۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

به سوی قانون اساسی نوین

گام اول قانون اساسی نوین،

برای ساختن فردایی بهتر!

توضیح: جمعی از فرزندان فهیم ملت با تعهدی مثال زدنی و اخلاصی قابل احترام، دست به کاری بزرگ زده اند. آنها که از دامان همین ملت سر برآورده اند، برای ترسیم فردای ایران که به زودی طلوع خورشید آزادیش را شاهد خواهیم بود، دست به کار نگارش یک قانون اساسی نوین شده اند. قانونی بر پایه دموکراسی، حق انتخاب، برابری و تمام موازین بین المللی. قطعنامه زیر گزیده ای است از آن قانون پیشنهادی که همزمان در منظر نگاه شهروندان ایران زمین و نخبگان و اساتید قرار می گیرد و برای اظهار نظر تک تک شما ملت عزیز منتشر می شود.

امیدواریم بافتن این ترمه ابریشمین، تولد آن کودک دردانه را نزدیک تر کند و به زودی شاهد سرزمینی باشیم که طلوع خورشید آزادی و عدالت، چهره زخمی آن را مرهمی نهد و همه در این سرزمین، شادمانی و رضایت و آزادی و برابری را بچشند. لطفا" نظرتان را در باره این قطعنامه در بخش نظر سنجی و یا کامنتها اعلام کنید تا بتوان نظرها را در پیش نویس قانون اساسی نوین به کار بست.

این قطعنامه پیامی است به حکومت رو به زوال ولایت فقیه، که برای فردای ایران از حالا دست به کار شده ایم و اجازه نمی دهیم با رفتن این مستبدان خونریز، کشور دچار بی نظمی یا بی قانونی و خدای ناکرده دچار زوال و نابودی و خشونت کور شود.

از فردای پیروزی انقلاب سبز ملت ایران، ما قانون مدرنی خواهیم داشت که حقوق هیچکس حتی همین سران کودتا را هم نادیده نمی انگارد و بر اساس ضوابط مندرج در آن به جرایم جنایتکاران رسیدگی خواهد شد. ضمنا" شخص بنده عضو حقوقدان این جمع نیستم اما عهد کرده ام در راه تحقق این قطعنامه و حرکت خجسته تمام تلاش و همکاری خود را صورت بدهم و این مقدمه را بابت اعتقادم به این حرکت نوشته ام. شما هم یاری کنید تا ایرانی بهتر بسازیم. یا حق! (بابک داد)

قطعنامه اتحاد برای دموکراسی

ما، حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران، با توجه به دستآوردها و تجربيات تاريخی جوامع بشری، به ويژه تجربيات دهه های اخير در کشورمان ايران، حمايت خود را از ضرورت بازنگری در قانون اساسی بر پايه اصول زير اعلام می کنيم و از آحاد مردم ايران دعوت می کنيم در تدقيق اين اصول و تدوين نسخه نهائي قانون اساسی فعالانه مشارکت فرمايند:

  1. حاکميت ملت بر سرنوشت خويش بر اساس خرد جمعی جامعه و با بهره گيری از دستآوردهای دانش در جوامع بشری،
  2. رعايت آزادی، برابری و ساير حقوق اساسی بشر، از جمله حقوق مدنی, سياسی, اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور با توجه کامل به ميثاق ها وکنوانسيون های بين المللی از جمله ميثاق حقوق مدنی و سياسی (1966)، ميثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966)، کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان (1979) و کنوانسيون حقوق کودک (1989)، و تدوين مقررات کشور با رعايت اين حقوق،
  3. برخورداری غيرتبعيض آميز زن و مرد از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و تعيين وظايف برای آنان بر اساس عدالت،
  4. ممنوعيت تفتيش عقايد، مواخذه و تعرض به افراد به دليل داشتن يا ابراز عقيده،
  5. ممنوعيت هرگونه گزينش افراد برای مشاغل بر اساس اعتقادات فکری آنان،
  6. آزادی کامل در داشتن اعتقادات مذهبی و غيرمذهبی و انجام مراسم اعتقادی و رعايت احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) اديان و مذاهب, تا جائيکه بنا به تشخيص دادگاه ها مخالف قوانين موضوعه کشور, حقوق بشر, نظم عمومی و اخلاق حسنه (به مفهوم حقوقی آن) نباشد,
  7. آزادی داشتن يا نداشتن حجاب يا ساير نشانه های مذهبی و غيرآن،
  8. برخورداری کليه آئين ها, اقوام و گروه ها از حقوق مساوي بدون در نظر گرفتن عواملی چون اعتقادات, رنگ، نژاد، زبان، و مانند اينها،
  9. آزادی کامل تشکيل احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي، آزادی راه اندازی رسانه های گروهی، تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، و آزادی اعتصاب به عنوان مهم ترين ابزارهای احقاق حق،
  10. تضمين حق حيات و امنيت شخصی، و مصونيت حيثيت ، جان ، مال ، حقوق ، مسكن و شغل اشخاص از تعرض،
  11. نفی هرگونه رفتار يا کيفر ظالمانه، غيرانسانی يا تحقيرآميز, و حق دسترسی همه به دادرسی عادلانه،
  12. ممنوعيت هر گونه شكنجه و آزار جسمی يا روحی به هر دليل از جمله براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاعات و يا برای عمل ممنوع تفتيش عقايد، يا هتک حرمت از متهم يا مجرم محکوم، ممنوعيت ايجاد بازداشتگاه های غير رسمی و ضرورت باز بودن درب کليه زندانها به طور شبانه روزی و در تمام روزهای سال به روی بازرسان ويژه سه قوه و نمايندگان مجلس (که توسط مردم به طور مستقيم و بلاواسطه انتخاب می شوند)، و نيز نمايندگان ارگان های رسمی حقوق بشری سازمان ملل متحد، مجتمعاً يا منفرداً، و ضرورت مجازات شديد متخلف از اين موارد،
  13. لغو مجازات اعدام، به هر عنوان، تحت هر شرايط و به هر شکل اعم از تيرباران، حلق آويز کردن، سنگسار، و ديگر اشکال متصور،
  14. تحقق حق برخورداری آحاد جامعه از تندرستی و بهداشت, رفاه مطلوب و شايسته انسان از جمله خوراک, پوشاک, مسکن, خدمات اجتماعی, و تحصيل رايگان،
  15. رعايت و تضمين تفکيک و استقلال کامل قوا، با رعايت اصل حاکميت رای مردم،
  16. اداره امور کشور با اتكاء به آرا عمومي از راه انتخابات مستقيم و بلاواسطه توسط مردم از جمله از طريق انتخاب مقامات عاليه سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه، مقامات ارشد اجرائی منطقه ای و محلی، و شوراهای منطقه ای و محلی، و تضمين مشاركت مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش,
  17. در نظر گرفتن راه های قابل دسترس برای بازنگري در قانون اساسي، با توجه به تحول جوامع بشری, تغيير نيازها و دانش بشر, و درک ضرورت تحول در قوانين و مقررات حاکم بر زندگی انسان,
  18. تضمين استقلال و امنيت اقتصادی و سياسی کشور، ضمن داشتن تعامل با ساير کشورها,
  19. احترام به ساير ملل و برقراری روابط صلح آميز با کشورهای جهان،
  20. همکاری با نهادهای بين المللی جهت استقرار و توسعه حقوق بشر، صلح و بهبود شرايط زيستی در جهان.

حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران

بيست و چهارم مهرماه 1388

۸۰ نظر:

منصور گفت...

با سلام

برای گام اول و عبور از این قانون اساسی عصر حجری و قرون وسطایی گام بلند و بسیار خوبی است و خوبی آن چندین برابر است امکان اصلاح آن وجود دارد.

جاوید ایران

Siamak گفت...

هنگام خواندن این اصول بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد. چه تحولی بزرگتر از این می تواند وجود داشته باشد. کشوری که سالیان دراز در زیر یوغ ستمگران بوده و به زودی طعم شیرین عدالت و آزادی را خواهد چشید. مفاهیمی مانند "ایران برای همه ایرانیان" که زمانی در حد یک شعار برای ما معنی داشت؛ الان تمامی وجودمان آنرا درک و حس می کند. مسلما قانون اساسی آینده ایران برگرفته از اصول دوکراتیک خواهد بود. باید از تجربه سایر کشورها در رسیدن به دمکراسی استفاده کرد. چیزی که به نظر من مهم تر از فانون اساسی است؛ تحولی است که در ایرانیان رخ داده است. این که اکثریت قریب به اتفاق جامعه به این اصل مهم پی برده اند که تنها راه رهایی ایران پیروی از اصول مدرن و دمکراتیک و استفاده از تجربه سایر کشورها در دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی است. اینکه دیگر دنبال دیدن تصویر کسی در ماه نمی گردیم، اینکه دیگر گول ظاهر افراد را نمی خوریم، اینکه هر شخص را در هر لباس و مقامی که باشد فراتر از قانون نمی بینیم؛ اینکه همه را در مقابل قانون یکسان می بینیم، اینکه دیگر از کسی بت نمی سازیم و هزاران مورد دیگر اینها همان تحول بزرگی است که در تک تک ما رخ داده و میوه اش دمکراسی خواهد بود.

خجسته آزادی و جاوید ایران

ناشناس گفت...

سلام
زمانی پس از پیروزی انقلاب عده ای به قول آن زمان نخبگان قانون اساسی را نوشتند اینجانب بدلیل سن کم نمی توانستم رای دهم ولی خوب به یاد دارم بدلیل احساسی شدن مردم همه آن را بی نقص وبه دور از اشکال می دانستند ولی اکنون می بینیم که به ابتدایی ترین اصول آن وقعی نمی گذارند راستی در تدوین قانون اساسی جدید چه کسی متعهد می شود بند بند آن اجراشود؟

بابک داد گفت...

دوست عزیز شما می خواهید چه کسی تضمین بدهد جز خود من و شما و مردم؟ این انفعال شایسته نیست. ببینید چه نوشته شده و اگر عیبی می بینید بفرمایید. این نه متعلق به من است نه کسی دیگر که تضمینی بدهید. تضمین قانونی البته درون خود قانون اساسی نه این قطعنامه تعبیه شه اما با این کلیات موافقید؟ دنبال اشکال تراشی و یأس نباشید که نتیجه اش ادامه همین ستمی است که بر ما رفته و میرود.

Showan گفت...

حق تدریس زبان مادری اقوام مختلف ایران(کردی، ترکی و ...) از مدرسه تا دانشگاه در کنار زبان فارسی

ناشناس گفت...

با سپاس از زحمات شما هموطن های مهاجر در وطن - درمورد اتفاقات اخیر و ادامه فشار بر مردم ایران چه از نظر آزادی های اجتماعی و تورم اقتصادی - ما عداه ای از دانشجویان حقوق سیاسی به همه این مبارزات و مذاکرات کشورهای غربی،مشکوک و بی اعتقاد شده ایم - چون می گویند اصلا همه این کارها بازی است که اسراییل و روسیه راه انداخته اند تا باقی مانده منابع ایران زمین را نصاحب کنند چنانچه از 30 سال پیش با شعار مرگ بر اسراییل - دست آمریکا را کوتاه کردند و با استفاده از انقلاب به اسم دین و اسلام - ایران را گرفته اند و تسخیرش کرده اند - یعنی این رژیم ضد مردم و ضد ایران برای منافع جهودها ایجاد شده است - ایران را مرکر ساخت بمب اتمی کرده اند که دست آمریکا و بریتانیا کوتاه شود - یعنی همه چی نقش کثیف تراست های بزرگ نفتی و گازی و تصاحب منابع ایران زمین است - نقش موسوی و کروبی و ... هم برای سرکار گذاشتن و بازیچه کردن مردم بی گناه و خسته ایران است - شما هم می دانید؟؟(ما هنوز هم در راهپیمایی های اعتراضی هستیم و بودیم - اما این سوال که چرا اسراییل نفت ایران را با کمک شرکت های چینی می خرد و مردم هنوز در فقرند و رژیم هم بمب اتم دارد و هیچ اتفاق بین اللملی خاصی نمی افتد - نشانه هارا "بو دار " می کند- شما چه می گویید؟!

