۱۳۹۸ فروردین ۲۵, یکشنبه

♦️در «پوشش» کمک‌رسانی؛ بیگانگان در ایران چه می‌خواهند؟


➖بابک‌داد➖
🔹نیروهای حشدالشعبی عراق و فاطمیون افغانستان به بهانه‌ی «مقابله با سیل و کمک‌رسانی» وارد خاک کشورمان شده‌اند!
خبرگزاری رسمی ایسنا با صراحت خبر داد: «نیروها و یگانهای مهندسی حشدالشعبی عراق وارد خوزستان شده‌اند تا نگذارند آب وارد عراق آن شود»!
فاطمیون افغانستان برای چه آمده‌اند؟
🔹در این شرایط اصلاً دوست ندارم سخنی بگویم که «امنیت روانی» مردم ایران و سیلزدگان و مصیبت‌دیدگان را «مغشوش و نگران» کند. اما دو شب است از نگرانی بی‌خواب هستم و این نگرانی را پشت «سکوتی موقتی»، پنهان کرده بودم تا مبادا حرفی بزنم که هموطنانم را بی دلیل نگران کند. حالا وقت پرسش است، تا بعدتر که وقت عمل مسئولان و زمان نتیجه‌گیری ما برسد.
🔹پس بی‌قضاوت از مسئولان می‌پرسم. مردم هم بپرسند که پیکارجویان حشدالشعبی در خوزستان چه می‌کنند؟ مگر کشور «مرزبانی» ندارد که اینها با ساز و برگ نظامی به خوزستان لشکرکشی کرده‌اند و در شهرهای ما رژه می‌روند؟
🔹فاطمیون افغانستان در لرستان چه می‌کنند؟ چرا جاده‌های لرستان، از کمک‌رسانان هموطن «عوارض اتوبان!» سی هزار تومانی می‌گیرند و نیروهای امنیتی مردم کمک‌رسان را به بهانه‌های واهی «محدود و حتی بازداشت» می‌کنند، اما لشکر فاطمیون افغانستان آزادانه وارد خاک پاک لرستان می‌شوند؟
🔹چرا مردم «از انگیزه‌های واقعی» این بیگانگان در خاک کشورمان، احساس بدی دارند؟ چرا حسی به ما می‌گوید که «کمک‌رسانی» این گروهها، صرفاً «پوششی» برای انجام کارهای دیگر است؟ چرا این احساس نگرانی، «فراگیر» شده است؟ مگر این کشور فعلاً «حکومت و دولت مستقر» ندارد که از نیروهای «پیکارجو و جنگجوی» خارجی (و نه نیروهای خبره در سازندگی) کمک می‌گیرد؟ اگر آری، آیا دست دراز کردن پیش «مزدبگیران جنگجو» حجتی آشکار بر بی‌لیاقتی و عجز و ناتوانی این حکومت و سپاه پاسداران نیست؟
🔹حفظ غرور و ناموس برای مردم میهن ما، از حفظ خانه و اموالشان که با سیل رفته، بسیار ارزشمندتر و مهمتر است. این مردم به «حضور نیروهای بیگانه» حساسیت دارند و به «کمک‌رسانی» آنها نیازی ندارند. سپاه و رهبر گمان نکنند با «توجیه کمک‌رسانی»، می‌توانند به حضور بیگانگان در ایران مشروعیت بدهند.
🔹عاقلانه است رهبر و سپاه تا بحرانی در کشور و مناطق سیلزده رخ نداده و مردم مصیبت دیده «واکنشی عصبی» نشان نداده‌اند، این بیگانگان را از خاک ایران بیرون کنند. وگرنه چنانچه بحرانی در بگیرد، بدون تردید زودتر از همه؛ «دامان حکومت اسلامی» را خواهد گرفت.
بابک‌داد ۹۸/۱/۲۵

🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تماس:
babakdad2@gmail.com
♦️در لینک زیر، در نظرسنجی در همین زمینه شرکت فرمایید:
https://t.me/babakdad/2555

