۱۳۹۰ اسفند ۲۷, شنبه

اسمش را بگذار: سال «تحكيم» جمهوري اسلامي! / بابك داد


سالي كه گذشت «سال شكست اقتصادي» بود؛ اين شكست در همان سالي رخ داد كه توسط رهبر به عنوان «سال جهاد اقتصادي» نامگذاري شده بود!
در همين سال بايد رخ مي داد؛ خالي شدن صندوق ارزي كشور در حالي كه بيشترين درآمد نفتي را از بعد از انقلاب داشته و حالا از آن پولهاي انبوه، احمدي نژاد موجودي «صفر» آن را اعلام مي كند! احمدي نژاد بارها قبل از امسال گفته بود كشور براي هفت تا هشت سال ذخيره ارزي دارد، ولي در عين حال تمامي منفذهاي حسابرسي به اين حساب انبوه را مسدود كرده بود. اكنون در آخرين روزهاي سال جهاد اقتصادي، رئيس دولتي كه ركورد فساد اقتصادي و اداري تاريخ را شكسته، به نمايندگان مجلس مي گويد در اين حساب پولي نيست! (متن صحبتهاي احمدي نژاد را در پاورقي اين نوشته بخوانيد) يادمان مي ماند كه در سال جهاد اقتصادي، حساب ذخيره ارزي كشور به «صفر» رسيد و رئيس دولت در جلسه «شوخي با مجلس» خبر آن را اعلام كرد.
در همين سال بايد رخ مي داد، «بي توجهي» رئيس دولتي كه با حمايت رهبر بر سر كار آمد، به مجلسي كه باز هم رهبري بر سر كار آورده به «قانون»! بي توجهي به رعايت همان حداقل هاي موازين قانوني كه يكي از آنها «تقديم لايحه بودجه سال جديد» باشد! يا بي توجهي اجراي مصوبات همين مجلس براي پرداخت بودجه مترو و
در سال 90 همچنين بزرگترين اختلاس بانكي تاريخ به وقوع پيوست و همين ساعاتي قبل جلسه دادگاه رسيدگي به اختلاس سه هزار ميليارد توماني برگزار شد تا آخرين ردپاي فسادهاي بزرگ مالي و اداري بر پيشاني سال «جهاد اقتصادي» ثبت شوند. همچنين در همين سال جهادي اخبار اختلاس سيد مجتبي خامنه اي به بيرون از «بيت رهبري» درز كرد و آن كارنامه مالي رهبري كه به گفته آقاي عطاءالله مهاجراني «حتي يك نقطه خاكستري هم در آن نيست» با اين اخبار اختلاس ها و حمايت رهبر از متهمان آن، پر شد از نقطه هاي سياه!
در سال جهاد اقتصادي بايد به وقوع مي پيوستند تمامي اين رخدادها؛ از خبرهاي ريز و درشت فرار (خاوري) مديرعامل بانك ملي ايران، رسوايي (جهرمي) مديرعامل بانك صادرات ايران و نمايندگان مجلس مثل علاءالدين بروجردي و لاريجاني و پناه گرفتن همه اين متهمان در پناه بيت رهبري كه سال را «سال جهاد اقتصادي» نام گذاشته بود. و در آخرين روزهاي همين سال جهادي تنها متهم نگون بخت اين پرونده كه فردي است «بدون عكس!» به نام مه آفريد اميرخسروي، در انتظار