۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

باز هم دم خروس دیکتاتوری بیرون زد!


• صداقتِ اشتباهی ‌حاج‌صادق! •
او ناخواسته راست گفته است! گواهی می‌دهم که این حرفهای آیت‌الله لاریجانی درست است که رهبر از هر نظارتی آزاد است. هرچند نیت حقیقی او، دلسرد کردن کسانی است که دارند تلاش می‌کنند با تغییر ترکیب مجلس خفتگان به مجلسی با ترکیب جوان‌تر، نهاد رهبری را پاسخگوی اعمال خود کنند. ولی اصل حرف او مثل دم خروس حقیقت بیرون زده و حاج صادق آملی‌لاریجانی، صادقانه! اصالت دیکتاتوری در نظام ولایت‌فقیه را فاش کرده است؛ ولایت‌فقیه یک حکومت فراقانونی و سلطنتی است که جناب سلطان می‌تواند در همه امور اِعمال قدرت و دخالت کند، ولی به هیچکس و به هیچ نهادی پاسخگو نباشد. بر اساس تعریف آقای لاریجانی از مواد ۱۰۷ تا ۱۱۱ قانون‌اساسی، مجلس خبرگان یک مجلس تشریفاتی و درباری است که حداکثر وظیفه‌اش تشخیص یک فرد بعنوان رهبر است و بعد از آن، این خبرگان حق هیچگونه نظارت و پرسشی از عملکرد رهبر والامقام خود را ندارند. چون به فرموده آقای صادق لاریجانی، چنین نظارتی در هیچ کجای قانون‌اساسی نیامده! این اعتراف بزرگ درباره ماهیت غیرانتخابی و دیکتاتوری بالاترین رکن جمهوری‌اسلامی را باید در تاریخ ثبت کرد.
سخنان رئیس قوه قضائیه، در نقطه مقابل ادعاهای واهی آیت‌الله خامنه‌ای است که همواره تظاهر می‌کند که تمام ارکان نظام با رأی مردم انتخاب می‌شوند. این دروغ بزرگ را برای همیشه نمی‌توان گفت. زیرا بالاخره یک جایی، یک صادقِ ساده‌لوحی پیدا می‌شود که اشتباهی، سخن راست را می‌گوید!
انتخاب مقامات بدون پیگیری مطالبات و نظارت بر عملکرد آنان؛ یعنی نمایشِ انتخاباتی. دادن اختیار و قدرت و ثروت به مقامات؛ بدون پاسخگو بودن آنها هم فقط یک محصول می‌زاید: دیکتاتوری محض.
و دیگر کیست که نداند کثیف‌ترین و مخوف‌ترین استبدادها، استبداد دینی است که همه جنایات و چپاول و ضعفهای خود را به پای خداوند دور از دسترس می‌اندازد. و به نام دین، تمام تپه‌های جهان را «گلکاری» می‌کند.
[بابک‌داد]

متن خبر: آیت‌الله آملی لاريجانی با اشاره به اينكه «برخی افراد، آرزوها و توقعات غيرقانونی خود را كه ربطی به قانون اساسی ندارد مطرح می‌كنند»؛ «نظارت مجلس خبرگان بر رهبری» را سخنی نادرست و غيرقانونی اعلام كرد و گفت: «در قانون اساسی چيزی به نام نظارت بر رهبری نداريم!»
رئيس قوه قضاييه به مواد 107، 108،109،110 و 111 قانون اساسی و اصل 5 آن درباره شرايط، صفات و ويژگی‌های رهبری در نظام جمهوری‌اسلامی ايران اشاره كرد و گفت: مطابق قانون اساسی تشخيص دارا بودن شرايط رهبری و يا فقدان اين شرايط بر عهده خبرگان رهبری است و طبيعی است كه «مقوله تشخيص از نظارت جداست» و اين دو تلازمی با هم ندارد.

