۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

اعدام "چاره مشكل" شما نيست ظالمان! درباره حكم اعدام احسان فتاحيان

با "رويش ناگزير جوانه" چه مي كنيد؟

از كشتن ديگران چه سودي برديد كه از اعدام "احسان" ببريد؟ شما تمام شده ايد!

"احسان فتاحيان" را براي عضويت در يك حزب سياسي (كومله) و بدون آنكه دست به اسلحه برده باشد يا خوني ريخته باشد و بي اينكه شاكي خصوصي داشته باشد، فقط بدليل آنكه مثل حاكمان نمي انديشد و خار چشم آنان است، به مجازات اعدام محكوم شده و زير تيغ جنايتكاران است!

با اين حاكمان خونريز چه بايد گفت؟ چه مي توان گفت؟

آيا براستي گمان مي كنيد با كشتن احسان و كشتن و زنداني كردن ساير مخالفان، سرنوشت حتمي شما براي"پايان" و سرنگوني تان تغييري مي كند؟ آيا هنوز نفهميده ايد اگر "اعدام مخالفان" چاره از مشكل نظامهاي ديكتاتوري و نامشروع بود، شما الان بر مسند قدرت نبوديد و به جاي ميراث خواري يك انقلاب، الان داشتيد روضه خواني مي كرديد؟

چه سودي نصيب شما مي شود وقتي مرده هاي اين ملت هم بدن شما را مي لرزانند؟ از كشتن مخالفان چه نصيبي برده ايد كه حالا گمان مي كنيد مي توانيد سودي از اعدام "احسان"ها ببريد؟ جز اينكه مدتي بعد از كشتن او، مجبور مي شويد مزدوران خود را بفرستيد تا سنگ مزار اين شهيد را هم مانند سنگ مزار "ندا" و "سعيد عباسي" و ساير شهيدان بشكنند؟ چرا قدرت طلبي، براي حماقت تان هم مرزي نگذاشته؟ از كشتن "ندا" چه نصيبي برديد جز اينكه سرعت سقوط خودتان را تندتر كرديد؟ حالا آن كشته هاي مظلوم، خار چشم شما شده اند و سند رذالت نظام نامشروع شما هستند. اين سرعت شما براي سقوط چه چيزي است جز دليلي بر حماقتي كه داريد؟ و لياقتي كه هرگز نداشته ايد؟ آخر مگر نمي بينيد كه ندا آقاسلطان امروز نماد مظلوميت ملت ايران شده و به نام او، بورسيه تحصيلي علوم انساني در آكسفورد پايه گذاري شده است؟ همان رشته اي كه خار چشم شماست! درهمان دانشگاه آكسفوردي كه بزرگان دولت نامشروع شما، علي كردان و محمدرضا رحيمي و كامران دانشجو و ... آرزوي داشتن دكتراي تقلبي اش را داشتند و مدرك تقلبي آن را خريده و به آن مباهات مي كنند. پس اين سرعت هولناك شما براي بدنامي و سقوط و پايان، بابت چيست؟ چه سندي براي نامشروع بودن شما بيشتر از اين اعمال احمقانه لازم است تا اثبات كند شما از آغاز هم "لياقت حكومت" نداشته ايد و حالا ديگر مطلقا" شايسته سقوط هستيد.

امروز احسان فتاحيان در چنگال شماست. از شما تقاضاي توقف اعدام او را نداريم، چون تقاضا از ظالمان يعني به رسميت شناختن ظلم آنان. البته تلاش خود را براي نجات احسان و ساير محكومين به اعدام از طريق ملل دنيا و مجاري بين المللي ادامه مي دهيم. اما بدانيد اگر او و صدها مثل او را هم بكشيد، اين ملت ديگر شما را نمي خواهد. اگر با همه دنيا هم متحد شويد، اين ملت شما را نمي خواهد. اگر مجيز آمريكا را هم بگوييد، اين ملت شما را نمي خواهد. اگر به پشتوانه روسيه و چين و حتي به پشتوانه غرب و آمريكا، ما را به گلوله هم ببنديد اين ملت شما را نمي خواهد. دوره شما به سر رسيده و بايد برويد.