دويست هزار تومان در زندان است تا خرجي داشته باشد. ساعتي قبل يكي از نزديكان آقاي خسروي از دادگاه بيرون آمد و از نماينده دادستان پرسيد:«مه آفريد خسروي از داخل زندان از من 200 هزار تومان براي خرجي اش مي خواهد! آيا برايش بفرستم؟» و خسروي مفلوك امروز، همان كسي است كه مي گويند تمام آن سه هزار ميليارد تومان را او بالا كشيده و دامان جهرمي و بروجردي و لاريجاني و تمام نزديكان رهبري را از اتهام همدستي با او «مبّري» و پاك مي دانند. (خبرگزاري مهر)
غير از اينها اگر مي شد جاي حيرت داشت. اين همه فساد مالي بايد در سال «جهاد اقتصادي» عيان مي شد و از پرده بيرون مي افتاد تا مردمي كه زير بار فقر و تباهي شانه خم كرده اند، با شفافيت ببينند و بدانند كه «رهبر معظم» حتي در نامگذاري سالها هم صادق نيست و چيزي جز شعارهاي فريبنده براي عرضه به سفره هاي خالي مردم ندارد. و علاوه بر اينكه براي اداره كشور هيچ شايستگي و لياقتي ندارد، با دزدان هم كاسه است و كارنامه مالي اش هم مثل كارنامه هاي ديگرش، نقطه هاي سياه و سرخ فراوان دارد.
بهار به خانه بسياري از ايرانيان پاي نخواهد گذاشت. زيرا دوده فقر، تمام در و ديوارهاي خانه را سياه كرده است. سال جهاد اقتصادي بود آخر! و حالا معلوم نيست آقاي خامنه اي، چه فكري براي نامگذاري سال 1391 كرده است؟ اگر نامگذاري هاي او چنين «نتيجه معكوسي» مي دهد، بايد اين روزها مهمترين دغدغه اش اسم گذاري سال جديد باشد. من كه شخصا" دوست دارم سال نو را « سال تحكيم جمهوري اسلامي!» نامگذاري كند. بي ترديد نتيجه معكوس اين نامگذاري، براي يك ملت رنج كشيده، گوارا و دلچسب خواهد بود.
پاورقي:
در خردادماه سال 1388 در حالی که اخبار غیررسمی متعددی از صفر شدن موجودی حساب ذخیره ارزی به دلیل برداشت‌های متعدد دولت از آن منتشر می‌شد، احمدي نژاد  در مصاحبه با خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره صفر شدن موجودی حساب ذخیره ارزی، ضمن رد این ادعا گفت: در مورد حساب ذخيره ارزي آن چيزي كه شما ديديد آن حساب تعهدي است. اگر حساب تعهدي حساب كنيم باز هم «بيشترين رقم موجودي» در اين دولت هست. در حالي كه بعضيها با قبل مقايسه مي‌كنند و حساب نقدي را مقايسه مي‌كنند. اگر «حساب نقدي» را مقايسه كنيم بيشترين رقم موجودي هفت، هشت، ده ساله امروز الحمدالله در حساب موجود است و پشتيبان برنامه‌ريزي‌هاي كشور است!
لينك منبع در سایت ریاست جمهوری:
http://www.president.ir/fa/27306

