۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

آيا "ندا" هنوز زنده است؟ اين سئوال بي خوابم مي كند!

استبداد از "روح ندا" هم آزار مي بيند!

مادر داغدار و صبور "ندا آقا سلطان" در گفتگويي گفته است "ندا" به خواب خواهرش آمده و گفته:"من هنوز زنده ام!" و از او خواسته به وسايل اتاقش دست نزنند! مادر "ندا" بدون نتيجه گيري خاصي فقط اين خواب را بيان كرده اما آيا براستي ندا هنوز زنده است؟ و آيا هنوز به زندگي اش ادامه مي دهد؟ داستان چيست؟

روز سي خرداد گلوله يك "فدايي رهبر"، سينه نداي ايران را شكافت و ظاهرا" او را كشت. اما از آنجا كه گرداننده امور، مأموريتي براي آن دختر مظلوم نوشته بود كه هنوز بايد ادامه يابد، ندا درست از لحظه بعد از مرگش، بار ديگر زنده شد و به بُعد ديگري از زندگي ادامه داد.

آن روز، "جسم ندا" مُرد و مثل همه آدمهاي ديگر جسد بي جان او زير خروارها خاك دفن شد. اما "ندا" در بُعد تازه اي از هستي، در ابديتي كه تاريخ از او ساخت "زندگي ابدي" و "حق طلبي مؤثر" خود را آغاز كرد و بدون پاسپورت، بدون هزينه و بدون زحمت به سفري جهاني رفت، به تمامي جهان سفر كرد و حقانيت او جهاني شد. او آنچنان مظلومانه كشته شد كه از روز مرگش، موجب حيات و تحرك و جوشش و جنبش مردم ايران و حتي دنيا شده، آن اندازه كه خيلي سخت است او را يك مُرده بدانيم.

در تازه ترين رخداد، "ندا" موجب تقويت "علوم انساني" هم شده، رشته اي كه ولي فقيه و احمدي نژاد و جنتي و مصباح يزدي از آن نفرت دارند! اين دانشجوي فقيد فوق ليسانس فلسفه، عملا" باني و باعث پايه گذاري يك "بورسيه تحصيلي" براي دانشجويان ايراني در دانشگاه آكسفورد در انگليس شده تا در رشته فلسفه كه شاخه مهمي از "علوم انساني" است تحصيل كنند و براي ساختن دنيايي انساني و قابل درك مهيا شوند. "ندا" زنده است چون حالا باني تحصيل تعدادي دانشجو در همان علوم انسانيي شده كه مدتهاست رهبر جهموري اسلامي و روحانيون نزديك به او از آن به بدي ياد مي كنند و مدتي است خواستار حذف رشته هاي علوم انساني از دانشگاههاي كشور شده اند. پس "ندا" براستي هنوز زنده است؛ چون هنوز هم خشم كودتاچيان و استبدادگران مذهبي را بر مي انگيزد و كاري كرده كه سربازان خشمگين ديكتاتور، شبانه به قبر او هجوم ببرند و حتي سنگ مزار او را بشكنند. پس ندا زنده است زيرا هنوز آدمهايي را براي خفه كردن اثرش، شبانه به خانه ابديش اعزام مي كنند. همانطور كه افرادي را براي خفه كردن صداي ساير آزاديخواهان به خانه فعالان زنده سياسي و دانشجويان حق طلب و مردم معترض مي فرستند. پس ندا هنوز زنده است.

اما به محضي كه مي پذيريم "ندا" هنوز زنده است، يك سئوال بزرگتر مقابل ما قرار مي گيرد. اينكه :"براستي آيا ما هم زنده هستيم؟" داستان چيست؟ ما كدام سوي خط مرگ و زندگي، كدام سوي مرز ميان هستي و نيستي قرار گرفته ايم؟ چطور مي توان فهميد كه من و شما آيا هنوز زنده ايم يا نه؟ زندگي مي كنيم يا جزو آمار قبرستانها نرفته ايم و فعلا" نفسي مي كشيم و اسير روزمرگي هاي خود شده ايم؟ آيا ما زنده ايم و آيا موجب خروشي، جنبشي، خيزشي در اطراف خود و در "دنياي زندگان" هستيم يا خير، مدتهاست مُرده ايم و مثل اشباح در بين زندگان مي آييم و مي رويم؟ آيا مهر و عطوفتي در خوبان ايجاد مي كنيم؟ آيا خشمي از ديكتاتورها و بدكاران بر مي انگيزيم؟ آيا قدمي براي حق، عدالت و آزادي و ارزشهاي انساني بر مي داريم؟ اگر بر نمي داريم، آيا ما براستي زنده ايم؟ داستان چيست؟

