۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

ارتش سايبري ايران، سربازان تاريكي!

ارتش سايبري ايران، سربازان تاريكي!

متن مصاحبه با راديو بين المللي فرانسه

حكومت ايران، حكومتي است كه بر اساس "مدلي از دين" اداره مي شود كه با آگاهي و علم، مشكل اساسي دارد. قرائتي از دين در ايران حكومت مي كند كه في المثل براي ظهور امام زمان جاده سازي مي كند، در حاليكه در هزاران روستاي ايران، جاده سازي نشده و در برفهاي زمستاني براي ماهها راه ارتباطي شان مسدود مي شود، اما اين حكومت فكر مي كند مأمور جاده سازي براي ظهور منجي جهان است! اين قرائت از اسلام با آگاه سازي ملتها مشكل دارد و دوست دارد مردم در خرافه ها و جهل باقي بمانند تا بتواند بر قدرت باقي بماند. بنابراين طبيعي است حكومت ايران با اينترنت و سايتهاي متعدد اطلاع رساني هم مشكل دارد و به درستي تشخيص داده كه اگر پاي اينترنت به كشور باز شود، بايد بار سفر ببندد و برود. براي همين حكمت ايران سالهاست اينترنت را در ايران در كمون و عقب ماندگي نگه داشته، سرعت آن را بسيار پايين گرفته و سعي دارد بر اين اسب سركش، مهار و لجام بزند. اما خود حكومت بهتر از همه فهميده كه نمي تواند براي مدت زيادي اين كار را انجام بدهد. پس باز به درستي حكومت به دنبال مهار سايتهاي اطلاع رساني رفت و از يك طرف هم بگير و ببند وبلاگ نويس ها و فعالان اينترنتي را تشديد كرد و حتي قانوني در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رساند كه وبلاگ نويسها را به اتهام تلاش براي براندازي نرم بتواند حتي اعدام بكند. اين سركوبهاي مستقيم را انجام داده و مي دهند.

سال قبل در همين موقع يك جوان وبلاگ نويس (اميدرضاميرصيافي) را فقط به دليل يك مطلب طنز به زندان انداختند و درست در شب عيد جنازه اش را به خانواده اش تحويل دادند و گفتند در زندان فوت كرده، در حاليكه جاي شكنجه و خونريزي روي بدنش آشكار بود. الان هم وبلاگ نويس و روزنامه نگاران اينترنتي بسياري در زندانهاي ايران كم نداريم. از طرف ديگر آمدند با امكانات نامحدود سپاه پاسداران، به زعم خودشان براي تدارك يك جنگ نرم با دشمنان مهيا شدند. از پنج سال قبل در محيط اينترنت فعال شدند و اين ارتش سايبري را با به كارگيري اجباري نفوذگران اينترنتي (هكرها) بنا كردند. ابتدا تلاش كردند يك جمعيت كذايي در اينترنت درست كنند كه اين تصور را به وجود بياورند كه شمار طرفداران حكومت ديني ايران در محيط اينترنت خيلي بالاست. در همين راستا صدها وبلاگ و وبسايت بدون مطلب و يا با مطالب مشابه و به صورتي رونويسي شده راه انداختند كه خيلي از آنها را يك نفر اداره مي كرد. بعد شروع كردند به ايذاء و آزار منتقدان در محيط اينترنت. با لباس مردم و در قالب خوانندگان و با كامنتها و ايميلهاي خود سعي كردند فضاي اينترنت را مشوه كنند و تشويش ايجاد كنند. بعد تهديدها و فحاشي ها را شروع كردند و حالا مدتي است هك كردن را در قالب سازماندهي متمركزي به نام ارتش سايبري انجام مي دهند.