امروز "احسان" براي ما يك قهرمان تازه است كه تا همين جا هم با مظلوميت خود، موجب ريشه دواندن اميد به پيروزي در ملت ما شده است. اعدامش كنيد يا نكنيد، جسمش را به زير خاك مي فرستيد، با انديشه و روح سيال او در ميان ملت چه خواهيد كرد؟ مگر نمي بينيد روح سيال و انديشه شهيدان سبز ملت، تا همين جا چه معجزه هايي كرده است؟

صداي ملت را از خلال شعر زير بشنويد؛ هرچند شما اگر گوش شنوايي داشتيد كار را به اين سقوط هولناكتان نمي رسانديد! اين شعر، واگويه يك مردم ستمديده اما اميدوار با خود است، و شما "حاكمان رفتني" شايسته شنيدنش هم نيستيد. به زودي جشن سقوط شما را خواهيم گرفت، با همين "ريشه" ها كه در خاك اميدواري بسته ايم و با همين "جوجه هاي نشسته در آشيانه"! كه ما بي شماريم و "سند تحقير" شماييم.

گيرم كه در باورتان به خاك نشستم؛

و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است؛

با "ريشه" چه مي كنيد؟

گيرم كه بر سر اين بام،

بنشسته در كمين پرنده اي،

پرواز را "علامت ممنوع" مي زنيد،

با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه مي كنيد؟

گيرم كه مي زنيد!

گيرم كه مي بريد!

گيرم كه مي كشيد!

با "رويش ناگزير جوانه" چه مي كنيد؟

پي نوشت: پتيشن "مخالفت با اعدام احسان فتاحيان" را اينجا امضا كنيد. امضاي شما، تكميل يك سند تازه است بر مظلوميت ملت. درنگ نكنيد.

۴۱ نظر:

Sarah گفت...

آقای داد
من پتیشن رو امضا کردم، اما فکر می کنم متاسفانه کمی دیر شده است. حدود ۱۲ ساعت دیگر احسان از میان ما خواهد رفت. ضمنا خواستم بگویم آیا خبر دارید که ایران به دانشگاه آکسفورد اعتراض کرده است که چرا چنین بورسیه ای به نام ندا در آن دانشگاه بوجود آمده است؟ا

تباهی درد گفت...

خداوندا!
تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که میداند انسان است
و
از احساس سرشار است
.
.
.
.
اعدام چاره ی هیچ مشکلی نیست،فقط راهی است برای پاک کردن صورت مسئله. اما بهر حال مرگ روحیه ی مردم رو دپرس میکنه و این هدف این "قاتل" هاست.



پاینده باشید

ناشناس گفت...

آه این اعدام فقط برای زهره چشم گرفتنه !
خوندم كه در زندان سنندج شورش شده و خانواده احسان و دوستان وبستگان میخواهند در مقابل زندان سنندج دربامداد روزچهارشنبه وهنگام اجرای حکم تجمع واعتراض کنند، کلیه راه های ارتباطی زندان سنندج بسته شده ، و فعالین زندان سنندج شورش کردند...
http://www.iranpressnews.com/source/068190.htm

شهناز گفت...

من هم پتیشن رو امضا کردم ودر فیس بوک هم تمنا کردم جلوی این اعدام را بگیرند.
تنها چیزی که در حال حاضر بفکرم میرسد شعر داریوش است:
آسمون سنگی شده ، خدا انگار خوابیده . باز هم یاد تیتر یکی از مقالات چند روز پیش افتادم : چند تا بهنود شجاعی به آزادی مانده ؟ پروردگارا جوانان ما را حفظ کن . میشنوی صدایم را؟

خسی بر موج گفت...

سلام بر ملت ایران.ما داغ جوانان خود کشیده ایم تا از دست ظلم برهیم و ان شاالله این خونها به هدر نخواهد رفت.خامنه ای سفاک تخت خود را بر خون جوانان این مرز و بوم بنا کرده است و ما این تخت را ویران خواهیم کرد.
اندکی صبر سحر نزدیک است.باید آگاهی داد.

Abri گفت...

