۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

اولين تهديد احمدي نژاد به گزينه "ابطال انتخابات"!



او به "در" كوفت تا "ديوار" بشنود و حساب كارش را بكند! احمدي نژاد با ورودي معنادار به انتخابات سازمان نظام پزشكي، از ردصلاحيت گسترده پزشكان انتقاد كرد و تهديد كرد به نفع كساني كه رد صلاحيت شده اند، از قدرت خود استفاده خواهد كرد و آن انتخابات را باطل مي كند! پيام آشكار احمدي نژاد با اين اقدام، چيزي فراتر از "حل و فصل انتخابات نظام پزشكي" بود. او به نوعي براي شوراي نگهبان، سپاه و مقامات نظام پيغام فرستاد كه در صورت لزوم، در انتخابات رياست جمهوري از همه قدرت قانوني خود حتي براي "ابطال انتخابات" هم استفاده خواهد كرد! او اين قدرت نمايي را در انتخابات نظام پزشكي نشان داد، تا براي انتخابات رياست جمهوري گوشي را به دست همه مخالفانش داده باشد!
اينك اگر شوراي نگهبان و سپاه بخواهند براي انتخابات رياست جمهوري آينده، روي رد صلاحيت نامزد مورد نظر احمدي نژاد و يا مهندسي انتخابات و تقلب در شمارش آراء حسابي باز كنند [كه حتما" چنان حسابي باز كرده اند!]، احمدي نژاد به آنها پيغام داده كه از تمام قدرت و ابزارهاي قانوني خود استفاده هاي مقتدرانه تري خواهد كرد! احمدي نژاد با هر انگيزه اي پر و بال مخالفانش را براي مهندسي انتخاباتي بچيند (مثلا" با انگيزه حمايت از نامزد مورد نظرش در انتخابات آينده اين كار را بكند) باز هم به نتيجه عمل او بايد نگاه كرد كه ممكن است قابل توجه و جالب باشد! او ممكن است بتواند (خواسته يا ناخواسته!) تكليف دو مسئله لاينحل در سازوكار انتخابات جمهوري اسلامي را براي هميشه حل كند: اول لغو نظارت استصوابي شوراي نگهبان (رد و تأييد صلاحيتها)! و دوم جلوگيري از دخالت سپاه در مهنسي انتخابات كه ممكن است با «ابطال انتخابات» آن را عملي كند! اگر احمدي نژاد (تأكيد ميكنم با هر انگيزه اي) موفق شود به اين دو هدف دست پيدا كند، نتيجه عملش جاي تأمل جدي خواهد داشت.
بديهي است احمدي نژاد اين كارها را با انگيزه هاي دمكراتيك انجام نمي دهد و بدنبال صيانت از رأي واقعي مردم نيست. او بنا دارد خود را در قدرت ماندگار كند و ظاهرا" نقشه هاي اساسي براي اين هدف كشيده است. اما «نتيجه عمل» سياستمداران مهمتر از «انگيزه اوليه» آنهاست و در اين مورد ممكن است كار احمدي نژاد، به گشايش هاي مثبتي در فضاي سياسي كشور منتهي شود. حتي اگر خود او مايل به چنان نتيجه اي نباشد.
او با قيچي كردن پروبال شوراي نگهبان در رد صلاحيتهاي سليقه اي، و با كوتاه كردن دست سپاه از مهندسي انتخابات، جاده را براي خود هموار خواهد كرد و علاوه بر تصاحب رياست جمهوري توسط نامزد مورد نظرش، بدون هيچ مقاومتي مي تواند مجلس بعدي را هم فتح كند. و كسي چه مي داند شايد نقشه هاي بزرگتري هم در سر او باشد! به هر حال احمدي نژاد براي بقا در قدرت، شمشيرش را از رو بسته و ظاهرا" بنا ندارد عقب نشيني كند! شايد حكومت برخلاف تمايل قلبي اش، به زودي ناچار به حذف فيزيكي اين موجود دست و پاگير شود كه رسما" به سنگ بزرگي در جلوي پاي منويات رهبر نظام تبديل شده است.

۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

تيم احمدي نژاد چگونه انتخابات را «مهندسي» مي كند؟


خيلي ها گمان مي كنند كانديداي مورد نظر احمدي نژاد، يار نزديك او "اسفنديار رحيم مشائي" است. اين گمانه آنقدر قوي است كه برخي مقامات حكومتي را ناگزير كرده صراحتا" بگويند صلاحيت آقاي مشائي را تأييد نخواهند كرد. اما معلوم نيست نامزد نهايي تيم دولتي ها مشائي باشد.
قدر مسلم اينكه احمدي نژاد بدون توجه به اين حرفها، از ماهها قبل «كليدواژه انتخاباتي» خود را طراحي كرده و به زبان اشاره و استعاره در اينجا و آنجا و حتي در صحن سازمان ملل آن كليدواژه را به زبان مي آورد تا در موعد مناسب، نامزد نهايي مورد نظر «تيم دولتي ها» را با همين اسم رمز به مردم بنماياند و به عنوان جانشين خود معرفي كند و از صندوق رأي بيرون بكشد. در چنان موعدي، مردم عادي و حاميان احمدي نژاد با همان اسم رمز گوش آشناي «بهار» به صحنه مي آيند و احمدي نژاد با همين بخشنامه تك كلمه اي، همه امكانات دولتي را به سود نامزد مورد نظر «تيم» خود بسيج خواهد كرد. پس شخص مشايي يا ثمره هاشمي و يا حتي الهام و بقايي براي نامزدي اهميتي ندارد. مهم اين است كه تيم احمدي نژاد از حالا با زيركي از عنصر «نشانه گذاري» بهره برده تا در وقت مناسب، كسي را به خيابان پاستور بفرستد كه همين تيم را همچنان در كاخ رياست جمهوري حفظ كند. عناوين و مقام آدمها در دولت بعدي بخاطر اين كار تيمي چندان اهميتي نخواهد داشت، مهم اين است كه براي رسيدن به پيروزي هرگز نيازي نباشد تا احمدي نژاد به استانداران و فرمانداران و زيردستان خود، نامه و بخشنامه مستقيم و رسمي بنويسد و متهم به دخالت در انتخابات شود! همان اسم رمز شاعرانه(!) براي هماهنگي تمام تيم دولتي و گروههاي مردمي «دولت ساخته» كافي خواهد بود و كسي هم نمي تواند احمدي نژاد را براي افراطش در استفاده از يك واژه شااعرانه مثل «بهار» سرزنش و يا متهم به مهندسي انتخابات كند! كما اينكه تيتر روزنامه خورشيد [نزديك به مرتضوي و تيم دولتي ها] از تمام سخنراني احمدي نژاد در مراسم 22 بهمن، همين كليدواژه را به عنوان تيتر اول خود برگزيد! بهار!  
اتاق فكري كه اين تصميمات را ساخته و براي اجرا به رسانه هاي دولتي و «گروههاي دولت ساخته» مي سپارد، سالهاست كه «كار تيمي» مي كند و احمدي نژاد هم به رغم تكروي هاي مشهورش، در چارچوب اين تيم فرد منضبطي بوده و غالبا" با تصميمات تيمي اين گروه، خود و دولت را هماهنگ كرده و نيروهاي اين حلقه را هم تا پاي جان حفظ كرده است. اولين مورد آن وقتي بود كه خامنه اي با معاونت اولي رحيم مشائي مخالفت كرد و احمدي نژاد با دهان كجي، بلافاصله مشائي را به رتبه مهمتري گماشت و او را رئيس دفتر رئيس جمهوري كرد! همچنين در حمايت از ملك زاده، كردان، رحيمي، جوانفكر و سعيد مرتضوي بارها نشان داده كه تيم خود را حتي به قيمت در افتادن با كل نظام حفظ خواهد كرد. همين انضباط تيمي و كار متمركز گروه احمدي نژاد و يارانش، موجب وحشت سپاه و بيت رهبري شده است. بر خلاف اصلاح طلبان كه به جاي كار گروهي، به مديريت «تك شخصيتهاي نخبه» اعتقاد داشته و دارند و همين امر موجب سركوب آسان آنها مي شود، گروه احمدي نژاد كليد موفقيت و رمز بقا را در كار گروهي و تيم ورك يافته و انصافا" توانسته از سخت ترين مهلكه ها جان سالم به در ببرد. اگرچه تيم آنها در اداره امور كشور به حد فاجعه آميزي ضعيف و بد عمل كرده است، ولي در جايگاه «منافع تيمي» خودشان، بسيار هماهنگ كار مي كنند و هواي همديگر را تا پاي جان دارند.
انضباط داخلي اين تيم به حدي است كه اگر به نتيجه برسد بايد اطلاعات محرمانه نظام را نسخه برداري كند، سه ماه وزارت اطلاعات را بدون سرپرست بگذارد و شبانه روز از محرمانه ترين اطلاعات نظام نسخه برداري كند! يا وقتي تيم تشخيص ميدهد كه برخي وزيران كابينه مثل مصلحي و متكي و دستجردي در حال تضعيف جايگاه دولت هستند، در عزل آنها درنگ نمي كند. اگر «تيم» به اين نتيجه برسد كه بايد غلامحسين الهام را خانه نشين كند اين كار را مي كند و اگر دوباره به او نياز داشت، بدون درنگ وي را به همان مقام سخنگويي دولت باز مي گرداند. اين اتاق فكر و هسته مركزي كه روابط داخلي آن بر اساس شواهد بسيار، چيزي در حد «مريد و مرادي» است؛ به سادگي قابل سركوب نيست و انسجام آنها باعث وحشت مقامات حكومتي شده است. زيرا اين تيم را نمي توانند به سهولت حذف اصلاح طلبان، خانه نشين و سركوب كنند.
