ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

افق روشن فردا را به مردم نشان دهيم

فراخوان براي آشناسازي مردم با قانون اساسي نوين

يكي از مهمترين عواملي كه مردم ما را به حركت تحول خواهي و حق طلبي خود اميدوار مي سازد، ديدن افق روشني از آينده است. هرچقدر آينده بعد از تغيير و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي روشن تر و شفاف تر باشد، مبارزات مدني مردم براي دستيابي به فردايي بهتر هدفمندتر مي شود و به موفقيت بيشتري دست مي يابيم. چندي قبل "قطعنامه اتحاد براي دموكراسي" كه توسط چند تن از فرزندان حقوقدان سبزانديش ملت ايران نگاشته شده، در اين وبلاگ منتشر شد. آن قطعنامه افق روشني از آينده آزاد ايران را ترسيم ساخته كه آرزوي بسياري از ماست. همين باعث شدت حملات هواداران نظام بر عليه اين حركت شد و هراس خود را از اين حركت ايجابي سبزها به وضوح نشان دادند.

در حال حاضر، بهترين كار ما نشر و گسترش اين قطعنامه ايجابي و راهگشا براي عموم مردمي است كه نمي دانند مي توان كشور را بدون اين نظام خونريز و ظالم، با كيفيت بسيار عالي و قانون مندي اداره كرد و يك "جمهوري" واقعي تأسيس كرد. پيشنهاد اين است كه اين قطعنامه را در اشكال مختلفي به دست مردم برسانيم. يكي از اين راهها، گنجاندن برخي اصول آن در حاشيه پوسترهاي دعوت مردم براي راهپيمايي شانزده آذر يا محرم و 22 بهمن است. شما هم به روشهاي بهتري براي دسترسي عامه ملت به اين قطعنامه انديشه كنيد. داشتن قانوني براي اداره كشور از فرداي سقوط نظام، موجب تسكين ملت و حركت بخشي به لايه هاي ديگر اجتماع ايرانيان خواهد بود. يك بار ديگر قطعنامه را بخوانيم و ببينيم چطور مي توانيم در نشر اصول مترقي آن تلاش كنيم؟ در اين حركت ملي، درنگ و تأخير نكنيم. يا حق.

۴۰ نظر:

بابک داد گفت...

دوستان خوش ذوق و با قريحه، ذوق خود را براي ارائه بهترين و كاربردي ترين راهها با ساير دوستان در ميان بگذاريد. هيچكس بهتر از خودمان، نمي تواند ما را از اين گرداب مرگبار نجات دهد.و ما براي حركت، به برنامه و قانون نيازمنديم. راهكار شما چيست؟

ناشناس گفت...

عمو بابك جان من آرزو داشتم يكبار من بتونم به يكي از پستهاي شما لينك بدهم. اما هربار كه لينك مي دادم قبلا يكي ديگه اين كار را انجام داده بود و اعلام خطا مي كرد. امروز بالاخره به آرزوم رسيدم:

http://balatarin.com/permlink/2009/11/12/1836605

ناشناس گفت...

در وبلام گذاشتمش:
http://safahatekhali.wordpress.com/2009/11/12/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%a6%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86/

Siamak گفت...

خبر اعدام احسان مثل پتکی بود که بر سرم فرود آمد. این جانیان که کلمه از بیان جنایاتشان عاجز است تا کی می خواهند به جنایاتشان ادامه دهند. باید به فکر یک استراتژی جدید بود. تا کی مردم به مناسبت های مختلف بیرون بروند و مورد اهانت؛ کتک، اذیت و آزار؛ تجاوز، زندانی شدن و کشته شدن قرار بگیرند. به نظر من جنبش سبز باید به فکر یک استراتژی جدید باشد. جزئیاتش را نمی دانم ولی همین قدر می دانم که باید به فکر یک راه و روش جدید بود. من بارها در این وبلاگ نظر خود را راجع به اعتصاب عنوان کرده ام. به نظر من با توجه به شرایط کنونی مؤثرترین و در عین حال کم هزینه ترین راه اعتصابات گسترده است بخصوص اگر این اعتصابات در بخش های استراتژیک نظیر انرژی و آموزش و پرورش و آموزش عالی باشد. رژیم به هیچ وجه نمی تواند اعتصابات را سرکوب کند چرا که همه درخانه هایشان هستند و همچنین هیچ آسیبی غیر از آسیب مالی به کسی وارد نمی شود. شتر سواری دلا دلا نمی شود. هر چیزی هزینه ای دارد و اعتصاب در مقایسه با تظاهرات در خیابان ها به مراتب کم خطرتر و کم هرینه تر است. باید زودتر اقدام کرد که وقت تنگ است. به خدا توکل کنید که او روزی رسان است و نگران امورات زندگی خود نباشید. این مسؤلیت بزرگی است که بر دوش تک تک ما سنگینی می کند. اگر نجنبید این جلادان به سراغ تک تک بهترین فرزندان این آب و خاک خواهند آمد و همه را از دم تیغ می گذرانند پس درنگ نکنید و برای حفظ جان و مال و ناموس و آبرویتان دست به کار شوید و خدا را فراموش نکنید که او حافظ و پشتیبانتان خواهد بود.

Dust and Trash گفت...

چو فردا داد خواهان داد خواهند

بر آرم من دو صد فریاد از این دل
بابا طاهر

ناشناس گفت...

Babak jaan ba kamal e ehteram, dar matne shoma " بر عليه" eshtebaah boode, va be jaaye aan عليه dorost mibaashad

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من
حتما حتما همين الان من متن رو كپي و از طريق اي ميل به همه دوستهام و اساتيدم منتقل مي كنم .
ديشب خوابت رو ديدم و مثل هر دفعه ديگر خيلي خيلي نگرانت بودم و در خواب هم برايت آيه الكرسي مي خووندم و بهت فوت مي كردم (مثل مادر بزرگ ها فقط يه مار بزرگ 29 ساله!!!) خيلي خيلي مواظب خودت باش.
يا علي!

