۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

یادداشتی درباره ولایت و سرپرستی بر یک ملت!!

آقای خامنه ای حتی بر "بهنود صغیر" هم "ولایت" نداشت!

توضیح: در این نوشته "صغیر" بار حقوقی (به معنای مجرم زیر سن قانونی) دارد که باید تحت ولایت یک قیم یا ولی قانونی قرار داشته باشد و اینجا، سرزمینی است کهظاهرا" تحت ولایت یک فقیه(!) اداره می شود اما...

ظاهرا" قرار این بود که قدرت مطلقه در شخص مجتهد اعلم جامع الشرایطی "مجتمع" شود، تا او بتواند با تکیه بر انفاس قدسی و کراماتش، بر مردم یا رعیت ولایت و "سرپرستی" کند! بر مردمان ضغیر(!) حق را مرعی سازد و مولای اشاعه حق و قانون و شرع باشد. این "نسخه اولیه" تشکیل نهادی بنام "ولایت فقیه" بود که به تدریج سرپرستی اش بر مردم، "سلطنت" شد و امروزه به چنان فسادی مبتلاست که حتی مبتکر اولیه آن، حضرت آیت الله منتظری با شجاعتی ستودنی و بدرستی، از نظریه ولایت فقیه دوری می جویند.

باری! ظرف بیست سال تمام قدرت در شخص آقای خامنه ای جمع شد ولی ایشان حتی به "ولایت مطلقه فقیه" هم قناعت نکرد و عزم خدایی کرد. خطیب منصوب او احمد خاتمی در منبر نماز جمعه تهران، مخالفت با سخنان خامنه ای را مخالفت با "خدا" دانست و "ولی امر مسلمین" به تشویق این چاپلوسی تهوع آور، نوبت خطبه خوانی هاشمی رفسنجانی را هم به او بخشید. این خدای حقیر اما از سرپرستی و ولایت یک نوجوان بی مادر، که پژواک صدای کمک خواهیش در تمام دنیا پیچید، ناتوان بود و "بهنود شجاعی" در سرزمین این والی مستکبر، بی حمایت "ولی" و بی پشتیبانی یک قیم شرعی به دار آویخته شد.

ما ساکنان نفرین زده سرزمینی هستیم که "ولایت خداگونه" آقای خامنه ای، قرار بود حافظ جان و مال و ناموس شهروندان و رعایا باشد. اما این ولایت چنان مستهلک و بدردنخور و فاسد است که حتی نوجوان صغیری مثل بهنود شجاعی را هم نمی تواند از مرگ و اعدام برهاند. ولایت مطلقه فقیه، نسبتی با زندگی و جوانی و نیکی ندارد و تشنه اعدام و خونریزی است. ولایت مطلقه، ابزاری است مطلقا" در اختیار زراندوزی و زورگویی و تزویر حاکمان تا مردم از زور بیکسی و بی پناهی، غریبانه مقابل زندان اوین جمع شوند و از مادر و پدر احسان(مقتول) خواهش کنند "بهنود" نوجوان را ببخشند و از اعدامش منصرف شوند. آیا این والی و سرپریت و سلطان صالح(!)، حتی یکی از نمایندگان خود را در میان آن مردم فرستاد تا خانواده مقتول را از صرافت اعدام "بهنود" بیاندازند؟

و تو ببین! سرزمینی که روزگاری سرزمین نیکوکاران و بخشندگان بود و "خاک مهربانان بود این دیار"، امروز چه سرزمین مصیب زده ای است که در سایه "ولایت خون ریز" آیت الله خامنه ای، رحم و نیکی و بخشایش در آن مرده است و "احسان" دیگر معنای نیکی و بخشش و گذشت نمی دهد و "مادر احسان"(مقتول) تشنه انتقام است نه عفو!

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد؛ شهریاران را چه شد؟

ببین ولایت کینه توز آقای خامنه ای، چه نفرتی در این جامعه گسترده است که "مادر احسان" با احسان غریبه شده و اهل بخشندگی و گذشت نیست و با بغض و کینه، چارپایه را از زیر پای "بهنود" پسری همسن فرزند مقتولش می کشد، تا پرپر زدنش را روی چوبه دار ببیند و جلوه دیگری از روزهای سیاه این سرزمین نفرین زده را در تاریخ ماندگار سازد.

حقیقت این است و بد حقیقتی است که ولایت مطلقه آقای خامنه ای، تنها توان ساختن شکنجه گاهها و اداره کهریزکها را دارد. ولایت آقای خامنه ای، حتی شایستگی و توان نداشت سرپرستی و ولایت "بهنود صغیر" را بر عهده بگیرد و جان او را از مرگ نجات دهد.

این ولایت مطلقه، ولایت بر شکنجه و مرگ آدمیت است و نسبتی با سبزی و طراوت زندگی ندارد! امما بشارت باد که عمر این ولایت جور، بخدا که سر رسیده است.

پی نوشت: این نوشته را از هر راهی توانستید منتشر کنید تا رعایای این ولی بدانند به وقتش هیچ ولایتی از سوی او نخواهند دید!

نکته: هر وقت به فیس بوک من سر بزنید، اگر زنده باشم، می بینمتان!

۵۳ نظر:

Venus گفت...

من می خواهم بدانم که کدوم بهتر است. کشته شدن یک نوجوان به دست نوجوان دیگر بدون غرض قبلی و در یک دعوا، یا کشته شدن یک نوجوان به دست اولیای دم (دو بزرگسال) با انتقام و غرض قبلی که ضمنا مدتها هم فرصت داشتند در این مورد فکر کنند و تصمیم بگیرند. واقعا کدوم بدتر است؟ کشتن، کشتن است. چه فرقی دارد؟ اگر بهنود بچگی کرد و یک بچه دیگر رو کشت، والدین مقتول که بچه هم نبودند یک بچه رو کشتند. پس آنها هم قاتل هستند. وای بر ما، وای بر ما. از هرچی اسلام است متنفرم.ا

ناشناس گفت...

وعده ما 13 آبان! بابک جان پاینده باشی!

مبارز گفت...

خطاب به دوست عزیز "venus" دوست عزیز!در قرآن در آیه قصاص آمده است که:در قصاص برای شما حیات است اما اگر عفو کنید برای شما نزد خداوند محبوب تر است. در این آیه خداوند عفو و بخشش را بر قصاص ارجحیت داده اما متاسفانه حاکمین ایران جهت منافع سیاسی خود این آیه را قیچی کرده و قسمت اول آن را بدون توجه به قسمت دوم اشاعه می دهند. پیامبر اسلام وقتی که مکه را فتح کرد بسیاری از یارانش فریاد می زدند که امروز روز انتقام است. اما محمد(ص) گفت : نه امروز روز عفو و بخشش است. در آن روز پیامبر حتی قاتل عموی خود را نیز آزاد کرد. قضاوت شما در مورد اسلام درست نیست. انتقام جویی روش و بدعت خمینیسم است.
سبز باشید

ناشناس گفت...

من از اين قانون قصاص مثل بقيهٔ قوانين بی ربط اسلامی سر در نمی آرم !!!! اين چه قانونيه که سرنوشت يک نفر که جرمی مرتکب شده به دست کسانی سپرده ميشه که در اوج نفرت و کينه نسبت به اون شخص قرار دارند !!! اين چه قانونيه که اون شخص و بقيهٔ کسانی که نگرانش هستند بايد برن و التماس کنن و به پاهای اوليای دم بيوفتن تا بلکه از سر تقصير مجرم بگذرن، اگر اينا تصميم ميگيرن پس قاضی چه کارست؟ اينکه فقط بگه اين قاتله حالا هر کاری خواستين باهاش بکنين؟ مثلاً پرتش کنين از صخره پايين يا چه ميدونم با سنگ مخشو داغون کنين يا با طناب خفه اش کنين و بقيه هم بيان تماشا به خصوص بچه ها !!!
ما کی از شر اين قوانين و افکار قرون وسطايی خلاص ميشيم ؟؟؟؟؟

با احترام
"برداشت آزاد"

سوشيانت گفت...

