۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

فيلمي كه در اينترنت پخش شد!

جنگ رواني تازه كودتاچيان:"تجاوزها دروغ بود!"

آيا فيلمي كه اخيرا" در شبكه هاي يوتيوپ و فيس بوك منتشر شده، آنچنان كه ادعا مي شود مربوط به "تجاوزهاي جنسي در كهريزك" است؟ ممكن است اين فيلم واقعي باشد و ممكن هم هست كه واقعي نباشد و يك ترفند امنيتي از سوي كودتاچيان باشد. مهم اين است كه جنايات جنسي در كهريزك و زندانهاي ديگر انجام شده و بحث فعلي درباره اصالت اين فيلم به عنوان "سند جنايات كهريزك" است. زيرا سئوالاتي درباره اين فيلم در ذهن پا مي گيرند كه سئوالات مهمي هستند. بررسي اين سند مهم است زيرا اين فيلم ممكن است يك شيطنت جدي و خطرناك از سوي نيروهاي امنيتي باشد تا "كل ماجراي تجاوزهاي كهريزك" را به يك دروغ و جعل نسبت بدهند و به گمان خودشان، دامان نظام اسلامي را از اين جنايات بزرگ پاك كنند. راستي چرا اين فيلم در حالي به عنوان "سند كهريزك" در اينترنت منتشر شده كه فشارها بر روي دو افشاگر تجاوزهاي كهريزك از جمله آقاي محمد داوري افزايش يافته تا به جعلي بودن تجاوزهاي كهريزك اعتراف كنند؟ چه سناريو (يا سناريوهاي) احتمالي مي تواند در پس اين پرده باشد؟

در اين فيلم كوتاه، دو جوان در حالي كه ظاهرا" جراحاتي در ناحيه ران و باسن دارند (كبودي و سوختگي و زخم) و بر روي زمين دراز كشيده اند، ديده مي شوند. چند نفر هم با لباس هاي شخصي مي آيند و مي روند ولي فقط پاهايشان معلوم است. كسي به آن دو جوان زخمي براي برخاستن كمكي نمي كند، تا احتمالا" مأموران اورژانس برسند. ظواهر نشان نمي دهد اينها مأموران متجاوز باشن،د چون با اينكه هيچ تصويري از صورت اين اشخاص ديده نمي شود؛ آنها هيچ كمكي هم به دو مجروح نمي كنند و نهايتا" يك مأمور اورژانس (با لباس فرم اورژانس تهران) را به بالاي سر آنها مي آورند كه با آنها حرف بزند! (مأمور اورژانس با مجروحان حرف مي زند و معالجه يا معاينه اي ديده نمي شود!) او از يكي از جوانان مجروح سئوالاتي مي كند كه نا مفهوم هستند و فيلم تمام مي شود.

اين فيلم در سطح وسيعي در اينترنت منتشر شده و به عنوان "سندي از تجاوزهاي كهريزك" (كهريزكي كه موضوع ادعاي آقاي كروبي) بود، ارائه و تبليغ و منتشر شده است. اما ظواهر (لباسها و صداي زنها و بچه هاي بيرون) نشان مي دهند اين فيلم در پاركينگ يك ساختمان مسكوني يا جايي شبيه به آن ضبط شده و نوع فيلمبرداري هم مي تواند (مي گويم مي تواند) از نوعي باشد كه غالبا" در فيلمهاي حادثه ها نظير انفجار آبگرمكن يا ريزش ساختمانها و نظاير آنها ديده ايم. بخصوص اين محل هيچ شباهتي به زيرزمين يك زندان و بخصوص زندان كهريزك و تطابقي با ساير مستندات موجود از آن زندان مخوف و كثيف ندارد.

وقتي انتشار وسيع اين فيلم را بگذاريم در كنار فشارهاي بيشتري كه دقيقا" در همين روزها بر محمد داوري از اعضاي ستاد آقاي كروبي وارد شده و وقتي بدانيم كه او را زير شكنجه شديد گرفته اند تا اعتراف كند ادعاي تجاوزهاي كهريزك توسط آقاي كروبي دروغين بوده است، گزاره بعدي نمايان مي شود. يعني ممكن است (مي گويم ممكن) اين فيلم و آن اعترافات احتمالي، مواد لازمي باشند براي يك گزارش جنجالي در صدا و سيما و خبر 20:30 كه تمام ادعاهاي تجاوزها در كهريزك چيزي شبيه همين فيلم بود!

