۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

پورن‌گیت سپاه!


خبر اول: چند روز قبل خانم «کندی چارمز» candy-charms بازیگر مشهور فیلمهای پورنوگرافی، خبر داد که طی دو هفته اقامت در ایران، عمل جراحی زیبایی دماغ انجام داده و حالا به کشور محل زندگی‌اش برگشته است.
خانم پورن‌استار عکسی با حجاب از خود در تهران بر روی اینستاگرام خود منتشر کرده است!
نکته: کنترل مبادی مرزهای فرودگاهی کشور در اختیار سپاه پاسداران است. با این حال درباره ورود این بازیگر به ایران، سایت وابسته به سرلشگر محسن‌رضایی به جای پرسش از سپاه، از وزارت خارجه انتقاد کرده که «چطور به این خانم ویزا داده‌اند؟ و تحت عنوان چه شغلی با ورود او به ایران موافقت کرده‌اند؟!» که اگرچه پرسش درستی است. اما تابناک هیچ اشاره‌ای به غفلت و یا «نقش سپاه» در مرزبانی فرودگاهی کشور نکرده است.
خبر دوم: ماه قبل صداوسیما در فیلم تلویزیونی سپاه بنام «در عمق ناکامی» از نحوه تعقیب و مراقبت و دستگیری دو فرد بعنوان «عامل داعش در تهران» توسط نیروهای امنیتی سپاه خبر داد. در فیلم ادعا شد این دو نفر «ششصد هزار یورو!!» از خارج(کجای خارج؟!) دستمزد گرفته‌اند تا در پنجاه نقطه تهران بمب منفجر کنند. اما طبق معمول با هوشیاری به‌موقع سپاه، در «عمق خاک ایران» و در حالی که در خانه خوابیده‌ بودند، دستگیر و ناکام شده‌اند!
نکته: مشخصات این دو نفر هم اعلام نشد و داعش هم لابد هرچه فکر کرد، آنها را به جا نیاورد تا مسئولیت‌شان را قبول کند! برخلاف همه جای دنیا، غالباً در ایران نه نام و نه نشان عوامل داعش و «دهها تروریستی» که دستگیر می‌کنند؛ اعلام نمی‌شود.
این دو خبر را که کنار همدیگر بگذاریم می‌بینیم بدون اطلاع سپاه، ظاهراً حتی یک ترقه را هم نمی‌توان وارد کشور کرد و ما هم اینها را «باور» می‌کنیم و از عزیزان سپاه بابت امنیت مردم هم ممنونیم. سئوالی هم نمی‌کنیم که پس دهها تن مواد مخدر چطور وارد و خارج می‌شود؟
اما این وسط، خانم بازیگر چطور از فرودگاه وارد ایران شده؟ یعنی سپاه او را دیده و با رأفت اسلامی اجازه داده یک پورن‌استار مشهور برای عمل زیبایی به ام‌القرای اسلام وارد شود؟ این رأفت اسلامی شامل حال مردم خودمان هم می‌شود؟ این که اعتراف مفتضحانه‌ای است اگر سپاه قبول کند اطلاع داشته است.
در فیلم «در عمق ناکامی» گفته شد که به محض عبور افراد تروریست از «جدار» مرزهای ایران، چشمان تیزبین برادران سپاه آنها را رصد و لحظه‌به‌لحظه تعقیب کردند تا آنها را در «عمق!» به دام بیاندازند. بحث «جدار و عمق» هم خیلی فنی و عالی و مقبول بود! اصلاً با دیدن همین فیلم، باور کردیم که سپاه بهترین نیروی امنیتی کل جهان است. فقط چون «کنترل مبادی مرزی و فرودگاهی» در انحصار سپاه است، چند سئوال درباره سفر این بازیگر فیلمهای پورنو به «ام‌القرای جهان اسلام» باقی می‌ماند:
