۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

«مهر» بي سهراب ها، با اميدها فرا رسيد!

مهرماه فرا رسيد. سهراب و دهها جوان مثل او امروز به جاي نشستن پشت نيمكت دانشگاهها،فقط به جرم حق طلبي در خاك سرد خفته اند! يا كنج سلول زندانها اسيرند! و يا محروم و ستاره و مهاجرند. با اين همه «اميد» همچنان زنده است. خون مظلومان، درخت اميد به ريشه كني ظلم را تناور مي كند. ماه مهر رسيد و جاي بچه هاي مهربان و صميمي و صادقي مثل كيانوش و سهراب و محسن و سعيده و ندا و ديگران ميان دوستانشان و خانواده و در ميان ما مردم خالي اما سبز است. سبز سبز است. مهرماه سال ١٣٥٧ دانشجويان سراسر كشور با تعويق بازگشائي دانشگاهها مواجه شدند. بسياري از دانشجويان معترض دستگير و زنداني و شكنجه شده بودند. يكي از آنان برادر عزيز تازه درگذشته ام «سيف الله داد» بود. سيف الله يكي از رهبران جنبش دانشجوئي دانشگاه شيراز بود و بخاطر فعاليتهاي مؤثرش در جنبش و بخصوص اعتراض به تعطيلي دانشگاهها دستگير شده بود. پدر و مادرمان با شنيدن خبر دستگيري او شوكه شده بودند و با خوف و رجاء و بيم و اميد، سوار اتوبوسي شدند و اين برادر كوچكتر را براي سفر شيراز به همراه بردند. از خرمشهر تا شيراز ، پدرم از كار سيف الله متحير و كمي عصباني بود. مي گفت شاه با اين عظمتش را نمي شود با اين اعتراضات ساقط كرد و اينها جان خودشان را بيخود قرباني مي كنند! او سه ماه بعد، وقتي سقوط همان شاه باعظمت را با چشمانش ديد، مي گفت تصورش هم سخت بود آن اعتراضات به اين نتيجه بزرگ برسد و شاهنشاه روزي سرنگون شود. يادم هست وقتي سيف الله را از پشت شيشه كابين زندان عادل آباد شيراز ديديم، به او مژده داد:«بچه هاي دانشگاه به ياد تو و زندانيان و دانشجويان ديگر، سر كلاسها نرفته اند!» و سيف الله فكور و اميدوار بود. اعتراضات و تظاهرات و سركوبها و واكنشهاي مردمي آن قدر ادامه يافت كه بالاخره صبح پيروزي ملت سر زد. افسوس كه قدر آن فرصت طلائي دانسته نشد و بعد از خبط ها و اشتباهات و تندرويها و جنايات گروههاي سياسي، بالاخره ميراث رشادتهاي ملت به تاراج رفت و اكنون سالهاست آن انقلاب مردمي در غصب عده اي ضدانقلاب است. كساني كه اگر انقلابي ٥٧ بودند، پيام مردم آن انقلاب را درك مي كردند و قدم در مسير مخالف رأي مردم و تشكيل حكومت ولايت نظامي نمي گداشتند. كساني كه اشتباهات شاه در سال ٥٧ را مو به مو تكرار كرده اند و گريزي از سرنوشت شاه ندارند. امروز، فرارسيدن «مهر» بوي غريبي دارد. جاي بچه هاي حق طلب و فهيم در ميان ساير دوستان فهيم شان سبز است و بر دوستان بي شمارشان فرض است بر آرمان حق طلبانه شهيدان و اسيران جنبش حق طلبانه آنان باقي بمانند. حكومت ظلم رفتني است و نشانه ترس حاكمان از سقوط، حالا آشكارتر از هميشه شده است. تا سقوط اين حاكميت فرعوني يك ايستگاه باقي است. بايد بسيار مراقب باشيم. مراقب نقش حساسي كه تك تك ما داريم و بايد قبل و پس از پيروزي ايفايشان كنيم. پيروزي بسيار نزديك است، بايد مراقب ميوه و حاصل رشادتهاي سهرابها و مظلوميت نداها باشيم، مبادا بدست نورسيدگاني بيفتد كه همواره در كمين غصب حركتهاي ملي و مردمي هستند. بايد يادمان باشد آرمان بزرگ ما و شهيدان عزيزمان «حاكميت رأي ملت» بوده و هست. پايان ريا و تقلب و دستكاري در آراء ملت، خواسته ماست. خواسته ما زندگي برابر و شرايط مساوي براي همه ايرانيان از هر قوم و رنگ و مذهب و حق انتخاب براي تمام ايرانيان است. سهراب ها و نداها اگر زبان داشتند براي دوستان دانشجوي خود مي گفتند كه ما براي پس گرفتن رأي به تاراج رفته مان از جان خود گذشتيم و ما كه هنوز هستيم نبايد بگذاريم رأي هيچ شهروند ايراني دزديده و ناديده و غصب شود. اينجا ايران است؛ سرزميني كه عادت نداشته چندان در چنگال غاصبان باقي بماند. امروز خورشيد مهر ايران، در نبود شهيدان، بر گياهان اميد و تلاش خستگي ناپذير ما مي تابد. مباد غفلت كنيم، بخدا كه خورشيد آزادي در آستانه طلوع است؛مهر امسال شبيه ترين ماه به مهر٥٧ است و ما شاهدان و شهيدان طلوع خورشيد آزادي ايران هستيم. بايد به قانون اساسي نوين و سبزي بينديشيم كه ايران را براي ايرانيان مي خواهد و براي نگارش آن قانون نوين، خوب است كه نخبگان و دانشجويان و جوانترها دست به كار شوند. سال ٥٧ مشق تعدادي از نخبگان مثل برادرم سيف الله داد، نوشتن پيش نويس قانون اساسي بود و عده اي هم مشق بي قانوني مي كردند. حالا اما تعداد گروه اول بيشتر است و متمدنانه ترين جنبش مردمي جهان، در راهست و جوانان نخبه دست به قلم بي شمارند. [پي نوشت]: سپاسگزارم از لطفهاي شما و دعاهاي خير و احساسات خوبتان. خانواده ام به لطف خدا و دعاي شما بهبود يافتند ولي همواره نيازمند نوازش دعاي شما هستيم. در طول اين كوچ سبز كه فردا يكصد روزه مي شود، فراز و فرود بسيار ديديم. از زخم پاي ديابتي كه هنوز درگيرش هستم تا عفونتهاي سفري و آنفولانزا و مسموميت! اما معجزات بزرگ و كوچك هم كم نبودند و نيستند. بزرگترينش همين كه به رغم اينكه چندبار محل اقامتمان لو رفته، قبل از رسيدن مأمورين محل را ترك كرده ايم و معجزه كوچكش بند آمدن تب ٤١ درجه فرزندم زير چادر و باران شديد پريروز بود. مهر فرا مي رسد و فصل مسافرتها تمام شده است و خطر سوءظن مأموران بيش از صد روز اخير خواهد بود. بچه هايم از تحصيل باز مي مانند و ما هنوز در مهاجرتيم. اينها هزينه بدست آوردن آزادي در سرزمين آزاده پرور اما هميشه اسير ايران است. باري؛ قصه هاي معجزات اين مهاجرت بسيارند و نوشتن شان با اين موبايل وقت گير است. هرچند حالا هم وقت قصه گفتن نيست و به وقتش ماجراهاي تلخ و شيرين اين كوچ را خواهم گفت. عجالتا" خورشيد را بنگريد؛ دارد طلوع مي كند. اين شب سياه، آبستن نور شده است! تا طلوع خورشيد آزادي و عدالت و حق، يا حق!

