♦️ شوق نمایندگان برای سِلفی با موگرینی! ♦️
➖ بابکداد ➖
در اغلب کشورها، بعد از پایان مراسمی تشریفاتی مثل "تحلیف"، مهمانان به سالن مجاور هدایت شده و پذیرایی مختصری (سرپایی) میشوند.
در آن پذیرایی کوتاه که بدون حضور "دوربین" خبرنگاران است، میهمانان فرصت مناسبی برای گپ و گفت و معاشرت با همدیگر دارند. گاهی عکاسی یادگاری و سلفی هم (البته با موافقت دو طرف!)، در حاشیهی این پذیرایی سرپایی انجام میشود.
🔹 نمیدانم در مراسم تحلیف آقای روحانی در مجلس، آیا آن پذیرایی انجام شده یا خیر؟
اما ظاهراً بین «ردیف» صندلی مهمانان خارجی با ردیفهای پشتی که نمایندگان مجلس خودمان روی آنها نشسته بودند، «حائل و مانعی» گذاشته بودند و شاید همین امر، باعث ذوق و شوق نمایندگان برای ارتباطگیری(!) و «سلفی گرفتن» با میهمانان ردیفهای جلویی شد!
با این همه و از بین آنهمه شخصیتهای سیاسی و نمایندگان کشورهای اسلامی و…، ظاهراً نمایندگان مجلس شورای اسلامی، فقط خانم فدریکا موگرینی را صدا زدند تا به نزدیک «حصار حائل!» بیاید و با آنان سلفی بیاندازد! از اینجا، رسوایی و بیآبرویی «سلفیگیت» آغاز شد!
🔹 بالا و پایین پریدن چند نماینده برای سلفی گرفتن با یک خانم اروپایی، علاوه بر اینکه تصویر نامناسبی از نمایندگان مجلس اسلامی! به دنیا مخابره کرد، باعث شگفتزدگی سایر مهمانان خارجی و خود خانم موگرینی هم شد!
🔹 متأسفانه جز تقاضای سلفی، به دلیل ندانستن زبان انگلیسی، نمایندگان مجلس راهی به غیر از استفاده از "زبان بدن" یا بادی لنگوئیج نداشتند! همین امر موجب شد تا «حرکات عجیب دست و صورت» آنها، اغراقآمیز و مضحکتر به نظر برسد. به این اضافه کنید اسیر بودن نمایندگان را در پشت «حصار»، که این کمدی تلخ را رقتانگیزتر میساخت!
🔹 از طرفی حضور آقای حسن قشقاوی معاون کنسولی وزیر خارجه در ادامهی این مضحکه، بر «وخامت اوضاع» افزود!
درستش این بود که طبق پروتکلهای تشریفاتی، آقای قشقاوی خانم موگرینی را به راهنمای مخصوص میسپرد، یا او را تا فاصلهی مطمئنی از این نمایندگان ذوقزده مشایعت میکرد تا ماجرا کش پیدا نکند!
حال آنکه آقای معاون کنسولی، در حد یک عکاس آتلیهای وارد گود شد و بین نمایندگان آن طرف حصارها و این خانم اروپایی، نقش واسطه و عکاس و کارگردان را ایفا نمود. موبایل میگرفت و میداد و خانم را در قاب «جانمایی» میکرد…
و کم مانده بود از نمایندگان بخواهد با شماره ۳,۲,۱ با هم بگویند: «سییب!»
🔹 بعضی از نمایندگان بعدها گفتهاند که قصدشان گفتگو با خانم موگرینی بوده! که چنانچه خودشان گفتهاند به دلیل «مشکل زبان» و محل نامناسب گفتگو، طبعاً چیزی بیشتر از یک سری ادا و اطوار حاصل نشده است!
یکی گفته از موگرینی خواستیم بگوید مرگ بر…! یا به او گفتیم: درود بر اروپا! و جالب اینکه اقرار کردهاند که تمام اینها را به «فارسی» میگفتند و انتظار داشتهاند قشقاوی، علاوه بر نقش عکاس سلفی، «مترجم» هم باشد!
🔹 در آخرین فراز این نوشته حیف است از «حرکات آکروباتیک و ژانگولر» برخی از نمایندگان محترم که محاسنی سفید کرده و پا به سن گذاشتهاند، یادی نشود!
