ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

شفاف سازی مواضع جنبش تغييرخواهی سبز / بخش دوم

چگونه اقشار دیگر به جنبش تغییر می پیوندند؟

در تمام مدت بعد از کودتا کسی را نیافتم که مومنانه و آگاهانه از حقانیت نظام فعلی دفاع کند و آن را دنباله چیزی غیر از سلسله های استدادی و خونریز بداند. با این حال هنوز این مخالفت به عزمی برای تغییرخواهی در تمام اقشار و سطوح جامعه تبدیل نشده و مردم اگرچه دوستدار وضعی متفاوت از وضعیت فعلی هستند اما برای مشارکت در مبارزه نیازمند پاسخ به دغدغه هایی هستند که کتمانش نمی کنند. یکی از مهمترین این دغدغه ها، وضعیت فرداست.

سئوالی که ذهن برخی از شهروندان ما را درگیر کرده این است که بعد از سقوط نظام چه سرنوشتی در انتظار ما و مطالبات ماست؟ آیا آنگونه که سالهاست توسط نظام فعلی تبلیغ می شود، سقوط این نظام موجب هرج و مرج و سهم خواهی گروههای سیاسی، و نهایتا" از هم گسیختن شیرازه کشور خواهد شد؟ آیا کشور در خطر شورش و بحران و تجزیه قرار خواهد گرفت؟ برخی می پرسند آیا همین نظم معیوب کنونی که حاصل فضای استبدادی و دیکتاتوری است، آیا بعد از آزادی کشور از دست نخواهد رفت؟ و آیا سرنوشتی مثل عراق یا افغانستان در انتظار ماست؟

هراس از آینده مبهم و هرج و مرج احتمالی، امری طبیعی است ولی حکومت هم زیرکانه به آن دامن می زند. این ترس از فردایی مبهم باعث می شود شهروندان، به رغم مخالفت با حکومت، از مشارکت فعال در جنبش حق طلبانه سایر هموطنان خود کناره بگیرند. بسیاری از اقشار متوسط و فقیر جامعه چنان اسیر فقر و گرانی و تلاش معاش هستند که حتی تصور هرج و مرج هم برای آنها سخت است و بدرستی گمان می کنند اگر اوضاع به هم بریزد، گرسنگی و فقر مضاعفی دامان خانواده و زندگی فقیرانه آنها را خواهد گرفت. اما آیا هر تحولی لزوما" به هرج و مرج منتهی خواهد شد؟ آیا نمی توان با درس گرفتن از تجربه انقلاب سال 57 به گونه ای بر اوضاع سیاسی و اجتماعی مدیریت کرد که سقوط دیکتاتوری، به هرج و مرج و سهم خواهی و درگیریهای گروههای سیاسی نیانجامد؟

واقعیت این است که باید بدنبال راهی برای اطمینان بخشیدن به این اقشار پرشمار اجتماع بود که پیروزی جنبش حق طلبی، لزوما" به معنای ایجاد هرج و مرج یا شرایط سال 57 نیست. مردم نیاز دارند در بدنه رهبری جنبش، سایه ای از تدبیر مقتدرانه و عزم جدی را مشاهده کنند که از حالا بدنبال تعبیه و تعیین روشهای هنجاز پذیر و قانونمند برای اداره جامعه است و به محض سقوط عنقریب نظام دیکتاتوری، نظم زندگی و حیات روزمره مردم مختل نمی شود و برای تأمین امنیت، معاش و رفاه مردم چاره اندیشی های مسئولانه ای اندیشیده شده است. علاوه بر این باید دورنمایی از وضعیت فردای بهتر برای مردم ترسیم شود که با امکانات موجود کشور قابل انجام است و نظام استبدادی مانع از برقراری چنان عدالت، امنیت ،رفاه و آزادیی شده است.

این تسکین روانی برای جامعه ای که از ستم به ستوه آمده اما از نابودی هم می هراسد، بسیار حیاتی است و بزرگترین آرامش روانی جامعه وقتی بدست می آید که مردم باور کنند رهبران جنبش چنان عزم و اراده ای دارند و در صورت سقوط نظام، برنامه های جامعی برای اداره امور کشور دارند که امنیت عمومی جامعه توسط نهادهای برخاسته از مردم و جنبش تأمین خواهد شد و حق هیچ قشر و نژاد و اقلیتی تضییع نخواهد شد. اکنون زمان نگارش برنامه یا پیش نویس قانون جامعی است که بتواند موجب اطمینان خاطر مردم از اداره کشور در روزهای بعد از پیروزی جنبش حق طلبانه ملت باشد. باید برای نحوه اداره کشور، به یک استراتژی جامع رسید که مردم اولا" در نگارش آن سهیم باشند و ثانیا" از اجرای آن مطمئن شوند و ابزارهای نظارتی محکمی برای اجرای قوانین در اختیار نهادهای مردمی باشد.

بزرگترین مسئولیت رهبران جنبش حق طلبانه ملت ایران، برای دستیابی به یک حاکمیت ملی و مردم سالار، اول: نگارش یک قانون اساسی نوین و جامع برای اداره کشور بعد از سقوط نظام فعلی است. بدیهی است نگارش قانون نوین با مشارکت مردم و نخبگان جامعه صورت خواهد گرفت. و دوم: رایزنی و ایجاد همدلی میان تمامی مردم به ستوه آمده از ظلم و فقر و تبعیض برای تغییر نظام کنونی است. مردم با مشاهده یک بدیل قوی و مسلط و برآمده از خود، با اعتماد به نفس بیشتری با جنبش همدلی و همراهی خواهند کرد و دامنه جنبش به طبقات دیگر اجتماع زبانه خواهد کشید.

ما برای رهایی از نظام دیکتاتوری فقیه که روز به روز قربانیان مختلفی گرفته و خواهد گرفت، دو گام بزرگ در پیش داریم که باید با نهایت اقتدار برداریم.

گام اول«تغییر نظام کنونی»: گام اول همه ما ایجاد همدلی همه مردم و نیروهای سیاسی به ستوه آمده برای «تغییر نظام» است. در این مرحله هر سخنی که بوی تفرقه افکنی یا احیای اختلافات گذشته یا ایجاد اختلافات تازه را بدهد، محکوم است و خدمتی است به بقای نظام جبار کنونی.

گام دوم«تعیین نظام نوین»: گام بعد از تغییر، «تعیین» نظام سیاسی تازه است. اگر قانون اساسی نوین کشورمان، از حالا با مشارکت مردم و گروههای سیاسی نوشته شود، دولت آینده توسط ملت تعیین می شود و قانون اساسی نوین، میثاقی خواهد بود برای اداره عادلانه کشور و تعیین بهترین نظام حاکمیتی برای اداره ایرانی که ایرانیانش بی شمار، متکثر و خواهان بهترین آرمانهای انسانی هستند. با تکیه بر یک میثاق ملی تازه، همه اقشار برای تأسیس فردای بهتر و ایجاد تحول اساسی به جنبش خواهند پیوست.

ما در حال پیمودن گام اول هستیم اما از حالا باید دورخیز لازم برای برداشتن گام دوم هم بدرستی و با دقت لازم انجام شود. مردم به اطمینان از تسلط بر اوضاع بعد از فروپاشی نظام کنونی نیاز دارند و این اطمینان بخشی، وظیفه نخبگان، سیاسیون و پیشروان جنبش حق طلبانه ملت ایران است. چیزی که حقیقتش قابل انکار نیست فرصت طلایی برای برون رفت از استبداد است و در این مرحله، همه ما در آزمونی سخت قرار داریم و تمام سخنان و رفتارمان در این مقطع حساس زمانی، مورد داوری آیندگان قرار خواهد گرفت. آیندگانی که می توانند بر هوشمندی ما ارج بنهند یا خدای ناکرده ما را به خاطر بی مسئولیتی و خودمحوری هایمان سرزنش کنند.

۶۰ نظر:

ناشناس گفت...

درود بر تو اي آزاده مرد!
هر شامگاه كه براي خواندن مطالب جديدت به وبلاگت مراجعه مي كنم و مطلب تازه اي نمي يابم بر نگرانيم افزوده مي گردد.دور بادا چنگال آلوده ي اهريمنان از تو!اميدوارم هر چه زودتر در جشن پيروزي ميهنمان تو را ديدار كنيم. تو و همه ي آزاده مردان و شيرزناني چون تو را!

