ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

با حكومت جاعلان چه بايد كرد؟

معامله با طرف بدحساب!

حكومت اسلامي "طرف بدحسابي" است و طنز تلخ اينكه خيلي هم از "تعامل"(به معناي معامله!) دم مي زند. سئوال اينجاست كه آيا معامله با يك طرف بدحساب، معامله زيانباري نخواهد بود؟ و پاسخش ناگفته معلوم است!

بعد از كودتاي انتخاباتي 23 خرداد، تعدادي از فعالان سياسي، اعضاي ستادهاي انتخاباتي رقيب حاكميت، روزنامه نگاران، دانشجويان، وبلاگ نويسها و شهروندان معترض ديگر دستگير و زنداني شدند. 86 نفر از اين زندانيان احكام سنگين حبس و شلاق گرفته اند، 5 نفر به اعدام محكوم شده اند و تعداد كمي در ظاهر از زندان آزاد شده اند. از اين ميان چند نفر ناگزير شدند به معامله با حاكمان و "تعامل با بازجويان!" تن بدهند و در اعترافات تلويزيوني حرفهايي بر عليه منش سياسي خود بر زبان آوردند. دو نفر از آن چند نفر آزاد شدند و باقي آنها هنوز زنداني اند. محمد علي ابطحي و محمد عطريانفر و سايرين هنوز و به رغم اعترافاتي كه احتمالا" براي نجات از زندان كرده بودند، همچنان اسير هستند و سعيد حجاريان و سعيد شريعتي با پرونده هايي "باز" در ظاهر از زندان بيرون آمده اند، اما به اعتقاد من "آزاد" نشده اند. يعني سايه دستگيري مجدد و تعقيب و مراقبتهاي مأموران امنيتي همواره بالاي سر آنهاست و مثل همه ما هفتاد ميليون ايراني، زنداني و اسير هستند. باري! حكومت جاعلان طرف حساب بدي است. اهل هيچگونه مماشاتي نيست و "تعامل" با آن در هر صورت و شكلي، زيانبار و خسارت آميز است.شاهد اين مدعا، حكم شش سال زندان براي ابطحي است بعد از آن همه اعترافات اجباري و فقط به "جرم" حضور در كمپين انتخاباتي آقاي كروبي! با اين حكومت چه بايد كرد؟

"حكومت فتوشاپي اسلامي" ناچار از سقوط است!

جعل و فريب از مرجعيت رهبري تا نتيجه انتخابات و حالا عكس ها!

استقبال غيرمردمي و تحقيرآميز از رئيس دولت كودتا در تبريز، پرده از ماهيت حيله گر حاكمان كودتاچي برداشت. مسابقه فتوشاپي روزنامه كيهان و خبرگزاري امنيتي فارس نيوز به مرحله رسواگري رسيده و اين دو در تلاش براي ساختن عكسهاي مصنوعي از مردم(كدام مردم؟) دست به دامان فتوشاپ شده اند. عكس واقعي و عكسهاي كيهان و فارس نيوز را در زير ببينيد.

ما با حكومتي مواجهيم كه با دستكاري در عكسها، سعي دارد خود را مردمي جلوه دهد و واقعيت را جعل مي كند، حكومتي كه وزيران و مقاماتي با مدارك تحصيلي جعلي دارد، حكومتي كه نتيجه يك انتخابات را به سود حود جعل مي كند، حكومتي كه رقم كشته شدگان اعتراضات را جعل مي كند، و شاهدان جنايتها را در خواب مي كشد، و حكومتي كه توسط يك مرجع تقليد جعلي اداره مي شود،... آيا چنين حكومتي به خواست ملت كمترين توجهي خواهد كرد؟ حكومتي كه با عكسهاي واقعي و در روز روشن چنين تقلب مي كند، با رقم ها و صفرهاي بودجه هاي ميلياردي چه ها مي كند؟ حكومتي كه چنين ساده "اعتماد" ملت را چپاول مي كند، در نهان با اموال ملت چه مي كند؟ اين حكومت كودتايي، حكومت مشتي چپاولگر شارلاتان است كه با فتوشاپ "مردمي" مي شود و با "نمودار سازي" خود را موفق جلوه مي دهد و رئيس دروغگوي آن، نمودارهاي ساختگي را مقابل دوربين تلويزيون مي گيرد و آمارهاي نجومي از پيشرفتي فتوشاپي را در كشور جار مي زند! با اين حكومت دروغ و نفاق چه بايد كرد؟ آيا "قيام" و انقلاب تنها راه باقي مانده نيست؟ "حكومت فتوشاپي اسلامي" ناچار از سقوط است! آيا با اين حكومت فريبكار، مي توان با زبان اصلاح و مماشات سخن گفت؟ بعيد مي دانم!