بعد از دستگيري سعيد مرتضوي، نيروهاي خياباني احمدي نژاد به مقابل ساختمان قوه قضائيه ريختند و معلوم نبود اگر مرتضوي همان شب با دستور رهبر آزاد نمي شد، روز بعد چه بلوايي به پا مي كردند. بعد از انتقاد لاريجاني از احمدي نژاد، نيروهاي مردمي «دولت ساخته» رئيس مجلس را در شهري كه نماينده مردم آن محسوب مي شود، با نعلين و مُهر و كفش مورد حمله قرار دادند و ناچار به ترك محل سخنراني كردند. وقتي تيمي چنين منسجم و متعهد به همديگر عمل مي كنند، نمي توان آنها را مثل اصلاح طلبان تك به تك در منازلشان حبس كرد و آب هم از آب تكان نخورد!
در جريان جنبش سبز آقايان موسوي و كروبي مردم را به سكوت و پرهيز از خشونت با نيروهاي سركوبگر دعوت كرده و از لشگركشي خياباني مردم جلوگيري مي كردند؛ ولي برعكس تيم احمدي نژاد در اين سالها نيروهايي را براي مبارزه خياباني آموزش داده و تربيت كرده است! بر اساس اسنادي كه اخيرا" درباره يكي از همين سردسته اوباش و چاقوكشان سركوبهاي سال 88 منتشر شده، تيم احمدي نژاد از افرادي شبيه :ب.ز» تاجراني ساخته كه با صرف پولهاي كلان بيت المال، به كادرسازي نيروهاي خشن خياباني پرداخته اند و شايد هزاران گروه ضربت را براي روز مبادا تربيت كرده اند.
از اين زاويه، اصلاح طلبان براي حفظ جان مردم و بر سر عقل آمدن رهبر نظام از بروز درگيري خياباني جلوگيري مي كردند ولي تيم احمدي نژاد حاضر است براي تصويب يك لايحه و يا مخالفت با يك طرح، هزاران عربده كش ارزشي(!) را به مقابل مجلس بفرستد و به عواقب آن حتي فكر هم نكند. همين تفاوتهاست كه باعث مي شود برخي از مخالفان نظام، احمدي نژاد و سرسختي هاي او را بيشتر از نرمش هاي اصلاح طلبان مؤثر بدانند و در دل بگويند:شغال بيشه مازندران را؛ نگيرد جز سگ مازندراني! و بدون توجه به اينكه احمدي نژاد و تيمش با چه انگيزه اي با مقامات نظام درافتاده اند، از نتيجه كار اظهار خشنودي كنند.     
در هر حال زماني كه احمدي نژاد در ميدان آزادي تهران در مراسم 22 بهمن داشت از كليدواژه «بهار مي آيد» استفاده مي كرد، همزمان «سال چيني مار» شروع شد؛ سالي كه مي گويند سرشار از تندبادهاي سهمگين سياسي خواهد بود! در ايران، نشانه هاي سونامي سياسي را از همين حالا هم مي توان ديد. احمدي نژاد كه خودش از دل يك انتخابات مهندسي شده و متقلبانه متولد شده، حالا مقابل حكومت متقلبان ايستاده و ميخواهد از مهندسي و تقلب انتخاباتي سپاه و رهبري در اين انتخابات جلوگيري كند! و اين شايد بزرگترين نشانه همان سونامي سياسي باشد كه در خرداد آينده نازل مي شود.
احمدي نژاد مولود يك تقلب انتخاباتي خونين است و بهتر از هر كسي هم ساز و كار تقلب را بلد است و «فنون بدل» هر جور مهندسي انتخاباتي را هم به خوبي مي شناسد. بنابراين حريف سرسختي براي حكومت خواهد بود. واضح است كه دل او براي حفظ آراء مردم نسوخته، بلكه مي خواهد جانشين خود را خودش انتخاب كند و بر كرسي بنشاند. احمدي نژاد از مدتها قبل در حال يك جور مهندسي انتخاباتي است و با استخدام هزاران كارمند در استانداريهاي سراسر كشور، دارد دست و بال سپاه و بيت رهبري را هم قيچي مي كند تا كسي به جز شخص مورد نظر «تيم دولتي ها» از صندوق بيرون نيايد! با اين اوصاف، در در ماههاي آينده سال پرآشوب «مار»، ما با شگفت انگيزترين صحنه هاي انتخاباتي روبرو خواهيم شد و درگيري بين دو گروه از سارقان رأي مردم [حكومتي ها با دولتي ها] را بر سر «صيانت از آراء!!» مشاهده خواهيم كرد كه در نوع خودش بي سابقه است!
به نظرم هرچه جلوتر برويم، خامنه اي حسرت بيشتري خواهد خورد كه چرا آن جام زهر لعنتي را زودتر از اين ننوشيد و چرا اجازه داد تا اين شبان كوچولوي زيرك، بر سر كار باقي بماند و كاخ رؤياهاي سلطان را بر سرش خراب كند؟ خدا وعده داده كه گاهي ظالمان را به ظالمان مشغول خواهد كرد؛ تا مردم مظلوم و خانواده هاي داغدار انتخابات قبلي هم حظي ببرند. اميد كه بر اساس افسانه هاي سال چيني، در نبردي كه در اين سال بين «نماد مار» با «نماد ميمون» رخ ميدهد، آرامشي كه همان افسانه هاي چيني وعده اش را داده اند تحقق پيدا كند و ظالمان، شر ظالمان را از سر كشورمان كم كنند.
پي نوشت: يادداشت قبلي ام را درباره رخدادهاي مراسم 22 بهمن در اينجا بخوانيد: "امروز«روز احمدي نژاد» بود!"
در شبكه هاي اجتماعي توئيتر و فيس بوك همگاني بحثها و خبرهاي روز را دنبال مي كنيم. با ما همراه شويد.