دعايي براي همه ما: خدايا! معجزه اي كن! اشارتي، نگاهي، تا اين سئوال "بيدارم" كند نه "بي خواب". كاري كن اين سئوال باعث شود لااقل باقي عمرم را "بفهمم" براي چه زندگي خواهم كرد؟ و بدانم براي چه مي ميرم؟ بي تابم از اين سئوال كه اگر زندگي اين است كه ندا، بعد از خاكسپاري اش دارد و هنوز پراميد ادامه اش مي دهد، پس اين چيست كه ما داريم؟ پس اين زندگان بي ثمر كه مانند مردگان مي گذرند و بر سياهي زندگي شان سكوت كرده اند، ... آيا زنده اند؟ يا مرده اند؟ خدايا من از دنياي اين مردگان متحرك مي ترسم و ترجيح مي دهم شبها در قبرستان در ميان آن زندگان ابدي بمانم، تا روزها با اين مردگان حقيقي، اداي زندگي را درآورم. خدايا روح زندگي را از جان من مگير، جسمم به قربان زندگي! قربان زندگان.

امشب از اين سئوال خوابم نمي برد كه مرز زندگي تا كجاست؟ و مي دانم كه باز بي خوابي است و بي تابي. و من در عطش دانستن، تشنه تر خواهم ماند.. و باز: "گرداب مي ربايد و آبم نمي برد!"

توضيح: بورسیه ندا که توسط عده‌ای از خیرین به دانشگاه آکسفورد ارائه شده است به یاد ندا آقاسلطان نام‌گذاری شده است و توسط کالج کوئین این دانشگاه به دانشجویان رشته فلسفه در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترای این رشته اهدا می‌شود. گفتنی است به نقل از وب‌سایت این کالج، دانشجویان ایرانی برای گرفتن این بورسیه که شامل تامین مخارج کالج دانشجویان می‌شود در الویت هستند.

۳۰ نظر:

ناشناس گفت...

ضجه های مادرندا:سنگ قبرندا راشکستند [HQ]
http://www.youtube.com/watch?v=9LU9A7C_9bk امروز پنجشنبه 14 آبان 1388 ساعت بین 5 تا 6 به بهشت زهرا رفتم . تا بر سر مزار ندا آقا سلطان بروم . به قطعه 257 رفتم هر چقدر دنبال مزار او گشتم پیدا نکردم . تا اینکه متوجه داد و بیدادی شدم . متوجه شدم مادر ندا است . مادر او داد میزد سنگ قبر ندا را کاملا شکستن و نابود کردند و هی...چ چیزی در آنجا نبود و روی آن را گل ریخته بودند تا کسی نتواند قبر آن را پیدا کند . به شدت گریه میکرد . مردم همه جمع شده بودند . حدود 30 تا 40 نفر مامور در آنجا بود . az zamani ke in peygham ro khundam.shoke hastam. nafasam bala nemiad.bemiram baraye madaresh.ey khoda komakemun kon, ta in zalmha ro nabud konim.be omid iran azad.

سیاوش گفت...

ما پیر خواهیم شد ولی ندا همواره در یادها جوان و زیبا خواهد ماند.

ناشناس گفت...

سلام
دوست عزیز وازاده
چند سال است که به مطالب خواندنی وتحلیل های ارزشمند سیاسی ات خو گرفته ام واقعا دست مریزاد که در این بلبشو روی این جنایتکاران رو کم می کنی وامیدوارم فرصتی دست بده که در آینده ای بسیار نزدیک در کنار هم در ایرانی آزاد وعاری از هرگونه دیکتاتور وپوپولیست مثل احمقی نزاد بتوانیم نفس بکشیم
ارزومند ارزوهایت
ronik

Sarah گفت...