مطلقاً فرقی ندارد عضو کدام گروه سیاسی باشند. رفتارهای برخی از آنها که روی مانیتور و میکروفون لم داده و یا بدن خود را مانند نرمتنان، کج و معوج کردهاند، یک رسوایی محض بود که تا روی جلد نشریات جهانی هم رفت.
🔹 تیم دکتر ظریف حالا حالاها دربارهی برجام با خانم موگرینی و جهان خارج کار دارد. من فکر نمیکنم خاطرهی این حرکات سخیف، به این زودی از ذهن آنها پاک شود.
هر وزیر خارجه گاهی «ناگزیر» است تا از «کارت موافقت یا مخالفت پارلمان کشورش» در مذاکرات مختلف استفاده کند. سادهترین خسارت رفتار نمایندگان ذوقزده با این "سلفیگیت"، این بود که این «ابزار دیپلماتیک» را از دست وزیر خارجه درآوردند!
🔹 آیا عطش سلفی گرفتن با فدریکا موگرینی؛ به اینهمه خساراتش میارزید؟
به نظرم اگر این نمایندگان، خودشان «پیشقدم تنبیه خویش» بشوند و در یک ابتکار گروهی، از خسارات آن اعمال رقّتانگیز خود بکاهند، پسندیدهتر است از اینکه احتمالاً توسط مقامات بالای مجلس با آنها برخوردی شود و یا تا ابد بدنام بمانند.
🔹 اینجا نقطهی تمایز «منافع ملی» بر «منافع شخصی» است. جایی که آنها میتوانند صداقت و ندامت خود را اثبات کنند و «پایان آبرومندانهای» بر رفتارهای زشتشان بگذارند.
انتخاب، با خود آنهاست. اینکه آخرین تصویر ثبتشدهی آنها، همان سلفیهای سخیف باشد؟ و یا شجاعانه، رفتارشان را جبران کنند و نام نیکی به جا بگذارند.
🔹 پینوشت: لازم است آقای ظریف با معاون کنسولی خود یک برجام رفاقتی داشته باشد!
اگر نبود «حضور گرم و هنرنمایی» جناب قشقاوی، ای بسا قضیه تا به آن اندازه «کش» نمیآمد! و خانم موگرینی هم با آرامش، صحن مجلس را ترک میکرد.
بابکداد
۱۹ مرداد ۹۶
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹تماس:
babakdad2@gmail.com
اگر صدایم به رهبر جمهوری اسلامی میرسد، از ایشان (حتی با فروتنی و احترام) میخواهم تا فرصت از کف نرفته، کاری کند «کارستان»! و درهای حبس و حصر را باز کند.
به ایشان قول میدهم که پشت آن درها، علاوه بر محبوسان بیگناهی که آزاد میشوند، «سرمایه اجتماعی عظیمی» هم برای نظام و شخص رهبری پنهان است که کم از «گنج» ندارد. این گشایش، میتواند زخمهای رابطه بین رهبری با ملت را اندکی بهبود بخشد و گامی باشد بر روند همدلی ملت که در شرایط حاضر منطقهای و جهانی، برای «حفظ تمامیت ارضی ایران» سخت به آن نیاز داریم.
🔹 اگر صدایم به ایشان میرسد توصیه میکنم بهترین استفاده را از فضای این روزهای جامعهی منتظر بکنند و با «آزاد کردن #تمامی_زندانیان عقیدتی و سیاسی» و #رفع_حصر ؛ هوشمندانه بر فضای سیاسی کشور مسلط شوند و جوّ عمومی را با ابتکار عمل تغییر دهند. قول میدهم کسی (حتی مخالفان نظام) این کنش هوشمندانه ایشان را نشانهی «عقبنشینی» رهبر نخواهد دانست. بلکه برعکس؛ این کار نشانهای از هوشمندی و موقعشناسی آقای خامنهای تلقی خواهد شد. و چنانچه گفتم هیچ تردیدی ندارم که این آزادسازی در فضای فعلی جامعه، باعث «افزایش سرمایه اجتماعی» نظام و شخص آیتالله خامنهای خواهد شد.