۴۹ نظر:

nina گفت...

آقای داد عزیز
امسال دانشگاهها را سبز خواهیم کرد.
این جنبش تا سرنگونی این رژیم ادامه داره.خدا با ماست.ما بیشماریم.
به امید آزادی ایران.مواظب خودتون باشید.سبز باشید.

مرجان گفت...

آقاي داد
با درود
ما سبزها به گفته خود شما بيشماريم.شما تهنا نيستيد دليلش هم حضور پورشور مردم در روز قدس بود كه انگار همه داشتيم به شما ميگفتيم كه قدر رنجهاي شما و خانواده تان را ميدانيم همچنين كه با جون و دل از خون شهداي جنبشمان دفاع مي كنيم.
فرزندان شما امسال به مدرسه نميروند و لي به ياد بياوريد آقاي باطبي را كه چطور بهخاطر حق خواهي 8 سال را در زندان گذراند و همان باعث شد كه الان ايشان در يك كشور آزاد و سنخنگوي فعالين حقوق بشر است.انشاا... كه آينده درخشاني نيز در پيش روي فرزندان شما هست.
اين جنبش راهي جز پيروزي ندارد چون سرنوشت هر دولتي كه رو در رويي ملتش بايستد چيزي جز سقوط نيست
دعاي سبزها در سرتاسر دنيا به همراه شما و خانواده تان است.
ياحق

Abri گفت...

سلام آقای داد و شب تقریبا پاییزی تون بخیر.
خوشحال شدم از شنیدن خبر سلامتی خانواده و نگران بابت مشکل خودتون.

<< بخدا که خورشید آزادی در آستانه طلوع است >>

لذتی بردم از خوندنش که مپرس... .
راستی هر روزی که از 27 شهریور می گذره بیشتر باز خورد اون روز و در اطرافم می بینم ، از راننده ساده آژانس تا مغازه دار و حتی فروشنده دکه روزنامه...برای خودم خیلی جالب بود.
مواظب خودتون باشید و به امید امنیت و آرامش برای شما و فرزندان عزیزتون.