ناشناس گفت...

بادرود وسپاس /بنظر من شروع خوبی است و درادامه با بحث و تحقیق اشکالات رفع میشود ذر کل به مهمترین موضوعات اشاره شده است و باید حق تعیین سرنوشت اقوام ایرانی ‍‍در چارچوب مرزهای ایران برسمیت شناخته شود ازقبیل کردها/اذریها/ عربها/بلوچها/ترکمنها/وو تا ایران عزیز رشد و بالنده گی را در ذره ذره خاک خود با شتاب بیشتری شروع کند .یک ملت در احترام متقابل به اقوام خود و برابری حق تعیین سرنوشت است که قله های انسانیت را فتح میکند. دست و دل انسانیتان گرم و ایزد یکتا بانیتان/پیروز باشید

Venus گفت...

قوانین در مورد زنان:ا
۱. دختران نباید به اجازه پدر/ برادر/ عمو/ پدربزرگ خود احتیاج داشته باشند برای ازدواج. بعد از ۱۸ سالگی کسی نباید قیم آنها باشد.ا
۲. وقتی زن و مرد طلاق می گیرند حق اولاد آنها باید بین آنها برابر باشد. هر دو باید کفالت فرزند را داشته باشند. اینطور نباشد که فقط پدر کفالت فرزند رو داشته باشد. البته که اگر تشخیص داده شود که یکی از والدین بی لیاقت است البته که حق کفالت به آن یکی می رسد.ا
۳. حق زن در در میراث باید برابر مرد باشد.ا
۴. زن نباید به اجازه شوهر برای سفر احتیاج داشته باشد.ا
۵. زن باید حق طلاق داشته باشد.ا
۶. در موقع طلاق ثروت زن و شوهر باید به هر دو برسد نه اینکه مرد صاحب همه چیز باشد حتی اگر همه چیز به اسم اوست.ا

ناشناس گفت...

سلام
يعني ميشه روزي ما همچين كشوري با همچين قوانيني داشته باشيم؟
نميدونم

به اميد پيروزي

13 ابان سبز ميمانيم

ناشناس گفت...

به گمان من در همه ی احوال پرداختن به اقلیت های جنسی و حقوق ایشان به فراموشی سپرده می شه!!!!

ناشناس گفت...

جناب بابك داد عزيز،
آفرين بر شما و دوستان با شهامت شما. ايران ما با داشتن فرزندانى مثل شما نميتواند نگران اينده خود باشد. خواهشمندم يادآور دو نكته زير براى دوستان حقوقدانتان باشيد.
١- دمكراسى بيش از آنكه تآمين كننده حكومت اكثريت باشد تضمين كننده حقوق اقليت است. اكثريتى كه قادر به تضمين حقوق اقليت نباشد لياقت حكومت كردن ندارد. بايد مواظب اين نكته انحرافى كه در اكثر قوانين اساسى وجود دارد باشيد كه فلان حركت ممنوع است مگر به اجازه قانون. در واقع اين نكته بايد بدون ابهام ذكر شود كه هيچ قانونى نميتواند ناقض حقوق ذكر شده در حقوق اوليه تك تك افراد ملت ايران باشد.
٢- در ممالكى مثل ايران كه دولت مالك منابع طبيعى مثل نفت است و با درامد سرشار ان ميتواند بدون مشاركت و پرداخت ماليات توسط مردم به امور خود بپردازد و در واقع اكثريت مردم را جيره خوار خود ميكند و از در عقب بساط ديكتاتورى را برقرار ميكند. دراين شرايط امكان برقرارى حكومت مردم بسيار كاهش مييابد. تمنا دارم كه دوستانى كه طرح اوليه قانون اساسى را تهيه ميكنند به اين نكته حياتى توجه كنند. با آرزوى موفقيت براى ملت ايران جمشيد

Hanieh گفت...

ببحشید دوستان خط فارسی من برخی حروف را نمیگیرد. به نظر من عمده مبانی اولیه آزادی در این منشور قید شده است. اما دوستان بعد از سی سال تحربه یک حکومت ایدئولوزیک آنهم از نوع اسلامی!!! اگر حدایی دین از سیاست را در راس خواستهایمان قرار ندهیم فقط داریم خودمان را گول می زنیم. کیست که نداند درد اصلی حامعه ما؛ استبداد دینی است. اصلا رک بگویم شرط اصلی برای تحقق بندهای قید شده در منشور؛ در درحه اول حدایی دین از سیاست است!

ایمیل رسیده از طرف md dk گفت...

salam aghaye dad
omidvaram hamishe harja hastid shado sarboland bashid.
kheyli talash kardam betunam naghdamo nesbat be ghanune asasie novini ke akhiran tu weblogetun gozashtin tuye hamun site bezaram ama nashod..
mas'aley ke vasam soale va mikham rush kar konid ineke tu kojaye donya dolat vezarate dadgostar dare va dar kenaresh ye ghoveye mojaza be name ghoveye ghazaeeye! behtar nis ghoveye ghazaeeye ham nadashte bashim va tamame ekhtiarat tu dolat bashe? dge inke chera az esmaye arabi estefade mikonim! chera migim ghoveye moghanane , ya mojrie ya ghazaeeye? moadele farsisho begim! zabane farsie khodemunam ke dare nabud mishe ro hefz konim! mas'aleye ba'di arteshe irane! ma bayad faghat artesh dashte bashim va in artesh faghat va faghat va faghat baya

امید گفت...

درود بر شما و اقدام بزرگتان ...

فقط تاکید مجدد کنید بر نفی دخالت دین در سیاست. همونطور جمله ابتدای قانون اساسی فعلی با نام خدا و ولی فقیه شروع شده باید به همین ترتیب در قانون اساسی جدید با شعار جدایی تمام اشکال مذهبی و تاکید بر حقوق انسانی آغاز بشه ...

ناشناس گفت...

بسیار خوب و امیدوارکننده است. این را نیز به یاد داشته باشیم که قانون اساسی هر کشور به عنوان تضمین کننده‌ی حقوق و آزادی‌های مردم هر کشور باید آنگونه دقیق نوشته شود که پیشاپیش راه هرگونه برداشت نادرست و سوء‌استفاده را ببندد و خود این قانون پشتوانه‌ی محکم خود و پاسدار دموکراسی و حقوق بشر باشد.

Abri گفت...

سلام جناب داد و شبتون بخير
تك تك اين اصول لازمه برقراري دموكراسي در كشورمون هست و در كل هم ايراد عمده ايي بهشون وارد نيست. كليت هر 20 مورد زيباست و داشتن كشوري كه زمامداران و ملتش به اصولي اين چنيني احترام بزارن مايه افتخاره. به نظرتون بهتر نيست بر اساس موضوعات و اولويت ها، اصول كمي جزيي تر مطرح بشه تا راحت تر بشه در موردشون نظر داد؟
راستي شديدا با ونوس عزيز در مورد حقوق زنان موافقم. اميدوارم دختركان و زنان ايران زمين درسايه ي قانون اساسي نوين آرامش به يغما رفته شون رو پيدا كنن.
به اميد صبح پيروزي ايران سبز، در پناه خدا سلامت باشيد.

ناشناس گفت...

اين پيشنويس به عنوان گام اول بسيار اميدوار کننده و جالب است و پر واضح است که هنوز کامل نيست. اما به نظر حقير در هر جايی که امکانش هست بايد بر غير مذهبی و دمکراتيک بودن اصول قوانين تأکيد کرد. همينطور برای جلوگيری از اغماض و ناديده گرفته شدن حق يا حقوقی از شخص يا گروه يا قومی بهتر است از قوانين کشورهای چند فرهنگی که از اقوام مختلف تشکيل شده اند و مهاجر پذيرند مثل کانادا، استراليا يا کشورهای اروپايی ايده گرفت و با تطبيق آنها با نيازها و شرايط فرهنگ و مردم کشور خودمان به قوانينی عادلانه و منصفانه رسيد.
به اميد موفقيت برای تمام کسانی که برای اصول اوليهٔ انسانيت ارزش قائلند و برای احيای آن تلاش ميکنند.

با احترام
"برداشت آزاد"

محمود گفت...

سلام بابک جان، تشکر میکنم و خوشحالم که بالاخره بحث اصلاح قانون اساسی پیش کشیده شد و چقدر خوب است که خودت در این راه پیش قدم شدی. چند نکته و پیشنهاد:

- در بند 9 سندیکاها و اتحادیه های حرفه ای نیز اضافه شوند.

- اصل جدایی دین از سیاست و منع حضور افراد دینی یا وابسته به فرقه ها یا تشکلات یا احزاب مذهبی در امور دینی به صراحت و قاطعیت دیده شود. به عبارت دیگر رعایت کامل سکولاریسم صورت پذیرد!

- وحدت کلیه قوای نظامی، شبه نظامی، محلی و غیره در قالب ارتش ایران (انحلال سپاه و بسیج و غیره و ادقام آنها در ارتش).

- حتما با افرادی که تجربه نگارش قانون اساسی فعلی را داشته و بعد از سی سال از نقاط ضعف کارشان آگاهی کامل پیدا کرده اند مثل آقای عبدالکریم لاهیجی و سایرین ، که نام نمیبرم ، مشورت کن.

مواظب خودت و خانواده ات باش و به امید پیروزی

ناشناس گفت...

آفرین بر شما

Gila گفت...

سلام آقای داد.من باوجودیکه آدمی بسیار مثبت هستم . اما دیگر هیچ امیدی به بهبودی وضع ایران ندارم.میشود اینها را گفت و نوشت و امیدوار بود همه تبعیض هارا برداشت .همه شدنی است اما کجا درچه کشوری؟وقتی میبینم که اینور دنیا تنها چون نفت ندارند از حقوق اولیه اشان برخوردارندوما که همه چیز درمملکت خودداریم خصوصأ آن چهار فصل بتمام معنا و زیبایش ، میسوزم و آتش میگرم.که چنین مردمی با چنین شعور و هوشی چطور در چنگال نفت وگاز اسیرندو از فقر و اعتیاد میمرند و یا جرئت ها را زندانی کرده اند ودیگر هیچ کس هیچ کس ایران را نجات نخواهد داد. لعنت بر تمام قدرت های جهان که تنها برای پیشرفت هر تکنولوژایشان خون مارابر زمین ریختند..

ناشناس گفت...

نکت هائی کوتاه از سوی حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران در واکنش به مطالب دوستان:

تقريباً تمامی نگرانی های درست دوستان در متن پیش نویس قانون اساسی دیده شده است که به زودی منتشر خواهد شد و ما بی صبرانه منتظر نظرات اصلاحی همه عزيزان در آن مورد خواهیم بود. به عنوان مثال: حقوق اقوام و بحث تدریس زبان در اصل پنجم، حقوق برابر زنان که در برگطرنده تامای موارد مورد اشاره دوستان و بسیاری موارد دیگر است در اصل نهم و یازدهم، تضمین حقوق اقلیت در برابر اکثریت در اصل دهم، بحث ارتش در اصول 125 تا 131 و غیره پیش بینی شده است. عنایت بفرمائید که قطعنامه 20 ماده ای قانون اساسی نیست بلکه اعلامیه ای است جهت اعلام اصول اساسی و مهم دمکراسی.

برخی از موارد مثل حق حضانت (که دوستمان از آن به عنوان کفالت نام برده اند) و اجازه گرفتن از پر و امثال آن در قانون اساسی تحت عنوان حقوق برابر مرد و زن دیده شده اند و تفصیل آن با رعایت این اصل و کنوانسیونهای مربوطه در قانون مدنی کشورها می آید. با تصویب قانون اساسی جدید بر اساس اصول قطعنامه، اصلاحات مفصل و تکنیکی زیادی در قوانین مدنی و کیفری ایران به وجود خواهد آمد.

