۱۳۹۱ دی ۱۸, دوشنبه

از نماينده تا گوينده، مجرمان در «بيت رهبري» امان نامه مي گيرند!



نمي خواهم مثل مقامات اين نظام، كه با حربه «اخلاقيات» از مخالفان سياسي خود انتقام مي گيرند، اين خبر را نقل كنم. فقط مي خواهم اين سئوال را پيش روي مردم عادي بگذارم كه از خود بپرسند: چرا «بيت رهبري» به پناهگاه مفسدان مالي و اخلاقي و سياسي تبديل شده است؟ از عوامل اختلاس سه هزار ميلياردي تا مقامات فعلي و پيشين نظام، هر كسي كه پرونده فساد و جرم و تخلف دارد، مورد حمايت رهبر قرار مي گيرد؟ سئوال كنيد چرا قانون مجازات اسلامي(!) فقط براي من و شما شهروندان عادي نوشته شده و وقتي كساني كه زير خيمه «عبيدالله خامنه اي» جمع مي شوند و در بيت رهبري پناه مي گيرند، حتي اگر پرونده «زنا با زنان شوهردار» هم داشته باشند، از پيگرد قانوني مصون مي مانند؟ اين را شهرونداني از خود سئوال كنند كه به خاطر جرايم رانندگي هم از گزند مجازاتهاي سنگين در امان نمانده و صابون «عدالت علوي!» بر بدنشان خورده، اما سالهاست مي بينند و مي شنوند كه بيت رهبري از نيروهاي ولايي خود در برابر هرگونه پيگرد قانوني محافت مي كند. . در ماه اخير روح الله حسينيان نماينده فعلي مجلس و مقام اطلاعاتي سابق، در «سكوت كامل خبري!» بر روي پرونده زنا با يك خانم شوهردار خاك ريخت و زير عباي رهبر پنهان شد. آنگونه كه جهرمي بعد از اختلاس، فلاحيان بعد از قتل مهماندار، حسيني اخلاق در خانواده بعد از رسوايي اخلاقي و دهها مجرم و مفسد ديگر به بيت رهبري پناه بردند و البته قوه قضائيه ذليل و فرمانبردار هم هرگز آنان را مورد پيگرد قرار نداد. اگر هنوز ذرّه اي به اين نظام اعتقاد داريد، يك بار از خود بپرسيد چرا بيت رهبر اين نظام، پناهگاه اينهمه مفسد و مجرم است؟ نكند «همه اينها سلطان را لخت ديده اند» و سلطان ناگزير است بخاطر بستن دهان آنها چنين كند؟ از خود در نظام مقدس اسلامي(!) جايگاه اين اصل كجاست كه مي گويد: «همه در برابر قانون مساوي هستند»!
اول: مشروح ماجراي مجري ارزشي! فرزاد جمشيدي كه همين روزها هم در صداوسيما «برنامه زنده» دارد و خاطرش از رأي دادگاه جمع است، مجري محبوب ضرغامي و مورد لطف بيت رهبري است و البته در انتخابات سال 88 مجري برنامه هاي تبليغاتي محمود احمدي نژاد بود. او چندي قبل در يك «ارتباط مستقيم» از صحراي عرفه، از مخاطبان تلويزيون خواست تا نامشان را براي او پيامك بزنند تا برايشان دعا كند. يكي از نامها و صداي جذاب(!) صاحب آن نام، مورد توجه جمشيدي قرار گرفت. در گفتگوي تلفني با دختر جوان كه از ايران «التماس دعاي خير» كرده بود، آقاي مجري با او طرح دوستي ريخت و با دروغ و مكر، خود را مجرد معرفي كرد و دختر جوان را به سفري كاري به كيش برد و در شب اول بر بستر وي حاضر شده و به وي تجاوز كرد.
فرزاد جمشيدي سپس روابطش را با وعده ازدواج و بدون صيغه محرميت با او ادامه داد و از او بيش از چهل ميليون تومان هم كلاهبرداري كرد. وقتي دختر فهميد فرزاد همسر و بچه دارد، از او شكايت كرد و در تمام مدتي كه اين پرونده در دادگاه بررسي مي شد، حتي يك بار هم اسم او در رسانه هاي حكومتي برده نشد.
اين در حالي است كه رسانه ملي، با نمايش عكس بدون روسري فعالان سياسي ايراني و مسلمان، هزاران تهمت غيراخلاقي به آنها مي زند و با حربه «اخلاقيات» از مخالفان سياسي نظام انتقام مي گيرد! كاري كه اخيرا" با مونتاژ تصاوير خانوادگي برخي مخالفان مي كند. آقاي جمشيدي نهايتا" با فشاري كه گفته مي شود توسط مجتبي خامنه اي بر دادگاه وارد آمده، به چهل ضربه شلاق «قابل خريد» محكوم شده و پرونده اش مختومه گرديد. به رغم اين، دختر جوان با مدارك و اسنادي كه خبرنگاران سايت اصولگراي بازتاب هم بع صحت و درستي آنها اذعان كرده اند، در مصاحبه اي از شيوه اغفال خود توسط جمشيدي پرده برداشته است. اينجا بخوانيد.

فرزاد جمشيدي سپس روابطش را با وعده ازدواج و بدون صيغه محرميت با او ادامه داد و از او بيش از چهل ميليون تومان هم كلاهبرداري كرد. وقتي دختر فهميد فرزاد همسر و بچه دارد، از او شكايت كرد و در تمام مدتي كه اين پرونده در دادگاه بررسي مي شد، حتي يك بار هم اسم او در رسانه هاي حكومتي برده نشد.

اين در حالي است كه رسانه ملي، با نمايش عكس بدون روسري فعالان سياسي ايراني و مسلمان، هزاران تهمت غيراخلاقي به آنها مي زند و با حربه «اخلاقيات» از مخالفان سياسي نظام انتقام مي گيرد! كاري كه اخيرا" با مونتاژ تصاوير خانوادگي برخي مخالفان مي كند. آقاي جمشيدي نهايتا" با فشاري كه گفته مي شود توسط مجتبي خامنه اي بر دادگاه وارد آمده، به چهل ضربه شلاق «قابل خريد» محكوم شده و پرونده اش مختومه گرديد. به رغم اين، دختر جوان با مدارك و اسنادي كه خبرنگاران سايت اصولگراي بازتاب هم بع صحت و درستي آنها اذعان كرده اند، در مصاحبه اي از شيوه اغفال خود توسط جمشيدي پرده برداشته است. اينجا بخوانيد.

فيلم كوتاه «دين بازي» درباره ماجراي فرزاد ج «مجري ارزشي!» را اينجا ببينيد.

دوم: ماجراي نماينده ولايي! در ماه اخير روح الله حسينيان نماينده فعلي و مقام اطلاعاتي سابق، در سكوت كامل خبري بر روي پرونده زنا با يك خانم شوهردار خاك ريخت و زير عباي رهبر پنهان شد. سايتهاي خبري خبر داده اند: از روح الله حسینیان یک شکایت در رابطه با یک امر اخلاقی در دادگستری مطرح شده است. طبق همین شنیده روح الله حسینیان با یک زن شوهردار ارتباط غیراخلاقی داشته است. شوهر این خانم به ریخت و پاش های مالی همسرش مشکوک می شود و او را زیر نظر می گیرد. یک بار در میان وسایل کیف خانمش یک قطعه چک به نام روح الله حسینیان می بیند. طبق این شنیده این خانم بعد از اینکه مسئله لو میرود موضوع را به حسینیان اطلاع میدهد. گفته میشود براثر این شوک حسینیان به هم می ریزد و بیمار می شود. همسر این خانم هم شکایتی به دادگستری می برد و هم اکنون این پرونده به صورت بی سروصدا در دادگستری در جریان است.
سوم: مدير ولايي! انتصاب يكي از متهمان اختلاس بزرگ در رياست جمهوري! در حکمی سیدحمید پورمحمد به سمت معاون برنامه‌ریزی این معاونت منصوب شد.
سید حمید پورمحمد گل سفید پیش از این قائم مقام بانک مرکزی بود، وی در پی طرح پرونده فساد بانکی ۳ هزار میلیارد تومانی مدتی بازداشت و در زندان به سر برد که بعدا با قرار وثیقه آزاد و از قائم مقامی بانک مرکزی کنار گذاشته شد.
در فيسبوك همگاني ام بحثها و خبرهاي روز را با مخاطبان دنبال و مورد بررسي قرار مي دهيم. به اينجابياييد.

۱۳۹۱ دی ۱۶, شنبه

قلاده پوشان! خدا هم از آفرينش انسان پشيمان شده است



شايد اين روزها خدا خيلي بيشتر از هميشه از خودش مي پرسد بر سر كرامت انساني اين مردم چه آمده؟! شايد خدا هرگز فكر نمي كرد انسان به چنين حقارتي برسد. وگرنه لااقل براي اين قلاده پوشها، از «گِلِ آدم» خرج نمي كرد و آنها را به شكل موجودات ديگري مي ساخت. هر موجود ديگري غير از اين قلاده پوشهاي آدم نما كه خود را سگ امام (...) مي نامند. فقط جهل و خرافه پرستي مي تواند انسان يا «اشرف مخلوقات» را به يك «قلاده پوش» تبديل كند تا در اربعين، بر گردن خود زنجير ببندد و چهارپا روي زمين بخزد و صداي سگ از خود در آورد!! تا جهل در كشور ما هست، «بروز انسانيت» چيزي است در حد همين قلاده پوشي! و «ميزان آزادي» هم در همين اندازه است كه بتواني «اسارت زينب» را آزادانه(!) نمايش بدهي و بر دستانت زنجير ببندي و زار بزني. چه خوب كه هنوز كمتر از خدا درباره كارها و ساخته هايم، احساس اندوه و پشيماني دارم! فقط خدا به داد خدا برسد با اينهمه اندوه!
شخصا" معتقدم اين بلاياي طبيعي و غيرطبيعي در كشورمان هيچ ربطي به خدا ندارد و همه اين مصيبتها، نتيجه انتخابهاي ما و تن دادنهاي خود ماست. اما وقتي هيچكس حاضر نيست انقلاب 57 را هم به گردن بگيرد، حتي رهبر هم دارد از انتخاب احمدي نژاد طفره مي رود، چه ديواري از خداوند كوتاهتر؟! لابد اين بدبختي ها را ما مردم براي خودمان درست نكرده ايم. و كار، كار خداست كه چون ساكت است، هر اتهامي مي توان به او بست!
اما وقتي از ديد يك ديندار به ماجرا نگاه كنيم، بر اساس كتب ديني تورات و انجيل و قرآن «شرك، بدتر از كفر و بي ديني است» و از ديد مردم مذهبي (نه من) شايد اينهمه خشكسالي و بي بركتي، تحقق همان وعده عذاب خداست كه خود پيامبران مي گويند بر خدا بر آدم مشرك فرو مي آورد. قوم يهود هم تا موسي يك سر رفت با خدا مشورتي بكند و به اصطلاح يك گپي با خدا بزند، يك گوساله را از طلا ساختند و گذاشتند آن وسط و شب و روز آن را پرستيدند: گوساله سامري! اين روزها ضريح طلايي را كه هنوز به كربلا نرفته و به قولي هنوز متبرك هم نشده بود، در شهرها چرخاندند و پول و طلا و نذورات جمع كردند و حكايت همان گوساله سامري را تكرار كردند. حالا در كار احداث 150 ضريح براي امامزاده ها هستند. درآمد حكومت از جهالت مردم، از درآمد نفت هم بايد بيشتر باشد .
پي نوشت اول: مجري مشهور و «ارزشي» صدا و سيما در صحراي عرفه مكه، در برنامه زنده از مردم ميخواهد اگر «التماس دعا!!» دارند اسمشان را براي او اس.ام.اس كنند تا او دعايشان كند. يك دختر جوان هم اسمش را ميفرستد و اين آقاي مجري ارزشمدار(!) شب و نصف شب تلفن مي كند كه الان در حال زيارت به يادت بودم و صدايت شبيه همسر مرحومم است... در بازگشت به ايران دختر را به كيش مي برد و به او تجاوز مي كند و پرونده اش با وساطت بيت رهبري نيمه كاره مانده است. صداو سيمايي كه از رسوايي اخلاقي كارمند بي بي سي جهاني داستانها ساخت، در ورد اين مجري ارزشمدار سكوت كرده و به تازگي به او يك برنامه ارزشي زنده ديگر هم داده اند! حالا آنهايي كه مداحي مي كنند و روضه مي خوانند، معلوم نيست موبايلشان چند تا «زنگ خور!!» براي التماس دعا(!) دارد؟ و چند بار كيش مي روند؟ اما مردم جاهل و نادان با اين ظاهرسازيهاي حكومتي فريب مي خورند و گمان مي كنند دارند در حكومت اسلامي زندگي مي كنند. و براي اين حكومت نذورات و طلا مي فرستند!! مصاحبه دختر جوان و ماجرا را در انتهاي اين لينك بخوانيد.
پي نوشت دوم: جمهوری اسلامی در حال حاضر ۱۵۰ پروژه به منظور بازسازی اماکن مذهبی مورد احترام شیعیان با ده‌ها میلیارد تومان هزینه در دست اجرا دارد. هزینه ۱۴ میلیارد تومانی ساخت ضریح امام سوم شیعیان تنها یکی از این ده‌ها پروژه است.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه خوزستان با اعلام اینکه برای جمع‌آوری نذورات مردمی» کمیته «طلا» تشکیل شده از فعالیت اندک مردم به منظور بازسازی «عتبات عالیات» انتقاد کرد. به گزارش خبرگزاری فارس٬ به گفته وی وظیفه «کمیته طلا «مسئولیت نظارت بر نذوراتی است که از سوی مردم دریافت می‌شود.
فرمانده سپاه خوزستان نیز در این همایش افزوده است: «مشارکت عامه مردم به خصوص قشر ضعیف جامعه در بازسازی عتبات عالیات بسیار مهم است
پي نوشت سوم: موحدی کرمانی٬ امام جمعه تهران گفت: دنیا بداند بازار ابراز عشق به اهل بیت و روحانیت در بين مردم هنوز گرم است و مردم وفادارند و وفاداری خود را به بهترین وجهی نشان می‌دهند! وي با اعلام اینکه امیدوار است «جنبش اشغال وال استریت» مقدمه ظهور «امام زمان» باشد٬ ادعا کرد مردم هنوز «عاشق» روحانیت هستند. به گزارش خبرگزاری دانشجو آقای موحدی کرمانی این مطالب را در خطبه‌های این هفته نماز جمعه تهران بیان کرده است.
در اين لينك فيس بوك همگاني پيگير بحثها درباره اين مطلب باشيد.

۱۳۹۱ دی ۱۳, چهارشنبه

جواب نقد به «نقدي»! + ويدئو

نقدي: شناسنامه و مليت ايراني «سران جنبش سبز» و مخالفان نظام بايد  باطل شود!




سلب مليت ايرانيان به خاطر مخالفت با نظام، يعني «چون تو جمهوري اسلامي را قبول نداري، ديگر ايراني نيستي!» سردار نقدي چند روز قبل خواهان سلب مليت سران جنبش سبز و باطل كردن شناسنامه مخالفان نظام شد! اين فرمانده عراقي الاصل بسيج گفت: "سران فتنه 88 حق ندارند تابعيت ايراني داشته باشند و بايد شناسنامه ايراني آنها باطل شود!" [لينك هاي اين خبر] دو سه روز فرصت بود تا اگر اين نظام صاحبي دارد، بر اين سردار «مهار» بزنند. اما معلوم شد اين قايق حتي يك «ملوان زبل!» هم ندارد چه رسد به «ناخداي بابصيرت»!
محمدرضا نقدي زاده "نجف" و پدرش شيخ ثماني از مجاوران حومه شهر نجف در عراق بوده است. او در سال 1358 وارد ايران شده و چون از مرز «نقده كردستان» وارد ايران شده، «نقدي» را به عنوان اسم فاميلي خانوادگي خود انتخاب كرد. [ويكيپديا] آقاي نقدي در اكثر سركوبهاي خونين ايرانيان دو دهه اخير نقش محوري داشته است. علاوه بر نقدي، جمعي از سران نظام از هاشمي شاهرودي تا برادران لاريجاني و صالحي وزير خارجه و تعدادي از فرماندهان سپاه پاسداران، «ايراني» نيستند و متولد كشور عراق هستند. گستاخي نقدي درباره "باطل كردن تابعيت ايراني معترضان!" بايد با محكم ترين شيوه پاسخ داده مي شد. او كه طبق اصل 145 قانون اساسي همين نظام «عضويت او در نيروهاي نظامي غيرقانوني است» نبايد حتي عضو بسيج باشد، چه رسد كه بر خلاف قانون بر منصب فرماندهي تكيه بزند و به پشتوانه قدرت نظامي اش، چنين جسارتهايي هم بكند.
در شب سال نو ميلادي، جسارت نقدي يك «جواب نقد» مي خواست و آن جواب هم دامان رهبر فرظانه اش را گرفت و من و چند تن از شهروندان ايراني در اعتراض به گستاخي محمدرضا نقدي، شناسنامه رهبر را به عنوان «هويت جمهوري اسلامي» باطل كرديم. به قول يكي از كاربران، سنگي است در پاسخ به كلوخ اندازان. و واكنشي نمادين است.
اگر در نظام مصيبت زده و بي قانون ايران، مي توان مليت و شناسنامه «ايراني» يك شهروند را باطل كرد،[با اينكه اين كار در هيچ جاي دنيا پذيرفتني نيست] خب پس لابد مي توان با رهبر فرظانه(!) هم چنين كرد. به هر حال اهانت نقدي از ماجراي جعل اسم «خليج فارس» هم دردناك تر است.
 
چنانچه شما هم خواستيد به اين حركت بپيونديد، در اين لينك تصوير جلد و شناسنامه سيدعلي خامنه اي را برداريد، پرينت كنيد و در مقابل دوربين [با رعايت مسائل امنيتي] آن را باطل كنيد و عكس يا فيلم آن را در فيس بوك منتشر كنيد. و اگر نخواستيد، يادتان باشد كه اين گستاخي ها به همان جايي مي رسد كه درباره «نام خليج فارس» رسيد. اهانت به «مليت» از آن هم بالاتر است كه نام خليج فارس را جعل كنند. پس باقي بر عهده خود شما. فيلم همه چيز را به شما نشان مي دهد.
لينك تصاوير شناسنامه رهبر فرظانه(!)
مطلب تازه وبلاگ:  قلاده پوشان! خدا هم از آفرينش انسان پشيمان شده است