۱۳۹۸ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

♦️ناپدری!♦️

نه از آن ناپدری‌ها که خوب و دلسوزند، از آنهایی که با حیله آمده‌اند و برای تصاحب «آش با جاش» با بانویی زیبا و ثروتمند ازدواج کرده و «ناپدری نامهربان» فرزندان آن بانو هم شده‌اند.
🔹زن، در داستان ما حضور ندارد! تو فکر کن در کُماست. در قصه، فقط بچه‌های بی‌پناهش مانده‌اند و ناپدری بدجنس! ناپدریی که برای خود «امپراطوری» ساخته و می‌خورد و می‌چاپد و به فکر بچه‌ها نیست. خودش می‌داند پیش این بچه‌ها «محبوب» نیست و کمی که بزرگتر بشوند، یا مادر که از کُما در آید، یک «اُردنگی» نصیبش می‌کنند و باید کوچه‌خواب شود.
🔹نهایت «دوراندیشی و عقلش» برای آن روزها، این است که بیرون از خانه «محبوبیت بخرد» تا فردای دربدری، «دیگران» پناهش بدهند! شروع کرده از دارایی و ثروت خانه، به این همسایه و آن قلدر محل و این بقال و آن زورگیر، پول و نفت می‌بخشد و از کیسه‌ی خانه و مادر و بچه‌ها، به این و آن «حاتم بخشی» می‌کند.
🔹سیل پاکستان که شد «یکصد میلیون دلار» به آنها بخشید. سوریه که «عیال مخفی» اوست! هر سال برای رونق بازار کربلا، هزاران موکب و خیمه و آمبولانس و غذا و میلیونها دلار پول و «زائران درآمدزا» راهی عراق می‌کند تا جیب همسایه‌ی جنوبی را پر کند. زورگیرها و نورچشمی‌هایی مثل حزب‌الله لبنان و حماس و الشباب و غیره هم به قول خودشان از غذا تا سلاح هر چه را که بخواهند از این ناپدری وامانده می‌گیرند که «گدای اندکی محبوبیت و مشروعیت» است! در آفریقا و آمریکای لاتین، مدرسه و بیمارستان و منزل و ساختمان می‌سازد. پول در کیسه می‌کند و به همه جا می‌فرستد، ولی در داخل این خانه که نه «محبوبیت» دارد و نه «آینده»، ریالی هم برای بچه‌های خانه خرج نمی‌کند!
🔹او در این خانه «آینده‌ای» ندارد؛ پس ثروت خانه را روی دیگران (و بچه‌های ارزشی و عیال مخفی که «ژن خاص!» دارند!) سرمایه‌گذاری می‌کند. حالا بماند که در دل آن زورگیر و بقال و همسایه‌ها چه‌ها می‌گذرد. حدسش البته سخت نیست!
🔹این سیل و زلزله و گرانی و سختی‌ها می‌گذرد. بچه‌های این خانه هم بزرگ و آگاه و توانا می‌شوند. پایشان آنقدری قوت می‌گیرد که بتوانند یک اُردنگی محکم نصیب ناپدری بکنند و پرتش کنند بیرون. و آن زن، که «مام میهن» ماست، روزی از این بستر کُما و فترت بر می‌خیزد و خانه‌ی ما هم «چراغانی» خواهد شد. آن روزها؛ حال و روز این ناپدری و دنباله‌هایش دیدن دارد!
🔹مادرمان «ایران» از این بستر بر می‌خیزد! بچه‌هایش بزرگ و آگاه‌تر شده‌اند. زمان برخاستن دوباره‌اش از این دوران «فترت و خموشی» نزدیک است. خیلی نزدیک…
بابک‌داد ۹۸/۱/۲۰
🔹اینستاگرام:
https://www.instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹فیس‌بوک:
https://m.facebook.com/BabakDad.page
🔹توییتر:
https://twitter.com/BabakDad1
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