با احترام
حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران

Kianush گفت...

قانون اساسی فعلی در مورد ملیت مشکل جدی دارد. این قانون نه با تمدن و تاریخ ایران هماهنگی دارد نه با اسلام.
۱- تبعیض جنسیتی در مورد ازدواج
وقتی مرد ایرانی با زن خارجی ازدواج میکند ، قانون به آن زن اجازه میدهد كه بطور اتوماتیک صاحب ملیت ایرانی بشود ولی شوهر خارجی زن ایرانی (حتی اگر مسلمان باشد یا مسلمان شود)ایرانی نمیشود. باین ترتیب همیشه با مشکل ویزا ، کار و اقامت روبروست و در نتیجه خانواده بعد از مدتی تصمیم میگیرد در خارج از کشور زندگی کند و زن ایرانی و فرزندانش از فرهنگ خود و از خانواده گسترده در ایران دورمیشوند . در صورتی كه اگر شوهر خارجی مانند زن خارجی بتواند ملیت ایرانی داشته باشد خانواده میتواند به آسانی در ایران زندگی کنند.
۲- تبعیض جنسیتی در مورد ملیت فرزندان خانواده های دوملیتی.
این موضوع اصلا به اسلام مربوط نیست و ظاهرا در زمان مشروطیت از قانون ملیت بلژیک گرفته شده كه بدترین قانون در کشورهای اروپائی در این مورد است.این قانون بر پایه اصالت خون و خاک قرار دارد ولی فقط خون پدر را برای دادن ملیت به فرزند در نظر میگیرد!
اگر پدر ایرانی باشدو مادر خارجی، فرزند هر کجا كه به دنیا بیاید ایرانیست، ولی اگر مادر ایرانی و پدر خارجی باشد . فرزند فقط در صورتی ایرانی میشود كه در خاک ایران متولد شود . یعنی اگر این زن به هر دلیلی فرزندش را خارج از کشور به دنیا آورد این فرزند ملیت ایرانی نخواهد داشت . این مساله در مورد ارث مادران ایرانی به فرزندانشان كه ایرانی نیستند نیز مشکلات جدی به وجود میآورد.
از طرف دیگر فرزندان خانواده های دوملیتی كه نمیتوانند ملیت ایرانی را داشته باشند با وجود علاقه فراوان به ایران, به دلیل مشکلات مربوط به ویزا و اقامت کم کم از ایران فاصله گرفته، ایرانی بودن خود را زیر سوال میبرند.
این قانون بجای جذب کردن جوانانی كه مادران ایرانی دارند انها را بیگانه میخواند و کشور را از توانائی های این جوانان و مادرانشان محروم میکند. و شک نیست كه در این میان ایران و ایرانی هر دو بازنده اند .
۳- تبعیض قومی و جنسیتی در مورد ملیت مهاجرین و فرزندانشان در ایران
یکی از راههای گرفتن ملیت جدید مهاجرت است. متاسفانه در این مورد نیز قانون ملیت در ایران بسیار محدود کننده است و باعث شرمندگی در مقایسه با قانون کشورهای دیگر . قانون فعلی حتی به مردان مهاجر افغان (كه فارسی زبان و مسلمان هم هستند و برخی از انها در جنگ با عراق در کنار ایرانیان فداکاریها کرده اند ) و سالهاست در ایران زندگی و کار میکنند و با زنان ایرانی ازدواج کرده اند ملیت ایرانی نمیدهد و حتی فرزندان انها كه در ایران و از مادر ایرانی تولد شده اند از حق ملیت ایرانی محروم اند (كه این البته خلاف قانون اساسی فعلی نیز هست).
این چنین قانون برای کشوری كه در طول تاریخ چند هزار سال اش همیشه سرزمینی مهاجر پذیر بوده است و از برکت آن دارای چنین تنوع قومی، فرهنگی و مذهبی شده است،قابل قبول نیست. این را هم یاد آوری کنم كه مهاجرت ایرانیان به خارج یک پدیده ی بسیار استثناءایست كه از زمان مهاجرت ثروتمندان و تجار زردشتی از ایران به هندوستان (كه مدتی پس از آمدن اسلام برای فرار از پرداخت مالیاتهای سنگینی كه برای غیر مسلمانان وضع شده بود صورت گرفت) تا به حال پیش نیامده بود.
البته اگر نظام و قانون اساسی ایران از اساس اصلاح گردد و همچنین حق ملیت برای فرزندان خانواده های دو ملیتی بدون تبعیض جنسیتی بر قرار شود ایرانیان خارج از کشور به ایران باز خواهند گشت.
همچنین در مورد مهاجرین خارجی، تعجب آور خواهد بود اگر با این تاریخ درخشان مهاجر پذیری درایران قوانین مناسب در قانون اساسی جدید در این زمینه وضع نشود

مریم گفت...

درود به بابک عزیز
این بندهای قانون سبز آینده همه منطقی و انسانی بود اما آیا با توجه به واقعیات جامعه ما همه اینها شدنی است؟
برای مثال اگر خانومها (که خودم هم یکی از اونها هستم و به حجاب اجباری اعتقاد ندارم) آزاد به بی حجاب بودن باشن آیا این مورد قبول جامعه مذهبی ماست؟
خیلی از دوستان سبز ما مذهبی هستن و به احتمال قریب به یقین با ترس و وحشت به همجین بندهایی نگاه میکنن.
آیا بهتر نیست در حال حاضر روی اشتراکاتمون تمرکز کنیم بطوری که بیشترین تعداد ممکن رو حول مشترکات جمع کنیم و همینطور بهانه دست رژیم ندیم که این نکات رو در بوق و کرنا کنه و بین ما شکاف بندازه؟
این مسایل رو بعد از پیروزی میشه به رای عمومی گذاشت
باز هم از تلاش های شما تشکر میکنم
دست اهریمن خون آشام از شما دور باد

آزاده گفت...

چهارچوب قانون اساسی‌ از نظر من:

" هر انسانی‌ صرف نظر از جنسیت، سن، رنگ، نژاد، زبان، مذهب، قوم و ملیت باید آزاد باشد مادامیکه آزادی او مخل آزادی و آرامش دیگران نشود. "

یک اصل:

ایران متعلق به همه "ایرانیان" است و باید تاکید شود که حقوق همه قومیتها و ادیان مورد توجه ویژه قرار بگیرد : مثلا حق خواندن و نوشتن به زبان خودشان, یا حق انجام مراسم قومی و مذهبی‌ خودشان.

ناشناس گفت...

سلام عمو بابك جان. از نظر من قانون اساسي اي كه علناً به مسئلهء اقليتهاي جنسي، احترام به حريم خصوصي آنها و آزاديهاي آنها نپردازد همواره ناقص خواهد بود. مسلماً تعريف آزادي براي اقليتهاي جنسي هم مثل تعريف آزادي براي ساير انسانهاست. انسانها آزادند تا زمانيكه اين آزادي به تجاوز به حريم ديگران نيانجامد.

ناشناس گفت...

حال کردم که شکوفایی در نبض نوشته هایتان می تپد، جدایی دین از سیاست را که بسیاری از دوستان سبز هم بر آن تاکید کردند. سوال من در مورد نحوه اداره کشور هست، چگونه و بر اساس چه مدلی سران هر سه قوه از تریغ انتخابات مستقیم انتخاب می شوند؟چه کسی بر صلاحیت کاندیدا و انتخابات نظارت می کند؟
این قانون اساسی نوین که نگاشته می شوداگر به درستی اجرا شود
نشانه اصلی نعمت خداست، عقل.

parvin گفت...

جدایی دین از سیاست

ناشناس گفت...

با سپاس فراوان از همت شما برای نوشتن پیش نویس قانون اساسی : به نظر من بسیار خوب است فقط بند 6 و 17 ان نیاز به روشن شدن بیشتر دارد که در آینده نتواند به صورت سلیقه ای تفسیر شود و آزادی های مردم را مثل هم اکنون محدود سازد.
پاینده ایران
سربلند شما بلند همتان که برای ساختن ایرانی دموکراتیک و مدنی تلاش می کنید.

شهاب_الف گفت...

بسیار خوب است.فقط نظر کاربران در تکمیل آن لحاظ شود.قید گردد که هیچ مقام کذایی بعنوان رهبر ، شاه،ملکه ،شاهزاده ،ولیه فقیه ، ولیعهدویا هر کوفت و زهرمار دیگه با هر اسمی نیاز نیست بلکه بالاترین مقام با رای مستقیم مردم انتخاب میگردد.خدایا بابک و خانواده اش را از شر ظالمین حفظ بفرما

Kianush گفت...

باسلام و تشکر از بابک عزیز و حقوق شناسان سبز كه برای تدوین قانون اساسی جدید میکوشند، با اجازه شما میخواهم یک مطلب را به بعضی سبزهای مذهبی كه ممکن است از جدا شدن دین و دولت نگران باشند یادآوری کنم.
دین و مذهب همیشه در ایران یکی از معیارهای زیر بنائی و موثر در تنظیم حیات و روابط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده است .این یک واقعیت تاریخی است كه عمر چند هزار ساله دارد و با اسلام شروع نشده است . فرهنگ و هنر و علم و دانش ایرانیان همیشه با دین و ایمان عجین بوده و همه میدانیم كه اینها در جامعه ی آزاد و سالم بیشتر و بهتر رشد میکند.
اگر ایرانیان (كه بیش از ۹۰% مسلمان هستند) به دینشان ایمان واقعی داشته باشند و برای ارزش های اسلامی احترام قائل باشند اینها همه در اراده ی جمعی و ملی نمایان خواهد شد و در نتیجه در تمام تصمیم گیریهای اجتمای, سیاسی و فرهنگی در نظر گرفته خواهد شد؛ در این مورد مثال زنده ترکیه و روی کار آمدن اسلامگرایان با وجود حضور چشمگیر سکولارها و حتی ضد مذهبی ها قبل توجه است. در حال حاضر ترکیه ی "سکولار" در نمایاندن چهره ی اسلام سیاسی در جهان موثر تر از ایران "اسلامی" است . اسلام را بیشتر میتوان با آرامش و تساهل و تعامل شناساند تا با جار و جنجال و موشک و بمب. آن کسانی كه باپول و جار و جنجال به اسلام جلب میشوند به همان آسانی هم بر ضد اسلام بلند میشوند و خیانت میکنند .
مطمئنا یک نظام مردمسالار كه با پشتوانه قانونی به حق یک یک افراد ملتش احترام بگذارد و منافع مردم و جایگاه بلند ایران را در دنیا در صدر اولویتهای خود قرار دهد با ارزش های اسلامی هماهنگ تر است تا حکومت مطلقه فقیه كه هر روز نه فقط ایران را بلکه اسلام را بی آبرو میکند.
آنچه كه دین را در غرب تضعیف کرد و مردم را به سوی نفی دین و خدا برد انکیزیسیون خشونتبار، فاناتیک و غیر انسانی مسیحیت قرون وسطی بود. مطمئنا اکثریت قریب به اتفاق مراجع تقلید و دانشمندان دینی ما ترجیح میدهند كه یک اسلام حقیقی ، در نظامی كه اسم اسلام را بر خود نمیگذارد ترویج و توانا شود، تا اینکه به نام حکومت اسلامی دین و ایمان مردم را در ایران از ریشه بر کنند و مسلمانان جهان را نیز از ما فراری دهند.

روشنک گفت...

سلام آقای بابک داد. از نوشته های روشنگر شما و بیان شیوا و همه فهم شما ممنونم .