تباهی درد گفت...

سلام بابک عزیز
همین دیشب داشتم در مورد این قانون اساسی فکر میکردم.
اگر قرار باشه که ما نسخه هایی از اون رو در مراسم روز دانشجو توزیع کنیم و بخوایم که افراد نظراتشون رو بگن،فکر میکنین مفیده؟
اشکال نداره وبلاگ شما رو هم بعنوان یکی از جاهایی که میتونن کامنت بذارن معرفی کنیم؟

برلی 16اذر راهنمایی نمیکنین مارو؟




بدرود

تباهی درد گفت...

از تمام کسانی که ساکا گلستان و مازندران هستن خواهش میکنم به این دو وبلاگ سر بزنن و برای 16 اذر با ما همکاری کنن
منتظر نظراتتون هستیم.
در ضمن در قسمت کامنتهای اخرین پست، هر شب ساعت 11تا 12 بچه ها جمع میشن که نظر بدن(وبلاگ گرگان سبز)

http://www.green-10.blogfa.com/

http://www.trsog.blogfa.com/

ناشناس گفت...

جناب اقای داد هرکجاهستیدخدا نگهدارتان باد.باورکنید ماشهروندان شهرهای کوچک ارام وقرارنداریم.بااعدام شدن هرانسان حق جو قلبهایمان اندوهناک ومالامال ازدردمیشود.درست است کنارزن وفرزند هستیم ولی روح وجانمان درکناراسیران دربند است وشب وروزی نیست که ارام سربربالین گذاریم.زندگی درکشورولایت فقیه جززجرکشیدن چیزی نیست.ولی سینه هایمان مملو ازامید است.امید به روزهای ازادی .مردم فهیم! باهرچه دردست دارید هرانچه که می توانید درجهت ضربه زدن به رزیم خونخوار وسفاک ولایت فقیه استفاده کنید.قبضهای اب وبرق وتلفن را بسیاردیربه دیرپرداخت کنید.افراد ازپذیرفتن مسئولیت درادارات ونهادها خودداری کنند.تلویزیون ضرغامی راتحریم کنیدوقت نشستن پای سریالهای گمراه کننده نیست. بخدا وقت تماشای فوتبال نیست .اس ام اس برای برنامه نود نفرستید مخابرات سپاه را تقویت نکنید. کالاهای تبلیغاتی رانخرید.مبارزه کنید باهرشکل باهرشیوه ولی با کمترین تلفات. ولو باکشیدن چندخط روی بیلبوردها وپلاکاردهای تبلیغاتی دولتی .تابدانند ملتی زنده است تابدانند ما ظلم رانمی خواهیم.وبلاگ نویسان بنویسید.وبلاگهای خود را به دوستان معرفی کنید .چقدرمی توانند فیلتر کنند چقدرمی توانند سانسورکنند .ارام نشستن خیانت است به خود وخانواده وهموطنان دربند. www.metron.blogfa.com

آریا گفت...

بابک جان بنویس از 16 آذر سبز بنویس

از دانشجویان غیور و ایرانی بنویس

از ملت سر سبز که خار چشم دیکتاتور پست فطرت هستند و در 16 آذر حماسه ی سبز دیگری را رقم می زنند بنویس

ما منتظریم

Abri گفت...

سلام جناب داد عزيز ، صبخ بخير
چند تا راه به نظرم ميرسه كه فكر كنم عملي باشه.با توجه به اينكه براي اطلاع رساني دسترسي به ابزار محدودي داريم نبايد فراموش كنيم كه يكي از قوي ترين رسانه ها يعني اينترنت رو به خدمت گرفتيم. اما همه دسترسي راحتي به جريان اينترنت آزاد و فيلتر شكن ندارن.اكثر ما حداقل يك آدرس ميل داريم كه بازم حداقل 20 يا 30 آدرس از دوستان و اطرافيان در اون هست. ميشه متن اين قطعنامه رو براي همه اونها فرستاد و در اخر متن هم لينك اين وبلاگ يا وبلاگ حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران رو ذكر كرد.(براي دوستاني كه ميخوان نا شناس بمونن هم فكر كنم بد نباشه يه آدرس جديد كه نام و نشاني ازشون نداشته باشه در Gmail درست كنن يا بالاي متن اين جمله رو استفاده كنن كه "لطفا" قبل از ارسال نام و آدرس فرستنده قبلي را پاك كنيد"). اگر حتي 2 نفر از گيرنده ها اون رو براي 2 نفر ديگه بفرستن نتيجه ايي باور نكردني ميگيريم. راه فيس بوك و وبلاگ ها هم هست كه بازم خيلي سريع ميشه مطلبي رو ظرف چند ساعت يا چند روز همه گير كرد تا اكثر افراد پيگير حداقل يكبار اون و ديده باشن. اما راهي كه جون ميده واسه ما ايراني ها: ما مردم ايران بحث كردن در مورد مسايل روز رو خيلي دوست داريم حتي زماني كه ميريم بقالي ماست بخريم ، كافيه كه صد تومن به قيمتش اضافه شده باشه ، يدفعه ميبيني اي دل غافل ، نيم ساعت گذشته و ... . حالا همين حالت در تمام مهماني ها و حتي ديد و بازديد هاي ساده هم صادقه. بخصوص بعد از انتخابات ، تا ميگي سلام، ميگن چه خبر از انتخابات؟! ميشه يه برگ از اين 20 ماده پيش نويس پرينت گرفت و تو يه ديد و بازديد ساده بين دوستان يا فاميل آفتابيش كرد. اون وقت ببينين چند نفر همون جا ورقه رو از دست هم ميقاپن كه زود تر ببرن كپي كنن ، يا آدرس وبلاگ و ازتون ميخوان يا فايل ورد يا پي دي اف و... . يه حسن ديگه اين روش اينه كه وقتي برگه ارائه شد حالا شما ميتونين بشينين كنار و عكس العمل ها رو رصد كنيد ، بعدش هم كه بحث راه افتاد بخصوص تو چند تا جمع متفاوت، ميشه يه طرح كلي از سليقه ها و مطالبات افراد اطراف تو ذهن ترسيم كرد. خيلي ميچسبه... هم اطلاع رساني كرديم و هم يه جمع بندي كوچولو . بردن چند تا كپي تو دانشگاه و تجمع ها هم بد نيست... .
يه راه ديگه، نوشتن آدرس وبلاگ حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران روي پوله ، يا روي در و ديوار كلاس يا تخته سياه و وايت بردhttps://greenlawyers.wordpress.com)) ، راستش نميدونم جواب بده يا نه ، ولي خوب پيشنهاده... .
به شخصه ايميل و فيس بوك و جمع خانواده رو امتحان كردم و جواب خوبي هم گرفتم به خصوص اين آخري ، يادم رفت اگه مسن ترها يه كم جبهه گرفتن ناراحت نشين ، يه ذره بي اعتمادي براشون عاديه.
شرمنده پرچونگي كردم...
به اميد روزي كه همه ما ايرانيان زير چتر قانوني كه به درستي از ما محافظت و حمايت كنه به حقوق از دست رفته مون برسيم... .
سلامت باشيد و ظهرتون خوش.

