۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

انتخابات فرانسه از نزديك [به روز رساني مي شود] | بابك داد

توضيح: دور دوم انتخابات رياست جمهوري فرانسه از ساعت 8 صبح شروع شد. اين يادداشتها برداشت آزاد من به عنوان يك روزنامه نگار ايراني است كه كمتر از دوسال و نيم است مقيم پاريس شده. خبرهاي لحظه به لحظه با برداشتهايي متفاوت، گاهي جدي و گاهي طنز و با چاشني نگاهم به مقوله انتخابات كه در ايران قرباني گرفت و اينجا جور ديگري برگزار مي شود. اين مطلب تا امشب، با خبرها و مطالب تازه «به روزرساني» مي شود. براي ديدن مطالب تازه، روي كليد «رفرش» در بالاي مرورگر فشار دهيد. [بابك داد]
خبر اول: از ساعت 8 صبح، مردم با ساك خريد و يا لباس ورزشي و يا با كودكان و حيوانات خانگي به مدرسه كنار خانه ما مي آيند و رأي مي دهند. طول مدت معطلي آنها در اين شعبه، كمتر از هشت دقيقه است! آنها بايد بين فرانسوا اولاند چپگرا و رئيس جمهور كنوني نيكولا ساركوزي يكي را انتخاب كنند. شانس اولاند بيشتر از ساركوزي است و اگر او برنده شود، چپگراها بعد از 24 سال يعني از سال 1988 به رياست جمهوري مي رسند. اين تغييري بزرگ خواهد بود. جلوي اين شعبه هيچ پليسي ديده نمي شود و جّو انتخابات، هيچ شباهتي به فضاي انتخاباتي كشور ما ندارد. نمي دانم اينها بعد از رأي دادن چرا «انگشت» جوهري و «مشت» خود را ، به استكبار و دشمن حواله نمي دهند؟!
خبر دوم: 43 ميليون و 300 هزار نفر در انتخابات امروز واجد شرايط رأي دادن هستند. ديروز شنبه در مناطق مختلف، نظرسنجي هاي سراسري انجام شده و ميزان مشاركت تخمين زده شده است. رفتار نامزدهايي كه در دور اول رأي لازم را نياوردند، خيلي قابل تأمل است. خانم مارين لوپن رهبر راستگراهاي افراطي فرانسه كه 18 درصد رأي آورده بود، به طرفدارانش گفت بر اساس وجدان خود و براي كشورشان تصميم بگيرند. او گفت تصميم دارد «رأي سفيد» به صندوق بيندازد. هيچكدام از دو نامزد فعلي، به سراغ خانم مارين لوپن نرفتند تا آراي او را جذب كنند. اين پايبندي به اهداف سياسي و پرنسيب هاي حزبي و اينكه بابت جذب آراي بيشتر، تن به هر ائتلافي نمي دهند، در نوع خودش جالب بود. نمي دانم در ايران اگر بود، چه مي شد؟ راستي امروز هيچ كشيش و رهبر ديني، رأي دادن در فرانسه را «واجب شرعي» اعلام نكرده و اين خيلي خيلي عجيب است! چرا در اينجا رأي دادن «جهاد اكبر» نيست؟!
خبر سوم: پانصد خبرنگار معتبر از سراسر جهان به فرانسه آمده اند تا انتخابات مهم امروز را پوشش دهند. رسانه هاي فرانسوي از پايان ماراتن نفس گير انتخاباتي در ساعات پاياني ديشب خبر داده اند و اينكه امروز همه چيز مشخص مي شود و سايه سنگين انتخابات از خبرهاي رسانه ها كنار مي رود. راستي از اين همه روزنامه نگار، هنوز هيچ خبرنگاري دستگير نشده است! اين ديگر خيلي نوبر است! اگر ايران بود، به ظهر نرسيده خبر دستگيري چندين خبرنگار را به عنوان اقدام عليه امنيت ملي و چه و چه مي شنيديم. ملال آور است! 
خبر چهارم: نيكلا ساركوزي ساعت 11:15 دقيقه رأي داد. رقيبش فرانسوا اولاند هم در يك نقطه ديگر و البته با شرايط تبليغاتي يكساني رأي خود را به صندوق انداخته است. در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه فرانسوا اولاند توانست ۲۸.۶ درصد آراء را به دست آورد. در حالی که آقای سارکوزی ۲۷.۲ درصد رأی‌ها را کسب کرد. تقريبا" همه بر اين گمانند كه آقاي اولاند شانس بيشتري از ساركوزي دارد. به نظرم بخش زيادي از اتفاقات امروز، بيشتر از اينكه بابت «حب اولاند» باشد، به خاطر «بغض ساركوزي» رقم خواهد خورد. آقاي ساركوزي هم انتخابات امروز را پيچيده ترين رقابت انتخاباتي ذكر كرده است و به نظر مي رسد از حالا براي ترك كاخ اليزه آماده شده است. مقامات وزارت خارجه و رسانه هاي رسمي جمهوري اسلامي از احتمال شكست ساركوزي به شكل آشكاري ابراز خوشحالي كرده اند!
خبر پنجم: هر دو طرف براي پيروزي و شكست آماده شده اند. حزب (UMP) از طرفداران خود خواسته در صورت اعلام پيروزي فرانسوا اولاند در ميدان باستيل پاريس تجمع و جشن شادماني را برگزار كنند. گروههاي كارگري براي جشن پيروزي اولاند، سن و صحنه هايي در پشت كاميونها آماده كرده اند تا به محض اعلام نتايج آنها را در ميدان باستيل علم كنند. طرفداران نيكلا ساركوزي هم در صورت پيروزي در ميدان كنكورد جشن پيروزي به راه مي اندازند. امشب در پاريس جشن پيروزي در يكسو برگزار خواهد شد و در سوي ديگر، شكست به عنوان يك واقعيت پذيرفته مي شود!
پي نوشت: راستي خبري از لباس شخصي ها و گارد ويژه سركوب هم نيست!! 

