۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

"كثرت گرايي" در سخنان ميرحسين موسوي بارور مي شود.

باور ميرحسين به "عصر طلايي مردم"

مهندس موسوي اين هفته وارد يك مرحله تازه و مبارك شد و از "عصر طلايي امام" به زعم ايشان، كمي با واقع بيني حركت كرد و نگاهش را به سمت آينده اي دوخت كه به "عصر طلايي مردم" تعلق خواهد داشت. آقاي موسوي به درستي دريافته كه اين ايران دربند و به ذلت كشيده شده، سرزميني است كه بعد از آزادي، متعلق است به همه ي ايرانياني كه با عشق ايران زندگي مي كنند. كساني كه با اعتلاي ايران كمال پيدا مي كنند و با تحقير ايران، پژمرده مي شوند. ميرحسين موسوي گفته است: "باید روی «حداقل‌ها» توافق کرد. شعارهایی را برگزینیم که قدرت وصل‌کردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد/ باید با تعامل و گفت‌وگو و همفکری همه‌ی جریان‌های دلسوز ایران و پیگیر منافع ملی، این کار و راه دشوار و طولانی را پیش برد."

پس شعار "ايران متعلق به همه ي ايرانيان"، حالا دارد مي شود شعار محوري ميرحسين موسوي و آقاي كروبي هم كه قبلا" چنين گفته بود و در حقيقت، جنبش سبز دارد چتر خود را وسيع تر مي كند به سوي همه. همه مليت ها و قوميتهاي ايراني، زبانها، لهجه ها، رنگها و نژادهاي ايراني، زير اين چتر گرد مي آيند. اين اتفاق مباركي است. اما بايد به يك نكته توجه داشت. شعارهاي زيبا، بايد تبديل به برنامه هاي اجرايي شوند وگرنه شعارها زود فراموش مي شوند و از يادها مي روند. بايد از حالا براي فرداي ايران به فكر تشكيل يك كنگره ملي و يك پارلمان ملي باشيم، طوري كه همه بتوانند در آن كنگره ملي عضو باشند و از مجموع نظرات همه گروهها و شخصيتها، بشود به نقشه ساختن يك ايران نوين و مرفه و شايسته دست يافت.

به نظر من لازم است تشكلهاي مخالف نظام ولايت فقيه در داخل و خارج از كشور از فرصت استفاده كنند و برنامه هاي جدي و محكمي براي اداره ايران بعد از پيروزي جنبش سبز مردم ايران تهيه كنند. ما بايد بر روي حداقل هايي مثل حق انتخاب مردم، برابري و عدالت و آزادي توافق كنيم و بدانيم اين رژيم، روزهاي استيصال و اضمحلال خود را سپري مي كند و كافي است ما به خودباوري برسيم و نگذاريم ننگ پذيرش يك حكومت استبدادي بيشتر از اين بر ما و تاريخ ما ادامه يابد. لازم است از حالا در جيب هر ايراني نقشه اي براي فردا باشد. يك نقشه، كه كف آن دموكراسي و رفاه ايرانيان باشد و بر روي آن كف و حداقل ها تفاهم ملي صورت گرفته باشد.

مردم هم يادشان هست كه با شعارنويسي روي ديوارها و اسكناسها و به انحاء مختلف به يكديگر علامت بدهند كه "سبزها زنده اند". اين نظام رفتني شده است. رفتني تر از هميشه.

پي نوشت: فايل تصويري زير، مصاحبه ام با خبرها و نظرهاي جمعه سوم ارديبهشت است كه متن آن در بالا آمد.


video

۹ نظر:

ناشناس گفت...

بابک جان
ما یک ملتیم با چند قومیت. اگر بگویی ملتهای ساکن ایران درست نیست.

ناشناس گفت...

سپاس فراوان که از طرح کنگره ملی‌ نام بردید. تنها راه حل دموکراتیک تجمع ایرانیان کنگره می‌باشد.ملت ایران صلاحیت ایجاد چنین کنگره ایی را دارد. بیایید از خارج کشور که فضای آزادتری دارد شروع کنیم

Kianush گفت...