سلام جناب داد ، شب بخير
چندين و چند سال پيش يه پيرمرد فرزانه تو يكي از روستاهاي شمال، نصيحتي بهم كرد.بهم گفت مرگ يك انسان وقتيه ميرسه كه هرچيزي كه دوست داره رو در اطرافش ببينه و هرچي كه مشتاق شنيدنشه بشنوه ، نه حقيقتي رو كه واقعا" پيرامونش داره اتفاق ميفته. اون وقت به اون آدم ميشه گفت مرده ، چون هيچ ارتباطي با جهان اطرافش نداره. اين و گفتم كه به اين مضمون برسم ، در اين چند ماه اخير برداشت ديگه ايي هم از حرف پير داشتم.به نظرم مرگ يك حكومت هم زماني ميرسه كه از بين ملتش عده ايي كه دوست داره ببينه و صداي اونهايي كه براش خوش آهنگه بشنوه.
زمزمه هايي شنيدم كه حكم اعدام لغو شده،اميدوارم صحت داشته باشه، ايران و ايرانيان ديگه تاب داغ فرزندانشون رو ندارن... .
به اميد آزادي سرزمين زيبامون از تمام ناپاكي ها... .
در پناه يزدان سلامت باشيد و سبز...

ناشناس گفت...

اندکی صبر سحر نزديک است

Sara Shams گفت...

با درود خدمت شما جناب داد
در مورد بخشی از نوشته های شما باید بگم روزی که سنگ قبر ندارو شکسته بودن من سر خاک ندا بودم که مادر ندا هم آمد و بعد از رفتنش خیلی ها از جمله خود من را بازداشت کردن!
و فقط سنگ قبر ندا شکسته بود! و هیچ آسیبی به سنگ قبر سعید وارد نشده بود.
و تنها دلیل شکسته شدن سنگ قبر ندا این بود که نتونسته یودن کلمه شهید رو کاملاً از روی سنگ پاک کنند.
در تمام طول بازداشت به این فکر میکردم که اگر بفهمن من بودم که روی سنگ قبر این شهدا کلمه شهید را نوشتم چی میشه..!!!!

صبخ روز جمعه سنگ قبر ندارو دوباره انداختن!

ناشناس گفت...

ما بی شماریم
ما برای مردن هم بیشماریم
لحظه ها را یک به یک می شماریم
تا مقصد امید تنها یک قدم باقی است
ما این قدم را حتی اگر بی پا شویم - بی دست- حتی بی بدن - حتی بی کفن-
بی جان حتی اگر گورمان را دریا کنید
با عشق تنها، روحمان را هم اگر در شیشه بگذارید
اندیشه رفتن به مقصد را زنده می داریم
آری تنها یک قدم باقی ست ما این قدم را بر می داریم

sabz گفت...

ما بی شماریم
ما برای مردن هم بیشماریم
لحظه را یک به یک می شماریم
تا مقصد امید تنها یک قدم باقی است
ما این قدم را حتی اگر بی پا شویم - بی دست- حتی بی بدن - حتی بی کفن-
بی جان حتی اگر گورمان را دریا کنید
با عشق تنها، روحمان را هم اگر در شیشه بگذارید
اندیشه رفتن به مقصد را می داریم
آری تنها یک قدم باقی ست ما این قدم را بر می داریم

ناشناس گفت...

خوشبختانه گفتند که فردا ( يا همان تاريخی که قرار بود) اعدام نميشود، به اين آدرس برويد تا خودتان بشنويد. ای کاشک کلاً حکمش لغو شود !!!

"برداشت آزاد"

http://iranseda.ir/player/?itemid=508011

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من
دقيقا بعد از خواندن مطالبت تو ياد همان شعري افتادم كه در پايان نوشته بودي واقعا با رويش جوانه هاي ناگزير چه مي كنيد؟؟؟؟؟؟؟؟
بابك جان باز هم احساس ياس مي كنم گرچه كاملا دروني است و در ظاهر سعي مي كنم هم به خودم هم به تمام اطرافيانم روحيه بدهم ولي ...
مطمئن هستم كه تاريكترين لحظه از شبانه روز آخرين دقايق قبل از طلوع خورشيده و من هر لحظه آرزو مي كنم كه خورشيد آزادي زودتر طلوع كند.
مواظب خودت باش
يا علي!