خبر ششم: حدود چهار ساعت به پايان انتخابات فرانسه باقي است. شمارش معكوس براي جشن پيروزي دو نامزد رقيب آغاز شده و گمان شخصي من و خيلي از دوستانم مي گويد آقاي ساركوزي امشب چمدان خود را مي بندد و از اليزه مي رود. يكي از دوستانم از خياباني در شرق پاريس رأي داده و 50 دقيقه در صف بوده است. از شهر نيس در جنوب فرانسه هم خبر دارم كه دوستي مي گفت يك ساعت در صف ايستاده. حدود 43 ميليون شهروند فرانسوي واجد شرايط رأي دادن هستند و به دليل يك رقابت حساس و تقريبا" كم سابقه در 24 سال اخير، مشاركت بالايي انتظار مي رود.
پي نوشت: جاي صدا و سيما خالي! اينقدر از صبح پيرمرد و پيرزن عصابدست ديده ام كه وارد اين شعبه اخذ رأي كنار منزلمان شده اند، راستش نگران شدم اگر به آنها اشاره اي بكنم، مشاهداتم «صداوسيمايي» بشود. ولي باور كنيد برايم تعجب آور بود و در حقيقت اصلا" نمي دانستم محل ما اينقدر سالمند و سالخورده دارد. اگر اينجا يك «شوراي نگهبان» داشتند، وضعشان اين نبود!  صندوق را مي بردند خانه شان و از آنها رأي مي گرفتند! ولو به زور!
تب ناشي از سرماخوردگي هم از ظهر در من بيشتر شده و فكر نمي كنم بتوانم دعوت هيچكدام از نامزدها را براي شركت در جشن امشب دعوت كنم! حالا مي خواهد ساركوزي باشد يا اولاند. همين حالا هم بدحالم از تب. شايد هم يك جور «فوبياي انتخاباتي» است و نسبت به ساعات آخر روز رأي گيري حساس شده ام و بدنم دارد اينطوري واكنش نشان مي دهد!  