۱- سپاه که در فرودگاهها حتی از ورود و خروج عادی‌ترین افراد (از متهم چک برگشتی تا فرزند نوجوان یک وکیل) هم باخبر است و از تردد آنان ممانعت می‌کند، چگونه «ورود» این خانم بازیگر به ایران را توجیه می‌کند؟ نگویید سپاه از حضور ایشان مطلع بوده که گفتم این اعتراف مفتضحانه، سنگ بنای اسلام را بدجوری می‌لرزاند و شرافت برادران هم بدجوری لکه‌دارتر می‌شود.
سپاه و اطلاعات از دو هفته حضور این خانم در تهران و جراحی او هم باخبر نشده‌اند. وگرنه بدون شک او را به قول خودشان صید می‌کردند. (خدا را شکر که چنان نشد و ایشان بدون مشکل از ایران رفت، وگرنه برای «مبادله زندانیان» کار خیلی گره می‌خورد!) اما وقتی با این همه ید و بیضای امنیتی از ورود و حضور و «خروج» این بازیگر بیخبر بوده‌اند، آیا نباید «صلاحیت امنیتی» سپاه و نیروهای امنیتی آن را زیر سئوال برد؟ در هر کشور دیگری این «پورن‌گیت» و حفره امنیتی موجب برکناری چندین فرمانده و مقام امنیتی می‌شد.
آیا این همه «ناکامی در عمق!» از طرف «هوشمندترین نیروی امنیتی جهان» یعنی سپاه پاسداران پذیرفتنی است؟! اگر آری، پس آن همه اخبار متعدد از دستگیری تروریست‌های نامرئی در لب مرزها «یک مشت ادعای پوچ» است؟
سپاه یا باید ناتوانی امنیتی خود را بپذیرد و یا ناگزیر است درباره اتهام «حفره‌های امنیتی» و بعدتر درباره موضوع قاچاق انسان با شفافیت سخن بگوید. شایعه رفت و آمد رهبران گروههای القاعده و طالبان و تجارتی که می‌گویند سپاه با انتقال جنگجویان افراطی از آسیای میانه (چچن و …) به سوریه می‌کند… در این مجموعه قابل بررسی است.
مورد خانم پورن‌استار یا «پورن‌گیت سپاه» تشت رسوایی این نهاد فراقانونی را از بام انداخته است. آنها یا در کنترل امنیت مرزی فرودگاهها ناتوانند و یا شریک رفت‌و‌آمدهای غیرمتعارف هستند.
این وسط با «جهان اسلام» چه می‌کنند؟ اگر ملتهای مسلمان بپرسند آیا «ام القرای جهان اسلام» و پایتخت حکومت نایب امام‌زمان؛ چطور محل «جراحی زیبایی» و آمادگی و برجسته‌سازی اندام بازیگر فیلمهای پورنو برای افعال حرام است؟! سپاه و نظام چه پاسخی دارند؟
اگر در مورد شایعه جدی «نقش برخی سرداران سپاه در ترانسفر تن‌فروشان ایرانی» به آسیای میانه و کشورهای خلیج‌فارس سئوال کنند، پاسخ «روشن و مستند» سپاه چیست؟ هنوز کمر نظام اسلامی بخاطر موضوع تجاوزهای جنسی در کهریزک راست نشده و حتی «مسلمانی» مقامات نظام و سپاه در جهان اسلام زیر سئوال است. حال با اتهام همدستی با باندهای قاچاق انسان آن هم «در عمق ناکامی امنیتی» چه می‌کنند؟
۲- پرسش بعدی درباره توانایی نفوذ داعش به ایران است. اگر سپاه از حضور این خانم در ام‌القرای جهان اسلام «بی‌خبر» بوده که وای بر مردم ما و امنیت‌شان! وقتی ایشان توانسته با آن «هیبت شاخص» از جلوی چشم برادران در فرودگاه بگذرد، پس ببینید خداوند چه معجزه‌ای کرده که تا حالا تروریست‌های داعش نتوانسته‌اند «و یا نخواسته‌اند!» که وارد کشورمان بشوند. (در مجالی دیگر باید بحث کنیم و بپرسیم که آیا داعش نمی‌تواند و یا «نمی‌خواهد» وارد ایران شود؟!)
