۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

پيروزي نور بر سياهي؛ چهارشنبه سوري!

چهارشنبه سوري، جشن پيروزي نور است!

دشمنان نور، از وحشت چراغهايي كه به سنت نياكان خود خواهيم افروخت، به زاري افتاده اند. هذيان مي گويند و براي ملتي كه با چراغ افروختن، به نبرد با تاريكي خواهند رفت، خط و نشان مي كشند. آنها ابزاري جز تحقير ما ندارند و سنت هاي نيكوي ما را به خرافه و حماقت تعبير كرده اند. اما ما با اين سنت ايراني و نه آنگونه كه حاكمان مي گويند سند حماقت خود (جشن چهارشنبه سوري) بر حماقت تاريخي خود (استبداد ديني) غلبه مي كنيم و با چراغ، به جنگ سياهي و تاريكي مي رويم. سربازان سياهي خواهند ديد اين "نور" بر "سياهي" غلبه خواهد كرد.

اي آتش! سبزي تو از من. سبزي پرچم ايران و خاك ايران از من. سبزي ايمان سبزم از ما. سبزي اراده راسخم از من. نور از تو باد! اي آدمهاي زرد! اي آدمهاي بي خيال! زردي شما از بي خيالي است. از بي تفاوتي است. بر آن غلبه كنيم و به عرصه بياييم. بايد تمام سنت هاي ايراني را كه سالهاست از ما ربوده اند، پس بگيريم. كشوري را از ما دزديده اند، بايد پس بگيريم. با چراغ به جنگ تاريكي خواهيم رفت و نور مي افروزيم. نور...

دروغ در نظام اسلامي!

در گفتگويي كه جمعه 21 اسفند با برنامه خبرها و نظرهاي صداي آمريكا داشتم، به بهانه ادعاي جديد احمدي نژاد كه يازده سپتامبر را يك دروغ بزرگ لقب داده بود، به مقوله دروغ در نظام اسلامي پرداختم و در ادامه به مناسبت آزادي مصطفي تاج زاده، به خصوصيات مردان ميدان سياست اشاره اي گذرا كردم. متن اين گفتگو را در زير مي آورم و دوستاني هم كه اينترنت مناسبي دارند مي توانند ويدئوي آن را در زير ببينند.

امروز جمعه ؛ آيت الله امامي كاشاني امام جمعه تهران گفت اگر نظام اسلامي عيبي دارد، آن را نگوييد و عورت اسلام را بپوشانيد و برملا نكنيد! به اصطلاح فقهي، بيضه اسلام را بپوشانيد!

كوچكترين عيب نظام اسلامي؛ دروغگويي آشكار است و دروغ هميشه محكوم به رسوايي است. دروغگويي هم در همه اديان و مذاهب، زشت ترين كار است. آقايان بگويند جز دروغگويي، نظام اسلامي چه حسني دارد؟ از احمدي نژاد انتظاري جز دروغ و پشت هم اندازي نداريم. او بدون خصلت دروغگويي، مهره مناسبي براي كودتاي رهبري و سپاه نبود و هنرش دروغگويي در كمال وقاحت است. صاف به چشمان ملت خيره شود و دروغ بگويد و اساس دولت احمدي نژاد بر مبناي دروغ استوار شده است و از او انتظاري نيست.

انتظار از كسي است كه خود را نماينده خدا مي داند، خود را علي زمان و اخيرا" نوح پيامبر مي داند و مي خواهد مردم را سوار كشتي نجات خود كند. آيا به فرموده مولا علي: دروغ بدترين زشتي دنيا نيست؟ در اين سالها رهبر نظام و مراجع ديني وابسته به حكومت، بر سر دين و ايمان مردم چه آورده اند؟ آيا بخصوص در امسال، بدترين دروغها را به مردم نگفتند؟ هالوكاست دروغ است. 11 سپتامبر دروغ است! اما آيا كهريزك هم دروغ است. 114 كشته انتخاباتي در ام القراي اسلام هم دروغ است؟ 24 نفر مورد تجاوز قرار گرفته، دهها هزار زنداني سياسي , شهروند معترض، اينها دروغ است؟ آيا شكنجه ها دروغ است؟ آقاي خامنه اي گفته: "نظام اسلامی مبتنی بر نقشه خداوند است برای جامعه." آيا خداوند نقشه داشت جامعه ما را دچار چنين حكومت فريبكار و دولت دروغيني كند؟ يا اين حاصل سوء تدبير عده اي حاكم دروغگو و خائن است؟ آيا خدا نقشه داشت ما را گرفتار تورم بالاي 40 درصدي كند؟ فقر بالاي 80 درصدي؟ فحشاي بالاي 12 درصدي؟ بيكاري بالاي 40 درصدي؟ آيا نظامي كه مبتني بر دروغ و ريا و فريب است، حق دارد دنيا را به دروغگويي متهم كند؟ من فكر نمي كنم. وقتي اين دروغهاي بزرگ را مي شنويم، با خود مي انديشيم آيا آخرالزمان فرارسيده؟ به نظرم آري. آخرالزمان حكومت دروغگويان فرارسيده و اين فقط كمي همت ما ايرانيان را طلب مي كند و بس.