ناشناس گفت...

سلام آقای بابک بی باک
روز قدس رو دیدید ؟
دیدید چه جوری زدیم تو گوش آقا ؟
اگه از نزدیک جمعیت رو نمی دیدم باورم نمی شد این قدر مردم نترس باشن.
آخه خداییش ترس هم داره.
جالب اینجاست که خانوما هم زیاد بودند و دست کمی از آقایون نداشتند.
همچین زدیم تو گوش آقا که توهمات از سرش بپره.
مواظب خودتون باشید

Gila گفت...

درد همۀ ایران را فرا گرفته است .هیچ کس بیاد ایران نیست .و هیج کس برای ایران نیست . دیگر نمیتوانم تکه پاره های ایمانم را بهم بچسبانم .تمام ایران ایستاده است اماگویی نیمی از شهر خبر ندارندکه جوانان پر مهر ایران در بستر آخرین شکنجه ها جان میدهند.در انتظار چه نشسته ایم؟ بیائید همگی عاشقانه به ایران خیره شویم ومهر ایران را پر مهرترین سازیم .

ناشناس گفت...

Babak Jan Salam,
Khosh-halam kardi.
Khali delam mikhast dar in rouzha Iran basham!!
Khodavand_E_Iran Zamin Negahdar
FA

ناشناس گفت...

آقای داد عزیز
همیشه بیاد شما و خانواده محترمتان هستم. یکی از آرزوهای من هر بار که وبلاگ شما را باز می کنم اینست که نوشته باشید در جای امنی خارج از ایران هستید و اعضا خانواده از رفاه کافی برخوردار هستند. نوشته های شما بسیار کارساز و آگاهی بخش است. لطفا مراقب باشید. صبح پیروزی نزدیک است.

مریم گفت...

بابک جان مثل همیشه فوق العاده بود
حتی اگر با یه گوشی موبایل نوشته شده باشه
تشبیه بت شکنی ابراهیم (ع) و هجرت 100 روزه شما بسیار بجاست چه شما هم بت شکنی بتی بسیار کثیف تر از بتی که ابراهیم شکست اون بتها دستور قتل مردم رو صادر نمیکرد! امیدوارم آتش این نظام استبدادی وطن فروش بزودی بر شما گلستان بشه
کاش ما هم کمی فقط کمی از جسارت و ایمان شما رو داشتیم
اما در حد خودمون هر کار بتونیم انجام میدیم
حتما خبر حضور میلیونی ما رو شنیدید و حتما میدونید که چه لرزه ای بر تن علیل ! اما متعفن آقا انداخت
بابک جان تو تنها نیستی بدون میلیونها ایرانی قلبشون و فکرشون با تو و خانواده فداکارته
دست اهریمن بد نهاد و مزدورهای آدمخوارش از تو دور باد!

ناشناس گفت...

درود بر شما
بغض دارم. این بغض در حال ترکیدن است. و می دانم که جمهوری اسلامی نفس های آخرش را می کشد. بنابراین امید دارم. و به خاطر آزادی ایران، تا آخر می ایستم.

ناشناس گفت...

بابك جان واقعا از اين شرايطي كه داري از خودم شرمم ميشه..خيلي بزرگي مرد

مهدي زهرا پشت و پناهت

ناشناس گفت...

سلام
آقا خدا قوت
وقتی میخواستم برای دعوت اقوامبه روز ایران سبز(قدس) sms بفرستم(بعد از یک تحریم 3 ماهه)، در جواب اونایی که میترسیدن بیان میگفتم بابا اینا اگه میتونستن تا حالا امثال داد رو گرفته بودن (گوش شیطون کر البته)،پس چون نمی تونند هی بلوف میزنند و بعد میگفتم شماها در مقابل شهدا و امثال دادها و خانوادش مسولید و خلاصه اینطوری بود که 16 نفر رو با خودم بردم روز ایران سبز(قدس)و با اومدن اونا مطمئن شدم که همه مثل ما فکر میکنن و میان و الحق که آمدن ، حتی بابام که تا حالا نیومده بود و خیلیم بهش چسبید.
آقا ما دانشگاه ها رو سبز میکنیم مثل قبل از انتخابات.
درود خدا بر شما و دور باد رنج ها از شما و ملت ایران.
یک تسلیتم بخاطر درگذشت اسطوره سنتور پرویز مشکاتیان.
یک یا حسین تا میرحسین
یک یا مهدی تا شیخ مهدی
یک یا علی تا خاتمی

ناشناس گفت...