۱۳۹۴ آبان ۲۳, شنبه

روایت «۱۱ سپتامبر» خونین پاریس! / این مطلب به‌روزرسانی می‌شود

مقدمه: جمعه شب ۱۳ نوامبر، شب تلخ و پر اتفاقی برای همه فرانسویان و بخصوص برای اهالی پاریس بود و هنوز هم تلخی آن در کام همه هست. اما شاید موقعیت فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه از همه عجیب‌تر بود. او ساعت ۲۱ در استادیوم «استد دو فرانس» با چهره‌ای خندان به تماشای بازی دوستانه فوتبال بین تیم ملی فرانسه با آلمان نشسته بود. کمتر از دو ساعت بعد اولاند با چهره‌ای برافروخته و البته قاطع روبروی دوربین تلویزیون ملی ایستاد و درباره حملات تروریستی پاریس موضع‌گیری کرد و با اعلام وضعیت اضطراری ملی، دستور بستن مرزهای کشور را صادر نمود. شب پرحادثه او و اعضای کابینه تازه آغاز شده بود. دقایقی بعد اولاند به همراه نخست‌وزیر و وزیر‌کشور در جلسه فوق‌العاده کابینه حضور یافتند و حدود ساعت یک بامداد به حمام خون باتاکلان رفتند. اندکی بعد از آنکه پلیس توانست گروگان‌گیران انتحاری در سالن نمایش باتاکلان از پای در بیاورد، اولاند از جنایتی که حداقل یکصد شهروند را در سالن نمایش باتاکلان به کام مرگی دردناک برده، بازدید کرد. جنایتی که منابع خبری برای توصیف آن از عبارت حمام خون استفاده کرده‌اند.
حالا حوالی ساعت ۴ صبح است و فقط چند ساعت از لبخند و شادمانی هواداران تیم ملی فرانسه در استادیوم فوتبال می‌گذرد. اما در این چند ساعت، شیرینی برد دو بر صفر تیم فوتبال فرانسه بر آلمان، از یادها رفته و شوک و اندوه و خشم جای آن را گرفته است. این مطلب، روایتی است از شش حمله تروریستی همزمان در خاک فرانسه که منابع خبری، میزان خشونت و تعداد قربانیان آن را از جنگ جهانی دوم به این سو در این کشور «بی‌سابقه» توصیف کرده‌اند.
 توضیح: این مطلب، از نوع خبری-تحلیلی است و اخبار آن از رسانه‌های مختلف و موثق گرد آمده‌اند. و طی امروز تا جایی که بشود با خبرهای تازه به روزرسانی می‌شود.
• ظاهرا” حملات پاریس به سه شکل رخ داده‌اند: به رگبار بستن مردم، گروگانگیری. و حمله با کمربند انتحاری و انفجار بمب‌. تاکنون خبر کشته شدن هر پنج تروریست اعلام شده است. اما شمار قربانیان بین ۱۲۰ تا ۱۵۲ نفر اعلام شده. اما متأسفانه برآورد جمع‌بندی اخبار، رقمی بیش از این است.
• در اواسط بازی فوتبال، صدای دو انفجار مهیب شنیده شد که حتی موجب شد بازیکن شماره ۳ فرانسه کمی مکث کند. گفته می‌شود آن صدا مربوط به انفجار مرگبار در یک کافه در نزدیکی استادیوم بوده است.
• در دو انفجار نزدیک استادیوم استد.دو.پاریس حدود ۳۵ نر کشته شدند. بازی ادامه داشت اما حالا عکسی از اولاند منتشر شده که در جایگاه ایستاده و با تلفن صحبت می‌کند. ساعت ۲۱:۳۵ یعنی اواخر نیمه اول است و احتمالا خبر حادثه به رئیس‌جمهور داده شده. زیرا دقایقی بعد که گل اول فرانسه به ثمر رسید، دوربین جایگاه ویژه را نشان داد که آقای اولاند در آن حضور نداشت. کمی بعد که خبرها منتشر شد معلوم شد اولاند بعد از آن تلفن با هلی‌کوپتر به محل دیگری برده شده و برای نطق تلویزیونی آماده شده است.
• باراک اوباما بلافاصله بعد از انتشار اخبار این حوادث مقابل خبرنگاران قرار گرفت و در یک نطق همدلانه، این فاجعه را فاجعه‌ای برای همه انسانیت نام نهاد و تأکید کرد همانطور که فرانسه همیشه در کنار ملت آمریکا بوده، اکنون آمریکا نیز در کنار فرانسه است. رئیس‌جمهور آمریکا ساعاتی بعد مجددا با فرانسوا اولاند تلفنی صحبت کرد و اعلام آمادگی برای هر کمکی که فرانسه بخواهد. کامرون نخست‌وزیر بریتانیا، بان‌گی مون دبیرکل سازمان ملل و دولت آلمان هم از اولین مقاماتی بودند که خبر همدردی‌شان در لحظات اولیه رسید. تا حالا بسیاری از کشورهای جهان این جنایات را محکوم کرده‌اند. حسن روحانی هم لحظاتی قبل پیام تسلیتی برای اولاند ارسال کرده است.
• با لغو دیدار اولاند با مقامات ترکیه و فضای غیرعادی فرانسه که قرار است امروز شنبه کلیه مراکز عمومی و آموزشی و حتی فروشگاهها در آن تعطیل باشد، احتمال اینکه سفر روز دوشنبه رئیس‌جمهور اسلامی به فرانسه لغو شود، زیاد است. این البته تحلیل شخصی من است.
• بعد از پایان فوتبال، بازیکنان بهت‌زده در راهروی رختکن ایستاده به شبکه‌های خبری نگاه می‌کردند. خروج تماشاچیان ریسک بالایی داشت و عده زیادی در محوطه چمن منتظر شدند تا وضعیت عادی شود‌. اما تصاویر زنده نشان می‌داد آنها در سرمای آخرشب، مجبور شدند مدت زیادی در انتظار بمانند. برخی با نگرانی و برخی با آرامش این دقایق شوک را گذراندند. عکس از شبکه یک فرانسه
• لغو سفر روحانی. چنانچه انتظار می‌رفت سفر روحانی به پاریس لغو شد. این خبر را آقای ظریف اعلام کرده و در یک تغییر دیگر، ایران در نشست وین درباره سوریه در سطح وزیر شرکت می‌کند و از تصمیم قبلی خود منصرف شده که معاون وزیر را به آن نشست بفرستد. قبل از این گفته شده بود معاون ظریف به وین می‌رود.
• از شش حمله، مهمترین آن در سالن نمایش باتاکلان رخ داد. چهار تروریست که کمربند انتحاری بسته بودند وارد سالنی شدند که گروه راک در حال اجرای برنامه برای حدود ۱۵۰۰ نفر بودند. تروریستها عده‌ای از مردم را همان ابتدا به رگبار بستند و بعد از ساعتی گروگانگیری و درگیری با پلیس، کشته شدند. حاصل این حمله خونبار مرگ حدود یکصد نفر از تماشاچیان برنامه بود. گفته شده تروریستها شعارهای الله اکبر می‌دادند و در آخرین لحظه کمربندهای انتحاری خود را منفجر کرده‌اند.
• بیش از دویست زخمی از حوادث دیشب به بیمارستانها منتقل شده‌اند که حال ۸۰ نفر وخیم گزارش شده. همچنین شمار قربانیان بین ۱۲۰ تا ۱۵۲ که سی‌.ان.ان گزارش کرد در نوسان است.
• در یک حمله انفجاری به رستوران کامبوجی هم حدود ۱۴ نفر کشته شده‌اند. همچنین تروریست دیگری در رگبار خیابانی حدود بیست شهروند را کشت.
• شهرداری پاریس ضمن اعلام تعطیلی عمومی، از مردم خواسته امروز از منازل بیرون نیایند. پاریس، شنبه‌ی سرد، ابری و اندوه‌باری را شروع کرده. و خبرها ادامه دارند.
• عکس: جلسه فوق‌العاده کابینه که به دستور فرانسوا اولاند رأس ساعت ۲۴ برگزار شد.
• عکس زیر تعداد رسمی قربانیان حملات دیشب را نشان می‌دهد که ۱۲۱ نفر هست. حال ۸۰ نفر از زخمی‌ها هم وخیم گزارش شده و با تلخی احتمال افزایش شمار قربانیان می‌رود.
photo: BFMTV