چه چیزی برای یک رهبر سیاسی، بهتر از این که با یک حرکت، بیشترین بُرد و بهره را نصیب خود و حکومتش کند؟
🔹 شمار کل زندانیان عقیدتی و سیاسی و محصورین، چندان تعداد بالایی نیست که تهدیدی برای حاکمیت باشند. و خود رهبر میداند که آزادی آنان، حکومت را به خطر نمیاندازد. چه؛ هیچکدام آنها هم اصولاً اهل انجام کارهای خطرناکی برای بیان انتقاد و مخالفت نبودهاند و نیستند. همهی محبوسان بدون استثنا از آیتالله #کاظمینی_بروجردی بگیرید تا دکتر #محمدعلی_طاهری، از #ضیاء_نبوی تا #آرش_صادقی و از آقایان #کروبی و #موسوی تا خانمها #رهنورد و #نرگس_محمدی و… «همگی آنها» جمعی از دلسوزان این کشور و ملت هستند که فقط «متفاوت از حاکمیت» میاندیشند، همین! اما هیچکدام آنان مطلقاً خطری برای نظام نداشتهاند. خطر آن است که با حبس بیفایدهی آنها، اتهام «نقض حقوق بشر» را هم به ابزارهای فشار جهانیان بر ایران اضافه کنید. خوب است بسنجید که حبس این جمع منتقدان و مخالفان، آیا به تبعات مضرّ و عظیم آن میارزد؟ و نیکوست اگر به فایدههای آزادی آنها هم نظری کنید. مطمئناً هیچ سودی در ادامهی حصر و حبس زندانیان عقیدتی و سیاسی وجود ندارد و تماماً ضرر است. و جلوی ضرر را همینجا بگیرید که منفعت است. و اگر دیر شود و اتفاق بدی برای محبوسان بیافتد، دیگر ضرر پشت ضرر خواهد بود.
🔹 آزاد کردن زندانیان در فضای کنونی، که همه چیز برای ایجاد یک همدلی ملی مهیاست، برای نظام و رهبری «پرمنفعت» خواهد بود. این را از زبان این مخالف منصف خویش بپذیرید.
ولی برعکس (خدای نکرده با فوت و یا بروز هر اتفاق بدی برای آنان)، در نهایت آسیب و ضرری که به پای رهبری نوشته میشود، بیحساب است و موجب زیان و خسران بیشتر برای حکومت خودتان خواهد شد.
حساب سود و زیان چندان دشوار نیست. اجرای آن ذکاوت و جسارت میخواهد که امیدوارم این بار در حاکمیت و رهبری نظام بروز نماید.
🔹 تکرار میکنم که فضای روانی جامعه، مهیای یک اتفاق مثبت است. و ایران در شرایط خاصی است که به چنان اتفاق مثبتی نیاز دارد تا تمامیت آن حفظ شود.
آیا آقای خامنهای این «فرصت طلایی» را قدر میدانند؟ بگذارید خوشبین باشم و برای وضعیت حساس کنونی ایران و رفع تهدیدها از سر کشورمان، بگویم: «امیدوارم»!
همه در انتظار «گشایش» درب حصر و اوین میمانیم. بپایید که زمان از دست نرود…
کاش این نوشته به دست رهبری برسد.
بابکداد
۱۱ مرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com
➖ بابکداد ➖
تیتر این نوشته، یک جابجایی کلامی با استفاده از نام مجری صداوسیماست ولی قصدم از این یادداشت، فقط شخص او نیست. تمام کسانی مثل اوست که «اسیر موقعیت خود» شدهاند! و دیگر نمیتوانند «آزاد و آزاده» باشند. کسانی که البته «ژن خوب پررویی» و «رانت مرغوب وقاحت» هم دارند و برای حفظ موقعیت خود، به دوربین نگاه میکنند و سفید را «سیاه» جلوه میدهند! پدیدهای که «میر محصور» درباره آن گفته بود!
🔹 سادهاش این است: مثل هزاران خانم ایرانی، یک زن در سوئیس کشف حجاب کرده. پیچیده اینجاست که او یک خانم معمولی ایرانی نیست! او یک مجری صدا و سیماست که «افتخار میکند که چادری است!» و سالهاست که از این چادر؛ نان میخورد و نان دیگر زنان را میبُرد و آنان را مقابل دوربین، بازجویی میکند!
🔹 اشتباه خانم مجری این نیست که در یک تفرجگاه و پارک عمومی در خارج از کشور، در میان «هزاران محارم خودش» مشغول نوشیدن شربت سکنجبین است! یا اینکه برای لحظهای (به درازای چندین دقیقه)، روسری و چادر از سرش افتاده و غیر از عابران پارک، هیچ نامحرم دیگری در آنجا نبوده! اینها واقعاً حریم شخصی افراد است. او میتواند دوغ هم بنوشد.