شريعت گفت...

درود بر بابك داد عزيز
بابك جان ضرورت نوشتن يك قانون اساسي نوين به جاي خود اهميت دارد، ولي شما به عنوان يكي از هموندان جنبش سبز كه با طرح قانون اساسي نوين كمي گام از يك شخصيت مطبوعاتي ساده فراتر نهاده ايد آشكارا گفته ايد كه به دنبال يك جمهوري واقعي هستيم. من معترضم. به نظر من نبايد از هم اكنون شكل حكومت را به مردم ديكته كرد. شكل حكومت بايستي با صندوق راي مشخص شود. خيلي ها هستند كه به سيستم پادشاهي پارلماني نظير ژاپن، دانمارك، سوئد، بلژيك و غيره باورمند هستند مثل خود من. برخي نيز به جمهوري سوسياليستي باور دارند، بعضي ها هم مشروطه خواه هستند. به باور من بايد صرف نظر از شكل ظاهري سيستم، به اساس و چارچوب آن توجه كرد كه همه ي انديشه ها بتوانند در آن جايي داشته باشند. من فكر مي كنم بهتيرين ساختار حكومت براي ايران مي تواند پادشاهي پارلماني باشد كه محدوديتي براي هيچ حزب و گروهي دربر نداشته باشد و ارضا كننده ي خواست همه باشد.
پاينده ايران.

ناشناس گفت...

بابک تو را دوست دارم از ته قلبم دلم برای مردم کردستان میسوزد

فرزاد دانایی فر گفت...

بابک عزیز من شجاعتت را می ستایم.ای کاش من هم وجودتوراداشتم ولی بهرحال بدان تنها نیستی وهمه مابرای تووخانواده ات آرزوی سلامتی وپیروزی داریم.خودت راتنهاندان.

ناشناس گفت...

هیچگاه به این فکر کردین یک تظاهرات جلوی زندان اوین برگزار کنیم تا از جان گذشته هایی که الان زیر دست و پای کودتاچی ها قلع و قمع می شوند متوجه شوند که مردم یک لحظه هم آنها را فراموش نمی کنند
بعد از 16 آذر هیچ فرصتی برای این کارنداریم

ناشناس گفت...

سلام

آقای داد من تعداد زیادی از این پیش نویس رو در روز 16 آذر پخهش خواهم کرد چون ممکنه هرکسی به اینترنت و یا وبلاگهای فیلتر شده دسترسی نداشته باشه.

در ضمن سیستم حکومتی رو هم بهتره بذاریم به عهده صندوق آرا. جمهوری یا پادشاهی مردم تعیین کنن. پس بهتره فعلا درباره نوع و سیستم حکومت تصمیم گیری نشه چون در واقع حق گروه هایی (هرچند کوچک و کم تعداد که میخوان باشن) نادیده گرفته میشه.

سبز باشید و پایدار. پاینده سرزمین کوروش بزرگ

پرند گفت...

بابک عزیز من هم مثل بسیاری از دوستان با اعتصاب موافقم و مبارزه منفی من در کارخانه های زیادی کار کردم... کارگری که با کوچکترین اجحافی سابوتاژ می کرد و باعث لنگی کار کارخانه می شد الان برای ما سرنوشت ساز است باید آموزش داد و اطلاع رسانی کرد باید بر این مساله تاکید بیشتری بکنیم تاکی دختران و پسرانمان به دست این جلادها اعدام بشن تا کی به اونها تجاوز بشه و ما باز هم به خیابان ها بریم من فکر می کنیم باید از مبارزات منفی استفاده کنیم... یا حق

مهدی گفت...

