۱۳۹۲ آبان ۲, پنجشنبه

شايد شما هم يك "اعدامي" باشيد!

آخرين روز مهر 1392: آلودگي هوا در يكي از روزهاي عادي تهران!! عكس از ايرنا
شايد خودتان هم ندانيد كه ممكن است يك "اعدامي" باشيد! اگر احساس مي كنيد كه در زندگي تان چيزهايي هست كه دارد حيات و جان شما را از بين مي برد و در حال از دست دادن "امكان زندگي" هستيد و حيات شما در حال سلب شدن است؛ شما يك "اعدامي" هستيد! به قول آقاي آملي لاريجاني در علم حقوق؛ اعدام يعني "سلب حيات"! ممكن است "شكل" سلب حيات دار زدن يا تيرباران و يا ... باشد؛ اما "ماهيت" و معناي سلب حيات؛ كشتن آدمهاست.
آيت الله لاريجاني رئيس قوه قضائيه گفته: "اعدام يعني جلوگيري و سلب حيات از فرد اعدامي و سلب الحيات او بايد كامل شود!" لاريجاني درباره پرونده مردي كه بعد از اعدام، ناگهان زنده شده و اكنون در كُما به سر مي برد گفته كه اگر به هر علتي، عمل اعدام موفقيت آميز(!) نبود و مثلا" طناب دار پاره شد، بايد محكوم را آنقدر بكشيم تا اعدامش كامل و حيات از او سلب شود!
با اين تعبير مي توان گفت كه تقريبا" همگي ايرانيان يك جورهايي "اعدامي" محسوب مي شوند. در واقع هر كسي كه احساس مي كند زندگي اش تبديل به يك "مرگ تدريجي" شده و در معرض "سلب الحيات" است، يك "اعدامي" است كه دارد بالاي يك چوبه دار نامرئي، جان مي دهد. حالا دلخوش نباشيم كه پشت ميله زندان نيستيم و يا با طناب دارمان نمي زنند و يا تيرباران نمي شويم، همين اندازه كه داريم زير امواج پارازيتهاي سرطانزا، آلودگي هوا، سوء تغذيه، آبهاي آلوده، محيط زيست تخريب شده و دهها بيماري واگيردار و اعتياد و فقر و فشارهاي رواني مضحمل مي شويم و مي ميريم، يعني كساني كه بايد خدمتگزار مردم باشند، دارند حيات و زندگي را از مردم سلب مي كنند.
كافي است دقت كنيم كه چرا سن سكته هاي قلبي و سرطان و مرگ ناگهاني در كشورمان پايين آمده و گورستانها از مردگان زير چهل و پنجاه ساله پر مي شوند؟! در سرزمين ما دهها روش براي كشتن بيصدا و خاموش مردم وجود دارد. حيات شهروندان ايراني با سرطان ناشي از پارازيت هاي ماهواره اي سلب مي شود. فقر غذايي و "سوء تغذيه" ناشي از فقر در حال اعدام بيصداي هزاران هزار نفر از آن چهل ميليون نفري است كه زير خط "فقر خشن" زنده مانده اند و دارند جان مي دهند! زندگي و حيات مردم با فشارهاي رواني ناشي از فقر و بيكاري و غيره از آنها سلب مي شود و اگر خوب بنگريم دارند يك ملت را به سمت چوبه دار و يك اعدام دسته جمعي و خاموش پيش مي برند.
باري؛ حكومتي كه در آمار جهاني "رتبه دوم اعدام" را دارد، مي تواند به خود ببالد كه در "پالايش جمعيتي مردم" از فقرا، ناراضيان و غيرخوديها هم موفق بوده و "رتبه دار اعدامهاي خاموش" است.

۱۳۹۲ مهر ۱۲, جمعه

با سياست دوگانه؛ ديگر نمي شود "زمان" خريد!



بعد از تماس تلفني آقايان اوباما و روحاني، يك مقام نهاد رياست جمهوري ايران گفت: "شعار مرگ بر آمريكا بايد ادامه يابد!" چون يك شعار حاكميتي است!
اين يعني ايران همچنان در دوران "حاكميت دوگانه" به سر مي برد و بنا دارد بار كج خود را با سياست دوپهلوي "يك مشت و يك لبخند" جلو ببرد. در حاكميت دوگانه؛ معمول اين است كه "دولت" يك حرفي مي زند و "حكومت" يعني رهبر و سپاه و قواي ديگر هم يك ساز ديگر مي زنند. اما حالا در درون دولت هم «دوگانگي» سر باز كرده و آقاي سيد رضا اكرمي دبير شوراي فرهنگي نهاد رياست جمهوري ساز مخالف با رئيس جمهور را سر داده است!
آقاي اكرمي كه منصوب شخص آقاي روحاني است، در سخناني مغاير با ديپلماسي آشتي جويانه رئيس جمهور گفته: "شعار مرگ بر آمريكا بايد ادامه يابد. اگر توافقي بر اساس منافع ملي و احترام(!) متقابل صورت گرفت، اين شعار مي تواند حذف شود!" وقتي شما همچنان مي خواهيد پرچم يك كشور را لگدمال كنيد و شعار "مرگ" براي او سر بدهيد، آيا سخن از «احترام متقابل» بي معنا نيست؟ البته جمهوري اسلامي با چنين گفتمان چندگانه اي تاكنون توانسته از دنيا "زمان" بخرد. اما ديگر در دنياي امروز، اين قبيل رفتارهاي دوگانه ناشي از بي مسئوليتي است و بي مسئوليتي هم هرگز "اعتماد ساز" نخواهد بود.
مجموعه نظام گمان مي كند با اين رويكرد گيج كننده، مي تواند هر موضوعي را تا ابد "كــــش" بدهد و حل نشده باقي بگذارد. از موضوع هسته اي بگيريد تا مسئله مبارزه با فسادها و اختلاس و پرونده سعيد مرتضوي و مسئله حجاب و ماهواره و آزادي زندانيان و... در همه جا اين دوگانگي و رياكاري آشكار است. در حقيقت بخشهاي مختلف حكومت، با تقسيم نقش "پليس خوب – پليس بد" بين خودشان، هر بار يك چيزي مي گويند و فردا همان حرف را انكار مي كنند و باز روز بعد، ساز ديگري مي زنند. اكنون مدتهاست كه دنيا اين "تاكتيك رفتارهاي چندگانه" جمهوري اسلامي را شناخته و با احتياط به دولت جديد ايران روي خوش نشان داده تا "آخرين فرصت" را هم به ايران داده باشد. پس مقامات نظام ديگر نمي توانند با چنين روشهايي از دنيا زمان بخرند.
آمريكا و كشورهاي غربي، بارها تأكيد كرده اند كه فارغ از لفاظي ها و سخنان فريبنده، اكنون فقط به دنبال ديدن يك "گام عملي" از ايران هستند و ديگر به حرف و لبخند و وعده هاي حكومت ايران توجهي نمي كنند. در جبهه آنها هم، سياستمداران با ديپلماسي دقيق تري با دولت جديد ايران برخورد كرده اند. آمريكايي ها با اصرار، خواستار ملاقات با آقاي روحاني شدند و باب مذاكره را باز كردند؛ تا شايد آخرين فرصت را براي حل و فصل مشكلات به مقامات جمهوري اسلامي داده باشند. سهل است كه آنها به سادگي فريب سياست دوگانه جمهوري اسلامي را نخواهند خورد. هرچند متأسفانه قرباني اين روند شوم و ادامه تحريمهاي اقتصادي و بانكي، همچنان مردم ايران هستند.
از طرفي بدبختانه اين دوگانگي و رياكاري،ماند وبا از رأي هرم به بدنه اجتماع و كوچه و بازار هم سرايت كرده و مي رود تا به يك "ضدفرهنگ" در جامعه ما تبديل شود. اين دوگانگي هاي بيشمار، آنقدر بر روح ملي ما خسارت و جراحت وارد كرده كه شمارش آن خسارتها ممكن نيست.  پس نه تنها بايد آرزو كنيم كه مردم و سرزمين ما از "خشكسالي و دروغ و دشمني" در امان بمانند؛ بلكه در اين راه همه بايد همّت كنيم.  
پي نوشت اول: به گزارش خبرگزاري مهر رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری گفته که «شعار مرگ بر آمریکا باید ادامه یابد.». حجت الاسلام سيد رضا اكرمي كه منصوب شخص آقاي روحاني است، كمتر از يك هفته بعد از تماس تلفني دو رئيس جمهوري ايران و آمريكا در مصاحبه با خبرگزاري مهر گفت: "هر وقت توافقی بر اساس منافع و احترام متقابل میان ایران و آمریکا حاصل شد ما هم در شعار مرگ بر آمریکا تجدید نظر خواهیم کرد."
پي نوشت دوم: به گزارش بي بي سي، جان کری وزیر خارجه آمریکا به بنیامین نتانیاهو و مردم اسرائیل قول داد آمریکا صرفا به حرف دولت ایران اعتماد نکند و فقط با توجه به قدم‌هایی که ایران برای اعتماد سازی برخواهد داشت، تصمیم بگیرد. وزیر خارجه آمریکا که به همراه جک هیگل، وزیر دفاع برای دیدار با همتایان ژاپنی به توکیو سفر کرده، روز پنج‌شنبه ۱۱ مهر به خبرنگاران گفت: "آمریکا فقط بر پایه مجموعه اقداماتی که همه را مطمئن کرده باشد تصمیم خواهد گرفت و امنیت اسرائیل در درجه اول اهمیت است و ما کاملا در این باره جدی هستیم."

۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

تدبير احتمالي روحاني براي غلبه بر تندروهاي داخلي و سپاه


هنوز مذاكره ظريف و جان كري باقي مانده است. آقاي ظريف براي امتيازدادن، نياز به حمايت داخلي و دوري از هجمه تندروها دارد. به نظرم حسن روحاني با عدم رويارويي با اوباما و دست ندادن با او، اين زمينه را براي ظريف و هيأت ايراني فراهم كرد تا او روز پنجشنبه با خيالي آسوده، پاي ميز مذاكره با آمريكا و 5+1 بنشيند و امتيازهاي لازم را بدهد و بگيرد.

روحاني به گونه اي سخنراني كرد كه گويي مي خواهد به داخل ايران هم پيام بفرستد و بيش از همه، حمايت تندروهاي داخلي و سپاه را جلب كند. با نگاهي به مواضع رسانه هاي حكومتي مي توان گفت كه او به اين هدف رسيد و مي بينيم كه امروز همه رسانه هاي تندرو و محافظه كار ايران از او تمجيد كرده اند. اگرچه طرفدارانش كمي از كار او دلسرد شده اند.
در واقع آقاي روحاني براي ديدار تصادفي يا دست دادن با اوباما، مانع خارجي نداشت و حتما" از رهبر مجوز اين كار را گرفته بود. اما با بالاگرفتن سروصداي فرماندهان سپاه و احتمال اينكه همه چيز بر باد برود، او تاكتيك ديگري را انتخاب كرد و ترجيح داد اول از سد نيروهاي تندروي داخل و هجمه هاي آنها عبور كند كه كرد. اين كار را با نرفتن به ضيافت ناهار انجام داد و حالا كه به اصطلاح "بيعت نيروهاي تندرو" را گرفته، بعيد نيست كه در مذاكرات پشت پرده بتواند كارهاي جسورانه اي بكند كه به كم شدن فشار تحريمها بيانجامد. حالا تندروها و سپاه در حال تمجيد از روحاني هستند و دست ظريف براي مذاكرات باز است. شايد روحاني مي خواهد بعد از جلب حمايت تندروها، با خيالي آسوده ديوار بي اعتمادي بين دو كشور را كوتاه كند.
در ضيافت ناهار دبيركل سازمان ملل، باراك اوباما در گيلاس خود به جاي شراب "آب خالي" ريخت تا اگر روحاني وارد سالن شد، مانعي براي ديدار در كار نباشد و همتاي مسلمان خود را از هجوم تندروهاي مذهبي داخل ايران مصون نگهدارد. اما نرفتن روحاني به ضيافت ناهار از موضع "قهر" نبود. او اگر چه با اوباما "دست" نداد اما در سخنراني اش به او "پا" داد و گفت كه سخنراني پرزيدنت اوباما را با دقت گوش كرده است. اين اشاره معنادار يعني اگرچه ديدار كوتاه با اوباما انجام نشده، اما روحاني با دقت حرفهاي اوباما را شنيده است. اگرچه ترديدي نيست ميليونها نفر از اينكه روحاني اين "فرصت نمادين" رودررويي با اوباما را از دست داده سرخورده و دلسرد شدند، اما به نظرم او توانسته نيروهاي تندروي داخل را دور بزند و فعلا" اين "تدبير" مهمتر از يك ديدار تصادفي و گرفتن يك عكس يادگاري است. هرچند اين يك گمانه و تحليل است و ممكن است زمان مشخص كند كه درست بوده و يا نبوده است.
پي نوشت: من همچنان معتقدم كه اين نظام "اصلاح ناپذير" است. انتخابات در آن ناعادلانه است. حقوق بشر و حقوق مدني در آن زير پا گذاشته مي شود. و حكومت بدنبال گرفتن برق از انرژي هسته اي نيست و اهداف نظامي دارد. اگر در اين ميان، روحاني بتواند با تدبيري كه مي گويد منفذي بگشايد تا بخشي از بار روي دوش مردم كم شود، بايد خوشحال شويم. و اگر در جايي سخن نادرست و ناحقي گفت (مثل اينكه شبهات درباره انتخابات 88 شستشو داده شده اند) بايد انتقاد جدي كرد؛، كما اينكه همين قلم تندترين نقد را بخاطر آن سخن ناصواب به وي كرد.
تحليل تاكتيك ها، ما را در شناخت واقعي از اوضاع كشورمان و تصميم هايي كه بايد و نبايد بگيريم كمك مي كند. و باز تأكيد مي كنم آناليز و تحليل يك حركت ديپلماتيك، لزوما" به معناي دفاع از شخص آقاي روحاني نيست. او با اين تاكتيك توانست براي خود فرصتي بخرد تا كاري كه در ذهن دارد را انجام بدهد. اگر آن كار منتهي شد به رفع تحريمها و بازشدن فضاي كشور و بهتر شدن وضعيت مردم، تاكتيك درستي داشته و به نتيجه خوبي رسيده است. به هرحال در تحليل، چنانچه مخالفتها و علاقمندي هاي شخصي تحليلگر نبايد نقشي داشته باشد.
مرتبط: [استتوس فيسبوكم در روز نخست سفر] آن كوچولوي تهوّع آور كه براي "عربده هاي ذليلانه" به نيويورك مي رفت، با هيأت 150 نفره عازم آمريكا مي شد تا اگر عربده هايش؛ صندليهاي خالي را تحت تأثير قرار نداد، لااقل خانواده و دوستانش گشتي در منهتن بزنند. اما آقاي روحاني گفته كه با "اختيار تام از سوي رهبر" به آمريكا مي رود و مذاكرات جدي با محوريت "نرمش قهرمانانه" را در دستور كار دارد. به همين خاطر در اقدامي بسيار خوب و آبرومندانه، فقط چهار نفر از دولت را همراه خود به نيويورك برده است. احمدي نژاد هشت سال به نيويورك لشگركشي كرد و در فروشگاههايش «عربده ذليلانه» سر داد. ولي اكنون كه اراده بر مذاكرات جدي ديپلماتيك است، حضور 4 ديپلمات واقعي هم كافي است. خدا كند در اين سفر، منافع ملي ايران بر همه چيز ارجحيت داشته باشد و خبرهاي خوبي از نيويورك برسد. و خدا كند هرچه زودتر گشايشي در معاش و زندگي مردم صبور ايران و آزاديهاي اجتماعي و سياسي روي بدهد. شخصا" از اقدام خوب و پسنديده آقاي روحاني لذت بردم. اما همچنان چشم "نقد منصفانه" را از او و دولتش بر نمي دارم.
به فيسبوك همگاني بياييد