۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

با حضور در انتخابات آينده؛ از «خط خون» ميان مردم و حكومت عبور مي كنيد!


ابتدا عكس را با دقت ببينيد! امروز سالروز هجدهم تيرماه است. در اين روز، هم در سال 78 و هم در 88 جوانان بيگناه بسياري در خون خود غلطيده اند. از عزت ابراهيم نژاد (شهيد كوي دانشگاه) تا شهداي هجده تير 88 كه براي اعتراض به تقلب بزرگ انتخاباتي دستگير شدند و به كهريزك برده شدند و بعد از مدتها شكنجه،اجساد يخ زده و پيكرهاي شرحه شرحه شان را به خانواده هايشان تحويل دادند؛ امير جوادي فر، محمد كامراني، محسن روح الاميني و... هنوز خون پاك آنها كه براي اعتراض به تقلب انتخابات قبل كشته شدند، در دل داغدار مردم و خانواده هايشان مي جوشد، و اين سوي عده اي طمع كرده اند در انتخابات آينده هم نامزد شوند و در نمايش تازه حكومت شركت كنند!
به راستي نمي دانم وقتي پرونده انتخابات قبلي هنوز بسته نشده، آيا اساسا" انتخابات جديد معنايي دارد؟ هنوز اعضاي ستادهاي انتخاباتي انتخابات قبل، روزنامه نگاران و دانشجويان و مردم بيگناه، رأي دهندگان و حتي خود نامزدهاي انتخابات گذشته در زندان و حبس خانگي هستند! در حالي كه پرونده انتخابات قبلي و جنايتهاي پس از آن هنوز بسته نشده، آيا مي توان از انتخابات آينده سخن گفت؟ آيا با حكومتي كه هنوز دو سال از بزرگترين تقلب انتخاباتي اش نمي گذرد و هنوز خون جنايتهايي كه در انتخابات گذشته بر زمين ريخت، خشك نشده و انسانهاي معصومي از «ندا» تا «هدي» را قرباني «قبضه قدرت» خود كرده، آيا مي توان دوباره وارد يك نمايش انتخاباتي تازه شد؟ مگر نه اين است كه وقتي يك كاسب ساده، از مشتريان كلاهبرداري مي كند، در دادگاه براي او پرونده اي باز مي شود و تا رسيدگي به اين پرونده ي باز، او را از معامله هاي جديد منع و «ممنوع المعامله» مي كنند تا بر سر سايرين كلاهي نگذارد؟ مگر نه اين است كه حكومت كودتاچي در انتخابات قبل، كلاه اعتماد ملت را برداشت و هنوز پرونده آن كلاهبرداري باز است؟ چگونه مي توان در حالي كه هنوز پرونده بزرگترين كلاهبرداري انتخاباتي تاريخ ايران مفتوح و باز است و به هيچ كدام از بندهاي آن رسيدگي نشده، پرونده انتخابات جديدي را گشود؟ آيا اينگونه حضور در انتخابات، مشروعيت دادن به تقلبها و جنايتهاي قبلي اين حكومت نيست؟ آيا جز اين است كه هر كسي و با هر ادعايي، اگر بخواهد وارد بازي انتخاباتي اين حكومت كودتايي شود، نهايتا" «هيزم تنور» انتخابات خواهد شد؟ آيا جز اين است كه ميان مردم و حاكميت، اكنون «خط سرخي از خون» صدها قرباني بيگناه وجود دارد كه اگر از آن عبور كنند، ردپاي خونين شان تا ابد بر زمين نقش خواهد بست؟ با كدام منطق و تحت چه عنواني مي توانند از روي اين جوي خون عبور كنند و از عواقب اين ستم آشكار در امان بمانند؟ آيا نمي دانند ستم به خون بيگناهاني كه براي يك رأي ساده، اكنون در خاك خفته اند، تبعات و تاوان سنگيني خواهد داشت؟  
خانه كلنگي اين نظام، از پاي بست ويران و فاسد و غيرقابل اصلاح است. اصلاح ناپذيري اين نظام حداقل از دوران اصلاحات و مجلس ششم، بايد بر همه اثبات شده باشد. پس برخي اصلاح طلبان، چه اصراري دارند دوباره با يك «چكش مينياتوري» به ترميم گوشه اي از اين ساختمان كلنگي بپردازند و واقعيت فروپاشي اين ساختمان را كتمان كنند؟ من ترميم و اصلاح اين خانه را ناشدني و بيهوده مي دانم و با صراحت اعلام مي كنم اصلاح طلبي در چارچوب نظام ديكتاتوري كنوني، به بن بست كامل رسيده است. بنابراين حضور در انتخابات آينده را شركت در بازي مزورانه حكومت مي دانم و آن را فريبكارانه، خائنانه و بيهوده مي دانم. و توصيه مي كنم با حضور در انتخابات آينده؛ از «خط خون» ميان مردم و حكومت عبور نكنيد! زيرا وقتي از صف مردم جدا شديد تا به بازي حكومت بپيونديد، بايد از داخل اين جوي خون عبور كنيد. خون ندا، سهراب، امير، محسن و صدها معترض ديگر. پس ترديد نكنيد با عبور از اين جوي خون «آثار» خون بيگناهان، دامن شما را نيز آغشته مي كند و رنگ خون، تا ابد بر رد پاهايتان باقي خواهد ماند! از تاوان سنگين اين كار و از رسوايي ابدي آن بترسيد.
تنها انتخاباتي كه بعد از اين مي توان در آن شركت كرد؛ «رفراندوم تعيين حكومت» است كه آن هم بايستي زير نظر سازمانهاي جهاني در ايران برگزار شود.
پي نوشت: در برنامه پارازيت اين هفته كه جمعه شب پخش شد، اين موضوع را توضيح داده ام. براي ديدن اين برنامه به اين لينك مراجه كنيد و يا در فيس بوك آن را ببينيد.