۱۲ نظر:

بابک داد گفت...

لينك بالاترين:
https://balatarin.com/permlink/2012/3/17/2968834

ناشناس گفت...

سال جهاد اختلاسی بود :)

ناشناس گفت...

عالی بود
لطفا برای نوروز خاطرات زندگی مخفی را نیز به روز کنید
نوروز مبارک

ناشناس گفت...

به گزارش منابع خبری جرس از تهران به دنبال بالاگرفتن مسئله احتمال حمله اسرائیل به ایران، سه هفته قبل سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نماینده ویژه‌ای به سلطان نشین عمان می فرستد تا سلطان قابوس پادرمیانی کرده برخی مشکلات پیش آمده میان تهران و واشیگتن را حل و فصل کند. سلطان قابوس نماینده آقای خامنه ای را با روئی گشاده می پذیرد و بعد از شنیدن پیام نماینده ویژه رهبری برای رفع پاره ای ابهامات خواستار مکالمه تلفنی فوری با آقای خامنه ای می شود. مکالمه مسقط با تهران برقرار می شود، اما پس از دقایقی از بیت رهبری به طرف عمانی خبر داده می شود، به علت فوق محرمانه بودن مسئله و احتمال شنود تلفنی در منطقه توسط عوامل صهیونیسم درخواست می شود وزیر خارج عمان پیام سلطان قابوس را برای رهبر جمهوری اسلامی بطور حضوری در تهران تقدیم کند. یوسف بن علوی وزیر خارجه عمان بلافاصله در نخستین ساعات اسفند ۹۰ از مسقط عازم تهران می شود و توسط همتای ایرانی خود صالحی مورد استقبال رسمی قرار می گیرد.
یکی از پایگاههای خبر رسانی نزدیک به اصول گرایان در ۲ اسفند این احتمال را مطرح کرد که این سفر اگرچه ظاهرا معمولی قلمداد می شود اما می تواند به مسئله تنگه هرمز یا ارتباط ایران و آمریکا مرتبط باشد.
فردای ان روز یوسف بن علوی در مصاحبه مطبوعاتی مشترکی با صالحی وزیر خارجه ایران در پاسخ پرسشی اعلام کرد: به صراحت اعلام مي‌كنم بنده هيچ ماموريت ويژه‌اي در زمينه ميانجي‌گري بين ايران و امريكا ندارم و اگر ماموريت ويژه‌اي بود به صراحت اعلام مي‌كردمبه گزارش منابع خبری جرس برخلاف تصریح فوق الذکر وی حامل پیام ویژه سلطان قابوس به رهبر ایران در پی پیام ویژه آقای خامنه ای به وی برای وساطت بین ایران و آمریکا بوده است. از محتوای پیامهای رد و بدل شده بین آقای خامنه ای و ساطان قابوس توسط نمایندگان ویژه طرفین خبری در دست نیست.

ناشناس گفت...

خبرگزاری جرس:
مقام رهبری: تصمیمات من حاصل «تهجدهای شبانه» است!!
واقعا که بابک حالا معنی خودشیفتگی و اختلال دو قطبی ذهنی را در دیکتاتورها درک می کنم.

ناشناس گفت...

همینه دیگه بابک جان.حکومت بیابان زاده های عرب است.پرشین نیستد.همین مطهری ابله در مجلس را ببین.فقط قیافه اش داد میزند که نواده ابن ملجم مرادی است!یک حقیقت تلخ و فراموش شده دیگر:
انقلاب ۵۷ ایران و وقایع پس از آن مصداق عینی این جمله است که انقلاب فرزندان خود را می‌خورد. با این تفاوت که در ایران، انقلاب نه تنها فرزندان خود که فرزندان فرزندان انقلاب را نیز می‌بلعد. قتل و کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، پاکسازی حکومت از نیروهای دخیل در انقلاب که نگاهی انتقادی به برخی از مسائل داشتند و قتل‌های زنجیره‌ای دهه ۷۰ تنها بخشی از پروژه حذف در سال‌های بعد از انقلاب بود. در این میان اگر چه کشتارهای دهه ۶۰ و حذف منتقدین از ساختار حکومت، به خاطر فضای غالب در آن سال‌ها چندان به چشم نیامد، اما قتل‌های زنجیره‌ای دگر اندیشان در سالهای پایانی دهه ۷۰ خورشیدی، نه تنها پنهان نماند بلکه گره از معماهای بسیاری در ایران گشود.هنگامی که دولت خاتمی در اطلاعیه‌ای، قتل روشنفکران و فعالان سیاسی دگر اندیش را متوجه وزارت اطلاعات کرد، عمادالدین باقی که از روزنامه نگاران پیگیر قتل‌های زنجیره‌ای بود، در جمع دانشجویان دانشگاه اصفهان، اعلام کرد: عوامل قتل‌های زنجیره‌ای به کشتن سید احمد خمینی هم اعتراف کرده‌اند. اگر چه این اظهارات بلافاصله از سوی، نیازی، رئیس دادگاه نیروی‌های مسلح تکذیب شد، اما سید حسن خمینی، فرزند سید احمد، در نامه‌ای به عماد الدین باقی، این اظهارات را تائید کرد.چند سال پس از آن واقعه، انتشار یک برگ از بازجویی‌های سعید امامی نشان می‌داد که گفته‌های باقی، مستند بوده است. متهم شماره یک قتل‌های زنجیره‌ای که در زندان با داروی نظافت، خودکشی کرد، در پاسخ به سوال دادگاه در باره اینکه از چه کسی حکم قتل داریوش و پروانه فروهر را دریافت کرده‌اند، با نام بردن از مصباح یزدی، محسنی اژه‌ای، خوشوقت و فلاحیان گفته است: «وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا» حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد.»با این تفکر حکومتی چه انتظاری از این رژیم خونخوار داری؟این است خامنه ای و باند مخوف تروراش.نمی دانم چرا عزراییل هم از او می ترسد و جانش را نمیگیرد!