دغدغه ای که من دارم در مورد فردای آزادی ست، چرا خمینی به راهی رفت که آخر عمرش اون قتل عام وحشیانه رو انجام داد؟.
چرا کار خامنه ای خونخوار بجایی رسیده که به مردم خودش تجاوز کرده و اونا رو شکنجه میکنه و میکشه؟.
دلیلش خیلی ساده س:
چون اون ها مقدس بودن و کسی نمیتونست از اونا انتقاد کنه.
آقای داد عزیز، من از شما خواهش میکنم بطور جدی روی این موضوع تاکید کنید که از فردای آزادی و یا حتی پیش از نهایی شدن آن، اگرچه عزیزانی مانند موسوی و کروبی و محسن سازگارا و خود شما و... روی چشم ملت جای خواهید داشت، اما اگر بخواهند در عرصه سیاست بمانند، هر کسی میتواند براحتی از اون ها انتقاد کند و هیچ کس مقدس نیست و هر کس تحمل انتقاد را ندارد، باید برود در خانه اش بنشیند.
آقای داد عزیز، آقای سازگارای عزیز شدیدا سرگرم سازماندهی مبارزات ست و وقت رسیدن به این مباحث را ندارد، باید تقسیم کار بشه و او به سازماندهی مبارزات بپردازد و شما هم رو مباحث تئوریک کار کنید.
آقای داد عزیز، رژیم کودتایی- نظامی جمهوری تجاوز جنسی اسلامی تمام شد، به فکر فردا باشیم، اجازه ندیم سرنوشت سیاه انقلاب اسلامی تکرار بشه.

ناشناس گفت...

با درود فراوان به بابک خرمدین زمان

من از فردا شب یا پس فردا شب تعدادی از این پیش نویس قانون اساسی رو در خانه ها یا روی شیشه ماشین ها میذارم.

من کوچکتر از اونی هستم که ابهتون تذکر بدم ولی دو دوست عزیز تذکری دادن که به جا. نوع حکومت رو بهتره بذاریم به عهده صندوق آرا.

دوست دیگری نکته دیگری را به درستی اشاره کردند. در یک جامعه آزاد کسی یا چیزی یا عقیده ای (چه در گذشته و چه در حال) مقدس نیست و از عملکرد هرکسی در هرجایی از تاریخ میشه انتقاد کرد.

پاینده باشید

ناشناس گفت...

ba salam be sarbaz dalir vatan man ro bebakhshid ke chand rozi dar khedmatetan nabodam moshkelati dashtam mikhastam chand nokte ra khedmattetan arz konam aval alan dige vaghte atesabat sarasari raside chon aghaian dige az hame khat ghermezha gozashte va besiari az nirohashan rizesh kardand va amalan be 5dolat gheir montakhab tabdil shodeand va hichgone hamahangi baham nadarand va nemitavanand jebhe posht sareshan ra kontrol bekonand che berasad be kontrol mamlekat dovom behtar ast ke taeein hokomat ra be bad az yek prose gozar va ba yek refrandom ghavi be ohde rai mardom begozarim khodavand iranzamin hafez melat sabz iran bad.

ناشناس گفت...

واپسین شعاع آفتاب شبان‌گاهی
نشان‌دهنده‌ی راهی‌ست که خواهان درنوشتن آنم

خش‌خش برگ‌ها زیر قدم‌هایم

میگوید: بگذار تا فروافتی

آنگاه راه آزادی را باز خواهی یافت.

آن‌چه خواندید، در رنج‌نامه‌ی احسان فتاحیان خطاب به افکار عمومی آمده است که در سایت «کمیته‌ی گزارشگران حقوق بشر» منتشر شده است.

هم آوا گفت...

البته من در اين زمينه تخصص ندارم ولي اميدوارم همه چيز بر اساس اصول اخلاق و احترام به تك تك هموطنها باشه من فكر مي كنم يه مقدار جزئيات را بايد شفاف تر كرد
خواهرم تحليلگراقتصاديه ، بهش تاكيد كردم اين پست رو بخونه و اگر موردي بود در زمينه مسائل اقتصادي كه مي تونست نظري بده ، حتما بنويسه
اميدوارم تا 16 آذر يك مقدار تكميل تر بشه و البته قابل درك تر و شفاف تر
به اميد روزي كه تك تك ما طعم آزادي رو بچشيم و بتونيم به شهداي بي گناهمون اداي دين كنيم ...

ناشناس گفت...

سلام آقای داد..... من دانشجوی علم و صنعت هستم ...حتما اطلاع دارید که روز 12 آبان نوشته شما در مورد 13 آبان در دانشگاه پخش شده بود و همه جا را پر کرده بود....نمب دانشتم در ایران هستید ... قبلا فکر می کردم در امریکا هستید و زیاد مقالاتتان را نمی خواندم ولی بچه ها گفتن در ایران هستید خیلی از جسارت شما تحت تاثیر قرار گرفتم.....برایتان آرزوی موفقیت میکنم ... به امید روزی که سرتاسر ایران سبز شود....

ناشناس گفت...

با درود

-دوستان عزيز
ما احسان را از دست داديم اما بايد زندگان ر ا دريافت هم اکنون فقط در سنندج 10 نفر در شرايطی مشابه احسان هستند و بدون شک مسئله به انها هم ختم نمی شود
اما شهادت احسان موجی از اعتراض را در سراسر جهان بوجود آورد و راديکال ترين نيروها زبان به اعتراض گشوده اند
يک شرايط استثنائی بیاری در بندان خلق قهرمان کرد بشتابیم

در این شرایط حساس بازهم جان جوانی در خطر اعدام قرار دارد

شیرکوه معارفی نیز یکی از فعالان سیاسی و مدنی کورد است که در سال گذشته در شهرستان سقز دستگیر و بعد ار مدتها بازجویی و شکنجه در یک دادگاه فرمایشی به اعدام محکوم شد.

در بعضی شهر های کرد نشين حالت فوق العاده حاکم است


در سطح جهانی تقريبا توجه همه رسانه به این جلب شده و بخصوص کرد های عزيز در تمام دنيا وارد اين اکسيون شده اند( پتيسيون احسان در عرض دو روز 12000 امضا داشت سوال من اين است چرا ما به اين حرکت نپيونديم و انرا گسترش ندهيم و به اين ترتيب جنبش را يک قدم بجلو سوق دهيم.
وقت تنگست بیاری خلق قهرمان کرد بشتابیم

ناشناس گفت...