خبر هفتم: در سياست خارجي اولاند معتدل تر از ساركوزي به نظر مي رسد اما نه درباره ايران! اولاند مي خواهد يك سال زودتر از دولت ساركوزي، يعني تا پايان امسال نيروهاي فرانسوي را از افغانستان خارج كند. او همچنين خيلي موافق طرح تازه فرانسه و آلمان براي رفع بحران يورو نيست، اگرچه اصلاحاتي در آن را پيشنهاد كرده است. اولاند موافق طرح مذاكرات كوفي عنان در سوريه است و از حمله نظامي براي تغيير رژيم بشار اسد حمايت نمي كند. اما در مورد ايران، اولاند هم مانند ساركوزي معتقد به تحريم هاي پيشگيرانه و فشار جهاني براي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته اي است. دو نامزد رقيب، در مورد ايران تقريبا" موضع يكساني دارند.
فرانسه دومين شبكه ديپلماتيك در سراسر جهان را با 156 سفارتخانه و 87 كنسولگري داراست و مواضع خارجي اين كشور، براي بسياري از كشورهاي دنيا اهميت خاصي دارد.
خبر هشتم: فرانسوا اولاند خيلي بذله گوست. در عين حال، جدّيتش در كم كردن 15 كيلو از وزنش باعث شده آن بذله گويي تبديل به چاشني موفقيت او شود. در كتاب زندگي او نقل شده كه زماني كه در انتخابات پارلماني با ژاك شيراك رقابت مي كرد، شيراك به طعنه درباره اولاند جوان و بي تجربه گفته بود:" كسي را براي رقابت من تعيين كرده اند كه حتي سگ لابرادور رئيس جمهور ميتران از او مشهورتر است!" مدتها بعد اولاند در يك جلسه بلند شده و به آقاي شيراك گفته بود:"من همان كسي هستم كه با سگ ميتران مقايسه ام كرديد!" و حرف زده بود. در واقع او با اين بذله گويي وارد سياست شد. اولاند قول داده بود علاوه بر كم كردن وزن، جوك گفتنش را هم كاهش دهد! اما به قول ساركوزي، اولاند در بحثهاي انتخاباتي "دوباره به عادت لطيفه گفتنش روي آورد!" مردم فرانسه به دنبال سياستمداري مقتدر براي برون رفت از دو مشكل جدي بيكاري و بحران اقتصادي هستند و برخي معتقدند شايد اولاند گزينه مناسبي براي اين پست نباشد. اما عده ديگري همين خُلق نيكوي وي را نقطه قوت او مي دانند. [برداشتي از گزارش جان لونسون. بي بي سي]
پي نوشت: شايد آقاي اولاند همان نامزدي باشد كه امشب جشن پيروزيش را برگزار مي كند. اگر اينطور باشد او امشب، بعد از ماهها مبارزه انتخاباتي واقعا" مجال خوبي براي لطيفه گويي خواهد يافت. اما به زودي بايد رخ در رخ مشكلات فرانسه با جديت كار كند. اگرچه سخنوري آقاي ساركوزي را تحسين مي كنند اما احتمالا" اولاند رئيس جمهور جدي و خوش مشربي خواهد بود. و هرچند نه او و نه هيچكس ديگر در «مدل شوخي احمدي نژادي» به پاي رئيس جمهوري اسلامي ايران نخواهند رسيد.
خبر نهم: مشاركت مردم تا اين ساعت بالاي 71 درصد بوده است. تا ساعت 17 امروز مشاركت به رقم 71.96 رسيده و پيش بيني مي شود اين رقم به 81 درصد برسد. شبكه سراسري تي.اف.وان و چند مؤسسه نظرسنجي برآورد كرده اند كه تا پايان وقت رأي گيري، آمار مشاركت فرانسويان در دومين مرحله انتخابات رياست جمهوري به بالاي 81 درصد خواهد رسيد. وقت قانوني انتخابات كمتر از سي دقيقه ديگر به پايان مي رسد.
خبر دهم: آراء اوليه كه الان اعلام شد و به صورت اتفاقي از تعدادي از صندوقهاي رأي اخذ شده اند، تا اين لحظه آقاي فرانسوا اولاند با كسب حدود 52 درصد پيروز انتخابات است. صداي بوق اتومبيلها و شادي مردم از خيابانهاي پاريس شنيده مي شود. او اولين رئيس جمهوري چپگراي فرانسه از سال 1988 يعني 24 سال قبل است. در ميدان باستيل جشن پيروزي اولاند عملا" شروع شده و با اعلام اين نتيجه طرفداران فرانسوا اولاند به شادي مي پردازند.
خبر يازدهم: خبرگزاري فرانس پرس مي گويد آقاي ساركوزي در اولين واكنش به نتايج آراء از اعضاي حزب خود خواسته اتحاد حزبي شان را براي انتخابات پارلماني حفظ كنند و روحيه خود را از دست ندهند. اين اولين واكنش ساركوزي است كه به نوعي تأييد پيروزي رقيب او فرانسوا اولاند است.
خبر دوازدهم: آقاي سركوزي دقايقي قبل در جمع طرفدارانش گفت:"تمام مسئوليت شكست را خود من به عنوان رئيس كمپين انتخاباتي مي پذيرم و با عشق به فرانسه و ارزشهاي آن، با مسئوليتم خداحافظي مي كنم. من در دوره تازه اي كه آغاز مي كنم، يكي از شما خواهم بود و همآوا با ايده هاي شما خواهم بود." آقاي ساركوزي گفت: "بيشتر از همه زمانهاي ديگر به كشورم علاقه دارم. من هيچوقت نمي توانم چيزي كه شما به من داديد را برگردانم. انديشيدن به فرانسه و مردم آن، بهترين هديه به من بود. امشب بايد فرانسه اي درخشان، دموكراتيك و شاد به جهان نشان دهيم. فرانسه اي كه به رقيب به عنوان دشمن نگاه نمي كند و با پيروزي و شكست كنار مي آيد. شما مردم، فرانسه ابدي هستيد. دوستتان دارم." آقاي سركوزي اولين رئيس جمهوري است در 22 سال اخير كه به دور دوم رياست جمهوري راه نيافت. 
خبر سيزدهم: خانم مارين لوپن رهبر حزب راست افراطي (جبهه ملي فرانسه) كه در دور اول انتخابات 18 درصد رأي آورد اما ناكام بود، در سخناني اعلام كرد كه اولاند همه را نااميد مي كند و حزب راستگراهاي افراطي او در مقابل رئيس جمهور جديد هرگز كوتاه نخواهد آمد!  

