۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

درباره تهديد احمدي نژاد به استعفا!

تهديد احمدي نژاد به استعفاء؛

واقعيت يا ترفند؟

اين روزها دعواهاي اخير بين دولت با مجلس، كم كم دارد محل توجه مردم مي شود و در ميان برخي از ما، اين اميد واهي را دامن مي زند كه بگوييم:"خودشان دارند خودشان را سرنگون مي كنند!" و "اللهم اشغل الظالمين بالظالمين!" اما حقيقت بايد چيز ديگري باشد؛ به نظر من حكومت اسلامي در حال تدارك يك بازي فريبكارانه و هوشمندانه ديگر است:"يك بازي خانگي!" معاون احمدي نژاد از سوي الياس نادران نماينده همسوي دولت، به فساد متهم شده و لاريجاني به بحث لفظي شديدي با احمدي نژاد مشغول است تا هدفمندسازي يارانه ها را متوقف نمايد! و در اين بين ناگهان، رئيس جمهور منصوب رهبر، تهديد به استعفاء كرده است! آيا اين حوادث، مصداق مشغول شدن ظالمين به همديگر است؟ و آيا راه برون رفت ما از مشكلي به نام جمهوري اسلامي، دل بستن به چنين دعواهايي است؟ خيال نمي كنم!

بياييد كمي به عقب برگرديم! بعد از انتخابات، آقاي خامنه اي از يكسو دستور برخورد قاطع با معترضان و نامزدهاي معترض و مردم را صادر كرد، و از سوي ديگر همزمان تلاش كرد به مردم و جهانيان اثبات كند كه اينها همه يك "دعواي خانوادگي" درون نظام اسلامي هستند و كسي حق دخالت ندارد. كودتاچيان بارها تلاش كردند با اعتراف گيري، تهديد موسوي و كروبي و پيشنهاد معامله هاي پشت پرده، اين ادعاي مقام رهبري را به اثبات برسانند كه توجه جهانيان از جنبش حق طلبانه مردم ايران، معطوف شود به همان دعواي دروني و خانوادگي و نه به عنوان يك جنبش سراسري. اما به لطف تلاش و صبوري مردم و پايداري آقايان موسوي و كروبي، اين نتيجه حاصل نشد و حكومت براي درست كردن مسئله، صورت مسئله را پاك كرد! يعني آقايان موسوي و كروبي و صدها تن از شخصيتهاي سياسي را عملا" از خانواده نظام راند تا بعد بتواند به عنوان معارض با آنها برخورد كند. اما كيست كه نداند براي يك حكومت يكدست، كه مي خواهد اداي دموكراسي هم در آورد، هيچ چيز به اندازه داشتن يك اپوزيسيون ضعيف و قابل كنترل و گوش به فرمان حياتي نيست. اپوزيسيوني كه وزن آن در حد يك فراكسيون كم تعداد در پارلمان باشد و هر از گاهي ساز مخالف بزند و به وقتش، به فرمان رهبر اركستر پايبند بماند.

آنها براي انكار چيزي به نام جنبش سبز به ساختن يك اپوزيسون ضعيف در مقابل دولت منتخب رهبري انديشيده اند تا با "خانگي كردن دعواها" و كشيدن تمركز مردم به دعواهاي ساختگي بين مجلس و دولت، اينگونه القاء كنند كه درون نظام اسلامي، امكان نقد و اعتراض هست اما زير چتر رهبري داهيانه آقاي خامنه اي، امكان فروخواباندن همه اين دعواهاي خانوادگي به وقت لزوم ميسر خواهد بود. نقشه اي كه بعد از انتخابات و سركوب آقايان كروبي و موسوي و ملت معترض، به مرحله مورد نظر رهبري نرسيد و دعواي خانوادگي درون نظام، كشته ها داد و شرح جنايات اين دعواي خانوادگي، از پرده راز بيرون افتاد.

اكنون لازم است خانواده نظام جمهوري اسلامي، اپوزيسيون ضعيف شده و گوش به فرماني را خلق كند كه نقش رقابت و نقد و اعتراض را به خوبي بازي كنند و سرريز اعتراضهاي اجتماعي را به عنوان يك سوپاپ اطمينان خارج نمايند و البته در وقتش، با پذيرفتن نظر "مقام عظماي ولايت"، پرده آخر را ايفا نمايد:"ما همه سرباز توييم خامنه اي! گوش به فرمان توييم خامنه اي!"