درباره آزادي مصطفي تاج زاده:

هيمنه و ابهت حكومت اسلامي شكسته شده. اين روزها زندانيان با نشان دادن علامت پيروزي از اوين بيرون مي آيند. تاج زاده با لبخندهايش بهترين نمونه براي شكسته شدن ابهت دروغين زندانهاي نظام است.اين يعني خداحافظي يك ملت از ترس و شكنجه و زندان.

تبريك به خاطر آزادي تاج زاده و بخاطر آزادگيش. تبريك به ملت ايران بخاطر داشتن چنين مردان سياسي. مردي كه نه ماه نه شكست، نه اعتراف كذايي كرد و نه كم آورد و ابهت نظام را تحقير كرد. اين لازمه كار سياسي در كشور ماست كه مردانش، مرد ميدان خوشي و ناخوشي هاي سياست بطور همزمان باشند و در دوران سختي كم نياورند. از همسر مقاوم مصطفي تاج زاده، خانم محتشمي پور هم بايد قدرداني كرد. شيرزني كه عشق به همسرش را از لاي ميله هاي زندان عبور داد تا شوهرش به لطف جادوي عشق نشكند. بهترين نمونه نافرماني مدني را تاج زاده و همسرش به ما نشان دادند. يعني تحقير مسالمت آميز حكومتي كه ما را با خشونت تحقير مي كند.

بر اين عزيزان درود، ولي فراموش نكنيم هنوز صدها زنداني مظلوم ديگر در زندانند. تا آزادي همه آنها، ما نبايد از تلاش دست برداريم.

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

كلكسيون سازي اينترنتي، "جانوران كشتي نظام"!


در كشتي نوح نظام، كدام جانوران را سوار بايد كرد؟

نظر شما چيست؟

آقاي خامنه اي نظام اسلامي را به كشتي نوح تشبيه كرده كه قرار است "كشتي نجات" باشد. خداوند به نوح پيامبر فرمود علاوه بر پيروانش، جفت جفت از جانوران مختلف را در كشتي سوار كند و از مهلكه جان بدر ببرد. آيا آقاي خامنه اي كه يك زمان خود را علي زمان مي پندارد و گاهي خود را "خدا" مي داند، امرزه قرار است در نقش "نوح پيامبر!" ناخداي كشتي نجات ظاهر شود؟ آيا اين "نوح زمان" مي داند در سرزمين موعودش، به چه جانوراني نياز خواهد داشت تا نسل شان براي ادامه بديها و فسادها به طور كامل منقرض نشود؟ بياييد به آقاي خامنه اي كمك كنيم از ميان جانوراني كه در هيأت حاكمه اش هستند، كساني را سوار كند كه بشريت براي بقاي همه تجربيات دوران استبدادي و تمام زشتي ها و بديهاي اين سالها به حضور همه آنان در كلكسيون مذكور نيازمند است. جانوران فاسدي مثل احمدي نژاد، محمدي گلپايگاني، مشائي، شريعتمداري، كلهر، رحيمي و.... نظر شما چيست؟ به اين نوح زمان(!) كمك كنيد و نام جانورانش را به او يادآوري نماييد تا كلكسيون كشتي نجاتش را تكميل كند. طوفان بزرگي در راه است و اين بار از قضا، مسافران كشتي نجات(!) در اين طوفان غرق خواهند شد و درياي آرام بر ملت ستمديده ايران، موجي از نوازش خواهد باريد. مسافران اين كشتي محكوم به فنا هستند زيرا ناخداي كشتي، ناخداي متوهّم و متفرعن و ناشي و مستبدي است به نام سيد علي خامنه اي!