به مادر شجاع ندا می گویم که بگذار این قوم وحشی تر از مغول بکنند آنچه رو که روزگار به خود ندیده. ندا روز به روز عزیزتر و بزرگتر شده است. مرگ ندا دل همه رو شکسته است که این دل شکستگی، برای رژیم خیلی گران تمام شده است. من نمی دانم چه سری است در نگاه ندا که نمی توانم به عکسش نگاه کنم بدون اینکه دردی در قلبم حس بکنم. بدون اینکه بسوزم و بسازم. این حالت رو در مورد همه کشته شدگاه بعد از انتخابات دارم ولی در مورد ندا یک احساس عجیب و حالت فوق العاده ای دارم وقتی به عکسش نگاه می کنم. هرچند که دیگر نمی توانم فیلم مرگش رو تماشا بکنم. خیلی دردناک است.

ناشناس گفت...

با درود بر روان پاک همه کشته شدگان در راه آزادی

آقای داد این مطلبی رو که در زیر می نویسم و لینکشو میذارم نذارید در حد یک کامنت بمونه و تو پست بعدیتون خواهشا بهش اشاره کنید


هم‌ميهنان!
براي حفظ حقوق ملت ايران در درياي مازندران امضا كنيد
برپايه‌ي دو قرارداد 1921(مودت) و 1940(تجارت و بحرپيمايي)، ميان ايران و اتحاد جماهير شوروي، پنجاه (50) درصد درياي ماندران متعلق به ايران است.
از آنجا كه در درياي مازندران تحديد حدود ميان ايران و شوروي به عمل نيامده است، پذيرش سهم كم‌تر از 50 درصد، در حكم تجزيه‌ي ايران است.

http://www.maaz.ir/emza/index.php?clear

جاوید ایران زمین

ناشناس گفت...

ندا را پر پر کردند جلوی نابودی گلهای ديگر را بگيريم !
ما شهيد نميخواهيم ما اسير و دربند و آواره نميخواهيم. از اين خشونتها و بی عدالتيها بيزار و خسته ايم. زندگيمان را پس بدهيد.
شمايی که مسئول جان و مال و امنيت مردم هستيد، اينها همان مردم هستند که ميزنيد و ميکشيد. اينها همان مردم هستند که ترسشان از شما به نفرت بدل ميشود و کم کم شماييد که از آنها ميترسيد. اينان با خشونت نيامده بودند، نيامده بودند که ضربه های باتومتان را تلافی کنند، شما وادارشان کرديد. وادارشان کرديد که اگر فرصت دست دهد به فکر دفاع شخصی و فنونش باشند. شما اين مردم را به مقابله به مثل ميکشانيد، بترسيد از خشمشان که چون عطوفتشان بی حد و بی محاباست.

"برداشت آزاد"

ناشناس گفت...

بابک جان از این فرصت استفاده میکنم و به عنوان یک برادر کوچک پیامی را به مردم عزیز ایران عرض می نمایم و آن این است همه ما دوست داشتیم و داریم و اعتقادمان هم همین است که ای کاش در عاشورا حسینی زنده بودیم و در یاری رساندن به آن امام حسین(ع) و یارانش نقش داشتیم و در ماه محرم برای همین این موضوع به سر و سینه خود میزنیم و خواهیم زد.
بنده میگویم آن زمان (عاشورا) فرا رسیده و همه ما بدون کوچکترین تردیدی باید در صحنه حاضر باشبم و با یزیدیان زمان خود(خامنه ای و سرکوبگرانش )مبارزه تا جز یاران امام حسین(ع)باشیم و ریشه ظلم را از این مملکت عزیز از ریشه بکنیم .
در پایان جمله خود را با سخنان دکتر شریعتی به پایان می رسانم
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

تباهی درد گفت...