اين بازي، هم مي تواند شور اعتراضي مردم را نمايندگي كند و در آنها اميد واهي به تغيير در درون نظام را "هدايت" سازد و هم نگذارد شعله هاي اعتراضات، از يك حد و اندازه اي بالاتر برود. در عين حال بازي ديدني و جذابي هم باشد و ذهن و تمركز جامعه را معطوف خود كند. بردن دعوا به درون خانواده نظام و ترتيب دادن يك بازي خانگي، به گونه اي كه دو تيم از معتمدان و دل سپردگان رهبري نظام باشند و در عين حال كه مي توانند با جديت با همديگر مبارزه كنند، اما به وقتش فتيله دعواها را پايين بكشند و به فرمان رهبري گوش بسپارند كه "فصل الخطاب" خواهد بود. يك بازي خانگي ميان جناح هايي كاملا" خودي، طرف هايي كاملا" قابل كنترل ولي با جديت و تلاش مضاعف!

افرادي مثل "علي مطهري"، "احمد توكلي"، "الياس نادران" و "علي لاريجاني" كه همگي از وفاداران رهبري هستند، و اين روزها هر كدام به دولت همسوي با خود حمله ور شده اند و به مخالفت با احمدي نژاد مي پردازند يا در حال بازي در نمايشي هستند كه هدفش "خانگي كردن دعواهاي حكومتي" است و يا به موقع، ناگزير از سكوتي مرگبار و تبعيت بي چون و چرا از رهبري خواهند شد. وگرنه كيست كه نداند اين افراد بي اذن و اجازه از سوي مقام رهبري، جرأت ندارند در چشمان دولت منتخب آقاي خامنه اي انگشت كنند و هر روز اين دولت را به اتهامي مورد حمله قرار دهند؟ آيا افشاگري از فساد مالي رحيمي، معاون احمدي نژاد بدون هماهنگي با مقام رهبري ممكن است؟ آيا مجلس فرمايشي هشتم و رئيس وابسته آن آقاي علي لاريجاني، جرأت دارند با طرح هدفمند سازي يارانه ها كه حيثيتي ترين طرح دولت احمدي نژاد است (دولتي كه با دخالت مستقيم رهبر تشكيل شده) مخالفت كنند؟ و آيا اين مخالفتها و افشاگري ها، اصيل و واقعي هستند؟ و آيا تا رسيدن به نتيجه، مثلا" استيضاح و بركناري دولت منتخب رهبري و يا سئوال از خود رهبري و به چالش كشيدن شخص آقاي خامنه اي دنبال خواهند شد؟ بعيد است!

به زودي خردادماه و سالروز كودتاي انتخاباتي 22 خرداد فرا مي رسد. در اين مدت، حكومت توانسته با "تلاش مضاعف"، سران جنبش را عملا" خانه نشين كند. دانشگاهها و خيابانها را سركوب نمايد و نيروهاي مؤثر را خاموش و بي اثر و يا زنداني و يا مرعوب سازد. اما اين همه براي حكومتي كه سال نو را سال "تلاش مضاعف" نام گذاري كرده، هنوز كافي نيستند. آنها از حالا براي سالروز خيانت بزرگ به رأي مردم در خردادماه، چندين بازي زيركانه و جنگهاي رواني ديگري را هم تدارك ديده اند كه اين روزها دارد پرده هايي از آن اجرا مي شود و بعيد نيست اگر در هدفي كه دارند، ولو براي مدتي، موفق هم بشوند.

حال سئوال اين است: ما چه بايد بكنيم؟ در حالي كه حكومت با هوشمندي در حال تثبيت موقعيت متزلزل خويش است، "نهايت اكسيون سياسي" در جنبش سبز، ديد و بازديدهاي خانگي با يكديگر و گرفتن عكسهاي يادگاري است. ترديد نكنيم اگر جنبش سبز ابتكار عمل را بيش از اين از دست بدهد، سمت و سوي اعتراضات به انحراف كشيده مي شوند و ديري نمي گذرد كه قهرمانان حركتهاي اعتراضي، آدمهاي وابسته اي مثل مطهري و لاريجاني و توكلي خواهند بود كه در وقت لازم، به دامان رهبري پناه مي برند و طبيعتا" اعتراضات واقعي مردم را به اندازه موسوي و كروبي نمايندگي نخواهند كرد. آنچه بعد از اين روي خواهد داد، دلمردگي بيشتر مردمي و فروخوابيدن حس حق طلبي ملي ماست. هرچند حكومت هم از اين ترفندها طرفي نخواهد بست.

باري! در شرايطي كه نظام ولايت يك فقيه بر يك ملت، عملا" روح ملي را در ما كشته است، ما نيازمند ترميم روح ملي خود هستيم. ملت واحدي كه براي نجات يك سرزمين واحد، يك تاريخ و يك گذشته واحد، بايد روزي تبديل به ملتي يكپارچه و واحد شود و دست به اقدامي واحد بزند.

۱۴ نظر:

ناشناس گفت...

فوق العاده نوشته اید
هم این پست هم پست قبلی

باید دید موسوی تا چه حد می ماند و ولایت فقیه را قبول دارد یا نه که ظاهرا قبول دارد

katibeta گفت...

