ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

كودتاچيان از ترس مرگ، خودكشي كردند!

انتخاب بين دو گزينه؛

كودتاچيان از ترس مرگ، خودكشي كردند!

در سالروز پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن، حكومت ايران ناگزير شد دست به يك انتخاب مرگبار بزند. اين را دست كم نبايد گرفت. كودتاچيان براي انحراف افكار عمومي جهانيان از جنبش سبز و اعتراضات ملت ايران، مجبور شدند از ترس مرگ، دست به خودكشي بزنند: "احمدي نژاد در سخنراني اش از غني سازي بيست درصدي اورانيوم در ايران خبر داد". اين يعني "پايان" تمام زمان كشي ها و فرسايش وقت كه تا به حال جمهوري اسلامي بر سر برنامه هسته اي خود به كار برده بود و رسيدن به نقطه اي كه جهان بايد در برابر ايران، موضعي مشخص و قاطع بگيرد. ديگر مذاكره بر سر خريد اورانيوم غني شده از غرب و يا مبادله اورانيوم 3 درصد با 5 درصد و حتي طرح غني سازي در خاك روسيه يا يك كشور ثالث و بازي هايي از اين دست تمام شد و حالا ايران رسما" اظهار مي كند به اورانيوم 20 درصدي دست يافته است. ممكن است احمدي نژاد اين سخن را به عنوان يك بلوف سياسي زده باشد و هدفش انحراف افكار عمومي دنيا از اعتراضات مردمي و يا رجزخواني و ايجاد يك جنگ رواني تازه باشد، اما باز هم مرتكب اشتباه مرگباري شده است. حالا كودتاچيان موقعيت "فرسايش زمان" را در برنامه اتمي خود از دست داده اند و تحت فشارهاي شديدتر جامعه جهاني و اي بسا هدف حمله نظامي از سوي اسرائيل يا آمريكا قرار بگيرند. هرچند چنين اتفاقي فعلا" شدني نيست و اگر هم يك حمله نظامي با هدف تخريب تأسيسات اتمي ايران صورت بگيرد، به گونه اي نخواهد بود كه مردم عادي را درگير جنگ كند. در يك جنگ كوتاه مدت و هدفمند، رژيم كودتايي ايران با مصيبتي بدتر از حالا مواجه مي شود و بدليل همين بلوف كودكانه احمدي نژاد، همه دنيا ايران را به عنوان آغازگر و زمينه ساز چنان جنگي مي شناسند. اگرچه كسي از ما ايرانيان موافق هيچگونه جنگي نيست، اما شرايط صحنه ديپلماسي ايران چنين است و مقصر نادان اين جنگ افروزي، حكومت دستپاچه و نامتعادل كودتايي ايران است. حكومتي كه ترجيح داده مدتي بيشتر بر سر قدرت كودتايي باقي بماند اما با يك بازي رواني، دنيا را متوجه " اورانيوم 20 درصدي" خود كند تا بدين ترفند، اذهان جهانيان را از جمعيت 80 درصدي مخالفانش منحرف نمايد. با اين بازي تبليغاتي، دولت احمدي نژاد رسما" از ترس "مرگ" دست به يك خودكشي زده است. آن هم در زادروز انقلاب اسلامي سال 57 كه حكومت اسلامي براي باقي ماندن به دو ابزار متوسل شد: در داخل به باتوم و در خارج به بمب!

اما واقعيت اين است كه هيچكس راضي نخواهد بود چنين حكومتي چندان دوام بياورد و دنيا را تهديد و ملت خود را سركوب كند. در سي و يكمين زادروز انقلاب اسلامي، نظام ولايت فقيه شمارش معكوس فروپاشي خود را آغاز كرده است. فروپاشي يا از دورن و يا از بيرون. مردم ايران اميدوارتر شده اند كه در اين ميدان، برنده نهايي آنها باشند نه بمب افكن هاي نيروهاي خارجي. زيرا اين قفل فروبسته را مي خواهند با دستان خود باز كنند و چنين نيز خواهند كرد. اين عزم ملي، بناي باز ايستادن ندارد.

۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
نظرتون درباره این ایده برای چهارشنبه سوری چیه
دوستانی که در شیمی مهارت دارن کمک کنن
همچنین در صورت داشتن اکانتهایی مثل فیس بوک ، بالاترین ، دنباله و... این طرح رو اونجا هم بذارید تا بتونیم بیشتر با نظرات مختلف و
متقابلا طرحی پخته تر ، خودمون رو برای چهاشنبه سوری آماده کنیم
شاد و پیروز و سبز و سربلند باشید
http://iranbb880.blogspot.com/2010/02/237-4.html

سبلان سبز گفت...