ناشناس گفت...

امضا شد و در فیس بوک اعلام شد تا بقیه هم امضا کنند. راستش روزی که برای نمایندگان سازمان ملل ایمیل فرستادیم تا در هنگام سخنرانی احمدی نژاد سالن را ترک کنند، باور نداشتم چنین اتفاقی بیفتد. حالا ایمان دارم که تک تک ما نیرویی داریم که یک دولت با همه سپاهیان متمول تا دندان مسلحش نمیتواند جلویش را بگیرد. امید دارم که نیرویمان این بار و هر بار اثر کند.

ناشناس گفت...

جناب آقای داد،امروز احسان اعدام شدوبه حقیقت پیوست.متاسفم برای تمام جوانان مملکتم که چنین به دست دژخیمان گل وجودشان پرپرشدودست شما را میبوسم که باچنین شرایطی هنوز برای آزادی مینویسیدوبرای انسانیت وشرف گم شده در این روزها غم میخورید.مراقبت خودباشیدوامید آن دارم قبل ازبروز مشکلی از ایران خارج شویدتا دست دشمنان گزندی به شما نرساند.به امیدآزادی

ناشناس گفت...

سلام من واقعاً متاسفم از اعدام جوانان این مرز و بوم
من دیشب اصلاً نخوابیدم و امروز هم ناچاراً با سردرد سر کارم حاضر شدم
خدا به پدر و مادرش صبر بده

نیلوفر گفت...

احسان اعدام شد..یقین دارم برای هر قطره از خون شهیدان ما تقاصی سخت در انتظار سربازان گمنام یا نامدار امام زمان است..و صد البته نایب بر حقش خامنه ایی ملعون.

ناشناس گفت...

edam shod

natonestim jeloye in jenayato begirim...

nashod...
nashod...

تباهی درد گفت...

ظاهرأ هحسان فتاحیان اعدام شد.


از اینجا بخوانید
http://mohegh.blogfa.com/post-252.aspx
خدایا...................

ناشناس گفت...

اقای داد!
قبلا از شما خوشم میومد-اما الان ازت متنفرم!
مردک!!!داری با ملت مبارزه میکنی!!!می فهمی.
برگرد به صراط مستقیم تا مردم ببخشنت.تک وتنهایی آقای داد.برات متاسفم.
بهت قول میدم تا هفته بعد میگیریمت.

تباهی درد گفت...

برای احسان فتاحیان که در وبلاگ اقای محمدمصطفایی خواندم اعدام شد:


ای دریغا چه گلی ریخت به خاک!
چه بهاری پژمرد!
چه دلی رفت به باد!
چه چراغی افسرد!

ناشناس گفت...

با درود و آروزی سکون و آرامش برای همه اسیران استبداد در ایران بی گناه - اما ای دوست این جوان مشابه بسیاری انسان های بی دفاع با اعدام می میرند یعنی نیست می شوند - یعنی خلقت و انرژی خداوند است که حیف می شود و خانواده ای همیشه رنجور و غمگین - کاش آقایان موسوی و کروبی و دیگر معترضان امروز همان دیروز ُ‌وقتی مردم جذر می کشیدندو می مردند - اعتراض علنی می کردند و می ایستادند مه امروز که همه چیز از دست رفته - دیر است - دیر دیر - افسوس - آنها چه دردمند می میرند و ما مانده ایم با مبارزه دیرهنگام مان - کاش هنوز ۱۰ساله بودم و از دست رفته ایم اینقدر بزرگ نبود - خدایا چرا ؟؟pounehs@ail.com

ایرانی سبز گفت...

بابک عزیز سلام
ببخشید چند وقتی است برایت کامنت نگذاشتم می دانم خطا کردم
امیدوارم خوب باشی
متاسفانه اکنون که آمدم در Balatarin خبر اعدام احسان بهت زده ام کرده نمی دانم چه بگویم واقعا نمی دانم نوبت ما کی می شود.
به امید ایرانی سبز همچنان مبارزه می کنیم من به نوبه خود شما با شجاعت تمام به نوبه خود نمی دانم امیدوارم همه تلاششان را برای ایران سبز و آزاد انجام دهند نمی دانم تلاشم برای آزادی کافی است در برابر افرادی که به زندان افتادند .
نمی دانم
این دیوان را چه کنیم چه قدر طول می کشد تا اینان را بیرون کنیم.
تا ایران را بسازیم و سبز کنیم.
بعضی مواقع به این می رسم آیا واقعا روزی به هدفمان می رسیم.
تو را خدا مراقب خودت باش.