توضيح: عكس اول از خبرگزاري مهر است كه هنوز نمي دانست مسابقه فتوشاپ شروع شده و عكس را ساده منتشر كرد! عكي دوم شاهكار روزنامه كيهان است (با حذف سكوهاي استاديوم!) و عكس سوم كه شاهكار واقعي است و فارس نيوز ساخته است!(زنان با پوشش تابستاني در روز باراني!) با اين حكومت "حكومت جاعلان" چه بايد كرد؟ همواره به اين فكر مي كنم!

۱۴ نظر:

سعید گفت...

جالب اينجاست كه در عكس كيهان هوا نيمه ابري‌ است و فقط لايه‌هاي نازك ابر ديده مي شود و با اين شرايط ديگر آنهمه چتر در آن ازدحام جمعيت(به گفته كيهان و فارس) به چه كاري مي‌آيد؟!

پویا. گفت...

آقای داد عزیز آخه قربونت برم اینا با این کاراشون مرغ پخته هم به خنده میندازن. سنگ پا قزوین روبروی اینا لنگ میندازه. آخه خداییش این شریعتمداری آدمه که بخواد آدم راجع بهش بخواد سلول خاکستری خودشو برای همچین موجودی هدر بده خو آخه دروغ برای کی بابا قرن 21 تکنولوژی درسته پیشرفت کرده ولی بخدا متقابلا" عقل مردمم رشد کرده آخه شریعتمداری خداییش (گرچه تو نمیدونی خدا نی یا چی هست ) مردم چیز فرظ نکن اون چیزه خودتی. بابا تو بری رومان تخیلی جنایی بنویسی پیشرفت بهتری داری شریعتمداری باور کن برا خودت میگم. آقای داد من به شما و تمام ازادی خواهان افتخار میکنم به امید آزادی ایران. (( آقای شریعتمداری به پیشنهادم فکر کن این قدر چیز..... این دولت نباش ))

پویا. گفت...

سلام آقای داد عزیز. آخه این شریعتمداری آدم که یه نفر بخواد سلول خاکستری خودشو برای همچین موجودی درگیر کنه؟ جواب : خوب معلومه نیست دیگه!!! جای تعجب نداره. بابا سنگ پا قزوین روبروی این موجودات لنگ میندازه... اخه شب ظلمات اینا تو دوربین نگاه میکنن میگن روزه حالا دست کاری تو عکساشون که دیگه هیچ ( دارم خیلی محترمانه برای این دقل کارا مطلب مینویسم )آخه شریعتمداری قرن 21 مردم چیز فرض کردی درسته تکنولوژی پیشرفت کرده ولی خو سطح اطلاعات مردم بیشتر از پیش شده همین جور بیکار ننشستن مردم ایران طالب علم و فرهنگشون بودنو و خواهند بود. بابا خودت چیزی مردم چیز فرض نکن.
(کافران همه را به کیش خود پندارند) اخه دوران دقل بازی تمام شده عجبا !!!( با عصبانیت ) یکی به این موجود حالی کنه کار از این دقل بازیا گذشته!!! تو( شریعتمداری ) هم دست از این کارا بردار برو رمان تخیلی جنایی بنویس برات بهتره باز یه عده از مردم جذب رمانات شاید بشن باور کن برا خودت میگم. آقای داد من به شما و تمام آزادیخواهان ارادت خاص و ویژه ای دارم.بدرود
( شریعت به حرفام فکر کن. البته تو قدرت تصمیم گیری نداری!)

