۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

25 بهمن؛ «روز آزادگي»! درسهاي عملي از خيزش مردم مصر براي 25 بهمن!


25 بهمن؛ «روز آزادگي»!
درسهاي عملي از خيزش مردم مصر براي 25 بهمن!
مقامات حكومتي ايران ناگزيرند به تقاضاي آقايان موسوي و كروبي براي راهپيمايي مردم در روز 25 بهمن پاسخ مثبت بدهند. اين راهپيمايي قرار است از ساعت سه بعد از ظهر دوشنبه در مسير ميدان امام حسين تا «آزادي» امتداد داشته باشد و در مخالفت با «استبداد» در كشورهاي منطقه (و طبيعتا" استبداد در ايران) برگزار شود. همان چيزي كه جمهوري اسلامي در عالم «شعار» با آن همراهي نشان داد و از حركت مردم تونس و مصر به ظاهر طرفداري كرد اما خود نماد سياهي از استبداد و ديكتاتوري است. براي صدور مجوز راهپيمايي، دو گزينه پيش روي دولت است:
اول: دولت مجوز راهپيمايي را صادر نكند. اين كار طبيعي و حتي ممكن است. بهانه هاي زيادي مي تواند بياورد كه اين مجوز را صادر نخواهد كرد. در آن صورت مي تواند به بهانه نداشتن مجوز قانوني، تظاهرات مردم را سركوب كنند. اما حكومت ايران با اين ممانعت و سركوب، بيشتر از قبل نزد جهانيان رسوا مي شود، هرچند اين حكومت نشان داده چندان از «بي آبرويي» نمي هراسد. آدمي معمولا" نگران چيزي است كه دارد و حكومت ايران چنان بي آبروست كه حتي اخوان المسلمين هم از زدن تودهني به رهبر اين حكومت بر خود مي بالد!
دوم: دولت مجوز راهپيمايي را صادر كند. اين حالت كه بعيد است، ولي پيچيدگي هايي هم دارد. يعني ممكن هم هست دولت مجوز را صادر كند. اما چگونه؟ شايد دولت مستقيما" به معترضان «نه» نگويد و با توسل به روشهاي سياسي و حيله گرانه، مجوز را در شرايطي صادر كند كه نهايتا" يا تظاهرات مردم را ناممكن و فلج سازد و يا آن را خنثي و سركوب نمايد. احتمال دارد دولت و حكومت با استفاده از روشهاي زير، براي جلوگيري از تظاهرات 25 بهمن استفاده كند. اين روشها بر اساس عملكرد قبلي دولت قابل يپش بيني هستند.
1-       دولت مجوز راهپيمايي را صادر مي كند، منتها در «آخرين لحظات» يعني صبح روز دوشنبه 25 بهمن و در حالي كه از عدم اطلاع رساني و فراخوان مردم و بلاتكليفي سران جنبش براي صدور مجوز نهايت استفاده را مي برد، سعي مي كند اختلال هاي بعدي را هم ايجاد كند. از جمله قطعي اينترنت و حتي تلفنها و سپس بستن مسيرهاي منشعب به خيابان آزادي و پراكنده كردن مردم در مسيرهاي ديگر، قطع سرويس هاي حمل و نقل از صبح دوشنبه و شايعه سازيهاي هميشگي براي منصرف ساختن مردم از حضور و روشهاي ديگر...! دولت با اين روشها مسير ميدان آزادي را خلوت مي كند و از اين خلوتي مسير تظاهرات در اخبار به عنوان «ريزش و پايان جنبش» بهره برداري تبليغاتي خواهد كرد.
2-       دولت با «گذاشتن شرايطي» مجوز صادر مي كند كه عملا" اين راهپيمايي را خنثي و يا سركوب كند. شرايطي مثل «تغيير مسير راهپيمايي» به منطقه اي ديگر كه قابل كنترل و محدود باشد. يا شرطي مثل محدود كردن شعارهاي مردم به شعارهاي مورد نظر حكومت! و يا به شرط «عدم حضور» برخي شخصيتها مانند سران جنبش سبز در تظاهرات!