سلام

ابتدا افسران شریف ارتش و دست اندرکاران رژیم پیش با فتوای خمینی روانی و آدمکش اعدام شدند و ما ساکت ماندیم و گفتیم اینها طاغوتی هستند. سپس سال 60 کمونیست ها اعدام می شدند و ما گفتیم اینها کافر هستند و باید بمیرند و پس از آن سال 67 مجاهدین اعدام شدند و ما گفتیم اینها منافق هستند و بگذارید بمیرند. به دختران پاک تجاوز می کردند و ما می گفتیم مگر می شود حکومتی که حکومت برگزیده خداوند است همچین کاری بکند؟ سر خودمان را شیره می مالیدیم.

رسیدیم به سال 78. سپاه و ماموران لباس شخصی به خوابگاه دانشجویان هجوم بردند فریاد یا حسین و یا زهرا و می زدند و دانشجویان را می کشتند و آن روز خاتمی هیچی نگفت و حتی یک کلمه از دانشجوها حمایت نکرد و مردم هم سرشان در لاک خودشان بود و خیلی ها اصلا برایشان مهم نبود که چه بلایی داره سر دانشجویان می آید و آن هم تنها به دلیل متفاوت بودن عقیده شان است و سپس این جلاد شیره ای (خامنه ای) آمد و ترسیده بود و گفت:(( بگذارید به من دشنام دهند)) و یک مشت شستشوی مغزی شده هم که انگار داشتند برای مردن یکی از نزدیکانشان اشک می ریختند گریه می کردند.

رسیدیم به امروز. ضحاک زمان در نماز جمعه 29 خرداد فرمان قتل عام مردم این سرزمین به طور آشکار صادر کرد و گفت: ((هر اتفاقی که برای هرکسی بیفتند مسئولیت آن با کسانی است که مردم را دعوت می کنند به تجمع)) و فردای آن روز بسیجی و سپاهی به روی مردم اسلحه کشیدند (البته پیش از آن نیز در 25 خرداد بسیجیها به روی مردم تیر اندازی کرده بودند) و تصاویرشان به سراسر دنیا مخابره شد و این بار نسل ما مانند نسل پدر و مادرهایمان ساکت ننشست و به قتل هموطنش (با هر عقیده ای) اعتراض کرد. جواب اعتراض دوباره گلوله بود ولی بازهم نترسیدیم و آمدیم و خواهیم آمد.

سبز باشید و پایدار. پاینده ایران بزرگ

مرتضی گفت...

بابک عزیز
برای همراه کردن تمام ملت بزرگ ایران در حرکت ضد استبدادی و رهایی بخشمان راهی جز گنجاندن مساله فدرالیسم و احقاق حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی نداریم.با ستایش دلاوری وشجاعت بی مثالت خواهش میکنم که در مورد قومیتهای ایران و همراه کردن تمام ملت در نهضت سبز بیش از پیش اهتمام فرمایید.
از صمیم قلب دست و دلتان را میبوسم و برای شما و تمام دلاوران وطن پیروزی و بهروزی آرزومندم.
یا حق

ali گفت...

سلام

آقای داد عزیز!

آیا فکر نمی کنید میزان آگاهی مردم، علی الخصوص قشر غیر دانشگاهی هنوز به آن حد نرسیده است که بخواهیم راجع به تغییر قانون اساسی صحبت کنیم؟

آیا بهتر نیست تلاش خود را روی حذف دولت کودتایی متمرکز کنیم و آنگاه با استفاده از فضای باز پیش آمده و آگاهی بیشتر مردم روی این مسائل بحث کنیم؟

یا حق

ناشناس گفت...

واقعا نمیدونم چرا این پیش نویس قانون اساسی آنطور كه باید و شاید در رسانه های سبز انعکاس پیدا نکرده. من به خیلی از آن سایت ها این رو پرسیدم اما جوابی نگرفتم. دانشجویان عزیز ما باید هر چه قدر میتوانند در این مورد اطلاع رسانی کنند. موضوع خیلی مهمیه.

ناشناس گفت...

درود به شرفت بابک داد که با وجود این همه فشار که توسط شب پرستان و تشنه بخون ها بر تو روا میشود در کشور مانده ای و حرفت را میزنی و اعتراض میکنی.
بمیرم که میدانم چه در دلت میگذرد.

تباهی درد گفت...

از تمام هموطنان مازندرانی و گلستانی دعوت میکنیم از این دو وبلاگ دیدن کنند و مارو در سبزتر کردن 16آذر همراهی کنند.
http://www.green-10.blogfa.com/
http://www.trsog.blogfa.com/

ناشناس گفت...

salam aghaie dade aziz va khaste nabashid.man ba siamak movafegham etesab behtarin rahe vali in ke vaghtesh keie tashkhis ba shoma.ba koliate ghanoon asasi movafegham be omide inke dar aiande be tabsarehaie dasto pagir aloode nashe.....khoda poshto panahetoon......aida

شارمین مهرآذر گفت...

درود بر شما
جناب بابک داد قوانین تدوین شده را خواندم بسیار خوب بود اما در آن کاستی دیدم و آن آموزش و پروش سکولار بود که بنگر من باید بر آن تاکید شود و با صراحت در این مورد سخن به میان بیاید.
با سپاس از مبارزات و تلاشهایتان.
جاوید ایران ، پاینده سرباز ایرانی
برافراشته باد پرچم شیر و خورشید نشان.

ناشناس گفت...

بابک جان اگر مطلب جديد نميذاری
حداقل در قسمت نظرها يه چيزی بنويس که ما خيالمون راحت باشه که سالمی!

ممنون

ناشناس گفت...

پزشک زندان مخوف کهریزک خودکشی کرد

درحالیکه عاملان و آمران اصلی شهادت جوانان ایرانی بازداشتگاه کهریزک
مصون از پیگرد قضایی هستند،پزشک زندان مخوف کهریزک خودکشی کرد.