۱۳۹۸ فروردین ۱۱, یکشنبه

♦️رنج «سرزمینِ احوالپُرسان»!♦️

➖بابک‌داد➖
مادرم از جوانی (که با پدرم ازدواج کرد)؛ از زادگاهش لرستان کوچ کرد. اما «موسیقی لری» را لای بُقچه‌ی «لالایی‌هایش» با خود به همراه آورد؛ با همان سوز، با همان انتظار و شور. و شبها روی پشت‌بام و در هوای شرجی خرمشهر برای ما زمزمه‌شان می‌کرد. من گاهی ملحفه روی صورتم می‌کشیدم تا نفهمند با سوز لالایی، اشکم سرازیر می‌شود. دردی و شوری در آن بود که بعدها در سِحر آواهای لری پیدایش کردم.
🔹در موسیقی لری، چه جنگی و حماسی باشد و سوگواری یا شاد، همیشه دلی هست که «احوالپُرس» دل دیگری است. هر کجا، یک جور احوالپرسی می‌کند. در شادی و جنگ و سوگ. لرستان در نگاه من، «سرزمینِ احوالپرسان» است. همه پی احوال همدیگرند. هر کسی به زبانی، حال دیگری را می‌پرسد.
🔹مادرم موقع خداحافظی تلفنی، به عادت می‌گفت: «خدا احوالپرست باشه!» و از بچگی که نامه‌هایش را برای بستگان می‌نوشتم، می‌دانستم «ملالی نیست جز دوری»! و این دوری، چه‌ها که بر سر آدم نمی‌آورد.
احوالپرسی؛ از عادات دم به دم لرهاست. و بزرگترین ملال و دلتنگی‌شان، فراق و دوری و غریبی است.
🔹در چنین سرزمینی سیل آمده و راههای صدها روستا را خراب کرده است. پل‌های کوچک و بزرگ بسیاری را تخریب کرده و به چنین مردمی «ملالِ دوری» داده است! رنج بی‌خبری از همدیگر، مردم «دیار احوالپرسان» را بیشتر از خرابی‌های سیل شکنجه می‌کند. و خود سیلاب هم که مصیبتی است هولناک؛ به جای خود!
🔹مردم لرستان خیلی در شرایط بحرانی هوای هم را دارند. به همدیگر سر می‌زنند، غم هم را می‌خورند و از جان و دل به هم کمک می‌کنند. اما وقتی راه و پل و جاده خراب شده، چگونه از دل رنجور همدیگر خبر بگیرند و بار مصیبت‌دیدگان را کم کنند؟
🔹آقای روحانی و جهانگیری باید سری به استان لرستان بزنند و دردها را از نزدیک ببینند. احوال این مردم نجیب را بپرسند و راه و پل و جاده‌ها را زودتر بسازند تا لرستان زیبا دوباره «احوالپرسانِ ایران» باشد. آنگونه که در جنگ بود. و در بازسازی‌ها و در هر کاری. لرستان همواره احوال ایران را می‌پرسد. ایران هم…
🔹سرزمین مادری‌ام! از این دورها آرزو دارم هر چه زودتر مردم سراسر ایران برای یاری رساندنت بیایند. و آقای روحانی هم فراموش نکند اینک نوبت احوالپرسی از لرستان زیباست.
🔹لالاییِ مادرم این شبها، ناخودآگاه در جانم می‌وزد. و سوز غریبش با من است!
این راه؛ «بسته» است و فراق که نمی‌گذارد احوالپرسِ زادگاهم باشم، «بد دردی» است. قلبم اگر نکشد، این فراق و دوری می‌کشد!
بابک‌داد ۹۸/۱/۱۰
#لرستان_را_تنها_نگذاریم
🔹تلگرام:
http://t.me/BabakDad
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تماس:
babakdad2@gmail.com

♦️لرستان را تنها نگذاریم!♦️
🔹راه دسترسی ۱۲۰ روستای شهرستان الیگودرز استان لرستان به کلی تخریب شده است.
🔹هم اکنون ۶۲۰ روستای الیگودرز در معرض خطر هستند. و آب آشامیدنی در نقاط مختلف وجود ندارد.