در مورد موضوع اعدام که در قانون اساسی تهیه شده به آن اشاره شده است به نظر من به این راحتی و تنها به صرف اینکه نبایستی انسانی ( قاتل ) کشته شود حذف مجازات اعدام درست نیست .
برای مثال جنایتی که متاسفانه در چند سال اخیر در ایران رواج بسیار زیادی پیدا کرده پاشیدن اسیر به سرو صورت و بدن افراد ( به خصوص از سوی مردان به دخترانی که نمی خواسته اند با ایشان ازدواج کنند ) است .به نظر شما آیا درست است کسی که مرتکب این جنایت شده پس از طی سپری کردن چند سال زندان به زندگی عادی برگشته و از نعمت ازدواج برخوردار باشد ولیکن دختری که صورت و بدن او از بین رفته تا آخر عمر به خاطر جنایت مجرم عذاب بکشد . و اگر هم که این دختر بر اثر این جنایت از دنیارفته باشد آیا وجدان جامعه از دیدن چنین بی عدالتی به درد نخواهد آمد .
به نظر من نبایستی در مورد چنین قوانین مهمی که به جان انسانها مربوط است از روی احساسات قضاوت کرد . یکی از موثرترین راه حل ها برای قضاوت در این رابطه این است که گروهی از متخصصین این رشته در مورد اینکه برای مثال در کشورهایی که مجازات اعدام وجود ندارد چند درصد از محکومین پس از رهایی از زندان دیگر به دنبال کار خلاف و یا قتل نرفته اند به تحقیق پرداخته و آمار آنها را با همین آمار در کشورهایی مثل ایران و کشورهایی که مجازات اعدام وجود دارد مقایسه کنند و بر اساس تحقیق و با ادله کافی در این خصوص به قانونگذاری پرداخت .

خدا نگهدار

ناشناس گفت...

سلام آقای داد ضمن ادای احترام به نظرات و زحمات شما و دستانتان و همچنین دوستان عزیزی که نظراتشان را بیان کرده اند موارد زیر را هم میخواستم برای مطالعه پیشنهاد کنم:

- سازوکار مناسب برای انتخابات عمومی و پایه ای مانند ریاست جمهوری، مجلس شورا و مجلس سنا(همان نگهبان سابق).

- انتخاب مدیران و تعریف سازوکار مناسب برای انتخاب روسا قوه مقننه، صدا و سیما، بانک مرکزی و ستاد فرماندهی نیروهای مسلح و سایر نهادهای مهم توسط مجلس و سنا و پاسخگو بودن آنها. تاکید میکنم که بر استقلال بانک مرکزی از دولت و سایر قوا باید تاکید ویژه صورت پذیرد.

- آقای داد توجه داشته باشید که بهترین طرح سیاسی بدون طرح اقتصادی زیاد کارآمد نبوده و شاید بی اثر باشد. پس پیشنهاد میکنم از هماکنون تیم ویژه اقتصادی بر روی طرح بازسازی ویرانه ای به نام اقتصاد ایران شروع به کار نمایند. این دقیقا کاری است که ارهارد و اویکن Erhard & Eucken در آلمان و در زمان جنگ جهانی دوم انجام دادند و بلافاصله پس از پایان جنگ طرح خود را ارایه دادند و همه دنیا میبینند که نتیجه آن آلمانی پرشکوه با اقتصادی مستحکم است.

به امید پیروزی و رهایی از چنگ هیولای دینی

ناشناس گفت...

در شمارهٔ ۳ ( برخورداری غيرتبعيض آميز زن و مرد از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و تعيين وظايف برای آنان بر اساس عدالت،), تعيين وظايف برای آنان به نظر من باید حذف شود

منصور گفت...

با سلام

نشستم و یک روز کامل این پیش نویس رو خوندم.همونطوری که در کامنت اول گفتم گام ابتدایی محکم و بلند و خوبی است. چند نکته را بیان می کنم:
1- همیشه مراقب باشیم هیچونه دستورات مذهبی و ایدئولوژیم وارد قانون اساسی نشود.

2- تمامی قوای نظامی به جز ارتش و پلیس (نیروی انتظامی) منحل شود و ارتش مسئول دفاع از مرزهای کشور و پلیس مسئول تامین امنیت مردم در کشور باشند. هیچ قوای نظامی برای دفاع از حکومت وجود نداشته باشد.

3- اداره ای برای سانسور وجود نداشته باشد. حال این اداره تفاوتی ندارد فرهنگ و هنر زمان شاه باشد یا وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و هرکسی فیلم و موسیقی و کتاب خود را بدون هیچ محدودیتی منتشر کند.

4-به مانند همه کشورهای مدرن ما باید به حقوق همجنس گرایان احترام بگذاریم و ازدواج های آنان را به رسمیت بشناسیم.

5- دفاتر ثبت اسناد کشور ازدواج دو انسان بالغ را بدون هیچ پیش شرطی و یا خواندن یا نخواندن متن عربی(اگر دو طرف خوششان نمی آید) ثبت کنند.

6- سن بلوغ و خارج شدن از زیر قیومیت والدین دختران و پسران به مانند هم باشد. حال می توان این سن را 18 سال قرار داد و یا 21 سال.

7-علاوه بر رادیو و تلویزیون دولتی رسانه های آزاد دیگر به مانند رادیو و تلویزیون های خصوصی و نشریات آزاد و حتی طرفدار یک حزب خاص و حتی طرفدار خامنه ای و سایر کودتاچیان فعالیت کنند.

8- نظام حکومتی هرچه میخواهد باشد. چه پادشاهی و چه جمهوری. در یک نظام پادشاهی پارلمانی هر حزبی آزادانه در انتخابات شرکت کند و در یک نظام جمهوری هر شخصی آزادانه شرکت کند.

امیدوارم هر هموطنی نکته ای به ذهنش رسید آن را بیان کند.

جاوید ایران

ناشناس گفت...

تقریبا میتوان بطور قاطع ابراز کرد که هیچ قانونی بد مطلق و یا خوب مطلق نیست. عزیزان مـجریان فانون را دریابید. قوانینی برای کنترل مـجریان قانون وضع کنید.

nina گفت...

آقای داد عزیز
به امید چنین روزی در ایران.....
سبز باشید .مواظب خودتون باشید

ناشناس گفت...

آقای داد سلام
اومدم شکایت چون هیچ جایی دیگه جای شکایت فقط توی بلاگ شما شکایت میکنیم . اقای داد اول خدا رو فیلتر کردند وقتی بالای بام ها الله اکبر میگفتیم بعدش با دستگیری بچه های مشارکت زمان دعای کیمل توی خونه شهاب طباطبایی خدا از ایران فرار کرد .این واقیعیت شده اول اگر فیلتر کرده بودن ما فیلتر شکن داشتیم اما خدا فرار کرد از ایران . لعنت به اینها که میخوان جامعه کمونیستی مدل سید علی روان پریش رو تروج بدهند.
ازتون خواهش می کنم در مورد بنویسید. این سید علی روانپریش لعنت به اون و این مموتی کوتوله اینها نظام هماهنگ بدون سوپسید می گذاره مردم شکشمون گرسنه بشه زودتر دین ایمانشون رو از دست میدن اونوقته که میریزن توی خیابون نگاه کن خودشون دارن با دست خودشون گورشون رو میکنن یکی از نمایند های مجلش میگفت ما عمدا " با این طرح رای دادیم تا مردم بفهمن کجا دارن زندگی میکنه این خیلی معنی داره یعنی فشار بعدش بریزی توی خیابون

ناشناس گفت...

آقای داد سلام
اومدم شکایت چون هیچ جایی دیگه جای شکایت فقط توی بلاگ شما شکایت میکنیم . اقای داد اول خدا رو فیلتر کردند وقتی بالای بام ها الله اکبر میگفتیم بعدش با دستگیری بچه های مشارکت زمان دعای کیمل توی خونه شهاب طباطبایی خدا از ایران فرار کرد .این واقیعیت شده اول اگر فیلتر کرده بودن ما فیلتر شکن داشتیم اما خدا فرار کرد از ایران . لعنت به اینها که میخوان جامعه کمونیستی مدل سید علی روان پریش رو تروج بدهند.
ازتون خواهش می کنم در مورد بنویسید. این سید علی روانپریش لعنت به اون و این مموتی کوتوله اینها نظام هماهنگ بدون سوپسید می گذاره مردم شکشمون گرسنه بشه زودتر دین ایمانشون رو از دست میدن اونوقته که میریزن توی خیابون نگاه کن خودشون دارن با دست خودشون گورشون رو میکنن یکی از نمایند های مجلش میگفت ما عمدا " با این طرح رای دادیم تا مردم بفهمن کجا دارن زندگی میکنه این خیلی معنی داره یعنی فشار بعدش بریزی توی خیابون

ناشناس گفت...

ba drod be sarbaz dalir vatan va ba kasb ajaze az ishan mikhastam aval be dost nadideham kianosh dar mored torkie avalan dar torkie din kamelan az siasat joda mibashad be dalil ghanon asasi ke artesh an keshvar be an vafadar va motaahed ast dovom hatman dar torkie shoma mitavanid ba hejab va bihejab kamel ra dar khiaban bebinid va dolat an ham nemitavanad hich iradi begirad hal khah aslamgara bashad ia bi din hatman sari be antalia bezanid ia filmhai an ra moshahede konid va hich mobalegh mazhabi niz hagh dekhalat nadarad dovom saran 3ghovom tavasot nemaiande mardom hal nokhost vazir dar hokomat padeshahi ya raeeis jomhor ke baiad hardo ba rai mostaghim va bedon dekhalat antekhab mishavad baiad antekhab shavad sevom artesh mojahaz va besiar ghavi ke baiad vafadar be ghanon asasi va negahban an bashad sevom jodaei din az siasat besorat kamel va hazf kolie neshanehai mazhabi az madares arganhai dolati va daneshgahha be sorat kamel chahar bevojod avardan matboat az va bi sansor va arganhai negahban demokrasi khososi bedon nezarat dolat vojod ghanon barai beroz kardan tamami ghavanin dar rah demokrasi va ba dar nazar gereftan sad dar sad hoghogh bashar.khodavand iranzamin hafez melat sabz iran bad.

Kianush گفت...