"باید دید موسوی تا چه حد می ماند و ولایت فقیه را قبول دارد یا نه که ظاهرا قبول دارد"

آره اتفاقا" آقا هم همش از موسوی حمایت کرده نمیدانم چرا از قایق شکته نظام بیرونش انداخت یا خواهر زاده اش را بقتل رساندند یا به همسرش حمله کردند- تنها کسی رو که مهندس موسوی قبول نداره همین ولایت فقیه این که دیگه لیسانس نمخواد برا فهمیدنش !

ناشناس گفت...

به نظر من، اختلافات شديدي در حكومت وجود داره اما با تمام توان سعي دارن مخفي نگش دارن تا نيروهاي سپاه و بسيج و ساير گول خورده ها دلگرم باشن و تو سر مردم بزنن. ولي واقعيت اينه كه پشت اين حكومت واقعا خليه و اگر مردم تو خيابونها مقاومت جانانه بكنن به سرعت شاهد فروپاشي نظام خواهيم بود.

داریوش گفت...

بابک جان در بالاترین به مقاله ات برخوردم مشتاق خواندنش شدم. مثل همه نوشته هایتان مطالب تازه ای با دید خودتان در بر داشت . دستتان درد نکند. ولی باید قبول کرد که بین دولت و خامنه ای تضادی واقعی هم وجود دارد و همه اش بازی و دعوای کاملا درونی نیست. شاید روزی که همدیگر با ببینید با هم صحبت کنیم. باز هم میگویم از مقاله تان لذت بردم. ممنونم. داریوش

مهرداد گفت...

به نظرم طرح حذف یارانه ها باید اجرا شود!! چرا که الان این طرح در میان مردم عوام و روستاها به این صورت جا افتاده که احمدی نژاد قرار است ثروت را از ثروتمندان بگیرد و به فقرا دهد در نتیجه در صورت عدم اجرای این طرح و یا بر فرض استفغای احمدی نژاد ، محمود تبدیل به یک فهرمان نزد طبقه روستایی می شود کسی که می خواست ثروت را عادلانه تقسیم کند ولی باندهای قدرت جلوی او را گرفتند و این یک فاجعه است برای جنبش سبز، جنبشی که هنوز تا حد زیادی نتوانسته طبقه عوام را جذب کند ، به اعتقاد من خامنه ای مخصوصا بعد از حوادث قرقیزستان فهمیده که با اجرای طرح حذف یارانه ها و اثرات مخرب آن اقتصاد جمهوری اسلامی به کل نابود می شود و در شرایطی که جنبش سبز نیز با اینکه خیابان را از دست داده ولی هنوز زنده است ، اثرات وحشتناک طرح حذف یارانه ها انگیزه یک قیام یا حرکت بزرگ تحت لوای جنبش سبز را فراهم می آورد.شرایط خطرناکی است خامنه ای بازی شطرنجی راتوسط مهره های اصلی خود آغاز کرده و هیچ ابایی از قربانی کردن برخی مهره هایش ندارد چرا که در شطرنج آنچه مهم است حفظ شاه است .

مسعود گفت...

با درود

آقای داد متاسفانه پس از 22 بهمن دیگر چهره های سرشناس جنبش هیچ عمل و حرفی که با تکیه به قدرت مردم باشه رو نزدن. مهندس موسوی که هنوز تو دوران طلایی امامش گیر کرده و از اون دوران جنایات فجیع خمینی به عنوان دوران طلایی یاد میکنه. به قول دکتر نوریزاده ما نمیگیم بیاد بگه خمینی جنایتکار بود ولی حداقل هی این دوران طلایی و تعریف کردن از اون جنایتکار رو تکرار نکنه و نمک رو زخم مردم نپاشه. مهندس موسوی هنوز گیر کرده تو قانون اساسی. مهندس موسوی چه بگه قانون اساسی خوبه و اصلا بی عیبه و چه نگه بهش برچسب ضد انقلاب زدن. متاسفانه تا روزی که چهره های سرشناس جنبش خودشون رو از این پیله قانون اساسی جمهوری ولایت فقیه بیرون نیارن گامی به جلو نخواهیم رفت.

سبز باشید و پایدار. پاینده ایران

ناشناس گفت...

چه تجزیه و تحلیل عمیق و واقع بینانه ای بود. هم این پست و هم پست قبلی. پایدار و سلامت باشی بابک جان.

ناشناس گفت...

سلام
سال 89 سال صبرو استقامت تارسیدن به پیروزی بر همه ایرانیان مبارک
به میرحسین موسوی نامزد چهره سال مجله تایم رای دهید. مطمئن باشید این بار تقلب نخواهد شد...
http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1972075_1972078_1972577,00.html
کافی است درجه را روی 100 بکشید و حروف داخل جدول را تایپ کنید
یا حسین میرحسین

فرهاد گفت...