اما چگونه است كه ارتش سايبري ايران علاوه بر اعمال سانسور در سايتهاي فارسي، اخيرا" به هك كردن سايتهاي خارجي مثل تويتر و سايت شهرداري اورشليم روي آورده است؟ آيا اين فاز تازه اي از اقدامات ماجراجويانه دولت ايران در كشورهاي منطقه است؟

در اين باره بايد گفت تا وقتي هدف حكومت "سانسور ملت داخل" ايران باشد، تا حدودي ايجاد يك ارتش سايبري توسط سپاه و دولت اسلامي قابل فهم است. اگرچه اقدامي غيرقابل دفاع است. اما بالاخره از ديد خودشان، حكومتي الهي است كه مي خواهد با زور و سانسور و خفقان و آدمكشي هم بر سرير قدرت بماند. همانطور كه با تشكيل نيروهاي بسيجي، كه با باتوم و اسلحه به مردم حمله مي كند، از قدرت خودش به طور فيزيكي حفاظت مي كند و معترضان را مي كشد، حالا هم آمده و يك ارتش سايبري هم در اينترنت راه انداخته تا آگاهي رساني به ملت را سركوب كند، عقايد و واقعيات را سانسور كند و نيروهاي منتقد را در دنياي مجازي هم ساكت كند. كه البته راه به جايي نمي برد. تا اينجاي قضيه به هر روي قابل فهم است.

اما وقتي ارتش سايبري ايران با امكانات عظيم سپاه و دولت جمهوري اسلامي، به فعاليت فرامرزي روي مي آورد و به سايتهاي ساير كشورها حمله مي كند تا به زعم خودشان، قدرت اسلام را به رخ جهانيان بكشانند، در دنياي امروز حكم ارتش متجاوزي را دارد كه به خاك كشورهاي ديگر حمله كرده باشد. اگر دنياي امروز بخواهد بر اساس مقتضيات دنياي مجازي به اقدامات ارتش سايبري ايران بنگرد، طبيعتا" بايد با تجاوزهايش مقابله كند و همانطور كه ارتش متجاوز صدام بعد از تجاوز به كشور كويت، بلافاصله مورد سركوب قدرتهاي جهاني قرار گرفت و وادار به عقب نشيني شد، لاجرم بايد تجاوزهاي ارتش سايبري ايران با مقابله به مثل جهانيان مواجه شود. كه باز هم طبيعتا" منجر به مشكلاتي براي كشورمان خواهد شد. اميدواريم قبل از اينكه نبردي پرهزينه در اين عرصه در گيرد، عقلانيت به حكومت ايران بازگردد و از ماجراجويي هايي مثل هك كردن سايتهاي كشورهاي ديگر دست بردارند و با آزادي و آگاهي مقابله نكنند.

به عقيده من سايتهاي رسمي دولتهاي سانسورگر اينترنت مثل چين و روسيه و ايران بايد مورد تحريم و محروميت فني از سوي قدرتهاي اينترنتي دنيا مانند گوگل قرار بگيرند و اجازه آزادي عمل چنداني در فضاي مجازي نداشته باشند. تحريم هاي جهاني بايد بر ضعيف كردن توان سايبري "مخرب" حكومت ايران متمركز شود و بخصوص سايتهاي مرتبط با اين نيروي مخرب توسط خدمات دهندگان عمده اينترنت در دنيا مورد تحريم جدي قرار بگيرند.

از طرفي تا آنجا كه به كوشندگان دموكراسي در ايران مربوط مي شود، پيشنهاد من اين است كه جوانان و فعالان جنبش حق طلبانه سبز ملت ايران به تشكيل يك ارتش دفاعي سبز در محيط اينترنت همت كنند و با اقدامات تجاوزكارانه و مخرب ارتش سايبري سپاه پاسداران مقابله نمايند. ارتش سايبري ايران، سربازان تاريكي و نماد دشمني آشكار با آ‍زادي و آگاهي هستند و تنها برگ برنده ما، آگاهي است.

پي نوشت: اين مصاحبه امروز دوشنبه 24 اسفندماه انجام شده و مي توانيد آن را در سايت راديو بين المللي فرانسه در اين آدرس بشنويد.

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

12 فروردين بگوييم: "جمهوري اسلامي نه!"

12 فروردين بگوييم: "جمهوري اسلامي نه!"

يك "نه بزرگ" به استبداد ديني بدهكاريم!

اصلا" تفاوتي نمي كند كه عده اي از منتقدان نظام همچنان بگويند اين نظام، "جمهوري اسلامي حقيقي" نيست و جمهوري اسلامي حقيقي جر ديگري بود و يا حاكمان و دولتمردان كودتايي هم برعكس بگويند: اين نظام اصل است! چه نظام كنوني، جمهوري اسلامي حقيقي باشد يا نباشد، محكوم به شكست است و خوشبختانه با سرعت در سراشيبي سقوط حركت مي كند.

آنچه امروز بعد از سي و يك سال داوري مي توانيم درباره اين نوع حكومت ديني بگوييم، بسيار ساده و شفاف و روشن است: جمهوري اسلامي، روش حكومتي شكست خورده و فروبسته اي است كه ايرانيان را قرنها به عقب رانده است و توان اداره كشوري با تنوع قومي و فرهنگي سياسي مانند ايران را ندارد. اين نظام حكومتي، نمي تواند ضامن رفاه، آزادي، عدالت و استقلال كشور باشد. دخالت دين به عنوان ابزاري در دست حاكمان در عرصه هاي دولت و سياست و فرهنگ و اقتصاد و اجتماع، آن چنان خسارت بار بوده كه كسي در آن ترديدي ندارد و تقريبا" تمام آمارها و شاخصهاي موجود، سندهاي از كارفتادگي مطلق اين نظام استبدادي را جار مي زنند. اكنون جمهوري اسلامي سال 57 كه براي برپايي يك جامعه به اصطلاح آرماني بنا شده بود و بنا داشت دين را براي كمك به "پالايش دولت" به صحنه بياورد، خود به عنوان بزرگترين دليل خروج مردم از دين حكومتي است و نه براي دولت، كارآمدي باقي گذارده و نه براي دين، آبرو.

به زودي به سالروز رفراندوم 12 فروردين مي رسيم. روزي كه انتخابي ناگزير را با دو گزينه ساده "آري" و "خير" در مقابل ملتي به ستوه آمده گذاشتند و همان رفراندوم، تا به اينجا سند اسارتي سي و يك ساله را رقم زده است كه با نام دين، هر ستم و جنايت و خيانتي را از حكومتي ناتوان ببينيم. در اين سالها هزاران بار بر ملت اثبات شده كه جمهوريت و اسلاميت، دو بال همسان يك پرنده سالم نيستند. بلكه در اين سالها بال "اسلاميت نظام" روز به روز چاق تر و فربه تر شده و بال "جمهوريت" آن، كه از آغاز هم ناقص و لاغر بود، حالا ديگر به كلي از كار افتاده است. سالهاست آن پرنده ناقص الخلقه، با همان يك بال فربه اش، در آسماني خيالي به سوي آرمانشهري پيش مي رود كه شهروندان برگزيده اش، برگزيدگان نظام كنوني هستند؛ جماعتي بي ايمان و خائن. كساني كه چهره شان شبيه احمدي نژاد و مشائي و كلهر است و مرام شان مانند خامنه اي و مصباح و جنتي!

در سالروز رفراندوم 12 فروردين، ما در هر كجايي كه هستيم بايد بتوانيم صداي "نه بزرگ" و قاطعي باشيم به اين حكومت سي و يك ساله. 12 فروردين بايد "روز نه بزرگ" يك ملت باشد به جمهوري اسلامي! در اين روز بايد با صدايي رسا به دخالت دين در دولت "نه" بگوييم و نگذاريم آن اسارت سي و يك ساله، بيش از اين ادامه يابد. شايد لازم باشد پتيشن مشخصي در فضاي مجازي برپا كنيم، ايرانيان را به مشاركتي جدي و فراگير براي نظام مورد نظرشان فرا بخوانيم و از آحاد ملت دوباره بپرسيم "جمهوري اسلامي آري يا نه؟" و بلافاصله از مردم بپرسيم چه نوع حكومتي را براي ايران فردا پيشنهاد مي كنند و مي خواهند؟ بگذاريم جهانيان، صداي مدني ملتي به ستوه آمده را از وراي يك رفراندوم واقعي در دنياي اينترنت بشنوند. همه كنشگران از حالا آستين همت بالا بزنند براي برگزاري يك رفراندوم بزرگ.