3-       ممكن است دولت مجوز را در آخرين لحظات صادر كند اما «همزمان» به نيروهاي اصطلاحا" «خودجوش بسيجي» براي تظاهرات در همان مسير ومنطقه نيز مجوز بدهد تا از وجود آنها براي ايجاد تنش و درگيري و سركوب مردم استفاده كنند. در اين حالت ممكن است بسيجيها با روشهاي هميشگي وارد شوند. و يا اين بار با ظاهري نامتعارف، زننده و مبتذل به ميان مردم رخنه كنند و درگيري هاي ساختگي ايجاد كنند. اين بار شايد شكل درگيري منافقانه بسيجيان متفاوت از قبل باشد. فرض كنيد تعدادي از بسيجيان مانند آنچه در مانور چندماه قبل نيروي انتظامي ديديم در قالب پسرهاي «دخترنما» و با آرايشهاي غليط و زننده وارد جمعيت شوند و درگيريهاي ساختگي و انزجار عمومي ايجاد كنند. در اين حالت نيروهاي سركوب ظاهرا" براي رفع درگيري و اعمال قانون وارد ميدان مي شوند ولي مردم را سركوب مي كنند.
چنانچه مي بينيد سئوالات و فرضيات بزرگي در پيش روي ما هستند. و البته براي هر سئوالي، پاسخي وجود دارد. ما ناچاريم براي تظاهرات 25 بهمن، به عنوان يكي از طلايي ترين فرصتها آماده شويم. نقش هر كسي تقريبا" مشخص است:
كار «انتظار كشيدن» براي گرفتن مجوز را بهتر است بگذاريم بر عهده آقايان موسوي و كروبي كه با درايت و هوشمندي مجوز راهپيمايي را تقاضا كرده اند. اگر دولت به سران جنبش مجوز ندهد و يا مجوز بدهد و سپس باطل كند، يا مجوز بدهد و سران جنبش را تهديد و آنها را مثل 22 خرداد منصرف كند، در هر صورت ما بايد بدانيم موعد 25 بهمن به عنوان «فراخوان عمومي براي تظاهرات» است و در هر صورت بايد براي برگزاري هرچه باشكوه تر آن روز برنامه ريزي كنيم. هميشه داشتن برنامه بهتر از نداشتن آن است. مهمترين كار ما «سازماندهي» و «برنامه ريزي» براي چگونگي «اطلاع رساني» به اقشار مختلف جامعه، تشويق مردم به حضور حداكثري در راهپيمايي و انديشيدن به راههاي مقابله با ترفندهايي است كه در طول اين سالها از سوي حكومت ديده ايم و چند نمونه اش را در بالا مثال آوردم. بايد باور كنيم و اين باور را بايد تبليغ كنيم كه ما هم مثل مردم مصر مي توانيم خود را از شر استبداد رها كنيم.
براي اين كار، واقع بينانه به انقلاب مصر بنگريم تا ببينيم مردم مصر كه امروز در ميدان تحرير قاهره قدم به قدم به خواسته هاي خود نزديك مي شوند، فقط چند كار ساده را «درست» انجام دادند.
اول: مردم مصر «وعده گاه» يعني ميدان تحرير و «هدف ملي» را به هيچ عنوان تغيير ندادند. آنها فريب شايعات و خبرسازيهاي حكومت را نخوردند و يك هدف را دنبال كرده و مي كنند:«بركناري مبارك»
دوم: شعارهاي مردم مصر ساده، فراگير و قابل لمس براي همه اقشار جامعه بود. مثل نان، كار، آزادي و به خصوص «بركناري مبارك از قدرت» و ...
سوم: اينترنت و سايتها مي توانند يك خيزش را «گزارش» كنند، اما نمي توانند خيزش ملي را «ايجاد» يا از انقلاب مردم نگهداري كنند. مردم مصر دهها برابر حضورشان پاي كامپيوتر، در كف خيابانها هستند. جنگ رواني با حاكميت در اينترنت خوب است ولي كافي نيست و در زمان حضور، آنها در ميدان واقعي بودند. مردم مصر همچنين در زمان قطعي اينترنت، از روشهاي «خبررساني شفاهي» و روشهاي نوين ديگر استفاده كردند و فريب رسانه هاي دولتي و منابع مشكوك خبري را نخوردند.