جناب بابک داد
ناخدای وبلاگستان درگذشت . وبلاگ شما را در پیوندهای وبلاگ ناخدا میداف یافتم . این مصیبت را به شما که او بسیار عزیز می داشت ، تسلیت می گویم .

ناشناس گفت...

جناب آقای بابک داد سلام


تحلیلی داشتم که دو سال پیش مطرح کردم و آن ریسس جمهور شدن احمدی نژاد بود ، بین دوستان و همفکران مطرح کردم ولی مورد توجه قرار نگرفت . حتی در زمانی که بین امدن خاتمی و میر حسین شک بود هم پیش بینی کردم که میر می آید...

پیشگو نیستم ولی علاقه به علوم سیاسی و زندگی در ایران ماتم زده نسل ما را به سمت این کارها کشانده.
اگر اجازه می دهید می خواهم دو تحلیل در مورد هدفمندسازی ارائه کنم.
خیلی کوتاه :

1 - خامنه ای در اوج جنگ زرگری مجلس و دولت وارد میدان شده و طرح را به ضرر مردم می داند و خواستار لغو و یا تعدیل آن می شود. و نتیجه می شود که اگر فرمایشات داهیانه مقام رهبری نبود مردم بیچاره می شدند

2- طرح اجرا می شود ، با اعتصابات سراسری قشر متوسط مواجه می شوند و احمدی نژاد به قشر فرودست و حاشیه نشین بیش از یک میلیون پول می دهد و از آنها برای سرکوب و فشار روحی به مخالفان استفاده می کنند.و اوضاع را کاملاً امنیتی می کند ، که اینبه نفع جنبش است چون وضعیت ناپایداری است.


3- احتمال بحران سازی کاذب هم وجود دارد که ذهن مردم را از هدفمندسازی خارج کند مثل ایجاد تنش با یک کشور خارجی و یا یک قوم داخلی و یا جنبش سبز.

4- طرح قبل از اجرا متوقف می شود ، مثل گرفتنمنالیات بر ارزش افزوده که با تهدید و اعتصاب در چند استان دو سال پیش متوقف گردید و نهایتاً مالیات را بی سر و صدا در بسیاری از فروشگاهها از مردم دریافت می کنند ؛ که نتیجتاً برای هدفمندسازی یارانه ها دولت به صورت آرام و خزشی شروع به حذف بعضی از یارانه ها می کند ، اسماً طرحی تصویب نشده ولی رسما هم گران شده و هم یارانه ای به کیس داده نمی شود ؛ همانطور که امروز هم یکی از وزرا گفت چه هدفمند سازی اجرا شود و چه نشود قیمت گاز 30 درصد گرانتر می شود


و درنهایت چرا احمدی می خواهد این طرح را اجرا کند ؟ و یا دوست دارد که طرح هایی شبیه این اجرا کند ؟ رای خریدن را قانونی کند . جناب داد من کسانی را می شناسم که 200 هزار تومان پول را تا بحال در دستشان نگرفته اند !
پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی هرکی بریزه شادونه فکر می کنن خداشونه

بابک داد گفت...

متأسفانه دو پيام خوب دريافتي به دليل نامعلومي در بلاگر خودبخود حذف شدند و در اين پست قرار نگرفتند. دوستان عزيز لطفا دوباره ارسال فرمايند. با عذرخواهي و تشكر. بابك داد

ناشناس گفت...

دو تا تحلیل دیگر به علاوه آن تحلیل های چند گانه چند روز پیش
جنبش سبز ها بر خلاف طرفداران حکومت انگیزه بالایی دارند ، صبح تا شب تو اینترنت مشغول کارهای تبلیغی هستند از هر فرصتی برای ابراز وجو استفاده می کنند ، ولی آنها اینطور نیستند باید از یک هفته قبل دعوت بشوند و شاید پولی بگیرند و حکمی داشته باشند و... پس نهایتاً پیروزی با ماست

دوم اینکه خارج شدن نهادهای مرتبط با رهبری از نظارت مجلس از آخرین پازلهای کودتا و هدفمندسازی یارانه ها بود . با این کار دیگر کسی نمی فهمد آن پاسدار که جوان سبز را با عصبانیت می زند سه میلیون تومان پول یارانه گرفته . در حقیقت رای خریدن و رشوه دادن هم قانونی می شود و هم پنهان

درنین گفت...

سلام

بهترین ها

ناشناس گفت...

آقای داد. متن جالبی بود اما روز نوشته های شما تبدیل به ماه نوشته شده اند. آنقدر در مهد دموکراسی سرتان شلوغ شده که فرصت نوشتن دیگر ندارید؟