۱۳۹۸ فروردین ۶, سه‌شنبه

♦️رفتار ما با فاجعه‌ها!♦️

➖بابک‌داد➖
این ویدئو «چکیده‌ای» از رفتار جامعه‌ی ما در برابر فاجعه‌ها و حتی مرگ است! «متن» حرفهای این راننده را بخوانید که با تمسخر، از سیل حرف می‌زند و وقتی که دیگر خیلی دیر شده، فاجعه را «باور» می‌کند!
🔹ویدئو احتمالاً در ترافیک «دروازه قرآن» شیراز ضبط شده و در آخر آن پیداست آقای راننده، حداقل خودرویش را در سیل از دست می‌دهد. (امیدوارم جانش را نجات داده باشد!)
🔹او اول گزارشگری می‌کند: «سیل اومده! هاا! ملت دارن فرار می‌کنن!»
دقت کنید! او متوجه شده «سیل آمده»، ولی اهمیتی نمی‌دهد: «ماشالله! ماشالله! ها همه فرار کردن!»
🔹از خودروهای دیگر، خانواده‌ها و مردی میانسال به بالای جدول وسط خیابان می‌روند تا به موقع از مسیر سیلاب دور شوند. راننده شیشه را پایین می‌کشد و به آنها «دلداری مفت» می‌دهد و با تمسخر نسخه می‌پیچد که: «چیه؟ سیل داره میاد! چرا می‌ترسین؟ خبری نیس! سوار ماشینتون بشین! خبری نیس!»
🔹آنها بی توجه به راننده‌ی شنگول می‌روند. راننده سری به اطراف می‌چرخاند و باز با تمسخر گزارش می‌کند: «داره سیل میاد، ســیل!»
فشار سیلاب، ماشینهای جلویی را به عقب می‌راند و پراید جلویی هم عقب می‌آید. راننده‌ی شنگول برای پراید «بوق» می‌زند! یا شاید برای «سیل»!
🔹صدای جیغ مردم شنیده می‌شود. او اطرافش را می‌بیند و از اینکه خودروهای جلویی «دور در جا» می‌چرخند و به هم کوفته می‌شوند، شوک می‌شود. کم‌کم وحشتش آشکار می‌شود: «واای! ماشینا رو داره میبره! داره ماشینا می‌بره. وای واای!»
🔹ارتفاع آب خیابان بسیار بالا آمده و ماشین‌ها در هم پیچیده‌اند و خودروی او هم گیر افتاده. او حالا هیچ راه گریزی ندارد! نقاب خنده و تمسخر از صورتش می‌افتد: «وای خدا سیل! وای! تمام ماشینا سیل برد! وای خدا! داره سیل میاد! وای! وااای!»
🔹چرا «خیلی از ما» اینگونه شده‌ایم؟ با فان و شوخی «گزارش مرگ خود» را مخابره می‌کنیم! بقیه را مسخره می‌کنیم و فاجعه‌ها را شوخی می‌گیریم. و در نهایت آخرین لحظات زندگی‌مان را به فاجعه‌ای «سنجاق» می‌کنیم و خلاص!
🔹لابد امروز تصاویر افرادی که با وجود هشدارهای فراوان، باز هم کنار مسیر سیل ایستاده و سلفی می‌گرفتند را دیده‌اید. «زندگی و مرگ» در جامعه‌ی ما، چیزی شبیه کُری‌خوانی این راننده‌ی شنگول شده؛ سطحی و مسخره‌آمیز!
🔹این جامعه «در عمق فاجعه‌ها»، در برابر باور کردن و فهمیدن آنها مقاومت می‌کند! با این نگاه سطحی به زندگی، چنین جامعه‌ای آیا به «نجات خود، نسل بعد و یا کشورمان» می‌اندیشد؟ «آیا اصلاً می‌اندیشد»؟ من تردید دارم.
بابک‌داد ۹۸/۱/۶
🔹وبلاگ فرصت نوشتن:
https://babakdad.blogspot.com
🔹اینستاگرام:
https://www.instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹فیس‌بوک:
https://m.facebook.com/BabakDad.page
🔹توییتر:
https://twitter.com/BabakDad1
📩تماس:
babakdad2@gmail.com

♦️رفتار سیلاب، و مسیر سیل شیراز!