چهارم: آنها كه در مصر براي مبارزه با ديكتاتوري و ستم به كف خيابان آمدند، يك «ريشه» يعني ديكتاتوري مبارك را هدف گرفتند و فقط يك خواسته اصلي داشتند:«مبارك بايد برود» مردم مصر با پليس راهنمايي و سربازان ارتش و پليس بيطرف ابراز دوستي و محبت كردند و نگذاشتند خشم انقلابي باعث درگيريهاي جانبي و فراموش شدن «هدف اصلي» يعني بركناري مبارك بشود. آنها شب هم در خيابان ماندند، فردايش هم ماندند و تا امروز، صحن ميدان مقاومت را خالي نكردند. مصريها همچنان در ميدان تحرير هستند تا آقاي مبارك برود.
پنجم: مهاجران ناراضي حكومت مصر كه در كشورهاي ديگر بودند و برخي شخصيتهاي سرشناس اپوزيسيون مصر مثل آقاي محمد البرادعي كه سفرشان به مصر ممنوع نبود، بلافاصله وارد مصر شدند و در ميان هموطنان خود حاضر شدند و به انقلاب آنان روحيه دادند.
ششم: مصريهاي مقيم ساير كشورها، با يكديگر «متحد» شدند و كار خبررساني بين المللي را در خارج از كشورشان انجام دادند. آنها همچنين به صدها تجمع و اعتراض مدني در كشورهاي خارجي دست زدند. آنها نشان دادند دعوايي بر سر مسائل حاشيه اي با يكديگر ندارند و نيروي همديگر را تقويت مي كنند تا «ديكتاتور» برود.
هفتم: ساير مردمي كه از طريق رسانه هاي ماهواره اي متوجه پيروزي جوانان مصري در روزهاي اول شدند، كم كم از خانه ها بيرون آمدند و به ميدان تحرير رفتند و جمعيت ميليوني را تشكيل دادند. در اين فاصله، بسياري از جوانان كه صفوف اول مبارزه بودند، پايمردي كردند و نااميد نشدند تا مردم به آنها پيوستند.
هشتم: مردم مصر، فريب وعده هاي تلويزيون و ترفندهاي حاكميت حسني مبارك را نخوردند و در تمام اين روزها، بر سر «قرارشان» حاضر شدند. روزهاي نخست، بسياري از راههاي منتهي به ميدان تحرير مسدود بود، پليس با شدت عمل و وحشيانه برخورد مي كرد و اوباش طرفدار حكومت هم به جان مردم مصر افتاده بودند. اما حالا مي بينيم آن ديكتاتور كه مستحكم و مقتدر به نظر مي رسيد، در كمتر از يكماه عقب نشيني كرده و دارد روزهاي پاياني اش را سپري مي كند!
***
ما شانس بزرگ حمايت از «استبدادستيزي» مردم مصر را بايد به اين دليل مغتنم بشماريم كه حكومت ايران، در يك ترفند سياسي سعي دارد قيام مردم مصر را «مصادره» كند و با همين ترفند، آقاي خامنه اي كه خود مظهر استبداد و ديكتاتوري است، اين روزها شعارهاي «ضد ديكتاتوري» سر مي دهد. حمايت از استبدادستيزي مردم منطقه، فرصتي است براي به لرزه انداختن استبدادي كه در خانه مان ايران لانه كرده است. ترديد نكنيم اين فرصت، هم مي تواند ماهيت حقيقي حكومت ايران را رسوا كند و هم دوباره از من و تو و او يك «ما» و يك ملت بسازد. بدون اغراق بيشتر از 80 درصد مردم ايران از اين ستم و بيداد زمانه ناراضي اند. اين چند روز، فرصت را براي آگاهي رساني نبايد داد. از امروز، اگر هر كسي به پنج نفر از نزديكانش در فاميل و دوستان (خارج از محيط اينترنت) خبررساني كند و از مردمي كه دسترسي به رسانه هاي مستقل و اينترنت و فيس بوك ندارند بخواهد در وعده گاه 25 بهمن براي مبارزه با استبداد و ستم حاضر شوند و خبر بدهند كه دوشنبه 25 بهمن «روز آزادگي» و روز «مبارزه با ظلم و ستم و بيداد» است، يقين داشته باشيد مردم ستمديده ايران به اين حركت ملي مي پيوندند و پيروز نهايي اين صحنه خواهند بود. كافي است هر كسي، نقش خود را به «درستي» و بدون خطا ايفا كند. همين!