خبر چهاردهم: فرانسوا اولاند رئيس جمهوري جديد فرانسه در زادگاه حزبي اش «تول» در حال سخنراني است. او انتخاب خود را نشانه بارزي از خواست مردم براي تغيير دانست. او به نيكلا ساركوزي اداي احترام كرد و گفت:"افتخار مي كنم كه دوباره اميد را به نسل جوان دادم. اين احساس بايد احساس غرور و كرامت و مسئوليت باشد. چيزي كه از همين لحظه شروعش مي كنيم." آقاي اولاند به غيرطرفدارانش هم پيام داد كه رئيس جمهور آنها هم خواهد بود و گفت:" امشب يك فرانسه واحد با حقوق و آزادي يكسان خواهد بود. گسست هاي زياد باعث جدايي شهروندان ما از هم شد اما زامن اين جدايي به سر رسيده و ريس جمهوري همه را براي غلبه بر چالش ها متحد مي كند."
آقاي اولاند برنامه هاي خود را تكرار كرد و گفت: "روي دو وعده برزگ من حساب باز كنيد؛ عدالت و مسائل جوانان. اينكه آيا عادلانه تصميم مي گيردم؟ و آيا به نفع جوانان كار كردم؟" رئيس جمهور منتخب فرانسه بر ارزشهاي جمهوري فرانسه يعني آزادي، برابري و برادري، جدايي دين از دولت، برابري جنسيتي و عدالت اجتماعي تأكيد كرد و از "رؤياي فرانسوي" سخن گفت كه تحقق آن را آرزوي همه فرانسويان مي داند. وي گفت:"امروز كل اروپا به ما مي نگرد. خيلي ها با انتخاب امروز فرانسه دلگرم شدند كه ايده رياضت اقتصادي يك چاره حتمي نيست." وي به عنوان رئيس جمهور فرانسه اعلام كرد كه بر آرمانهاي فرانسويان يعني صلح، آزادي، احترام و توانايي بخشيدن حق انتخاب و آزادي به مردم پايبند مي ماند.
(ادامه دارد...)

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۵, جمعه

نقد ايده «تك رأي به مطهري» در افق!

ديشب پنجشنبه در شب انتخابات مرحله دوم مجلس، مهمان برنامه افق صداي آمريكا بودم و علاوه بر شنيدن نظرات ايشان، با كارشناسان برنامه به نقد و بررسي ايده آقاي مهدي خزعلي درباره «تك رأي به مطهري» پرداختيم. فيلم اين برنامه را ببينيد.
در انتهاي اين برنامه  درباره پيشنهاد تک راي مطهري نظرم را گفتم : "جمهوري اسلامي همواره به دنبال يک اپوزيسيون قابل کنترل است که هر گاه لازم ديد روشن شود هرگاه لازم باشد فرياد بزند وهرگاه نياز بود خاموش گردد در حال حاضر براي سيستم بهترين اپوزيسيون علي مطهري است!" . براي ديدن واكنش مخاطبان برنامه به فيس بوك مراجعه كنيد.
فيس بوك بابك داد

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

تك روي ها و تك رأي ها! سخني با "پطرس هاي فداكار" وطنم!