آيا از دستگاه تبليغاتي كودتاچيان بعيد نيست كه مثلا" پس فردا ادامه اين فيلم كوتاه را "فاش" كنند كه مثلا" مربوط به يك حادثه عادي و يا حتي محصول صحنه سازي هوارادان ادعايي جنبش سبز بوده و "باند" آنها به چنگ نيروهاي گمنام امام زمان افتاده اند؟ و در كنار آن احتمالا" بتوانند پروژه هاي رسواي اعترافات تلويزيوني را (اين مرتبه با حضور احتمالي آقاي داوري) كليد بزنند؟ مثلا" ممكن است اين فيلم متعلق به يك حادثه باشد كه بعدا" از سوي اخبار 20:30 نسخه كاملتر آن فاش شود كه "دشمنان نظام مي خواستند با اين فيلم بر ادعاي تجاوزها تأكيد كنند اما هم اين فيلم دروغين است و هم اصل ماجراي تجاوزها!" و بعد هم مثلا" اعترافات ساختگي و اجباري برخي مطلعين را نشان بدهند و همان روشي را كه در ماجراي "سعيده پورآقايي" انجام دادند تا كل ماجراي قتلها را زير سئوال ببرند، به نوعي تكرار نمايند.

كافي است به شيوه هاي مشابه نيروهاي امنيتي در اين ماهها توجه كنيم تا نسبت به اين فيلم و يا حداقل نسبت به اين ادعا كه اينجا "كهريزك" و اينها اسناد تجاوزهاي جنسي است، كمي با احتياط بيشتر بپردازيم. در پس اين پرده مي توان دستهايي را ديد كه 10 ماه است مي خواهند كروبي را زير فشار افكار عمومي بگذارند تا نزد مردم از او يك دروغگو بسازند. در حالي كه قربانيان كهريزك اكنون سندهاي زنده اين زندان مخوف هستند كه در كشورهاي امن دنيا تحت درمان قرار دارند و انكار آنها ممكن نيست.

از سوي ديگر، مدتي نيست كه يكي از شاهدان اصلي (دكتر معالج كهريزك) به طرز مشكوكي به قتل رسيده است و خبري هم از محاكمه عاملان و آمران جنايتهاي كهريزك مثل سعيد مرتضوي و سردار رادان نيست. آيا اين سناريوي تازه نيروهاي امنيتي براي به حاشيه بردن تجاوزهاي جنسي در كهريزك نيست؟ آيا تلاشي براي اعاده حيثيت كودتاچيان و سپاه نيست؟ و آيا تلاشي براي به انزوا بردن شيخ شجاع اصلاحات نيست؟

ما چه بايد بكنيم؟ به عقيده من كافي است اين قبيل فيلمها را با چشماني كاملا" باز ببينيم و همواره هوشيار باشيم و اجازه ندهيم با روشهاي جنگ رواني، ما را به بازي بگيرند. يعني از ما ابزاري براي انتشار يك فيلم مشكوك درست نكنند تا بعد از شهرت آن فيلم، جعلي بودنش را اثبات كنند و بعد هم اسناد محكم تجاوزهاي كهريزك را به همين شيوه، زير سئوال ببرند.

تجاوزهاي جنسي آبروي نظام ولايتي را در ايران و كشورهاي اسلامي و در منطقه و جهان برده است. اما آيا كودتاچيان مي توانند با اين صحنه سازيهاي رسوا، دامن نظام را از تجاوزهاي كثيف در زندانها پاك كنند؟ بعيد است بتوانند اما يادمان باشد آنها براي اعاده اين آبروي از دست رفته، هر بازي كثيفي را شروع مي كنند. كافي است ما هوشيار باشيم. همين.

۵ نظر:

مسعود گفت...

با درود

اگر تاریخ رو خونده باشید می دونید این روش دقیقا متعلق به ک گ ب در اتحاد جماهیر شوروی بود. اونها هم به محش اینکه بخشی از جنایاتشون رو می شد خودشون یک مدرک قلابی درست میکردن و بین مردم پخش می کردن و بعد با استناد به اون یک مدرک و نادیده گرفتن سایر مدارک خودشون رو تبرئه می کردن.

البته این فیلمی که جدیدا در اومده به نظر میاد که تو پارکینگ یا زیر زمین یک خونه باشه.

سبز باشید

ناشناس گفت...

راست ميگي بابک جان هر کاري از اينها بر مي آيد.م-چ

ناشناس گفت...

درود.