۱۳۹۱ بهمن ۲۳, دوشنبه

بازداشت دختران ميرحسين، براي «فرافكني» آبروريزي داخلي نظام است!



خبر فوري: صبح امروز با حمله نيروهاي امنيتي به منزل دختران ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد، «زهرا موسوي» دستگير شد و به گزارش كلمه احتمالا" «نرگس» دختر ديگر آنها هم بازداشت شده است! دو سال قبل در آستانه فراخوان همگاني آقايان موسوي و كروبي براي تظاهرات 25 بهمن، حبس خانگي اين دو نامزد معترض و همسرانشان آغاز شد و تا كنون كروبي، موسوي و خانم رهنورد در حبس خانگي به سر مي برند. دختران ميرحسين موسوي اخيرا" از سه ماه بيخبري و عدم ملاقات با پدر و مادر محبوس خود اظهار نگراني كرده بودند.
شگفتا كه چوب «پيش بيني» وضعيت فاجعه بار كشور را هنوز هم ميرحسين موسوي ميخورد و نه مقصران و عاملان اصلي! مسئله اين است؛ موسوي در مناظره هاي انتخاباتي پيش بيني رسيدن كشور به همين نقطه فلاكت بار را كرد و بخاطرش زنداني شد. حالا مقصران اين وضعيت فاجعه بار هنوز بر مسند قدرت نشسته اند و آنها كه پيش بيني اين وضعيت را مي كردند، در حبس و زندان هستند. اين ربطي به اينكه موسوي و سياست او را بپسنديم يا نپسنديم ندارد. مرام حكومت خامنه اي، فرافكني مشكلات بر سر كساني است كه آن را پيش بيني كرده بودند. رسانه شمائيد.
در فيسبوك همگاني و در توئيتر خبرهاي بيشتر را دنبال خواهيم كرد.

۱۳۹۱ بهمن ۲۲, یکشنبه

امروز، روز احمدي نژاد بود!