از طرفی اگر برادران سپاه از حضور این بازیگر «مطلع» بوده‌اند و در قبال دریافت پول یا «هر چیزی» به او اجازه داده‌اند تا از خدمات پزشکی ایران استفاده کند، وای بر «جهان اسلام» که دلش به ایمان ولی‌فقیه و سردارانش خوش است که از این جور «نان‌ها» می‌خورند.
چوب دو سر طلا همین است دیگر. حضور این بازیگر در هر حالتی، نشان از این واقعیت دارد که سپاه یا برای پول و یا برای اهداف تجاری دیگر، مشغول ترانسفر انواع «مسافران قاچاقی» از گیت فرودگاههای کشور است. بر و بچه‌ها و رهبران طالبان که دیگر با «تاکسی» از مرزهای سیستان و بلوچستان تردد می‌کنند! پس ادعای اخیر منابع اطلاعاتی جهان درباره «حضور رهبران القاعده و طالبان» در ایران بی‌راه نیست. حالا معلوم نیست این همه اقدامات قاچاقی برادران سپاه آیا با اجازه و زیرنظر «رهبر معظم» است؟ و یا این «بخبری» را هم باید بر فهرست «بی‌کفایتی‌های» آقای خامنه‌ای اضافه کنیم؟
در هر صورت، «سلفی یادگاری» خانم پورن‌استار مشهور در سفرش به تهران، بدجوری موجب رسوایی سردارانی شده که معلوم نیست چه نقل و انتقالات غیرقانونی و چه جرایم سازمان‌یافته‌ای را در مرزهای فرودگاهی و زمینی کشور انجام می‌دهند. و یا دچار چه خواب غفلتی هستند و امنیت مردم در چه خطر بزرگی است.
سئوال همچنان باقی است و هر جوابی به آن بدهند، یا اعتراف به «شکست امنیتی» است و یا اذعان به «فساد سازمانی» سپاه پاسداران.
سئوال مشخص است: «سپاه که مدعی پاسداری از ارزشهای انقلاب اسلامی است؛ آیا از ورود و حضور این پورن‌استار مشهور به ایران مطلع بوده یا نه؟» لازم است این نهاد فراقانونی این‌بار بدون فرافکنی، درباره مسئولیت خودش در «مرزهای فرودگاهی» پاسخ بگوید؛ نه اینکه توپ را به زمین دیگری بیاندازد. 
سپاه یا باید به «ناکامی امنیتی» خود اعتراف کند و بگوید این خانم را ندیده‌، که آن وقت تمام ادعاهایش درباره «رصد اطلاعاتی و امنیتی!» زیر سئوال می‌رود.
و یا باید بپذیرد که از حضور این خانم مطلع بوده، که علاوه بر پاسخگویی اخلاقی به مردم و نیروهای «ارزشی» و کفن‌پوشان، باید همچنین به اتهام جدی سرویس‌های اطلاعاتی درباره «ترانسفر و پذیرایی از رهبران گروههای تروریستی» هم جواب قانع‌کننده‌ای بدهد. عبور و مرور آدمهای خیلی مهمتری که تردد و حضور آنها در کشورمان، برخلاف امنیت ملی ماست. کسانی نظیر سرکرده طالبان که چندی قبل بعد از خروج از ایران و در یک تاکسی کشته شد.
مورد عجیب خانم کَندی‌چارمز در ایران یا «پورن‌گیت سپاه» فقط سرنخ «ناکامی امنیتی سپاه» و یا شاید «کامیابی‌های تجارت‌های سیاه!» این نهاد را فاش کرده است. و همین دو شاخه ناکامی؛ یعنی «شکست امنیتی» و یا «فساد سازمانی» برای برادران قاچاقچی رسوایی کمی نیست.
دقت کنیم پورن‌گیت سپاه لابلای خبرهای زرد «دیاثت یالثارات!» گم نشود. برادران قاچاقچی باید جواب بدهند.
بابک‌داد
دهم مرداد ۹۵
تلگرام 
توییتر
فیس‌بوک  