ناشناس گفت...

خواهش می‌کنم از عزیزانی که قصد کمک به اینگونه موارد را دارند از این ببعد خیلی‌ زودتر از موعد اعدام فعالیت را آغاز کنند تا شانس نتیجه بخشی بیشتر باشد. پتیشین احسان نشان داد که میتوان در مدت زمان کمی‌ امضاهای زیادی را جم آوری نمود.
درحال حاضر هستند زندانیان بسیاری که به چنین احکامی محکوم هستند. لطفا اگر با نام و پرونده آنها آشنایی دارید از امروز شروع به اقدام نمائید شاید کسی‌ از این دستگاه آدم کش جان سالم به در برد.
با سپاس

پویا.خ گفت...

بمیرید... بمیرید
در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید
همه روح پذیرید
بمیرید... بمیرید
وز این مرگ مترسید
کزین خاک بر آیید سماوات بگیرید
بمیرید...بمیرید
وزاین نفس ببرید
که این نفس چو بند است
شما همچون اسیرید
یکی تیشه بگیرد پی حفره ی زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

آقای داد من همچون دیگر دوستان از شنیدن چنین خبر هایی ناراحت می شوم.
ولی باید از این افراد به نیکی یاد کرد نیکی بدان معنی شجاعت در راه آرمان خویش و جان دادن.
به امید آن روز که شاهد اعدام هیچ بشری در جهان نباشیم. با سپاس از شما

سیاوش گفت...

به دلیل غیر قانونی بودن این حکومت از اساس این اعدامها غیر قانونی و در واقع قتل عمد است.
تمام دست اندرکاران چنین قتلهایی باید روزی محاکمه شوند.
دیگر کارد به استخوان ما رسیده و حکومت با وقاحت تمام می کشد.
از ماموری که دستگیر می کند تا آن که حکم می دهد و آن که اجرا می کند همه در این قتل عمد شریک هستند و باید مجازات شوند.

ناشناس گفت...

خیلی‌ ناراحت کننده است واقعا، این حکومت مدام در حال افزودن به بار گناهانشه. در ضمن نوشتار اون کسی‌ که گفت تا هفتهٔ دیگه شمارو میگیره ناخوداگاه منو یاد مجموعه داستانهای" هنگ سگ گاوچرون" انداخت.


با آرزوی سلامتی‌ برای شما

ناشناس گفت...

ای سرو ايستاده نيفتادی
اين رسم توست که ايستاده بميری

با افتخار و آزاده رفت....متأسفم و به سهم خود به همهٔ آنانی که به انسانيت اعتقاد دارند تسليت ميگويم.
چقدر کوتاه و پر تشويش بود اين اميدواری و چشم انتظاری برای لغو حکم اعدام او ؟؟!!!


"برداشت آزاد"

ناشناس گفت...

انا لله و الیه راجعون...
الملک یبقی مع الکفر، و لا یبغی مع الظلم
شهادت این آزادمرد آزاده‌ رابه‌ خانواده‌ ایشان و تمامی کردهاز غیور ا ایرانیان آزاخه‌ تسلیت میگویم.