كشتي نوح و ناخداي متوهّم!

هرچه مي گذرد باور رهبري نظام اسلامي به اينكه طوفاني سهمگين از خشم ملت در راه است، بيشتر مي شود. آقاي خامنه اي در سخناني كه اهميتش در لابلاي اخبار از دست رفت، نظام اسلامي را "كشتي نجات" و خود را در مقام "نوح پيامبر" فرض كرد كه "نقشه راه الهي" را به طور دقيق مي داند و همه كساني را كه از اين كشتي پياده شوند، محكوم به نابودي و فنا دانست. آقاي خامنه اي در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري گفت: "افرادي كه حاضر نيستند قانون و راي اكثريت را قبول كنند و نقطه قوتي همچون انتخابات افتخارآفرين چهل ميليوني را تبديل به نقطه ضعف مي‌كنند، عملا خود را از اين كشتي نجات خارج مي‌كنند و صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست مي‌دهند كه از دست داده‌اند".

بر اساس سخنان آقاي خامنه اي مي توان نتيجه گرفت كه او هم دريافته كه طوفاني سهمگين از خشم و غضب مردمي وزيدن گرفته و سيلابي ويرانگر در راه است. او هم فهميده كه نظام اسلامي كه زماني ادعاي ام القرائي جهان اسلام را داشت، اكنون به درجه اي از انزوا و زوال و سستي رسيده كه اهالي آن، حتي در يك كشتي هم جاي نمي گيرند! او نيز دريافته كه حتي با تهديد و ارعاب و وحشت افكني هم، نمي تواند مسافران را بر عرشه اين كشتي خيالي نگهدارد ولي همچنان تلاش دارد مانند يك دن كيشوت، شمشيرش را به سوي بادهاي مخالف بگيرد و با دشمنان اوهام و ذهنياتش بجنگد.

راستي هراس آقاي خامنه اي از بريدن مردم از اين كشتي از كجا ناشي مي شود؟ چرا او نيز توانسته اين واقعيت را بفهمد كه ديگر دوران پادشاهي اش بر اين سرزمين به آخر رسيده و ناچار است جفت جفت از جانوراني را سوار بر كشتي خيالي اش بكند و آنها را همچون يك ناخداي پيامبر از مهلكه اي بزرگ نجات دهد؟ چرا نظام اسلامي كه يك زماني از ديدگاه مقام رهبري "ساحل آرامش" بود، اكنون به يك "كشتي نجات" كوچك تغيير ماهيت داده است؟ آيا اينها نشانه زوال و پايان اين نظام نيست؟ آيا اين كشتي سوراخ و مستعمل، مي تواند حتي طرفداران خود را سوار كند؟ آنقدر جا دارد؟ آيا اين ناخداي متفرعن و شكست خورده، قادر است جانوران اين ام القراي خيالي را از طوفان سهمگيني كه در راه است نجات دهد؟ واقعا" بعيد است بتواند. چنانگه خود آقاي خامنه اي هم به درستي پيش بيني كرده، آن طوفان سهمگين در راه است ولي ناخداي متوهم، هنوز قدرت آن را برآورد نكرده است.

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

1389 سال"پايان ديكتاتوري ديني"!

1389 سال پايان ديكتاتوري ديني!

آقای کلهُر! معناي انگليسي "كلهُر" و "فاكر" چيست؟

مصاحبه "مهدی کلهر" مشاور رسانه ای احمدی نژاد، گواه تازه ای است از میزان درک ناقص و شناخت بیمارگونه تیم دولت کودتایی از جامعه انسانی ما، از جنبش سبز و از اعتراضات مردم ایران . مهدی کلهر ظاهرا" قرار است يك مشاور و مشورت دهنده به رئیس دولت باشد، اما خود او به يك مشورت ضروري روانپزشكي نيازمندتر است. يك مشاور قاعدتا" باید بهترین و منطقی ترین تحلیل ها را در اختیار رئیس دولت بگذارد تا او در تصمیم گیری های کلان کشورداری، بر آنها اتکاء کند و بر پایه آن تحلیل ها کشور را اداره کند. اما آيا با وجود چنان رئيس دولتي كه دور سر خود "هاله نور" تصور مي كند و با وجود چنين مشاوراني كه هر كدام يك بيماري حاد روحي دارند، اساسا" كشور مي تواند اداره شود؟