Aghai dad sarbaz vatan salam pedaram nazdik be 80sal sen darad ta roz 26 migoft pesar jan man 2 anghlab ro didam avali sal32 ke shekast khord dovomi sal 57 ke ay kash shekast mikhord vali jonbesh sabz ta alan shebahati ba an roza nadare vaghti roz27 did goft in daghighan manand sal 57 ainha hatman be zodi az shoma javanan sabz shekast khahand khord anshalah shoma bad az pirozi mesl ma asir ahsasat nashavid va khon hamvatananetan ra hadar nadahid khaili khoshhalam az azadi ke saharash dar pish ast

کوروش گفت...

salam man korosh hastam ye name baraton ferestade boodam va adress weblogam ro dade bodam ke eshtebah bod va adres sahih:sharyanesabz.blogsky.com
ghesmate dast neveshtehay korosh

مهدی گفت...

بابک جان برو خارج و از اونجا ادامه بده.
ما اصلا راضی نیستیم به تو و خانوادت آسیب برسه.

Sheela گفت...

سنگینی همه پروانه های بی تابِ شانه ات روی شانه های ما!،
در ازای پیاده-رویِ خورشید تو بر رنگین کمان سرزمینمان..
هیچ اهل داد و ستد هستی؟
؟؟
هیچگاه کسی گامهای یادت را دزدیده؟
یااینکه اولین بار است خورشید سرمازدگان می شوی؟
هیچ آسمان آبی، سبزی عشقت را خواب دیده؟
یا اولین بار است دیدگان بهاریت را سرزمینی می دزدد ؟..

مبادا پای خستگی، امید و عشقمان را از یاد قلب پر طپشت ببرد..

شیلا گفت...

مبادا..

ناشناس گفت...

در طلوع آزادی جای شهدا خالیست...
به زودی شاهد انتقام منتقم اعظم خواهیم بود.
دل خوش دار که سختی ها برایت شیرین خواهد بود.
تو و همراهانت را به خدای رحمان می سپاریم.

منم آرش ، سپاهی مرد آزاده گفت...

آقای بابک داد عزیز؛ بدونید که : اولا همیشه و هر روز وبلاگتون رو باز می کنم به امید اینکه مطلب تازه گذاشته باشین و این دوستدار همیشه تشنه به قلمتون رو سیراب کنید. اگر همیشه کامنت نمی گذارم منو ببخشید آخه تقریبا همش تکراری میشه و سپاسگذاری و تعظیم در برابر همه بزرگیها و مردانگیهای شما
دوما: نه فقط من ، بلکه همه اونایی که من مطالبتون رو براشون می خونم و یا ارسال می کنم؛ به خود می بالیم از اینکه هموطنی چون شما داریم
همیشه دوستتون داریم و همیشه چشم انتظارتون هستیم. کاش می شد ...

ناشناس گفت...

باسلام به بابک عزیز خوشحال شدم متن جدید را دیدم امیدوارم که کسالت خانواده برطرف شده باشد. داستان برادر مرحوم تو بی‌ شباهت به سرنوشت برادر من نیست با این تفاوت که برادر من بعد از آزادی از زندان شاه با پیروزی انقلاب ۵۷، دو سال بعد از آزادی در خرمشهر، جز اولین جانباختگان بود اولین گروه مردمی که قبل از نیروهای نظامی با نارنجک‌های ۳ راهی‌ با متجاوزین عراقی‌ مبارزه میکردند.روحشان شاد باد. می‌خواستم بگویم زمانی‌ که برادرم در اوین بود آشنایان و اقوام میگفتند آخه مگه شما جوانها میتوانید شاه را برکنار کنید. دیدیم که توانستند هرچند به امیدشان خیانت شد. خداوند پشت و پناهت باد.

مخلص تو محمود

رسا سبز گفت...

سلام بابک عزیز
پایداری و سرو قامتیت ، همواره در تاریخ جنبش سبز ایران ، باقی خواهد ماند.نام تو یادآور بابک سرزمین من ، آذربایجان است.تو نیز همچون او دربرابر ستم ایستادگی می نمایی.
صبح پیروزی نزدیک است

ناشناس گفت...

درود بر شما
سلامت و پیروز باشید - دلم مان سوخته و رنجوریم - بیشتر گریان مان کردید - ما روز قدس را سبز کردیم با فریاد آزادیخواهی - شعر زیبا زیستن ایرانیان راستین کردار و صلح طلب ، جاودان است
کاش کمکی میشد می کردیم برای تان،
جایی برای اسکان - لحظه ای آرامش
توانمند بمانید

ناشناس گفت...

سلام
زیبا نوشتید.
خدا رحمتشون کنه....می موندند بیشتر دق می کردند فکر کنم...الان وضعشون از من و شما بهتره...خدا غرق رحمتشون کنه
خدا به خانواده شما هم صبر بده
واااااااااااااییییی
خدا من بابا تو دیگه کی هستی؟
خداییش ای ول
الهی...مریضی و..رو خوندم دلم کباب شد.
خدا پشت و پناهتون باشه.خدا حفظتون کنه
خدارو شکر که به خیر گذشته
یکصد روز زندگی گاریزماتیکی...دمت گرم
برای حفظ سلامتی روحی و جسمی شما و خانواده تون و حفظ امید و عاقبت به خیری و در امان بودن از هر شری به هر نحوی نذز می کنم از امروز هر روز 100 صلوات و یک آیه الکرسی بخونم صبح به صبح
کاری غیر از خدا از دستمون بر نمیاد
وگرنه از ان هم کوتاهی نمی کردیم
راستی از نظر مالی چی؟
:(
دعای ملت پشتتونه...مطمئن باشید

ناشناس گفت...