۱۳۹۵ مرداد ۸, جمعه

جهان پیر است و بی بنیاد…

• جهان پیر است و بی‌بنیاد… •
🔹اول: باورت می‌شود ۱۵ روپیه (حدود ۳۰ سنت، ۷۰۰ تومن) باعث قتل یک زن و شوهر شود؟! در هند؛ زن و شوهری از طبقه فقیر «دالیت» در روستایی در ایالت اوتار پیرادش، به مغازه‌داری بخاطر پول بیسکویت بدهکار بودند. مغازه‌دار که از طبقه اجتماعی بالاتر اجتماعی است، به آن دو فشار می‌آورد تا ۱۵ روپیه‌اش را پس بدهند و آنها قول می‌دهند شب موقع برگشت از کار، بدهی خود را بپردازند. اما مشاجره بالا می‌گیرد و مغازه‌دار عصبانی، سر مرد بدهکار را می‌بُرد و با تبر همسر او را هم به قتل می‌رساند! باورت می‌شود؟!
🔹دوم: هنوز در شوک کشتار مردم مظلوم افغانستانی در تظاهرات آرام‌شان برای «جنبش روشنایی» بودیم که بیش از هشتاد تن قربانی یک انتحاری شدند. در قامشلی سوریه که منطقه‌ای کردنشین است، انفجاری دیگر جان دهها تن را گرفت. تصویر دو دختر دوقلوی خردسال و نازنین کُرد در فضای مجازی منتشر شده که والدین خود را در آن انفجار از دست داده‌اند.
هر دو انفجار را داعش انجام داده؛ به نام دین و خدا! گاندی می‌گوید: انسانیت، خود یک دین است. چقدر جای آئین انسانیت این‌روزها خالی است.
🔹سوم: صبح دوشنبه در شهری خلوت نزدیک روئن نورماندی، دو جوان اسلامگرای داعشی وارد کلیسایی می‌شوند و پنج تن را گروگان می‌گیرند. یک خواهر راهبه را مجروح می‌کنند و به کشیش پیر و مهربان کلیسا «پدر همل» می‌گویند در محراب زانو بزند. سپس از پشت، سر او را از تن جدا می‌کنند! تروریست‌ها دقایقی بعد هنگام فرار توسط پلیس ویژه کشته می‌شوند اما شوک و رنج، سراسر فرانسه را فرا گرفته است. داعش باز هم پشت این جنایت است.
🔹چهارم: و در ایران مصیبت‌زده خودمان «آتش‌سوزی زنجیره‌ای» در مراکز نفتی و پتروشیمی و مراتع و جنگلها ادامه دارند. و نهال جان آدمها هم در حال سوختن مدام است.
یکی مانند شاعر جوان اهوازی «ابراهیم عالی‌پور» خسته و بریده از رنج‌هایی که تابشان را ندارد، جایی توقف می‌کند، شیشه خودرویش را بالا می‌کشد و لوله اسلحه را در دهان می‌گذارد و شلیک می‌کند. خونش نه بر سقف ماشین، که گویا بر دنیای زشت و غیرانسانی اطراف می‌پاشد. همچون دشنامی، همچون نفرینی!
و دیگرانی هم در آتش «بی‌خیالی و روزمرگی» خود و جامعه اطرافشان می‌سوزند؛ تا کِی حرکت چرخ این دنیای نامُراد به آخر برسد؟!
🔹همه در انتظار «گشایش» فروبستگی معمایی هستیم که شاید خودمان بخشی از «راه‌حل» آن باشیم. همه؛ چه در هند و افغانستان یا فرانسه و سوریه و ایران. چه توفیری دارد مگر؟ آدمی؛ روزگاری آنچنان قدرتمند بود که جهان و خویش را به سمت سعادت و پایداری ببرد. و امروز از خود می‌پرسد که از آن قدرت بشری برای رفع اینهمه سیاهی و ستم، آیا دوباره نشانه و حرکت امیدوارکننده‌ای سر خواهد زد؟
من می‌گویم آری؛ اگر به قول گاندی «انسانیت» را مانند دینی مقدس باز شناسیم و چتر آدمیت را هرکجایی که هستیم؛ بگسترانیم. تا شما چگونه بیاندیشید! یا حق
[بابک‌داد]
هشتم مرداد ۹۵

توییتر
تلگرام بابک‌داد
فیس‌بوک

۱۳۹۵ مرداد ۶, چهارشنبه

قانون‌گذاران قانون‌گریز مجلس!