تك روي ها و تك رأي ها!
سخني با "پطرس هاي فداكار" وطنم!
من "پطرس فداكار" را دوست دارم؛ اما ناگزيرم با او صريح باشم! پطرس از روي فداكاري، انگشت خود را در روزنه اي فرو كرد كه در ديواره ي سد روستايش ايجاد شده بود تا از شكسته شدنش آن و سيلاب ويرانگر جلوگيري كند. او با اين كارش قهرمان شد! اما فراموش كرد به پطرس هاي بعد از خودش يك حقيقت را بگويد: "هر سدي را با يك انگشت نمي توان حفظ كرد!" اما ظاهرا" آقاي خاتمي در دوازدهم اسفند اين حقيقت را ناشنيده گذاشت و با «تك رأي» خود در دماوند انگشتي در سد قهر مردم از نظام فرو كرد. سد تحريم اما بر سر حكومت خراب شد. اين بار هم پطرس فداكار ديگري با راه انداختن كمپين «تك رأي به مطهري!» قصد دارد همان كار نافرجام را انجام دهد. من پطرس هاي وطنم را دوست دارم اما ترديد دارم اين حركتهاي انگشتي نتيجه اي بدهند.
در دنيا سدهاي كوچكي هستند كه با انگشت يك پطرس دوست داشتني و فداكار نجات پيدا مي كنند! اما يكي از سدهايي كه با هيچ فداكاري پطرس واري نمي شود آن را حفظ كرد، سد مطالبات مردم و قهر آنان با نظامي است كه با قدرت سركوب و هراس آفريني حكومت مي كند و براي تظاهر به دموكراسي "نمايش انتخاباتي" برگزار مي كند. حكومتي كه انتخابات قبلي را به خاك و خون كشيده و حتي به قوانين انتخاباتي تبعيض آميز خودش هم پايبند نمانده است. روز جمعه 15 ارديبهشت مرحله دوم انتخاباتي برگزار مي شود كه در مرحله اولش، زير 28 درصد مشاركت ثبت شد و كمتر از دو سوم از كرسي هاي پارلمان با رأي ضعيف و پراكنده پر شدند و تكليف بيش از يك سوم آن يعني 65 صندلي به مرحله دوم موكول شد. اين خود نشانه اي گوياست از اينكه تحريم ملي دوازدهم اسفندماه نتيجه بخش بود. مردم با انتخاباتي كه بر گور قربانيان انتخابات قبل برگزار مي شد و آراء آن در بيت رهبري تقسيم مي شد "قهر" كردند. تا قبل از ظهر روز 12 اسفند، خلوتي بي سابقه اي در شعبه هاي اخذ رأي مشاهده مي شد و اگر سيد محمد خاتمي عزيز انگشت خود را در روزنه آن سد تحريم ملي فرو نمي كرد، امكان نداشت آراء حتي از 20 درصد هم بالاتر برود. انتخابات دوزادهم اسفند با چنان سردي برگزار شد كه جنجال خبري رأي دادن آقاي خاتمي در دماوند، توانست يك تنه تمام آن انتخابات را تحت تأثير قرار بدهد. باور كنيد من پطرس هاي فداكارمان را دوست دارم. ولي ناگزيرم به آنها صريح بگويم اين سد نافرماني ملي را با انگشت نمي توان حفظ كرد. چنانكه هذيان گويي حاكميت درباره شكست تحريم انتخابات هنوز ادامه دارد.
به نظرم ايده «تك رأي به مطهري» كه از طرف آقاي مهدي خزعلي پيشنهاد شده، مثل «تك رأي بي اثر» آقاي خاتمي در دماوند، اقدامي جنجال ساز و بي ثمر است. حكومت در پايان تمام اين جنجالهاي بيهوده كه خزعلي و موافقان و مخالفانش بر سر اين ايده عجيب به پا كرده اند، در نهايت بيشتر از يك ليوان آب يخ صرف نخواهد كرد و اين حرارت زودتر از آنچه فكر مي كنند، فروكش خواهد كرد. آنچه متأسفانه بعد از اين تكروي هاي بي اثر و "عملگرايي هاي مينياتوري!" در ميان مردم و نخبگان باقي مي ماند، يأس بيشتر و سرخوردگي هاي افزون تر از عملگرايي حقيقي است. و اين پرسش بزرگ باز هم بيشتر خودنمايي خواهد كرد كه چرا نخبگان ما از زايش يك ايده عملگرايانه و ارائه يك نسخه درمان قطعي عاجزند؟
اصرار آقاي خزعلي بر اين «تك رأي» و دلايلي كه براي مؤثر بودنش بيان كرده، بخش بسيار كمي از نخبگان سياسي را قانع كرده تا باوركنند اين اقدام، يك كار موثر خواهد بود و يا حاكميت را متوجه چيزي و مجبور به تمكين از نظر مردم خواهد كرد. اگرچه از زاويه طرفداران محدود نظريه خزعلي، همين عمل كوچك هم، براي آنها كه «عملگرايي در چارچوب نظام» را تقديس و تبليغ مي كنند، بهرحال قدمي به حساب مي آيد. امثال من «نتيجه گرا» را اما قانع نمي كند.
با اين حال ذرّه اي در انگيزه خيرخواهانه آقاي خزعلي ترديد نمي كنم و مخالف نظريه پردازيهاي توّهم آميز هستم. مطمئنم او "گمان مي كند" راهي كه يافته نتيجه مي دهد. مشكل اينجاست كه دلايلي كه ارائه مي كند، منطقي و قانع كننده نيست. آقاي خزعلي اصرار دارد مردم به يك كانديداي اصولگرا «تك رأي» بدهند، اما نمي گويد چرا؟ براي اثبات نظرش مي گويد "روز 12 اسفند اصلاح طلبان تك روي كرده و رأي داده اند!" مي گويد:"فراكسيون اقليت مجلس هيچ كاري نكرده و مطهري بيشتر از آنها انتقاد كرده است!" او راست مي گويد. اما شايد نمي داند حاكميت براي رضاي خدا به آقاي مطهري آزادي بيان نداده تا در قامت يك منتقد سخنان آتشين بگويد. حاكميت به دنبال تأسيس يك اپوزيسيون دروني و قابل كنترل است. اپوزيسيوني كه با نقش درجه دومي، "نمايش دموكراسي اسلامي" را تكميل مي كند و به وقتش فرياد مي زند و به وقتش خاموش مي شود. آقاي خزعلي نمي گويد آيا به دليل اينكه اقليت مجلس هشتم به زعم ايشان خاموش بوده اند، بايد به اپوزيسون خودساخته و قابل كنترل حكومت (مانند آقاي مطهري) رأي بدهيم؟ اين چه استدلالي است كه از چاله يك اقليت خنثي، به چاه يك اقليت حكومتي بيفتيم؟ آيا چون اصلاح طلبان به زعم آقاي خزعلي در دوزادهم اسفندماه رأي داده اند – كه داده اند و اشتباه بزرگي هم كرده اند- اين بار بايد تحريم ملي انتخابات را با يك «تك رأي» به يك منتقد برساخته ي همين حكومت (علي مطهري) بي اثر كنيم؟