ناشناس گفت...

salam,khastenabashin.ma ke hanoz allaho akbaremoono migim omidam darim ye alame .shoma ham ke behtarin rahnamaiharo mikonid va vojoodetoon delgarmie.ta bebinim rahbarane jonbesh che mikoonand khoda poshto panahetoon...v

ناشناس گفت...

سلام بابک عزیز همیشه سلامتی‌ تو را از در گاه حق خواستار هستم. نکته مفیدی را مطرح ساختی، یاد جمله‌ای از شاملو افتادم که میگفت : هیچ کس نمی‌تواند سد راه جنین نه‌ ماهه را بگیرد چون همه شرایط مهیا شده تا به دنیا بیاید . این جنبش مانند جنینی است که موقع بدنیا امدنش هیچ قدرتی‌ نمی‌تواند مانع آن شود. پیروز باشی‌ به امید پیروزی جنبش سبز.

مخلص تو محمود

ناشناس گفت...

سرنگونی نظام فعلی قطعا منجر به هرج و مرج و جدایی طلبی و شورش و ... می شود. زمانی که مردمی با تفکرات مختلف برای تحقق حداکثری ایده های خود به صورت انقلابی تلاش کنند، همین یعنی هرج و مرج.
به جای سرنگونی باید نظام فعلی را بازسازی کرد. به نظر من چند اصلاح کوچک لغوی در قانون اساسی فعلی، نتایج بسیار شگفتی خواهد داشت:
1. خروج نفت از تملک دولت و اداره آن توسط یک شرکت بزرگ به صورت سهامی و ملی
2. حذف کلمه مطلقه از ولایت فقیه : قریب به اتفاق مراجع نسبت به این کلمه نارضایتی دارند.
3.حذف کلمه استصوابی از نظارت شورای نگهبان و عدم دخالت این نهاد در تایید اجتهاد نامزدهای مجلس خبرگان
4.صدور اجازه برای وجود تلوزیون های خصوصی

ناشناس گفت...

عمو بابك جان به خوب نكته اي اشاره كردي. اتفاقاً من و يك سري از دوستانم چند وقت پيش سر همين موضوع بحثي داشتيم. من و دوستانم همجنسگرا هستيم و مسلماً خواستار وضع قانون رفع تبعيض اقليتهاي جنسي. اما يكي از دوستان همجنسگرا دقيقاً همين دغدغه را دارد. او معتقد است كه همين نظام فعلي براي همجنسگراها بهتر است. چون ايرانيها اكثراً هوموفوب هستند. يعني ترس از همجنسگرائي دارند و مخالف همجنسگراها هستند. وي مي گويد الان هيچ نظامي بهتر از همين نظام مستبد تا كنون به نفع حقوق همجنسگراها عمل نكرده. دراصل اين نظام عدوئي است كه سبب خير شده. راست هم مي گويد. ما سالها خودمان را كشتيم تا يك خبر از همجنسگراها در صداي آمريكا و ديگر رسانه ها پخش شود. اما نشد كه نشد. اما اين آقاي احمدي نژاد با آن سخنراني معروف خود در دانشگاه كلمبيا يكدفعه نه تنها درهاي صداي آمريكا و بي بي سي را به روي ما گشودند. بلكه درهاي ساير شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي و رسانه اي نيز به روي ما گشوده شد. من حتي از برنامه هايي كه در اين شبكه هاي سطح پايين تر ماهواره اي كه اصلا هيچ انتظاري ازشون نداشتم پخش مي شد هم در مورد حقوق همجنسگراها خبرهائي شنيدم. بعد از آن هم ديگه اخبار مربوط به همجنسگراها افتاد رو دور و خلاصه اين بزرگترين خدمتي بود كه اين ديكتاتور مستبد، احمدي نژاد، در
حق ما كرد. حالا به قول اين دوستمان اگر فردا نظام عوض شود مردم ايران كه با اين روحيهء همجنسگرا ستيزي به فكر ما نيستند، هيچ مستبدي مثل احمدي نژاد هم پيدا نمي شه تا اينگونه با حماقتهاي خود به نفع ما كار كند. ما هم آتوئي در دست نداريم تا هركس ضد همجنسگراها حرف زد او را به احمدي نژاد و خامنه اي تشبيه كنيم. با وجود همهء اين حرفها من با نظر آن دوستمان مبني بر اينكه اين نظام بهتر است پابرجا باشد مخالف هستم. به آن دوستم گفتم اگر اين دگرجنسگراها خودخواهانه و از روي ناآگاهي ضد ما عمل مي كنند، اگر ما هم مثل آنها رفتار كنيم پس چه فرقي با آنها داريم. من دگرخواهانه عمل مي كنم و نه خودخواهانه. براي من آزادي و احقاق حقوق جمع مهمتر است. اميدوارم ما هم به آزادي و حقوق از دست رفته مان برسيم. اگر ايران آزاد شود و قوانين تغيير كنند و اين استبداد كنوني و كشتار و شكنجه هاي كنوني وجود نداشته باشد و حريم شخصي افراد حفظ شود، ما هم فرصت ابراز وجود خواهيم داشت و حداقل كسي به جرم همجنسگرا بودن به ما تجاوز از هر نوع نكرده و ما را اعدام نخواهد كرد. ما همين الان هم پي گير مطالباتمان هستيم، آن زمان هم خواهيم بود و تأكيد ما بر وضع قانون يا قوانيني در حمايت از اقليتهاي جنسي اي است كه 17درصد جمعيت ايران را تشكيل مي دهند.

ناشناس گفت...

DOROD BABAK JAN BE NAZARE MAN IN MATLABE TO DARBAREYE MARDOME MA SEDGH NEMIKONAD AKSARIAT KHAMOSH SOKOTASH NA AZ ROYE DAGHDAGHEH KE AZ ROYE BI ETELAEE VA GOFTANE BE MANCHEH AST. AGAR INCHONIN BOD KE TO MIGOEE BAYAD BAZARE BAHS DAR BAREYE OZZAE KESHVAR DAGH MIBOD LAAGHAL DAR KHANEHA VALI CHONIN NIST BALKE ANHA MIGOYAND KARI BE KASI NADARIM TA KASI HAM BA MA KARI NADASHTEH BASHAD. midani mara aksare dostan va famil be khatere zendanie siasi bodanam baykot kardeh and va kamtar tamas migirand: babak jan matlabe to darbareye mardome kore japon alman va........ SEDGH MIKONAD NA AKSARIYATE KHAMOSHE MA !

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من
خدا رو هزاران بار شکر که سالمی.دیشب به مادرم می گفتم چند روز است که از بابک عزیزمان خبری نیست و به شدت نگرانشم امروز خوشحالم که مطلب جدید تو عزیزترین رو می خونم و می تونم برای خانواده و دوستان و اساتیدم بفرستم و تکثیر کنم. مرسی از نوشته خوبت واقعا این مطالبی که نوشته بودی و بیان کرده بودی سوالات همیشگی ذهن من بود توی این چند وقت.
مرسی مرسی. مرسی که هستی مرسی که راهنمایی می کنی مرسی که می نویسی مرسی که مواظب خودت هستی.
یا علی!

ernesto گفت...

بابک عزیز سلام
خسته نباشید
امیدوارم امروز هم مردم در استادیوم نشان دهند که جنبش سبز همه جا هست و سیلی دیگر بر صورت دیکتاتوری اسلامی بزنند.
خیلی مردی لطفا خیلی مراقب باش تا دردست این ددصفتان نیفتی.
مواظب خودت و خانواده محترمت باش به امید
پیروز جنبش سبز مردم ایران.
همیشه سبزو پایدار باشی.

ایران زمین گفت...

درود بابک جان . پیروزی نزدیکه اگه هم انفاقی افتاد به خدا توکل میکنیم. چون خدا با ماست
ان کسی را که در این ملک سلیمان کردیم.. ملت امروز یقین کرد که او اهرمن است

ناشناس گفت...

رنده باشی و سرافراز
بابک جان بنویس چون حرفت کاربرد داره د ر صحبت با صدای امریکا هم بگو که این جنتی کی هست که در خفا فتوای قتل دیگر اندیشان و دیگران میدهد در نماز ابن ملجم ها اشکار حکم قتل میدهد نماینده مجلس یزید انتخاب میکند رییس دولت انتخاب میکند و فزار مار رسوای دیگر از سید علی بگو که و بخواه از اخوندهای قم را هشدار بده که از اسلام با سید علی جیزی نخواهد ماند

منصور گفت...

درود بر آقای داد عزیز

فکر میکنم دیگه حداقل بیشتر مردم به این نتیجه رسیدن که نظام فعلی اصلاح پذیر نیست.

قانون اساسی یک نظام مدرن و قرن بیست و یکمی باید نوشته باشه. به نظرم خوبه حتی از قوانین اساسی کشورهای دیگه نه اینکه کپی برداری بلکه استفاده بشه. من شخصا چون رشتم حقوقه قانون اساسی کشور ترکیه و فرانسه رو پیشنهاد میکنم.

در قانون اساسی مدرن دستورات هیچ دین و مذهبی نباید دخیل باشد و قانون باید همه انسانها را با هر دین و مسلکی و عقیده و جنسیت و پوشش و پست و مقامی برابر قرار دهد. برای کشور نباید مذهب و دین رسمی تعیین شود. اداره ای در کشور برای سانسور نباید وجود داشته باشد و رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سایت و وبلاگ خصوصی و حزبی و دولتی و در عین آزاد باید وجود داشته باشد.

ما حدود شش میلیون ایرانی مهاجر داریم که بیشترشون به خاطر قوانین ظالمانه و شرایط بد اجتماعی و سیاسی از ایران رفته اند. باید شرایطی فراهم شود که این هموطنان به سرزمین مادری خود برگردند.
قانون یک کشور به حریم خصوصی انسانها باید احترام بگذارد.

به عنوان یک برادر کوچکتر به هموطنانم یک راهنمایی میکنم: از کسی بت نسازید. به خود و دیگران اجازه دهید که هرکسی را مورد انتقاد قرار دهند.

بدرود. جاوید ایران زمین

ناشناس گفت...

سلام!
خسته نباشین!
ببخشید من یه سوال دارم
من شهرکرد زندگی می کنم و دانشجوی دانشگاه شهرکردم!
(البته امیدوارم بدونید شهرکرد کجاست!
در هر صورت منظورم اینه که شهر کوچیکیه و زود شناسایی میشیم)
تقریبا میشه گفت بیشتر دانشجویان این دانشگاه بسیجین!
ولی
من به عنوان یه ایرانی میخوام مبارزه کنم
میشه منو راهنمایی کنید؟
خواهش میکنم جوابمو بدین
و خیلیای دیکه مثه من هستن!

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز
سپاسگزارم که به این موضوع پرداختی، همیشه بهترین زمان را انتخاب می کنی و بهترین ها را می گویی.
به نظرت از دست ما که نخبگان سیاسی و رهبران جنبش نیستیم اما کم و بیش سواد سیاسی و غیر سیاسی داریم چه کاری ساخته است؟
درود من بر تو و خانواده عزیزت

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز
سپاسگزارم که به این موضوع پرداختی، همیشه بهترین زمان را انتخاب می کنی و بهترین ها را می گویی.
به نظرت از دست ما که نخبگان سیاسی و رهبران جنبش نیستیم اما کم و بیش سواد سیاسی و غیر سیاسی داریم چه کاری ساخته است؟
درود من بر تو و خانواده عزیزت

مبارز گفت...

آن دوستی که گفته بهتر است این نظام نپاشد و فقط چند کلمه از قانون اساسی اصلاح شود باید عرض کنم که دوست عزیز!طبق قانون اساسی رهبر (یعنی همین خامنه ای جلاد و دیکتاتور) باید اجازه و دستور اصلاح قانون اساسی را بدهدو موارد اصلاحی هم باید به تایید رهبر برسد(اصل 177 قانون اساسی را بخوان).حالا فکر می کنی آیا این رهبر جنایتکار و دیکتاتور اجازه بدهد که واژه "مطلقه" از جلوی ولایت فقیه برداشته شود؟!!!.نه دوست عزیز! تنها راه فقط ناتوانی و فروپاشی این حکومت است

Abri گفت...

سلام ، عصرتون بخیر و سلامتی...
بقول باقی دوستان مطلبی در زمان درست و با مضمونی درست تر مثل همیشه... .
ولی من بابت یه موضوع دیگه مزاحمتون شدم:
به نقل از العربیه (منوچهر متکی با دو نماینده کنگره امریکا در واشنگتن دیدار کرد) ، کنجکاوم بدونم این بار کدوم قسمت از وطنمون به باد فنا رفت، انتظار سازش رو داشتم هم از جانب دولت 1+9 و هم از جانب کشورهای غربی به خصوص آمریکا ولی راستش نمیتونم تعجبم رو از این همه عجله پنهان کنم. تا دو هفته پیش کفن پوشان مدافع فلسطین گلوشون و پاره میکردن که بگن مرگ بر آمریکا ، دو هفته بعد متکی یکباره یاد دفتر حفاظت منافع ایران میوفته و دوباره به فاصله چند روز که از آمریکا برگشته شال و کلاه میکنه و برمیگرده آمریکا. تو کنفرانس مطبوعاتی اصرار میکنه که قصدی جز سر زدن و رسیدگی به دفتر نداره ولی امروز یدفعه خبر میرسه که با نمایندگان کنگره جلسه داشته.از اون طرف هم نتایج مذاکرات 1+5 که خوب تقریبا مشخصه. سه تا حدس میزنم یکی اینکه ایران یه باج گنده به غرب داده که وقتی بفهمیم دود از کله همه مون بلند میشه، دو اینکه بقول قدیمی ها چوب و که برداری گربه دزده فرار میکنه و سوم اینکه دولت با زیرکی تمام داره سر غربی ها رو به این موش و گربه بازی ها گرم میکنه تا یه دفعه با بمبش دنیا رو سورپریز کنه(به گفته اکثر تحلیل گران داخلی و خارجی حکومت به تولید بمب خیلی نزدیک شده). نظر خودم به باج دهی ایران بیشتر نزدیکه... و البته اینم فراموش نکنیم که این دولت برای سر سوزنی مشروعیت بین کشورهای غربی تن به هر خفتی میده. بحر حال جنبش سبز که خوشبختانه دندون لق کمک خارجی رو ظاهرا کنده و دور انداخته ، خوشحال میشم تحلیل شما رو هم بدونم.
سلامت و سرزنده و امن در پناه خداوند مهربان باشید.

ناشناس گفت...

درود بر بابک قهرمان
خوشحال هستم که صحیح و سالم هستی. راستش مطلبی که فرمودی بسیار ضروری و بجاست و بنده نیز صددرصد با شما موافق هستم و از نخبگان در خواست و خواهش میکنم هر چه سریعتر پیش نویس قانون اساسی چدید و دموکراتیک ایران را آماده و اعلام نمایند تا مردم وقت کافی داشته باشند مطالعه نمایند و در صورت داشتن سئوال مطرح و جواب خود را دریافت کنند.

پاینده با ایران سبز

nina گفت...

آقای داد عزیز
همیشه دعایتان میکنیم.خدای ایران زمین پشت و پناهتان باشد.مواظب خودتوون باشید.سبز باشید.

ناشناس گفت...

drod bar babak sarbaz vatan do chiz mikham arz konam aval be baradaran be ghol marof lebas shakhsi intor ke bosh miad be zodi bejay marg bar amrikai amperialism baiad begid dorod bar amrika dovom dorod bar melat iranzamin ke dar arz 3mah anchenan balaei bar sar inha avardand ke hazeran be mabani va asol va sotonhai khodeshan ham ba khefat va khari posht pa bezanand khodai iran zamin negahban melat sabz iran

ناشناس گفت...

من و بسیاری از حامیان شما (از قشر دانشجو)دائما نگران وضعیت اسکان شما و خانواده تان و گذران زندگی هستیم. لطفا اجازه دهید ما نیز در این راه همراه شما باشیم و قدری از بار مسوولیت خود بکاهیم. چگونه می توان وجوه مردمی را بدست شما رساند؟ و یا در شهرهای مختلف میزبان شما بود؟

کوروش گفت...

سلام

باید توسط چند حقوقدان برجسته مانند دکتر عبدالکریم لاهیجی قانون اساسی نوشته شود که نه تنها آزادی و دموکراسی را در ایران برقرار کند و اصولا سکولاریسم و استقلال ملی را که آروزی ایرانیان از مشروطه بدین سو بوده را بر آورده کند و حتی با آینده نگری نیازهای چند دهه بعد را نیز برطرف کند.

توی یک قانون عادلان همه افراد با هر جنسیت و مذهب و عقیده ای برابرند.

امیدوارم روزی مجازاتهای غیر انسانی در سرزمین کوروش کبیر که بنیانگزار حقوق بشر بوده پایان بگیره.
مجازاتهایی مانند سنگسار و شلاق و بریدن دست و پا و پرت کردن از ارتفاع و حتی به عقیده من مجازات اعدام باید برداشته بشه.

خدای مهربان (نه خدایی که امثال خامنه ای و چهارتا آدم دست نشونده اون توصیفش میکنن) نگهدارت باشه

خسی بر موج گفت...

سلام.هم اکنون جهانگیر کوثری حمید سوریان این وزن فروش خائن را به برنامه اش دعوت کرده است و دارد با او راجع به مدالش که به ا.ن تقدیم!! کرده است حرف می زنند.خاک تو سر وطن فروشان و بادنجون دور قابچینان.سوریان خودش را خراب کرد.مرگ بر حکومت کودتایی که بازی استقلال پیروزی را باز هم سیاسی کرد و انگار که ورزشگاه پادگان بود.خاک تو سرت با مملکت داری کردنت.
ما امید داریم که ان شاالله این حکومت به داربی نیم فصل دوم نمی رسد.

همان ناشناس گفت...

خطاب به جناب "مبارز"
بدیهی است که منظور من اصلاحات به معنی آنچه قبل از این گفته می شده نبوده . آنچه بنده می گویم این است که خامنه ای جلاد را هر کاری می خواهید بکنید، هرچند که ماندلا به ما یاد داده که باید ببخشیم ولی فراموش نکنیم.
اما نظام که ،به قول آیت الله منتظری ، شخص نیست. نظام را سرنگون کردن و از نو نظم جدیدی را جایگزین کردن قطعا نتیجه اش همان خواهد شد که پس از پیروزی انقلاب 1357 افتاد.
برای اینکه بهتر متوجه شوید مثالی می زنم از رفتار درست : انقلاب مشروطه هیچ کم از انقلاب 57 در شعار ها نداشت، اما انقلابیون با پیروزی حکومت را سرنگون نکردند. قاجار ماند ولی مشروطه شد. مگر می شد مظفرالدین شاه قاجار بدون تلاش مردم قانع بشود تا آن فرمان تاریخی را صادر کند؟ اما آن جنبش ،جنبش ویرانگر نظام نبود با این حال وجود ندارد کسی که در عظمت و اهمیت جنبش مشروطه در ایران شک کند.
با نام جمهوری اسلامی که مشکلی نداریم. الحمد لالله همه می دانیم نه جمهوری است و نه اسلامی . اما اگر بتوانیم کاری بکنیم که جمهوری اسلامی داشته باشیم، چه اشکالی دارد.
اما تکرار مهمترین نکته :
تا نفت در دست حکومت است ، دموکراسی محقق نخواهد شد، خواه حکومت جمهوری اسلامی باشد ، خواه جمهوری ایرانی باشد و خواه سلطنت مشروطه. قدرت نفت هر نوع حکومتی را از مردم بی نیاز کرده و به تدریج فاسد می کند.

p.s گفت...

البته تغییر حکومت و تشکیل یک حکومت سکولار ایده ال من است و مقدمه ان هم حذف بدعت شوم ولایت فقیه و تغییرات بنیادی در قانون اساسی است اما طبیعتا شرایط کشور و مردم ایران با کشورهایی مثل افغانستان و عراق و ...فرق میکند و مردم ایران از اگاهی و هوشیاری کامل برخوردار هستند و توانایی اداره اوضاع را دارند مثلا همه تلاش های حکومت برای اختلاف افکنی میان شیعه و سنی مثل قضیه انفجار شیرازو...توسط مردم نافرجام ماند و اصلا با تداوم این حکومت و رفتارهای تبعیض امیز ان است که خطر تجزیه به وجود می اید.ما حتی خواستار اعدام و خونریزی هم نیستیم...
در برهه ای از زمان منافع کشورهای غربی با منافع مردم مشترک می شود اما نباید روی انها اصلا حساب باز کرد.
خیلی ایده های خوبی دارید و به موضوعات خوبی اشاره کردید مصاحبتون هم امشب عالی بود بیشتر از این مزاحم نمی شوم فقط
تنها ازادی حقیقی متعلق به شماست چون دست یافتن به ان در رهایی از وابستگی ها و خودخواهی و منیت هاست...

ناشناس گفت...

salam,sedatoono shenidam khoshhal shodam vali ehsas kardam sakht harf mizadid,omidvaram hamatoon khoob bashid.man mikhastam begam be nazare man ba yek kami taghir chizi dorost nemishe.khane az paibast viran ast.montazere rahnamaeehatoon hastam.be onvane madare 2 bache dar moghabele shojaate hamsaretoon sare tazim forood miaram.khoda poshto panahetoon.

ناشناس گفت...

سلام بابک جان

امیدوارم که وجود شما و خانواده محترم همیشه شاد و سبز باشد. از اینکه مردم قهرمان ایرانزمین به زودی زود با یاری و همیاری هم ولی‌ فقیه و جلادان همراه او‌ را به زیر خواهند کشید شکی نیست. لازم است که همه‌ی چهرها ی جنبش سبز شجاعت بخرج داده و موضع روشنی در قبال حکومت سلطانی بگیرند و خود را پشت مردم قایم نکنند.

زنده با د آزادی

ناشناس گفت...

دوستاني كه فكر ميكنند با تغييرات جزئي در قانون اساسي و حذف كلمه مطلقه از ولايت فقيه همه چيز درست ميشود خيلي خوش خيالند و با عرض معذرت بايد بگويم يك نسخه قديمي دوازده سال پيش اصلاح طلبان هستند كه به روز نشده اند.من هم همين اعتقاد را آن موقع داشتم ولي مرور زمان و روند اتفاقات نشان داد كه نظام (خامنه اي و دارو دسته كودتاچيان)و كل سيستم فعلي به هيچ عنوان ظرفيت اصلاح جزئي را هم ندارد .مگر نديديد خاتمي را چگونه در تنگنا قرار دادند و در انتخابات تقلب كردند تابحال باتوم خورديد تابحال به قربانيان كهريزك فكر كرده ايد ؟
ديكتاتوري بايد از ريشه نابود شود .
برادر عزيز اگر حتي امروز خاتمي بزرگوار بيايد و ولي فقيه شود و موسوي رييس جمهور باز هم مشكل مملكت حل نميشودو چند صباح ديگر دوباره جامعه به بن بست ميخورد.مشكل اصلي سيستم ديكتاتوري در قانون اساسي اين كشور است به علاوه آميختگي دين با سياست .
اگر راه حل اساسي براي ايران يكبار براي هميشه ميخواهيم همين است : 1- دموكراسي 2- سكولاريسم
مطمئن باشيد كه جامعه امروز ظرفيت دموكراسي را خواهد داشت . ما چيزي كمتر از تركها نداريم.
ولي در اين مرحله از مبارزه همه بايد متحد باشيم و پس از پيروزي مساله قانون اساسي را با حضور دموكراتيك تمام گروهها و با خرد جمعي حل كنيم.

ناشناس گفت...

مریم .........

فقط میتونم بگم براتون سلامتی آرزو میکنم و اینکه از دست و نر اهیمنان در امان باشید ...در پناه حق

مهدی گفت...

رژیم کودتایی-نمظامی جمهوری اسلامی در آستانه نابودی ست.

منصور گفت...

درود

هموطن نازنینی که عقیده دارند با چند اصلاح کوچک قانون اساسی می توان به نتیجه رسید و انقلاب مشروطه را مثال می زنند:

دوست نازنین من. هموطن گرامی. مشروطه یک قیام ملی بود ولی با عقب نشینی مردم در برابر خواست قاجارها تاحدی از خواست های خود کوتاه آمد. میدونی نتیجه این کوتاه امدن چی بود؟ نتیجش این بود که با سرنگون نشدن قاجارها و ساقط نشدنشان از قدرت محمد علی شاه قاجار چند سال پس از ان مجلس شورای ملی را به توپ بست.

باید ریشه استبداد مذهبی و هر نوع استبداد دیگه در قانون زده بشه.

ناشناس گفت...

با درود بر شما،امیدوارم حداقل شما صدا و نظرات ناشناسانی چون من را منعکس فرمایید(با توجه به مطالب مقاله جنابعالی):
1-ضمن احترام به جنبش سبز خواستار ارتقا آن به "جنبش همبستگی "هستم که شامل جنبش زنان،جنبش دانشجویی،جنبش کارگری،جنبش فرهنگیان،طوایف و مذاهب واحزاب و افکار مختلف حتی روحانیون و بسیج و سپاه باشد و فکر میکنم یکی از نقاط ضعف جنبش سبز محدود بودن آن به یک تفکر ویژه(هرچند مترقی و خیرخواه-مهندس موسوی و اصلاح طلبان)میباشد و باید رنگهای دیگر سفید و قرمز و ...و در واقع تفکرات دیگر را هم به عنوان واقعیت های موجود در حلقه همراهان داشته باشیم بعبارت دیگر رنگین کمانی از آرمانها بوجود بیاوریم زیرا تکیه بر تکرار "جنبش سبز" ناخودآگاه تاثیر روانی تفکیک و جداسازی را تداعی میکند ،برای آنان فضا را تلطیف کنیم و وجود و آزادی و حقوق مخالفان و یا منتقدان را در فردای روشن خود دائما اعلام نماییم حتی برای جلوگیری از رادیکال شدن فضا بر عفو عمومی و در امان بودن مخالفان نیز چاره ای بیاندیشیم چون آنان(رده های پایین) از ترس فردایشان دست به خشونت و اسلحه میبرند، پس بهتر است همه را دعوت به اتحاد برای بهتر زیستن در کنار هم کنیم،از تهدید به محاکمه ومجازات ومصادره اموال و از این قبیل تهدیدات بپرهیزیم چون در نهایت گناهکاران واقعی فرار میکنند و پایین دست ها از ترس مجازات دست به خشونت میزنند.
2- اعلام هدف آتی و قانون اساسی آینده که منافع و حقوق همگان را شفاف و جز به جز مشخص میکند قدم اول است نه قدم دوم!!ما بایداول بدانیم چه چیزی را میخواهیم سپس بر اساس آگاهی عمومی در بستر جامعه اقدام به نفی ناخواسته ها بنماییم.
3-استفاده دائم از نیروهای قدیمی و حفظ حلقه بسته سیاسیون ولو اصلاح طلب و خیرخواه بزرگترین نقطه ضعف میباشد حتی در تشکیل اپوزیسیون هم در خارج از کشور میبینیم که نفراتی از سیاسیون سابق مهاجرت کرده و به صفوف مخالفان پیوسته اند در صورتیکه میدانیم منتقدان،مخالفان،آزادیخواهان و متفکران دیگری هم در جامعه وجود دارند که از ظرفیت های آنان استفاده نمیشود.
4-مهمترین وظیفه در حال حاضر بالا بردن شعور سیاسی جامعه و روشنگری عمقی در بین همگان میباشد.

ناشناس گفت...

آقاي داد امروز توي جاده چالوس چند گروه موتور سوار ديدم که بهشون گارد جاده گفته ميشه و وظيفه شون مقابله با خودروهايي است که نماد سبز دارند يا علامت V نشون ميدن. کسبه محلي ميگن که ماموراي اطلاعات سپاه هسند، همگي باموتورهاي هزار و بالاتر و با يونيفورمهاي مشکي رنگ. جهت اطلاع رساني

ناشناس گفت...

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

برات آرزوی موفقیت می کنم
خدا پشت و پناهت
تو افتخار مایی
زنده باشی

شیلا گفت...

آرزویی دارم.
در همین کوچه مرگ، متولد شده است.
روی یک شاخه سرما زده در فصل بهار،
توی دستان پر از خالی یک کودک خَرد،
روی گیسوی پریشان صنم ـ دختر درد،
توی چشم پسر دستفروش شبگرد.. .

آرزویی دارم،
قد الم کرده به پای دیوار،
پای دیوار بلند انکار،
که به یک وعده پوچین بهشت،
غیرت مادر گم کرده سحر را،
به جهنم سوزاند..

آرزویی دارم،
که بسان گل یاس،
روی دیوار و در مدرسه ها می پیچد،
تا صداقت را فریاد کند،
و شهامت را آزاد کند،
و به رسم خورشید،
و به ابزار درخت دانش،
سرزمینم را آباد کند.

آرزویی دارم ،
که به هر گوشه شهر،
پای هر پنجره ای بیدار است؛
« راه بر دادگه تیره دلان می بندد
سوی هر رهگذری می خندد.
دل به دستان گره کرده زعشق می بندد؛
دختران و پسران
پسران و پسران
دختران و ایشان..

آرزویی دارم،
حک شده بر نفس یارانم.
می دمد بر سحر ایرانم.
رنگ صبح و نور است،
عشق در زمزمه های دور است،
جبهه ای از شور است،
وحدتی ناب ، بسی منصور است،
دشمن دیو بد منفور است،
چشم دیو از تب عشقش کور است..

آرزویی دارم،
روی گیسوی شب انگار پدیدار شده..،
بر در خانه غربت، تب دیدار شده.
گرچه آوارهُ آزادهُ در راه، ولی،
کشتی عشق و امید و فتح و ایثار شده.

آرزویی دارم..

Gila گفت...

به چه علتی مردم از آینده ایران نگرانند.میخواهم بدانم به همین وضع ادامه دهیم تعداد مردم فقیر کمتر خواهد شد؟برعکس هرچه در آیند برای ایران پیش آید بدست خودمردم خواهد آمد.مردمی که تا بحال باعث گیچی و سردرگمی رژیم شده اند خواهند دانست که چه کسی برسر کارآید بجای نگران بودن بهتراز آینده ایران بهتر است انرژی خودمان را بر براندازی آن بکار بریم. مگر ما آدمهای بالیاقت و تحصیلکرده کم داریم که لیاقت ریاست جمهوری را داشته باشد با انتخاباتی آزاد شرکت میکنند ومردم با رای خواهند داد مگر در این کشورهای اروپایی چه میگذرد که ما اینهمه از بی دست وپایی خود در هراسیم . این نگرانی هااز آینده ایران نشان دهنده نبودن اعتماد بنفس مردم است .و رژیم حاضر به این آگاه است و میتازد. حتی در مورد همجنسگرایان و نیز باقی ادیان نبایست نگران بود . چون افکار مردم تغییر یافته است و دیگر در دهه قرون وسطا زندگی نمیکنند. بنابراین اگر احترام قلبی نسبت به هر گروه و دین و مرامی باشد همه چیز به خوبی و با بحث خواهد گذشت .ما دستمان در دست هم است و نباید از هیچ چیز بترسیم . تغییر شهامت میخواهد وسازش حقارت .از ما کدام را برگزینیم .

شیلا گفت...

در مطلبی که امروز براتون فرستادم یک غلط املایی وجود دارد که اصلاح شده اش رو مجددا پست می کنم. پوزش منو بپذیرید.
غلط املایی [ قد علم ..] بود که[ قد الم ... ] نوشته شده بود.

شیلا گفت...

آرزویی دارم.
در همین کوچه مرگ، متولد شده است.
روی یک شاخه سرما زده در فصل بهار،
توی دستان پر از خالی یک کودک خُرد،
روی گیسوی پریشان صنم ـ دختر درد،
توی چشم پسر دستفروش شبگرد.. .

آرزویی دارم،
قد علم کرده به پای دیوار.
پای دیوار بلند انکار،
که به یک وعده پوچین بهشت،
غیرت مادر گم کرده سحر را،
به جهنم سوزاند..

آرزویی دارم،
که بسان گل یاس،
روی دیوار و در مدرسه ها می پیچد،
تا صداقت را فریاد کند،
و شهامت را آزاد کند،
و به رسم خورشید،
و به ابزار درخت دانش،
سرزمینم را آباد کند.

آرزویی دارم ،
که به هر گوشه شهر،
پای هر پنجره ای بیدار است؛
« راه بر دادگه تیره دلان می بندد »
سوی هر رهگذری می خندد.
دل به دستان گره کرده زعشق می بندد؛
دختران و پسران
پسران و پسران
دختران و ایشان..

آرزویی دارم،
حک شده بر نفس یارانم.
می دمد بر سحر ایرانم.
رنگ صبح و نور است،
عشق در زمزمه های دور است،
جبهه ای از شور است،
وحدتی ناب، وز این منصور است،
دشمن دیو بد منفور است،
چشم دیو از تب عشقش کور است..

آرزویی دارم.
روی گیسوی شب انگار پدیدار شده..،
بر در خانه غربت، تب دیدار شده.
گرچه آواره ی آزاده ی در راه، ولی،
کشتی عشق و امید و فتح و ایثار شده.

آرزویی دارم..

محمد گفت...

فقط می تونم بگم همیشه آرزو آزادی برای تو و تمام ایرانیان دارم.
سپاسگزارم بابک عزیز که بخاطر من و همه هموطنانم از زندگی خود مایه گذاشتی؛ همیشه سعی می کنم به نسبت نوانم من هن کمک کنم.

ناشناس گفت...

درود بر بابک داد عزیز

امروز متاسفانه احساس میشه که رهبران جنبش کمی دارند از خواست مردم فاصله می گیرند و عقب می افتند که این اصلا خوب نیست .
بیانیه آخر آقای موسوی با کمی بی تدبیری صورت گرفت که امیدواریم در بیانیه بعدی اصلاح شود .
این جنبش حرکتی رو به جلو دارد و قصد برگشتن به تفکرات 30 سال پیش راندارد. آقای موسوی باید بداند که خواست واقعی مردم چیست و هر آنچه امروز مردم می خواهند همان مهم است .
مردم همیشه همین خواست امروز را داشتند اما با انتخاب ایشان میخواستند در یک فضای آرام به خواست خود برسند که وضع به اینجا کشیده شد . مملکت با ولی فقیه را نمی توان اداره کرد . با شورای نگهبان و مغزهای فسیل نمی توان اداره کرد.
هر چند این جنبش راه خود را میداند و رهبری بالاتر از عقل خود نمی شناسد و به خواستهای انسانی و مدنی خود خواهد رسید و یاوری جز خداوند مهربان را بر خود نمی پسندد.
تنها کسی که به جد میتوان گفت کلیک بر اندیشه های ناب مردم میکند و بر آن واقف است و به خوبی میشناسد جز شما نیست بدون اقرار .
در پناه پروردگار مهربان
"آزادی"

ناشناس گفت...

به حرمت اون،
پلاک شهیدی،
که هنوزم خاک ایرانش،
حماسه میسازه،
نذار به ویرانه بکشه مرز و بومت،
عرق ملی رو دوشه ماهست و بوده.

عاشقتم هموطن

ناشناس گفت...

بابک جان سلام

این جنبش به یک رهبر دلیر مثل خودت نیاز دارد.

شنیدم که آقای موسوی گفته ما باید همین حکومت جمهوری اسهالی را از طریق اصلاحات پا بر جا نگه داریم- گفته : جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد !

من از ابتدا نیز می دانستم که نباید به افرادی چون موسوی-یا خاتمی -یا کروبی دل بست این افراد خواهان همین حکومت اسلامی با چاشنی اصلاحات هستند. اما جنبش سبز مطالباتش خیلی فرا تر از خواسته این آقایان می باشد.

بابک جان باید برای ما روشن کنی مطالب گفته شده در بالا را . الان این جنبش رهبری ندارد اگر واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم. موسوی دقیقا نظرش را گفته - پس باید در جستجوی رهبری بود که با خواست مردم هماهنگ باشد.

بابک جان ما را راهنمایی کن . البته من تو را بهترین گزینش در این مورد می دانم و خدائیش کسی را با وجود تر از تو نمی شناسم !

دوستت دارم
محمد

مهرجاودان گفت...

سپاه اندک و رای و دانش فزون/به از لشکر گشن بی رهنمون

ناشناس گفت...

drod bar sarbaz vatan mikhastam do nazar khedmat shoma va dostan bedaham aval khedmat dost nadideh aghai nashenas baradar aziz jomhori aslami kamelan kalame bi maeni mibashad chon jomhori yani ghavanini ke tavast aksariat vaze mishavad va ghabel tagheer ast vali aslami yani ghavanin aslam va shariat ke ghair ghabel tagheer mibashad pas hokomat baiad ya jomhori bashad ya aslami ke hokomat bad az 30sal be an raside va jomhoriat ra hazf karde ast pas fekr shoma ta hododi ghalat mibashad dar hokomat aslami hargez yek masihi ya digar adian taht hich sharaieti hata agar tamami kamalat hokomatdari ra dashte bashad nemitavanad be riasat jomhori beresad.dovom nesbat be an aghaei ke beghol khodash 17%dar iran hamjensgara hastand dige in aghaian tarz matlab neveshtaneshan anghadar shabih beham shode ke hata bachehai 7ya 8 sale ham motavaje mishavand khodai iran zamin negahdar melat sabz iran bad

ناشناس گفت...

drod bar sarbaz vatan mikhastam do nazar khedmat shoma va dostan bedaham aval khedmat dost nadideh aghai nashenas baradar aziz jomhori aslami kamelan kalame bi maeni mibashad chon jomhori yani ghavanini ke tavast aksariat vaze mishavad va ghabel tagheer ast vali aslami yani ghavanin aslam va shariat ke ghair ghabel tagheer mibashad pas hokomat baiad ya jomhori bashad ya aslami ke hokomat bad az 30sal be an raside va jomhoriat ra hazf karde ast pas fekr shoma ta hododi ghalat mibashad dar hokomat aslami hargez yek masihi ya digar adian taht hich sharaieti hata agar tamami kamalat hokomatdari ra dashte bashad nemitavanad be riasat jomhori beresad.dovom nesbat be an aghaei ke beghol khodash 17%dar iran hamjensgara hastand dige in aghaian tarz matlab neveshtaneshan anghadar shabih beham shode ke hata bachehai 7ya 8 sale ham motavaje mishavand khodai iran zamin negahdar melat sabz iran bad

ناشناس گفت...

درود بر بابک ایرانیان
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
برادرم تو فخر مایی تو نشانه آزداگی هستی

انقلاب سبز اراک گفت...

دوشنبه سیزدهم مهر ماه ، روز اعتراض فراگیر دانشگاهیان به سرکوبهای اخیر در دانشگاهه . در این روز کلاسهای درس را تعطیل می کنیم و در محوطه دانشگاهها یکپارچه به اعتراض می پردازیم تا بدانند که عرصه علم، عرصه عربده کشی گزمگان چماق به دست و پاسداران تجاوز پیشه نیست.
تمامی کسانی که سایت یا وبلاگی در اختیار دارند و به هر نحو می توانند اطلاع رسانی کنند

انقلاب سبز اراک گفت...

دوشنبه سیزدهم مهر ماه ، روز اعتراض فراگیر دانشگاهیان به سرکوبهای اخیر در دانشگاهه . در این روز کلاسهای درس را تعطیل می کنیم و در محوطه دانشگاهها یکپارچه به اعتراض می پردازیم تا بدانند که عرصه علم، عرصه عربده کشی گزمگان چماق به دست و پاسداران تجاوز پیشه نیست.
تمامی کسانی که سایت یا وبلاگی در اختیار دارند و به هر نحو می توانند اطلاع رسانی کنند

کوروش گفت...

درود

متاسفانه مهندس موسوی با این بیانیه های پی در پی و تکرار حرفهای و گفتن جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر و دیدار با اون نمایندگان بی مصرف مجلس که اگه حقیقتا نماینده مردم ایران بودن این وضعیتمون نبود جنبش رو یک گام به عقب برمیگردونه.

به قول دکتر علیرضا نوریزاده اگر نمیتونن سرعت جنبش رو زیاد کنن حداقل از سرعتش کم نکنن و چیز نگن.

بدرود. پاینده ایران

مهرجاودان گفت...

...اعتلای ملک و ملت سر خط ایمان ایشان بود/و به عزم اهنین خود/دفتر ایمان به خون امضا و با خون شستشو کردند/سرافرازان و گران قدران و جانبازان/سبز خطانی که الواح سحر را سرخ رو کردند .../پیش از اینجا نیز /دیده بودم من به زندانهای دیگر هم/ارجمندان پاکدامان های دیگر هم/ان شرفشاهان که بی تردید/قهرمان نسل خود بودند و فخر سرزمین خود./پاکمردانی که در ایین و دین خود/در نماز عشق با خونشان وضو کردند./اعتلای ملک و ملت سر خط ایمان ایشان بود/و به عزم اهنین خود/دفتر ایمان به خون امضا و با خون شستشو کردند./ان سرافرازان که زد در خونشان پرپر/سربی سرد سپیده دم./سبز خطانی که الواح سحر را سرخ رو کردند./مهدی اخوان ثالث

مبارز گفت...

سلام به جناب "همان ناشناس"عزیز. باید عرض کنم که سرنگونی حکومت الزاما آنطور که شما می گویید همچون انقلاب 57 نخواهد شد. ماهیت انقلاب 57 و تئوری آن و سطح شعور سیاسی مردم آن زمان از زمین تا آسمان با جنبش سبز و شعور مردم امروز فرق می کند.3 فرق اساسی: اول اینکه تئوری غالب انقلابیون در انقلاب 57 تئوری خشونت و ترور و جهادگرایی بود در حالیکه تئوری مبارزاتی جنبش سبز تئوری مبارزات بی خشونت است.دوم اینکه 30 سال پیش مردم ایران شعور سیاسی و واقع گرایی امروز را نداشتند تا جایی که رهبر پرست شدند و عکس رهبر خود را بر روی ماه می دیدند اما امروز مردم از رهبران خود بت نساخته اند و بخوبی آنها را مورد نقد و ارزشیابی قرار می دهند.سوم اینکه 30 سال پیش جامعه ایران ایدئولوژی زده شده بود. مردم به دنبال ایدئولوژی افتاده بودند. عده ای اسلام خواه و عده ای مارکسیسم خواه شده بودند. این سه ضعف بزرگ موجب شد تا استبداد دیگری از درون انقلاب سربرآورد.پس نمی توان نتیجه گرفت که سرنگونی جمهوری اسلامی الزاما به نتاج انقلاب 57 منجر خواهد شد. در ضمن پاراگراف آخر شما با گفته های اول شما در تعارض است. اگر بقول شما مشکل از دولتی بودن نفت است پس شما باید راه حلی ارائه بدهید برای بیرون کشیدن نفت از دست دولت و این مسئله ربطی به بحث میان سرنگونی و اصلاحات ندارد.
سبز باشید

مریم گفت...

درود بر بابک شجاع و خانواده دلاورش
با توجه به فعال شدن با برادران خونخوار گمنام دشمن امام زمان!
که از میر حسین عزیز به اسم طرفداری از تو و جنبش همیشه سبزمون مزخرف میگن
اونم خیلی تابلو!
ما به میر حسین موسوی اعتماد داریم و همون طور که خودش هم ازمون خواسته ازش بت درست نمیکنیم
بیانیه های میر حسین عین هوشمندی و زکاوته و کاملا واقع بینانه اون خوب میدونه که شماها چه خوابی برای تبدیل کردن جنبش سبز ما به حرکات کور دیدید!
تلاش مذبوحانه نکنید عمر رژیم کثیفتون به آخر رسیده با این حقه ها راه به جایی نمیبرید
ما پشتیبان رهبران سبزمون هستیم و تنها نمیذاریمشون همونطور که اونا هم از حق ما و رای ما دفاع میکنن.
درود بر موسوی سلام بر کروبی زنده باد خاتمی
جنبش ضد کودتا!

Sia گفت...

از کامنت های دوستان واقعا لذت می برم چرا که می بینم همه می دانند دنبال چه هستند و چه می خواهند و از طرفی رهبری جنبش را به چالش کشیده اند. در این که آقایان موسوی و کروبی از جانشان مایه گذاشته و زیر بار کودتا گران نرفته اند هیچ شکی نیست ولی مشکل در اینجاست که این آقایان هنوز به درک صحیحی از مطالبات مردم نرسیده اند و هنوز بر طبل قانون اساسی و جمهوری اسلامی می زنند و فکر می کنند که با اصلاحات می توان مطالبات مردم را برآورده کرد. به نظر من این آقایان باید هر چه زودتر مطالبات بر حق اکثریت مردم و طرفداران جنبش سبز را شناخته و موضع خودشان را در قبال آن به طور صریح و شفاف بیان کنند. اگر هم تضادی بین مطالبات مردم و عقاید خود می بینند, مردانه اعلام کنند و از مردم بخواهند که روی آنها حساب نکنند تا شرمنده مردم نشوند. بسیاری از کسانی که به موسوی یا کروبی رأی دادند خواهان تغییرات بنیادی که از مهمترین آنها حذف ولایت فقیه و جدایی دین از سیاست است بودند و فکر می کردند که با انتخاب یکی از این آقایان دریچه ای به سوی این هدف باز خواهد شد که به صورت مسالمت آمیز و در یک پروسه زمانی چند ساله بتوانند به دمکراسی برسند ولی متاسفانه هنوز این واقعیت توسط این آقایان درک نشده و این جای بسی تأسف دارد چرا که ممکن است انرژی جنبش سبز را هدر دهد و باعث تأخیر در رسیدن به مطالبات شود.
به نظر من کسانی که هنوز به این اعتقاد دارند که این سیستم اصلاح پذیر است یا مغرض هستند یا ابله. سی سال کافی است تا حتی کودن ترین افراد هم به اصلاح ناپذیری این نظام پی ببرند.
به هر حال من امیدوارم که این آقایان شرایط و مطالبات مردم را درک کرده و باعث نشوند که حکومت از آنها به عنوان طعمه در وقتی که دیگر در تنگنا و فروپاشی قرار بگیرند استفاده کند.
ضمنا این لینک ترانه ای است بر اساس شعر فردوسی که توسط شهریار و شکیلا خوانده شده. هر وقت که این شعرفردوسی را می خوانم بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر می شود.

http://www.facebook.com/video/video.php?v=1232961468446

پاینده ایران و ایرانی.

ناشناس گفت...

بیدار شو خواهرم، برادرم،

نگاه کن این سپیده از آن ماست. ببین که این خورشید نونهال ، در دیرینه ترین شبان سیاه
سرزمینمان جوانه کرده است. برخیز تا ضیافت میلادش را برپا کنیم.


بیدار شو مادرم، فرزندم،

این طلوع قصه ای نا شنیده است بر قله های تاریخ این خاک پاک. قصه ای که نوید
به شکفتن تو می دهد، به شکفتن ما..
قصه ای که از قامت چون کوه و مشت های افراشته پدران داغدیده بر بالین شقایق
در خون خفته شان حکایت می کند..
و از فوران آتشفشان سینه مادران داغدیده بر پیکر لاله هایشان می سراید..



بیدار شو همسرم، ای دوست،

این حصار مردابگونه را بر خروش ما استقامتی نیست.
بیا جاری شویم و بشوییم سنگریزه های آلوده به زهر این خاک را که بر
پای برهنه کودکانمان، نسلها زخم نشاندند.



بیدار شو هموطن، همپای رزم، یاور دلاور صفهای شهامت،

بازوان خسته ات را در بازوانم گره بزن تا لبخند زنان زنجیر اندوه بر پای ـ
دیو کاخ نشین بیافکنیم . برخیز تا ــ خشم دیرینه را از آشیان به خیابان بریزیم
و خورشید وار بر پیکر جنگل سیاه نیزه نور فرود آوریم.



بیدار شو،

و آیینه ام شو،

تا در چشمهای تو بنگرم، و بابک وار بشکفم به هزار. که او بشارت به خورشید بهار می دهد..
برگرفته از سایت ستاره قطبی http://polaris-in-greensky.blogspot.com/

Kianush گفت...

Babak-e aziz, ba salam va tashakkor az neveshte-ye besiyar monaseb va daqiqat.
Mikhoham bargardam be esharei ke chand hafte pish be lozum-e e’tesab-e omumi karde budi Hame midanim ke Hukumat dar moqabel-e mardom istadeh va mikushad jonbesh ra be suye khushunat bekeshonad va ba qodrat-e azim-e nezami-ye khod chenan hazine-ye sangini bar mardom tahmil kunad ke digar kasi jor’at-e dahan baz kardan peyda nakunad. Khoshbakhtane jonbesh-e sabz neshan dad ke az khushunat bizar ast va ba etminan-e khater az qodrat-e haqiqi-ye khud (« ma bishomarim », « ma ba ham hastim ») be donbal-e roh-e hall-e davamdar va kam hazine ast.
Hozur dar sahne (vaqei va majazi) va e’tesab-e omumi tanha rah-e moqabele ba Hokumat va Sepah ast. Tashkilat-e eqtesadi va san’ati ke dar dast-e Sepah ast behtarin hadaf baraye e’tesab ast. Bozorgtarin zarbe ra e’tesab-e kargaran-e sherkat-e naft, petrochimi, mavvad-e qaza’i va sakhtemani va tarabari be regim-e diktatori khohad zad va agar karmandan-e bank va edarat-e kilidi ham e’tesab kunand dowlat-e Coup d’Etat falaj khahad shud va motmaenan bazar ham be mardom khahad peyvast.
Hozur-e bazariyan dar jonbesh ‘alave bar ahammiyat-e siyasi-ejtemai, az nazar-e mali hayatist. E’tesab kharj darad. Za’f-e eqtesadi-ye kargaran va karmandan e’tesab shekan ast va baraye inke mardom betavanand moqavemat kunand boyad az nazar-e mali poshtibani shavand.
E’tesab-e omumi momken ast chandin mah edame yobad va Jonbesh ehtiyaj be pul-e kalan khahad dasht. Servatmandan-e irani (dar dakhel va kharej) va maraj’e voqe’i ke nesbat be mardom va Iran ehsas-e mas’uliyat mikunand boyad baraye poshtibani-ye jonbesh be towr-e jeddi vared-e sahne shavand.

Be omid-e rahai az band-e jenayat karan va owbashi ke ba zad o band va khiyanat o duruq khud ra be qodrat resande va mallat-e Iran ra chunin dast-e kam gerefteand.
Kianush

Kianush گفت...

Ba ejaze-ye Babak jan be an dust-e aziz-e Sharh kurdi:
Agar mobareze-ye mostaqim dar shahr-e kuchk-e shoma sakht va por hazine ast bejoye hozur dar kuche va khiyaban, ettela' resani kunad. Nazd-e dust o ashena dar sohbat ba hamsaye, dar taxi, dar maqaze, ba har kas ke fursat mikunid ettel'a resani kunid. Ba agah kardan-e mardom-e bikhabar, mobarez mishavid. Yek rasane-ye zende mishavid va bi sar o seda bozorgtarin khedmat ra be jonbesh-e sabz va mardom-e Iran khahid kard. Mardom har che bishtar az vaqe'iyat khabardar shavand bishtar amade-ye harkat mishvand
Faramush nakunid "ma bishomarim va hame ba ham hastim" .
Dorud bar shoma. Kianush

همان ناشناس گفت...

جناب "مبارز"
1.اینکه گفتید انقلاب 57 مبنی بر ترور بود ، بنده به چنین چیزی معتقد نیستم. اگر از اقوام و آشنایانتان کسی آن زمان زندانی سیاسی بوده می توانید از او بپرسید تا به شما بگوید که اغلب کسانی که شروع به حرکات چریکی می کردند، در همان اوائل کار دستگیر می شدند و گروه های بی شمارشان بی هیچ ثمری راهی زندان یا بعضا سرای باقی می شدند. از نتایج فعالیت گروه های مهم هم کمتر کسی چیزی به یاد دارد. آن چیزی که انقلاب 57 را به پیروزی رساند همین عدم خشونت بود که اتفاقا آیت الله خمینی از حامیان سرسخت آن بود.
2. گفتید "جامعه در آن زمان ایدئولوژی زده بود" ضمن تایید این فرمایش شما و تایید این اصل که ایدئولوژی زدگی رسیدن به دموکراسی را در نهایت مختل می کند، عرض می کنم که نگاهی به نظرات ثبت شده در همین وبلاگ بکنید تا ببینید که امروز هم متاسفانه عده ای انواعی از ایدئولوژی را به جای اصل "حق تعیین سرنوشت" مطرح می کنند.آن روز عده ای طرفدار سینه چاک مارکسیسم بودند و امروز عده ای طرفدار سینه چاک مثلا سکولاریسم. من با سکولاریسم موافقم اما نه با ادبیات دیکتاتورانه ای که برخی مطرح می کنند.
3.به یاد ندارم جایی دیده باشم که جنبش مشروطه تقاضای سقوط حکومت قاجار را مطرح کرده باشد. در مورد محمد علی شاه و استبداد صغیر هم شما نمی توانید ثابت کنید که ساقط کردن حکومت به نتیجه بهتری منجر می شده. و اصولا یکی از اشکالات "سبز ها" عجله است. یک جامعه دیکتاتوری زده مثل ایران را یک روزه نمی توان سوییس کرد کما اینکه این مساله در همان کشور ها هم سالیان دراز حاکم بوده و با مبارزات مستمر و طولانی به وضع فعلی رسیده اند. وبه اعتقاد من میرحسین موسوی هم تلاش دارد تا همین امر را به "جنبش سبز" بقبولاند که سرعت تضمین کننده نتیجه نیست.
و اما یک عامل اصلی برای مردم کشور های اروپایی مساعد بوده : دول کشورهای اروپایی منبع تامین ثروتی به جز شهروندان خود نداشته اند. چیزی که حالت طبیعی و سلامت یک جامعه است و جامعه ما به دلیل استقلال مالی حکومت از مردم به یک بیماری سخت دچار شده که عوارضش در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی ورزش کشور قابل مشاهده است.
دست دولت باید از نفت کوتاه شود و عملی ترین و بهترین طرح ممکن طرح دکتر نیلی، رییس دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف ، است که با تلاش های عباس عبدی یکی از مهمترین شعارهای انتخاباتی کروبی هم بوده.

پری گفت...

درود بر شما با آرزوی سلامتی‌ و محفوظ بودن شما و خانواده شما

من صد در صد با نظر شما موافقم. به نظر من مشکل هیچوقت از انسانها نیست چون انسانهای خوب و بد همه جا و در هر سیستمی‌ هست. این سیستم است که باید اجازه ندهد که این همه زور و ستم و بی‌ عدالتی قابل اجرا باشد. من خواهان سیستمی‌ سکولار، دمکرات، و مردم سالاری هستم که وقتی‌ مقامی خواست سؤ استفاده کند قانوناً مورد تعقیب قرار بگیرد. شما لپ مطلب را بین کردید که:

باید برای نحوه اداره کشور، به یک استراتژی جامع رسید که مردم اولا" در نگارش آن سهیم باشند و ثانیا" از اجرای آن مطمئن شوند و ابزارهای نظارتی محکمی برای اجرای قوانین در اختیار نهادهای مردمی باشد.

مبارز گفت...

درود بر " همان ناشناس عزیز". خاطر نشان می سازم که من نگفتم که خشونت باعث پیروزی مردم در سال 57 شد بلکه گفتم تئوری غالب (تاکید می کنم تئوری غالب) انقلابیون تئوری خشونت و جهادگرائی بود. بله شما درست می گویید. پیروزی نهایی از طریق بی خشونت بود اما حتما می دانید که سازمان مجاهدین خلق ایران که یکی از بزرگترین و عمده ترین سازمان های مخالف شاه بودند مسلح بودند و ترور می کردند.چریک های فدائی خلق نیز مسلح بودند و ترور می کردند. سازمان فدائیان اسلام هم ترور می کردند. اما در حال حاضر هیچ یک از گروه های اپوزسون که به سبز ها پیوسته اند تئوری ترور و خشونت ندارند. نکته دیگر اینکه" سکولاریسم" ایدئولوژی نیست بلکه فرا ایدئولوژی است.ایدئولوژی ها یک ویژگی مشخص دارند و آن هم این است که قائل به حق و باطل هستند. خود را حق می دانند و غیر خود را باطل و بر اساس حق و باطل باید و نباید تعیین می کنند در صورتیکه پایه و اساس سکولاریسم" پلورالیسم" است.یعنی همه باور ها و مذاهب و مکاتب بهره ای از حق دارندو هیچ کس و هیچ عقیده ای حق مطلق نیست و همه عقاید و باور ها حق حیات دارند(رجوع کنید به آثار دکتر سروش بخصوص کتاب "صراط های مستقیم").سوم اینکه طرح جدا کردن نفت از دولت قبل از کودتا مطرح شد با امید به اینکه رئیس جمهور واقعی مردم بر سر کار بیاید و این طرح را اجرا کند و آن موقع کسی فکر نمی کرد که کودتای خونینی در راه است. اما بگویید الان چگونه می توانیم نفت را از دست این کودتا گران نظامی بیرون بیاوریم ؟آیا غیر از فروپاشی راه دیگری هست؟

ناشناس گفت...

با سلام و درود فراوان خدمت شما بزرگ مرد ایران . امیدوارم همه ملت ایران به زندگی واقعی دست یابند و از این قید و بند رهایی یابند.
موفق باشید.

mojtabahojatoleslami@hotmail.com گفت...

سلام، این پاسدارها اگر به فرزندهای خود پاسدارها رحم نمیکنند چطور میخواهند به مردم و فرزندهاشون رحم کنند. لطفا این کلیپ را تماشا کنید. هردو مجری حکم اعدام هستند و هر دو معتقدند حکم خدا را اجرا میکنند.


http://www.youtube.com/watch?v=3zvCBigONhg