🔹دولت باید اسامی آنها را اعلام کند🔹
آقای احمد میدری معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی امروز گفت: «دولت، یارانه ۵۰ نماینده «تازه‌وارد» مجلس را قطع کرده است.» به عبارتی، این نمایندگان خود قدمی برای انصراف از یارانه بر نداشته‌اند!
طبق قانون یارانه‌ها صاحبان برخی مشاغل مرفه مثل پزشکان و قضات و نمایندگان مجلس و… «مشمول دریافت یارانه» نیستند و دولت بارها از آنها و سایر شهروندان متمکن خواسته از دریافت یارانه انصراف دهند.
با این حال اکنون که نزدیک «سه ماه» از تشکیل مجلس دهم می‌گذرد، این پنجاه نماینده تازه‌وارد اقدامی برای انصراف از گرفتن یارانه ارائه نکرده‌اند و دولت را «مجبور به اجرای قانون» و قطع یارانه‌شان کرده‌اند!
اکنون سئوال اینجاست که چرا طی این مدت، خود این نمایندگان محترم از دریافت یارانه انصراف نداده‌اند و دولت را مجبور به «اعمال قانون» کرده‌اند؟
آیا اجرای داوطلبانه قانون و چشم‌پوشی از یارانه‌ی ۴۵ هزار تومانی تا این اندازه برای نمایندگان محترم «سخت» بوده که دولت را مجبور به اعمال قانون کنند؟ نمایندگانی که تن به اجرای همین قانون ساده هم نداده‌اند، آیا به قوانین مالی دیگر وقعی می‌گذارند؟ و آیا اساساً شایستگی و صلاحیت دارند برای سایر شهروندان کشور «قانون‌گذاری» کنند؟!
آیا قوانینی که چنین نمایندگانی وضع خواهند کرد، حتی نزد خودشان و فامیل و بستگان‌شان اعتباری خواهد داشت؟!
از وزارت رفاه می‌خواهم «اسامی» این پنجاه نماینده‌ی قانون‌گریز را به مردم اعلام کند. دانستن نام نمایندگانی که از قانون می‌گریزند، حق مردمی است که به آنها رأی داده‌اند. پس برای آنکه همه ۲۹۰ نماینده را بی‌اعتبار نکنید، اخلاقاً باید نام این پنجاه «نماینده قانون‌گریز» را اعلام نمایید.
[بابک‌داد]
پنجم مرداد ۹۵
فیس‌بوک
کانال تلگرام

۱۳۹۵ تیر ۲, چهارشنبه

دخالت سرداران در دیپلماسی «فاجعه» می‌آفریند»!