• ابتکار فیسبوک در جریان اتفاقات دیشب، در نوع خود تازه و جالب‌توجه بود. فیسبوک پیغام فوری برای کاربران داخل محدوده پاریس فرستاد و از آنان خواست سلامتی خود را اعلام کنند. این رویداد در میان فرندلیست کاربر به اشتراک گذاشته شده و بطور اتوماتیک وقتی دکمه سبزرنگ را بزنید و اعلام کنید که آسیبی ندیده‌اید، خبر سلامتی شما به دوستانتان در فیسبوک ارسال می‌شود. عکسهایی از این ابتکار فیسبوک را در کنار هم گذاشته‌ام.
• هزار و پانصد نیروی ارتش امنیت پاریس را بر عهده گرفته‌اند و به نیروهای پلیس کمک می‌کنند.
• سال ۲۰۱۵ که یک ماه و نیم به پایان آن باقی مانده، با ترور اعضای تحریریه مجله شارلی‌ابدو در اولین ماه سال ۲۰۱۵ آغاز شد و دیشب در منطقه‌ای نزدیک به دفتر آن مجله رو به پایان است. آقای اولاند از انتقامی بدون شفقت از تروریستها سخن گفت و هم‌اکنون نشست سران نظامی و امنیتی فرانسه در کاخ ریاست‌جمهوری در حال برگزاری است.
• در همه این رویدادهای تروریستی، مقامات و رسانه‌های فرانسوی از واژه «بربر/وحشی» برای تروریستها استفاده می‌کنند. در حالی که هم در ماجرای شارلی‌ابدو و هم در سالن باتاکلان تروریستها با شعارهای اسلامی به روی مردم آتش گشوده‌اند، اما هیچکس مایل نیست از واژه‌هایی مانند اسلامگرا یا امثال اینها برای تروریستها استفاده کند و با این اشتباه، زمینه اسلام‌هراسی و یا اسلام‌ستیزی را در جامعه مسیحی،یهودی،مسلمان فرانسه ایجاد کند. این هوشیاری ملی و حاکمیتی فرانسویان و غربی‌ها را اثبات می‌کند.
• امشب به وقت آمریکا ساختمان‌های مشهور در نیویورک و واشنگتن و سانفرانسیسکو با رنگهای آبی،سفید و قرمز (پرچم فرانسه) نورپردازی شده‌اند‌. 
• داعش رسما مسئولیت ترورهای شب گذشته پاریس را برعهده گرفت. آقای اولاند دیشب بطور تلویحی به این احتمال اشاره کرده بود.
• در فرانسه سه روز عزای عمومی اعلام شده است. همچنین هرگونه تجمع و تظاهرات تا پنجشنبه ممنوع شده تا اوضاع امنیتی بعد از این حملات بی‌سابقه از جنگ جهانی دوم، به روال عادی برگردد.
• با شناسایی اثرانگشت قطع شده یکی از عوامل انتحاری، برادر و پدر او بازداشت شده‌اند‌. این تروریست که خود را بعد از کشتن مردم منفجر کرده، سوابق بزهکاری زیادی داشته است.
• تعداد رسمی قربانیان تاکنون ۱۲۹ نفر اعلام شده است.
• برخی مقامات جمهوری اسلامی که حامیان رهبر هستند ازجمله کوثری نتوانسته‌اند خوشخالی خود را از این جنایت پنهان کنند. کیهان، روزنامه ارگان بیت رهبری این فاجعه را بازگشت زنبورها به لانه صاحبش قلمداد کرده و اشاره کرده به سخن رهبر جمهوری‌اسلامی که غرب حالا باید طوفان برداشت کند، چون با حمایت از تروریستها قبلا باد کاشته بوده! اما گستاخی روزنامه وطن امروز وابسته به جریان احمدی‌نژاد از همه عریان‌تر است. صفحه اول این روزنامه زیر عکس قربانیان پاریس از تیتر بزرگ ”بفرمایید شام!“ استفاده شده که در تاریخ تیترهای گستاخانه کم‌سابقه است گرچه نظیر این گستاخی‌ها در این روزنامه باز هم دیده شده است.
• در یادداشتی مجزا درباره ریشه‌های این حمله دلایلی گرد آورده‌ام که منتشر می‌کنم.
• به یادبود قربانیان بیگناه آخرهفته پاریس، دیشب بیشتر بناهای تاریخی دنیا با سه رنگ پرچم ملی فرانسه نورپردازی شدند. 
این گزارش روایی به‌روز رسانی می‌شود. صفحه را ریفرش کنید تا بتوانید خبرها و مطالب تازه‌تر را ببینید.

۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

یک بدعت شرم‌آور قضائی!


• بر این «بیدادگری مضاعف» سکوت نکنیم! •
در یکی از برنامه‌های صداوسیما درباره توافق هسته‌ای، یکی از مخالفان توافق سعی داشت به مردم بفهماند که این برجام عادلانه نیست. او مثال جالبی زد و گفت: (در این برجام، غرب و آمریکا و آزانس همزمان هم در جایگاه «مدعی» هستند و هم در جایگاه «قاضی» قرار دارند و این عادلانه نیست که طرف مقابل ما، خودش هم شاکی باشد و هم قاضی باشد و بتواند حکم هم بدهد!) این کارشناس اصولگرا «ناخواسته» تصویری ارائه کرد که برای مردم ما خیلی آشناست؛ سیستم یکطرفه و ناعادلانه قضائی در جمهوری‌اسلامی! سیستمی که سالهاست «شاکی و قاضی» را خودِ حکومت نصب می‌کند و برعلیه متهمان بی‌دفاع حکم می‌دهد و گاهی متهمان را حتی از داشتن «وکیل» هم محروم می‌کند. اینک چرخ روزگار به ادعای آن کارشناس اصولگرا این بی‌عدالتی را نصیب حاکمان جمهوری ‌اسلامی کرده است!
بعد از مطالعه درباره سیستم قضائی چند کشور مختلف و با اطمینان کامل می‌گویم که قوه قضائیه جمهوری‌ اسلامی، از اساس یک سیستم فاسد، غیر‌مستقل و فرمانبردار است. در ایران، نیروهای امنیتیِ و نقاب‌پوشان به قضات دیکته می‌کنند که چه حکمی بدهند. و تازه این جدای از اعتراف معاون قوه قضائیه است که از «رشوه و عشوه در دستگاه قضایی» پرده برداشته. من در جریان بازداشتم در ایام دوم خرداد ۷۶، رابطه «کارفرما - فرمانبر» بین قاضی با «بالا!» را از نزدیک لمس کردم و در کتاب «صد‌ روز ‌با‌ خاتمی» جزئیاتی از آن را شرح داده‌ام. قاضی گوش‌ به ‌فرمان و تلفن به‌دست، دقیقا منشی مأموران امنیتی بود و با هماهنگی گام‌به‌گام، پرونده را جلو می‌برد. در کتاب دیگرم «رأی مردم» که گزارش مستند از دادگاه محاکمه سید‌مصطفی تاج‌زاده در سال ۱۳۷۹ است، اسناد و‌ مدارک بیشتری از فرمانبرداری دادستان و قاضی از «بالا!» را منعکس کردم. (هر دو کتاب سالهاست در ایران ممنوع‌الانتشارند)
سیستم‌های امنیتی سپاه و اطلاعات در هماهنگی با «بالا!» و کانون‌های قدرت، دگراندیشان و منتقدان و مخالفان نظام را با سخت‌گیرانه‌ترین روشها سرکوب می‌کنند و قضات دادگاه هم فقط‌ احکام آنها را «رونویسی» می‌نمایند تا صورتی حقوقی به این سرکوبها بدهند.
اما جدیدا” یک «روش کثیف» در مرحله جا‌اندازی و اجراست: مسئولان امنیتی و قضائی، از آزاد کردن محکومانی که دوره محکومیت آنها به سر آمده، جلوگیری می‌کنند! این مغایر با همه اصول حقوقی دنیاست. همچنین با «دستگیری مجدد» زندانیانی که چند روز هم از آزادی آنها نگذشته، آنها را با همان اتهامات قبلی محاکمه می‌کنند و برای آنان پرونده‌ جدید می‌سازند و احکام مجدد و ظالمانه را هم با قلم آلوده قضات فرمانبر صادر می‌کنند! بیخِ گوش این بیدادگری، چپاولگران بیت‌المال در سوئیت‌های مجهز نگهداری می‌شوند و به مرخصی می‌روند.
هدف نظام از این احکام مجدد، انتقامجویی سخت از منتقدان و مخالفان عقیدتی و سیاسی نظام و زنده‌به‌گور کردن آنها در زندانهاست. انتقامی که اخیرا کارگر زندانی بیگناه زنده‌یاد شاهرخ زمانی را از پای درآورد. جرم او مطالبات صنفی و کارگری بود. اگر جامعه به این روش جدید قوه قضائیه و صدور احکام ناعادلانه و مجدد واکنشی نشان ندهد، دیگر امید زندانیان برای فرارسیدن موعد آزادی از آنها و خانواده‌شان سلب می‌شود. و حکومت به این وسیله، هزینه هرگونه انتقاد و اعتراضی را آنقدر بالا می‌برد که همه به آرامش گورستانی جامعه تن بدهند.
بدون تردید می‌گویم که این انتقامجویی قرون وسطایی را که با پوشش قانون(!) و احکام شرعی و اسلامی اجرا می‌کنند، حتی در عقب‌مانده‌ترین کشورهای دنیا هم نمی‌توان پیدا کرد. اما در ایرانِ اسلامی، این روشهای انتقامی اکنون دارد به یک «وحدت رویه قضائی» تبدیل می‌شود و به عنوان روشهای جدید قضائی جا انداخته می‌شوند.
احکام حبس مجدد برای چهار زندانی (تاج‌زاده، هدایت، بداقی، رضوی‌فقیه)، دستگیری مجدد چند زندانی که به تازگی آزاد شده بودند (آرش صادقی و شجره) و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان که به مرگ و یا آسیب‌های جسمی شدیدی در آنها منجر می‌شود (هدی صابر، شاهرخ زمانی، حسین رونقی و…) در همین راستا ارزیابی می‌شوند.
این متن را به روح کارگر شهید شاهرخ زمانی و به تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی با هر گرایش فکری که دارند تقدیم می‌کنم. و در آخر یک نکته می‌گویم.
ما می‌توانیم درباره این ظلم‌های مضاعف به زندانیان بی‌پناه سکوت کنیم؛ اما دیر نیست روزی که همین ظلم، دامان خود ما و عزیزانمان را بگیرد. معلوم نیست در آن روز، آیا کسی باقی مانده باشد تا از حقوق ما دفاع کند یا نه؟! به خدا که سکوت بر هرگونه ظلمی و انفعال در برابر این ستم‌های مضاعف، تاوان سنگینی دارد که معلوم نیست از کجا و چطور دامان من و شما را خواهد گرفت و بر سرمان آوار خواهد شد. سکوت و انفعال «تاوان» دارد و شاید روزگاری اعضای همین دولت هم تاوان چشم‌پوشی بر این شیوه‌ها و بدعت‌های قضائی را پس بدهند و خودشان هم در این گرداب اسیر شوند.
پس لازم است همه وجدان‌های بیدار را به تلاش بیشتر برای افشای این شیوه رذیلانه دستگاه‌های امنیتی و قضائی جمهوری اسلامی دعوت کنیم. شاید لازم باشد با روشنگری عمومی در این باره، مسئولان دولتی را ناگزیر کنیم حداقل جلوی این آزارهای جدید دگراندیشان را بگیرند و با اصرار و پافشاری‌مان بر حقوق زندانیان عقیدتی، تلنگری به سایرین بزنیم. جامعه ما به تذکر و تلنگر مداوم نیاز دارد تا خوابش نبرد. و دولت تدبیر و امید(!) به چیزی بیشتر و محکم‌تر از تلنگر محتاج است تا این همه حق‌کشی آشکار را پشت مسائلی مانند توافق هسته‌ای یا اقتصادی و امثال اینها پنهان نکند. پس دست بجنبانیم و جلوی روش‌مند شدن این ظلم آشکار را بگیریم. یا حق
بابک داد. دوم مهر ۱۳۹۴
بعد‌نوشت: شاید اشتراک‌گذاری و همخوانی این متن، تلنگری باشد به دیگران. دریغ نکنیم.

۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

تولد مصباح‌یزدی؛ مانند تولد قرآن بود!


دیار ما؛ «ایستگاه آخر مسلمانی» است!
برای اینکه دریابید مردم کشور ما، چقدر از «دین حکومتی» متنفر شده‌اند فقط کافی است به دروغ‌های شاخدار روحانیان درباره معجزه‌های ابلهانه‌شان دقت کنید. هرچه فاصله مردم از دین و روحانیت دین‌فروش بیشتر می‌شود، دروغها بزرگ‌تر و معجزه‌های خیالی حاکمان دینی هم بیشتر می‌شود. تلاشی بیهوده برای برگرداندن فوج‌فوج مردمی که از مسلمانی می‌گریزند و دیگر به دین بی‌باور شده‌اند.
حالا «ایرانِ اسلامی»؛ شبیه ایستگاه پایانی مسلمانی و دینداری شده است! کافی است کمی به اطرافمان نگاه کنیم.
[بابک‌داد]
توضیح: فرزند ۴۷ ساله و روحانی آیت‌الله مصباح در گفتگو با صابر‌نیوز ادعا کرد: مادر آقای مصباح یزدی، شب قبل از تولد او در خواب دیده که دارد «قرآن» می‌زاید.
حدود سه‌سال قبل هم نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه قم (سعیدی) گفته بود: آیت‌الله خامنه‌ای در هنگام تولد، سخن می‌گفته و «یاعلی گویان» به این دنیا پا گذاشته است.

۱۳۹۴ شهریور ۵, پنجشنبه

لحظه‌نگاری یک قتل؛ روی آنتن تلویزیون!


• مرگِ زنده؛ «انتقام روی آنتن»! •
پیش‌بینی حتی یک ثانیه‌ی دیگر هم غیر‌ممکن است. ابتدا این تصاویر را با دقت تماشا کنید.
ساعاتی قبل صبح امروز به وقت آمریکا، یک کارمند اخراجی تلویزیون محلی ویرجینیا (wdbj7) به محل پخش زنده یک گفتگوی مستقیم رفت و از فاصله‌ای بسیار نزدیک، دو همکار سابق خود را احتمالا بخاطر انتقام کشت! این قتل هولناک و سریع، تا لحظه سقوط دوربین از دست فیلمبردار و قطع گزارش از آنتن این شبکه تلویریونی پخش شد.
تصاویری که در عکس زیر چیده شده، از فیلمی انتخاب شده که خود قاتل بعد از جنایت در اینترنت منتشر کرده و متواری شده است. در این جنایت هولناک، الیسون پارکر (گزارشگر ۲۴ ساله) و آدام وارد (تصویربردار شبکه تلویزیونی) با شلیک هشت گلوله قاتل که همکار سابق آنها بوده و «وستر» نام داشته، کشته شدند و همچمین خانم مصاحبه‌شونده نیز از ناحیه کمر تیر خورده و زخمی شد.
ساعتی بعد «وستر» فرد ضارب، در یک بزرگراه توسط پلیس شناسایی و مورد تعقیب قرار گرفت و اخبار متفاوتی درباره کشته یا زخمی شدن او منتشر شد. منابع خبری بیشتری مرگ او را تأیید کرده‌اند.
آیا از زندگی در یک ثانیه‌ بعد هم می‌توان مطمئن بود؟ کل این فیلم ۱۸ ثانیه است و بی‌توجهی الیسون (دختر گزارشگر) به رفتار قاتل، از آشنایی و حتی اعتماد به حضور او در پشت صحنه حکایت دارد.
لحظات قبل از مرگ دختر جوان و خوشرو در کنار دریاچه و مرکز خرید، چنان با طراوت و آرام است که گویی او پنجاه سال دیگر هم زندگی خواهد کرد. در حالی که بعدتر معلوم شد که او فقط یک ثانیه تا مرگ فاصله داشته است!
مرگ، اتفاقی است که همه ما انسانها طعم آن را خواهیم چشید؛ اما کجا و چطور و کِی؟ اصلا معلوم نیست. کاش این مطلب و خبر تلخ، تلنگری باشد برای همگی ما.و «بعضی‌ها» که ادعای خدایی دارند و خود را نامیرا و جاودانه می‌پندارند! 
[بابک‌داد]
tags: #babakdad #WDBJ7