم. همچنين درباره موضوع برنامه كه آيا تعادل کارآمدي ميان تعامل و انزوا مي تواند به بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران کمک کند؟ براي ديدن اين برنامه به اين لينك و براي دانلود آن روي اين لينك كليك و يا به وبسايت صداي آمريكا مراجعه كنيد.

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

آيا جنبش سبز دورنمايي براي سياست خارجي دارد؟

نگاهي به سیاست خارجی جنبش سبز

گفتگوي بابك داد با سايت اينترنتي گذار

گفتگو از مجتبي سميع نژاد: آن‌چه که در طول ٥ ماه گذشته و بعد از انتخابات ٢٢ خرداد که به کودتای حکومتی انجامید،از سوی مردم اتفاق افتاد و به «جنبش سبز» موسوم گشت، رخ نمودن بسیاری از خواسته‌‌های ایرانیان بود که در طول سال‌ها حاکمیت سرکوب و خفقان دیده و شنیده نمی‌شد. مردم ایران تحت لوای جنبش سبز با شعارها و موضع‌گیری‌های‌شان خواسته‌های گوناگون خود را مطرح کرده و به انتظار وصول این مطالبات هستند.

آن‌چه که نگاه دنیا را در پنج ماه گذشته به روی ایران مردد و معطل نگاه داشته است، دیدن دو چهره‌ی متفاوت و شنیدن دو صدای متفاوت از داخل ایران است؛ صدای اول که به گونه‌ای «رسمی» است، صدای دولت و حکومتی است که نماینده‌ مردم نیست، اما بر طبق رسوم و آداب بین‌المللی جامعه‌ جهانی مجبور به تعامل و مذاکره با آن است. صدای دوم صدای مردمی است که دنیا در 5 ماه اخیر به تماشای خود نگاه داشته و صدای خود را از هر طریقی به آنان می‌رساند.

با گذشت ٥ ماه اینک دنیا فهمیده است که مردم ایران با رویکرد تازه‌ای که به مسائل دنیا دارند، با دولت حاکم در ایران یک صدا نیستند و با مسائلی متفاوت با آن‌چه که در این سی سال شنیده شده، روبه‌رو هستند.

· آیا جنبس سبز می‌تواند توانایی آن را داشته باشد که برای خود «یک سیاست خارجی» و روی‌کردی بین‌المللی متصور باشد؟ جنبشی که تازه در مرحله‌ شکل‌گیری و هویت‌طلبی است و هنوز نظم سازمانی و تشکیلاتی ندارد، می‌تواند برای خود چنین جایگاهی متصور باشد؟

بابک داد روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس در این زمینه می‌گوید:

«سیاست خارجی را بخشی از مطالبات مستتر در جنبش سبز می‌توان محسوب کرد که ما به هر حال برای گفتمان با دنیای غرب که خبری از تحولات داخلی ندارد، نیازمند به آن هستیم. حالا اینکه چه عنوانی به آن بدهیم؛ گفت‌وگو با مردم دنیا، سیاست خارجی و یا گفت‌وگو با دولت‌ها خیلی مساله‌ مورد مناقشه نیست، مساله اصلی این است که ما نه با غرب و نه با دولت‌ها، بلکه با افکار عمومی مردم دنیا بتوانیم یک گفتمان زنده داشته باشیم. به همین شکلی که اخبار جنبش را از طریق مردم به آن‌ها منتقل می‌کنیم، همزمان بتوانیم افکار و خواسته‌ها را نیز منتقل کنیم، تا افکار عمومی دنیا بتواند طبق نظام دموکراتیکی که دارند، بر دولت‌ها و بر مجامع بین‌المللی اثری بگذارند، در این راستا که از ظلم بیش‌تر به مردم ایران جلوگیری بشود. برای مثال در مورد اعدام‌ها، که مخالفت با آن در جنبش سبز به عنوان یک گفتمان واحد مطرح شده این اتفاق افتاده ، در رابطه با سرکوب‌ها و خشونت‌ها نیز چنین اتفاقی افتاده است.»