بابك عزيز
آنگونه كه نسيم آرامبخشي مي وزد وشاخه مي جنبد گويا آرامشي يافته ايد آرامشي كه باعث آرامش ما مي شود وبيشتر كام تشنه كامان را با زلال واژه هايت سيراب مي سازد. ازاين بابت كه هرروز مطلبي جديد از تو ميخوانيم خوشحاليم واميد داريم كه به زودي در روزنامه هايي كاملا آزاد كه در فرداي وطن منتشر خواهند شد نوشته هايت را در فضاي زندگي بخش آزادي ترانه زندگي خود سازيم وياد ترانه هارا گرامي بداريم.
واما واليان وولايت طلبان بدانند كه اين ملت رعيت ويا اغنام الله نيست بلكه ملتي است كه بيش از هفت هزار سال سن متمدن دارد وآنقدر به خرد نهفته درخويش رسيده است كه به انساني ناقص العقل والخلقه به عنوان آقا بالا سر نيازي نداشته ياشد.امروز حتي نوجوانان ما توانايي تشخيص خوب وبد را دارندولازم نيست تا برشانه هاي چپ وراستش محرران خبرچين پرونده سازي كنند. انسان امروز قانون بشري را براي ايجاد رفاه مادي وحتي سعادت اخروي كافي مي داند.
همراه با جنبش سبز سبز وسرفراز بمانيد.

Kianush گفت...

Babak jan salam, hame midanim ke be zudi mardom hesab-e khodeshan ra bo in regim-e owbash, duruqgu va jenayatkar tasviye khahad kard pas khahesh mikonam ta an vaqt movazeb-e khod va khanevadeat bash ke hame ba ham in piruzi ra jashn begirim.
Amma dar mowred-e "na" guftan be jenayat-e qanunii ke e'dam nam darad: mikhastam mesal-e Faranse ra yadavari konam. Vaqti dar Sal-e 1980 Francois Mitterant Rais Jomhur-e Farance shod, mojazat-e e'dam (ba Guillautine) hanuz dar Faranse qanuni bud va aksariyat-e mardom (bish az 60%) movafeq-e e’dam budand. Vali jadid-e dowlat-e socialist be komak-e namayandegan-e majles hazf-e e'dam ra az qanun-e keyfari-ye farance az majles darkhast kard va aksariyat-e namayandegan (socialist, komunist va gaulist)ra’y-e mosbat dadand. Ya'niin tasmim az taraf-e majles be namayandegi az mardom gerefte shod dar surati ke tude-ye mardom mokhalef budand. Ma’mulan tudeha-ye mardom bishtar az ruye enteqamjui va baraye tanbih-e qatel in mojazat ra mitalabad, na az ruye aql va baraye ta’lim o tarmim (bazsazi-ye gonahkar).
In mowzu' dar Iran pichidetar ast chun tude-ye mardom e’dam ra be onvan-e yek qanun-e ‘adelane va eslami mipazirand. Madar o pedar-e an javan-e maqtul ham alave bar meyl be enteqamjui az ruye dard o khashm, mesl-e aksariyat tudeha shakk nakardand ke ba e'dam-e qatel haqq-e maqtul ra gerefteand! Moteassefane dar jame-e-ye ma in enteqamjui ra be nam-e din mojaz midanand va be hamin dalil ast ke, hamantowr ke neveshti, mas’ul-e in jenayat qabl az har kas mojtahedan-e ma va az hame mas’ultar albatte Vali-e Faqih-e Motlaqist ke be khod ejaze midehad dar ame chiz dekhalat kunad joz baraye gereftan-e haqq-e hayat-e yek nowjavan khatakar.
Hatman on madar o pedar rezayateshan ra pas nemigereftand, agar be onha fahmande budand ke e’dam faqat haqq-e enteqamgiri baraye zendehast na bargardandan-e haqq-e maqtul, va dar har din o mazhabi enteqam ba akhlaq monafat darad .
Roshanfekran va mojtahedan-e ma boayad dar in zamine be mas’ulin-e farhangi, tarbiyati va siyasi- albatte anha ke dar ayande khahand amad- befahmanand va feshar avarand ke farhang-e zedd-e khoshunat ra dar system-e amuzesh va parvaresh va dar koll-e jame’e vared va tarvij konand. Hamchonin bayad be komak-e mojtahedan-e roshanbin dar charcub-e howze-haye mazhabi niz be in mas’ale pardakht to dar ayande be nam-e din ba tasvib-e qavanin-e zed-e khoshunat moqabele nashavad.
Albatte inha hame vaqti momken mishavad ke ba’zi aqayan hame kare-ye in keshvar nabashand va kesani jaye inha ra begirand ke baraye yek yek-e mardom-e in sarzamin del mesuzanand.

Ba talab-e bakhshesh az dustani ke khandan-e huruf-e latin barayeshan moshkel ast. Mote’assefane man dar Iran nistam va be alefbaye farsi dastrasi nadaram.

ناشناس گفت...

عمو بابك جان نگو كه داغ دلم تازه مي شود. واقعاً نمي توانم تصور كنم چطور يك زن اينقدر بي رحم بوده كه اون چهارپايه را كشيده. او چه كم از قاتلين و جنايتكاران دارد؟!
و اما از اين رژيم و سران و نوكرانش. كار را به جائي رسانده اند كه حتي واژهء ظاهري جمهوري را هم از جمهوري اسلامي حذف مي كنند و مي گويند هركس بگويد جمهوري دشمن نظام است. به قول آقاي كروبي اينها حتي از همان انقلاب اسلامي و گفته ها و خواسته هاي خميني هم چيزي باقي نگذاشته اند. ديگر همه چيز را علني كرده اند. حتي ظاهرسازي هم نمي كنند. آن چنگالهاي خونين استكباري خود را نشان مي دهند. علنا مي گويند كه از همان اول هم جمهوريت و مردميتي در كار نبوده. فقط ما بوديم و خواسته ها و جنايتهايمان.

ناشناس گفت...

سلام بابک عزیز
مثل همیشه هم زیبا نوشتید و هم حق مطلب را ادا کردید. وای بر ما که کمترین جرممان قتل است ، قتل نه تنها کسانی که می بینند،می خوانند، می اندیشند و ... بلکه کودکان و نوجوانانی که خود مسئول حفاظت آنانیم .وای بر ما که ملتی شده ایم که انتقام کمترین فعل ماست ، وای بر ما که فراموش نموده ایم که حفاظت از کودکان و نوجوانانمان اولین وظیفه ماست، وای بر ما که به عوض انتقام گرفتن از حکومتی که ریشه بروز چنین جنایاتی است ، از خود انتقام می گیریم. وای بر ما که حکومت چنان بر سرمان آورده که می توانیم با دست خود بر گردن کودکان و نوجوانانمان طناب دار بیاندازیم و زندگی کنیم.
چه بر سرمان آمده که بخشش را حتی در حد واژه نمی شناسیم. وای به حال ما که زندگی را از هم می ستانیم...

ناشناس گفت...

این بدبختی ها همه از اسلام است که قصاص را به عهده اولیای دم مقتول گذاشته است. و در کل از همین اسلام است که مذاهب ضاله ای همچون ولایت فقیه استخراج می شود. پس:
استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی

ناشناس گفت...

BISHTAR SHOAR BENEVISIM.... V

BBC persian:
مرتضی طلائی از اعضای شورای شهر تهران خواستار از دور خارج شدن اسکناس هایی شده که روی آنها شعارهای به گفته وی "ضدانقلابی" نوشته شده است.