نوروز:دکتر رامین پورارزجانی، که دوران خدمت سربازی خود را به عنوان پزشک
در بازداشتگاه کهریزک سپری می کرد در پی اتفاقاتی که بعد از آشکار شدن
وقایع بازداشتگاه کهریزک به وقوع پیوست خودکشی کرده است.
این پزشک وظیفه و دانشجوی ممتازی که با رتبه دو رقمی در کنکور سرتاسری
قبول شده بود اولین قربانی برگزاری دادگاهی غیرعلنی است که در پی حوادث
این بازداشتگاه مورد سئوال و اتهام قرار گرفته بود.

درحالیکه متهمان اصلی ضرب و شتم وحشیانه زندانیان این بازداشتگاه متعلق
به نیروی انتظامی تاکنون مورد سئوال قرار نگرفته اند و حتی قاضی مرتضوی
با اعمال فشار بر نمایندگان مجلس ازقرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس
هشتم جلوگیری می کند، رامین پورارزجانی، پزشک 26 ساله، متهم می شود که در
ماجرای شهادت زندانیان کهریزک مرتکب قصور پزشکی شده است و تهدید می گردد
که پروانه پزشکی اش لغو و برای 5 سال راهی زندان خواهد شد.

به دنبال آشکار شدن جنایات وحشیانه ای که در بازداشتگاه کهریزک صورت گرفت
و حتی به "گوانتاناموی ایرانی" معروف شد، پرونده ای در دادگاه نظامی قظات
برای دادستان پیشین تهران و جانشین فرمانده نیروی انتظامی که به صورت
مستقیم مسئول حوادث مرتبط با این بازداشتگاه بودند تشکیل می شود و مقامات
قضایی هم قول می دهند در سریع ترین زمان ممکن به این پرونده رسیدگی کنند.
اما مطابق اکثر پرونده های مربوط به مقامات قضایی و نیروی انتظامی در
تمام سال های اخیر نه تنها افراد فوق مورد سئوال و محاکمه قرار نمی گیرند
بلکه با امدادهای غیبی اتهامات و متهمان دیگری برای این واقعه تراشیده می
شود و پرونده به بیراهه می رود و قربانیان جدیدی برای این پرونده ها دست
و پا می شود که آخرین نمونه آن هم یک پزشک وظیفه مسئول در بازداشتگاه
کهریزک است.

پیش از این در جریان حوادث کوی دانشگاه و اتفاقاتی که کشور را برای یک
هفته در بحران فرو برد یک سرباز نیروی انتظامی تنها به اتهام سرقت ریش
تراش مورد مواخده قرار گرفت و تمام افراد مسئول که در گزارش شورای امنیت
کشور هم به دخالت آنها در این بحران اشاره شده بود تبرئه شدند.

مشابه این اتفاق قرار بود برای متهمان پرونده قتل های زنجیره ای انجام
شود اما اصرار محمد خاتمی بر کندن غده چرکین این وزارتخانه در نهایت منجر
به دستگیری سعید امامی شد؛ هرچند او هم در زندان قوه قضائیه با آنچه که
خودکشی با داروی نظافت خوانده شد، فرصت این را پیدا نکرد که همدستان خود
را به صورت کامل معرفی کند.

در این بین هرچند خودکشی این پزشک و سرباز وظیفه نکته ابهام پرونده
متهمان بازداشتگاه کهریزک است، اما نفس خودکشی کسی که درون زندان جنایات
وحشیانه علیه زندانیان را به چشم خود دیده است و می تواند هرلحظه نسبت به
معرفی عاملان جنایت با دلیل و مدرک اقدام کند، ابهام آمیز به نظر می رسد.

این سئوال جدی هم مطرح است در حالیکه افرادی مثل بهزاد نبوی به دلیل
اخلال در ترافیک تهران از طریق شرکت در راه پیمایی به اقدام علیه امنیت
کشور متهم می شوند و بیش از 5 ماه در زندان انفرادی قرار می گیرند و حتی
در دادگاه ادعانامه های چندین صفحه ای علیه آنان قرار می شود، چطور ممکن
است کسانی که مسئول مستقیم شهادت چندین جوان ایرانی هستند به آن اندازه
اقتدار داشته باشند که نه تنها از قرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس
جلوگیری کنند، بلکه خود را نیز از هر اتهامی مبرا بدانند و با اعمال نفوذ
از انتشار گزارش های مربوط به رسیدگی به این پرونده نیز جلوگیری نمایند.

افکار عمومی از یاد نخواهد برد بازداشت شدگان سیاسی حوادث اخیر اکثراً یک
یا دو روز بعد از انتخابات دستگیر شدند و تا روز برگزاری انتخابات تمام
فعالیت های آنان از نظر دولت مستقر هم قانونی بوده است. آنگاه برای این
افراد ظرف دو روز اتهامات چندین صفحه ای قرائت می شود و صدا و سیمای
دولتی از بیان هر اتهامی علیه آنان دریغ ندارد؛ اما افرادی که مسئول
شهادت جوانان کشورمان هستند می توانند پرونده ای را تا آن اندازه به
بیراهه ببرند که در نهایت دادگاه مدعی شود دلیل کافی برای متهم کردن و
اثبات مجرم بودن این افراد ندارد. رویه ای که طی سالیان اخیر بارها و
بارها در دستگاه قضائی کشورمان تکرار شده است و به نظر نمی رسد که اراده
ای مبنی بر این راه و روش غیرعادلانه، غیرقانونی و غیرمشروع وجود داشته
باشد.

ناشناس گفت...