۳۷ نظر:

دانشجو سبز گفت...

بیست و پنج بهمن همان بیست و پنج خرداد اما با درایت و هدفمندی

جنبش سبز ما که قبل از انتخابات و با آن شور و هیجان خاص خود آغاز شود اما بسیار زود با کودتای انتخاباتی روبه رو شد و 25 خرداد که حضور میلیونی داشتیم با تمام محدودیت ها ( قطعی ایینترنت , تلفن , نداشتن رسانه برای اطلاع رسانی و ... ) . اما باید اندکی فکر کرد که نتیجه آن حضور میلیونی و هزینه های که دادیم چه شد ؟ هر چند مردم توانستند دنیا را بهت زده کنند و نشان دهند پتانسیل دموکراسی خواهی مردم ایران تا چه حدی است . همچنین به دیکتاتور نشان دادیم که اگر بخواهیم میتوانیم او و نوچه هایش را به عقب برانیم .

بیایید فکر کنیم که در 25 بهمن چه باید کنیم ؟ موارد زیر به نظر من باید با توجه به گذشته جنبش بایستی مد نظر باشند

1) اگر در خیابان نمانیم وبه خانه بازگردیم یعنی دوباره سرکوب دو باره کهریزک و دوباره اعدام .
2) به صورت شفاف شعار ها رو به سمت راس نظام و کلیت نظام نشانه میگیریم .
3) از خواسته هایمان کوتاه نمی ایم تا سید علی ایران را ترک نکند .
4) ما نیاز به رهبر نداریم , خواسته های ما فراتر از موسوی کروبی است . آنها در حد ظرفیت و توانشان هر چه توانستند کرده اند حال نوبت ما است که در صجنه باشیم.
5) حضور میلیونی ما باعث میشه احتمال هزینه بسیار پایین بیاد و توده های بیشتری از مردم به ما بپیوندند.
6) شعار های اقتصادی را فراموش نمیکنیم.


بزرگ ترین درسی که از انقلاب مصر گرفتیم اینست که تا سرنگونی خامنه ای در خیابان می مانیم و سنگر را خالی نمی کنیم و حسرت روز 25 خرداد را نمی خوریم.

damavand گفت...

امیدواریم که این تظاهرات با موفقیت انجام شود. اما در ایران با وجود این رژیم تظاهرات قابلیت سرنگونی رژیم را ندارند. باید کنگره ملی هر چه زودتر انتخاب شود و در چند جبهه داخلی وخارجی به مبارزه با این رژیم بپردازد.از انجا که همیشه پیشنهاد هایی شبیه اقای داد داده ام خواهشمندم ایشان به وبلاگم مراجعه کنند و پیشنهادات دیگر داده شده در انجا را هم بررسی کنند.

سبز سکولار گفت...

ما بیشماریم , دوستان اطلاع رسانی بیرون از نت فراموش نسشود .

ناشناس گفت...

پاینده ایران

ناشناس گفت...

بهتر است راهکار خود را جهت مقابله با سرکوب خشن نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها که در مصر کمتر حضور داشتند و مهمتر از همه بیطرفی ارتش مصر توضیح داده شود

kianush گفت...

خطبه ی عجولانه ی رهبر در نماز جمعه هفته ی گذشته به نوعی فرار به جلو بود. از وحشت اینکه جنبش سبز در چارچوب همبستگی با مردم مصر دوباره به بپا خیزد و مردم با شعار ضد دیکتاتوری به خیابانها بریزند ، حرکت انقلابی مصربرای خالی کردن زیر پای جنبش سبز مصادره شد.
ولی آقایان کروبی و موسوی با درخواست تظاهرات در ۲۵ بهمن با هوشیاری توپ را به میدان حکومت پرتاب کردند. حالا حکومت دوباره بر سر دو راهی قرار گرفته، اگرمانع حمایت از حرکت آزادیخواهانه مردم مصر بشود با اینهمه ادعای اسلامی و انقلابی بودن در تمام کشورهای عرب و مسلمان هم بی آبرو میشود ، واگر مجوز تظاهرات را صادر کند بر سر دوراهی دیگری قرار میگیرد که هر دو به بن بست منتهی میشوند.
در حالی که رژیم مصر مدارا پیشه کرده و با مخالفانش پشت میز مذاکره مینشیند، آیا جمهوری اسلامی میتواند مردمش را سرکوب کند؟
اگر سرکوب نکند آیا توان تحمل طنین فریاد مرگ بر دیکتاتور را در تمام شهرهای ایران را خواهد داشت؟ در صورت سرکوب دوباره، آیا میتوان تصور کرد که مردمی که ۱۰ ماه است شاهد کشتار، شکنجه، زندان و اعدام عزیزان و هموطنان خود هستند، اینبار برای فرار از خشونت کوچه و خیابان را تخلیه کنند؟