این اشاره ای به شعارهایی نظیر "مرگ بر دیکتاتور"، "V" (علامت پیروزی) و "ایران را سبز می کنیم" است که هواداران جنبش موسوم به "سبز" - معترضان به نتایج انتخابات - بر اسکناس ها می نویسند.

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، آقای طلائی که رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران است گفت: "بانک مرکزی جمهوری اسلامی در اطلاعیه ای اعلام نماید که عموم شهروندان از پذیرفتن اسکناس هایی که به روی آنها شعارها و پیام های خاص ضد انقلاب درج شده خودداری نمایند و این اسکناس ها ابطال شده و از چرخه پولی کشور حذف شوند."

او این اقدام و همچنین شعارنویسی روی دیوارها را "منافقانه" توصیف کرد و گفت که این "حرکتی بی هدف" است.

آقای طلایی که از 1380 تا 1385 فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ بود همچنین گفت: "عناصر ضدانقلاب با انجام چنین حرکاتی سعی در مانور تبلیغاتی و قدرت نمایی دارند که به فضل خدای تعالی و هوشیاری مردم و مسئولین کما فی السابق ناکام خواهند ماند."

سیاوش گفت...

در جواب مبارز باید بگویم که اتفاقا مشکل از قوانین اسلام است که قابل تغییر نیستند و موجب می شوند در همیشه بر یک پاشنه بچرخد. اسلام فقط می گوید اگر کشت بکشید و اگر دوست داشتید ببخشید. ببینید شاید من به عنوان اولیای دم نخواهم بکشم و در عین حال نخواهم ببخشم و دیه هم نخواهم. من شاید 20 سال زندان را ترجیح بدهم. اصلا چرا باید به جای یک فرد متخصص مثل قاضی و روانشناس خانواده مقتول نظر بدهد که مجازات چه باشد؟ اشکال اسلام این است که انتخاب ها را محدود کرده و اجازه تغییر و تصحیح هم نمی دهد. بماند که اسلام اصلا کاری به سن و شرایط مثلا دفاع از خود هم ندارد. متاسفم که بگویم نگاه اسلام به نوعی سطحی و ساده نگری می باشد.

نیلوفر گفت...

ملت ایران ناگزیر از گذر از گذار جمهوری اسلامی بوده...گذری که تنها لحظه ایی از تاریخ و برای نسل هایی که در ان سپری می کنندبه اندازه تمام عمرشان است..در واقع این چهره روتوش نشده هر ملتی است که بسوی حکومتی دموکراتیک قدم بر میدارد..هر ملتی برای بلوغ سیاسی و اجتماعی ناچار از قدم زدن در این تنگناهای تاریخی است تا دانایی اش را به وسعتی برساند که در ان تمامی عقاید مختلف سسیاسی .مذهبی وتمام قومیتها حقوق انسانی خود را در ان دریابند..حقوقی که شامل ازادی وکرامت هر انسانی است..طلایه دار.بابک عزیز.نوشته ها تو چون مرهمی است که به ما مجال دوباره برقراروبرپاشدن میدهد .هواداران جنبش سبز برای رهایی از تمامی این جور وظلمی که به ایران وایرانی می رود باید در تمامی سطوح فعالیت کنیم ..اطلاع رسانی کنیم 13 ابان در راه است ..از هر راهی که میتوانیم باید مبارزه را به پیش ببریم..ملت ایران استحقاق حکومتی دموکراتیک دارد نه تحمل شرایطی که از قرون وسطا به ایران ما تحمیل شده.برقرار باشید.این ظالمان سرودشان را خواندند حال نوبت ماست.

Kianush گفت...

Faramush nakonim ke enqelab-e 57 pas az chandin mah ba hozur-e da'em va millioni-ye mardom dar sahne, ba sho'ar va e'tesab, bedun-e khoshunataz taraf-e mardom be piruzi resid (khoshunatha ba'd az piruzi va ba shuru'-e jang-e qodrat aqaz shud). Man ham ba an dust-e nashenasi ke miguyad bishtar sho'ar dahim movafeqam. 13 Aban ra ruz-e e'teraz-e sad dar sadi be khoshunat bedanim va bar zedd-e regim-e khoshunatgar-e kudeta sho'ar dahim va in jenayat-e "qanuni va mashru'" ra ke e'dam nam darad shadidan mahkum konim.

Sehrangiz گفت...

Dustan pishnahad mikonam 13 Aban ra ke ruz-e moqabele ba zolm, khoshunat va khianat ast be ruz-e bozordasht-e qorbanian-e regime tabdil konim. Hame ba aksha-ye bozorg-e zedanian-e siasi, shekanje shodegan va ma'dumin be khiabanha biayand va aberu baraye kudetachian nagozarand.

تباهی درد گفت...

باور دارم که که قدرت از جنایتکارترین چیزهایی است که در جهان وجود دارد.خصوصأ اگر در آن از سلاحی به نام دین استفاده شود.
به نام دین و به نام امنیت میگیرند جان از عزیزان ما.
به نام همان دین و ایمان چه تراژدی برنامه ریزی شده ای دارند از شکنجه،تجاوز و اعدام....
به نام همان دین سلاحهایی سرشار از بی مهری در دستانشان میگیرند.

خونریز اند این دینداران

لی لی گفت...

"ای سرزمین من
من در کجای جهان ایستاده ام؟...."

ناشناس گفت...

درود

دوست عزیز جناب مبارز اتفاقا مشکل از خود اسلامه. قوانین اسلام اینگونه است. قران رو تا به حال خوندید حتما.

تو دو آیه 33 و 38 مائده دستور بریدن دست و پا میده. این متن قرانه دیگه و خامنه ای ننوشته.

تو آیه 2 سوره نور دستور شلاق زدن داده.

آیه 178 بقره هم چگونگی قصاصه.

هموطن عزیزم تو که از بخشندگی پیامبر اسلام میگی لطفا سوره هایی مانند توبه رو هم نگاه کن.

آقای داد یادتون باشه اگر این کامنت رو سانسور کنید شما هم هیچ تفاوتی با حکومتی که ازش اینگونه صحبت می کنید نخواهید داشت و سانسور چی هست و عقیده ای به آزادی ندارید.

بابک داد گفت...

این دوست ناشناس نقدهایی به دین اسلام کرده اند و در آخر هم نوشته اند : "آقای داد یادتون باشه اگر این کامنت رو سانسور کنید شما هم هیچ تفاوتی با حکومتی که ازش اینگونه صحبت می کنید نخواهید داشت و سانسور چی هست و عقیده ای به آزادی ندارید."
این کامنتشون رو منتشر کردم تا اولا" بگم اگر بخواهید با رد یا انتشار یک کامنت درباره من یا سانسورچی بودن و نبودنم و عقیده داشتن به آزادی و اینها قضاوت کنید، همان بهتر که در قضاوت شما ناشناس مخترم! مردود باشم. این چه ادبیاتی است که هر کسی نظر شما را رد کند، از قبل او را متهم می کنید؟
دوم اینکه من کامنتهای حاوی توهین به مذاهب از بهایی تا شیعه و سنی و یهودی و اهانت به اشخاص را تا دستم برسد منتشر نخواهم نمود. اینجا محل بحث و گفتگوست و نه ناسزاگویی. مطمئن باشید تا قبل از این هم، معدود کامنتهای حاوی اهانت سهوا" در این وبلاگ منتشر شده اند.
امیدوارم از فضای کامنت نویسی مثل فضای گفتمان متمدنانه استفاده کنیم چنانکه تاکنون می شده و معدود دوستانی که نظری می دهند، مثل این دوست ناشناس، از قبل مرا به مخالفت با آزادی بیان و سانسور متهم نکنند. و حالا سئوالی از این دوست ناشناس! کارنامه دفاع من از آزادی بیان و هزینه های این مبارزه روشن است.شماچطور؟

ناشناس گفت...

سلام
دوستان من
علت اعدام جوانان زیر 18 سال برای اینست که آنها کله شان بیش از بقیه بوی قرمه سبزی میدهد و در درگیری با مامورین بسیج و نیروی انتظامی و مخصوصا امنیتی ها می توانند موثر باشند. برای اینکه کسی از کشتن آنها امکان فرار نداشته باشد امثال این جوان را برای دادن زنگ خطر به دبیرستانی ها یعنی که بدانید از شما هم نمیگذریم.... اعدام میکنند

تباهی درد گفت...

به نظرم اشاره های جانب ناشناس جای تأمل دارد،ادرسهایی که داده درست است. اما ایکاش اون جملات اخر رو درباره ی شما به عنوان پیش داوری بیان نمیکردند.
اسلام جای نقد فراوان دارد،اما نقدی جدی و محترمانه


بدرود

p.s گفت...

باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟و خدا امرزنده مهربان است.
غیر از قصاص این هم در قران امده بود چرا مثلا به این عمل نمی کنند؟
چرا ما باید مثل انها رفتار کنیم پس فرق ما با انها چیست؟
حتما با این کار پسرشون برگشته!
ان عملا مرده بود با شش بار تا پای اعدام رفتن.
اعدام نه حتی برای خامنه ای!

ناشناس گفت...

درود

آقای داد عزیز من اون کسی هستم که اون کامنت رو گذاشتم.

اگر ناراحت شدید عذر میخوام.

دلیل نوشتن اون پاراگراف آخر این بود که بسیاری از افرادی که سالهاست با استبداد مذهبی مبارزه کرده اند و میکنند و من از این نظر برایشان بسیار احترام قائلم زمانیکه صحبت از نقد و انتقاد به مذهبی حتی با سند و مدرک می شود حاضر نیستند آن کامنتها را منتشر کنند و البته آنها هم معمولا به خاطر خوانندگانشان این کار را می کنند زیرا نقد کردن یا انتقاد کردن به اصل و پایه دین و مذهب برای بسیاری یک توهین به حساب میاد.

من فکر کردم که شما هم ممکنه این کارو بکنید و بابت این پیش داوری از شما عذر میخواهم و امیدوارم منو تنها به عنوان یک هموطن ببخشید.

شما هم در مبارزه با استبداد مذهبی خیلی تلاش کردید و تاوان دادید و من براتون همیشه احترام قائل خواهم بود.

کارنامه من: سال 80 برای بیان همین گونه حرفها و پخش کردن کتابهایی در همین زمینه پس از دو ترم تحصیل از تحصیل محروم شدم و سپس مرا در وزارت علوم خواستند. آنجا چند نفر مردا در اتقای بردند و برای چند ساعت مرتب پرسیدند مسلمان شیعه عثنی عشری هستی یا نه؟ من به طور مداوم پاسخ دادم نه. آن روز مرا ول کردند و از همان لحظه تحت نظر بودم و محض احتیاط همیشه چاقو در جیبم میگذاشتم تا اینکه یک روز به دردم خورد. دو نفر ریشو در خانه را زدند و مرا به داخل یک ماشین بردند و هنگامی که یکی از انها حواسش پرت شد از چاقو استفاده کردم و یک جوری از آن مخمصه خلاص شدم.

از اون به بعد با چند ماه تلاش تونستم یک شناسنامه و هویت جدید پیدا کنم و شناسنامه خودم رو هم فرستادم که یکی از دوستانم در حوالی مرز بندازه که فکر کنن فرار کردم.

تاوان من اینه که تو شهری هستم که خانوادم زندگی میکنن ولی نمیتونم ببینمشون. فقط میتونم هر چند وقت یکبار از یک کافی نت برای اطمینان یک ایمیل بهشون بزنم.

من از بنیان با این حکومت مخالفم و تو این انتخابات هم شرکت نکردم ولی از روزی که دیدم هموطنمو دارن تو خیابون میزنن تو همه تظاهرات با هموطنانم بودم.

البته همه اینها در برابر کاری که شما میکنید مانند یک قطره است در برابر دریا.

وولتر میگه: من جان خود را میدهم تا مخالفم حرفش را بزند.

شما هر عقیده سیاسی و دین و مذهبی داشته باشید آزادیخواه هستید.

بازهم عذر میخوام.

بدرود. پیروز باشید

Zelaya گفت...

صد در صد با شما موافقم که رژیم مسئولیت مستقیم در این امر دارد.اما از فردی چون خامنه ای که دستور تیر به روی ندا ها و سهراب ها می دهد چه توقع دیگری داریم!
برای آن مادری که برای حفظ حیات یک انسان از حق خود نگذشت هم متاسفم چون از امشب سر آرام بر بالین نخواهد گذاشت.

Zelaya گفت...

آقای داد عزیز
بعد از عملیات پاکستان پارازیت های ماهواره ای کاهش پیدا کرده

ناشناس گفت...

مرگ بر ولايت فقيه كه هيچي واسمون نذاشته

بابك جان از وضعيت خودتم يكم بگو نگرانتيم

سبز مي مانيم

مهدي زهرا پناهت

ناشناس گفت...

salam.khodaro shokr ke khoobid.man fekr mikonam ke ma az dastehokoomat asabani hastim,dademoono sare ghora'n mizanim.az bas az bachegi be esme eslam va ghoran hoghooghemoono paimal kardan.behtare energimoono bezarim baraie shekastane bote bozorg.dar zemn azin ke nazarhaie touhin amiz ro montasher nemikonid mamnoon.khoda poshto panahetoon,rasti rang amizi a'lie. aida

Venus گفت...

اصولا تصمیم به اعدام یک شخص نباید به عهده اولیای دم باشد. بطور طبیعی اولیای دم عصبانی هستند و در پی انتقام. برای یک مادر خیلی سخت است که از قاتل بچه اش بگذرد. من خودم مادر هستم و متوجه ام که مادر بودن یعنی خودخواه بودن نسبت به فرزند. یک مادر می تواند همه عالم رو بکشد تا بچه خود را نجات دهد. این خیلی غیرطبیعی نیست. اما این قوانین هستند که نباید زندگی و مرگ فرد خاطی رو در اختیار این مادر خودخواه بگذارند. باید قوانین حقوق بشر جایگزین احساسات انتقام جویانه اولیای دم باشند.ا

مبارز گفت...

در جواب سیاوش باید بگویم که خیر اشتباه می کنید. در فقه شیعه مسئله ای وجود دارد به نام اجتهاد. اجتهاد یعنی استخراج و استنباط احکام دین بر اساس شرایط و نیاز زمان. فقیه شیعه می تواند بر اساس نیاز زمان و به حکم احکام ثانویه حکم قبلی را تغییر داده و یا اصلاح کندو یا حکم جدید صادر کند. آیت اللاه بهجت در پاسخ به خانواده مقتول(اولیای دم بهنود شجاعی)که نظر وی را جویا شده بودند بیان کرد که حکم اعدام بهنود از لحاظ شرعی باطل است(متن این نامه هم موجود است و احمد باطبی هم در صدای آمریکا آن را مطرح کرد). مسلما یک فقیه شیعه که مغرض و قدرت طلب هم نباشد بیشتر از من و شما دانش اسلامی دارد. وقتی یک فقیه شیعه مثل بهجت که انصافا سوابق خوبی هم دارد چنین نظر می دهد پس شما نمی توانید بگویید اسلام چنین است و چنان است.در خصوص پویا بودن و قابل تغییر بودن فقه شیعه می توانید به فتاوای آیات عظام صانعی و منتظری هم مراجعه کنید. اسلام مجموعه ای از قوانین است که در هماهنگی با هم و در کنار هم باید اجرا شوند پس باید این قوانین در کنار هم و به عنوان یک کل در نظر گرفته شود. نمی توانید از میان صد ها شرط و قانون یکی را جدا کرده و بدون در نظر گرفتن دیگر قوانین قضاوت کنید.در کنار حق قصاص اسلام بر عادل بودن و بی کینه بودن قاضی و اشاعه فرهنگ عفو و بخشش در جامعه نیز تاکید کرده است. در ضمن طبق سندی که احمد باطبی در صدای آمریکا ارائه کرد اولیای دم قبلا بهنود را بخشیده بودند اما بعدا با اصرار و پافشاری قاضی مقرض این حکم اجرا شد(البته خاطر نشان می کنم که برای جلو گیری از سوء استفاده قضات مغرض و کارنشناس من نیز معتقد هستم که حکم اعدام باید لغو شود)

ناشناس گفت...

ba drod be sarbaz rastin vatan mikhastam chand chiz khedmat dostan nadide va nashenas khodam arz konam aval dar mored an dosti ke goft an madar rahat nakhahad khabid khahesh mikonam yek lahze khod ra jai an khanevade begozarid ba yek ghatl asas khanevadeh viran mishavad dovom ghavanin aslam zamani amad ke asasan doniai arab dar jahl va bisavadi bod va sar meghdari ab hamdigar ra mikoshtand na az police khabari bod na az ghanon na az zendan va mahkame pas ma baiad az rishe ghavanin khod ra be roz konim na az khanevadhai aziz az dast rafte be khahim ke bebakhshand akhar chand nafar mitavanand inkar ra bekonand yad avar mishavam tamami andisheha az har dini ghabel ahteram hastand kafist negahi be keshvar faghir vali motamaden hendostan biandazim hezaran din va mazhab dar kenar ham zendigi mikonand vali hich dini dar ghanon dekhalat nadarad khodavand iranzamin negahdar melat sabz va motamaden iran ba har din va andishe bad

شیلا گفت...

دل ِ خورشیدِ ما بر کوهکی خوش شد!

خیال ِ آسمان ِ شهر ،
به رؤیای ِ سپید ِ روز و
خشمی خوف آلوده است .

و جای ِ خالی ِ یک پنجره ،
اینجا ،
میان ِپنبه ی دیوارهای ِقلب ِمن پیداست..

مبارز گفت...

خطاب به دوست ناشناس عزیزی که از اسلام انتقاد کرده:
دوست عزیز! اگر کسی با اسلحه به طرف شما حمله کند تا شما را بکشد آیا شما برای نجات جان خود او را نمی کشید؟آیا شما سر جای خود می ایستید تا او شما را بکشد؟ در آیه 32 مائده گفته شده که کسانی که محاربه می کنندرا باید به قتل رساندو یا دست و پایشان را قطع کرد. محارب یعنی کسی که ترور کند و دست به اسلحه شود. من از شما سوال می کنم دولت آمریکا با تروریست های القائده که دست به اسلحه شدند و کشتار کردند چگونه رفتار کرد؟ همه می دانیم که در مقابل جنایت های ترورسیتها دولت آمریکا که مظهر دموکراسی و حقوق بشر است هم به افغانستان حمله کرد و تروریست ها را به قتل رساند.اما نکته ای که باید بدانید این است که بطور کلی هر قانونی با توجه به نیاز و شرایط زمان و جامعه وضع می شود. مسلما قرآن که 1400 سال پیش نازل شد نیز از این قاعده مستثنا نیست. جامعه عرب 1400 سال پیش قبل از ظهور اسلام جامعه ای بوده خشن. اعراب کسانی بودند که دختر زنده بگور می کردند و یا بر سر یک شتر ماه ها جنگ و خونریزی داشتند. پس اگر جامعه خشن قبل از اسلام را بشناسیم بخوبی می توان گفت که اتفاقا قوانین اسلام به نسبت آن زمان و آن جامعه خشن خیلی هم مترقی بوده. اسلام زنده بگور کردن دختران را منع کرد. کشتن و ریختن خون بی گناه را منع کرد(آیه معروف "هر کس یک نفر را به ناحق بکشد تمام عالم را کشته است").اسلام برای زنان حق و حقوق بسیاری قائل شد(تاکید می کنم به نسبت آن زمان که زنان هیچ گونه حقوقی نداشتند).اشتباه شما این است که بجای اینکه قوانین 1400 سال پیش را در بستر زمانی و اجتماعی خود مطالعه کنید آن را در بستر جامعه لطیف و مدرن امروز می نگرید.در خصوص بریدن دست دزد هم در فقه شیعه شرایط بسیار سختی وجود دارد. از جمله این شرایط این است که دزد از شدت گرسنگی و فقر و اضطرار دست به دزدی نزده باشد.یعنی اگر فردی از شدت فقر دست به دزدی بزند نباید دست او را قطع کرد. افرادی که چنین انتقاداتی را یه اسلام دارند معمولا 2 اشتباه می کنند.یکی اینکه بستر زمانی و اجتماعی 1400 سال پیش را در نظر نمی گیرند. دوم اینکه قوانین اسلام را از هم جدا کرده و قیچی می کنند و تک تک در مورد آن قضاوت می کنند درحالیکه اسلام یک مجموعه است. اگر اسلام حکم قطع دست صادر می کند در کنار این حکم حاکم اسلامی را به رفع احتیاجات مردم و از بین بردن فقر موظف می کند. دوست عزیز! مسلما فقهایی همچون صانعی و منتظری و علمایی همچون کدیور و مجتهد شبستری و ... خیلی بیشتر از من و شما اسلام را می شناسند. اگر به فتاوا و نظرات آنها مراجعه کنید می فهمید که آنها نیز به شرایط زمان معتقد هستند. آیت اللاه صانعی و منتظری اجرای حدود را(قطع دست و سنگسار و ...) را در زمان غیبت امام معصوم منتفی می دانند.آنها معتقد هستند که چون فقط امام معصوم است که میتواند عدالت حقیقی را بی کم و کاست بر قرار کند پس فقط اوست که حق دارد در مورد اجرای این احکام نظر بدهد

Kianush گفت...

Khatab be dust-e nashenas va sepas an inke az Babak jan ozr khohi kardid va kami ham az khudedan neveshtid.
Moteassefane moshkel-e nezam-e diktatori-ye dini hamin ast. Din o imani ra ke bayad maye-e aramesh ruh va etminan-e khater va ta’ali-ye ensan bashad be chenan div-e tarsnak va bimanteqi tabdil mikonad ke baray-e hefz-e jan va salamat-e ravan bayad az on gorikht.
Besiyari az iraniyan anqadr dar in si sal az eslam-e hokumati mesl-e shoma sadame dideand ke hatta az shenidan nom-e eslam asabi mishavand. Vali aksaran ba din o iman moshkel nadarand, balke yek binesh-e khass va tahmili az din ra bar nemitaband. Dar kharej az keshvar kheyliha ba’d az moddati bidini be din-e digari migeravand be khosus be zardoshti va budhisme va az in rah aramesh-e daruni va e’temad be nafs-e khod ra baz miyaband.
Dust-e aziz, karikatur-e asafbari ke shoma az eslam-e dowlati-ye velayat-e faqih tajrobe kardeid dar tamam-e dinha yaft mishavad. Chehre-ye zesht-e masihiyat-e qorun-e vosta ra hame mishenasim, daneshmandan-e zardoshti-ye ma mitavanand be shoma beguyand ke chegune vaqti din-e pak-e Zartosht dar zaman-e Sasaniyan ba qordrat-e nezami va siyasi-ye hokumat-e Sasani ajin shod, esalat va mahbubiyat-e khod ra az dast dad. Va hamin baes shod ke Iranian be asani be din-e now (eslam) ru avarand. Dar budhism va dinha-ye digar ham hamitowr bude va hast. In dark o ta’bir-e dindaran az din ast ke ba din chonin mikonad. Din agar bejaye vasl kardan fasl konad dir ya zud moridanash ra az dast midehad. Moteassefane bayad paziroft ke Hokumat-e Velayat-e Motlaqe-ye Faqih dar fasl kardan-e mardom az din guy-e sebqat ra az adyan-e digar bordeast.
Yeki az dustan ke az din del-e khoshi nadasht ba’d az piruzi-ye enqelab miguft faqat be yek dalil ba jomhuri-ye eslami movafeq ast va an inast ke hokumat-e dini be nam-e din rishe-ye diyanat ra az iran bar khahad kand!

مبارز گفت...

در ضمن خاطر نشان می کنم که بنده خود معتقد به جدایی دین از حکومت هستم چون معتقدم در حکومت دینی قوانین دینی مورد سوء استفاده حاکمین قدرت طلب قرار می گیرد قوانین دینی بطور گزینشی اجرا می شود یعنی قوانین که به نفع مردم است نادیده گرفته شده و فقط قوانینی که به نفع حاکمان است اجرا می شود

پيمان گفت...

درود بر بابك ها
اگر به نابودي رژيم قاتل ايمان نداريد خروش مردم انر بزودي به شما سفاكان بيت رهبري نشان خواهد داد.
روزي فرزند راستين خلق كرامت دانشيان اين رو به بيدادگاه ستم شاهي كفت و همان شد و 13 ابان امسال جوانان دلير به رژيم قاتل خامنه ايي خواند گفت.

پيمان

پيمان گفت...

درود بر بابك ها
اگر به نابودي رژيم قاتل ايمان نداريد خروش مردم انر بزودي به شما سفاكان بيت رهبري نشان خواهد داد.
روزي فرزند راستين خلق كرامت دانشيان اين رو به بيدادگاه ستم شاهي كفت و همان شد و 13 ابان امسال جوانان دلير به رژيم قاتل خامنه ايي خواند گفت.

پيمان

مریم گفت...

درود به بابک
خوشحالم که بیشتر مطلب مینویسی
واقعا نوشته هات مثل یه نسیم خنک
وسط یه کویر بی آب و علف میمونه
که بشارت آبادی رو میده.
من باور نمیکردم بهنود رو اعدام کردن
من واقعا از خانواده مقتول گله دارم
حالا که بهنود رفته پسرشون زنده شده؟
من فکر میکنم این خانوم تا آخر عمر عذاب وجدان داشته باشه البته اگر کینه و نفرت براش وجدان گذاشته باشه!
در مورد خامنه ای که یه موجود فاسد و تشنه قدرته خب شما چه انتظاری داری؟
این آدمهای بی گناه رو براشون دستور قتل و تجاوز صادر میکنه وای به حال کسی که محکوم به اعدامه!
ولی من هم مثل تو ایمان دارم به اینکه سحر نزدیکه
به زودی از چنگال این دیو آزاد میشیم
دست اهریمن خون آشام از شما دور باد!

رهگذر گفت...

سلام عمو بابك

واقعا كه " این خدای حقیر اما از سرپرستی و ولایت یک نوجوان بی مادر، که پژواک صدای کمک خواهیش در تمام دنیا پیچید، ناتوان بود و "بهنود شجاعی" در سرزمین این والی مستکبر، بی حمایت "ولی" و بی پشتیبانی یک قیم شرعی به دار آویخته شد. "

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من
خدا رو شكر مي كنم كه بالاخره تونستم بيام و برات كامنت بگذارم.اين چند روز خيلي خيلي بمن سخت گذشت واسه اينكه اصلا نمي تونستم بيام توي وبت نمي دونم چرا داشتم ديوانه مي شدم از بي خبري.
بابك جان من خيلي متاسفم كه بهنود الان در بين ما نيست. از يكشنبه تا الان دارم فكر مي كنم مادر احسان چطوري اين شبها خوابش مي بره. من بهشون حق مي دم اونها هم عزيز از دست دادند ولي واقعا آيا با كشتن بهنود عزيزشون برگشت؟؟؟؟؟ نمي دونم مادر احسان الان احساس آرامش مي كنه؟؟؟؟ مامانم ديشب مي گفت يعني مگه ميشه يك مادر به التماس هاي يه بچه 22 ساله توجه نكنه و با دستهاي خودش طناب دار رو بندازه گردن اون؟؟؟؟ نمي دونم هرچي بيشتر مي گذره نسبت به ديني كه ناخواسته پيروش شدم احساس بدبيني و تنفر بيشتر مي كنم. نمي تونم باور داشته باشم كه خداي من كه انقدر مهربونه چنين دستوراتي داده باشه نمي دونم خيلي كلافه ام. خيلي.
يه چيزه ديگه.وقتي اينطوري مي نويسي اگه زنده بودم!!! به اينهمه دلي كه با اميد ميان و نوشته هات رو مي خونن و هر لحظه واسه سلامتي و امنيتت دعا مي كنن فكر مي كني؟ واي بابك جان هر بار هر بار كه يك كم يا يك اشاره كوچيك به غم و افسردگي رو توي نوشته هات حس مي كنم بي تاب تر از قبل مي شم و بيشتر و بيشتر نگرانت مي شم.گرچه حتي لحظه اي به اينكه خداوند حافظ تو و خانواده صبور و مهربانت هست شكي ندارم و ناراحتي من از اينه كه تو غمگين هستي.
بايد و بايد و بايد زنده باشي به خاطر خانواده ات به خاطر پسر گلت به خاطر ندا به خاطر سهراب به خاطر مهدي به خاطر....... ملت ايران زمين كه همگي عاشقانه دوستت دارند و نوشته ها و كلام و صدات براي آنها نويد آزادي و رهايي رو داره.
پس زنده باد زندگي و زنده باد آزادي و زنده باد بابك داد.
يا علي!

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز
نوشته ات را از هر راهی که بتوانم منتشر می کنم.
امیدوارم همیشه زنده و سلامت باشی
به امید روزی که دیگر اعدامی نباشد

ناشناس گفت...

ای سرزمین من ....

ناشناس گفت...

درود بر تو بابک عزیز، در پناه حق همیشه پایدار و استوار باشی. ما به دلیر مردی مثل تو می نازیم.
رامین از خرم آباد

مسعود گفت...

13 آبان چه ربطی به انتخابات داره؟ تو خیابون اگر گرفتنمون چی بگیم؟ بگیم به مناسبت روز دانش آموز اومدیم به احمدی نژاد فحش بدیم؟

ناشناس گفت...

سلام به آقای داد و همه دوستان،
این اولین بار است که من در بلاگ شما کامنت می گذارم و اون هم به این خاطر ه که واقعاً از اعدام بهنود، متأسفم و بغضی در گلو دارم که نمی دانم به چه چیز باید نسبتش دهم: بهنود؟ ناتوانی خودم از پیشگیری این رخداد؟ تنفر از قرائت این قوم از اسلام؟ یا مظلومیت اسلامی که محمد(ص) سالها به خاطر آن درد کشید... واقعاً چه جوابی برای او داریم؟
من یه صحبتی با دوستانی داشتم که اینها را به اسلام «نسبت» می دهند. اسلام واقعاً این چیزها نیست. اگر بتوان یکی از محکم ترین احکام خدا در قرآن را که یک سوره به نامش نازل شده -نماز جمعه- مستحبی خواند و حتی ولی فقیه -طبق قرائت خودِ این ولی فقیه پرستان- بتواند نماز را تعطیل کند، چرا نتوان قرائتی دیگر از آیه قصاص داشت؟ (به کتاب «فقه استدلالی» آیت الله غروی مراجعه کنید؛ کسی که تا پایان عمر 100 سالگی خود، به مبارزه با خرافات و باورهای فقیه پسندانه این قوم ادامه داد و در نهایت با کوله باری از دغدغه «دنیا» و دین مردم ، 3 سال پیش از دنیا رفت.)

دوستان بیایید ما حتماً به وصیت دکتر شریعتی به پسرش عمل کنیم:
«پسرم اگر می خواهی به دست هیچ دیکتاتوری گرفتار نشوی، فقط یک کار بکن: بخوان و بخوان و بخوان» و این تنها کمبود ما نسل جوان این مرز و بوم است.
دوستان، فقط خواندن و اندیشیدن است که می تواند در این مهلکه، راه درست عمل کردن را نشان انسان دهد.
شاخه های سبز دستان ما ریشه های غنی از دانش می طلبد، خواهش می کنم نابخردانه بر اسلام ِ خدای رئوف و رحیم نتازیم...
لینک سایت حکیم غروی را هم ضمیمه می کنم: http://arbabehekmat.com/

ناشناس گفت...

salam man ba mobarez movafegham.masoude aziz vaghean baraie soale be in sadegi javabi peida nemikoni? aida

ناشناس گفت...

emrooz behnoud ra dar beheshte zahra be khak sepordim.hichkas bavaresh nemishod behnoude doost dashtani edam beshe.hatta khodesh ta akharin lahzeh omid be azadi dasht.be dokhtar khalash gofte bud bad az azadi mikhad bere mashhad.teflakam kheili sakhte keshide bud.vali engar bazam kam bude.khanevadeye ehsan nameye katbi baraye afv dade budan.in afvam in name ham hichjuri batel nemishode.vali hokumat behnoudo be khatere in edam kard ke honarmandayi ke az behnoud hemayat kardand az jonbeshe sabz ham hemayat kardand.ina kheili kasiftar az ooni hastan ke fekresho bokonid

ناشناس گفت...

با سلام
جناب کیانوش عزیز،
تورا به پرودگارت سوگند
فارسی بنویسید

سیاوش گفت...

دوست عزیز مبارز
قبول دارم که شیعه اجتهاد دارد اما یک سری احکام است که در قرآن آمده و اینها را نمی شود با اجتهاد تغییر داد از جمله همین قصاص. بعد هم اگر حکمی با اجتهاد تغییر کرد همواره این خطر وجود دارد که با اجتهادی دیگر به صورت اول در بیاید یا حتی بدتر شود.
برای همین با همه احترامی که برای همه ادیان قائل هستم معتقدم قوانین باید عرفی شود تا هم بر حسب خواست جامعه باشد و هم امکان بازگشت به عقب نداشته باشد.
ایراد دیگر اجتهاد این است که 1 مجتهد برای همه تصمیم می گیرداما در قوانین عرفی شوراها می توانند تصمیم بگیرند یا قانون به رای عمومی گزارده شود.

مبارز گفت...

سیاوش عزیز! اگر به فتاوای علمایی مثل صانعی و منتظری و .... مراجعه کنید می فهمید که اگر قائل به شرائط زمان و تغییر نیاز های جامعه باشیم آنچه را که در قرآن آمده است نیز می شود تغییر داد یا معلق کرد. مثلا قطع کردن دست دزد در قرآن به صراحت آمده است اما صانعی و ... معتقد هستند که در زمان غیبت امام معصوم این حکم و احکام مشابه نباید اجرا شوند.اما اصول دین قابل تغییر نیست(توحید معاد نبوت امامت و عدالت).در ضمن فقیه(منظورم فقیه غیر درباری است) برای کسی تصمیم نمی گیرد. فقیه فقط نظر و استنباط خود از دین را اعلام می کند. نظر و استنباط فقیه نیز فقط برای مقلدین وی معتبر است و نه برای دیگران.آن کسی که برای همه تصمیم می گیرد ولایت مطلقه فقیه است که بدعت خمینی بود.من نیز همچون شما معتقد به جدایی دین از حکومت هستم

تباهی درد گفت...

با سلام

حدود25پوستر سیزده آبان رو میتونید توی وبلاگ من ببینید.



با تشکر

ناشناس گفت...

درود

مبارز عزیز من آیه قران میارم و تو فتوی و اظهار نظرات شخصی آقایان منتظری و صانعی و مجتهد شبستری و... رو میاری؟

بنیان و پایه هر دین و مذهبی کتاب اون دینه نه اظهار نظرات شخصی معتقدان به اون دین. تو هموطن من اظهار نظر این افراد رو میاری چون دوست داری اینگونه باشه ولی متن قرآن اینگونه نیست هموطن.

در مورد آیه 33 مائده که میگه دست رو ببرید به نظرم بریدن دست برای هیچکس مجازات انسانی نیست در هیچ دوره ای از تاریخ. بعدش تو داری به قول خودت از پیامبر یک دین صحبت میکنی. نه از یک انسان عادی. باید تفاوتی بین معصومین (به قول شما معتقدان) و ما غیر معصومین.به قول حافظ بزرگ:
سهو و خطای بنده چو گیرند اعتبار / معنی عفو و رحمت پروردگار چیست

حالا یک گروهی بیایید فرض کنیم شما درست میگید محمد و یارانش رو آزار دادن. به عقیده من هیچ جرمی در طول تاریخ بریدن دست و پا شایستش نیست.

خب اگر استدلال تو درست باشه پس جمهوری اسلامی کاری بر خلاف اسلام نمیکنه. اول انقلاب افسران ارتش و مسئولین رژیم پیش رو کشت و بعدش کمونیستها و بعدش مجاهدین رو گفت که منافقن و بر طبق قران مجازاتشون کرد. این چیش با متن قرآن تناقض داره؟ با انسانیت تناقض داره بدون شک.

حالا میرسیم به جایی که من میگم. اسلام و قرآن و... واسه ما نیومده. واسه عده ای بیابان گرد در عربستان 1400 سال پیش اومده حتی در خود قران هم در چند آیه به این موضوع اشاره کرده مانند آیه 4 ابراهیم یا آیه 7 شوری یا آیه 47 یونس.

قران و اسلام واسه عربهای 1400 سال پیش بوده. حتی ورودش به ایران و پذیرشش توسط نیاکان ما هم با زور صورت گرفته. ما چرا باید به خرافات و عقاید 1400 سال پیش عربها زندگی کنیم؟

یک پرسش: چگونه است که هنگامی که بحث بت پرستی می شود مسلمانان می گویند بت پرستی جزو فرهنگ عرب بود و محمد با قدرت باهاش مبارزه کرد و اون رو از بین برد اما زمانی که به موضوعاتی مانند برده داری و کنیز داری و ظلم به زن و مجازات های غیر انسانی می رسیم میگید محمد نمیتونسته اینها رو از فرهنگ اعراب اون روز جدا کنه؟ آیا این مفهموش اینه که محمد از اعراب زمان خود می ترسیده یا اینکه خود هم انسانی مانند انان ( البته با هوش و ذکاوت بالاتر ولی با همان فرهنگ) بوده؟

هموطنم من از فقه شیعه حرف نمیزنم. من دارم از آیه قران صحبت می کنم. شیعه یکی از شعبه های اسلامه و تمام شعبه های اسلام اولین و بالاترین چیزی که به عنوان مقدسات قبول دارند قرآنه. پس قرآن از نظر اعتبار نزد مسلمانان (شیعه و سنی) هزاران درجه از فقه شیعه و سنی بالاتره.

من دارم از بنیان های اسلام صحبت میکنم نه از اظهار نظرات شخصی آقایان منتظری و صانعی و کدیور و...

یک محقق بخواهد در مورد دین اسلام یا هر دینی تحقیق کنه بهترین و معتبر ترین مرجعش کتاب اون دینه نه اظهار نظرات تبلیغ کنندگان اون دینه.

اگه اینجوری باشه خمینی و مصباح و مکارم و ... اسلام رو یک جور دیگه تعریف میکنن ولی به عقیده من کسی که دنبال ریشه و حقیقته میره دنبال کتاب پایه و اصولی یعنی قرآن.

اظهارات اون آقایانی که گفتی همگی اظهار نظرهای شخصی است و البته در دنیای آزاد و دموکراسی اونها هم آزادند حرفشون رو بگن.

بدرود. پاینده ایران

مبارز گفت...

دوست عزیز! اینکه می گویید بنیان و معیار هر دینی کتاب آن دین است درست.اما نکند فکر کرده اید که علمایی همچون منتظری و صانعی و شبستری و ... فتواها و نظرات خود را مثلا از کتاب ریاضی اول راهنمایی استخراج می کنند؟اساسا منابع استخراج احکام دین قرآن و سنت و عقل و اجماع است.آنها فتوا ها و نظرات خود را از همین 4 منبع استخراج می کنند.سوالی از شما می کنم.آیا شما اسلام شناس تر هستید یا این علمایی که نام بردم؟ آیا شما درس اصول و فقه و فلسفه اسلام و تاریخ اسلام و تفسیر قرآن خوانده اید یا این علما؟. دین هم همچون همه رشته ها متخصصین خودش رو داره.چقدر خوب است که ما نحوه استفاده و درک قرآن را از خود قران بیاموزیم.در سوره آل عمران آیه 7 خداوند می گوید: "اوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آیات آن کتاب محکمات است که اصل و مرجع سایر آیات کتاب خداست و برخی دیگر متشابه است و آنان که در دلشان میل به باطل است از پی متشابهات رفته تا با تاویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنه گری پدید آرند در صورتیکه تاویل آن را کسی جز خدا و اهل دانش نداند".آیات محکم آیاتی هستند که فقط یک معنا از آنها برداشت می شود و مورد توافق همه دانشمندان. آیات متشابه آیاتی هستند که چند معنا می توان از آنها برداشت کرد و این آیات را باید با رجوع به آیات محکم و نصوص قران معنا کرد و نه جدا از آن و گرنه به قول قرآن فتنه و شبهه ایجاد می شود. حکایت کشتن مخالفان سیاسی با استناد به قرآن حکایت همان فتنه گری است که خدا در قرآن می گوید. انسان هایی که در پی حفظ قدرت خود هستند و در دلشان فتنه است آیات متشابه را در جهت منافع خود تاویل می کنند. کشتن مجاهدین و کمونیست هاو ... هیچ ربطی به قرآن نداره. مگه هیتلر و استالین و پینوشه و....که جنایت می کردند به قرآن استناد می کردند؟ کار دیکتاتور هاست.چه به قرآن اعتقاد داشته باشند و چه نداشته باشند.چه یهودی و مسیحی باشند و چه کافر. اسلام مجموعه ای از احکام و دستورات است که باید در کنار هم معنا شوند . آیات متشابه باید در کنار آیات محکم و نصوص معنا شوند.برخی از آیات ناسخ و برخی منسوخ هستند.اما شماآیات را هر جور که دوست داری قیچی می کنی تا حرف خودت را ثابت کنی که اسلام بد است.ده ها آیه و روایت و عملکرد پیامبر و خاندان او را نادیده می گیری چون فرض را بر این گذاشته ای که اسلام بد است. به این کاری که می کنی در علم تفسیر می گویند" تفسیر به رای". یعنی اینکه شما از قبل یک عقیده ای داری و برای اثبات آن عقیده قرآن را ورق می زنی و آیه هایی را که عقیده تو را ثابت می کنند بیرون می آوری و آیات دیگر و عملکرد معصومین را نادیده می گیری.یکی از اصول تفسیر قران این است که بدون پیش فرض قبلی به آن نگاه کنی.من که در نوشته های قبلی خودم گفته بودم که اصولا هر قانونی با توجه به شرایط زمان و نیاز های جامعه وضع می شود. اگر جامعه وحشی و خشن اعراب قبل از اسلام را مطالعه کنی می فهمی که قوانین اسلام نسبت به آن جامعه خیلی هم مترقی بوده. اسلام زنده بگور کردن دختران را منع کرد. برای زنان حق نفقه و حق مهریه قائل شد.اصل تساوی انسان ها در مقابل مجازات ها و اصل شخصی بودن مجازات ها و اصل قانونی بودن مجازات ها که از بنیان های حقوق دنیای مدرن امروز است را اسلام مطرح و تاکید کرد. اسلام شکنجه را ممنوع کرد. اعتراف در شرایط زندان و شکنجه و تجرید(بی خبری از دنیای بیرون)را باطل اعلام کرد. شدید بودن مجازات ها ویژه دوران اسلام نیست. اگر به کتاب های تاریخی ایران باستان نیز مراجعه کنی می فهمی که مجازات ها در ایران باستان نیز بسیار شدید بوده. اعدام و مصلوب کردن و شلاق زدن در ایران باستان وجودداشته(رجوع کنید به کتاب "زمینه حقوق جزای عمومی" دکتر رضا نور بها). نامه امام علی به مالک اشتر را اگر می خواندی اینگونه قضاوت نمی کردی. در ضمن اسلامی که به ایران آمد اسلام عمر بود و نه اسلام محمد و خاندانش. عمر بود که به ایران لشگرکشی کرد و نه محمد و خاندانش. پس اگر در جایی خطایی و یا ظلمی صورت گرفته او را باید مقصر دانست. در قرآن چیزی به نام کشور گشایی وجود ندارد. در قرآن جهاد فقط برای دفاع از جان و مال و ناموس است(آیه 190 تا 192 سوره بقره حکم جهاد را داده است: در راه خداوند با کسانی که با شما قتال می کنند قتال کنید و از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزین را دوست ندارد) و در آیه 8 سوره ممتحنه خداوند می گوید: با کسانی که در دین با شما قتال نمی کنند و شما را از شهر و دیارتان بیرون نمی کنند با نیکی رفتار کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد. حکومت امام علی نمونه یک حکومت اسلامی در دست معصوم است. امام علی حتی یک مورد لشگرکشی برای فتح کشور های دیگر نکرد بلکه برعکس 3 جنگ داخلی کرد.

مبارز گفت...

در ضمن اینکه می گویید اسلام برای عرب ها آمده این نیز حرفی است غلط و ناشی از همان شیوه قیچی کردن آیات. خدا در قرآن خطاب به محمد می گوید:" و ما ارسلناک رحمه للعالمین" یعنی ما تو را رحمتی برای عالمیان آوردیم. اگر اسلام فقط برای عرب ها بود خدا می گفت ما تو را رحمتی برای عرب ها آورده ایم. دوست عزیز! می پذیرم که مجازات های اسلامی همچون مجازات های دوران ایران باستان قبل از ظهور اسلام شدید بوده و متناسب با الان نیست اما این درست نیست که بگوییم کل اسلام برای آن زمان آمده و بدرد الان نمب خورد.آیا توصیه اسلام به عدالت به رعایت حق الناس به صادق بودن و ریا نکردن به دزدی نکردن و غیبت نکردن و تهمت نزدن وفای به عهد کردن و هزاران دستور و توصیه دیگر امروز قابل اجرا نیست؟

mojtabahojatoleslami@hotmail.com گفت...

سلام، این پاسدارها اگر به فرزندهای خود پاسدارها رحم نمیکنند چطور میخواهند به مردم و فرزندهاشون رحم کنند. لطفا این کلیپ را تماشا کنید. هردو مجری حکم اعدام هستند و هر دو معتقدند حکم خدا را اجرا میکنند.


http://www.youtube.com/watch?v=3zvCBigONhg