درست است كه در سفر به مصر، احمدي نژاد از سوي دفتر رهبري بدون بدرقه رفت و بدون استقبال نماينده رهبر هم بازگشت، اما امروز در مراسم سالگرد پيروزي انقلاب كه بي رونق تر از هر سال برگزار شد، نقش بين المللي خود را به رخ رهبر كشيد و جايگاه خود را رسما" به طرف اصلي مذاكره آمريكا جا انداخت. او دو كار ديگر هم كرد كه به نظرم به اين دلايل امروز "روز احمدي نژاد" بود:
[اول] احمدي نژاد به عنوان عالي ترين مقام اجرايي كشور، براي اولين بار به احتمال تقلب انتخاباتي اذعان كرد و از خطر "مهندسي انتخابات" توسط سپاه و احتمال دخالت و تقلب انتخاباتي سخن گفت! او با كنايه به سپاه و رهبري گفت: "کسی با کوته‌فکری تصور نکند که می‌تواند جای مردم تصمیم بگیرد!" و وعده داد مانع مهندسي انتخابات مي شود.
[دوم] قدم دوم احمدي نژاد "مصادره حق مذاكره" بود كه تا به حال فقط در حوزه اختيارات خامنه اي بود! او به رغم مخالفتهاي مكرر رهبر، "ابتكار مذاكره با آمريكا" را مصادره كرد و صراحتا" به آمريكايي ها پيغام داد: "من خودم با شما مذاكره مي كنم!" معناي اين حرف يعني خامنه اي، ديگر وزن و نقش خاصي در اين زمينه ندارد و طرف اصلي مذاكره، احمدي نژاد است! او و رهبر در چند هفته اخير بارها بر سر مذاكره با آمريكا با همديگر "رقابت لفظي" داشته اند. دولتي ها بارها تابوي "احتمال مذاكره با آمريكا" را شكسته اند؛ اما خامنه اي دو روز قبل از کسانی که "از روی ساده لوحی یا غرض" از پیشنهاد مذاکره آمریکایی‌ها ابراز خوشحالی می‌کنند، انتقاد کرد و گفت: "مذاکره، مشکلی را حل نمی‌کند!"
[سوم] اردوكشي خياباني احمدي نژاد از امروز كليد خورد تا او وزن اجتماعي اش را هم به رخ رقيبان خود در داخل نظام بكشد. امروز پانصد نفر از حاميان كفن پوش احمدي نژاد در قم به سراغ علي لاريجاني رفتند و با پرتاب نعلين و مُهر و نوشابه، سخنراني او را مختل كرده و با شكستن حصارهاي امنيتي او را ناچار به ترك محل سخنراني كردند.
احمدي نژاد امروز سه قدم بزرگ برداشت: هشدار به احتمال تقلب در انتخابات آينده، مصادره حق مذاكره با آمريكا و فرستادن كفن پوشانش به صحنه! و تازه سه ماه تا انتخابات باقي مانده است! 

راهپيمايي پارچه و پرچمها، براي نظام غيرمردمي «آبروداري» نكرد!
راهپيمايي مراسم سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي امروز ركورد كم رونق ترين را در 34 سال قبل زد و با جرأت مي توان گفت تنها يك پيام داشت: اين نظام حتي با پوشش پرچم هاي عريض نمي تواند وانمود كند كه زير آنها جمعيت موج ميزند و بايد بپذيرد كه ديگر كمترين پشتوانه مردمي براي نظام باقي نمانده است.
حتي اقشاري كه به طور سنتي در اين مراسم شركت مي كردند، نسبت به پارسال به طرز حيرت آوري غايب بودند. خبرگزاري ايسنا گزارش داد در حاشيه خيابانهاي منتهي به ميدان آزادي، غرفه هاي مختلفي براي جذب مردم چيده شده بود، از غرفه هاي بینایی‌سنجی، غرفه بازی‌های رایانه‌ای، غرفه مشاوره حقوقی(!) برای راهپیمایان، غرفه ورزش بانوان و غرفه بيماران ديابتي. انواع حركات با توپ، رزمي كاري و نمايش هاي محيرالعقول، نقاشي پرچم ايران روي صورت مردم و توزيع بادكنك و شكلات و سانديس هم مطابق معمول دريغ نكردند. ولي زير پرچمهاي عريضي كه در سرتاسر خيابانها پهن كرده و توسط چند نفر حمل مي شدند، چيزي جز آسفالت و خلوتي نبود. عكسهاي خبرگزاريهاي داخلي و رسمي ايران، اين بي اقبالي بي سابقه مردم به نظام را ناخواسته اما بسيار گويا به تصوير كشيده اند.
در شبكه هاي اجتماعي، همراه شويد.

خبر فوري: بازداشت دختران ميرحسين، براي «فرافكني» آبروريزي داخلي نظام است! 

براي ديدن خبرهاي كوتاه عضو توئيتر شويد و به توئيتر من بياييد.

در فيسبوك همگاني ام بحثهاي روز را با مشاركت مخاطبان دنبال مي كنيم.