· اما آیا دنیا به این مساله به ویژه در سطح دولت‌ها توجهی دارند و جنبش سبز توانایی تاثیرگذاری بر روی آنان را دارد و مشخصا چه راهکاری را برای این موضوع مد نظر قرار داده است.

بابک داد در این مورد می‌گوید:

«بستگی دارد به این‌که ما چه پیامی را از چه طریقی به چه دولتی منتقل کنیم، در این مدت به شکل‌های مختلفی از جانب جنبش سبز یا با تابلوی جنبش سبز برخی اتفاقات افتاده و بعضی گفت‌وگوها انجام گرفته است. آن‌چه که مهم است این است که ما با مردم دنیا در واقع یک نوع گفت‌وگو یا تعامل داشته باشیم و آن‌ها از درون کشور ما خبردار باشند. ما به دلیل اینکه می دانیم سازوکار اداره‌ بسیاری از مجامع جهانی و یا دولت‌ها بر خلاف کشور ما بر اساس فشار از پایین است و مردم و مطبوعات و ان.ج.او ها اثر گذار هستند، بهترین شکل شیوه‌ ارتباطی‌مان با دنیا، از همین طریقی است که در حال حاضر انجام می‌شود؛ شهروند رسانه‌هایی که در خیابان‌ها کتک می‌خورند و از همان صحنه‌ها عکس و فیلم می‌گیرند. در واقع مردم از این طریق که این‌ها را به روی اینترنت می‌فرستند با مردم دنیا صحبت می‌کنند. بعد از این اگر بنا بر فشار افکار عمومی باشد، از همین طریق صورت می‌گیرد، اگر قرار باشد در مجامع بین‌المللی تصمیم مناسبی گرفته شود برای کمک به مردم، از طریق مردم آن کشورها و در واقع از پایین اتفاق می‌افتد.»

· اما در عمل آن‌چه که در پنج ماه اخیر اتفاق افتاد صرف نظر از همدلی مردم دنیا که از سر انسان دوستی‌شان بوده، نشان می‌دهد که این خواسته‌ها تحقق نیافته است. در روزهای اول بعد از انتخابات بحث اعتراضات مردمی در ایران نگاه روز دنیا بود، اما رفته رفته باز هم پرونده‌ هسته‌ای ایران به عنوان یک موضوع کلیشه‌ای در دستور کار کشورهای دنیا قرار گرفت و نگاه اول آنان به ایران به این مساله معطوف شد، اما وضعیت حقوق‌بشر ایران بدتر از گذشته شد. جنبش سبز برای تعامل با دنیا موفق بوده است؟

بابک داد در پاسخ به این سوال می‌گوید:

«به جنبش سبز اگر در حد سن و سال و در حد بضاعتش نگاه بکنیم، به آن محدوده‌ زمانی که شکل گرفته و مشکلات و سنگ‌های بزرگی که سد راهش بوده نظر داشته باشیم، تا این‌جا توانسته گفتمان غالبی را در مورد چنین مسائلی داشته باشد. این‌که دنیا اکنون به ایران که به سرعت به دنبال سلاح هسته‌ای است نگاه کند ، امری طبیعی است. برای مهار ایران که به زودی به یک قدرت مهارنشدنی تبدیل می‌شود، بدیهی است که دنیا باید یک فکر اساسی بکند.

مساله حقوق‌بشر نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای خاورمیانه مساله مهمی است. ما تلاش می‌کنیم، هر کس به طریقی و به هر زبانی، که این مساله مهم ایران برای دنیا هم تبدیل به امری مهم شود. این دیگر هنر ما است که دنیا را مجاب کنیم که در ایران مساله حقوق‌بشر دست کمی از مساله‌ی هسته‌ای ندارد. هنر ما است و هنر مردم ما است که در حال انجام این‌کار هستند، با باتومی که می‌خورند، با مبارزه‌ بدون خشونتی که انجام می‌دهند و آن را پیش‌ می‌برند. مردم با زبان بی‌زبانی بیان می‌کنند که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که توسط کسانی اداره می‌شود که به کم‌ترین حقوق ما هیچ توجهی نمی‌کند و حقوق آن‌ها را مورد تعرض قرار می‌دهد. مردم با زبان بی‌زبانی به دنیا می‌فهمانند که این حکومت اگر دستش به بمب اتم برسد به شما هم رحم نخواهد کرد. وقتی این گفتمان را می‌بینیم، به این معنی است که مردم در جنبش سبز توانستند در این مدت کوتاه خیلی از پیام‌ها را به دنیا مخابره کنند و در واقع پرده از واقعیت‌هایی که در ایران می‌گذرد بردارند و این یک دست‌آورد خوب و ارزنده است.»