پویا. گفت...

از همه غذر خواهی میکنم بابت غلط های املایی در مطلب به طور اتفاقی و بدون ویرایش ارسال شد باز هم شرمنده.بدرود

شیلا گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
Kianush گفت...

اینها دیگر شعبده بازیهای کودکانه است چون تماشاچیان خوب دستشان را خوانده اند

دیگرفقط برای خودشان مینویسند. آنهم نه برای همه خودشان بلکه برای کسانی كه در سایه ی قدرت مطلقه چنان مسخ شده اند كه از نظر روانی مشکل پیدا کرده اند. از ترس روبرو شدن با واقعیت برای خود صحنه میسازند و خودشان با خودشان در آن بازی میکنند. اگر کسی بتواند خودش را جای اینها بگذارد ( کاری كه برای آدم عادی و نرمال آسان نیست) میفهمند كه چاره ی دیگری جز صحنه سازی ندارند. چون وای به حالشان وقتی پرده های نمایش بالا روند وآنچه پشت صحنه میگذرد آشکار شود: دروغ ، خشونت، دزدی، جنایت، بیعدالتی, اختناق، دستگیری و بازداشت غیر قانونی, آدمربایی، شکنجه های جسمی و روحی و تجاوزهای جنسی در زندانهای"غیر استاندارد" و"استاندارد " ، فساد مالی و اخلاقی، تظاهربه دینداری، چاپلوسی, سوءاستفاده ی فردی و فرقه ای از قدرت، و پلیدیهای دیگر كه برای من و شما قابل تصور نیست.

اینها خودشان میدانند كه ازقماش شیطانند و میدانند كه بزودی نه فقط خیانت انتخابات بلکه جنایات کهریزک و قتلها ی زنجیره ای برای همه آشکار خواهد شد. فکر میکنم میتوان از کابوس هایشان ترسناک ترین فیلمهای وحشت آفرین را ساخت. شیطان كه شاخ و دم ندارد.

ناشناس گفت...

سلام بر قهرمان من
عكسها و نكته هاش بي نظير بود. مي دوني بابك جان آدم خنده اش مي گيره ولي از اون خنده هايي كه از گريه تلخ تره. حكومت دروغگويانه ديگه. يه وقتهايي فكر مي كنم يعني ميزان وقاحت تا چه حد مي تونه باشه والا اينا روي سنگ پا رو سفيد كردند.
با نظرت موافقم بايد و بايد و بايد بر عليه اين حاكمان ظالم و دروغگو قيام كرد ولي بابك جان بي تعارف ما بايد يك رهبر داشته باشيم الان مردم خيلي خوب دارند مبارزه مي كنند و خيلي هم خوب دارند مديريت مي كنند حرك هاشون رو ولي باز شاهد يك مقدار بي برنامه گي هستيم هنوز نمي دونيم مثلا روز 16 آذر كجا بايد حمع بشيم يا خيلي مسائل ديگه آقاي موسوي و آقاي كروبي خيلي خوب پيام مي دهند ولي بارها اعلام كرده اند كه اين حركت را رهبري نمي كنند.
يك فكري بكنيد حيف اين نيروي عظيم ملته كه هدر بره.
مثل هميشه جمله آخر:
مواظب خودت باش
يا علي!

شاهد بهار گفت...

« یاد بگیریم که سبز بمانیم..»

آنکه سبز می شود، بدان معنا نیست که همچنان سبز بماند!!
بهار پیام سبز را می آورد، اما سر وقت می رود تا تابستان سبز را تحمل، و پاییز سبز را زرد کند.
و زمستان مرگ سبز است!

راز همیشه سبز ماندن نوشیدن بهار است.
آنکه بهار را ننوشیده مجبور است هر لحظه اش را برای سبز ماندن رنگ کند، که با هر طلوع تازه، زردی اش از گوشه ای بیرون می زند!