۹ نظر:

بابک داد گفت...

لينك در بالاترين؛
http://balatarin.com/permlink/2011/7/9/2611631

گلبرگ گفت...

به رادمردانی چون شما افتخار می کنم
به امید آزادی ایران و ایرانی
و هر آنکه آزادمنش و آزاداندیش است

یا حق

ناشناس گفت...

بابک خان، راستشو بخوای من هیچوقت دلم با شما صاف نمی‌شد! دلایلشم بماند! بیشتر به خاطره حلقهٔ‌ دورو بره شما بود. اما بعد از مصاحبه با پارازیت فهمیدم که با یه آدم نکته سنج و راستگو طرف هستیم. امیدوارم که زبانت همیشه حق رو بگه و دلت همیشه با مردم باشه برادر! که مطمئنم همینطوری هست! مردم می‌بینن و میشنون ولی‌ خیلیا مثل من اهل کامنت گذاشتن یا قاطی‌ شدن در دست بندیها نیستن. اما بدونید که این فقط نظر من نبود خیلی‌ از دوستانم همه همین نظرو داشتند. برای خودت و بچه‌های گلت آرزوی بهترین‌ها رو دارم.

ناشناس گفت...

آدما دو دستن
یا سیاست مدارن یا انسان
یه دسته خیلی خیلی کوچیکه دیگه هم هست که بخاطر اینکه شدیدا اعضاش کمه تو دسته بندی من تقریبا یه حساب نمیاد،اونایی هسن که هم سعی میکنن انسان باشن و هم چهره واقعی سیاست مدار ها رو نمایان کنن
من خیلی وقت به این نتیجه رسیدم که این دنیا خیلی پیش از اینها مرده،از روزی که اولین قطره خون از دماغ یه انسان بخاطر قدرت طلبی ریخت،و هر بار با جنگ یا همین حوادث کشور خودمون زنده میشه
خلاصه اینکه از دیدن فردی که همچنان انسانه(اگر فکر میکنید هسنید و به چیزهایی که میگید اعتقاد دارید) و حداقل سعی در روشنگری داره خوشحالم

ناشناس گفت...

چهل روز از اعتصاب غذای زندانیان کرد می گذرد ولی احتمالاً به خاطر کم رنگ بودن خونشان صدایی از کسی در نمی آید. نه کسی منعشان می کند نه کسی حمایتشان می کند.

بامداد گفت...

سیدمحمد خاتمی تاکید کرده است: « مگر می توانیم از حقوق مردم بگذریم؟ اگر شرایط فراهم نشود، حتما در انتخابات شرکت نمی کنیم.»
حتما میشود.مگر ندیده ایم. جناب خاتمی کارنامه شما انقدر دور نیست که در کتاب های تاریخ دنبالش بگردیم. شما هم بسیار گذشته اید. هر چند در جمله بعد شرایط گذشتن را باز گذاشته اید.

بابک داد عزیز ایا یکی از دلایلی که درمانده ایم کسانی نیستند که
اعتماد را در دل مردم کشته اند؟ انهایی که به نام ازادی و دموکراسی جز به سردرگمی و تضعیف روحیه مردم کاری نکرده اند.مردم بیچاره!

سپاس فراوان.

ناشناس گفت...

مطالب این پست شما را دربست قبول دارم چون با شما هم غقیده ام. اما حکایت مردم ما چیز دیگریست ! که حافظه ی تاریخی ضغیفی دارند وگرنه هر ساله جشن 22 بهمن را اجبارن بر دوش شان نمی گذارند. پس باید خرداد 88 را هر ساله یاد آور شد. حالا هم با جناح بندی ها سر مردم را شیره می مالند. اگر عده ای نان به نرخ روز خور بیدار شوند شاید امیدی باشد. اما به خواب زده را که با توپ و تفنگ هم نمی توان بیدار کرد و چه فایده. نه خرداد 88 را باور کردم حتی با نمایش های "مناظره" ایی که راه انداختند(کارنوال مضحکی که فقط با خون جوانان رنگ و وارنگ شد)و نه هیچ خرداد و هیچ اصلاح طلبی را که خانه از پای بست ویران است.

poya گفت...

salam bebakhshid man iran nistam thailandam font farsi ham nadaram ,khastam tashakor konam az sedaghat va yekdeliton ba mardom , az rorastiton toye parazit khoshhal shodam va az bine dayereye ghadimi ke tosh bodin hala be shoma etemad daram
movafagh va sarboland bashin

ناشناس گفت...

این عکسی که گذاشتین واقعا داغونم کرد. نمیدونستم از بیمارستان برده بودنش!!! بعضی وقتها نفس کشیدن سخت تر از نفس کشیدن میشه برای آدم!!! دارم خفه میشم ...