احتمال همه ی گزینه های یاد شده وجود دارد؛ حتی اگر مجوز داده شود هم هجوم "سربازان گمنام خودجوش" حتمی است و هم کاری که ارتش شاهنشاهی در "جمعه ی سیاه" کرد: اول از روی ناچاری به راهپيمايي مردمی مجوز داده شد، و چند ساعت بعد وقتی هزاران نفر در میدان ژاله جمع شده بودند، از ترس آن را ممنوع اعلان کرد و تظاهر کنندگان را به گلوله بست.
در هر حال، اگر ۲۵ بهمن قرار است تاریخ تعیین کننده ای در حرکت اعتراضی مردم باشد هم باید استراتژی و تاکتیکهای مشخصی را برای به دام خشونت نیفتادن برنامه ریزی کرد و هم آماده ی دفاع از خود و دیگران بود.

در یکسالی که گذشت برهمه ثابت شده که حکومت به هیچ عنوان اهل مدارا نیست و هرچه جنبش سبز به اهدافش نزدیکتر شود اعمال خشونت از طرف حکومت شدیدتر خواهد شد .
مسئولین و فعالین جنبش سبز باید تا آنجا که ممکن است به سطح و درجه ی خشونت نسبت به مردم توجه داشته باشند. محدود کردن سطح خشونت حکومت فقط با حضور میلیونی و چند میلیونی مردم، اعتصاب گسترده ی کارمندان و کارگران و همراه شدن اقشار مختلف مردم در راهپیمائی ۲۵ بهمن و پس از آن امکان پذیر خواهد بود. برای اینکار باید اطلاع رسانی به اقشاری که به شبکه های اجتماعی مجازی دسترسی ندارند یکی از اولویتهای جنبش باشد، دیگری: داشتن یک استراتژی هماهنگ با تاکتیکها ی مبتکرانه و متنوع (مناسب برای موقعیت های مختلف در داخل و خارج از ایران) برای تضمین تداوم حضور مردم درصحنه.

ناشناس گفت...

سلام بزرگوار

من ودوستان سبزم از شما وديگر عزيزاني كه در خارج از ايران هستيد تقاضامنديم كه با ارسال sms به مردم عزيزمان در داخل كشور براي اطلاع رساني ويادآوري روز 25 بهمن ما را همراهي كنيد در ضمن از شما دوست بزرگوار ميخوام كه با نوشتن مطلبي به ديگر دوستان اين امر را يادآور شويد تا در اطلاع رساني به ما كمك كنند ممنون از شما به اميد پيروزي.

irani arab dubai گفت...

hamvatanane aziz
kojaye donya didaheid ke baraye mobarezah ba estebdad az mostabed ejazah begirand.
in nahvah ye mobarezah bishtar be shookhi shabahat darad ta mobarezah.
agar vaqean khahane mobarezah ba in ghoole bi shakh o dom khamenaei hastim va ya rahbarane jonbeshe sabz hastand bedoone ejazah ye hakeme mostabed be mardom befarmaeid ta be kheyabn rikhtah va ta rasidan be khastahshan be khanah naravand va ya dast az in ada va atwarha bardarnd .
ba in shookhi ha mishad goft ke inha khodeshan az dom o dombal chaha ye hamin rezhimand agar be shoma bar nakhorad.
agar sadeqanah rast migooyand befarmayand bi ejah ye in dowlate ghaseb be mobarezah barkhizand.
va garnah haman toor ke arz kardam in nahvah mobarezah bishtar be shookhi shabahat darad.

ناشناس گفت...

be yaeim bedoone ejazah az in hakeme ghaseb ba sms az khrej az iran mardom ra be rahpaymaei daawat konim .

ایران ایرانی گفت...