به حرمت خون تمامي قربانيان اين سالها، تمامي زندگي هاي فنا شده، تمامي عشق ها و نسلهاي سوخته، به احترام تمامي اين سالهاي مظلوم كه سپري كرديم، همه ما يك "نه بزرگ" به جمهوري اسلامي و استبداد ديني برآمده از آن بدهكاريم. شايد بد نباشد روز دوازدهم فروردين را از حالا "روز نه بزرگ به جمهوري اسلامي" بناميم.

پيروزي نور بر سياهي؛ چهارشنبه سوري!

چهارشنبه سوري، جشن پيروزي نور است!

دشمنان نور، از وحشت چراغهايي كه به سنت نياكان خود خواهيم افروخت، به زاري افتاده اند. هذيان مي گويند و براي ملتي كه با چراغ افروختن، به نبرد با تاريكي خواهند رفت، خط و نشان مي كشند. آنها ابزاري جز تحقير ما ندارند و سنت هاي نيكوي ما را به خرافه و حماقت تعبير كرده اند. اما ما با اين سنت ايراني و نه آنگونه كه حاكمان مي گويند سند حماقت خود (جشن چهارشنبه سوري) بر حماقت تاريخي خود (استبداد ديني) غلبه مي كنيم و با چراغ، به جنگ سياهي و تاريكي مي رويم. سربازان سياهي خواهند ديد اين "نور" بر "سياهي" غلبه خواهد كرد.

اي آتش! سبزي تو از من. سبزي پرچم ايران و خاك ايران از من. سبزي ايمان سبزم از ما. سبزي اراده راسخم از من. نور از تو باد! اي آدمهاي زرد! اي آدمهاي بي خيال! زردي شما از بي خيالي است. از بي تفاوتي است. بر آن غلبه كنيم و به عرصه بياييم. بايد تمام سنت هاي ايراني را كه سالهاست از ما ربوده اند، پس بگيريم. كشوري را از ما دزديده اند، بايد پس بگيريم. با چراغ به جنگ تاريكي خواهيم رفت و نور مي افروزيم. نور...

دروغ در نظام اسلامي!

در گفتگويي كه جمعه 21 اسفند با برنامه خبرها و نظرهاي صداي آمريكا داشتم، به بهانه ادعاي جديد احمدي نژاد كه يازده سپتامبر را يك دروغ بزرگ لقب داده بود، به مقوله دروغ در نظام اسلامي پرداختم و در ادامه به مناسبت آزادي مصطفي تاج زاده، به خصوصيات مردان ميدان سياست اشاره اي گذرا كردم. متن اين گفتگو را در زير مي آورم و دوستاني هم كه اينترنت مناسبي دارند مي توانند ويدئوي آن را در زير ببينند.

امروز جمعه ؛ آيت الله امامي كاشاني امام جمعه تهران گفت اگر نظام اسلامي عيبي دارد، آن را نگوييد و عورت اسلام را بپوشانيد و برملا نكنيد! به اصطلاح فقهي، بيضه اسلام را بپوشانيد!