آقاي خزعلي عزيز دو اشتباه بزرگ مي كند. او به شيوه همان كساني توّسل و عمل مي كند كه از آنان انتقاد مي كند؛ يعني حكومت و اصلاح طلبان!
اول: آقاي خزعلي براي مبارزه با حكومتي كه منتقدش هست، شبيه خود حكومت فكر و عمل مي كند و يك "قهر ملي" را فداي يك تك روي شخصي مي كند! يعني رأي ندادن ميليونها نفر را قرباني تك رأي يك شخص مي كند و بنابراين خود را مجاز به تكرار همان اشتباه (يعني تك رأي دادن) مي داند. آيا ما براي مخالفت با همين طرز فكر (يعني مخالفت با ترجيح فرد بر رأي مردم) مبارزه نمي كنيم؟ آيا تمام مشكل ما با ديكتاتوري همين نيست كه خواسته يك فرد و يا اقليت را بر انتخاب يك ملت تحميل مي كند؟ چرا براي اقدام اعتراضي، ما هم بايد آلوده به همان طرز فكر بيماري شويم كه با آن مخالفيم؟ آيا اين اشتباه نيست كه موفقيت تحريم ميليوني انتخابات را با «تك رأي خاتمي در دماوند» تاخت مي زنيم و يك رأي را بر ميليونها "نه" برتري مي دهيم؟ آيا به دليل مشابهي يعني برتري دادن شخص رهبر بر يك ملت، با اين حكومت ديكتاتوري مبارزه نمي كنيم؟ چرا خودمان به روشها و استدلال همان حكومت بايد عمل كنيم؟
ايراد بعدي جناب خزعلي اين است كه براي انتقاد از اصلاح طلباني كه مخفيانه رأي داده اند و او به درستي اين روش را محكوم مي كند، به همان شيوه اشتباه اصلاح طلبان متوّسل مي شود! يعني ضمن انتقاد از اصلاح طلبان براي همان «تك رأي هايي» كه در دماوند دادند، شيوه ناپسند خود آنان را دوباره به كار مي گيرد و پيشنهاد حضور در نمايش انتخاباتي و دادن «تك رأي» به مطهري را مطرح مي كند! آيا مخالفت آقاي خزعلي با تك رأي هاي مخفيانه اصلاح طلبان، مجوزي به او مي دهد تا همان تكروي را در مرحله دوم انتخابات در پيش بگيرد؟
اشتباه بعدي و بزرگتر آقاي خزعلي اين است كه گمان مي كند چون فراكسيون اقليت مجلس هشتم بي اثر بوده، بايد به انتخاب يك منتقد (آقاي مطهري) تن داد كه با حمايت حكومت آزادي انتقاد دارد. و توجه نمي كند كه اين انتخاب، عمل به نمايشي است كه حكومت طراحي اش كرده است.
فرض كنيم همه چيز مطابق خواسته جناب خزعلي پيش برود و آقاي مطهري (كه خود حكومت مايل است او را به عنوان يك صداي منتقد قابل كنترل در مجلس حفظ كند) با رأي بالايي هم به مجلس نهم راه بيابد. آيا مطهري نقشي بيشتر از آنچه تاكنون داشته، خواهد داشت؟ تازه در اين حالت، ما به تكرار روندي رأي داده ايم كه در مجلس هشتم هم شاهدش بوديم. آقاي مطهري هر از گاهي مخالفتي با دولت و انتقاد ملايمي از حاكميت مي كند. انتقادي و ادعايي مطرح مي كند و به وقتش هم هروقت بزرگان صلاح بدانند "خاموشي" مي گزيند! آيا در اين انتخاب تكراري، عملگرايي و ابتكاري ديده مي شود؟ آيا اين اقدام مي تواند پيامي رساتر از تحريم ملي انتخابات داشته باشد؟ آيا هدف اين انتخاب(!) از سوي حاكميت فهم مي شود؟ مثلا" حاكميت به احترام رأي بالاي آقاي مطهري، با رياست او بر مجلس نهم موافقت مي كند؟ بعيد است اما تازه اگر چنان شود، آيا مطهري به عنوان رئيس مجلس مي تواند در چارچوب نظام كنوني اقدام مؤثري انجام بدهد؟ به نظرم انتخاب آقاي مطهري (اگر تنگ نظري شوراي نگهبان بگذارد كه آراء او بالاتر از لاريجاني و حداد عادل شمارش شود!) در نهايت حاكميت را در طرحي پرده بعدي نمايش دموكراسي خود راحت تر مي كند و حكومت را در موضع طلبكارانه تري قرار مي دهد تا به مردم ايران و جهان بگويد: "بفرماييد! اين هم نماينده مخالفان ما كه با رأي و مشاركت بالاي همانهايي كه انتخابات را تحريم كرده بودند، توانست به مجلس راه پيدا كند! اين هم پارلمان رنگين كماني ما!"
به عقيده من تلاش براي مطرح كردن «تك رأي به مطهري» به عنوان يك صداي مخالف در مجلس، متأسفانه تن دادن به همان هدفي است كه حكومت براي برساختن يك اپوزيسيون واكسينه شده و قابل كنترل در مجلس نهم دارد. من مطمئنم آقاي خزعلي قصد ندارد عامدانه يك "پاس گل" به تيم حاكميت بدهد و آنها را در موقعيت برتر قرار دهد. اما متأسفانه ايده «تك رأي به مطهري» در نهايت، فقط نتيجه دلخواه حاكميت را به دنبال خواهد داشت و هيچ خيري براي مردم در آن متصوّر نيست.
باور كنيد من پطرس فداكار را دوست دارم. اما اين بار از پطرس هاي فداكار وطنم خواهش مي كنم يك بار بگذارند معناي كار جمعي را بدون تلخي «تك روي ها» و «تك رأي ها» درك كنيم. اين خوب نيست كه تا يك "روزنه اميدي" باز مي شود، يك پطرس فداكاري پيدايش مي شود و انگشتش را در آن فرو مي كند! ما سالها به "استقامت اشخاص" مثل آقاي خاتمي و تمام زندانيان و ديگران براي اصلاح اوضاع دل بستيم و بها داديم. نظام اصلاح ناپذير بود و سد مطالبات ملي ترك بزرگي برداشت. اي كاش اين اشخاص محترم هم براي يك بار، به مداومت و "استقامت ملي" در اين تحريم ها و قهرها بها بدهند و انگشت در روزنه سد مطالبات مردم فرو نكنند و باور كنند نافرماني مدني و قهر ملي، زودتر و بهتر نتيجه مي دهد. "نه ملي به انتخابات متقلبانه" در دوازدهم اسفند نتيجه خيلي بزرگي داد. كارهاي ملي را با تك روي ها و تك رأي هاي خود خنثي نكنيم؛ چون "خنثي شدني" نيست.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