عدالت مذهبی و عدالت انسان مدار
طبيعی است که قوانين مذهبی، در زمان زايش خود نه تنها ناعادلانه نبوده
اند بلکه برخی از آن ها نيز در ارتباط با وضعيت زمانه ای که در آن بوده
اند پيشرو هم بوده اند. اما اين قوانين تنها می توانسته اند در دورانی
خاص و برای گروهی خاص که به يک مذهب معين باور داشتند عادلانه باشند. و
نه مردمانی که قرن ها پس از آن ها به دنيا آمده اند، دنياهای ديگری را
شناخته اند، مذاهب ديگری را برگزيده اند و يا اصولا مذهبی ندارند. تحميل
قوانين چنين مذهبی بر انسانی که قرن ها بزرگتر و کامل تر شده است خود يک
بی عدالتی بزرگ است.
در واقع برای بشر قرن بيست و يکم عدالت وقتی معنا و مفهوم پيدا می کند که
برای صاحبان همه ی مذاهب، و برای صاحبان همه ی رنگ ها و نژادها و مرام
ها، و جنسيت ها يک سان عمل کند. و برای پاسداری از چنين عدالتی است که
ديگر به فرشته عدالتی با چشمان بسته هم نيازی نيست. اکنون قاضی و قضاوت
کننده بايد با گوشت و پوست و خون، و با تنی برآمده از خاک، بر صندلی
عدالت بنشيند، و بدون هيچ چشم بستی، تنها بر اساس محتوای ورقه ی کاغذی که
بر تارکش عنوان «اعلاميه حقوق بشر» نوشته شده، من و تو و ما را قضاوت کند
و تا ما نيز مطمئن باشيم که عدالت به درستی و برای همه مردمان سياره ی ما
به يکسان اجرا می شود.
و اين نکته تفاوت اصلی عدالت انسان امروز با عدالت کسانی است که تکيه زده
بر عدالت «مقدسين»ی چون محمد و علی و عيسی و موسی و هر پيامبر و امام
ديگری قضاوت می کنند؛ کسانی که هر اندازه به آن ها باور داشته باشيم و هر
اندازه آن ها برای ما قابل احترام باشند، در بی مرزی جهان امروز که ارزش
ها و معيارهايش را نه مذاهب و عقايد و سليقه ها که کرامت و حقوق طبيعی و
منتشر انسانی بر بنياد «اعلاميه ی حقوق بشر» تعيين می کنند، ديگر نمی
توانند جز در محدوده ی خانه ها و عبادت گاه ها فرامينی را جاری سازند که
معنای امروزين و گسترده ی عدالت انسان مدار را داشته باشد؛ عدالتی که از
همه ی قوانين گذشته بريده است تا با تکيه بر اراده و خواست انسان امروز
ندای آزادی و آرامش و برابری را سر داده و تبعيض های برآمده از فرهنگ های
محلی و کوته بين را به دور بريزد.

نویسنده:شکوه ميرزادگی

ناشناس گفت...

تبدیل تدریجی مدارس به مساجد

فعالیت 4 هزار"مدرس سیاسی"، برای مقابله با آنچه که از نظر مقامات جمهوری
اسلامی "تهاجم فرهنگی بیگانگان" نامیده می شود، بزودی در مدارس آغاز
خواهد شد.

زهرا پناهی روا، معاون فرهنگی و هنری "دفتر فضا سازی قرآنی و گسترش نماز
و عترت وزارت آموزش و پرورش"، ضمن بیان این مطلب افزود که وظیفه اصلی این
کارشناسان آگاه کردن دانش‌آموزان "از فتنه‌های دشمن برای نابودی انقلاب
اسلامی" است.

به گفته وی، تاکنون دو هزار مربی تربیت بدنی ی همسو با معیار های دفتر
فضا سازی قرآنی در مدارس نیز، به کار گماشته شده‌اند.

پیش از این نیز خبر تشکیل 6 هزار واحد بسیج در مدارس ابتدایی و همچنین
استقرار دایمی روحانیون در مدارس منتشر شده بود.

Kianush گفت...

سلام به بابک عزیز و دیگر دوستان،
بعضی دوستان توجه ندارند كه جنبش سبز از مجموعه ای از گروهها ی گوناگون تشکیل شده است و فکر میکنند جنبش سبز فقط خودمان هستیم. در صورتیکه این جنبش مجموعه ایست متشکل از معترضین همیشگی انقلاب ۵۷ (از چپ و راست)، دموکراتها ی ملی و / یا مذهبی تا پیر و جوان متعهد به خط امام خمینی و همچنین مردم کاملا غیر سیاسی كه دیگر تحمل اینهمه ظلم و خشونت را ندارند. جنبش سبز در واقع یک حرکت مردمی است در مقابل حکو متی كه با پشتیبانی از کودتای انتخاباتی مشروعیت خود را (حتی در چشم اکثر مدافعانش) از دست داده است.
خواستهای این مجموعه نیز گوناگون است، بعضیها انهدام نظام را میخواهند ، بعضی دیگر اصلاح آنرا، بعضیها جمهوری اسلامی را به شرط تصحیح قانون اساسی و قرار دادن ولایت فقیه و دیگر نهادها تحت نظارت واجرای دقیق قانون قبول دارند ؛ بعضی دیگر جمهوری را بدون ولی فقیه میخواهند، دیگرانی هم جمهوری ایرانی یا سلطنت مشروطه میخواهند. بدون در نظر گرفتن تعداد افراد این یا آن گروه باید قبول کنیم كه جمع این خواستها در هیچ نظامی نمیگنجد. اگر هر کس بخواهد بر سر تمام خواستهایش بماند به پایان راه نخواهیم رسید یا اگر برسیم انتظارات بسیاری از گروههای جنبش سبز برآورده نخواهد شد. پس چه باید کرد؟
برای پیروزی باید تا پایان راه با هم باشیم . در نتیجه باید سعی کنیم خواستهایمان را تا آنجا كه ممکن است با هم هماهنگ کنیم. بدین معنی كه فعلا بجای انتظارات حد اکثری، انتظارات حد اقلی خود رابیان کنیم .
در هر صورت تنها راه موفقیت اینست كه اکثریت مردم با ما باشند. هر چه خواستهای ما بر پایه ی حد اقل انتظارات اساسی و حیاتی باشد اکثریت بیشتری را با خود همراه خواهیم کرد.
من به دوستانی كه پیشنهاد کردند اول از مردم بخواهیم تا ماهیت نظام مورد علاقه خود را مشخص کنند موافقم . ما هنوز دقیقا نمیدانیم كه آیا اکثریت سبزها "مردم سالاری دینی با قانون اساسی اصلاح شده" میخواهند یا "جمهوری ایرانی و جدائی دین از حکومت"؟ یا چند در صد از انها "پادشاهی مشروطه" یا شکل دیگری از نظام ؟ اول باید معلوم شود اکثریت مردم چه میخواهند پس از آن و در چارچوب نظام انتخاب شده، قانون اساسی را دقیق تر تنظیم و پیشنهاد کنیم. فراموش نکنیم: برای اینکه انتظارات پایه ای مردم هماهنگ شود صبر بیشتر لازم است .
هماهنگی زمان میخواهد وبهتر است عجولانه عمل نکنیم و گروه هایی كه در اساس اعتراض با یکدیگر موافقند با بی توجهی به حساسیتهای فرهنگی و اجتماعی از یکدیگر جدا نکنیم كه این همان چیزیست كه کودتاچیان میخواهند.
اما در مورد اعدام ناجوانمردانه ی جوانان شجاع کردستان كه همیشه فدای سیاست قومی یا منطقه ای شده اند. جنبش سبزنمیتواند سکوت کند. فکر میکنم باید تماس با شبکه های ارتباطی کردهای ایرانی در داخل و خارج ایران را فعال کنیم. شک ندارم كه کردستان از سبز ترین استانهای ایران است كه اختناق محلی حتی اجازه ی ابراز اعتراض هم به انها نمیدهد.
به امید پیروزی