اصلاً مهم نیست که کسی از سبزها در 22 بهمن حضور داشته یا خیر، 22 بهمن روز جشن حکومت است و «شکست» بزرگ در 22 بهمن برای کودتاچیان بود که مراسم جشن را زیر سایه سرنیزه برگزار کردند. کجای دنیا جشن را با حضور بیش از دویست هزار نیروی نظامی و امنیتی برگزار می کنند؟ این چه سرور و شادمانی ملی است که باید هزاران نیروی ضدشورش از شهرستان ها به تهران بیاورند تا مراقب آن باشند؟ مگر هلهله و پایکوبی هم نیاز به لشگر کشی دارد؟
«شکست» بزرگتر، دعوت 300 خبرنگار خارجی و توهین به آنها از طریق باسارت گرفتن آنها بود. خبرنگاران در کشورهای دیگر دنیا افرادی دارای نفوذ و احترام اجتماعی هستند که آزادانه همه جا می روند و هر مقامی را مورد انتقاد قرار می دهند، چنین افرادی را تحت عنوان پوشش خبری مراسم 22 بهمن به ایران دعوت کرده و پس از وردشان آنها را باسارت گرفته و صبح روز 22 بهمن به آنها گفته اند که فقط اجازه حضور در میدان آزادی و مخابره سخنرانی احمدی نژاد را دارند. برای چنین کاری آیا نیاز است که این خبرنگار از آن سر دنیا بلند شود بیاید ایران؟ این سخن پراکنی را که خود رسانه میلی برای همه دنیا پخش می کند! گند این حرکت زشت و توهین آمیز حکومت بلافاصله درآمد و خبرنگاران به رسانه هایشان موضوع را اطلاع دادند که مورد تمسخر جهانیان قرار گرفت. این خبرنگاران خیلی خوشحال بودند که می توانند در چنین شرایطی به ایران بیایند و از حقایق موجود در ایران گزارش تهیه کنند، ولی انتظار اینرا نداشتند که آنان را چون دلقکهای سیرک داخل قفس انداخته و برای تماشا به میدان آزادی بیاورند، آنهم نه اینکه آنها مردم را تماشا کنند، بلکه مردم آنها را تماشا کنند.
هدف نهایی حکومت هم از اینهمه قشون کشی و هزینه و زحمت نیز مخابره سخنرانی مراسم 22 بهمن بود که «شکست» بسیار سنگینی نیز در این زمینه خوردند. همه کشورهای دنیا بسرعت این چرندگوئی را بشدت محکوم کرده و آنرا به هذیان گوئی تشبیه کردند. محترمانه ترین تعبیر را اتحادیه اروپا* بکار برد که آنرا «شعارپردازی پرطمطراق» خواند.
قابل درک است که این سنگ گداخته «شکست»، دست و برخی نقاط کودتاچیان را سوزانیده و بهمین دلیل تلاش نموده اند آنرا بسمت اردوی سبزها پرتاب نمایند، اما غافل از اینکه سبزها دستی برای گرفتن «شکست» ندارند و حکومت ناچار است این سنگ گداخته «شکست» را بنحوی در خودش جا دهد.

فردوست گفت...

سلام جناب بابك خان

خسته نباشيد
شما در اين چند ماه بسيار بسيار در رنج و فشار بوده ايد.
اميدوارم كه پيروزي ملت ايران همه ي اين سختي هارا به پايان برساند و
شما هم با شادي به كشور خود بازگرديد.

جناب بابك خان چرا آدرس فيس بوك خود را در گوشه اي از اين بلاگ نميگذاريد كه خيال مردم راحت باشه.

من شما را در فيس بوك اضافه كردم ولي پيامي امده كه ظرفيت ليست شما پر شده است

ارمان روشن گفت...

با سلام به اقای داد!
اقای داد کودتاچیان با داشتن سلاح و تجهیزات نظامی و تبلیغات دروغین چه چیز دیگری دارند؟ انها خود می دانند پایشان روی پوست موز است! خود راکه نمی توانند گول بزنند. باخیل مطالبات مردم چه می کنند؟ بااقتصادویران چه می کنند؟ البته مردم هوشیار باید درمجامع مختلف درداخل وخارج بگویندکه نابودی و فروپاشی نظام سلطه مذهبی کاری یکشبه نیست. این انتظار عبثی است و توقعمان را نباید اینقدربالا ببریم.همین که مانند قبل بادلگرمی وامید وباتمام توان ادامه دهیم کافی است. کدام دیکتاتور توانسته است بازور وسرکوب حکومت خود را تداوم بخشد؟ اضطراب وصدای تپش قلب کودتاچیان را نمی شنوید؟ هنوز دارند ازسیمای میلی اشان تظاهرات فرمایشی 22بهمن را نشان می دهند! این عمق وحشت انها رامی رساند.راهی تاپیروزی نمانده است .هوشیارباشیم!