حقوق بشر مي توانست مانع «كابوس اتمي» باشد!


 غرب يا صداقت ندارد يا عقلانيت! اگر دنيا، به جاي اين همه فشار و چانه زني بر فعاليت اتمي ايران، از اول پيگير بهبود وضعيت«حقوق بشر در ايران» و دفاع از حاكميت مردم بود، فنآوري هسته اي ايران هم صلح آميز و پاك و تحت «نظارت مردم» پيش مي رفت! اكنون دنيا با حكومتي «ضدبشري» و «اتمي» طرف است و چوب بي صداقتي و يا بي تدبيري خود را مي خورد! موضوع حقوق بشر مي توانست مانع شود كه حكومت ايران تا بدين اندازه در مسير ماجراجويي و سرپيچي از مقررات جهاني پيش برود. خيلي ساده است؛ پيگيري وضعيت حقوق بشر در ايران، مي توانست مانع از تعبير «كابوس اتمي» باشد. 
لينك: ديروز سه شنبه مهمان برنامه صفحه دو BBC فارسي بودم و درباره ابعاد و آثار سفر اخير احمدي نژاد به جزيره ابوموسي، نظراتم را عرضه كردم. براي ديدن اين برنامه مي توانيد به اين آدرس برويد.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

پشت پرده حضور احمدي نژاد در مجمع تشخيص مصلحت!