با سلام به دوستان ، با خواندن بعضی کامنتها فکر میکنم خوبست اگر کمی بیشتر در مورد سطح و نوع تغییرات و نحوه ی مطرح کردن انها در قانون اساسی با نمایندگان اقشار مختلف جامعه مشورت شود . همه میدانیم كه قانون اساسی اصول کلی را برای قانونگذار تعیین میکند و به همین دلیل چندان وارد جزئیات نمیشود
این کار بسیار ظریف و پر مسؤلیت است چون در عین تعیین حد و حدود قوانین باید راه تفسیر و تعبیر آن را برای راهیافتهای جدید قانونی باز گذارد . قانون اساسی را نمیشود هر روز عوض کرد و قانونگذار باید بتواند بر پایه آن امکان وضع قوانین جدیدبرای پاسخ به نیازهای جدید جامعه داشته باشد.
در عین حال، جامعه شناسی حقوقی با بیش از صد سال شناخت و تجربه از جوامع مختلف به این نتیجه رسیده است كه هر اصل قانونی را نمیتوان به هر جامعه ای تحمیل کرد. برای اینکه قانونی قابل اجراء باشد باید سطح توانایی جامعه برای قبول و هضم و اجراء آن در نظر گرفته شود . اگر حقوق شناسان ما بهترین و پیشرفته ترین قوانین را وضع کنند ولی جامعه برای قبول آن آمادگی نداشته باشد .بسیاری از این قوانین قابل اجراء نخواهند بود و مردم، پنهان از چشم قانونگذار ، همان قوانین سنتی خود را در خفا اجراء خواهند کرد و ناهنجاریها ی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بسیاری را به وجود خواهد آورد .
از اینجهت لازم است كه کسانی كه قانون اساسی را تدوین میکنند فرهنگ حقوقی و اجتماعی اقشار مختلف جامعه را در نظر بگیرند، ولی در عین حال در را بر رو ی تحولات آینده نبندند .
برای مثال: در کشورها ی مسلمان آسیای میانه زنان یکی از محرومترین اقشار جامعه هستند كه از هر جهت مورد ظلم و‎ تبعیض قرار دارند در صورتی كه در قانون اساسی از برابری کامل حقوقی با مردان برخوردارند. قوانین اتحاد جماهیر شوروی سابق بین زن و مرد تفاوت قائل نبود و این برابری تا آنجا كه ممکن بود به زور به مردم تحمیل میشد .
اکثر این کشور ها پس از استقلال همان قوانین را بدون در نظر گرفتن واقعیات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود حفظ کردند و جامعه ی مرد سالار، پنهان از چشم قانونگذار و قوه ی اجرائیه ، قوانین سنتی تبعیض گرانه خود را اجراء میکند و اکثر زنان در واقع هم از حق ارث از پدر و مادر و شوهر محرومند، هم از آزادی انتخاب همسر و هم از بسیاری حقوق دیگر كه قانون اساسی به آنان اعطا کرده است.
البته جامعه ایران بسیار پیشرفته تر از این جوامع است ولی در هر جای دنیا اگر بین قانون نوشته شده و قانونی كه مردم به دلایل تاریخی، مذهبی و فرهنگی پذیرفته اند، فاصله بیش از حد قابل هضم توسط مردم باشد، باعث مقاومت جامعه میشود . در نتیجه قانون، بجای اینکه حق را به حق دار برساند بر عکس عامل بیعدالتی و خشونت بیشتر ولی در خفا میشود. فراموش نکنیم كه هدف نباید تدوین یک قانون اساسی ایدآل ولی غیر قابل اجراء باشد. قانون اساسی باید حقوق ملی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تمام ایرانیان را از اکثریت و اقلیت را تامین کند و بقدر کافی انعطاف پذیر باشد تا بتواند خود را به نیاز ها و خواستهای آینده جامعه وفق دهد.

پیام شیرازی گفت...

سلام آقای داد

به نظر من این پیش نویس نوین شما از قانون اساسی‌ نیاز به اصلاح دارد. چون هیچ اشارهای مستقیمی به آزادی‌های جنسی‌ برای شهروندان با گریش‌های متفاوت جنسیتی نشده است. رفتار جنسی‌ همچون رفتار سیاسی و اجتماعی بسیار گوناگون است و شایسته داشتن ضمانت آزادی هستند. نگاه محدود به گرایش‌های جنسی‌ به مثابه امان دادن به نور چشمیان در عالم سیاست است.

با سپاس. پیام شیرازی

ناشناس گفت...

باسلام

پیشنهاد می کنم در بحث احترام به همه ادیان نکته زیر را اضافه کنید:

عدم انتخاب دین رسمی از سوی دولت

در بحث جدایی دین از سیاست باید صریحا قید شود که قوه مقننه نباید بر اساس هیچ یک از ادیان موجود در کشور قانون گذاری کند

به امید ایرانی آزاد برای همه ایرانیان

ساقی قهرمان گفت...

بابک داد عزیز و دوستان حقوقدانی که پیشنویس قانون اساسی سبز را تهیه می کنید - اشاره به حقوق انسانی و شهروندی اقلیت های جنسی یک قدم ضروری برای خارج کردن بخشی از جامعه ی روشنفکر و متخصص ایرانی از زندان فرهنگی/سیاسی است که هموفوبیای رایج در کشور ما به دگرباشان جنسی تحمیل کرده و دست بسیاری را از همیاری در امور کشور خودشان می بندد، از طرف دیگر، تاکید بر حقوق انسانی و شهروندی دگرباشان جنسی یک قدم ضروری برای ایجاد امکان زندگی همراه با حرمت انسانی برای بخش عظیمی از فرزندان این جامعه است که هم اکنون، به دلیل قوانین نارسا از آن محروم اند. این قدم، یک قدم به پیش از جرم زدایی از همجنسگرایی است که در قوانین مجازات قانون اساسی انقلاب موجود است. اعدام و انزوای اجتماعی حق جامعه ی دگرباش جنسی نیست و جنبش سبز با روشن بینی و وسعت نظر ذاتی این جنبش می تواند سلامت را به جامعه ی فرهنگی ایران بازگرداند و یا دورنمای سلامت را هدیه بیاورد.

با احترام
ساقی قهرمان
همجنسگرا، فعال حقوق بشر، روزنامه نگار، شاعر

ناشناس گفت...

دوست عزیز البته این قوانین کلی هستند و اگر بنا باشه جامه واقعیت بپوشد باید کاملن روشن و مشخص باشن
مثلن ماده 6 بسیار خوب شروع میکنه " آزادی کامل در داشتن اعتقادات مذهبی و غيرمذهبی و انجام مراسم اعتقادی و رعايت احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) اديان و مذاهب"اما وقتی میگه " تا جائيکه بنا به تشخيص دادگاه ها مخالف قوانين موضوعه کشور,... (به مفهوم حقوقی آن) نباشد"
این آزادی رو وابسته میکنه به شرایط دادگاه, به قاضی دادگاه, به وکلا و خلاصه اینکه برای بهائیان همان آش است و همان کاسه, در دست عدل و عقل قاضی دادگاه که بهائی را دین قبول داشته باشد یا نه و به چه اندازه به عقاید ایشان آشنائی و احترام داشته باشد; نظر خود شما که مسلمانی معتقد و مذهبی هستید چیست ? فکر میکنید قضات دادگاهها به ناگهان تعصباتشان را کنار میگذارند ?

ناشناس گفت...

برای مورد شماره ۷ بهتره کلی‌ تر بنویسیم.

عدم اعمال عقاید و نظرات شخصی‌ به مسائل عمومی‌ جامعه

Davoud گفت...

Salam Babak Jan,
First, sorry i can not type Farsi, then there should not be any term like" Mazhab Rasmi" in this new constitution. Also other groups like Kord and Arab should be able to study in their own language.

Wish the best for you,

ناشناس گفت...

نظربه این که این قانون اولین قانون اساسی یک کشور مستقل و عضو سازمان ملل متحدی است که در آستانه قرن 21 تدوین میشود بمنظور نگرشی نو غیر سنتی و جهانشمول به آینده روند زیست کلی مردم ایران و بمنظور جلوگیری قطعی و حتمی از هر گونه حرکت کودتایی یا دیکتاتوری در این کشور مردم ایران این حق را از طرف خود به سازمان ملل متحد می دهند که در مقابل این دو حرکت ضد بشری از سوی هر شخص حقیقی یا حقوقی که باشد سازمان ملل متحد و ارگانهای وابسته به آن حق خواهند داشت جهت کمک به آزادی و دموکراسی و قانون اساسی مردم ایران و حفظ تمامیت ارضی کشور از همه تدابیر لازم حتی دخالت نظامی به نفع مردم این قبیل اقدامات ضد بشری را در نطفه خفه نماید.این اصل به هیچ عنوان ناقض استقلال و تمامیت ارضی ایران نخواهد بود.

حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران گفت...

سلام بر دوستان،

موارد بالا به دقت مطالعه شد. نکات بسیاری که در اینجا به درستی مطرح شده اند در قطعنامه به صورت اصول کلی آمده و در متن پیش نویس قانون اساسی با تفصيل بیشتری ذکر گرديده است. بزودی منتظر متن باشید. اگر مواردی در آن مورد هم به نظرتان رسيد حتماً به ما منعکس کنيد.

با احترام
حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران

https://greenlawyers.wordpress.com

ناشناس گفت...

سلام عمو بابك جان. راستش وقتي اين قانون اساسي جديد را خواندم با خود گفتم چقدر كمه. به نظر من خيلي كلي و با توجه به اوضاع و احوال اكنون جامعه نوشته ايد. عمو جان به نظر من در قانون اساسي بايد به همهء موارد با همهء جزئياتش اشاره كرد. من داشتم مرامنامهء سايت مجموعه فعالان حقوق بشر را مي خواندم قشنگ توضيح داده بود كه آنچه در قانون اساسي جمهوري اسلامي در مورد حقوق كودكان گفته شده چرا ناقصه. ببينيد همين الان ما همجنسگراها مي گوئيم در منشور
حقوق بشر از حق ما هم دفاع شده. ديگران مي گويند نه، كي گفته. كجاي اين منشور اسم همجنسگراها آمده. درصورتيكه طبق اين منشور همهء انسانها حق حيات دارند. آيا اسمي از سياهان يا سرخپوستها آورده شده كه اسم همجنسگرايان آورده شود؟ اما در قانون اساسي كشور به نظر من بهتر است كه تمام موارد با جزئياتش ذكر شوند. مثلا اسم همهء اقوام آورده شود. همهء آنچه كه
هر قومي مي خواهد ذكر شود. به حقوق كودكان و همء موارد آن به طور كامل اشاره شود. اسم همجنسگراها و اقليتهاي جنسي به طور كامل آورده شود. طوريكه پس فردا بهانه اي دست كسي داده نشود. و ضمناً ذكر شود كه اين يك قانون اساسي انساني است و قابل تغيير.
http://hra-iran.net/

منصور گفت...

با سلام

آقای داد دوست ناشناسی نکته بسیار خوبی را بیان کرده اند.

وظایف زن و مرد ارتباطی به قانون ندارد. هر زن و مردی وظایف خود را با توافق یکدیگر در زندگی خصوصی و شخصی خود تعیین می کنند و این به قانون و اتماع ارتباطی ندارد.

دوست و هموطن عزیزم کیانوش

جامعه ما برای پذیرش این اصول پایه ای و اولیه دموکراسی کاملا آماده است. فرهنگ جامعه ما در این سی سال بر خلاف حکومتمان به شکوفایی بسیار خوبی رسیده است و به همین دلیل که خودت گفتی که قانون اساسی رو نمیشه عوض کرد باید چیزی نوشته باشه که در اثر پیشرفت فرهنگ جامعه که در ایران با سرعت بسیار بالایی انجام میشه اون قانون کاربرد داشته باشه.
ایرانیان چه مسلمان چه غیر مسلمان خیلی فرهنگشون با کشورهای آسیای میانه فاصله داره.

به نظر من بهتره مواردی رو که فکر می کنید با فرهنگ جامعه ایران مخالفه به طور مشخص بهشون اشاره کنید تا بتونیم باهم در موردش بحث کنیم.

جاوید ایران

یک شیرازی گفت...

بزرگترین مشکل ایران عدم وابستگی مالی حکومت به مردم است لذا پیشنهاد می کنم که کلیه منابع ملی مخصوصا درآمد نفت از سفره دولت خارج و فقط جهت امور زیربنایی و در مورد خاص با نظر مجلس در امور نظامی مصرف گردد .
درضمن دولت با گرفتن مالیات و رونق اقتصادی می تواند درآمد بالایی را بدست آورد

babak گفت...

آيا روزی زندان اوين- مانع دموکراسی- را ويران شده خواهيم ديد؟
ّ

ناشناس گفت...

يعني واقعا ممكنه 1 روزي اين رويا واقعيت پيدا بكنه! هر قانوني از اين همه ظلم و ديكتاتوري بهتره ممنون
درضمن بابت صحبتهاي ديشبتون ممنون مخصوصا پيام اولتون حرف من ايراني رو كه حداقل زدين ديكه اكثريتو نميگم با اينكه مي دونم حرف خيلياست! 1حرف ديگه به آمريكاييها بگين : اونا 28 مرداد طرف دولت ايرانو گرفتن و بعد اين همه سال مجبور به عذرخواهي شدن باز هم چشم رو اين جنايتها نبندن و دلشونو به انرژي هسته اي خوش نكنن كه باز هم مجبور شن از مردم ايران عذرخواهي كنن! دوستي با دولت دشمني با مردم ايرانه!

منصور گفت...

