عكس: عروسي در تحرير؛ انقلاب مصر، انقلاب «زندگي» است نه «مرگ»!
پوشش تحليلي وقايع انقلاب مصر!(اين متن تحليلي، به روز رساني مي شود.)
مصر و تونس «هديه خدا» به جمهوري اسلامي هستند!
شب گذشته در برنامه تلويزيوني «ويژه انقلاب» از شبكه 4 صدا و سيما، حجت الاسلام قائم مقامي درباره يك «عطيه الهي به جمهوري اسلامي» با صراحت گفت:«خدا به عوض صبوري و دعاهاي محرم و صفر ما، يكباره اين هديه ها را به سمت ما فرستاد و گفت بياييد! اين هم چهار پنج تا كشور يكجا مال شما!» وي با اشاره به وقايع مصر و تونس گفت:«خدا اينها را به ما يعني به نظام مقدس جمهوري اسلامي هديه داد و گفت اين ثمره صبر سي ساله شما براي مبارزه با استكبار است!»
اي كاش سخنان حجت الاسلام قائم مقامي و ساير مقامات حكومتي ايران، در رسانه هاي جهاني بيشتر منعكس و منتشر شود تا به گوش مردم مصر و تونس برسد كه چه دندانهايي براي سرنوشت آنان تيز مي شوند. بايد تلاش كنيم تمام مواضع مداخله جويانه، فرصت طلبانه و منافقانه حكومت ايران درباره تحولات مصر و تونس را در رسانه ها بازگو كنيم. چنانچه سخنان آقاي خامنه اي، به حد كفايت عصبانيت و انزجار مردم مصر را برانگيخت. «مصادره» انقلابي كه با صداي بلند مي گويد «اسلامي» نيست، فقط از يك حكومت بر مي آيد. جالب اينكه امروز يكشنبه در ميدان تحرير، يك عروسي برگزار شد و فضاي ميدان و موسيقي و نشاط مردم، بر اساس گزارشهاي خبري چيزي شبيه يك فستيوال موسيقي است. همچنين امروز مردم فضايي باز كردند تا مصريهاي قبطي (مسيحي) به عبادت هفتگي خود در ميان ساير معترضان هموطنشان بپردازند و همه مردم شعار «وحدت مصر» سر مي دادند؛ پيام منفي ديگري براي حكومت ايران، كه در كمين در آغوش گرفتن آن عطيه هاي الهي نشسته است!
راستي آزمايي حكومت! مجوز تظاهرات حمايتي بدهيد.
تقاضاي آقايان موسوي و كروبي براي برگزاري يك تظاهرات مردمي (نه حكومتي) براي حمايت از انقلاب مصر و تونس، يكي از بهترين فرصتهاي مردم معترض به استبداد جهت حضور در خيابانهاست. آقاي خامنه اي كه انقلاب مصر و تونس را امتداد انقلاب اسلامي 57 مي داند، قاعدتا" نبايد با حمايت مردم از اين انقلاب ها نگران باشد. زيرا در اين تظاهرات قرار است مردم بر عليه استبداد و ديكتاتوري شعار بدهند كه به قول آقاي خامنه اي، دامان ملتهاي مصر و تونس را گرفته است و در ايران اسلامي خبري از ديكتاتوري و استبداد نيست. پس سر دادن شعارهاي مرگ بر ديكتاتور يا مرگ بر استبداد نبايد موجب نگراني حكومت مشروع(!) ايران شود. مگر اينكه حكومت، خود را مخاطب اين شعارها تلقي كند!
اما اگر وزارت كشور به اين راهپيمايي مجوز ندهد و يا آن را ممنوع و سركوب كنند، «جهان اسلام» نسبت به نفاق و فرصت طلبي آيت الله خامنه اي در خطبه هاي نماز جمعه اش «يقين» پيدا مي كند. اكنون به قول روزنامه كيهان كه معمولا" از اين تعابير براي منتقدان رژيم استفاده مي كند «حكومت بر روي ارّه نشسته است!» آنها اگر مجوز ندهند و اين تظاهرات را امنيتي و سركوب كنند، مردم مسلمان دنيا يقين پيدا مي كنند خطبه هاي آقاي خامنه اي «منافقانه» و براي ماهي گرفتن از آب گل آلود مصر و تونس بوده است. وظيفه ما اطلاع رساني داخلي و جهاني براي اين تظاهرات است: 25 بهمن، ساعت سه بعد از ظهر، از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي.
تودهني مصر به ديكتاتوري فقيه!
در اين چند روز، حكومت آقاي خامنه اي بدون آنكه بخواهد بزرگترين «خدمت» را به روند آزاديخواهي و حكومت مردمي در مصر انجام داد! بر خلاف نظر حكومت ايران كه اين روزها بسيار براي «مصادره انقلاب مصر» تلاش كرده، مردم مصر هوشيارتر شده اند تا دچار يك حاكميت مذهبي در مصر نشوند.
از آغاز اين هفته كه وزارت خارجه ايران لب به سخن گشود، «وقاحت حكومت ايران» شروع كرد به خودنمايي! ابتدا وزارت خارجه گفت:«حكومت مصر بايد صداي مردم مصر را بشنود!» كاري گگكه حكومت ايران با آن بيگانه است. سپس آيت الله مكارم شيرازي به دانشگاه ديني الازهر مصر توصيه كرد:«يك رهبر واحد داشته باشند و به جنبش جوانان بپيوندند!» كاري كه نه او و نه بسياري از مراجع حكومتي، در جنبش سبز نكردند. بعد از آن علي لاريجاني در اظهارنظري شاهكار به دولت مصر هشدار داد:«سركوب جوانان و قطع كردن اينترنت، دردي از شما دوا نمي كند!» وقاحت هنوز ادامه دارد. امروز در آخرين اين پرده، آيت الله خامنه اي در نماز جمعه خطبه عربي خطاب به ملت مصر خواند و حركت آنها را به «تكرار انقلاب اسلامي» نسبت داد! هنوز دقايقي نگذشته بود كه اخوان المسلمين بر روي سايت اينترنتي خود، جواب دندان شكني به رهبر مذهبي ايران داد:«انقلاب مردم مصر، انقلاب اسلامي نيست!»
مردم مصر اين روزها هوشيارتر از قبل به اين اظهارنظرها توجه مي كنند. به نظرم بايد اميدوار باشيم، پرده ديگري از اين وقاحت در سخنراني محمود احمدي نژاد متجلّي شود.هرچند تا همين جا هرگونه شانسي براي تشكيل يك دولت اسلامي و مذهبي در دوران بعد از مبارك در مصر و همچنين در تونس «منتفي» است، به نظر نمي رسد آنها مايل به تبديل ديكتاتوري از «مبارك به فقيه» باشند! اما خوب است پرده هاي تازه اين «وقاحت» را با دقت بيشتري در اخبار اين روزها ببينيم.
جام جهاني آزاديخواهي: امروز «مصر»!
اگرچه دستهاي ما از آتش مصر كمي دور است، اما به خصوص ايراني ها اين جنس از آتش و گرمايش را به خوبي مي شناسند. گرمايي كه هنوز در زير پوست جامعه معترض ايرانيان هم وجود دارد و شايد به زودي تبديل به آتشي شود كه از دل خاكسترها بر خواهد خواست. همان طور كه در مصر بعد از سالها، اين آتش اعتراضات از زير خاكسترهاي آرام زبانه كشيد و دامن حكومت سي ساله «حسني مبارك» را گرفت.
ماجراهاي اين روزهاي كشورهاي عربي مثل تونس و يمن و حالا آنچه در ميدان تحرير قاهره مي گذرد، به چيزي شبيه صحنه بازيهاي جام جهاني فوتبال مي ماند. من اسمش را گذاشته ام «جام جهاني آزاديخواهي»! تلاشي كه در اين يكي دوساله، بسياري از ملتهاي جهان براي رسيدن به آزادي و دموكراسي انجام مي دهند. از برمه و افغانستان و ايران بگيريد تا تونس و سومالي و مصر و اردن و يمن! و بسياري از ملتهاي جهان، درست مانند بازيهاي جام جهاني، چشم به تلويزيونها و رسانه ها دوخته اند تا ببينند عاقبت تلاشهاي پيگير مردم تونس و مصر و .. چه مي شود؟ آيا بازي «بقا» را حكومت مصر مي برد؟ و يا مردم و معترضان به خواسته هاي خود مي رسند؟ از حدود دو ماه قبل، اين جام جهاني آزاديخواهي از زمين «تونس» آغاز شد و البته هنوز هم با آنكه «بن علي» رئيس جمهوري تونس از زمين بازي فرار كرده، اما تظاهرات تونسي ها همچنان جريان دارد. سال قبل هم بازي خونيني در زمين «ايران» در جريان بود و البته هنوز هم زير پوست جامعه ايرانيان جريان دارد و كشاكش ميان جنبش اعتراضي و حكومت مستبد ادامه دارد و هنوز تلاش ايرانيان براي رسيدن به دموكراسي پايان نيافته است. در اين يادداشت كه در روز، به فراخور اتفاقات منطقه «به روز رساني» مي شود، سعي مي كنم آخرين خبرهاي مصر و خاورميانه را از زاويه اين جام جهاني آزاديخواهي بررسي كنم.
روزچهارشنبه حزب حاكم و طرفداران «حسني مبارك» رئيس جمهوري 82 ساله مصر مهره تازه اي وارد صفحه بازي كردند. «مهره»اي آشنا براي ما ايرانيان: «لباس شخصي ها»! رژيم مبارك براي پايان دادن به تظاهرات ده روزه معترضان، با لباس شخصي و شتر و اسب به ميدان تحرير هجوم بردند و بسياري از معترضان را با سنگ و چوب و قمه و حتي كوكتل مولوتف مورد حمله قرار دادند. برخي معترضان، از جيب چندين نفر از اين افراد لباس شخصي، كارت عضويت در پليس مخفي صر را بيرون آورده اند! به هرحال آقاي «مبارك» نتوانست از اين هجوم نيروهاي لباس شخصي طرفدار حكومتش بهره اي ببرد. زيرا «جهان» وقايع ميدان تحرير را تماشا مي كند و باورش سخت بود كه اينها «مردم عادي» باشند.
مبارك نمي خواهد «شاه» باشد!
آتشي كه اين روزها دامن حكومت مصر را گرفته، به يكباره ايجاد نشده است. درست است كه چشم و گوش جهانيان در اين روزها متوجه قيام مردم مصر شده، ولي اين آتش از زير همان خاكستر ناآرامي هايي برخاسته كه سالهاست در جامعه مصر وجود داشت و حالا به يكباره زبانه كشيد و به يك قيام و نارضايتي عمومي تبديل شد. با اين حال، رفتار اين روزهاي آقاي مبارك شبيه شطرنج بازي به نظر مي رسد كه با اقتدار و كمي بدجنسي در حال بازي با مهره هاي خود است. او خيلي زود مهره «پليس» را از صفحه بيرون كشيد و «ارتش» را بيطرفانه وارد ميدان كرد تا چند روزي مردم بتوانند خشم فروخورده خود را فرياد بزنند و شايد عقده هاي فروبسته آنها خالي شود. اما خشم بيش از اينها بود و ناگهان مهره جديد «لباس شخصي» ها از صبح چهارشنبه به طرفداري از مبارك وارد ميدان شدند. رئيس جمهوري كه خيلي ها مي گويند «برو» ديروز جمعيتي از موافقان خود و به تعبيري لباس شخصي ها را وارد معركه كرده تا در صفحه شطرنج سياسي، «شبه مردم» را در مقابل «مردم» قرار دهد. ترفندي كه شكست خورد و امروز «عمرسليمان» معاون رئيس جمهوري از آن اعلام برائت كرد.
نارضايتي ها از خودكامگي حسني مبارك از سالها قبل در مصر وجود داشت ولي او با كمك نيروهاي امنيتي قوي و روشهاي سركوب ، ديكتاتوري خود را تا سي سال ادامه داد. اين درست است كه جامعه مصر و ديكتاتوري مبارك، شباهت هاي چنداني با جامعه و نظام حاكم بر ايران ندارند ولي در كليت بي شباهت هم نيستند. سالهاست مخالفان دولت مبارك تلاش داشتند وي را به انجام «اصلاحات» مجبور كنند و دست كم خيال رياست جمهوري «مادام العمر» و موروثي را از سر او بيرون نمايند. اما وي چنان كه به جيمز گاردنر خبرنگاربي.بي.سي گفته اعتقاد دارد: در اختيار داشتن قدرت در مصر را «حق مادرزادي» اوست! اكنون جامعه مصر از «اصلاحات» صرفنظر و عبور كرده و با حرارت به «تغييرات اساسي» اميد بسته است. ممكن است اين خيزش عمومي، مبارك را وادار كند مصر را ترك كند. اما او نمي خواهد به سرنوشت شاه سابق ايران دچار شود. او مزار شاه سابق ايران را در نزديكي خود درمسجد الرفاعي (آرامگاه سلطنتي) قاهره مي بيند و به ياد دارد وقتي محمدرضاپهلوي از ايران انقلابي گريخت، با چه دشواريهايي روبرو شد و عاقبت به مصر پناه برد و آنجا در خاك قاهره آرام گرفت. حسني مبارك گفته است:«ترجيح مي دهم در كشورم بميرم تا از اينجا بروم» او نمي خواهد «شاه» باشد. او دست كم همه تلاشش را خواهد كرد تا به عاقبت شاه ايران دچار نشود. اما آيا حسني مبارك مي تواند مانع از سيل اعتراضي مردم مصر شود؟