احسان جدید ترین قربانی مقاصد پلید سیاسی عوامل رژیم ضحاک صفت استبدای ناجمهوری غیر اسلامی غیر ایرانی است ، این حکم هیچ مبنای قانونییی نداشته و ندارد. اتهام حمل سلاح اتهامی بیپایه بود که فتاحیان در تمامی مراحل دادرسی آن را رد کرده و هیچ مصداقی عینی نیز برای آن وجود نداشت
. احسان فتاحیان یک «زندانی سیاسی» بود. وی همچو هزاران جوان ایرانی در خیابانها تنها به خاطر اینکه به ندای آزادی لبیک گفته دستگیر و موردسو استفاده نیات پلید مزدوران و عوامل امنیتی رژیم قرار گرفت،اعدام این رادمرد جوان کرد، که بر خلاف آنهمه شکنجه و فشار حاضر به اعترافات ساختگی و همکاری با امنیتیها نشد، سر بلند و سر افراز به استقبال شهادت رفت، تا ندایی دیگر باشد برای تمامی ایرانیان آزاده به خصوص کردهای همیشه مظلوم ولی آزاد و سر بلند، او با شهادتش پیامی داشت، که نباید از آن غافل گشت، و آن انتقام تمام خونهای به ناحق ریخته شدهایست که برای تمامی آزادیخواهان و همه ادامه دهندگان راه آزادی را را مکلف میسازد، راهش را خستگی ناپپذیر تر از قبل ادامه دهند..،.

ناشناس گفت...

Milaaad
با سلام،
اقای داد خسته‌ نباشید، جند روزی هست که‌ متوجه‌ شدم، که‌ جنبش سبز عملا به‌ خاطر ترسی که‌ داره‌ یا مصلحتگرایی که‌ فکرشون رو میکنند، اج محکوم کردن و یا حتی پوشش دادن اخبار مربوط، به‌ شهیداحسان (صرفا از ترس این که‌ حکومت به‌ اونها انگ حمایت گروههای کوچکتر مخالف رژیم ، رو بزنند... سکوت میکنند،
آیا این سکوت چیزی میتواند باشد به‌ تشویق عوامل رژیم، و چه‌ بسا امتحانی باشد برای سرکوب بیشتر،
اعدامهای سیستان و بلوچستان کردستان،
مگر نه‌ اینکه‌ جنبش سبز تازه‌ به‌این پی برده‌ که‌ اطلاعات رژیم و دادگاههای نامشروع مسخره میباشند،
اگر این دادگاهها و عواملشان فقط در تهران و اوین نامشروع میباشند و به‌ `ولی خبره‌ در پرونده‌ سازی،،
پس چراهمه‌ اینها دقیقا هم در مناط` سنی نشین نباید صدق کند؟؟
مگر نه‌ اینکه‌این رژیم ناجمهوری غیر اسلامی‌ غیرایرانی...از زدن هر گونه‌ انگ و تهمت به‌ جنبش سبز پرهیز نمیکند؟؟ پس این همه‌ مصلحت به‌از چه‌؟ کار از اینگونه‌ اندیشیدن گذشته‌،.. رژیم دقیقا از این به‌ عنوان نقطه‌ ضعف استفاده‌ میکند؟؟؟
مگر نه‌ اینکه‌ جنبشهای دیگر ضد رژیم در تاریخی نه‌ چندان دور صدای آزادی بوده‌ اند که‌ رژیم سعی در خفه‌ کردنشان داشته‌؟
که‌ همین کار را هم با جنبش سبز میکند،
شما ها که‌ آزادی میخواهید، قبل از هر چیز باید آزادیخواهان را هم طراز خود بدانید، اختلافها را پشت سر بگذارید، حقیقت بین باشید، و این حقیقت بیبنی اول از هر چیز باید بازنگری بر اشتباهات گذشته‌ سران سنبش سبزو روشنگریهایی که‌ باید صورت بگیرد. اگر غیر از این باشد،
رژیم سرکوبگر در دراز مدت همیشه‌ دست بال را خواهد داشت.
جنبش سبز عملا با سکوت خود در جنین مواردی به‌ دامی که‌ رژیم براشون پهن کرده‌ سقوط میکند،
لطفا بیدار باشید ، هشیار باشید،
آگاهی بدهید، آگاه کنید.

ناشناس گفت...

روزهایی که در پیش داریم آسان نیستند. اما روزهایی پر انگیزه و سرنوشت سازند. اعدام هر جوان نباید باعث افسردگی ما بلکه باید باعث مستحکم شدن عزم ما برای توقف این حکومت سراپا ظلم و جور باشد. این ماییم که باید به این جنایات خاتمه بدهیم. این ماییم که باید اختلافات عقیدتی، قومی و مذهبی مان را کنار بگذاریم و یکصدا جلوی این دولت دژخیم که حکومت شاه را رو سفید کرده بایستیم. ما ایستاده ایم و طلوع صبح آزادی را انتظار میکشیم.