زندگی،دفتری از خاطره هاست
یک نفر در دل شب،
یک نفر در دل خاک،
یک نفر همدم ِ خوشبختی هاست،
یک نفر همسفر سختی هاست،
چشم تا باز کنیم،عمرمان میگذردو
ما همه همسفریم...
.
.
.
شاعر:......

زاده خرداد گفت...

این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیده ام/این بار من یکبارگی از عافیت ببریده ام/دل را ز خود برکنده ام با چیز دیگر زنده ام/عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده ام/ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی/ دیوانه هم نندیشد ان کاندر دل اندیشیده ام/دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته/من با اجل امیخته در نیستی پریده ام/امروز عقل من ز من یکبارگی بیزار شد/خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده ام/من خود کجا ترسم ازو شکلی بکردم بهر او/من گیج کی باشم ولی قاصد چنین گیجیده ام/از کاسه استارگان وز خون گردون فارغم/بهر گدارویان بسی من کاسه ها لیسیده ام/من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام/حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام/در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون/دامان خون الود را در خاک می مالیده ام/مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون/یکبار زاید ادمی من بارها زاییده ام/چندانکه خواهی در نگر در من که نشناسی مرا/زیرا از ان کم دیده ای من صد صفت گردیده ام/در دیده من اندر ا وز چشم من بنگر مرا/زیرا برون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام/تو مست مست سرخوشی من مست بی سر سرخوشم/تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام/من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن/بی دام و بی گیرنده ای اندر قفس خیزیده ام/زیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان/بهر رضای یوسفان در چاه ارامیده ام/در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن/صد جان شیرین داده ام تا این بلا بخریده ام/چون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می روی/بشنو ز کرم پیله هم کاندر قبا پوسیده ام/پوسیده ای در گور تن رو پیش اسرافیل من/کز بهر من در صور دم کز گور تن ریزیده ام/نی نی چو باز ممتحن بر دوز چشم از خویشتن/مانند طاووسی نکو من دیبها پوشیده ام/پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده/زیرا درین دام نزه من زهرها نوشیده ام/تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی/زیرا من از حلوای جان چون نیشکر باریده ام/عین ترا حلوا کند به زانکه صد حلوا دهد/من لذت حلوای جان جز از لبش نشنیده ام/خاموش کن کاندر سخن حلوا بیفتد از دهن/بی گفت مردم بو برد زان سان که من بوییده ام/هر غوره ای نالان شده کای شمس تبریزی بیا/کز خامی و بی لذتی در خویشتن چغزیده ام

ناشناس گفت...

سلام دوستان مبارز

قصد تضعیف ندارم اما معتقد هستم که فقط تنها مردم داخل ایران هستن که میتوانند مشکل خویش را حل کنن نه کسان یا دول دیگر. همانطور که میدانید دول دیگر مسائل و منافع مردم خویش را در الویت می‌دانند و در نتیجه کوشش ایرانیان خارج از وطن نیز تاثیر چندانی در حرکت دولت میزبان ندارد. خلاصه دول بسیاری از ممالک دنیا بر خلاف دولت ضد مردم ایران به فکر شهروندان خویش هستند.

اکنون بسیاری از هموطنان در کامنت خویش مینویسند حالا چه باید کرد. جواب بسیار روشن است: هر روز مبارزه

مبارزه اشکال گوناگون دارد و نیازی ندارد که یک حرکت سراسری باشد. به طور مثل جمعی از دانش آموزان پس از تعطیلی‌ مدرسه تظاهرات خودجوش راه میندازن و مردم را همراه خویش میسازند و قبل از رسیدن سپاه خونخوار حرکت خویش را به پایان میرسانند. انجام چنین حرکاتی روحیه مبارزه در میان آحاد مردم را بالا میبرد و روحیه مزدوران را ضعیف می‌کند. همین حرکات را می‌توان هنگام خروج از سینما و ورزشگاه و غیره انجام داد. باید با تجمعات خانواده زندنیان همیشه همراه بود و آنها را نباید تنها بگذاریم. چرا فقط ۱۵۰-۲۰۰ نفر در مقابل زندان یا دادگاه آنهم در تهران چند میلیونی؟

مردم با حرکت هماهنگ خویش در ادارات و کارخانجات قدمهأی در جهت تضعیف قدرت نظام و بر پأی اعتصاب و تظاهرات بر دارن. نکته مهم دیگر که بسیاری از مبارزان نیز اشاره کردن، نباید هنگام هجوم دشمن فرار بکنیم بلکه با توجّه به وضع موجد تصمیم بگیریم. اغلب اوقات تعداد ما بسیار بیشتر از ظالمان می‌باشد و اتحاد و مقاومت ما موجب تسلیم آنان میشود.