شرايط مختلفي باعث شده محمود احمدي نژاد بعد از سالها غيبت، به مجمع تشخيص مصلحت رفته و در جلسه اي كه هاشمي رفسنجاني اداره اش مي كند، كنار او نشسته و عكس لبخند دلرباي آنها منتشر شود. لبخندهايي كه معناهاي مختلفي دارند. اينجا همان مجمع تشخيصي است كه عملا" سالهاست هيچ نقشي در مديريت كشور ندارد و به قول غلامحسين الهام از نزديكان احمدي نژاد "مجمع؛ محل تجمع افراد بيكار است"!
اما حضور احمدي نژاد در جلسه اخير مجمع اگر در كنار موضوعات ديگر گذاشته شود، شايد بتواند حاوي پيامي باشد. به سه مورد از آنها فهرست وار اشاره مي كنم:
اول: (وزن سياسي احمدي نژاد) از سال قبل كه احمدي نژاد به بهانه قهر يازده روزه، در غياب وزير اطلاعات سر در نهانخانه محرمانه ترين اسرار اطلاعاتي كشور كرد، مدارك و اسنادي از آنجا بيرون برد كه در صورت نياز، با آنها بتواند خامنه اي و ساير مخالفانش را رسوا كند. از آن زمان، خامنه اي در حال «حذف تدريجي» احمدي نژاد است تا بدون حساس كردن او، رئيس دولتي را كه خود بر سر كار آورد و بابتش دستور خونريزيهاي بسيار داد، ضربه فني كند. يكي از اين حذفهاي تدريجي، كنار گذاشتن احمدي نژاد از روند مذاكرات هسته اي بود. آنگونه كه باعث دلخوري رئيس دولت از بيخبري اش از محتواي مذاكرات اخير در استانبول شد.
بعد از شايعه حضور مخفيانه علي اكبر ولايتي (مشاور بين الملل رهبر) در آمريكا و مذاكرات مخفي اش با مقامات آمريكايي درباره مسائل هسته اي و بيخبر گذاشتن احمدي نژاد از مذاكرات اتمي در استانبول، احمدي نژاد احساس كرد از صحنه مهمترين موضوعات كشوري كنار گذاشته شده است! او براي اثبات نقش مهم خود در روند كشور بيكار ننشست و دست به تحركات پر سروصدايي زد تا "وزن سياسي" خود را به رخ رهبر بكشاند. سفر ناگهاني او به جزيره ابوموسي و تحريك احساسات ميهني ايرانيان و آغاز جنگ لفظي با امارات، يكي از اين اقدامات بود. او همچنين در قضيه سعيد مرتضوي، مجلس را باز هم به تمسخر گرفت و به وعده استعفاي مرتضوي عمل نكرد تا جنجالهاي تبليغاتي ادامه يابند و وزن سياسي مؤثر او را در موضوعات مختلف نمايان كند. در تاز ترين اقدام، احمدي نژاد ناگهان به مجمع تشخيص مصلحتي رفت كه اگرچه رئيس آن (هاشمي) از رفقاي صميمي خامنه اي است، اما هنوز هم با خامنه اي "رقابت پنهان قدرت" دارد. پس نشستن احمدي نژاد در كنار هاشمي رفسنجاني كه از طرف خامنه اي و حاميان رهبر "جزو خواص بي بصيرت" لقب گرفته، يك دهن كجي تازه به رهبر مي تواند باشد. اين حضور همچنين مي توانست وزن سياسي احمدي نژاد را به رخ رهبر بكشد.
دوم: (نمايش اتحاد در شرايط بحراني) اگر فرض كنيم تمام افراد نظام، تحت كنترل و مديريت مستقيم سيدعلي خامنه اي قرار دارند (كه شواهد، چنين امري را رد مي كنند) مي توانيم حضور احمدي نژاد در كنار هاشمي رفسنجاني را با دستور رهبري و اقدامي براي «نمايش اتحاد در مقامات نظام» بدانيم! شواهد ديگر اين فرضيه را رد مي كنند. اما حتي در اين صورت هم اين همنشيني تبليغاتي، نشانه اي خواهد بود از عمق بحرانها و خطراتي كه اساس جمهوري اسلامي را در بر گرفته است و رهبري را به راه حل «نمايش ساختگي اتحاد» مجاب كرده است. به گواهي رفتارشناسي مقامات نظام، «نمايش اتحاد» در شرايط عادي انجام نمي شود و فقط در مواقعي انجام مي شود كه همه «قايق نشستگان نظام»، صداي خطر و نابودي را مي شنوند و براي عبور از بحران، مدتي از رقابتهاي دروني دست مي كشند. تحريمهاي كمرشكن، نارضايتي هاي داخلي و انزواي بي سابقه ايران و شمارش معكوس براي بروز يك جنگ احتمالي باعث مي شود موقتا" از اختلافهاي دروني چشم پوشي كنند و در كنار يكديگر عكسهاي يادگاري با لبخندهاي تصنعي بگيرند. پس حتي بر اساس همين فرض محال هم، اوج بحران و اضمحلال در نظام بيش از هرچيزي به چشم مي آيد.
سوم: (تمرين بازنشستگي) ساده ترين ارزيابي هم اين است كه احمدي نژاد به ديدار محل بازنشستگي خود رفته است! مجمع تشخيص مصلحت با حضور و يا بدون حضور احمدي نژاد، تأثيري در سياست داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ندارد و براستي "مجمع بيكارهاست". بنابراين از زاويه اي ديگر، مي توان اين حضور و آشتي با مجمع را "تمرين احمدي نژاد" براي دوران بيكاري اش فرض كرد كه تا يكسال ديگر فرا خواهد رسيد!
واقعيت هر كدام از اين سه گزينه باشد، من با گزينه اولي موافق ترم. فكر مي كنم احمدي نژاد براي جا دادن خود در هرم قدرت، به تحركات دنباله داري دست زده كه ممكن است موفق شود و باز هم بتواند خود را بر بافت قدرت تحميل كند. علاوه بر اينها، احمدي نژاد كارتهايي در دست دارد كه خامنه اي به سادگي نمي تواند حذفش كند.
آنچه مهم است اينكه عكس لبخندهاي دلرباي هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد در مجمع، مي تواند عنوان «دو لبخند، دو منظور» را از آن خود كند! آنها كه هر دو از يكديگر زخمها خورده اند، زخم بزرگتري از خامنه اي خورده اند و اكنون در "مجمع بيكارها" (نقل قولي از غلامحسين الهام) نشسته اند. شايد هر دو آنها در دل خود، اين بيت سعدي شيرازي را زمزمه مي كنند كه از دست يار جفاكار، نه طاقت غربت و دوري دارد و نه حال قربت و نزديكي و چاره اي هم به جز «صبوري» ندارند!
نه مرا "طاقت غربت"، نه تو را "خاطر قربت"
دل نهادم به "صبوری" که جز این چاره ندانم! (سعدي)
باري. به نظرم «شرايط مختلفي» هاشمي و احمدي نژاد را در كنار يكديگر نشانده است! و لبخندهاي هر كدام، معناهاي متفاوتي دارد. در اين يادداشت برخي از انگيزه هاي احمدي نژاد را از اين ماجرا مرور كرديم. اما معناي لبخند هاشمي رفسنجاني چيست؟ آيا او با لبخند تلخش به يك "زخم خورده تازه وارد" كنايه مي زند و او را به "صبوري" فرا مي خواند؟ صبوري براي چه؟ اين سئوال بعدي است.