زمان، هم دوست و هم دشمن سبز است. دشمن زیرا هر سبز قراردادی را زرد می کند.. ، دوست، زیرا مرز سبز و سبزنما را نمایان می کند.

و چه خوب گفتی که سبز اهل معامله نیست!و سبزنمایان، سیاهان تاریخند..!

عزیز همیشه سبز، نوشته هایت را همیشه می خوانم. و همیشه نیاز به کامنت گذاشتن نمی بینم؛ چراکه روی خط سرخ زمان هم پرسش شده ای و هم پاسخ!!

خدا قوت،
پاینده باشی.

شیلا گفت...

دلم برای رویش این حقیقت در باغچه سبزتان تنگ شده بود،

و باران قلم سبزی که سیاهیش را از سبزی موج خروشانمان بشوید!

Fereid گفت...

جناب داد،
با درود وآرزوی تندرستی برای شما.
"معامله با طرف بدحساب!" اگر چه در اساسش شکی نیست اما من به چند مثالی که آورده اید معترضم. با وجود آنکه هیچ سنخیتی چه به لحاظ فکری و چه اجتماعی با ابطحی، حجاریاو ... ندارم ولی محکوم کردن آن ها و یا طعنه زدن به آن ها به خاطر "اعترافاتشان" را بی انصافی می دانم. نامبردگان در شرایطی بسیار سخت و برای آن ها غیر قابل تحمل مجبور به "تعامل" شدند. شما خوب می دانید که "اجبار" ناقض تعامل است. "معامله ی اجباری" وجود ندارد. چه به لحاظ اجتماعی و چه حقوقی. معامله بر اساس اختیار دو طرف است و نه اجبار. در کنار تمام شکنجه های جسمی و روحی که بازجویان جمهوری اسلامی استاد آن هستند عکسی، فیلمی و یا مطلبی از شما به شما نشان می دهند که مثلا در حال عشقبازی هستید، تریاک می کشید،مشروب می خورید و مواردی از این قبیل. همه ایرانی ها مثل ابراهیم شریفی قهرمان نیستند که فشار ناشی از به اصطلاح "مسائل اخلاقی" را به جان بخرند و با از خود گذشتگی چهره ی کریه شکنجه های جمهوری اسلامی را افشا نمایند. مسئولیت نگهداری و سلامت زندانی با زندانبان است. طعنه زدن به ابطحی، حجاریان و دیگرانی که برای جمهوری اسلامی "اعتراف کردند" یعنی موفقیت این تاکتیک برای برنامه ریزان امنیتی جمهوری اسلامی. نمی دانم یادتان هست که در جنگ آمریکا و صدام سه خلبان آمریکائی در عراق اسیر شدند. این سه خلبان در تلویزیون صدام حسین "اعتراف" کردند که می خواسته اند بیمارستان ها، مدارس و محل تجمعات مردم عراق را بمباران کنند. آن روزها این مصاحبه ها تماشا چیان بسیاری داشت. مدتی بعد این سه خلبان از زندان صدام آزاد شده و به آمریکا برگشتند. دولت آمریک استقبال بی نظیری برای ورود این سه نفر ترتیب داد. آن وقت ها جائی خواندم که شهردار نیویورک نام این سه نفر را بر روی سه خیابان گذاشته است. با خودم گفتم آن ها چطور با زندانیانشان بر خورد می کنند و ما چه می کنیم. با نا امید کردن بیشتر ابطحی، حجاریان و دیگران آن ها را بیشتر غیر فعال و احتمالا بیشتر به سمت بازجوهایشان فشار خواهیم داد. با احترام گذاشتن و حمایت از آن ها و همه ی زندانیان دیگر آن ها را بسمت جنبش سوق دهیم. اگر امروز ما به این قربانیان حکومت مافیا بی احترامی کنیم فردا نوبت خود ما خواهد بود. شما قبل از شلاق خوردن نمی توانید به گوئید طاقت چند ضربه را دارید. شما که نویسنده هستید و خوانندگان زیادی دارید بیائید مردم را به یک فرار ملی و همگانی دعوت کنید: هیچ اعترافی از یک زندانی علیه خود اعتبار ی ندارد. اعتراف گیرنده مجرم است. زندانیان راه آزادی همه قهرمانان و نخبگان این جامعه هستند. مصاحبه و اعتراف زندانیان هیچ ارزشی در قضاوت در مورد آن ها نباید داشته باشد. آن ها مثل من و شما از روی کردار و اندیشه هایشان در آزادی و نه اجبار باید مورد قضاوت قرار گیرند. این بی انصافی است که ابطحی، حجاریان و دیگر زندانیان را از روی نوشته های حسین شریعتمداری، سعید مرتضوی و همکاران دیگرشان قضاوت کنیم. بیائید منشا این قرار ملی باشید.
با سپاس،
فردا