آیا دولت «وزارت امورخارجه» دارد یا ندارد؟!
در دی‌ماه ۱۳۹۱ سردار نقدی فرمانده بسیج خواستار «سلب تابعیت ایرانی از سران جنبش سبز» شد. یادتان هست؟ (لینک) آن روزها گفتیم که بخاطر این حرف گستاخانه، باید بالاسری‌هایش یک تودهنی به سردار متوهم بسیج بزنند، و به او بفهمانند که طبق منشور سازمان ملل، «سلب تابعیت افراد غیرقانونی است». اما طبعاً آن حرف را نشنیده گذاشتند و گذشتند! حالا ولی «همان حقوق مدنی و قانونی» و منشور سازمان ملل برای مقامات نظام اسلامی «مهم» شده، زیرا پای دفاع از یک شیخ در بحرین به میان آمده است. و خاطر او هم مثل شیخ النمر آنقدرعزیزها هست که بخاطرش حتی حج هم به تعطیلی کشیده شود. و بابت دفاع از او، ای بسا بیشتر هم از جیب کشور و مردم ایران هزینه‌ دهند. شیخ «عیسی‌قاسم» متحد و همسو با جمهوری‌ اسلامی است و برای آقایان، دفاع از حقوق مدنی و سیاسی افراد، فقط وقتی معنا دارد که آنها در راستای منافع حکومت و رهبر ایران باشند. اما حرف زدن از همان حقوق در مورد «منتقدان داخلی» یک شوخی دردناک است!
درباره بیانیه سپاه و سردار قاسم‌سلیمانی خطاب به دولت بحرین چند نکته را کوتاه بگویم و بگذریم:
۱- اول اینکه دولت روحانی باید صراحتاً مشخص کند آیا «وزارت امورخارجه» دارد با خیر؟ و یا اینکه قرار است «سپاه قدس» و حاج‌قاسم سلیمانی برای سیاست منطقه‌ای آیران تصمیم بگیرند؟
۲- بیانیه تهدیدآمیز سردار سلیمانی به مقامات بحرین، همانند «بالارفتن از دیوار سفارت عربستان» هزینه‌های زیادی روی دست کشورمان می‌گذارد. انزوای فعلی ایران را شدت می‌بخشد و حتی ممکن است کشور را در تله جنگی جدی به دام بیاندازد. سهل است که مسئولیت تبعات بیانیه سپاه و نامه حاج‌قاسم سلیمانی و هر خونی که ریخته شود، بر عهده رهبری و حکومت است. و البته نشان از بی‌لیاقتی دولت تدبیر و امید خواهد بود.
۳- مقامات ایران نمی‌توانند بیش‌از این «سیاست دوگانه و ریاکارانه» خود را در داخل و خارج ادامه دهند و انتظار گشوده شدن درهای اعتماد از طرف جهان را داشته باشند. ایران نمی‌تواند همزمان «معترضان داخلی» خود را سرکوب و حبس و حصر کند و از کشورهای دیگر مثل بحرین، طلبکارانه بخواهد که با معترضان آن کشور با «مدارا و بر اساس حقوق مدنی!» برخورد کنند. این دوگانگی رفتارهای حکومت در داخل و خارج، مضحک و خنده‌دار است و از نظر جهانیان دور نمانده و نمی‌ماند. آنها هم این ضرب‌المثل را شنیده‌اند که «رطب خورده، منع رطب چون کند؟!»
۴- اگر آقایان رعایت حقوق مدنی و سیاسی را برای شیخ عیسی قاسم در بحرین و شیخ‌النمر در عربستان لازم و خوب می‌دانند،(که قطعاً باید رعایت شود) به طریق اولیٰ لازم است این نسخه را در مورد معترضان داخلی خود اثبات کنند و از سرکوب بی‌امان معلمان و کارگران و ادامه حبس و حصر زندانیان سیاسی و عقیدتی و سران جنبش سبز دست بردارند.
سلب تابعیت هر شهروندی خلاف منشور ملل متحد است.  و زیرپا گذاشتن حقوق بشری و قانونی معترضان هم، در همه جای دنیا نکوهیده است. اما این «اصول مترقی» برای همه انسانها نوشته شده، نه برای شیخ زکزاکی و النمر و عیسی‌قاسم.
لازم است تا دیر نشده «دولت» دست سپاه و سرداران ماجراجویش را از دخالت‌ در «امور داخلی کشورهای منطقه» کوتاه کند و سایه هرگونه برخورد و تهدیدی را از سر کشورمان دور کند. قدم اول، برائت جستن از بیانیه‌های مداخله‌جویانه قاسم سلیمانی و سپاه درباره بحرین است. 
دخالت سرداران سپاه در عرصه حساس دیپلماسی، حتماً و همواره به «جنگ و فاجعه» منتهی می‌شود.
بابک‌داد
اول تیرماه ۹۵
توییتر
تلگرام
فیس‌بوک

۱۳۹۵ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

تو ز «شرمندگی» و شرم و حیا هیچ مگوی!