اولین مسئله نترسیدن است. من از بچه های جنگ هستم در بستان و کوشک خرمشهر و جزایر مجنون با عراقی ها درگیری شدید داشته ایم . قدم که درانراه گذاشتیم ابتدا وحشت داشتیم ولی هدف را که مجسم می کردیم ناخوداگاه بر ترس خود غلبه می کردیم. نترسیدن اولین قدم برای پیروزی بر دیکتاتور بیرحم است. دوستان ما موظیم برای حفظ ایران برای حفظ حیثیت و شرف ایرانی بایستیم. به همه باید گفت اگر عقب نشستید هیچ گله ای نکنید. این گوی و این میدان . انها از ما بسیار هراس دارند چون باطلند. انها ممکن است ورودیهای میدان ازادی را مسدود کنند ولی باید سدها را بشکنیم.کمی فشار رو به جلو نیروی انتظامی را با تمام یال و کوپالش به عقب خواهد راند. نترسید از زندان از دستگیری اینها حربه ها و تهدیدات دشمن است. رادیوی بغداد درجنگ بام تا شام ایرانیها را تهدید می کرد که به جبهه نیایید ولی مردم هجوم خود را بیشتر می کردند. ما بیشمار هستیم سبزها بیشمارند. باید شعارها شفاف باشد تا توده های پایین هم به ما بپیوندند: نان - کار- مسکن -ازادی این باید شعارهای ما باشد تا همه توده ها درک کنند. زنده باد ایران زنده باد دمکراسی

ارمان گفت...

اقایان موسوی و کروبی باید توجه داشته باشند که مردم را باید وادار کنند در خیابانها بمانند. روزهای اول انها شدیدا حمله می کنند ولی بعد از مقاومت شدید مردم ناچار به عقب نشینی خواهند شد. جوانان حتما دوستانشان را اطلاع دهند. فرصت زیادی نداریم! گول حرفهای بعضی از عوامل رزیم را که خود را دوست جا می زنند نخوریم که اگر درخیابانها بمانید رزیم چنین می کند و یا چنان؟ یا بعضی ها بدروغ می گویند ماندن درخیابانها حربه رزیم است برای اقدامات شدیدتر! فریب نخوریم.

سمیه گفت...

من فکر میکنم شرکت مردم در این تجمع بسیار کمرنگ باشد. ولی اگر در خیابان بمانند حمعیتشان افزوده میشود
ان راهپیمایی سکوت که میلیونی شد با حظور مردم عادی از همه قشر میلیونی شد نه بجه های آزادی خواه بالاترین و اینترنت.
در کل بسیار نا امیدم.
ولی اگر همان بجه های اینترنت به اندزه دو روز مقاومت کنند و تظاهرات خیابانی را ادامه بهند در روزهای بعد مردم به معترضین اضافه میشود و مردم پیروز میشوند

ناشناس گفت...

با اینترنت سریع یا کند یا بدون اینترنت خروشان می آئیم تا ببینیم آنان که داعیه رهبری جهان را دارند و بیانیه صادر فرمودند به ما مجوز میدهند و حمایتمان می کنند و یا باز سرکوبمان میکنند!!!!

ناشناس گفت...

اگه دقت داشته باشید 22بهمن سال پیش چنان خفقانی درست کرده بودند که مردمی که در آن تظاهرات حضور داشت نتوانستند قدرت عمل رو به دست بگیردند و این حکومت برای جلوگیری از تظاهرات باز به این اقدام دست خواهد زد و اگر مردم مثل قبل عمل کنند به نظر راهی به پیش نخواهند برد.
حال برای متحد کردن این حرکت باید با فکر جلو رفت.اگه راه حلی به نظرتان میرسد اعلام کنید .با تشکر

ناشناس گفت...

هنوز که تو توهمید!دست بردازید از این همه توهم.حضور میلیونی مردم!!!!
عزیز من تو یه بار فکر کردی که چرا این مثلا اعتراض حمایت آمزیتان!!را انداختند 25 بهمن؟
چون که روز والنتاینه.این طوری می خوان ت خیابونایی که طبیعتا شلوغه و با این مناسبت شلوغ تر برای خودشون جمعیت دست و پا کنن.

رسول گفت...

این را برای کسانی می نویسم که فکر می کنند در ایران آزادی هست.
لطفا به این سوالها جواب دهید.
آیا اگر کسی خواست از رهبر ایران انتقاد کند می تواند؟
آیا از یک ایرانی دانشمند ولی لائیک در این سیستم حکومتی می توان استفاده کردیا باید او را فراری داد به کشورهای دیگر؟
چرا برادران سنی مذهب ما نمی توانند در تهران مسجد داشته باشند در حالیکه شیعیان در مناطق سنی نشین مسجد دارند؟
اگر کسی در ایران دیگر نخواست مسلمان باشد آیا می تواند به زندگی عادی خود ادامه دهد و از همه حقوق اجتماعی برخوردار باشد؟

و در پایان اینکه عزیزان متعصب و مذهبی به خدا قسم آزادی در هیچ کشوری جلوی بهشت رفتن شما را نخواهند گرفت.
یا بگذارید آزاد باشیم و یا اجازه دهید تا ما برویم به جهنم.بهشت مال شما!