🔹 مشکل، دروغ گفتن وقیحانهی او در همان پارک و این بار با «چادر!» درباره این اتفاقهاست!
مشکل وقاحت اوست، آن هم ساعتی بعد که فیلم و عکسش موجب سئوال"برخی از دوستان!" میشود و او مجبور شده به خیلی از آن «عزیزان!» تلفنی توضیح بدهد!
آنجا که ساعتی بعد از تفرج و تفریح در سایهسار آزادی، به طور معجزهواری، مجدداً «چادر به سر» جلوی یک دوربین دیگر مینشیند و «به دوربین زُل میزند» و احمقانهترین توجیهات را برای بینندگان عزیز! تعریف میکند! این خانم مجری، همان خانم چادری وقیحی است که مونا برزویی را به خاطر نوع حجابش، در برابر دوربین «بازجویی» و تحقیر کرده، و حالا «معصومانه» از مردم میخواهد به «حریم خصوصی!» او احترام بگذارند.
🔹 او نه بخاطر انتخاب شخصی چادر یا بیحجابی، بلکه به خاطر اینکه تمام این سالها «نان چادر» را خورده و دیگران را به خاطر «بیحجابی» قضاوت کرده، در "تور قضاوت مردم" صید شده و مستحق سرزنش آنهاست. اما میخواهد که او را قضاوت نکنند. حرف درستی میزند، اما نه درباره خودش، که دیگران را قضاوت کرده و چادرش را به رخ میکشید!
🔹 او شاید به آه دل شکستهی یکی از همان زنان، در مقابل یک دوربین دیگری که این بار «واقعیت» او را ضبط کرد، رسوا شد. رسوا به این معنی که از پرده سیاه نفاق و چادر بیرون آمده بود ولی نمیدانست این، بازی روزگار است.
«نردبان این جهان ما و منی است؛ عاقبت این نردبان افتادنی است!»
🔹 تمام شد! کارکرد تبلیغاتی این مجری، برای تاجران پارچه سیاه چینی و برای چادرفروشان، «تمام» شد!
صداوسیمای جمهوری اسلامی البته حق ندارد او را «ممنوعالکار» کند. چون آنجا، همه شبیه به ایشان، ریاکار، دورو و متظاهرند! پس وصلهی ناجور نیست!
به هرحال آن نانی که ایشان از این چادر میخورد، در تنور رسوایی سوخت! حالا مانده انتخاب شخصی او، که آیا همچنان در زیر «چادر نفاق»، آن شربت سکنجبین یا دوغش را بنوشد؟ و یا واقعاً تصمیم بگیرد به این نفاق تهوعآور پایان دهد و آزاده زندگی کند.
او البته با توضیحات کودکانهای که درباره «محارم در پارک و آن چندلحظهی بدون حجاب!» داد، نشان داد قصد ندارد از زیر سایهی دروغ به سمت رهایی برود.
آزادگی هم البته، نعمتی نیست که به هر کسی برسد!
➖ پینوشت: مادر مرحومهی من لحظهای بدون چادر بیرون نمیرفت، اما هیچکدام از دختران خودش را مجبور به پوشیدن چادر نکرد.
آن نوع «دینداری آسانگیر و صادقانه» و آن آزادگی در کجای این سالها گم شد، که چادریهای حالای ما، این «اسیران نام و نامداری» شدهاند؟!
[بابکداد]
سوم مرداد ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com
🔷 آزمون بزرگ حسن روحانی! 🔷
➖ بابکداد ➖
هیچ کس، با هیچ روشی، نمیتواند رهبر معظم را ارضاء کند!
بد برداشت نشود! منظور ارضاء «منویات» ایشان است که قبلتر نوشتم عجب چیز موهوم و گنگ و بیانتهایی است! (لینک)
🔹 نه زیرکی و کیاست هاشمی رفسنجانی که "تاج رهبری" را بر سر او گذاشت، نه نجابت و صبر خاتمی که حرص «حضرت ایوب» را هم درآورده، و نه اظهار چاکری و بعدتر لجبازیهای بچگانه احمدینژاد،… هیچکدام نتوانست باعث "رضایت کامل حضرت آقا" بشود!
عدم رضایتمندی رهبری، یک مشکل فنی در گیرنده خود اوست، وگرنه فرستندهها تلاش خود را کردهاند!