· واقعیت‌های ایران، تا قبل از انتخابات آن بود که با زبان دولت‌مردان و حکومت ایران به دنیا مخابره می‌شد؛ آن‌چه که آن را مصلحت یا سیاست‌های پشت پرده‌ی نظام می‌دانیم. اما با شروع حرکت‌های اعتراضی ایران حجاب از روی بسیاری از مسائل داخل ایران برداشته شد و مردم توانستند مسائلی را با دنیا در میان بگذارند.

از بابک داد در این زمینه سوال می‌کنم و پاسخ می‌گوید:

«اگر چه در این جنبش مثل هر حرکت دیگری تندروی‌ها و کندروی‌هایی دیده می‌شود، اما نفس قضیه این است که جنبش سبز بر سیاسی خارجی تاثیر داشته است. فتوای آیت‌الله منتظری در مورد اینکه داشتن سلاح هسته‌ای را نفی می‌کند، یکی از صداهای موثر جنبش سبز محسوب شد و نشان داد که این جنبش به دنبال قبضه‌ قدرت نیست و نشان داد بعد از اینکه قدرت را در دست بگیرد به دنبال همان ماجراجویی‌هایی قدیمی نیست. این‌ها روشن کننده است برای دنیایی که فرق بین موسوی و احمدی‌نژاد را نمی‌دانند و متاسفانه برخی از ایرانی‌های خارج از کشور هم به این مساله دامن زده‌اند که میان این‌ها فرقی نیست. به خاطر همین هم ممکن است یک ناظر خارجی هم فکر کند که موسوی و احمدی‌نژاد در اجرا با هم فرقی ندارند. همان‌طوری که برخی گناه پرونده‌ی هسته‌ای را به پای دولت اصلاحات می‌نویسند و فکر می‌کنند دولت اصلاحات دخیل بوده است در پیش‌برد برنامه‌ غیرقانونی هسته‌ای ایران. جنبشی که اتفاق افتاد خیلی‌ها را در داخل و خارج متوجه کرد که سپاه پاسداران اساسا یک جزیره‌ خودمختار است زیر نظر رهبری و پیش‌برد برنامه‌ هسته‌ای هم در اختیار این نهاد بوده. بعد از این کودتا مشخص شد که سپاه از کی دورخیز کرده بود برای قبضه‌ قدرت . دستیابی به انرژی اتمی هم به نوعی ضمانت ماندگاری سپاه در قدرت هست. جنبش سبز در واقع توانست در برابر چشم دنیا این پرده را از روی واقعیت پنهان مانده کنار بزند.»

· برخی به خصوص خود اصلاح‌طلبان می‌گویند که جنبش سبز تدوام اصلاحات است، نظریه‌ای که بسیاری آن را رد می‌کنند چرا که حتا جنبش سبز در خواسته‌های حداقلی خود با اصلاح‌طلبان متفاوت است، با این وجود می‌توان بر فرض قبول سیاست خارجی جنبش سبز را هم در ادامه‌ سیاست اصلاحات یا شبیه آن فرض کرد؟

بابک داد در پاسخ می‌گوید:

«هیچ تناسبی بین اصلاحات و اصلاح‌طلبی در آن دوره‌ای که ما گذراندیم و جنبش سبز وجود ندارد، نه در ماهیت و نه در شعارها و خواسته‌ها. جنبش سبز که در حال حاضر در حال تبدیل شدن به قیام سبز است و نشانه‌های خیلی واضحی دارد، عبور از اصلاح‌طلبی است؛ چرا که نظام نشان داد که هیچ‌گونه فضایی برای اصلاح و تغییرات جزئی به منتقدین خود نمی‌دهد. جامعه امروز متاسفانه و یا خوشبختانه صبوری ۱۵ سال قبل را ندارد، به خاطر این که می‌بیند کشورهای مثل چین، مالزی، سنگاپور، کشورهایی که شبیه آن‌ها که در رده‌ی کشورهای نیازمند بودند، در حال رسیدن به توسعه یافته‌گی هستند. و در همین همسایه گی ایران، در کردستان عراق مردم در آرامش زندگی می‌کنند. در افغانستان بسیاری از آن مشکلاتی که در زمان طالبان بود، رفع شده و این کشور در حال رشد است. بنابراین مردم دیگر نمی‌توانند منتظر باشند که با زبانی آرام و نرم با این حکومت به نتیجه برسند. اگر چه مردم باز با همه‌ بزرگواری در این انتخابات شرکت کردند و به دنبال همان گفتمان اصلاح‌طلبی با حکومت بودند. مردم آقای موسوی و کروبی را به عنوان نماد تغییرخواهی و تحول‌خواهی معرفی کردند، اما حکومت با کودتا نشان داد که این روش را هم بر نمی‌تابد و قائل به هیچ‌گونه عقب‌نشینی نیست. خاصیت حرکت‌های اجتماعی است که درون خود را نوسازی و بازسازی می‌کنند و جنبش سبز در حال انجام این کار است.»

· «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» این شعاری بود که اولین بار در روز قدس از طرف مردم سر داده شد، شعاری که گویای اولویت با منافع ملی ایرانیان در سیاست خارجی بود. جنبش سبز سیاست خارجی خود را بنابر منافع ملی استوار کرده است، امری که جمهوری اسلامی در طول سی سال انجام نداده.

بابک داد می‌گوید:

«صد در صد همین‌طور است و به طور قطع اولویت با منافع ملی است. در واقع ما الان به رفتارهای نادرست حکومت در این سی سال به مدل‌های جدیدی از رفتارهای مدنی و متمدنانه اشاره می‌کنیم که با هویت ایرانی بودن ما بسیار هماهنگ است. در این سی سال خیلی نه شرقی و نه غربی گفته شده است، اما عملا ما در بسیاری از اوقات در دامان شرق بوده‌ایم، در دوره‌ی احمدی‌نژاد و به طور مشخص‌تر در دوره‌ بعد از کودتا ایران به شدت به روسیه و چین وابسته شد، به کشورهایی مثل ونزوئلا و کوبا باج می‌دهیم و عملا سعی می‌کنیم خود را در بلوکی قرار دهیم که قبلا بلوک شرق معنا داشت، گر چه دیگر به آن معنا و در آن جایگاه نیستند، اما این کشورها هر جا منفعت‌شان ایجاب کند از ایران عبور می‌کنند، کما این‌که دیدیم روسیه این کار را کرد، چین در همین روزهای اخیر این کار را انجام داد. آن‌ها در واقع تا آن‌جایی جمهوری اسلامی را می‌پذیرند که ایران محلی برای منفعت‌طلبی و زیاده‌خواهی آن‌ها باشد. به همین خاطر بود که مردم دولت نهم و حاکمیت را زیر انتقاد گرفتند که اگر نه شرقی و نه غربی شعار محوری انقلاب اسلامی بود چرا شما با سلاح شرق بر سر ما می‌کوبید، چرا با باتوم‌ها و اسپری فلفل‌های ساخت روسیه مردم را می‌زنید و شکنجه می‌کنید، چرا با شیوه‌های استالینی شکنجه می‌کنید و اعتراف می‌گیرد؟ این مسائل باعث واکنش مردم شد. روز قدس روزی بود همیشه در آن صحبت فلسطین و لبنان و مردم آن مطرح بود، مردم از این روز استفاده کردند برای بیان خطر فکری مسالمت‌آمیزی که با دنیا دارند و ا‌ینکه ایران برای ما مهم‌تر از مساله‌ غزه و لبنان است، نه به دلیل اینکه مساله‌ آن‌ها مساله‌ مهمی نیست، بلکه به دلیل وخامت وضعیتی که ما در داخل داریم. ما در داخل ایران با یک مساله مشکل‌ساز به نام اسرائیل روبه‌رو هستیم، حالا ممکن است اسمش ولایت فقیه باشد، فرقی نمی‌کند وقتی پا روی حقوق انسانی ما می‌گذارند همان می‌شوند. بنابراین این شعارها ساخته شد و حتا سعی شد که زهر آن با گفتن هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران گرفته شود، اما خیر این‌گونه نیست؛ چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است. این جزو فرهنگ ما است. وقتی ما در خانه امنیت نداریم، نمی‌توانیم برویم و در محله امنیت را برقرار کنیم.