گاهی از خود می پرسیم "چرا این کشور اصلا" اداره نمی شود؟ و چرا چرخهای این کشور نمی چرخد؟" در اين وقتها باید یادمان باشد که از احمدی نژاد و مشاوران و یارانش بهتر از این نتیجه ای بدست نخواهد آمد. اگر نخواهيم بگوییم آنها تعمدا" و با برنامه ریزی در صدد تخریب کشورند، باید نتیجه بگیریم که آنها در خوش بینانه ترین حالت، به دلیل مشکلات حاد روحی و روانی چنین می کنند و حقیقتا" نیازمند درمان روانپزشکی اضطراری هستند.

احمدي نژاد، مشائي، رحيمي، كردان، كلهر، بذرپاش، چمران،... كداميك از اينها از نظر روحي آدمهاي نرمالي محسوب مي شوند؟ آيا مردي كه مردم يك كشور را به خريد گوجه فرنگي ارزانتر از مغازه سر كوچه خودش دعوت مي كند، رئيس دولت نرمالي است؟ آيا كسي كه توان اداره يك نانوايي را ندارد ولي ادعاي مديريت جهاني مي كند، روح سالمي دارد؟ نمي خواهم فهرست علائم روان پريشي احمدي نژاد و يارانش را پشت هم كنم. مردم در اين انتخابات با حضور ميليوني خود به اين "رئيس جمهور اشتباهي"، يك "نه بزرگ" گفتند اما رأي شان دزديده شد و هنوز در حال وصول آن مطالبه و مطالبات معوقه سي ساله خود هستند.

اما نگاهي به همين مصاحبه آقاي كلهر، كافي است ببينيم با چه تيم بيماري مواجهيم. و اين واقعيت را باور كنيم كه كشورمان توسط يك تيم ديوانگان ربوده شده است.

مهدي كلهر در مصاحبه اخير خود، سخنان جالب توجهي گفته كه شايد براي بررسي روانپزشكي طبيب ايشان بتواند راهگشا باشد. اما اشاره اش به سه نكته را در اين نوشته بررسي مي كنم: اشاره اش به معناي تحت اللفظي اسم "ندا آقا سلطان"، ماجراي عاطفه امام و جنبش سبز.

ابتدا اصل سخنان آقاي كلهر را مرور مي كنيم. آقاي كلهر درباره ندا گفته:

" به معناي اسم ندا آقاسلطان توجه كنيد. ترجمه اسمش به انگليسي مي‌شود "فرياد آقاي شاه" يعني اين مملكت با سابقه 30 سال جمهوري به جايي نرسيد و بايد آقاي رضا پهلوي برگردد!! آنها نمي دانستند كه سلطان در فارسي ديگر اين بار را ندارد. تا قاجاريه اين بار را داشت اما از قاجاريه به بعد كلمه سلطان ديگر اين بار را از دست داد و بيشتر اين لفظ به زنان اتلاق مي شود. ندا آقاسلطان دختر ساده اي بود و نمي دانست بعد از فيلمي كه بازي مي كند و در آن خودش را به مردن مي زند در آمبولانس واقعاً كشته مي‌شود آن هم به دست همين آقاي پزشك؛‌ فراري به انگليس."

آقاي كلهر با اين روش تحليل، چه پاسخي دارد براي ترجمه تحت اللفظي نام خودش و نام ساير شخصيت هاي نظام. مثلا" همين حجت الاسلام "فاكر" كه اخيرا" درگذشت و آيت الله خامنه اي او را مورد ستايش قرار داد؟ نام او "فاكر" در ترجمه تحت اللفظي انگليسي به چه معناست؟ نام خود آقاي كلهر "كال-هور!" در انگليسي جز اين معنا دارد كه "با فاحشه تماس بگير!"؟ گر حكم شود كه پست گيرند، در شهر شما همه بگيرند!

آقاي كلهر به "عاطفه امام" نيز اشاره كرده و گفته:

"مي دانيد چرا اعلام شد به عاطفه امام تجاوز شد و عاطفه امام را كشتند و سوزاندند. چون "عاطفه امام" دختري كه در قلهك منزل داشت، يعني تركيبي از عاطفه و امام. اين واژه ها بدون دليل به كار برده نشدند. آنها روي اين واژه ها كار كرده اند. اينها ابزار جنگ نرم است. گفته بودند قرار است به تو تجاوز شود و سوزانده شوي پس فرار كن و اين دختر چون 6 بار از خانه فرار كرده بود سريع فرار كرد و جان خودش را نجات داد."