🔹 اصلاً مشکل در همین "تلاش برای جلب رضایت سلطان" است! این تلاش، از اساس در تضاد با رأی و خواسته مردم است. اگر قرار بر جلب نظر رهبر بود که مردم، این بار هم مثل سال ۸۴ به نامزد مورد نظر ایشان رأی داده بودند!
ملت یک بار این کار را در سال ۸۴ کرد و خواست حکومت و دولت «یکپارچه» در اختیار رهبر باشد تا منویات بیانتهای او ارضاء شوند! اما نشد! نتیجه شد فلاکت و فقری که در سال ۹۱ مردم را به «دزدی نان خشک!» در قم وادار کرد و آن دولت محبوب رهبر هم به فرمان او «قرارگاه جنگهای نامنظم اقتصادی!» تشکیل داد که هیچ کاری از پیش نبرد و بی سروصدا تعطیل شد. ایران هم به قول خود آقایان، رسماً شد "شعب ابیطالب" که در محاصره کامل قحطی قرار گرفته بود.
🔹 زمان زیادی که از آن دوران سیاه نگذشته! و دیدیم که این مردم دیگر حاضر نشدند دولت را مجدداً به دست آقا و جناح رهبری بدهند که نتیجهی یکپارچگی حکومتش با احمدینژاد، فساد و فقر و اختلاس و ننگ بود و بس! اگر چنان میخواستند که به ابراهیم رئیسی رأی میدادند که "جلد دوم احمدینژاد" است! پس «مفهوم رأی مردم» را از یاد نباید ببریم.
🔹 این ملت، از حسن روحانی توقع و انتظارات دیگری دارند که اگر بخواهد به آنها متعهد بماند، باید در مقابل "منویات! بیپایان رهبر" بایستد.
کیاست و زیرکی جواب نمیدهد. صبر و نجابت هم جواب نداده. چاکری و بندگی هم نتیجه نداده. اقتدار و قاطعیت (طبعاً نه به سبک لجبازی کودکانه احمدینژاد) تنها چیزی است که هم مردم توقع دارند، و هم لازمهی این مقطع حساس است که کشور در «محاصره نامرئی» قرار دارد و هرگونه تندروی و حماقت تندروها، به زیان کل مملکت خواهد بود.
🔹 کابینهای قوی، جوان ذهنی، کاری و پاسخگو مورد انتظار ملت است. برای چیدن این کابینه، روحانی باید بداند این «کیک» نیست که تقسیمش کند! رأی مردم امانت بزرگی است که نمیباید تعارفش کند.
آقای روحانی برای تعیین کابینه، در فکر ارضای منویات رهبر اگر باشد، هرگز به نتیجه نخواهد رسید. پاسخ به توقعات و انتظارات و "منویات ملت" هم آسانتر است، و هم مؤمنانهتر.
چرا که صاحبان اصلی این دولت، همین مردمانی هستند که با دلی خون و تلاشی تا سرحد جان، برای "روی کار نیامدن نامزد آقا" کار کردند. آنها که مانند اهالی دردمند خوزستان میگفتند: "با اینکه «هوا» نداریم، اما «هواتو» داریم!"
🔹 تجربه میگوید «حتی اگر لیست اعضای کابینه با خط رهبر معظم نوشته شود»، باز هم خود او «اولین منتقد و بهانهگیر از دولت» خواهد بود و مسئولیت انتخابهای خود را نمیپذیرد.
بهتر است آقای روحانی وقت را برای رضایتمندی «آقا» هدر ندهد و آبرو و اعتبار سیاسی خود را در «قمار رضایت رهبر» بر باد ندهد!
معقول این است که او دولت قوی خود را (بدون ائتلاف یا باج دادن به رهبر و مخالفان رأی ملت) تشکیل بدهد. و به این واقعیت محتوم توجه داشته باشد که این سلطان، سر تمامی وزیرانش را بعد از خدمت، به زیر آب کرده و میکند! و جلب رضایت او هم، امری محال و ناممکن است. به رضایت مردم بیاندیشد!
🔹 روحانی باید به افزایش آبرو و اعتبار خود نزد مردم بیاندیشد و به فکر «رضایتمندی ملتی» باشد که هم ناظران هوشیار این روزها هستند و هم در نهایت، پشتیبان خادمان خویش در "روز مبادا" خواهند بود.