ناشناس گفت...

آقای داد در مورد احمد خمینی نظر داده بودم اینم بقیه اش لطفا حذف نکن تا خواننده ها فکر نکنن احمد خمینی چه روشنفکر مخالف پدرش بوده!
""نقش‌های دوگانه سید احمد خمینی""
از سید احمد خمینی به عنوان نزدیک‌ترین فرد به آیت الله خمینی نام برده می‌شود. حتی گفته می‌شود او در برخی از امور به جای پدر تصمیم گرفته و نامه نوشته است. اگر چه برخی از نزدیکان به بیت آیت الله خمینی در سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند تا سید احمد خمینی را به عنوان یک نیروی نزدیک به محذوفان انقلاب در سال‌های بعد جلوه دهند اما انتشار جزوه انتقاد از خود که مجموعه پرسش و پاسخ‌های سعید منتظری با آیت الله منتظری است، بخشی از نقش سید احمد در سال‌های بعد از انقلاب را نمایان کرده است.آیت الله منتظری در پاسخ به سوالی در باره نقش اسداله لاجوردی و دستگاه قضایی در خشونت‌های دهه نخست انقلاب می‌گوید: «امام در صدد برکناری آقای لاجوردی بودند، که ناگهان حاج احمد آقا با گریه و ناراحتی به امام می‌گوید که اگر آقای لاجوردی بروند، منافقین دوباره جان می‌گیرند و تجدید نیرو می‌کنند.... احمد آقا به این ترتیب امام را از عزل لاجوردی منصرف می‌کند.... این مورد و موارد دیگر به خوبی نشان می‌دهد که آقای لاجوردی تحت امر بیت امام و احمد آقا بوده است...» (انتقاد از خود، پرسش ششم ۹۲و ۹۳)آیت الله منتظری در بخش دیگری از این پرسش و پاسخ به سانسور گزارش آقای فهیم که به عنوان نماینده امام در اوین مسوول تهیه گزارش بوده اشاره می‌کند و می‌نویسد: جریان‌های حاکم بر اوین با احمد آقا مرتبط بودند... (همان صفحه ۹۵)سید احمد خمینی آن گونه که نامه انتشار یافته او در سال‌های گذشته نشان می‌دهد، در حذف آیت الله منتظری هم نقش پر رنگی داشته است. تفاوت دو نامه آیت الله خمینی به آیت الله منتظری ، سبب بروز این شایعه شد که نامه دوم از کانال سید احمد منتشر شده است.
او همچنین نسبت به عملکرد نهضت آزادی و جبهه ملی نیز انتقادهایی داشت و آن‌ها را علنی کرد. به باور او، نهضت آزادی به دنبال کاستن از اعتماد مردم به آیت الله خمینی بوده است. علیرغم اینکه به باور همگان اعضای نهضت آزادی ایران از دیندار‌ترین افراد بودند؛ سید احمد خمینی آن‌ها را افراد بی‌دینی که در قالب دینداری به اسلام ضربه می‌زنند، توصیف کرده بود.چند سال پس از درگذشت سید احمد خمینی، خبرگزاری فارس با انتشار مطلبی تحت عنوان، رنجنامه سید احمد خطاب به آقای منتظری، بخشی از اعتراض‌های فرزند آیت الله خمینی به قائم مقام رهبری را افشاء کرد. در بخشی از این متن، از آیت الله منتظری به عنوان فردی گرفتار آمده در چنگال نهضت آزادی و منافقین یاد شده که امام دیگر تحمل کارهای او را نداشته است.با این حال، سید احمد خمینی پس از درگذشت آیت الله خمینی، هیچ‌گاه به دیدار آیت الله منتظری که خود نوشته بود، روزگاری از مریدان او بوده است، نرفت و فرصت این را نیافت تا در سال‌های بعد که روزگار آیت الله از سوی حکومت سخت‌تر شد، نشان دهد که تا چه حد به گفته‌های خود پایبند است و یا راه تجدید نظر در پیش می‌گیرد.