دوستان آزادی هزینه دارد و بر ماست که برای رسیدن به آن باید آنچه را که در توان خویش داریم تقدیم کنیم.

پیروز و همیشه سبز باشید

آریا

هم آوا گفت...

چند روزي هست كه سعي مي كنم نيام تو نت ولي نميوتم ، سعي مي كنم فقط تيترها رو بخونم بعد از 13 آبان و ديدن اون اتفاقا حس ميكنم اين روح كوچك من ديگه كشش نداره، صبحها درحالي كه قلبم تندتند ميزنه از خواب بيدار ميشم و بعد دوباره ياد اون روز ميوفتم
13 آبان با تمام خاطرات خوب و بدش گذشت و از تن خسته و روح آزرده ما چي مونده جز اين خاطره ها ....؟؟
اين چند ساعت 13 آبان مثل يه دفتر پر از خاطره و حادثه واسه من شد ياد اون موقع كه توي جايي مخفي شده بوديم و صداي پيرزني ميومد كه جلوي حرامي ها فرياد مي زد مرا بزنيد ؟ چرا اين دخترا رو مي زنين ؟ من پسرم شهيد شده بايد من رو بزنين .... و نشست جلوي اونها
ياد اون موقع كه داشتيم مثل يك عده آدم بي پناه به سمت در باز شركتي فرار ميكرديم و سريع در رابه روي ما بستند و از پشت قفل كردند و با لبخند گفتند اجازه نداريم ....
ياد اون لحظه به خير كه با بچه ها تو خيابون دست مي زديم و فرياد:
آزادي ، آزادي ، آآآآزززززاااادددي
بعد يك پسر با صداي بلند:
بگوووووووووو
دوباره :
آزادي ، آزادي ....
واقعا كي به آزادي ميرسيم ...
چه موقع همه مي خوان كه آزاد باشن و به خاطرش يه كمي هم كه شده خطر كنن ...
و ياد اون جمله خالم روز قبل 13 آبان:
ول كن باباااااااا
كاشكي من جاي ندا بودم ...

ناشناس گفت...

جنبش سبز از بدو پیدایش همواره هوشمند عمل کرده و در راه انعصاف پذیری زیرکانه ای از خود نشان داده است تا با دادن هزینه کمتربه پیش رود. مانند بهره گرفتن از مناسبت های دولتی / اسکناس نویسی و ... آیا اکنون که رژیم فاشیستی برای مهار جنبش با تمام قوا به خیابان ها لشکر کشی کرده و از هیچ خشونتی برای جلوگیری از تجمع مردم دریغ ندارد زمان آن نرسیده که جنبش متقابلا بار دیگر از خود انعصاف پذیری نشان دهد و شیوه جدیدی را آغاز و مبارزات را وارد فاز جدید تری کند؟ آیا در چنین شرایط دیگر وعده برای فلان روز / فلان جا / فلان ساعت عاقلانه است یا بالعکس کار سرکوب گران را ساده تر می کند تا به آسانی با تله گذاری و سر کوب هر مرحله نا گزیر عده تظاهر کنندگان نسبت به مرحله قبل کمتر و کمتر شود تا سر انجام به خواست پلید خود برسند؟ آیا نباید با پیچیده تر کردن و گسترش روشهای مبارزه به فرسایش رژیم پرداخت؟

سیامک گفت...

آقای داد با خواندن این مطلب،اشک در چشمانم نشست

بیشتر وقتها از خدا می پرسم،خدایا ندا در زندگی اش چه کرده بود که لیاقت چنین مرگ شرافتمندانه ای را یافت؟

کاش من جای ندا بودم.کاش من هم شهید جنبش سبز باشم

آقای داد و خوانندگان محترم به این شعر دقت کنید:

سبز يعني استقامت تا بهار/ آبروي مادران داغدار/ سبز يعني خون سهراب در کفن/ سبز يعني افتخار خاک من/ سبز يعني ملتي پر اقتدار/ سبز يعني رأيمان با اعتبار/ سبز يعني رنگ خون عاشقان/ سبز يعني قبر بي نام و نشان/ سبز يعني آخرين راه اميد/ سبز يعني خشم دل هاي سپيد / سبز يعني مردمي بيدار شد / حاکم ظالم به دنيا خار شد/ سبز يعني مادري از جان گذشت/ آن زماني که ندايش برنگشت / سبز يعني ظالمي از ترس سبز/ مي نهد بر گردن خود شال سبز/ سبز يعني آخرين فصل سکوت/ سبز يعني رأي ما آئينه بود

و اما در پایان به شما میگویم بابک جان:
مژده رسید که ایام غم نخواهد ماند
چنین نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

ناشناس گفت...

emrooz 20min salgarde etehade almane gharbi w sharghi ast.rooze azadi ro dar inja jashn migirand.be omide roozi ke maham baraye azadiye iran jashn begirim.be omide anrooz ke behtarin rooze zendegiye man khahad bud.azadi haghe mosalame iranihast.

ناشناس گفت...

در خبرها شنیدیم که یکی از مسئولان بنیاد شهید گفته بود ندا را بعنوان شهید زیر پوشش بنیاد شهید در میاوریم, بعد از این خبر کمتر از یکماه شنیدیم قبر ندا را شکسته اند.
کدام قبر شهیدی را دیدید که بنیاد شهید شکسته باشد؟

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من!
هزاران بار دلم شكست يعني شكسته هاي دلم دوباره شكست. چقدر اين انسان نماها وحشي و سبع و بي صفت هستند. حتي نمي توانند مزار ندا را تحمل كنند و اين نشان مي دهد تا چه ميزان احساس درماندگي و بدبختي مي كنند.به آنها بگو ما راه ندا را ادامه مي دهيم تا آخرين قطره هاي خونمان حتي اگر تمام خاك وطن مزار جوانان ايران زمين شود ما ادامه مي دهيم تا اين مرز و بوم را از قدوم منحوس شما قوم وحشي خونخوار پاك كنيم.
مواظب خودت باش
يا علي!

تباهی درد گفت...

سلام دوباره
دیروز،یعنی 18 ابان،در خیابان گرگانپارس گرگان،تجمعی برگزار شده بود برای هماهنگی برنامه های 16 آذر. به این تجمع نیروهای مسلح حمله کردند و تجمع کنندگان رو متفرق کردند،صدای شلیک 1-2تیر شنیده شد،ظاهرآ تیر هوایی بوده و به کسی اسیب نرسیده.




بدرود

hossein گفت...

نداي ما زنده است
تا آخرين نفس از ندايمان گوش استبداد را کر خواهيم کرد
ما با هميم پس خدا با ماست

hossein گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
sedaza گفت...

سازمان دفاع از زندانیان اعتقادی برای دفاع از حق و عدالت، برای پاسداشت آزادی بیان و اندیشه و برای حمایت ازکسانی که خود و خانواده هایشان به جرم ابراز عقیده به رنج افتاده اند فعالیت خود را آغاز کرده است.
sedaza.blogspot.com
seda09@live.com

سیروس گفت...