سبلان سبز گفت...

بابك جان بنويس كه نوشته هاي تو و امثال تو مثل هميشه خون تازه را به رگهاي مردم خسته جاري مي كند.

بابک داد گفت...

پاسخ به فرداي عزيز: من به آقاي ابطحي يا حجاريان كنايه نزده ام و تاكيد كرده ام "هرگونه تعامل" با اين حكومت كودتايي محكوم به شكست است. غير از اين دوستان كه در زندان زير فشار مجبور به اعتراف شده اند، كساني هم هستند كه با تهديد به دستگيري ناچار به سكوت شدند و در يكي دوماه اول زنداني نشدند اما همان افراد هم در ماه سوم، يعني تا آبهاي اوليه از آُياب افتاد، دستگير شدند و الان در زندانها هستند. ضمنا" با آن بخش از نوشته شما موافق نيستم كه اين دوستان را با نمايش فيلمي از عضقبازي يا ترياك كشيدن(!) مجبور به اعتراف كرده باشند! شما به طرفداري از اين دوستان كامنت گذاشته ايد ولي كامنت خودتان داراي كنايه و توهين به آقايان ابطحي و حجاريان است. من همچنان معتقدم هيچ مماشاتي نبايد با اين رژيم كرد.و اين جمله نوشته ام را براي دوباره خوانده شدن توسط فرداي عزيز مي گذارم:
باري! حكومت جاعلان طرف حساب بدي است. اهل هيچگونه مماشاتي نيست و "تعامل" با آن در هر صورت و شكلي، زيانبار و خسارت آميز است.شاهد اين مدعا، حكم شش سال زندان براي ابطحي است بعد از آن همه اعترافات اجباري و فقط به "جرم" حضور در كمپين انتخاباتي آقاي كروبي! با اين حكومت چه بايد كرد؟

Fereid گفت...

بابک عزیز،
من به هیچوجه نخواستم بطور ضمنی کامنت بگذارم و یا در مورد آقایان محترمی مثل ابطحی، حجاریان و دیگران قضاوتی کرده باشم. درست یادم نیست فکر می کنم محسن مخمتباف و یا یکی دیگر از شخصیت های مورد احترام مردم در جائی گفته بود که بازجو ها در برای شکستن زندانیان از مسائل اخلاقی استفاده می کنند. جمهوری اسلامی وقتی با فتوشاپ دوهزار نفر را بیست هزار نفر جا میزند برایش خیلی مشکل نیست که مدرکی اخلاقی برای من وشمای زندانی تهیه کرده و ما را تهدید به انتشارش کند.
اگر از نوشته ی کوتاه من پیامی "ضمنی" (متهم کردن زندانیان به مسائل اخلاقی) استنباط شده، بدین وسیله نوشته ی خود را تصحیح کرده و از آقایان ابطحی،حجاریان و دیگر زندانیانی که در شرایط آنان قرار گرفته اند پوزش می خواهم.
پیروز باشید.
فردا

ناشناس گفت...

ای بابا ترک عادت موجب مرض است
اینا هم عادت کردن به دروغ گفتن
اصلا اگه راست بگن باید تعجب کرد

ما بیشماریم ما پیروزیم

به امید روزی که وبلاگتونو بدون فیلتر شکن باز کنیم