بابک جان باز هم مثل همیشه مسآله ی اساسی را مطرح کردی . اگر به همین ترتیب پیش برویم پیشرفته ترین کشور و دموکرات ترین و مردمی ترین نظام را ایجاد خواهیم کرد. در ضمن میخواستم به دوست عزیزی که "قوم را به ملت ترجیح میدهد بگویم:
"اقوامی" که از هزاران سال پیش در این سرزمین زندگی میکنند و به فارس، کرد، لر، بلوچ، آذری، ارمنی ، آشوری و ترکمن، یهود، عرب، گیلک و تات و غیره موسومند دارای هویتهای چند بعدی، و بسیار پیچیده تر از "قومیت" هستند. چون واژه ی" قوم "فقط به ریشه ی نژادی و ژنتیک گروه های انسانی تکیه میکند، در صورتی که اینها همه دارای فرهنگها و نژادها و ادیان و اعتقادات غنی و گوناگون هستند و از چند هزار سال پیش با داد و ستد های مستمر فرهنگی تاریخ ایران زمین را آفریده اند. بسیاری از اینها اگر قراردادهای سیاسی بین المللی اجازه بدهد توانائی آن را دارند که کشوری مستقل با زبان و فرهنگ و نظام سیاسی خود داشته باشند. ایرانی بودن کردستان، بلوچستان, آذربایجان، خوزستان یا ترکمستان نه فقط از نظر سیاسی واقتصادی برای ایران حیاتیست بلکه از نظر تاریخی، فرهنگی، ادبی و هنری برای همه ی ایرانیان زیربنای هویت جمعی و مایه افتخار است. پس بهتر است هویت جوامع چندین میلیونی مردم مناطق ایران را به واژه ی بدوی "قوم" محدود نکنیم.
اگر "ملت " را به معنی مدرنش در نظر بگیریم، یعنی مردم بیشماری متشکل از اقوام و نژادها و فرهنگ ها و اعتقادات گوناگون که به خواست خودشان تصمیم گرفته اند با کمک یکدیگر کشورشان را آباد کنند وهمگی برابر، سربلند، با عزت و آبرو در آن زندگی کنند.
در این صورت تمام ملتهای ایرانی از هر رنگ و هر زبان و از هر عقیده و دین وفرهنگ که باشند، همه صاحبان این سرزمین هستند و نظام سیاسیشان را هم خودشان مطابق میلشان انتخاب خواهند کرد.
اگر "نقشه ی فردا" را از من بخواهند ، به عنوان یک ایرانی چند قومی و چند فرهنگی، که خود را وارث چندین هزار سال تاریخ و فرهنگ این سرزمین و مثل همه ی ایرانیان صاحب آن میدانم،اول برای نظام آینده ی کشورمان نام "جمهوری ملل متحده ایران زمین" را انتخاب میکنم.

سعید گفت...

سلام . پایدار و سربلند باشید و هماره سبز ...

ناشناس گفت...

کنگره ملی و شعار ایران برای تمام ایرانیان عالیست.
اما من در میان مردم بسیاری از شهرهای ایران می گردم . برای مردم ما مبارزه مدنی و نافرمانی مدنی کاریست شدنی اما آنها از مصادیق آن بی خبرند.
شما با قلم و سابقه خود این 28 مدل مبارزه مدنی را منظماصلاح و کارا کنیدتا همه در جنبش سهیم شوند.
http://nafarmanisabz.blogspot.com/

ناشناس گفت...

تدووم جنبش سبز این فرصت را به فعالین جنبش و مردم داده که با تعمق بیشتری پیش بروند. طرح کنگره عالیست. طی‌ تابستان گذاشته مطلبی را در مورد کنگره ملی‌ ایرانیان از یکی‌ از فعالین جنبش که گویا از سوئد بود خواندم. خیلی‌ خوب طرح و شیوه اجرایش را توضیح داده بود. اگر اشتباه نکنم نامشون دکتر افتخاری بود. خوشحالم که ضرورت اجماع سیاسی از طرف تعداد بیشتری مطرح میشود. زنده باشی‌ بابک عزیز

khasme estebdad گفت...

به پاخيزيد و شعله قيام را در هرفرصتى برافروزيد.
بهدشمن بحرانزده و طلسم شكسته امان ندهيد.
با خروش «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ برخامنهاى» و «مرگ براصل ولايتفقيه»، اراده خللناپذير مردم ايران را براى استقرار آزادى و دموكراسى طنينانداز كنيد.

ناشناس گفت...

همه مليت ها و قوميتهاي ايراني، زبانها، لهجه ها، رنگها و نژادهاي ايراني، زير اين چتر گرد مي آيند.
به جمله بالا بهتر است اين چند کلمه اضافه شود.(باوجود داشتن مذاهب گوناگون)
دوست دارم بابک .م-چ

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز ؛ گرانقدر و پر شور
درود و سلام
حالا دیگر همه اطرافیان من از دوست و کاسب محله میدانند که اگر اسکناسی از دست من میگیرند حتماً نوشته ایی روی آن هست . شعاری ؛ جمله ایی و ....
اما باور کن هر اسکناسی را که از دست دیگران می گیرم ناخواسته چشمم بر روی آن دنبال شعار های جنبش سبز می گردد. تا حالا اسکناسی بدستم نرسیده که شعاری بر روی آن نوشته شده باشد. چه در تهران و چه در خیلی دیگر از شهرستان هایی که می روم!!!
آیا حکومت هر روزه زمان زیادی وقت می گذارد برای جمع کردن آنها و یا دیگر کسی مایل به این کار نیست ؟
این اسکناس نویسی کم خطر ترین کار است پس چرا اینقدر دوستان سبز کم کار شده اند. می شود همین شعار نویسی بر روی اسکناس را تا آنجایی گسترش داد که صدای حکومتی ها در بیاید و اهالی جنبش سبز از این راه تبلیقاتی بسیار کم هزینه و امن ؛ حکومت و دولت را عصبانی کنند.
می دانی که بسیار هستند کسانی که تو در قلبشان جا داری پس بیا و یک بار دیگر حرکت شعار نویسی بر روی اسکناس را بازفعال
کن .
ایامت بکام ؛ تنت سالم و عمر دوری از وطنت کوتاه
دوستت اشاندا (مسعود)