عاطفه امام دختر محمد جواد امام، عضو دربند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بود كه براي تحت فشار گذاشتن پدرش، او را ربودند، اذيت (نه تجاوز) كردند و در بياباني رهايش نمودند. او را تحت فشار گذاشتند تا براي ساير اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب پرونده اخلاقي بسازند و آنها را كه زير شكنجه اعتراف نكرده بودند (و هنوز هم نكرده اند) با اين حربه زشت بشكنند. اما عاطفه پاك و معصوم به خانه بازگشت و سكوتي صبورانه كرد تا نوع ديگري از مقاومت در برابر حكومتي ضداخلاقي را نمايان كند. او ماهها زير فشار اطرافيان مقاومت كرد و براي آزادي پدرش، پذيرفت كه همه ادعاهايش دروغ بوده اند. آيا آقاي كلهر به عنوان يك پدر، براي دخترشان "نرگس كلهر" اين ارزش را داشت كه چنين از خودگذشتگي پيامبرانه اي براي او بكند؟ اتفاقا" حالا كه آقاي كلهر بحث را به خانواده ها كشيده، خوب است درباره دلايل فرار دختر خودش از ايران هم سخن بگويد؟ چرا دختر اين مرد متواضع و مهربان( كه از فرط مهر، چشمانش در عكس خبرگزاري مهر باز نمي شوند!) از خانواده و از كشور امام زماني گريخت؟ چرا مادر "نرگس كلهر" كه استاد دانشگاه است، حاضر نيست آقاي كلهر را كه دوسال است كانون خانواده را ترك كرده بپذيرد؟ چرا آقاي كلهر به خانه همسر سابق خود هجوم برده و بر طبق اخبار، آن بانو را زير مشت و لگد گرفته است؟ آيا در دولت مديريت امام زماني، با زنان چنين رفتار مي كنند؟ و آيا درباره دختران معصوم مردم چنان تحليل و شايعه سازي مي كنند؟ روزگاري آقاي احمدي نژاد درباره ظاهر آقاي كلهر و مدل موهايش به خبرنگاران گفته بود:"ظاهر كلهر شبيه ظاهر صحابه رسول الله است!" كجاي رفتار آقاي كلهر شبيه "صحابه رسول الله" است كه احمدي نژاد گفته: "او شبيه ترين فرد به صحابه رسول الله است!"

حقيقتش مي خواستم در آخرين بخش اين نوشته به بررسي سخنان آقاي كلهر درباره جنبش سبز بپردازم. اما ديدم حيف است جنبشي ملي را با نقد سخنان يك بيمار آلوده كنم. بگذاريد ايشان درباره ترجمه تحت اللفظي نام ندا و ماجراي خيالي عاطفه و توجيهات فرار دختر خودش به خارج فكر كند و حرف بزند. جنبش سبز درست است كه درياست و دريا با اين سخنان آلوده نمي شود، اما اهالي "مرداب" را به "دريا" چه كار؟

من ايمان دارم روزي به زودي، كلهر و احمدي نژاد و الهام و مشايي و يارانشان در يك آسايشگاه بيماران روحي به استراحتي درازمدت مشغول خواهند شد. آنجا مي توانند سر فرصت فكر كنند چرا سوداي مديريت جهاني شان، به مردابي متعفن تبديل شده كه از آن فقط باكتري هاي آلوده و سخنان بيمارگونه بيرون مي زند؟ به زودي مردم ما بر اين حاكميت، مهر "باطل شد" خواهند زد و دين و دولت را براي هميشه از هم جدا خواهند كرد. هركجا دولتها به نام دين بر سر كار آمدند، آدمهاي بيماري مثل آقاي كلهر، يكباره شبيه "صحابه پيامبر" شده اند و هاله هاي نور كذايي دور سر سياستمداران كوته فكري مثل احمدي نژاد چرخ زده است و آدمهاي حقيري مثل آقاي خامنه اي، ادعاي خدايي كرده اند.

سال 1389 براي ملت حق طلب ايران، سال پايان ديكتاتوري ديني است و اين مرداب متعفن، به زودي با درياي زلال "خواست مردم" شسته و هضم خواهد شد. ترديد ندارم.