با سلام

ماده 6 این پیش نویس به نظر من اون توضیح داخل پرانتزش اضافیست و میتونه به کجری قانون اجازه هر برداشت و هر کاری رو بده. ازدواج و جدایی دو نفر مهم اینه که در دفاتر ثبت اسناد ثبت بشه و سایر آداب و رسوم و سنت هاش که اجرا بشه یا نشه به خود اون دو انسان بر میگرده و نه هیچ شخص دیگه و نه قانون.

ممکنه مثلا ماه محرم باشه. یکی دوست داره عزاداری امام حسین (ع) رو بگیره و یکی جشن تولد داره. هر دو نفر حق دارند مراسم خودشون رو تا جایی که برای دیگران مزاحمت ایجاد نکنه برگزار کنن. یا یکی ممکنه جشن عروسی بگیره. همین مسئله در ماه صفر و ماه رمضان هم وجود داره.

تو ماه رمضان من با یکی از دوستان مسیحی خودم تو میدون ونک بودیم و دوستم از توی کیفش آب دراورد و خورد و مامور پلیس ما رو برد به کلانتری و ازمون تعهد گرفت روزه خواری نکنیم. این کارها هم باید تموم بشه. هرکس دلش خواست روزه بگیره و هرکس نخواست نگیره. به مغازه ها هم دستور ندیم که حتما ببندید مغازه رو. یکی دوست داره مغزش باز باشه.

در بند 11 به نظرم باید از مجازاتهای ظالمانه نام برده بشه. سنگسار - شلاق - بریدن دست و پا - پرت کردن از ارتفاع و...

اگر مرد یا زن هرکدام خیانت کنند این به خودشان مربوط است. اگر طرف مقابل خواست می بخشد و اگر نخواست درخواست جدایی می دهد. زمانی که دو نفر میخواهند از هم جدا شوند دادگاه نباید از آنها بپرسد چرا جدا می شوید؟ دو نفر زمانی یکدیگر را می خواسته اند و امروز نمی خواهند.

نکته ای که ذکر نشده:
رابطه جنسی با فرد زیر سن قانونی جرم است و مجازات دارد. سن قانونی میتواند 18 یا 21 سال باشد. این جرم از هر دو طرف می باشد یعنی اگر زنی بالغ هم با پسری 15 ساله رابطه جنسی داشته باشد آن زن جرم مرتکب شده مگر اینکه اثبات شود پسر نوجوان این کار را به زور و اجبار با آن زن انجام داده.

جاوید ایران

فرياد گفت...

درود به همه هموطنانم خصوصاً بابك ، مهربان برادرم ، با توجه به داشتن حقوقدانان وطنپرست و انساندوست فراواني كه در ميان خود داريم و امكان دسترسي به قوانين ديگر جوامع بشري ، تهيه قانون اساسي جديد ممكن و مهم ميباشد ومن احساس ميكنم بايد ضمانتهائي قوي و كارا براي اجراي آنها وجود داشته باشد تا آن اصول پايدار و برقرار بماند و چون اين سي ساله گذشته بازيچه دست مفسران قدرت طلب و دلالان قدرت و ديكتاتوري نشود ، مردم ما امروز نه مجلسي مستقل ، نه دستگاهي قضائي معتبر و نه قوه مجريه شريف دارد ، بايد ريشه ها را مطالعه كرد و بنيان اين ملت مفتخر به گذشته هاي چندين هزارساله را كه انواع حشرات و ميكروبها و كرمهاي ضد بشري به هرنامي آلوده نموده اند بشناسيم و نابودشان كنيم ، بايد تحجر و بدانديشي و شعار زدگي را از خود دور كنيم ، بايد پس از اين همه مشگلات و بلايائي خود بوجود آورديم فهميده باشيم كه بايد هميشه زنده و پويا و مواج باشيم ، بايد حضورمان هميشه پررنگ باشد و كارمان را با اميد به ديگران و فرداها موكول نكنيم و بايد هائي كه هر يك تجاربي تلج از آنه ها داريم . فرياد

جنبش سبز گفت...

تشکیل ارتش حرفه ای و حذف سربازی اجباری که نوعی برده داری و تبعیض جنسیتی می باشد

ناشناس گفت...

منصور عزیز حرفات درستن ولی اینا قانون اساسی نیستن اینا قوانین قضائی هستند: مدنی, مالی و جزائی

داریوش گفت...

سلام آقای داد

خوبه که از همین حالا به فکر قانون اساسی هستیم. خوندم و نکاتی رو که میخواستم بگم دوستان گفتند و من نیازی به تکرارشون ندیدم.

تنها یک تذکر به حقوقدانان سبز اندیش:

جای پرچم را در متن قانون اساسی کنار بگذارند چون در زمینه پرچم باید یک رفراندوم انجام شود.
گروهی چون من خواهان پرچم شیر خورشید (که هیچ ارتباطی به خاندان ندارد) هستیم.همان پرچمی که دکتر محمد مصدق تا واپسین روزهای زندگی در خانه اش داشت و زمانی هم که محاکمه نظامی شدهنگام بیرون رفتن از دادگاه پرچم ایران را بوسید. همان پرچمی که ستارخان در مبارزات ملی مشروطه در برابر تهدید روس ها که از او خواسته بودند از مبارزه دست بکشد پرچم شیر و خورشید را بر بام خانه خود گذاشت و گفت من برای کشورم هرکاری میکنم.
همان پرچمی که نادر شاه بزرگ آن را پایه گزاری کرد و امیر کبیر آن را به طرح امروزی دراورد.

پرچم خاندان پهلوی یک تاج بر سر شیر دارد.

گروهی خواهان پرچم سه رنگ بدون هیچ نمادی هستند و گروه های دیگه عقاید دیگری دارند.

سبز باشید و پایدار. پاینده ایران

تباهی درد گفت...

هرچند اگر در قانون اساسی جدید،زن با مرد،برابر باشد،بسیاری از قوانین دیگر تغییر خواهند کرد اما باید انها را تک تک نام برد.
• دین از سیاست جدا شود. در قانون اساسی دین دخالت نداشته باشد.
• برابری زن و مرد در ارث.
• کلیه ی احکامی که اساس ان اسلام است،حذف شود.
• منع تولید ترکیبات بهداشتی که برای محیط زیست مضر هستند.
• کتابهای درسی اصلاح شود ( تمام انچه غیرواقعی است). شاهان به کتابهای درسی برگردانده شوند.
•سرود ملی ایران تغییر کند، نام جاوید ای وطن ویا ای ایران ای مرز پرگوهر را پیشنهاد میکنم.
•در مورد اموال تاراج شده ی سران این رژیم فکری شود.(البته جایش در قتنون اساسی نیست)



پاینده باشید.

داریوش گفت...

سلام دوباره

نکته ای به ذهنم رسید درباره آموزش.

درس مذهب و زبان عربی از نظام آموزشی حذف شود و همچنین زبان انگلیسی از دوره ابتدایی تدریس شود.

درس مذهب رو هرکسی با هر دین و مذهبی در عبادتگاه های دین خودش میتونه آموزش ببینه.

زبان عربی رو هم عرب زبان های ایران آزاد باید باشند که به فرزندان خود آموزش دهند ولی برای سایرین نباید.

همچنین مراسم مذهبی از مدارس حذف شود.

تو دوران جنگ سرد که امریکا و شوروی باهم رقابت داشتند آیزن هاور(رئیس جمهور وقت آمریکا) برای ایجاد نفرت از شوروی که کمونیست بودند در مدارس دعای صبحگاهی ایجاد کرد. یک مرد آمریکایی به دیوان عالی آمریکا شکایت کرد و گفت در نظام آموزشی نباید مذهب وارد بشه و دیوان عالی آمریکا در این منازعه رئیس جمهور آمریکا رو محکوم کرد.

13 آبان ایران را سبز خواهیم کرد و بهار آزادی را در پاییز رقم خواهیم زد

سبز باشید و پایدار. پاینده ایران

تباهی درد گفت...

سلام.
این هم چند تا نظر دیگه.البته شاید بعضی هاشون جاش تو قانون اساسی نباشه!!من نمیدونم!!


• تغییر تصویر روی اسکناسها.
• برخورداری از فرزندان متولدشده در روابط خارج از ازدواج از حق تحصیل،بهداشت و ....
• حق تحصیل،بهداشت و .... برای مهاجران غیرقانونی
• عدم نیاز به اجازه ی شوهر برای گرفتن گذرنامه و مسافرت ِ خارج و......
• آزادی مجله،روزنامه ها،نشریات دانشجویی
• حذف "الله اکبر" از پرچم
• ایران دین ِ رسمی نداشته باشد.
• مجاز بودن مشارکت بانوان برای شرکت در کلیه ی ورزشها در تمام مقاطع جهانی
• آزادی ِ زنان و مردان برای حضور به عنوان تماشاگرو داور و... در مسابقات جنس مخالف.
• کاهش واژگان عربی که در زبان فارسی بکار میرود.

ناشناس گفت...

سلام عمو بابك گلم. ديشب وقتي در برنامهء تفسير خبر گفتيد برق منطقه اي كه در آن هستيد قطع شده من خيلي ترسيدم. گفتم الان مأمورها مي فهمند شما در كدام منطقه هستيد. واقعاً ترسيده بودم. اما بعد فكر كردم كسي چه مي داند شما در كدام شهر هستيد. كمي خيالم راحت شد.
عمو بابك جان من به اين قانون اساسي خيلي فكر مي كنم. امشب به يك نتيجهء جديدي رسيدم. داشتم فكر مي كردم اصلاً شما به چه دليلي براي تغيير قانون اساسي يا خوب بودن همين قوانيني كه
نوشته ايد رأي گيري مي كنيد؟ رأي گيري اول به نظر من به جا بود. چون در درجهء اول ما مي خواستيم بدانيم كه آيا اصلاً مردم مي خواهند اين قوانين عوض بشوند يا نه. اما اين رأي گيري دومي به نظر من درست نيست. شما هدفتون چيه؟ اينكه ببيند آيا اكثريت همين قوانيني كه نوشته ايد را قبول
دارند يا اينكه اكثريت مي گويند بايد اصلاح شود. يعني اگر اكثريت گفتند همين خوبه، شما ديگه كاري به كار پيشنهادات اصلاحي آن اقليتي كه معتقدند بايد اصلاح شود نداريد؟ به نظر من لزومي نداشت رأي گيري كنيد. همين كافي بود كه مي نوشتيد اين قانون اساسي جديد است. هركس اصلاحيه اي دارد بگويد تا اجرا كنيم. يك عده مي گويند دموكراسي يعني احترام به نظر اكثريت. اما به نظر من دموكراسي اتفاقا يعني احترام به حقوق اقليت. احترام به حقوق اكثريت و اقليت، همه با هم. بعضي جاها احترام به رأي اكثريت معني دارد. مثلاً در انتخابات. در يك انتخابات آزاد و سالم آن رئيس
جمهور، نخست وزير يا نماينده اي كه رأي بيشتري آورده انتخاب مي شود. اما در جائي همچون قانون اساسي، قوانين براي همهء افراد، چه اكثريت و چه اقليت وضع مي شوند. ازطرفي عمو بابك جان، آيا همهء مردم در اين رأي گيري شما شركت مي كنند؟ آيا فلان قبيله اي كه مردمش خواسته هائي دارند در اين رأي گيري شركت مي كنند؟ چرا راه دور برويم. آيا كودكان كه سر از قانون و سياست در نمي آورند و حتي نمي دانند كه حق و حقوق آنها چي هست در اين رأي گيري شركت مي كنند؟ آيا كودكان هستند و مي فهمند كه بيايند و اعلام كنند كه فلان قانون و بهمان قانون را براي ما بگذاريد. آيا اگر يك عده خود نسبت به حق و حقوقشان اطلاعي نداشته باشند ما نبايد قانوني به نقع آنها تنظيم كنيم؟
گاهي اين ما هستيم كه با وضع قوانين به ديگران ياد مي دهيم كه آنها هم حق و حقوقي دارند. دليل دوم من جهت مخالفت با رأي گيري مبني بر اينكه آيا اين قانون اساسي جاي اصلاح دارد يا نه اين است كه قانون اساسي هميشه بايد جاي اصلاح داشته باشد، ديگر به رأي گيري نيازي نيست. ببينيد بعضي
مسائل هستند كه ما هنوز نسبت به آنها آگاهي نداريم. يا اينكه قشر خاصي نسبت به آن آگاهي دارند.
ممكن است در آينده بعضي از مسائل كشف شوند كه احتياج به اصلاح و تغيير قانون اساسي داشته باشيم. معمولاً مردم عادي در اين زمينه نظر نمي دهند. بلكه اين جامعه شناسان و روانشناسان يا پزشكان و كلاً افراد متخصص هستند كه مسائل رواني و مسائل زندگي انسانها را كشف كرده و مورد
تجزيه تحيل قرار داده و پيشنهاد وضع قانوني در راستاي آن را مي دهند. درست مثل همين قانون منع اجراي حكم اعدام. يا قانون طبيعي بودن همجنسگرائي. خود من كه يك همجنسگرا هستم اگر روانشناسان اين گرايش را طبيعي نمي شمردند تا صدسال ديگر هم حاضر نبودم بپذيرم همجنسگرا هستم
و همواره در انكار به سر مي بردم. منع اجراي حكم اعدام هم طي سالهاي اخير به دليل اظهارات روانشناسان بر سر زبانها افتاده وگرنه ما فكر مي كرديم قاتل بايد اعدام شود و اين عملي انساني است كه ما انجام مي دهيم. به نظر من راه اصلاح قوانين هميشه بايد باز باشد و جهت وضع قوانين بهتر است كه علاوه بر نظر مردم، از متخصصين هم كمك گرفت. چون خيلي وقتها خيلي چيزها به نفع ماست كه ما خود از آنها خبر نداريم.