♦️یادداشت اول: رفتار سیلاب چگونه است؟
➖بابک‌داد➖
اکثر ما گمان می‌کنیم مرگ؛ برای دیگران است و ما «ناظرانِ روئین‌تن و نامیرای جهانیم»! اینطور نیست! با یک تغییر فرمان ناگهانی سیل، ممکن است ما هم قربانی شویم.
🔹سیل؛ «طغیان دیوانه‌وار آب از مسیر همیشگی» یعنی رودخانه‌هاست. وقتی می‌تواند حریم رودخانه را رد کند و به خارج از مسیل بیاید، پس «مسیر معین و مشخصی» ندارد که بتوان کنار آن به تماشا ایستاد!
🔹یک مسئول امدادی گفته بخشی از قربانیان سیلاب امروز شیراز در حال تصویربرداری از آن بوده‌اند که ناگهان با «تغییر جهت سیل» گرفتار شده و با آب رفته‌اند. اگر این خبر هم صحیح نباشد، ویدئوی دوم «تأیید» آن است. سیل مسیر ندارد، دیوانه‌وار دنبال راهی برای عبور است و از روی آدم و آهن می‌گذرد. و ما روئین‌تن نیستیم!
🔹سیلاب با برخورد با موانعی مثل خودروها، در یک آن «تغییر جهت» می‌دهد. فهم آن دشوار نیست که با ایستادن در فاصله‌های کوتاه، با جان خود و عزیزانمان قمار خطرناکی می‌کنیم.
🔹مراعات موارد ایمنی، حال جامعه‌ی شوک زده و دردمند ما را کمتر خراب می‌کند. و مردم کمتری را داغدار خواهد کرد.
🔹بد نیست این پیام را به دیگران هم برسانید.
🏴 یادداشت دوم: مسیری که سیلاب شیراز پیمود!

تاکنون حداقل ۱۷ تن در شیراز کشته شده‌اند؛ آن هم در سیلابی که بعد از فقط هفت دقیقه باران در شیراز بارید!
🔹اصل سیلاب البته از رودخانه‌های شمالی و روی مسیل قدیمی که سابق در کناره‌ی دروازه قرآن قرار داشت، وارد شهر شد و در همان ورودی شهر، خودروهای مسافران نوروزی که در بلندی‌های کوه (آرامگاه خواجوی کرمانی) اُتراق کرده بودند را در هم کوبید و با خود برد!
🔹حدود سی سال قبل مسیل حاشیه‌ای دروازه قرآن را پر کردند تا بار ترافیکی ورودی شهر روان شود. اما برای عبور سیلابهای فصلی که غالباً از سرریز رودخانه به سمت شهر می‌آید، تدبیری اندیشیده نشد!
🔹بعدتر تفرجگاه بزرگ و وسیعی در حاشیه‌های دروازه قرآن ساخته شد که یکی آرامگاه خواجوی کرمانی بود (سمت راست دروازه). و روبروی آن یک پارک و پلکان کوهستانی. وسط هم طاووسی از سازه فلزی و جنس شمشاد و میدانی بزرگ بنا شد.
🔹حالا سیلاب که چندباری خفیف در این اتوبان عریض روان شده، با طغیانی غیرمنتظره به سمت  جنوب (مرکز شهر) و شرق (هفت‌تن) سرازیر شده که از مناطق فقیر شیرازند؛ با خانه‌هایی سُست، و کوچه‌هایی تنگ که امداد را سخت می‌کنند.
🔹متأسفانه هشدارها جدی گرفته نمی‌شوند. دیشب باید «مسیر ورودی شیراز» تخلیه می‌شد!
بابک داد ۹۸/۱/۵

🔹یادداشت‌های روزانه در کانال تلگرام: