ه‍.ش. ۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

اگر در «پارك ژوراسيك» بوديم؟ (درباره دعواهاي حكومت و دولت و مسئوليت هاي ما)

در فيلم معروف «پارك ژوراسيك» چند نفري كه در ميان گروهي از دايناسورهاي آدمخوار گير افتاده بودند، بي پناه و بي سلاح زير درختان پنهان شدند تا يك كمك و يا «معجزه» از راه برسد. بالاخره معجزه فرا رسيد؛ دعوايي خونين ميان دو گروه از دايناسورهاي آدمخوار درگرفت و آنها همديگر را از پاي درآوردند. شخصيتهاي بي پناه، در مدت نبرد دايناسورها تصميم گرفتند اين نبرد را نظاره كنند و همزمان براي بهترين «راه نجات»، نقشه هاي بهتر و كامل تري بريزند. امروز هم مثل تمام ماههاي اخير، در دعواهاي هيولاهاي حكومتي و دولتي اتفاقات مهمي افتاد كه جالب توجه اند. باري؛ ما در پارك ژوراسيك گير افتاده ايم اگر قدرت خودمان را باور نكنيم آرامگاه ابدي مان همين ژوراسيك است!
امروز دو ضربه اساسي ديگر هم به تيم احمدي نژاد و جريان دولت او وارد آمد و همزمان حاميان خامنه اي به ناتواني خود در «جراحي جريان انحرافي» اعتراف كردند. شكست احمدي نژاد در مجلس رقم خورد و شكست حاميان خامنه اي از تريبون سپاه شنيده شد!
ابتدا حميد سجادي دونده سابق ايراني و وزير پيشنهادي دولت براي تصدي وزارت ورزش و جوانان، با رأي منفي كم سابقه اي «مُهر برگشت» خورد و با برچسب «نزديكي با جريان انحرافي» از صندلي وزارت بازماند. همزمان با آنكه محمد شريف ملكزاده معاون منصوب احمدي نژاد در وزارت خارجه هم بعد از دو روز از انتصابش مجبور به استعفاء شد، اما هنوز «صالحي» وزير امور خارجه از مهلكه استيضاح بيرون نرفته است. همچنين مجتبي ذوالنور از فرماندهان سپاه و روح الله حسينيان نماينده اصولگراي مجلس هم امروز حرفهاي مستقيم تري درباره «جريان انحرافي» و ارتباط مستحكم اين جريان با محمود احمدي نژاد زده اند.
امروز روح الله حسينيان كه از حاميان انتخاباتي محمود احمدي نژاد بود، قهر 11 روزه او را «خلاف لوطي گري» ناميده و گفته است:« اما امروز كه می خواهیم (از دست جنبش سبز) نفس راحتی بكشیم و بگوییم كه جریان فتنه شكست خورده، احمدی‌نژاد با حركت نسنجیده خود، یك یأس و حیرت را برای نیروهای در خط رهبری ایجاد كرد.»
از طرفي مجتبي ذوالنور جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه، احمدي نژاد و مشائي را به «لاله و لادن» دوقلوهاي به هم چسبيده ايراني تشبيه كرده كه چند سال قبل زير عمل جراحي «جداسازي» درگذشتند. ذوالنور با اشاره به لاله و لادن گفت:« بارها احمدی‌نژاد گفته که من يعنی مشايی و مشايی يعنی من بنابراين الان فضای اينها به گونه‌ای است که اگر (جداسازي و جراحي) عملی شود، هر دو از بين می‌روند.»
اين مقام سپاه پاسداران اعتقاد دارد: «فضای جامعه برای برخورد مناسب نيست، بنابراين بايد مدارا کرد، به اين معنی که نگذاريم باند انحرافی هر کاری که دلش می‌خواهد انجام دهد.» ذوالنور با بيان اينکه «بايد پر و بال آنها را قيچی کرد»، سخن قابل توجهي هم گفت: «نبايد اجازه داد نغمه‌های شوم پياده شود و بايد با کمترين هزينه، از اين دوران گذار بگذريم.»
جهت گيري اخير مقامات حكومتي و حاميان خامنه اي، شايد به اين معنا باشد كه «نظام» تصميم گرفته است تا پايان دوره چهارساله رياست جمهوري با احمدي نژاد «سياست فشار توأم با مماشات» يا همان سياست قديمي «كجدار و مريز» را ادامه بدهد. به اين معني كه چون نظام تصميم ندارد با بركناري احمدي نژاد، «اشتباه فاحش رهبري» در تقلب انتخاباتي دو سال قبل و جنايات بعدي را بر عهده بگيرد، بر آن است تا احمدي نژاد را تا پايان دوره «تحمّل» كند و هر روز البته، از مجلس يا قوه قضائيه به طريقي «پر و بال» او و اطرافيانش را مي چينند!
از آن طرف؛ اظهار عجز و وحشت حجت الاسلام مجتبي ذوالنور درباره اين «جراحي پرهزينه و خطرناك» به نظر مي رسد تيم احمدي نژاد هم هنوز آنقدرها ضعيف نشده كه نظام بتواند اين دوقلوها را زير تيغ جراحي ببرد و از يكديگر جدا كند. اما ترديدي نيست كه سياست «تضعيف تدريجي دولت» و مانع تراشي بر سر راه احمدي نژاد، احتمالا" تا آنجا پيش خواهد رفت كه اگر مطابق پيش بيني ذوالنور «فضاي جامعه آماده شود» دولت «جراحي» شود و در غير اين صورت، دولت با مشكلات جدي «زمينگير» شود و از ادامه كار باز بماند. هرچند دولت هم بيكار ننشسته است.
آنچه براي جنبش اعتراضي قابل توجه است نظاره دقيق اين مناقشه اي است كه بين دولت و حكومت به راه افتاده است. هم دولت كودتايي و هم حكومت استبدادي، به خيال خود و آنطور كه حسينيان گفته:« تا می خواستیم نفس راحتی بكشیم و بگوییم كه جریان فتنه شكست خورده»، احمدي نژاد «لوطي گري» نكرد و حكومت و دولت به فكر تقسيم غنايم و محدود كردن يكديگر افتادند و ماههاست دارند همديگر را به قصد «حذف كامل» مي زنند.
اينك براي مردم بي پناه ايران، مثل شخصيتهاي فيلم پارك ژوراسيك شبيه چنان معجزه اي رخ داده است؛ بين هيولاهاي آدمخواري كه تا بن دندان مسلح هستند و اعتراضات مسالمت آميز مردم را با «مشت آهنين» پاسخ داده اند، اكنون دعوايي خونين درگرفته و هيولاها به هيچ شكلي نمي توانند اين دعوا را ساده و طبيعي جلوه بدهند و آن را پنهان كنند.
به نظرم در شرايط فعلي، بهترين زمان براي نظاره گري دقيق، برنامه ريزي براي فردا و اقدام به موقع براي مردم ما به وجود آمده است. دعواي هيولاي «دولت كودتايي» با هيولاي «حكومت استبدادي»، هر روز كه شتاب مي گيرد باعث ضعيف شدن هر دوي آنها مي شود.
اگر همزمان با تضعيف حكومت و دولت، بتوان «بدنه جامعه مدني» را سازماندهي كرد، اگر بتوان «براي فرداي ايران» يك برنامه روشن و دقيق تهيه و به ملت ارائه كرد، اگر بتوان «اميد به تغيير» را در مردم زنده نگه داشت، شايد در وقتي كه هيولاها خسته و خونين به زمين افتادند، بشود از شّر هر دو گروه به يكباره خلاص شد. اگر بگذاريم هيولاها كارشان را بكنند و «بال و پر» همديگر را قيچي كنند و همديگر را بيشتر از اين «تضعيف» كنند، و اگر «عمل و اميد» را از دست ندهيم، و اگر باور كنيم كه «پيروزي سهم حتمي مردم ماست» مطمئنا" ايرانيان بر اين استبداد سياه و دولت سياه پيروز خواهند شد. اين «اگرها» بخشي و نه «تمام مسئوليت» امروز ماست. بايد بيشتر بكوشيم تا از شّر اين دو هيولاي سياه نجات پيدا كنيم. لااقل من اينطور فكر مي كنم!
فيس بوك: اين بحث در صفحه عمومي ام در فيس بوك قابل ادامه است. براي مشاركت در بحث، ابتدا بايد به صفحه همگاني بابك داد در فيس بوك مراجعه كنيد و بر روي كليد «پسنديدم يا LIKE» كليك كنيد تا عضو و همراه در بحثها شويد.

۷ نظر:

شريعت م ايراني گفت...

درود
آخه بابك جان مشكل اين هستش كه الان ابتكار عمل را به تنهايي گروه اصلاح طلب خودي (!) راه سبز اميد به دست گرفته كه هيچ برنامه ي مدون و مشخصي براي آينده ندارد. ببين بابك جان تا گروه‌هاي سياسي ديگر در مبارزه بازي داده نشوند خود به خود برنامه مشخص و استواري كه دل اكثريت مردم را به آينده خوش بين و اميدوار كند شكل نمي گيرد. زماني مي توان به آينده اميدوار بود كه تشكيلات راه سبز اين دگم انديشي را كنار بگذارد و از همه ي گروه ها براي اتفاق نظر بر سر اصولي كلي كه تضمين كننده ي آينده ايران باشد (صرف نظر از گرايشات حزبي) دعوت كند. به عبارت ديگر تا هنگامي كه اصلاح طلبان خواستار ابقاي حكومت و اصلاح آن و اپوزيسيون خارج از كشور خواهان سرنگوني ج. ا. باشند يك تضاد اساسي وجود خواهد داشت كه اتحاد را ناممكن خواهد كرد زيرا در فرداي ايران جايي براي ديگر انديشه‌هاي سياسي در نظر گرفته نشده است. يكي بايد اين دعوت را انجام دهد و بهترين افراد هم همين دست اندركاران تشكيلات راه سبز اميد هستند چون فعلا اينها هستند كه اوضاع را در دست دارند.
پاينده ايران

paria mobarez گفت...

واقعا همین طوره ، باید از این فرصت بیشترین استفاده را ببریم...

ناشناس گفت...

آقای داد ممنون از مقاله های بی نقصتون،چه تشبیه خوبی کردید...

ناشناس گفت...

با سپاس از زحمات بی وقفه ی شما، اندکی صبر سحر نزدیک است...

ناشناس گفت...

البته اینها را به هیچ حیوانی نمیشود شبیه کرد...

ali گفت...

میگن سگ زرد برادر شغاله . حالام به حاله مردم ایران فرقی نمیکنه که احمدی نژاد
یا خامنه ای ( ملاها) پیروز اصلیه این جدال باشه . مشکل اصلی جمهوری اسلامیه
نه خامنه ای نه احمدی نژاد . ماهیت دیکتاتوری هر دو طرف مشخصه بنابرین مردم
میتونست با وجود رهبری درست که متاسفانه شاهدش نیستیم از این نزاع به نفع
خودش استفاده کنه . الانم جز تماشای این جنگ قدرت چاره ای دیگه نداریم ...

homeyra گفت...

از آنجا که خامنه ای اهرمهای اصلی اعمال قدرت از قبیل نیروهای انتظامی و امنیتی و اطلاعاتی را در دست دارد، در کوتاه مدت برنده جنگ قدرت بین احمدی نژاد و باند نزدیک به رهبری است، ولی در دراز مدت با بروز اتفاقات پیشبینی نشده از قبیل بیماری و زمینگیر شدن ناگهانی خامنه ای یا برخوردهای مسلحانه نیروهای رقیب در داخل نظام، این خامنه ای و باند پیرو اوست که متضرر خواهد شد و آن روز، روزی است که جمهوی اسلامی از حالت تعادل و ثبات فعلی بیرون خواهد رفت.