ناشناس گفت...

الان که دارم می نویسم اشک توی چشمانم جمع شده در روز روشن حکومت عدل علی یک جوان را کشت به چه جرمی؟محاربه با خدا!!!!!!انقدر این اتهام مسخره است که معنا ندارد این چه خدایی است که یک بشر می تواند به دشمنی و جنگ با ان برخیزد؟نمی دانید چقدر اعصابم خرد شده ولی به یک نتیجه رسیدم برای اینکه جوانان ایران زمین نجات پیدا کنند باید ریشه این حکومت کنده شود آری خامنه ای باید برود این حکومت باید برود تنها راه چاره نجات ما این است....

Abri O ... ! گفت...

سلام و شب بخير جناب داد عزيز
صراط مستقيم ؟؟؟!!!
گاهي اوقات بي اعتنا گذشتن از كنار بعضي كلمات بهترين عكس العمله. ولي ميترسم از اينكه اين بي اعتنايي تعبير به نديدن هم بشه...!!!
شب پاييزي تون خوش...

هم آوا گفت...

بعد از اجهافي كه در حق بچه هاي دهه 60 شد ، از زمان بدنيا اومدن كه تو جنگ بود و .... از زمان نوجواني و جواني و كنكور و تحصيل و كار و ازدواج و ....
حالا نوبت اينه كه دونه دونه بكشنشون يكي ديگم رفت ، ازمون گرفتنش معلوم نيست نوبت بقيه ما كي ميشه ؟
احسان عزيز ببخش اگه تو براي عقيده و آزادي جون ميدي و ما ....
ببخش اگه نتونستيم كاري كنيم جز يه امضا ....

بابک داد گفت...

در جواب ناشناس كه نوشته:// اقای داد!
قبلا از شما خوشم میومد- اما الان ازت متنفرم! مردک!!!داری با ملت مبارزه میکنی!!!می فهمی. برگرد به صراط مستقیم تا مردم ببخشنت.تک وتنهایی آقای داد.برات متاسفم. بهت قول میدم تا هفته بعد میگیریمت.//

از اين دست پيغامها كم دريافت نمي كنم. پيغامهاي تهديدآميز از سوي كساني كه معتقدند از "صراط مستقيم" دور شده ام و بعد تهديدم مي كنند مرا بگيرند! لابد براي اينكه با زور مرا در صراط مستقيم شان جا بدهند!در حالي كه نمي دانند در آن صراط مستقيمي كه مدعي اش هستند آنقدر جا كم شده كه ميليون ميليون آدم از موسوي و كروبي تا من و تو را از آن بيرون گذاشته اند و ما را خارج از صراط مستقيم مي پندارند! صراط مستقيم آقاي خامنه اي، خط باريكي است از آدمهايي كه پشت سر ايشان، مستقيم و بي توقف دارند به سوي جهنم مي روند. من آن صراط مستقيم را خيلي وقت است ترك كرده ام ابله مردا!

Sarah گفت...

احسان عزیز
من هم بسیار شرمنده تو و خانواده تو هستم. همه ما نگاه کردیم تا تو به شهادت برسی. ای کاش از شجاعت تو آموخته بودیم.ا
حدس بزنید که چطور می شد اگر همه ملت در مقابل ظلم می ایستاد. اگر همه بیرون بیایند، این رژیم یک روزه سقوط می کند. یک روز اگر همه بیرون بیایند و از مرز کشته شدن بگذرند و بدانند زندگی یعنی سرکشیدن لیوان تا انتها! زندگی یعنی مثل احسان بودن. خدایا به پدر و مادرش صبر بسیار بده!

ناشناس گفت...

"بنا به نامه‌ای که این جوان پیش از اعدامش نوشته‌است، ماموران امنیتی پیش از تبدیل حکم ۱۰سال حبس به اعدام، وی را برای شرکت در یک مصاحبه ویدیوئی برای آنچه در این نامه «اقرار به اعمالی ناکرده» و «رد افکار خود» عنوان شده، زیر فشار گذاشته بودند.