سلام بابک عزیز

صدمین روز کوچ سبزت را تبریک می گویم. زنده باد! زنده باد! زنده باد! راه آزادی و رهروان این راه پر خطر ولی شیرین. آنقدر شیرین که مرگ در این راه را می توان بر زندگی در زندان ایران ترجیح داد.

لطفاً درباره مبارزات مدنی باز هم مطلب بنویسید. روش هایی که کمر غاصبان را خم کرده و صورت ناپاکشان را به خاک بمالد شاید پاک شوند!!!

زنده باد زنان و مردان دلیر ایران!!!

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز
صد روزگی کوچ سبزتان مبارک
ما همگی قتل غیر مستقیم کسانی مثل برادر عزیز سیف الله داد را محکوم می کنیم.
به راستی مهمترین دغدغه اکنون همان است که به آن اشاره کردی: پس از پیروزی چه کنیم که باز این چنین نشود؟ لطفا اگر ایده ای داری برایمان بنویس. دوستان دیگر هم نظراتشان را بگذارند. تمام بحث های این روزهای ما دور همین مسئله است.
بهترین آرزوهایم از اعماق دل نثار آن خانواده مبارز.

ایران زمین گفت...

درود بابک جان / خون از چشمانم می چکد وقتی اینگونه ایرانم را میبینم بیاید و یکصدا شویم
زود خیزیم و چاره ای سازیم// تا کنیم ز بیخ او از بنیاد
یا جمله بمیریم یا گردیم//صاحب زندگانی ازاد

ناشناس گفت...

بابک جان برادر نازنینم ،
درود بر تو که اندیشه ات اینچنین جوانه های سبز امید را در دلها سیراب میسازد.
پاینده باد آوای خوش حق گویی هایت ، که اینچنین در جان ما می نشیند و شجاعت می پرورد.
نفرین بر اهریمنی که پاکترین فرزند این سرزمین را از خانه و کاشانه اش اینچنین جدا ساخت.
دعای شام و سحرم همواره با توست.
خوشنودم در مقام مادر دو فرزند به سرزمینم ببالم که جوانمردی همچون بابک داد دارد.
آرزوی قلبهای حق طلب ایرانی بازگشت سرافرازانة تو به خانه است.
بر دستان همسر و فرزندان صبورت بوسه می زنم.
ن.م.

ناشناس گفت...

بابک داد عزیز! دانشگاهها امسال هم ساکت نخواهند بود! و البته سبز سبز!

ناشناس گفت...

سلام عمو بابك عزيزم. اميدوارم كه شما و خانواده تان خوب و سلامت و آزاد باشيد. جالبه كه
من هم زندگي در خرمشهر را تجربه كرده ام و گاهي واقعاً دلم براي آنجا تنگ مي شود. در مورد
عظمت و قدرت شاه گفتيد. ببينيد الان كه ما كتاب خود شاه و تاريخ را مي خوانيم مي بينيم كه شاه
چقدر ضعيف بوده. اين خود ما بوده ايم كه شاه را در ذهنمان عظيم و قدرتمند تصور كرده بوديم.
قدرت به كاخ شاهنشاهي و تجملات و زرق و برق نيست. قدرت به ميزان جنايات و كشت و كشتار
نيست. اتفاقاً يك انسان هرچقدر بيشتر به ديگران آسيب برساند و هرچه بيشتر بكشد ضعيف تر و
ترسو تر است. من هميشه يك مثالي مي زنم. مي گويم من به خودم نگاه مي كنم. وقتي يك سوسك
يا گربه مي بينم و مي ترسم، به تنها چيزي كه فكر مي كنم كشتن آن سوسك يا گربه است. درحاليكه
اگر آنها را از تلويزيون ببينم، اصلاً به كشتن آنها فكر نمي كنم. اينها همه نشان مي دهند كه من از
روي ترسم تصميم به كشتن آنها مي گيرم. از روي ترس و وحشت. اين به ظاهر قدرتمندان هم دقيقاً
همين گونه اند. بسيار وحشت زده و ترسو اند. شاه ضعيف بود. جمهوري اسلامي هم ضعيف
است. اين ما بوديم كه يك تصوير قدرتمند و وحشتناك از آنها در ذهنمان ايجاد كرده بوده ايم. البته
اين تصوير اكنون خوشبختانه درهم شكسته است. به قول معروف در نااميدي بسي اميد است، پايان
شب سيه سپيد است.
عمو بابك جان، چه خوب مي كني كه از حال و احوال خودت و خانواده ات مي نويسي و آنها را به
مشاركت مي گذاري. اين روش خيلي به تو و خانواده ات كمك خواهد كرد.
به خدائي كه در ذهنت داري ايمان داشته باش و او را به صورت نيروئي تصور كن كه تو و خانواده ات
را احاطه كرده و از شما مراقبت مي كند. خود و خانواده ات را به اين نيرو بسپار و ايمان داشته باش
كه اين نيرو همچون ديوار محافظي اطراف تو و خانواده ات را احاطه كرده و از شما محافظت مي
كند.
من هميشه به وجود اين نيروي محافظ در اطراف خودم ايمان داشته ام. خرمشهر كه بودم چون مجبور
بودم سوار ماشين شخصي شوم. خودم را به اين نيروي محافظ مي سپردم. دوبار هم سوار ماشين
آدمهاي ناجوري شدم كه يكبار آن تو جادهء آبادان بود. اما هيچ وقت هيچ اتفاقي براي من نيافتاد.
حتي يكبار اين نيرو وقتي سگي گذاشته بود دنبالم و من با صورتم پرت شدم روي زمين از من محافظت
كرد و سر من را چرخاند. من خرافاتي نيستم و راستش خودم هم نمي دانم چطور اين اتفاق را باور
كنم. ولي ديدم كه سرم چرخيد و با صورت نيامدم روي زمين. و دماغ تازه عمل كرده ام آسيب
نديد. فقط لبم شكاف برداشت. توي راهپيمائيها هم خودم را به اين نيروي محافظ مي سپردم.
باورتون نمي شه، يكبار مأموره با باتوم آمد سراغم و گفت برو گمشو با اين ريختت. من هم وايسادم
باهاش بحث كردم. اما اصلاً كتكم نزد. روز قدس هم وقتي داشتم فرار مي كردم يك لحظه ديدم يك
گارد باتوم به دست از رو به روي من جلوي من ظاهر شد. سكته كردم. اما از كنارم گذشت و
رفت. من آن لحظه اصلاً هيچ چي نفهميدم. اما الان كه فكرش را مي كنم مي بينم كه اين نيروي
محافظم بوده كه من را نجات داده.
عموي عزيزم، شما و خانواده تان و ايران عزيزم را با تمام هموطنان ارجمندم، همه و همه را به دستان
پرتوان اين نيروي محافظ مي سپارم. تنها اميدم به اوست كه ما را از اين آفت نجات بخشد. خدايا!
آن ده كه آن به.
اين سه تا دعا را هم برايت مي نويسم. اميدوارم به دردت بخورند. دعاهاي قدمهاي دوازده گانه اند.
دعاي آرامش:
خداوندا، آرامشي عطا فرما، تا بپذيرم، آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم. شهامتي، تا تغيير دهم، آنچه را
كه مي توانم. و بينشي، كه تفاوت اين دو را بدانم. آمين.
دعاي قدم سوم:
پروردگارا، خود را تقديم تو مي دارم، با من كن و از من ساز، آنچه كه خود اراده كني. از اسارت
نفس رهايم كن، تا انجام اراده ات را بهتر توانم. مشكلاتم را بگير، تا پيروزي بر آنها شاهدي باشد،
براي كسانيكه با قدرت تو، راه تو و عشق تو ياريشان خواهم داد. باشد كه هميشه بر اراده ات گردن
نهم. آمين.
دعاي قدم هفتم:
آفريدگارا، من اكنون آماده ام كه تمام بد و خوب وجودم را به تو بسپارم، تمنا دارم يك يك نقصهاي درونم
را كه سد راه خدمت به تو و همنوعان من است بر طرف كني و قدرتي عطا فرمايي تا از اين پس به
خدمت تو كمر بندم.

خسی بر موج گفت...

با سلام.اول مهر روز مهرورزی ایرانیان به یکدیگر است.امسال که با کودتای طالبان علیه ملت کاممان تلخ است به این امید به دیدار یکدیگر در دانشگاهها میرویم تا پیمانمان را با هم بیشتر و محکمتر کنیم و امید داشته باشیم که این جلادان رفتنی اند و ما آنها را بیرون می کنیم.به امید آنروز.
اول مهرماه تولد استاد شجریان بر ایشان مبارکباد.تولد خودم هم هست.
خسی بر موج

سبلان سبز گفت...

باز هم 20:30 شاهکار کرد در مورد سعیده پور آقائی

1. در صحنه اول که 20:30 گفت این فیلم توسط آشناهاشون گرفته شده سعیده خانم همان لباس هائی تنش بود که موقع مصاحبه تنش کرده بود

مورد دوم اینکه جالب بود اینکه سعیده 2 ماه از خانه فرار کرده بود یکی دیگه ازش نگهداری میکرد...جالبه نه؟ اصولا به همچین دخترای که از خونه فرار می کنن مودبانه می گن دختر فراری یا خیابانی.....چطور خانواده ی بودن که بون نگرانی دختره را برگردوندن ؟
مورد سوم: در اول اين نمايش دختره
مي گه از بالكن ساختمون پرت شده و پاش شكسته ولي در اواخر فيلم مي گه
تصادف كرده!!!
آخه دروغ و دغل تا چه اندازه؟؟؟؟
البته بلانسبت نايب برحق امام زمان!!

ناشناس گفت...

درود بر آزاد مردان و آزاد زنان این مرز پر گهر!
و درود و سلام بر مردم سرفراز، زنده و غیور تهران همیشه سبز که در روز ایران، گل کاشتند و آبرو خریدند!
و درود بر همه هموطنان عزیزی که در روز سبز ایران فریاد مرگ بر دیکتاتور و زنده باد آزادی و دموکراسی سردادند.

و درود بر آقای داد و دادها و سهراب ها و نداها.
زنده باد ایران! زنده باد ایرانی! جاوید باد علم و ادب و معرفت ایران
و دور باد کشور عزیزم ایران از شر دسیسه های شیطانی نظام استبدادی آخوندیسم و تحجر و واپس گرایی این قوم ظالم و نادان که در طول تاریخ ننگین سی ساله خود چیزی جز جنگ و خونریزی و بدنامی و کشتار و تجاوز و دزدی و آدم فروشی و تحقیر و ابله پروری و خیانت بر جای نگذاشتند>

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من
عالی نوشته بودی.واقعا لذت بردم از نوشته هات. مطمئن باش این دانشجویان و جوون هایی که من دیدم جمعه به همین راحتی آروم نمی شینن و ول کن قضیه نیستند. من که فقط دفاعم مونده و دیگه دانشگاه نمی رم تازه اگه هم می رفتم دانشگاه آزاد زیاد سیاسی نیست و صحبت زیادی نمی شه ولی دیدم بهترین کاری که می تونم بکنم اینه که نوشته های شما رو واسه دوستام و استادام بفرستم الان این شده کارم و همه نوشته های جدید تون رو به گوش همه می رسونم مطمئن باش اونهایی که توی صحنه هستن قوی تر و با قوای بیشتر به مبارزه ادامه می دن. اصلا نگران نباس ملت ایران هیچ وقت شهداشون رو فراموش نمی کنن و همیشه استوار پشت مبارزان سیاسی دربندشون هستن.
خدا رو صدهزار بار شکر که اعضای خانواده ات در سلامت به سر می برند.
خیلی خیلی خیلی عزیزی.
مواظب خودت باش.
یا علی!

ناشناس گفت...

سلام به آزاد مرد سبز اندیش،بابک داد

دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد

به خدای ایران زمین می سپارمت.

ناشناس گفت...

قبل از انتخابات یک روز شنبه صبح که امدیم دانشگاه دیدیم عکسهای اقای موسوی را پاره کردند درست مثل ان شنبه بعد از انتخابات که بیدار شدیم و دیدیم رای ما را دزدیدند با رای ما پز میدند درست مثل ان شنبه ای که واقعا بیدار شدیم ان هم با صورت خونی ندا...
انها بودند که تخم کینه و نفرت را در دلهای سبز و پر امید ما کاشتند اما ما اهل انتقام جویی و خونریزی نیستیم چون کینه ما کینه مخملی است ان هم از نوع سبزش...
با وجود این همه ناراحتی شاد باش و شادباش که در شادی و زیبایی است که به خدا نزدیک میشوی شاد باش چون ترشرویی بی حرمتی است شاد باش چون در هر سو معجزه هاست تنها باید قلبی حساس و دیدگانی تشنه داشته باشی و
مواظب خودت باش چون زندگی سرشار از شادی و سلامتی تو منبع پر نعمت امید ماست...
خیلی بهتون افتخار میکنم.

ناشناس گفت...

salam aziz tar az jan, chon ba mardoomi mardoom ba to hastan.

ناشناس گفت...

چون اميد زنده است پس ايراني زنده است و چون ايراني زنده زوال استبداد ديني با دستان سبز ميسر است نام سيف ا... اتش به جانم ميزند در فراغش خون باريدن برايم كم است ببخشيد بابك باز گويا كنج خلوت باز داشتگاه دل تنگمان شده بود و دوري از شما نسيب من حقير . كيا از كرانه ابي خليج فارس .

ناشناس گفت...

salam,khoda ro shokr ke salamatid.az inke bacheham too asayesh zendegi mikonan az shoma sharmandeam.emrooz pesaram raft avale rahnamaee.moaleme tarikh sare kelas goft bazi khoonevadeha gool khordan va ba ahmadinejad mokhalefat mikonan. va..... mikhastam begam bachehaie ma az amsale in agha hooshiartaran va khoob o az bad tashkhis midan.bebinin kareshoon be koja reside!!khoda poshto panahetoon.doaie ma hamishe ba shomast.shoharam salam miresoone va khahesh mikone az iran kharej shin mige joone shoma kheili baraie hameie ma arzeswhmande.

داریوش گفت...

درود

ابتدا درود میفرستم به روان پاک برادرت.

من زندانی رژیم پیش هم بودم ولی در اون رژیم هیچگاه زندانی شکنجه نشد و تحت هیچ شرایطی به دختر و زن و پسری تجاوز نشد و درسته که ما زندانی بودیم ولی انسانی باهامون برخورد میشد ولی این رژِم از سی سال پی کشت و تجاوز کرد و جنایت کرد:

امیدوارم یک قانون اساسی سکولار و دموکراتیک نوشته بشه که حقوق همه انسانها توش رعایت بشه.

من مخالف درجه یک محمد رضا شاه پهلوی هستم ولی حتی حتی در یک کشور دموکراتیک پسر او هم باید راحت و آزادانه زندگی کنه و اگر دوست داره فعالیت سیاسی انجام بده.

نمیدونم چه زمانی به رفراندوم می رسیم ولی این بار مثل 57 فقط نگوییم اینها بروند. قانون اساسی حکومتی را که قرار است در ایران باشد بخوانیم و سپس رای دهیم

بامداد گفت...

سلام بر بابک داد...
نگرانت شده بودیم همگی، از ننوشتنت و از شرکت نکردن در صدای آمریکا، از خدا بهبودی و صبر را درخواست میکنیم برای شما و خانواده عزیزتان ... مردم ایران با شما هستند و به یاد شما
من عدوی تو نیستم انکار توام

با تشکر
بامداد

ناشناس گفت...

Babak Jan Salam,
Didi dar New York ba MAMOT che kar kardan!!!
Inghadr khefat-o-khari dar tarikhe UN be sabaghe hast.
Daste hamvatanan dar NY dard nakone ke gol kashtand.
Taghriban salone UN khali bood!!
Yek pirouze digar baraye jonbesh SABZ
Tamame modat be yadet bodim Babak
Khodavand_E_Iran Zamin Negahdar
FA

ناشناس گفت...

ولي شما كه جمعه شب گذشته در صداي آمريكا شركت كرديد؟!

ناشناس گفت...

سلام بابک آزاده
جنبش سبز مردم به پیش است و جوانان این مرز و بوم با حرکت آزادیخواه خویش مدارس و دانشگاها را مرکز مبأزه تبدیل خواهد کرد.
امیدوارم همراه خانواده و جنبش سبز باشی‌.

ernesto گفت...

بابک عزیز سلام
یاد سیف الله داد بخیر
بزرگ مردی بود در عرصه هنر
همیشه پیروز و جاوید جنبش سبز مردم ایران
مواظب خودت باش
پیروزی نزدیک است.

ناشناس گفت...

بابك داد عزيز
لطفا هر وقت مي تواني يك خط هم كه شده بنويس. هر وقت صداي موتور، صداي داد و بيداد، صداي ماشين پليس، صداي تير يا اين جور صداهاي ناهنجار كه اين روزها زياد هم هستند مي شنوم نگران شما مي شوم.
اميدوارم همه آن خوانواده برزگ منش كه ناديده چنين قلب ما را آكنده مهر و احترام خود كرده اند، سالم و شاد باشند.

شیلا گفت...

درسی که امروز فرزندان دلبند تو از پدر و کوچش می گیرند، در هیچ مدرسه و دانشگاهی کسب نمی شود..

ناشناس گفت...

خدایا لباسی بر تن و روحم پوشاندی و مرا روانه این زمان و این جهان کردی .گر چه اکنون که نیم قرن از زمان زمینی ام گذشته و لباسی که به عاریه به من دادی از فرط رنجهای زمینی مندرس و تیره رو شده اما قلبم هنوز با یاد تو می شکفد و جوانه می زند.میدانم که هستی و مسافرانت را نظاره میکنی..خدایا مباد لحظه ایی که حضورت در خاطر زمینی ام گمرنگ شود..طلایه دار ...این پاییز هم میگذرد...ایرانی نو در راهست.ما همه میدانیم.. مگر نه؟

ناشناس گفت...

BABAK JAN AZ HAL VA OZAE MEHDI BARYEMAN BENEVIS.

kristoffer گفت...

آقای بابک داد برای شما آرزوی سلامتی‌ و بهروزی دارم.

سر سبز باشید...کریستفر

kristoffer.anderias@hotmail.com

ناشناس گفت...

آقای داد عزیز

تا زمانی که خون این شهیدان رو پس نگیریم آروم نمی نشینیم
تا رووووووز پیروزی

یــا علـی