ناشناس گفت...

دوستان 'حقوقداندانان جنبش سبز' با سلام مجدد. بيشتر نكاتي را كه دوستان مطرح كردند در دو كامنتتان توضيحي داديد و تكرار كرديد و گفتيد در نظر ميگيريد اما خواست جدايي مطلق دين از سياست را كه دوستان مختلف به اشكال مختلف درخواست ميكنند به طرز غريبي دور ميزنيد و در موردش نظر نميدهيد! از شما خواهش ميكنم نظرتان را در اين مورد به طور شفاف در همين صفحه بيان كنيد تا بدانيم كه نقاط اشتراك و اختلافمان كجاست. در انقلاب ۵٧ شعار ' امروز فقط اتحاد' زمينه قدرتگيري يك ديكتاتوري مذهبي را فراهم كرد; به نظر من براي جلوگيري از اشتباهات گذشته بايد صادقانه و با شهامت اختلافاتمان را مطرح كنيم تا مبناي اتحاد و نفاقمان را بشناسيم . بنابراين لطف كنيد و نظر نويسندگان قطعنامه فوق را در مورد شعار جدايي مطلق دين از سياست به طور واضح عنوان كنيد. از زحماتتان متشكرم. هانيه

حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران گفت...

پاسخ حقوقدانان جنبش سبز به برخی موارد فوق:

1) از آخرين کامنت اگر شروع کنیم باید عرض کنیم که ما این موضوع را "دور" نزدیم. بندهای 6 تا 8 این قطعنامه این مسئله تلويحاً آمده، و نيز در اصل 14 پيش نويس قانون اساسی صراحتاً ذکر شده است. اگر دوستانی قبلاً این را سوال کرده بودند، ما متوجه آن نشديم و پاسخ نداديم. دلیل دیگری ندارد.
2) متن قطعنامه فقط يک اعلاميه در مورد مهمترين اصول اساسی و بنيادينی است که قانون اساسی بر آن اساس بنا می شود. در نتيجه اگر انتظار تمام مواردی که به قانون اساسی مربوط می شود را داريد بايد چند روز ديگر هم صبر بفرمائيد.
3) نکات بالا باز هم به دقت مطالعه شد و با مواد پيش نويس مطابقت داده شد.

با احترام،
حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران

ناشناس گفت...

درود بر آقای داد دلاورمان
زمان دانشجویی من و دوستانم یک قانون اساسی نوشته بودیم که تقریبا همین بود که حقوقدانان نوشته اند
آدرسش اینه:
www.eutopia.persianblog.ir
www.republicants.persianblog.ir
اول این دو وبلاگ چند تا نوشته ساده است
بعد وارد متن قانون اساسی جمهوری یوتوپیا میشوید
برای شما و خانوادتون آرزوی پیروزی و تندرستی میکنم
علیرضا از مشهد

تباهی درد گفت...

سلام
1.در قانون اساسی جدید،باید یه فکری به حال اقشار کم درآمد هم بشه.
2.در مورد تعهداتی که این شبکه های مافیایی بیمه باید داشته باشن و ندارن هم یه فکری باید بشه.
3.خصوصی سازی حذف شود.



تا بعد،بدرود

ناشناس گفت...

مدتها بود(بویژه با سکون موقتی اصلاحات زمان آقای خاتمی)که دوست داشتم گروهی از خبرگان و بزرگان وکلا دور هم شروع کنن به نوشتن قانون کم عیب و دموکراتیکی که حقوق همه انسانها رو با هر قومیت و اندیشه ای محترم بشماره، تا بعداز 40-50 سال( بگمان خودم)که طرز فکر اکثریت جامعه به سمت درستی گرایش پیدا کردبتونیم آروم آروم یک آرمانشهر بسازیم.
حالا که به امید یزدان پاک استبداد خودش داره ریشه خودش رو میزنه زمان مناسبیه برای این جنبش آرام اصلاحی.

من که از قانون و قضا سررشته ای ندارم ولی دوست دارم هر نوع کمکی که امکانپذیر باشه بگید تا با تمام دوستان هم مطرح کنم و اطلاعرسانی کنم.
باسپاس moryjingelbert

ناشناس گفت...

باسلام
مطلب اول در پاسخ به مریم عزیز:
مریم جان، اگر باور عمومی جامعه بی حجابی وبدحجابی را نپذیرد، زنان خودبخود رو به حجاب خواهند آورد. نظر شما همان روشی است که هم اکنون در ایران اجرا میشود. یعنی حجاب اجباری. من هم مثل شما باورهای مذهبی ام پررنگ است ولی اجبار در هر موضوعی چه حجاب وچه بی حجابی پذیرفتنی نیست.
مطلب دوم راجع به موضوع وبلاگ:
اولا مطالب عنوان شده عمدتا کلی نگری است وبایستی جزئیات آن نیز تبیین شود تا قابل نقد یا اصلاح داشته باشد. ثانیا بنظرمن بهتر است همان متن قانون اساسی (شامل اصول وبندهای آن) تبیین وبه نقد عمومی گذاشته شود تا همگان بتوانند درخصوص کلیه عبارتها وبندهای آن نظرات اصلاحی، تکمیلی، وانتقادی ارائه دهند.
به هر روی، بسیار امیدوار به روزهای آینده وبرخورداری از ایرانی آبرومند هستم.
باتشکر از همگی

ناشناس گفت...

lotfan ezafe konid:

hazfe dine ashkhas az shenasname 1-anha.
hich farzandi majbur nist chon zadeye pedar va madari az dine khasi ast haman din ra bar gozinad, pas dar shenasname ham nabayad bashad.

2- dar in ghanun bayad yek rahkare pishbini shavad ke agar aksariate mardom khastare tagheere noe rejim budand, in emkam dar ghanun pish bini shode bashad, farzan agar aksare mardom bekhand az jomhuri be padeshahi ya jomhuri eslami ya har model digari tagheer dahand rahkare ghanuni vojood dashte bashad


3- az ahzab va haghe ijad hezb sohbatoi be mian nayamade. hich kas nabayad hagh dashte bashad jeloye tashkile hich daste ya goroohi ra begirad.


4- tahsile rayegan ra goftid, ama har kas jeloye tahsile kasi ra begirad , hata agar pedar o madar an shakhs bashad be ashade mojazat ke habse abad hamrah ba kare ejbari bayad bashad bayad beresad

5- zendan jaye bekhor va bekhab nist.


6 zendan jaye bekhor va bekhab nist banabar in zendani bayad be andazeye kharje khodash dar kari ke takhasos darad bahre be keshvar beresanad.

7- behdasht majani baraye ham khilbafi ast va nashodani, ama bayad urgansha baraye hame majani bashad.

8-etelaate malie dolat mardane rade bala bayad baraye hameye mardom ghabele dastresi bashad. agar nemikhahand mitavanand az
dolat kenare giri konand

javid iran

سیاوش گفت...

به نظر من پیش نویس بسیار خوبی است. فقط باید مواظب باشیم به اسم اسلام طبقه روحانی خواسته های شخصی خودشان را تحمیل نکنند و نظامی کاملا سکولار داشته باشیم که از تمام ادیان و نه فقط اسلام حمایت کند.

كوروش گفت...

هموطن عزيز درود برغيرت و مردانگي شما
از گفته من خرده مگيريد چرا كه تصميم نداريم همچون گذشته بدون دانايي اقدامي نماييم قبل از خواندن مايلم بدانم نويسندگان اين قانون چه كساني هستند و از چه جناحي سخن ميگويند ودر گذشته عقل و خرد پدران ما در گرو اندكي به اصطلاح روشنفكرنهفته شده بود كه كور كورانه پذيرفتند پس بايد حق بدهيد كه نسبت به هر چيزي بد بين باشيم
پاينده ايران و ايراني
اه اميد ازادي

ناشناس گفت...

با درود
متن خوبي بود ولي بايد با همفکري آنرا کاملتر کرد براي مثال حذف عنوان دين رسمي کشور ياحذف قوانين مربوط به يک مذهب از کليه قوانين زيرا که ايران مجموعه اي از مذاهب مختلف است و اجراي قوانين مذهبي خاص را نميتوان عموميت داد و حقوق بشر و شهروندي را هم رعايت کرد.

ناشناس گفت...

بابک جان بادرودوسپاس
دریکی ازبندهای قانون اساسی جدید بایدقیدشود:این قانون اساسی وحی ملزم نیست وبعدازگذشت یک دوره معین(مثلا"30سال)ازدرجه اعتبارساقط واحتیاج به بازنگری دراصول آن خواهد بود.
باتشکر-اکبر

فرزند کوروش بزرگ گفت...

با درود

به نظر من قبل از رسیدن به دموکراسی اولین قدم پاک کردن روح و روانمان از خیلی تفکرات فرد گرایانه و دیکتاتوریست
باید بسیار در این مورد تمرین کنیم باید افکار پوچ دینی را به تاریخ بسپاریم هنوز خیلی ازماکه مدعی دموکراسی هستیم ظرفیت نقد از طرف مقابل را نداریم هنوز خیلی از ما ها میر حسین بتیست که هرگونه نقد وحرفی نسبت به آن را با تندی و رفتار خشن جواب می دهند اولین قدم برای قانون اساسی جدید به دور انداختن هر آنچه که تا به حال به ما گفته بودند وشنیده بودیم ویاد گرفته بودیم باید دوباره زاده شد واز دریچه جدیدی به این دنیا و مردم نگاه کرد . هنوز خیلی ها وقتی حرف جدایی دین از سیاست از پیش می اید تصورش انست که می خواهند جلونی نماز خواندنش وعبادتش را بگیرند وخانواده اش را به فحشا بکشانند . راه درازی در پیش داریم تا مردم به درک درستی از وقایع و امور مربوط به جامعه شان برسند البته وظیفه ما هم بس مهم دشوار است باید سطح اگاهی وشعور سیاسی ودینی جامعه را بالا ببریم تا در تصمیم گیری ها دچار اشتباه نشود .

