۱۳۹۳ شهریور ۲, یکشنبه

ریختن آب‌یخ یا کمک مالی؟ کدامیک مفیدتر است؟

کمپین سطل‌آب‌یخ (با تمام ارزشی که برای پیشگیری و درمان بیماری ALS دارد)، یک حرکت متناسب با اقلیم خشک و جغرافیای ایرانِ قحطی‌‌زده‌ی ما نیست.
هنرمندان و ورزشکارانِ دوست‌داشتنی ایرانی، بهتر از من می‌دانند که ذخیره آب سد لار و لتیان تهران رو به اتمام است و در بزرگترین منبع تصفیه آب زاینده‌رود هم، همین جمعه یک کامیون گازوییل سقوط کرده و آب بخش بزرگی از اصفهان قطع شده است. در بسیاری از شهرستانها از خرمشهر و چابهار تا شمال کشور، آب لوله‌کشی «قابل آشامیدن» نیست. در روستاهای بی‌شماری هم آب، به وسیله تانکر و در وضعیتی رقت‌انگیز توزیع می‌شود.
ریختن یک سطل آب شُرب، آن هم «آب و یخ» چه آگاهی و اطلاعی درباره بیماری ALS به مردم دیار مصیبت‌زده ما می‌دهد؟! این کمپین در این سوی غربی جهان که حتی تابستان‌هایش هم پرآب و پر باران است، یک توجیه و تأثیری دارد. اما در ایرانی که در پایتخت‌اش هم به زودی آب را جیره‌بندی خواهند کرد، ریختن «سطل‌آب‌یخ» چیست به‌جز یک حرکت لوس، بی‌اثر و بدون نتیجه؟!
سلبریتی‌های ایرانی می‌توانند مبلغی را که در این چالش تعیین شده (ظاهرا پرداخت صد دلار بجای ریختن آب و یخ تعیین شده است) به موسسه خیریه مبارزه با بیماری ALS و یا مؤسسات مشابهی مانند «محک» و... واریز کنند. و جلوی دوربین‌ها هم اعلام کنند که برای مقابله با خشکسالی و همدردی با مردم نقاط کم‌آب کشورمان، «با پرداخت پول» به آن حرکت انسانی می‌پیوندند. آیا این روش، مناسب‌تر و پرفایده‌تر از ریختن آب روی سرمان نیست؟
با احترام به همه خیرخواهانی که تاکنون با دلسوزی برای بیماران ALS، سطل آب‌یخ را روی خود خالی کرده‌اند، از همگان اندکی «تأمل و درنگ» در این‌باره طلب می‌کنم. کشورمان، تشنگان بسیاری دارد. یاحق.
بابک داد
پی‌نوشت: در خبری تأسف‌آور اعلام شد: کوری گرفین، جوان آمریکایی مبتکر «چالش سطل آب یخ» (Ice Bucket)، کمپینی برای حمایت از بیماران ALS، روز جمعه در آبهای منطقه سترایت وارت جزیره «نانتوکیت» در ایالت ماساچوست آمریکا غرق شد.
این روزها افراد مشهور و معروف بسیاری در زمینه های گوناگون، در فعالیت بشر دوستانه جدیدی با عنوان «چالش سطل آب یخ» برای حمایت از افرادی که دچار بیماری موسوم به ALS هستند شرکت می کنند.
در این کمپین، افراد دعوت شده لازم است ظرف ۲۴ ساعت یک سطل آب یخ را بر روی سر خود خالی کنند یا اینکه به جای آن مبلغی پول – معمولاً ۱۰۰ دلار برای مبارزه با بیماری موسوم به ALS اهدا کنند.
روزنامه بوستون گلوب در گزارشی اعلام کرد که کوری گرفین ۲۷ ساله پس از پریدن از ساختمان به آبهای ویژه غواصی در منطقه سترایت وارت، جان خود را از دست داد.
این روزنامه افزود که بسیاری از جوانان در مکانی که گرفین از آن برای آخرین بار به سمت آب پرید ، تجمع کردند. او پیش از مرگ توانست از طریق ابتکار «چالش سطل آب یخ» ۱۰۰ هزار دلار برای مبارزه با بیماری ALS جمع آوری کند.
فیس‌بوک بابک داد اینجاست.

۱۳۹۳ مرداد ۳۱, جمعه

حماس «جرقه جنگ» را زده بود!

اعتراف حماس
یک فرمانده نظامی حماس اعتراف کرده که شاخه نظامی عزالدین‌قسام دو ماه قبل، سه نوجوان اسرائیلی را ربوده اند! بعد از آن رخداد، تنش بین اسرائیل و حماس بالا گرفت. بیش از یک‌هزار فلسطینی بازداشت شدند و یک نوجوان بیگناه فلسطینی هم به‌دست افراطیون یهودی ربوده و سوزانده شد. سپس راکت‌اندازی حماس و حملات موشکی و هوایی اسرائیل صدها قربانی گرفت و هنوز هم آتش این جنگ خونین شعله‌ور است. اکنون آغازگر این تنش خونبار، لب به اعترافی بزرگ گشوده است.
به گزارش رویترز از ترکیه؛ «صالح العاروری» از فرماندهان حماس این سخن را خطاب به هیأتی موسوم به «اتحادیه بین‌المللی علمای اسلام» در استانبول ترکیه به زبان آورده و ربایش آن سه نوجوان اسرائیلی را انتقام از اسرائیل ذکر کرده است.
فاصله بین حماس با مردم بیگناه غزه را نباید فراموش کرد. دفاع از مردم مظلوم غزه، یک وظیفه انسانی است؛ اما هرگز نباید از «فاصله‌گذاری بین مردم غزه و حماس» غفلت کنیم.
اعتراف فرمانده عالیرتبه حماس مبنی بر ربایش و قتل سه نوجوان اسرائیلی، که جرقه این جنگ را روشن کرد؛ آغازی بر تحلیل این نکته است که حماس از این آتش افروزی خونبار در دوماه قبل چه انگیزه‌ای داشته است؟ و آیا آن انگیزه، به ریخته‌شدن خون صدها شهروند بیگناه غزه «ارجحیت» داشته؟! من بعید می‌دانم.
[بابک داد]

۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

الگوبرداری داعش از هالیوود!


آنها که اهل فیلم و سینما هستند، از شباهت فوق‌العاده فصل پایانی فیلم «هفت» شاهکار دیوید فینچر با فیلمی که امروز از سر بریدن یک خبرنگار آمریکایی توسط داعش منتشر شده، حیرت خواهند کرد. «لباس نارنجی» این خبرنگار اسیر و «سرِ تراشیده‌اش» و آن صحرای داغ و برهوت، کاملا شبیه به لباس و گریم «کوین اسپیسی» بازیگر فیلم «هفت» است‌. فیلمی که خشونت هولناک و صحنه‌های دلخراش آن، هرگز از یاد بینندگانش نرفته است. این‌همه تشابه تصویری آن هم در فیلمی که داعش به عنوان یک «پیام برای آمریکایی‌ها» ساخته و منتشر کرده، امری اتفاقی و تصادفی نیست.
دستگاه تبلیغاتی داعش، با زیرکی تمام از عناصری بصری و سینمایی استفاده کرده که خشونت این قتل دلخراش را مانند فیلم هفت، برای سالها در اذهان مردم آمریکا و همه بینندگان آن فیلم ماندگار و حک خواهد کرد.
داعش با شعار «النصر بالرعب» (به معنای پیروزی بوسیله هراس‌افکنی) بر سرزمین بزرگی از شمال عراق سیطره پیدا کرده و بوسیله هراس‌افکنی، پیشاپیش بر دشمنان خود غلبه می‌کند. درست شبیه به کاری که گوبلز و دستگاه تبلیغاتی هیتلر در جنگ جهانی انجام دادند و به فتوحات آسان و برق‌آسایی هم دست یافتند.
اکنون سئوال این است که با تجربه تاریخی گوبلز و هیتلر، آیا دنیای امروز باز هم مرعوب تبلیغات خشونت‌بار، هدفمند و هالیوودی «دولت اسلامی» خواهد شد؟ یا آن‌قدر صبر می‌کند تا تبلیغات شبه‌هالیوودی داعش، بر شمار فتوحات و پیروزیهای آسان این گروه خشن اضافه کند؟!
فیسبوک همگانی بابک داد اینجاست.

۱۳۹۳ مرداد ۲۵, شنبه

چرا آیت‌الله سیستانی مهم است؟

‎‎
بعد از انتخاب حیدر العبادی به نخست‌وزیری عراق و برکناری نوری‌المالکی، به‌نظر می‌رسد که عراق یک گام مهم به‌سوی یکپارچگی و برون‌رفت از بحران داعش برداشته است. رهبران قبایل سنی حمایت خود را از دولت آقای العبادی اعلام کرده‌اند و چشم‌براه گام‌های او برای رفع و جبران تبعیض‌های دولت پیشین علیه اهل تسنن هستند. کُردها هم چنین انتظاری دارند.
اما نقش آقای سیستانی مرجع مقبول شیعیان را در روند کنونی نباید کم‌اهمیت انگاشت. آیت‌الله العظمی سیستانی که اخیرا” در اقدامی ستودنی و معنادار، عنوان «آیت‌الله» را از کنار نام خود برداشته است، در این روزها به معنای حقیقی نقش یک مرجع دینی را ایفا کرده که دامان خویش را از سیاست بیرون نگه‌داشته و ارشادها و توصیه‌های انسانی‌اش، مورد اقبال همه گروه‌ها و کشورهای جهان قرار گرفته است. آقای سیستانی بارها از نوری مالکی خواسته بود با کناره‌گیری اژ نخست‌وزیری عراق، راه را برای تشکیل یک دولت وحدت ملی باز کند. مالکی آنقدر سماجت کرد تا عاقبت با حکم پارلمان عزل شد. اینک باز هم آقای سیستانی در حمایت از حقوق همه گروههای عراقی، به دولت حیدر ‌العبادی توصیه کرده تا با جبران و رفع تبعیض بر علیه غیرشیعیان، یک دولت برای «تمام عراق» باشد.
اگر عراق بر مشکلات کنونی فائق آید (که امیدواریم به‌زودی چنین شود) نقش تاریخ‌ساز آیت‌الله العظمی سیستانی آشکارتر خواهد شد. مردی که از مقبولیت مذهبی خویش، نه برای جاه و جلال و رسیدن به مقام سیاسی، بلکه برای نجات کشور و ایجاد همدلی و اتحاد بین همه گروه‌های عراقی استفاده کرد.
حیدر العبادی و عراقی‌ها، امروز یک فرصت تاریخی و بزرگ برای تشکیل «یک عراق جدید برای همه ملت عراق» را در اختیار دارند. آرزو کنیم که همه آنان این فرصت را قدر بدانند.
بابک داد
[نشانی فیس‌‌بوک همگانی]

۱۳۹۳ مرداد ۷, سه‌شنبه

استهلال: «رؤیت میلیاردی ماه!» ، دُکان پر درآمد رهبر!


شرط «رؤیت هلال ماه» با چشم عادی و یا با تلسکوپ؟! در این‌باره بین مراجع دینی اختلاف‌نظر وجود دارد. اما آقای خامنه‌ای که خود را مرجع تقلید شماره یک می‌داند‌، اصرار عجیبی دارد که درباره شروع و پایان ماه رمضان، نظرات متفاوتی با مراجع دیگر اعلام کند. برای همین یک «ستاد استهلال» راه‌اندازی کرده که در اندازه‌های یک وزارتخانه بودجه و نیرو و امکانات دارد. با این‌همه ستاد استهلال غالبا” پراشتباه عمل می‌کند و امسال هم رئیس آن، از «سه روز قبل!» به مطبوعات گفته: روز سه‌شنبه عید فطر خواهد بود!
سئوال این است که اعزام ۱۵۰ گروه و تجهیزات به اقصی نقاط کشور برای دیدن هلال ماه نو، برای چیست؟ وقتی که حجت‌الاسلام مروی رئیس ستاد استهلال از شنبه می‌گوید که عید فطر سه‌شنبه خواهد بود، اینهمه کاوش در آسمان واقعی است؟ یا آنکه این ستاد عریض و طویل، پوششی برای یک فعالیت سیاه پولی دیگر است؟
اگر سرانگشتی هم حساب کنیم هزینه اعزام و استقرار و تغذیه و دستمزد ۱۵۰ گروه، سر از ارقام چند میلیارد تومانی در می‌آورد. اگر هر گروه پنج نفر باشند و فقط سه روز دستمزد بگیرند و از ارزان‌ترین وسایل نقلیه هم استفاده کنند، فقط برای دو اعزام در اول و آخر ماه رمضان به بودجه‌ای چند میلیاردی نیاز است. در صورتی که عکس‌های منتشره از استهلال نشان می‌دهد تعداد نفرات یک گروه بیش از پنج نفر است و تجهیزات و تلسکوپ‌ها و ... چندین برابر این برآورد ساده را نشان می‌دهد. و ستاد استهلال در طول سال هم کارمندان و حقوق‌بگیران پرشماری دارد. آن هم در حد یک سازمان دولتی و یا حتی یک وزارتخانه.
با پولی که هر سال صرف این ستاد می‌شود، چه کارها در زمینه علوم و نجوم می‌شد کرد، بماند. اما نکته اینجاست که وقتی این ستاد تصمیم قبلی گرفته که طبق نظر «آقا» روز سه‌شنبه را عید فطر اعلام کند، صرف این بودجه‌های هنگفت برای چیست؟
حقیقت این است که «استهلال» یک روش برای «سرقت موجه» پول مردم است. وگرنه چندین قرن است که بدون دوربین و تلسکوپ و گروههای رؤیت و ریخت و پاش‌های میلیاردی، مردم مسلمان هم روزه گرفته‌اند و هم هلال ماه نو را دیده‌اند. این سئوال هم برود کنار صدها پرسش از حکومتی که دین می‌فروشد و بهشت و جهنم را هم به دلخواه خود، بین مردم پیش‌فروش می‌کند!
[فیسبوک همگانی بابک داد]