۱۳آبان هم روزی بود که به عنوان مبارزه با استکبار جهانی نامیده می‌شد.ولی امسال جنبش سبز آن را به روز مبارزه با استکبار داخلی تغییر داد و مشخصا هم هدف آقای خامنه‌ای بود به دلیل حمایت‌هایی که از دولت کودتایی کرده بود. در این روزها عملا شعارها به این سمت رفت که مرگ بر آمریکایی که از تریبون‌ها سر داده می‌شد مردم با شعار مرگ بر روسیه پاسخ دادند، یا این‌که «سفارت روسیه لانه جاسوسیه» این در واقع تعرض بود به ادعاهایی که حکومت می‌کند مبنی بر مبارزه با استکبار جهانی در حالی که بزرگ‌ترین استکبار درون کشور لانه کرده است.»

· و همین شعار «مرگ بر روسیه» یا «مرگ بر چین». آیا نباید بترسیم از اینکه از این دو کشور آمریکا و انگلیس یا اسرائیل دیگر بسازیم؟ آیا موج نفرتی که از این کشورها در ایران در طول سه چهار دهه‌ی اخیر وجود داشته به این دو کشور تعمیم پیدا نمی‌کند؟ آن هم در زمانی که مردم باور دارند که دولت کودتا با کمک و پشتیبانی این دو کشور پدید آمده است؟

«آمریکا ستیزی سی ساله‌ ما یا اسرائیل و انگلیس‌ستیزی یک بحث پنجاه و چند ساله است که خیلی ریشه‌دارتر از این حرف‌ها است. مساله مرگ بر روسیه و چین یک واکنشی است که از نظر من به سرعت هم فروکش می‌کند، نه این دو کشور مثل آمریکا و اسرائیل در همه‌ مسائل ایران تاثیر داشته‌اند و نه اصلا جنبش سبز خمیره و ذات و جوهرش به این شکل است. ضمن اینکه خود آن دو کشور هم کشورهای ضعیفی هستند، چون به محض اینکه این شعارها شنیده شد، آن‌ها از مقامات ایران توضیح خواستند که چرا پای ما وسط آمده و مقامات جمهوری اسلامی در واکنش مجبور به دادن امتیازهایی مثل چشم‌پوشی از کشتار مسلمانان چین شدند. آن‌ها هم نگران هستند که مبادا چنین روسیه‌ستیزی و چین‌ستیزی در ایران راه بیافتد، برای همین آن‌ها خیلی زودتر از آن چیزی که فکر بکنیم، دست ایران را در پرونده‌ هسته‌یی در پوست گردو گذاشته‌اند یا در همین نیروگاه بوشهر بدقولی کردند و یا بحث موشک‌های اف ـ ٣٠٠ که به ایران تحویل ندادند تا حدی که صدای سرلشکر فیروزآبادی درآمد. وقتی این‌ها را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که بله حسابی که جمهوری اسلامی به شرق می‌کرد نگاه واقع‌بینانه‌ای نبوده است و آن‌ها تا جایی که منافعی داشته باشند، حاضر به همراهی هستند.

من فکر می‌کنم اگر به خمیر مایه‌ حرکت مردم نگاه کنیم می‌بینیم که تا الان هم از این دشمن‌ستیزی‌ها و آن دشمن دشمن کردن‌ها نداشته است. واقعا مردم ما خسته شده‌اند از این دشمن دشمن کردن هاي نظام و ديگر خودشان در این دام نخواهند افتاد.»