در پایان از زحمات شبانه روزی بابک هایی مثل شما که زندگی را برای مردم و مردم را برای زندگی می خواهند به نهایت سپاسگزارم و آرزوی پیروزی وشادی شما را آرزومندم

اگر مایة زندگی بندگی است
دوصدبارمردن به اززندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سرازاین بارننگ آوریم

Azkhodrazy گفت...

بابک عزیز
اول از همه می خوام بخاطر این طرح ارزشمندت بهت احسنت بگم. دوم خوشحالم ای این حکومت در طول عمر سی و چند سالش با رفتارش اهمیت مواردی مهم همچون ارزش قانون به مردم آموخت، هرچند به بهایی سنگین.
به جهت ارج نهادن به این حرکت بزرگ چند موردی که به ذهنم می رسه رو گوشزد می کنم.
اول اینکه اگه به قانون اساسی کنونی هم نگاه کنید خیلی موارد زیبا درش مورد اشاره قرار گرفته و اگه تمام مسئولین اجرا از بهشت آورده بشن خیلی هم خوب کار می کنه! در واقع در اون حالت اصلا نیازی به قانون نداریم! اولین نکته ای که در تدوین قانون باید لحاظ بشه این هست که اهرم های کافی و قدرتمند به مردم بده که متمردین رو بشه مواخذه کنند.به عبارت ساده و سر راست بهتر است وقتی قانون می نویسی فرض کنی که مجری متخلف خواهد بود و موارد باز دارندگی و بازخواست رو درش لحاظ کنی تا بتونی در هنگام اجرا اصل رو بر برائت بزاری. و از اونجایی که قدرت اگه کمی درایت داشته باشه قادر مردم رو تا حد زیادی در غفلت نگه داره( که حکومت ما این عرضه رو نداره و شکایت جناب رهبر از صدا و سیما برای این هست! ) و در زمان طولانی تری انباشت قدرت باز هم مانعی برای حرکت عمومی جامعه به سوی دانایی خواهد شد.( بهت پیشنهاد می کنم هر وقت تونستی یه سری به سایت http://www.zeitgeistmovie.com/) بزنی. با این اوصاف اگه بتونیم از این انرژی عظیم که به لطف این حکومت ما قبل تاریخی کنونی آزاد شده بهره ببریم و مساله قانون اساسی رو جدی تر دنبال کنیم، به امید خدا سی سال دیگه نیاز به یه انقلاب دیگه نخواهیم داشت.در واقع باید موارد کافی در قانون لحاظ بشود که قدرت آنقدر متمرکز نشود که توانایی تهدید آزادی های فردی چه با اعمال فشار و چه با در جهالت نگه داشتن مردم را داشته باشد. در واقع حکومت باید ملزم به ارتقائ سطح آگاهی مردم باشد و تفکیک قوا (به شکل واقعی!) و توانایی و گستره رسانه ها نیز موادی هستند که به طور جدی باید مورد تاکید قرار گیرند. بر اساس این مقدمه به چند موردی رو نوشتم که به بحث بزاریم کهنمی دونم چه شکلی ارسالش کنم!
موفق باشید

ناشناس گفت...

ba sepas az zahamate hamvatanane aziz
dar tole tarikh hamisheh be meliat haye iran dorogh gofteh shodeh va vadeh sare kharman dadeh and ghanoni keh federaliat dar an nabashad ghabele ghabole kurd ha,azary ha,balouch ha va digar meliat haye iran nistesh
pas lotfan sare khodetan ra dard nayavarid irani federal va demokratik javabgoye khste meliat haye iran khahad bod va hakemiat u yekparcheh giye iran ra tazmin khahad kard
payandeh iran federal va demokratik
lotfan beh sane saltanat talaban va eftezah talabane hokomati fekr nakonid tarikh beh aghab baz nemigardad
bish az 17 hezb siasi dar kurdistane iran hozor darand va faaliat mikonand hichkodam irane bedone dashtane ghanone federal va demokrat ra ghabol nadarand va ejazeh ham nakhahand dad digaran barayeshan tasmim begiran
lotfan kherad ra beh kar bebarid

ناشناس گفت...

با سلام به بابک داد عریز آواره در وطن سرباز جان برکف کشور. .بایستی به قانونی مترقی غیرمذهبی(سکولار) قانونی که در بر گیرنده حقوق همه ملت تمام اقوام که برازنده ملتی سرفرازباشد رای دهیم .راستی تکلیف حاکمان فعلی را بایست روشن کرد تا خدای ناکرده به حرج و مرج انقلاب 57 وآن خونریزیهای بی حاصل نرسیم.بهترین کار بازنشست کردن آنها ودورکردنشان از پستهایشان است.

ناشناس گفت...

با سلام به بابک داد عریز آواره در وطن سرباز جان برکف کشور. .بایستی به قانونی مترقی غیرمذهبی(سکولار) قانونی که در بر گیرنده حقوق همه ملت تمام اقوام که برازنده ملتی سرفرازباشد رای دهیم .راستی تکلیف حاکمان فعلی را بایست روشن کرد تا خدای ناکرده به حرج و مرج انقلاب 57 وآن خونریزیهای بی حاصل نرسیم.بهترین کار بازنشست کردن آنها ودورکردنشان از پستهایشان است.

Azkhodrazy گفت...

سلام آقا بابک
اینا نظرای حقیر بر اساس مقدمه ام که قبلا نوشتم:
1- حکومت حق قضاوت و ارزش نهی اخلاقی در مورد هیچ عقیده و ایدئولوژی ای ندارد و حق فراهم آوری امکانی له و یا علیه هیچ گونه باوری را ندارد.حکمت تنها می بایدضامن ابراز عقاید مختلف به صورت آزادانه باشد. در واقع جلوگیری کننده از تهدید حوزه آزادی فردی برای ابراز عقیده .
2- فظیفه اصلی حکومت تامین امکانات لازم برای ارتقائ سطح دانش عمومی و رفاه اجتماعی هست
3- هزینه های عمومی دولت بر اساس دریافت مالیات تامین می گردد و دولت موظف است با اتخاذ سیستم مالیاتی هدفمند در عین حال که مشوق و یاری گر سرمایه در جهت ایجاد شغل است همگام جلو گیری کننده انباشت سرمایه و تاثیر آن در تهدید آزادی های فردی باشد(این مشکل ترین بخش وظیفه دولت هست!).
4- سیستم قدرت بر اساس تفکیک محض قدرت باید استوار گردد.
5- قوه مقننه توانمند که صلاحیت افرادش بر اساس قانون مدون تایید می گردد نه نظر افراد(در واقع تنها در صورتی فردی رد صلاحیت می گردد که پرونده مختومه ای در قوه قضاییه در مورد تخلفات خصی داشته باشد. کار نظارت بر سایر قوا از وظایف اصلی این قوه هست. قوه مقننه باید به اندازه ای وسعت داشته باشد که همه افراد جامعه آنرا خانه خود بدانند.
6- قوه قضاییه کاملا مستقل از سایر قوا عمل می کند. در واقع ارتقاء قضات از ابتدایی ترین مراحل تا دیوان عالی تنها بر اساس عملکرد آنها بر اساس قانون مدون و قضاوت سایر قضات و وکلا و حقوق دانان دانشگاه ها منوط هست. رای قوه مقننه برای قضات عالی تنها جنبه رد کنندگی دارد و نه جنبه بکار گمارندگی. سیستم وکالت کاملا مستقل عمل می کند و آزمون های استخدامی وکلا و قضات کاملا با صراحت باید تدوین گردد. هیچ کس را نمی توان بر اساس معنای ضمنی هیچ قانونی متهم کرد و تنها بر اساس نص صریح قانون می توان کسی را محکوم کرد ( نه بر اساس تفتیش عقاید یا تهدید امنیت ملی). تمام جرایم کیفری که منجر به حبس و سایر موارد تعزیری می گردد در دادگاهی با هیات منصفه که به شکل کاملا تصادفی از بین افراد عمومی جامعه انتخاب می گردند قابل بررسی است.
7- رئیس قوه مجریه با رای مستقیم مردم تعیین می گردد. و موارد رد صلاحیتش که تنها تخلفات اثبات شده در قوه قضاییه هست منجر به رد صلاحیتش می گردد. مهم ترین وظایف قوه مجریه ارتقاء سطح دانش و رفاه عمومی است. سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی کاملا مستقل و بر اساس قوانین مدون عمل می کند. و دولت حق اعمال نفوذ در مکانیسم اجرایسی دانشگاه ها و مدارس ندارند و سیاست گذاری مراکز آموزشی توسط شورا های داخلی آنها تعیین می گردد. دولت باید تشویق گر تحقیق و توسعه باشد و زمینه ایجاد بستر مناسب در مراکز آموزشی برای تامین اهداف تحقیقی صنعت و اقتصاد را فراهم آورد.
8- بزرگترین نشانه رشد پایدار یک جامعه ارج نهادن به هنر و فرهنگ در یک جامعه هست. دولت حق هیچ گونه سیاست گذاری فرهنگی ای ندارد و موظف به ایجاد بستر مناسب برای ارتقاء فرهنگی جامعه از طریق کمک های تشویقی جهت ایجاد مراکز فرهنگی و هنری هست.
9- مراکز علمی و هنری نیازی به دریافت هیچ گونه مجوزی برای ارتباط با مراکز علمی و فرهنگی دول دیگر ندارند. دولت موظف به حمایت مالی این گونه ارتباطات است.
10- شهرداری های شهر ها و شورای شهر ها و سیستم انتظامی شهر ها با رای مردم شهر ها و بدون دخالت حکومت مرکزی تایین می گردد.
11- حکومت استانی و مجلس استانی با رای مردم استاننقش اجرا و سیاست گذاری کلان استانها را به عهده دارند.
12- سرمایه های ملی کشور تنها امکان مصرف در جهت ایجاد زیر بناهای اقتصادی کشور را دارند و دولت حق مصرف آنها در بودجه عمومی ندارد و سیاست گذاری توزیع کلان آنها به عهده مجلس و توزیع محلی آنها در جهت ساخت زیر ساخت های علمی و صنعتی به عهده حکومت های استانی هست.
13- رسانه ها نیاز به گرفتن هیچ مجوزی از حکومت برای فعالین ندارند. حکومت به عنوان مدعی العموم حق شکایت از هیچ رسانه ای را ندارد و به تمام موارد تهدید حوزه خصوصی یک فرد توسط رسانه ها توسط دادگاه با هیات منصفه که از افراد جامعه به صورت تصادفی تعیین می گردد رسیدگی می شود.
14- هیچ عضوی از حکومت سیاسی از اعضای مجلس ، دولت های مرکزی و محلی و هیچ عضو قوه قضاییه حق شکایت از هیچ رسانه ای حتی در مورد تهدید حوزه شخصی را تا زمان داشتن مسئولیت در حوزه حکومتی ندارد.
اینا مواردی هستند که به ذهنم میرسه که باید در مورد نحوه مدون کردنش بر اساس مقدمه ذکر شده باشد که نتنهی به تهدیدی برای مواردی که دوستان به عنوان آرمانهای جنبش اشاره کردند نباشه و دست قدرت رو برای تهدید حوزه فردی باز نگذاره بلکه مشوقی برای ارتقاء سطح عمومی دانش افراد باشه که با وعده بهشت غفلت عمومی را بر جامعه حاکم کنه.

ناشناس گفت...

من به نوبه خود در بین همکاران و مردم انتقال دهنده نظرات شما و دکتر نوری زاده و عقاید خودم که منطبق بر نظرات شما است کوشا بوده ام به نظرم آن بلوغ فکری برای نابودی حکومت آخوندی درمردم جریان است ،همه اینتر نت ورسیور وفیلتر شکن ندارند و این (ما هستیم)که در بین دوستان ومردم جنبش سبز را اطلاع رسانی و رهبری می کنیم مثل فیلم برداری گوشی موبایل پس همه برای آزادی همه(یک پزشک)