مریم گفت...

با درود به بابک عزیز
من هم با نظر یکی از دوستان موافقم
فکر میکنم همونطور که آقای موسوی و کروبی تاکید میکنن باید بر اساس خواسته های حداقلی توافقی فراگیر رو تشکیل بدیم اینکه الان صحبت از تغییر قانون اساسی کنیم احتمال ریزش نیرو رو بوجود میاره
حتی اگر همین قانون اساسی فعلی تمام و کمال و نه گزینشی اجرا بشه زمینه برای تغییرات اساسی ایجاد خواهد شد
مثلا همین حق آزادی تجمعات اگر به رسمیت شناخته بشه خیلی از مشکلات ما حل میشه
من برای شما احترام زیادی قایلم و میدونم که زندگی خودتون و خانوادتون رو برای اینکه در مقابل ظلم سکوت نکنید به خطر انداختید
اما اگر مطرح کردن خواسته های حداکثری ما زود تر از موقع باشه خدای نکرده باعث ریزش نیرو میشه و ممکنه عمر این دیکتاتوری رو بیشتر کنه
من به هوشمندی شما و همه سبزها اعتقاد دارم اما خواهش میکنم با ریزبینی بیشتری حرکت کنید تا حکومت فرصت اختلاف افکنی بین سیبزها رو پیدا نکنه
اگر به آخرین گفته های آقای موسوی هم دقت کنیم با تاکید ایشون روی قانونمداری و اجرای تمام و کمال قانون اساسی هست با اینکه تاکید میکنه قانون اساسی وحی منزل نیست و امکان تغییر اون وجود داره
باز هم از همه دوستان خوبم که تو این مدت 5 ماه با هم هم هدف بودیم و با هم سبز شدیم خواهش میکنم فرصت اختلاف افکنی به رژیم رو ندن
با تشکر

ناشناس گفت...

http://irancomwww.blogspot.com

بی‌شک اهمیت قانون اساسی در تشکیل نظام حکومتی آتی ایران بر همه آزادی خواهان و دمکرات‌های ایرانی‌ پوشیده نیست. از این گذشته قانون اساسی(پیشنویس) محور مطالباتی محکمی برای گردهمایی نیروهای نامبرده بر حول خود خواهد بود. احزاب و سازمانها، … که این پیشنویس را تدوین و تایید مینمایند برنامه حکومتی و شکل نظام سیاسی آتی مورد نظر خود را به مردم آزدیخواه ایران ارائه میدهند و آنها هم به سهم خود فرصت آ‌ن‌ را میابند تصور کلی‌ از نظام آتی بدست آورند.

بی‌شک این پیشنویس که تقدیم نیروها و مردم آزدیخواه میگردد تا به تصویب و اجرا دستخوش اتفاقات فراوان خواهد شد. هدف از این ارائه، نهادن از نخستین سنگ بناهای نظام آتی است. قانون اساسی یک کشور برنامه حزبی و تشیکلاتی نیست و از ایننرو از جزئیات که ویژه این گونه برنامه‌ها است پرهیز دارد. در مورد این پیشنویس هم همین قاعده صدق می‌کند. همه گروه‌های دمکرات از راست تا چب، که حول قانون اساسی خود گرد می‌آیند برنامه سازمانی ویژه خود را برای بقا و تداوم حکومت در ایران دارند. مردم ازدیخواه با انتخاب حزب خود در نظام سیاسی دموکراتیک بر این بقا و تداوم تنپوش عمل میپوشانند. در مورد قانون اساسی مهم وجود محور مشترک اساسی با نام حکومت مطلوب آتی است.

این پیشنویس به زبان آلمانی‌ تهیه شده و متن فارسی‌ آن بزودی ارائه خواهد شد.http://irancomwww.blogspot.com

با امید به پیروزی دمکراسی و آزادی در ایران

فرهاد واکف