كوچكترين عيب نظام اسلامي؛ دروغگويي آشكار است و دروغ هميشه محكوم به رسوايي است. دروغگويي هم در همه اديان و مذاهب، زشت ترين كار است. آقايان بگويند جز دروغگويي، نظام اسلامي چه حسني دارد؟ از احمدي نژاد انتظاري جز دروغ و پشت هم اندازي نداريم. او بدون خصلت دروغگويي، مهره مناسبي براي كودتاي رهبري و سپاه نبود و هنرش دروغگويي در كمال وقاحت است. صاف به چشمان ملت خيره شود و دروغ بگويد و اساس دولت احمدي نژاد بر مبناي دروغ استوار شده است و از او انتظاري نيست.

انتظار از كسي است كه خود را نماينده خدا مي داند، خود را علي زمان و اخيرا" نوح پيامبر مي داند و مي خواهد مردم را سوار كشتي نجات خود كند. آيا به فرموده مولا علي: دروغ بدترين زشتي دنيا نيست؟ در اين سالها رهبر نظام و مراجع ديني وابسته به حكومت، بر سر دين و ايمان مردم چه آورده اند؟ آيا بخصوص در امسال، بدترين دروغها را به مردم نگفتند؟ هالوكاست دروغ است. 11 سپتامبر دروغ است! اما آيا كهريزك هم دروغ است. 114 كشته انتخاباتي در ام القراي اسلام هم دروغ است؟ 24 نفر مورد تجاوز قرار گرفته، دهها هزار زنداني سياسي , شهروند معترض، اينها دروغ است؟ آيا شكنجه ها دروغ است؟ آقاي خامنه اي گفته: "نظام اسلامی مبتنی بر نقشه خداوند است برای جامعه." آيا خداوند نقشه داشت جامعه ما را دچار چنين حكومت فريبكار و دولت دروغيني كند؟ يا اين حاصل سوء تدبير عده اي حاكم دروغگو و خائن است؟ آيا خدا نقشه داشت ما را گرفتار تورم بالاي 40 درصدي كند؟ فقر بالاي 80 درصدي؟ فحشاي بالاي 12 درصدي؟ بيكاري بالاي 40 درصدي؟ آيا نظامي كه مبتني بر دروغ و ريا و فريب است، حق دارد دنيا را به دروغگويي متهم كند؟ من فكر نمي كنم. وقتي اين دروغهاي بزرگ را مي شنويم، با خود مي انديشيم آيا آخرالزمان فرارسيده؟ به نظرم آري. آخرالزمان حكومت دروغگويان فرارسيده و اين فقط كمي همت ما ايرانيان را طلب مي كند و بس.

درباره آزادي مصطفي تاج زاده:

هيمنه و ابهت حكومت اسلامي شكسته شده. اين روزها زندانيان با نشان دادن علامت پيروزي از اوين بيرون مي آيند. تاج زاده با لبخندهايش بهترين نمونه براي شكسته شدن ابهت دروغين زندانهاي نظام است.اين يعني خداحافظي يك ملت از ترس و شكنجه و زندان.

تبريك به خاطر آزادي تاج زاده و بخاطر آزادگيش. تبريك به ملت ايران بخاطر داشتن چنين مردان سياسي. مردي كه نه ماه نه شكست، نه اعتراف كذايي كرد و نه كم آورد و ابهت نظام را تحقير كرد. اين لازمه كار سياسي در كشور ماست كه مردانش، مرد ميدان خوشي و ناخوشي هاي سياست بطور همزمان باشند و در دوران سختي كم نياورند. از همسر مقاوم مصطفي تاج زاده، خانم محتشمي پور هم بايد قدرداني كرد. شيرزني كه عشق به همسرش را از لاي ميله هاي زندان عبور داد تا شوهرش به لطف جادوي عشق نشكند. بهترين نمونه نافرماني مدني را تاج زاده و همسرش به ما نشان دادند. يعني تحقير مسالمت آميز حكومتي كه ما را با خشونت تحقير مي كند.

بر اين عزيزان درود، ولي فراموش نكنيم هنوز صدها زنداني مظلوم ديگر در زندانند. تا آزادي همه آنها، ما نبايد از تلاش دست برداريم.