درود



یه پیشنهاد داشتم...ما باید کاری کنیم که یه نوا یا آهنگ انقلابی (یا هر چی اسمشو بذارید) تو کشور و جامعه فراگیر بشه. اینکار باعث می شه که طرفداران جنبش سبز وقتی اون رو هر روزه و در مکان های عمومی می شنون از همدیگه شادی و نشاط و امید و انرژی بگیرن و از اون طرف کودتاچی ها رو دیوونه می کنه! و بهترین وسیله برای پخش چنین چیزی موبایله که خدا رو شکر همه دارن...منظورم یه رینگتون هستش! من به نظرم آهنگ Bella Ciao خوب اومد و ازش 2 تا رینگتون دراوردم که پایین لینک دانلودشو گذاشتم...البته اگه آهنگ ایرانی باشه خوب بهتره اما من چیزی به ذهنم نرسید (شما می تونید آهنگ دیگه ای رو با مشورت با سبز ها پیشنهاد بدید) و از اون جایی که به نظرم باید هر چه زودتر یه چنین موجی تو کشور راه بیفته گفتم فعلا با همین آهنگ شروع کنیم تا بعد!

امیدوارم این پیشنهاد مورد استقبال شما قرار بگیره و با تبلیغات شما در facebook و balatarin در سطح کشور و جامعه فراگیر بشه! ممنون!

به امید پیروزی جنبش سبز!

http://rapidshare.com/files/304952197/Bella_Ciao-ring1.mp3.html
http://rapidshare.com/files/304955741/Bella_Ciao-ring2.mp3.html

آرین گفت...

درود آقای داد

لطفا در مورد 16 آذر مقاله بنویسید
ما منتظر این روز هستیم تا داغی دیگری بر دل دیکتاتور ملعون بگذاریم

ممنون می شویم که در مورد این روز مهم و خاص اطلاع رسانی و تبلیغ کنید

منتظریم

سبز باشید

ناشناس گفت...

سلام عمو بابك جونم. خيلي دلم براي شما تنگ شده. هرچند هر روز به اينجا سر مي زنم و پستها را مي خوانم. اما خيلي وقت بود كامنت نگذاشته بودم و الان ديگه احساس مي كردم كه خيلي خيلي دلم براي حرف زدن با عموي عزيزم تنگ شده است. عموجونم خيلي دوستت دارم. براي شما و خانوادهء عزيزتون آرزوي سلامتي، امنيت و بهترينها در دنيا را دارم:

نازنين افشين جم:
http://safahatekhali.wordpress.com/2009/11/10/%d9%86%d8%a7%d8%b2%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%85/

آنچه از «احمد باطبی» آموختم:
http://safahatekhali.wordpress.com/2009/11/10/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%c2%ab%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a8%db%8c%c2%bb-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%85/

هم آوا گفت...

با درود

از نظر سيروس خيلي خوشم اومد اينكه همه يك ringtone واحد واسه زنگ گوشي هامون انتخاب كنيم اينجوري مي تونيم اتحاد بين خودمون را زياد كنيم كار سختي هم كه نيست با بلوتوث هم ميشه آهنگ را براي بقيه فرستاد، به نظر من خيلي جالب اومد ....

ناشناس گفت...

براي آن دو دختر سبز جوان نگرانم:
http://safahatekhali.wordpress.com/2009/11/10/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%85/

باران گفت...

سلام آقای داد

مرسی از اینکه بالاخره از ندا نوشتید

سیروس گفت...

به "هم آوا":

ممنونم دوست عزیز...به نظر خودم که این طرح خیلی خوبیه...البته من انتظار داشتم که بیشتر از این استقبال ازش بشه...
اگه آقای داد موافق با این طرح باشن و پشتیبانیش کنن می تونه خیلی موفق بشه...امیدوارم بکنن!!
من خودم تو "بالاترین" عضو نیستم و گر نه خودم این رو می فرستادم به بالاترین!!

حمید گفت...

پیش ترها شاملوی گرامی گفته بود:

ما بی چرا مردگانیم (در سایه نشستگان)
آنان به چرا مرگ خود آگاهانند!

ناشناس گفت...

‌آقای داد سلام خوشحالم که‌ سالمید آیه‌ای که‌ مرقوم فرموده‌اید یک حرف ب اضافی است
ألیس الصبح بقریب درست است.
موفق باشید
یک کرد هموطن

ناشناس گفت...

میخوام یه خبر خیلی بد بدم ایت الله حسینعلی منتظری در گذشت.عزا عزاست امروز روز عزاست امروز ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز.