۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

سال "نه" به ديكتاتوري ديني

سال 88؛ سال نه به ديكتاتوري ديني بود!

توضيح: آنچه مي خوانيد متن گفتگويم با صداي آمريكاي جمعه شب 28 اسفندماه 88 است؛ در شب سال نو خورشيدي. فيلم آن را در زير مي توانيد ببينيد.

سال 88، سال نه بزرگ مردم به ديكتاتوري ديني بود. سال 88 سونامي بزرگي در ساختار جمهوري اسلامي در گرفت و سقف گنبد ديكتاتوري، ترك بزرگي برداشت. اين سقف خوشبختانه در حال فروريختن است و ما در آستانه اين ريزش تاريخي ايستاده ايم. در اين ترديد نكنيد. بسياري از مسائل، تحت تاثيرات بزرگ سونامي انتخاباتي 88 قرار گرفت. يك انتخابات بسته، تبديل به بازي مرگ و زندگي حكومتي شد كه تصميم گرفت با تقلب و فريبكاري آشكار بر قدرت باقي بماند، اما حوادث تلخ بعدي نشان داد باند حاكم از هيچ جنايتي براي بقاي قدرت خويش رويگردان نيست. حكومت ناگزير شد به شكل واضحتري نشان دهد براي بقاي خود، از جنايت در خيابانها، شكنجه و تجاوز به جوانان مردم و صدها نمونه وحشي گري ديگر رويگردان نيست. بزرگترين اتفاق اين سال، پايان هيمنه و ابهت حكومت فرقه اي ولي فقيه در ايران بود. سال 88 با دهها عتاب و خطاب آقاي خامنه اي همراه بود. در آغاز سال در سخنراني نوروزي در مشهد به مردم دستور داد و گفت به كسي با مشخصات احمدي نژاد رأي دهند. اما مردم به احمدي نژاد رأي ندادند و به رهبري نه گفتند. او انتخابات را تمام شده خواند، اما مردم اعتراضها را تمام نكردند و به آن شدت بخشيدند. در پايان سال رهبري گفت مراسم چهارشنبه سوري خرافاتي و غيرشرعي است، مردم بيشتر و باشكوه تر برگزارش كردند. سراسر سال، مردم به آقاي خامنه اي نه گفتند و براي اولين بار، رهبر معترضان، مهندس موسوي پيام نوروزي خود را قبل از رهبري صادر كرد. امسال سال نه بزرگ و رسا و واضح يك ملت به حكومت ولايت فقيه بود. سال پايان ابهت نظام اسلامي بود كه بر روي مردم تيغ كشيد و بارها و بارها نه شنيد.


در آستانه سالي تازه

مژده بزرگ اينكه، ملت ايران رويش سبز خويش را از سر گرفته و عزم كرده سياهي را از چهره اش بشويد.

سال قبل در روزي مثل امروز، سهراب و ندا و ترانه و امير و كيانوش ها لباس و هفت سين عيد و شوق نوروز داشتند و چه خيال مي كردند سالي نمي گذرد كه براي آزاديخواهي در خاك خفتگان اند؟ آنها اينك در ميان ما نيستند و به تلاشهاي ما براي آزاديخواهي چشم دوخته اند. روانشان شاد باد كه مي دانند ما در آستانه سحر ايستاده ايم، در سياه ترين لحظه شب، جايي كه خورشيد، بي تاب زايش نور است و آسمان بي قرار سپيده زدن است.

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

بهاريه، سال نو سال جراحي بزرگ است.

1389؛ سال جراحي دين از حكومت!

در ايران معاصر، تمام مشكلات از زماني آغاز شد كه سيد حسن مدرس شعار نامتجانس "ديانت ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ما!" را سر داد و براي صد سال مانع بزرگ دموكراسي خواهي در اين كشور استبداد زده شد. سال 88 كه آيت الله جنتي آن را "فتح الفتوح" ناميده، براي حفظ قدرت نامشروع حكومت ولايتي، با اسم رمز ديني "فتح المبين!" به پسران و دختران ما در زندانها تجاوز كردند تا حكومت اسلامي را حفظ كنند و سياست شان عين ديانت شان باشد؛ آلوده و بيمار و متجاوز. و حالا يكي از فاسدترين آيت الله هاي معاصر، اين قبيل اقدامات را "فتح الفتوح" مي نامد!

مهندس ميرحسين موسوي به درستي سال 89 را "سال صبر و استقامت" نام نهاده است. استقامت براي رسيدن به مطالبات معوقه يك ملت دربند، كه سالي سرشار از ستم را پشت سر مي گذارد. چه كسي شك دارد كه اكنون بزرگترين مطالبه ما كه سالهاست ضرورتش را با چشم ديده ايم و با پوست و استخوان لمس كرده ايم، جدا كردن دين از حكومت است؟ بي ترديد اين مبنايي ترين خواسته مردم ماست.

سال جديد، ما بر اين بزرگترين مطالبه خود استقامت مي كنيم و پاي خواهيم فشرد و دين را براي سلوك شخصي خود با خدايمان، در نهاد قلبمان مي خواهيم نه در نهاد دولت و حكومت. دين نمي تواند يك دولت ضعيف را در كشورداري ياري دهد، اما مي تواند توجيه گر ضعفهايش باشد!و چنين هم بوده است. ديني هم كه توجيه گر ضعفهاي حكومت شد، جيره خوار آن حكومت مي شود و ديني كه جيره خوار باشد، راهي به قلبها ندارد. مفلوك و ذليل است و جيره خوار. مراجع تقليد چنين ديني، مفلوك و جيره خوارند حتي اگر تاجر شكر و چاي باشند و يا بازرگان نفت و گاز. پيروان چنين ديني هم بدبخت و مفلوك اند؛ آنها هم يا قمه به دست مي گيرند و برادران و خواهران خود را به نام اسلام مي كشند و يا نيازها و احتياجاتشان را در نامه هايي مي نويسند و در چاه مي اندازند تا فرجي شود. دين اگر قوي باشد، نيازي به اتصال به دولت و جيره خواري ندارد. اما دولت اگر ضعيف باشد، چه بهانه اي بهتر از اين خواهد داشت كه خدا را مقصر همه ناكامي هايش معرفي كند؟ دولتي كه بر چنين ديني تكيه دارد، از دين فقط "ستر عورت" و عيب پوشي و توجيه طلب مي كند و بدون پاسخگويي به خواسته هاي مردمش، در لبنان و فلسطين و عراق آتش مي افروزد و با بيگانگاني مثل هوگوچاوز و چين و روسيه برادرخوانده مي شود تا به خيال خود، اسلام را گسترش دهد. حال آنكه دين از دلهاي محنت زده مردم كشورش، رخت بر بسته و فقر بر جايش نشسته است.

هدف نهايي خود را در سال آينده، "جراحي دو نهاد دين و دولت" قرار خواهيم داد. ديني كه براي بقاي قدرت يك حكومت، حكم ترور و قتل و شكنجه و تجاوز مي دهد، دين نيست و اگر نمي خواهد بيش از اين آلوده شود، بهتر است به جايي برود كه سيم اتصال با خداوند نيازمند پول دولت و رانت شكر و تجارت نفت نيست؛ بلكه در قلب هاي پاك مردم، آماده وصل به خداست. آن وقت هر دولتي كه انتخاب مي شود، بايد بدون هيچ بهانه اي به رفع احتياجات مردم مشغول شود. اگر توانست بماند و اگر نتوانست با عذرخواهي برود. امسال را سال جراحي "بهانه دين"، از اندام ناتوان و بيمار حكومت ولايتي نام خواهيم نهاد. يقين دارم با جداسازي دين، ساير اندام ناقص اين حكومت ولايتي و استبداد ديني نيز اين عمل جراحي را تحمل نخواهد كرد و ما مرگ ديكتاتوري ديني را با چشمان خود خواهيم ديد. در سال جراحي دين از حكومت؛ سال 1389. و اين البته بسته به همت و تلاش همه ما ايرانيان دارد. ترديد نكنيد اگر تلاش كافي نكنيم، قرباني خود ما خواهيم بود و يك ملت زير فشار پيوند نامتجانس و اتحاد شوم "حكومت ديني و دين حكومتي" از پاي در مي آيند. انتخاب اين بازي مرگ و زندگي با خود ماست.

حلول اين سال بر شما و بر همه كوشندگان اين راه پر اميد و بر همه دوستداران آزادي و عدالت مبارك باد.