فرهاد گفت...

ملای عزیز ، سال نویت مبارک

فرهاد گفت...

جناب بابک داد ، تصور میکنم پیام ملا حسنی را به اشتباه اینجا آوردم ، لطفا به دل نگیرید . بازکردن همزمان چند پنجره اسباب شرمندگی را فراهم می آورد .
سال نوی شم مبارک باد ، به امید آنکه همچنان مستمر و پایدار بنویسید و از نوشته هایتان بهره بریم

ناشناس گفت...

نوروزت مبارک.بابک سال نو باید حرف شاد زد ولی..
خبرگزاری‌ها گزارشی منتشر کرده‌اند مبنی بر این که یک شرکت چینی تجهیزات پیشرفته‌ی شنود و فیلترینگ اینترنت به ایران فروخته است. محمود تجلی‌مهر کارشناس آی‌تی می‌گوید این تجهیزات باید وارد لیست تحریم‌ها شوند.به گزارش خبرگزاری آلمان، ۱۳۰ میلیون دلار معادل ۹۸ میلیون یورو مبلغ قراردادی است که در سال ۲۰۱۰ بین ایران و چین برای فروش تجهیزات پیشرفته‌ی شنود و فیلترینگ اینترنت بسته شده است.رویترز نیز گزارش داده است که شرکت چینی" زتی" که طرف این قرارداد است با چند شرکت آمریکایی نیز همکاری می‌کند.بر اساس گزارش بی بی سی، این تجهیزات برای شنود تلفن ثابت، موبایل و ارتباطات اینترنتی استفاده می‌شود و بخشی از یک قرارداد ۹۸.۶ میلیون یورویی، بین دو شرکت مخابراتی ایرانی و چینی است.پیشتر سازمان‌های مدافع حقوق بشر از شرکت‌های بین المللی و بنگاه‌های اقتصادی‌ای که "با فروش و صادرات ابزارهای مورد استفاده در سانسور و تعقیب" با دولت ایران همکاری می‌کنند، انتقاد کرده بودند.دیپلمات‌های ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در بروکسل نیز نزدیک به دو ماه پیش بر سر ممنوع کردن فروش تجهیزات مخابراتی که احتمال داده شده دولت ایران برای کنترل مخالفانش استفاده کند، به توافق اصولی رسیده بودند.دویچه وله به نقل از محمود تجلی مهر، مدیر پیشین یک پروژه مخابراتی در ایران، نوشته است که تجهیزات فروخته شده این شرکت چینی به ایران "فراتر از کنترل فعالیت‌های اینترنتی شهروندان ایرانی است."وی که با شرکت‌های مخابراتی چینی و اروپایی کار کرده، افزوده است: ردیابی کاربران، جلوگیری از صدا و پیام الکترونیکی، توقف ارسال نامه‌های الکترونیکی، چت و دسترسی به وبسایت ازجمله قابلیت‌های این سیستم جاسوسی است.

alizadeh گفت...

چه باید کرد ایران است اینجا
حراج عقل و ایمان است اینجا
در ایران تا بود ملا و مفتی
به روز بدتر از این هم بیفتی

ناشناس گفت...

نامگذاری سالها و طرح شعارها اگر اسباب بازسازی « سرمایه اجتماعی » فراهم نشود،اسباب فریبی بیش نخواهد بود