سخنی با یک رهبر «شرمنده»!
روز یکشنبه آیت‌الله خامنه‌ای یک جمله درباره جوانان بیکار کشورمان گفته که «با دست خالی به خانه برمی‌گردند» و ادعا کرده «شرمندگی این حقیر، کمتر از آنها نیست.»
این سخنان را «پاپ» یا یک «مرجع مذهبی» نگفته، بلکه «رهبر و حاکم مطلق» یک کشور گفته که در تمام امور دخالت دارد، اعمال نظر می‌کند و به گفته خودش در جزئیات امور قرار دارد! او فقط بیکاری جوانان ایرانی را دیده که دستشان خالی است و به خانه می‌روند. و چه‌ها را که دیده و خود درباره همین نسل جوان فرمان داده، که بسیار دردناک‌تر از بیکاری آنهاست.
شرمندگی بی‌اثر یک رهبر در «شعار» دردی دوا نمی‌کند. اما بد نیست به این بهانه به او و حامیانش کوتاه یادآوری کنیم که:
اول - مسئولیت مدیریت این کشور ثروتمند، نزدیک به سه دهه بر عهده این رهبر شرمنده بوده که اگر در حد مدیران میانی شرکت‌های ژاپنی حتی، معنای شرم و خجالت را می‌فهمید، استعفاء می‌داد یا از شرم خودکشی می‌کرد. اگر واقعاً شرمنده بود، این کشور را با یک رفراندوم آزاد تنها می‌گذاشت تا مردم تصمیم بگیرند و مدیریت و مسئولیت را در اختیار مدیران خلاقی از بدنه همین ملت قرار دهند. شرم اگر داشت؛ باید می‌رفت و واپسین سالهای عمرش را در استغفار می‌گذراند.
دوم - بسیاری از کارگران که تحت استثمار مدیران «یقه سفید» حکومتی هستند، ماههاست به رغم کار کردن، حقوقی دریافت نکرده‌اند. و همین چند روز قبل در آذربایجان غربی کارگران معترض یک «معدن طلا» را به حبس و جریمه نقدی و شلاق محکوم کردند و به‌جای حقوق، آنها را با بدن کبود از شلاق‌ها به خانه فرستادند. با همان دستهای خالی!
سوم - امروز این دو جوان که فقط سازی داشتند و ذوقی و موسیقی می‌نواختند و کار می‌کردند، به حکم قوه فاسد قضائیه خود شما راهی زندان اوین شدند تا سه سال حبس خود را بگذرانند! آنها شبها با ساز به منزل برمی‌گشتند، اما حالا ساز خود را سپرده‌اند بفروشند تا بتوانند «جریمه نقدی دادگاه» را بپردازند. وقتی از حبس بیرون بیایند، دیگر همین ساز را هم ندارند و با دستان خالی به خانه خواهند رفت. این نتیجه حکمرانی شماست.
کوتاه گفتم تا حوصله خواندنش باشد وگرنه هزار مورد مثال هست. منجمله فرزند دلبند کارگری که بخاطر نداشتن هزینه جراحی جان داد و کسی از شرمندگی خودکشی نکرد.
در این خرداد، به یاد دفاع این رهبر شرمنده از «دولت پاکدست!» احمدی‌نژاد هستیم که پای او، خون جوانان وطن را هم حلال کرد و شرمنده نشد.
یادتان هست آقای رهبر؟ دولتی که از معاون اول و رؤسای بانکهایش تا مدیران «پاکدست» و ولایتمدارش زیر چشم شما کشور را غارت کردند. و شبها با دستان خالی به خانه نمی‌رفتند. بلکه ثروت یک ملت را به خانه حمل می‌کردند و شما همه منتقدان آن قبیله دزدان را به زندان انداختید، تا شرمنده دستهای مهرورز آن دولتمردان ولایی نباشید!
کوتاه کنم... حالا خوب به ساز باقیمانده این دو برادر جوان و هنرمند اهل ساری که جرمشان «موسیقی» است نگاه کنید ای رهبر فرزانه! اما…
«تو ز شرمندگی و شرم و حیا، هیچ مگوی!»
[بابک‌داد]
شانزدهم خرداد ۹۵
توئیتر
تلگرام
فیس‌بوک