بنا به این نامه، به احسان فتاحیان گفته شده بود که در صورت قبول نکردن این مصاحبه اعدام خواهد شد."


source:radio zamaneh

ناشناس گفت...

واپسین شعاع آفتاب شبانگاهی

نشان دهنده ی راهی ست که خواهان در نوشتن آنم

خش خش برگ ها زیر قدم هایم

میگوید : بگذار تا فرو افتی

آنگاه راه آزادی را باز خواهی یافت.

هرگز از مرگ نهراسیده ام , حتی اکنون که آن را در قریب ترین فضا و صمیمانه ترین زمان , در کنار خویش حس میکنم. آن را میبویم و بازش میشناسم , چراکه آشنایی ست دیرینه به این ملت و سرزمین. نه با مرگ که با دلایل مرگ سر صحبت دارم , اکنون که (( تاوان )) دگردیسی یافته و به طلب حق و آزادی ترجمه اش نموده اند , آیا میتوان باکی از عاقبت و سرانجام داشت؟ ((ما)) ای که از سوی ((آنان )) به مرگ محکوم شده ایم در طلب یافتن روزنه ای به سوی یک جهان بهتر و عاری از حق کشی در تلاش بوده ایم , آیا آنان نیز به کرده ی خود واقف اند؟
....

احسان فتاحیان

زندان مرکزی سنندج

http://chrr.us/spip.php?article6672

Abri گفت...

سلام ، شب بخير
لينك مربوط به مخالفت با اعدام شير كوه (بهنام) معارفي كه اگر هر كي خواست امضا كنه:
http://www.gopetition.com/online/32085/sign.html

ناشناس گفت...

وطن پرنده ی پر در خون

وطن شکفته گله در خون

وطن فلات شهیدو شب

وطن پا تا به سر خون

وطن ترانه ی زندانی

وطن قصیده ی ویرانی

ستاره ها اعدامیان ظلمت

به خاک اگر چه میریزند

سحر دوباره برمیخیزند

بخوان که دوباره بخواند

این عشیره ی زندانی

گل سرود شکستن را

بگو که به خون بسراید

این قبیله ی قربانی

حرف اخر رستن را

با دزخیمان اگر شکنجه

اگر بند است و شلاق و خنجر

اگر مسلسل و انگشتر

با ما تبار فدایی

با ما غرور رهایی

به نام اهن وگندم

اینک ترانه ی ازادی

اینک سرودن فردا

امروز ما امروز فریاد

فردای ماروز بزرگ میعاد

بگوکه دوباره میخوانم

با تمامی یارانم

گل سرود شکستن را

بگو که به خون میسرایم

دوباره با دلو جانمحرف اخر رفتن را

بگو به ایران بگو به ایران

غوغا گفت...

قهرمان سبز ایرانم، آقای داد عزیز،

در انقلاب سال ۵۷ این سرود برای استبداد و انقلاب سفید شاه، که "حیله سپید" گفته شده، خوانده میشد که خیلی‌ بجاست برای مستبدین دینی، آیت‌الله‌های جانی، وطنفرش، قاتل خوانده شود، که امیدوارم بزودی گور خود را هر چه عمیقتر بکنند و در تاریخ ایران زمین دفن بشوند. در این سرود با اجازه من "حیله سپید" را "مذهب سیاه" میخوانم

انقلاب تو راه توده ها

"مذهب سیاه" کرده بر ملا

مشعلی بزرگ داده دست ما

تا که بر کنیم کاخ ظلم را

ای که میچکد ‌از پنجهٔ تو خون

تخت تو نگون

شیوهٔ تو قتلگاه خلق

بگیر، ببند، بکش

گور خود کنی به دست خود

از سوئد ه.ت غوغا

ایران دوست گفت...

مجتبی خامنه ای : خودت و تمام خانواده ات به فدای خاک پاک دلاور کردمان احسان فتاحیان. تویی که مثل یک موش آب انبار ترسو پنهان شدی و از پشت پرده افسار بیشتر جنایتها را در دست داری. حداقل مرد باش و خودت رو نشون بده. چرا اینقدر مخفیانه؟ ازچی میترسی؟ بابات که دیگه تریاک مغزش رو اسفنجی کرده و چیزی حالیش نیست .