ظاهرا شما معتقد هستید چون نمیتوان ثابت کرد این فیلم مربوط به جنایات کهریک است پس نباید آنرا منتشر کرد چرا که ممکن است این قضیه مورد سواستفاده برنامه های خبری جمهوری اسلامی قرار بگیرد تا بخواهند کل قضیه را انکار کنند.

به نظر میاید شما به جنبه اخلاقی قضیه توجه کافی نشان نداده اید.
من از شما میپرسم وظیفه اخلاقی ما در اینمورد چیست ؟
اگر این تصاویر واقعآ مربوط به قربانیان تجاوز و شکنجه باشد آیا ما اخلاقآ وظیفه نداریم آنها را منتشر کنیم تا همه مردم از عمق رفتار ناعادلانه و ضداخلاقی که در این رژیم اتفاق میافتد آگاه شوند ؟

در ضمن تفاوتی نمیکند که اینجا کهریزک باشد یا یکی از صدها بازداشتگاه مخفی در سطح شهرهای ایران.
مهم اینست که چنین جنایتی ظاهرآ اتفاق افتاده و وظیفه ماست که دیگران را از وقوع آن آگاه کنیم.

بر فرض که در برنامه های خبری این موضوع انکار شود این بر عمهده شخص است که درباره این موضوع داوری کند یعنی اگر مدارکی که برای انکار ارائه میشود شخص را قانع کند میتواند جعلی بودن یا نامربوط بودن این تصاویر را بپذیرد. اگر هم قانع نشود باز تصمیم با خود اوست.

اما اینکه میگویید چون ممکن است ما بازیچه بازیهای روانی قرار بگیریم پس نباید این تصاویر را منتشر کنیم از نظر من قابل قبول نیست زیرا بسیار امکان دارد چنین بازی روانی رخ ندهد و رعایت اخلاقیات ایجاب میکند که ما اینها را منتشر کنیم و هر اتفاقی که افتاد تصمیم را به عهده خود اشخاص بگذاریم تا درباره این موضوع داوری کنند.

ناشناس گفت...

با سلام و احترام خدمت آقاي داد آفرين به زيرکي و دقت نظر شما در تحليل اين مسله اينها سر تا پا دروغ و فريبند..پاينده باشيد

faraamarz گفت...

با درود به آقای داد و سپاس از تلاشهای بی شائبه شان
گفته اند ، ملتی که تاریخ خود را نداند مجبور به تکرار آن است.
در معرفی نامه مختصرتان آمده است از سال 71 آغاز به همکاری با روزنامه سلام کردید. قطعا ً به عنوان روزنامه نگار از وقایع سالهای 58 و 59 و دهه شصت مطلع بوده اید. در ایام هم بخشهایی از جامعه با توجه به شناختی که از کل حاکمیت داشتند مقابل آن ایستادند و همین مصائب هم بر سرشان آمد.مضاف به آنکه آقای کروبی هم از ارکان اصلی این حاکمیت بودند.

با اسانس تحلیل شما موافقم و اما بر اساس همین نحله فکری می توان تعمق کرد که کل مخالفت خوانی آقایان کروبی خاتمی و موسوی هم می تواند برای نجات کل نظام می باشد. با هدف بفراموشی سپردن فجایعی که به بخشی از همین ملت رفت. مهم نیست که کی صابون نظام بر تن ما خورده باشد .مهم آنست که این ملت از دوران مشروطیت به حال همواره به بازی گرفته شده است و متاسفانه باز هم به بازی گرفته می شود. البته رشد هم داشته ایم در گذشته نمی توانستیم من ضد انقلاب! با شمای انقلابی گفتمانی داشته باشیم اما حال این امکان را در اختیارمان قرارداده اند .سعی کنیم در جهت شناخت بیشتر از آن استفاده کنیم.
من 5 سال در دوران جوانی در زندان شاه سپری کردم و 10 سال در دوران جمهوری اسلامی زندانی بودم بعنوان جزیی از ملت وظیفه خود را انجام داده و باز هم ادامه می دهم و هیچ توقع و انتظاری هم از کسی ندارم وظیفه ایی بود و هست و می باید انجام می شد و می شود. اما از بد ایام زمانی خرابکار نامیده می شدم زمانی ضد انقلاب
PS:
این فرامرز هم نام حوانی است که در سال1367 بعد از سرکشیدن جام زهر حاکمیت در کشتازندانیان سیاسی در 6 شهریور به دار کشیده شد و سربدار .
اظهار نظری بود موفق باشید