۱۳۹۲ فروردین ۲, جمعه

فردا جمعه؛ با شكايت سفارت جمهوري اسلامي، شش ايراني در پاريس محاكمه مي شوند!


جلسه محاکمه شش روزنامه نگار، فعال سیاسی و دانشجویی ایرانی ساعت هشت صبح فردا جمعه دوم فروردين 1392 در شعبه سیزدهم دادگاه جزایی پاریس، واقع در سن ميشل برگزار خواهد شد. این دادگاه به دنبال شکایت رسمی سفارت جمهوری اسلامی در پاريس از ما شش نفر تشکیل می شود و حضور تماشاچيان در صحن دادگاه آزاد است.
اگر اين «اولين شكايت از مخالفان» به موفقيت سفارت در دادگاه منجر شود، «آخرين بار» نخواهد بود. اگر جمهوري اسلامي در اين دادگاه موفق شود ما را محكوم كند، ديگر با «توسل به روش شكايت قضايي» در دادگاههاي كشورهاي مختلف، مي تواند هر شهروند ايراني مخالف را به دادگاه بكشاند و آنها را وادار به سكوت و خفقان كند. حضور تماشاچيان در صحن دادگاه مجاز و آزاد است.
مظفر ادب و یاشار محتشم فعال سیاسی، بابک داد، آرش بهمني و رضا ولي زاده روزنامه نگار و بابک اکبری فراهانی دانشجو، شش ایرانی هستند که فردا جمعه باید در دادگاه جزایی پاریس حاضر شوند و درباره اتهام تخریب اموال خصوصی متعلق به سفارت جمهوری اسلامی پاسخگو باشند.
بر اساس مندرجات پرونده، نام و عكس تمامي 300 ايراني معترضي كه در روز 19 ارديبهشت 89 توسط پليس فرانسه بازداشت شدند، همگي در پرونده و در اختيار سفارت جمهوري اسلامي در پاريس قرار دارد و ممكن است متهم بعدي «شما» باشيد.
شخصا" «هيچ» نگراني از عاقبت اين دادگاه براي خودم ندارم. در آن تجمع طناب دار نمادين بر گردن آويختم تا اعلام كنم [ديگر، هراس از مرگ در من مُرده است.] اما اين را بدانيد كه فقط با حضور مسئولانه همه ايرانيان در جايگاه تماشاچيان دادگاه، بايد اين حربه تازه را از سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي بگيريم.
ميعاد ما: ساعت 8 صبح جمعه دوم فروردين 1392 برابر با 22 مارس 2013، شعبه 13 دادگاه پاريس واقع در سن ميشل. ايستگاه چهار مترو.
توضيح خبري: پنج نفر از زندانیان سیاسی، صبح روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون اطلاع خانواده و وکلایشان در زندان اوین تهران اعدام شدند. زندانیان اعدام شده فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان بودند.
به دنبال این اتفاق، صدها نفر از ایرانیان مقیم پاریس در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در این شهر تجمع کردند. در حالی که این تجمع در حال اتمام بود، پلیس فرانسه وارد عمل شد و ده ها تن از معترضان ایرانی را بازداشت کرد. این افراد همگی پس از ساعتی آزاد شدند اما اکنون شش تن از آنها با شکایت سفارت جمهوری اسلامی محاكمه مي شوند   مشروح گزارش اينجاست.

۶ نظر:

Peyman Ismaili گفت...

اینکه جمهوری اسلامی هز دادگاههای خارجی برای پیشبرد مقاصدش استفاده کند یک مقوله است و اینکه دادگاههای آنجا سیاسی عمل کنند یک مقوله دیگر
امیدواریم ایرانیان خارج از کشور از این فرصت ها استفاده کنند و اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند........

Peyman Ismaili گفت...

امیدوارم ایرانیان خارج از کشور از این فرصت استفاده کنند و اعتراض خود علیه جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان برسانند....

کیو گفت...

با سلام و تبریک سال نو
از این اروپایی های نادان آدم متعجب میشود.عوض اینکه ج ا را تحریم سیاسی کنند (به علت نقض حقوق بشر و مسئله اتمی و ....) به دستوراتش عمل می کنند و دادگاه برگزار میکنند کدام دادگاه؟ ای وای! روزنامه نگار ها همه در بند هستند لااقل به ج ا فشار بیاورند تا اول زندانیان سیاسی آزاد شوند بعد دادگاه برایش بگذارند حتما باز بده بستان پنهانی در کار است. بابک جان.نگرانی ندارد این دادگاه ها مسخره و نمایشی است.کار قشنگی کردی نماد دار را به کار بردی. لطفا نتیجه این دادگاه مسخره را هم شرح بده.

داوود گفت...

با درود آقای بابک داد من همون شخص هستم که آخر دادگاه به شما تبریک گفت و دست داد و رفت

قبل از هرچیز خوشحال شدم که توانستید این میدان را از رژیم بگیرید و راه را ببندید که در خارج از کشور هم منتقدانش را خاموش نکند و به دادگاه نکشاند، چند گلایه داشتم

اول اینکه شما ساعت ۸ را برای جمع شدن نوشته بودید و من به هوای اینکه دادگاه شما نهایتان ساعت ۸ برگزار میشود و به امیدِ اینکه قبل از دادگاه بتوانیم حرف بزنیم و اگر کمکی‌ از دستم بر آمد انجام بدم، ساعت ۷:۳۰ دقیقه اونجا بودم، ولی‌ بعد از ۳۰ دقیقه تنها یک خانم اومد اونجا و شما و سایر دوستان دیر آمدید و حتی یکیتون به زور به دادگاه رسید.

دوم اینکه به محض دیدن اون خانم با دستبندِ سبز باهاش حرف زدم که شائبهٔ‌ای نباشد و بداند من طرف شما هستم، ولی‌ با کمال تعجب بعد از جمع شدن بقیه، نگاه‌های سنگین و بی‌ رحمانه به طرفِ من سرازیر شد، اون خانم و سایر دوستان من را همراه و پشتِ سرشان دیدند و هرکدام چندین بار نگاه کردن و تعقیب کردند، ولی‌ هیچکدام برای اینکه مطمئن بشوند چکاره هستم و چرا آمدم به طرفِ من نیامدن یا سوالی نکردن، بیش از یک ساعت در اتاقِ دادگاه نشستم و انواع و اقسامِ نگاه‌ها و حدس و گمان‌ها را با تمام وجود حس کردم، چندین بار خواستم بروم ولی‌ گفتم مهم نیست میخوام خورد شدن رژیم و به سنگ خوردنِ تیرش را ببینم. بعد یک نفر آمد و خیلی‌ بد گفت از طرفِ سفارت اینجا هستید؟ کجایِ من به سفارتی میخورد؟ چرا باید مظنون به سفارتی بودن باشم؟ و چرا نباید بگه واسه دادگاه امدی؟ شرط ادب و کرامت و شخصیت ایجاب نمیکرد قبل از هرچیز خودی باشم؟

Babak Dad گفت...

داود عزيز. من در جريان اين برخوردها كه نوشتيد و البته برخي هم در ذهن شما بود، نبودم و از اينكه چنان برداشتي از برخورد ديگران كرده اي و اينجا با صداقت نوشتيد، به سهم خود ناراحتم. اما لابد حق مي دهيد كه اصلا" يك درصد از اين موضوع را به چشم نديدم وگرنه حتما" ضمن دلجويي از شما، حضورتان را گرامي مي داشتم. مانند ساير دوستان كه برخي را براي اولين بار زيارت كردم و هرگز تصور اينكه صفارتي باشند يا نباشند در ذهنم نيست و باز به سهم خود از شما پوزش مي خواهم بابت ناراحتي كه احتمالا" ديگران هم با قصد انجام نداده اند بلكه از روي احتياط و نشناختن شما، دوري كرده اند. ارادتمنديم.

داوود گفت...

لطف دارید آقای داد، به هر حال خوشحال شدم از اینکه دادگاه به آنجا رسید و توانستید با همه سختی‌ها بجنگید و رژیم رو روسیاه کنید، هرچند روسیاهی رژیم برای همه عآن است ولی‌ دادگاه فرق از هر چیزی باید جایی‌ برای حقیقت باشد و وظیفه دادگاه رسیدگی به شکایت بود، که خوشبختانه با تلاش شما و وکیلِ زبر دست و قاطع و خوش کلامِ شما رژیم قافیه را باخت و دستش بجایی نرسید. همیشه پیروز باشید و سربلند، البته دیدم که شما گویا کسالت داشتید امیدوارم هرچه زودتر رفع شود و سر زنده بمانید