این، آزمون بزرگ حسن روحانی است. به عنوان یک ایرانی، امیدوارم رأیدهندگان را ناامید و دلسرد نکند. و بداند کابینهی ملت، کابین و جهاز رهبری نیست. امانت پراهمیت و بزرگی است.
بابکداد
۳۰ تیرماه ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com
🔹درباره بازداشت برادر رئیسجمهوری
➖ پیشنوشته: این یادداشت قبل از آزادی برادر رئیسجمهور نوشته و در تلگرام منتشر شده بود.
ظاهرش یک "دستبند" است که قوه قضاییه بر دستان برادر حسن روحانی زده است! اما آیا این دستبند، واقعاً باعث دردسر روحانی است؟ و یا قضیه، شکل دومی هم دارد؟
🔹 خیلی زود خواهند فهمید که «روش عاقلانهای» را به کار نبردهاند تا "حسن روحانی" را مجبور به پذیرفتن شروط و باجخواهی خود کنند. وگرنه فکر نمیکنم پرداخت وثیقه و نرفتن به زندان، برای حسین فریدون کار دشواری بوده باشد!
او با موافقت برادرش، وثیقه را نداده تا این "آتو و گزک" را یکبار برای همیشه از دست قوه قضاییه و جناح مقابل بگیرد! به قول معروف؛ "مرگ یکبار، شیون یکبار"!
🔹 حسن روحانی تاکنون نشان داده که مصمّم است از این امانتی که مردم به او دادهاند، سهمی به "قلدرهای حاکم" ندهد. او کابینهاش را مطابق با وعدههای انتخاباتی که به ملت داده، خواهد چید. و تا آن زمان، روی فشارهایی خیلی بیشتر از بازداشت برادرش هم حساب باز کرده و آمادگی یافته است. این است که میگویم قوه قضاییه، کار غیرعاقلانهای کرد که در «این مقطع از زمان»، و در ایام انتخاب کابینه، یک پرونده قدیمی را باز کرد تا بر روحانی فشار بیاورد. او با این فشار، نه تنها تسلیم نمیشود، که مصممتر هم خواهد شد!
🔹 بگذارید دوباره توصیفی را که قبلاً درباره «ترکیب شخصیتی روحانی» ارائه کرده بودم، بازگو کنم:
حسن روحانی مثل همهی ما طبعاً "انسان کاملی" نیست، اما قطعاً سیاستمدار زیرک و باهوشی است که تلاش کرده تا "ترکیب کاملی" بسازد از روی سرمشقهای دوران خودش.
و مهمتر اینکه سعی کرده مطابق همان ترکیب هم "عمل" بکند.
او «سیاستورزی و زیرکی» را از هاشمی رفسنجانی آموخته، «ادب و صبر و مردمباوری» را از خاتمی، و رفتارهای مقتدرانه را از شخص آیتالله خمینی یاد گرفته است.
اگر سابقه انقلابی روحانی بیشتر از آقای خامنهای نباشد، کمتر از او نیست. او در تاریخ انقلاب، سرمشقهای فراوانی دیده و به نظرم حتی از احمدینژاد هم چیزهایی آموخته، آن سان که لقمان به پسرش وصیت کرد بیاموزد!
🔹 در انتخابات اخیر دیدیم که او، نه از هتاکی و گستاخی قالیباف عقب نشست. و نه برای "اداهای انقلابیگری" ابراهیم رئیسی، جز پوزخند چیزی تحویل داد. پس احمقانهترین کار، زدن اطرافیان او بود که "روش قدیمی حکومت و سپاه" است. این روش، روی حسن روحانی مطلقاً جواب نخواهد داد.
🔹 پس یک توصیه سربسته به حکومت میماند:
این دستبند که بین دستان شما و برادر رئیسجمهور زده شده، دستبندی بر دستان خود شماست؛ نه بر دستان "حسن روحانی"!
اگر کمی دوراندیشی داشته باشید، هرچه زودتر خود را از این بند میرهانید!
"روحانی" اینطوریها به زانو در نمیآید. این را از روی شناخت میگویم.
باقی را بعدتر مینویسم.
پینوشت: ساعاتی بعد از انتشار این یادداشت، حسین فریدون با ورود به دادسرا و انتقال به بیمارستان دی، با تأمین قرار وثیقه آزاد شد.
بابکداد
۲۶ تیرماه ۹۶
🔹 تلگرام:
https://t.me/babakdad
🔹 تماس:
babakdad2@gmail.com