Z!P گفت...

امید وارم 25 بهمن همون روزی بشه که هممون دوست داریم

ناشناس گفت...

شما دارين با اينكارا فقط دشمناتونو شاد ميكنين

ناشناس گفت...

آیا پیش بینی شما درست از آب در می آید؟ روی کاعذ ودر محیط وب خیلی کارها میشه کرد اما در محیط واقعی چطور؟ با این راهپیمایی 22 بهمن توسط مردم ...! ( نمی خواهم توهین کنم )آدم مقداری ناامید میشه. لطفا دلداری و روحیه بدهید و از راهکارهای کلی پرهیز کنید و عملی تر و واقعی تر راهکار بدهید لطفا. من خیلی نگرانم.

ناشناس گفت...

Zemne taaide nazare doostan dar rabete ba noe moghabele ba Aadamkoshane Beyte rahbare aldang
be nazare man bayad moghabele be mesl kard o inbar hagheshan ra kafe dasteshan gozasht va ta zamani ke naghshe Kotakkhor ra bazi konim hamin Aash o hamin Kasse. Bayad be Aanha hamle konim
va Zendanian ra az marge hatmy nejat dahim/

ناشناس گفت...

ما بیشماریم.
یه خورده جرئت یه خورده اراده پایان 1400 سال خرافه و 30 سال خفت.مرگ یه بار شیون یه بار

ناشناس گفت...

من و ياران به هم سازيم و بنيادش براندازيم

ناشناس گفت...

چشم انتظار ما شهرستانی ها به شماتهرانی هاست. اگه شما 25 بهمن قیام کنید مطمئن باشید که مابه فاصله یک روز ایران را پر از فریاد آزادگی خواهیم کرد چون ما شهرستانی ها هم مثل یک بمب آماده انفجاریم منتها جرقه این بمب دست شما تهرانی هاست .مرد یه بار شیون هم یه بار .یا 25 بهمن یا هیچ وقت . خیابان هارا ترک نکنید و مثل سال قبل منتظر تقویم دولتی نباشید . با دیدن تظاهرات مزدوران در 25 بهمن هم نترسید چون آنها سپاهیها و جیره خواران رژیم اند که از شهرستان ها به تهران اومدندخود من چند تا از آنها را که از شهر من به اونجا اومدند می شناسم.خدا پشتو پناهتان یاشدو علی یارتان .

ناشناس گفت...

دوستان عزیزم توجه کنید!
اگر جمعیت میلیونی باشه هیچ کاری نمی تونند بکنند، 25 خرداد را به یاد داشته باشید، به خاطر خون ریخته شده شیرهای پارسی، شکنجه و تحقیر برادران و خواهرانمان، بخاطر خواسته به حق آنها، کسانیکه عمر و جوانیشان را دادند بیاییم ، بیاییم و به خاطر شرف و ایرانی بودنمان ثابت کنیم که ایران، جاوید است و از اعراب و آفریقائی ها کمتر نیستیم ، ما فرزندان کورش و داریوش هستیم ، هموطن به خاطر آینده فرزندان ، به خاطر ایران بیایید ، هیچگاه خون ریخته شده نمی خوابد. ما پیروزیم چون حق با ماست به امید یزدان پاک.

ahmad گفت...

ما پیروزیم چون حق با ماست.
به نام آزادی

ناشناس گفت...

مطمئن باشین مطمئن باشین این بار ما پیروزیم.فقظ همتون بیاین.از همه ی بچه های نسل جوون میخوام تو این دو روز باقیمونده اطلاع رسانی کنین.اطلاع رسانی نباید فقط اینترنتی باشه.تو خیابون بمونیدو به خونهاتون بر نگردین.این بار دیکتاتور نابوده.خواهش می کنم این روزو از دست ندین خواهش میکنم

ناشناس گفت...

خاک بر سر این ملت که حالا باید از اعراب یاد بگیریم که چیکار بکنیم . این زندگی فرقی با مردن ندارد . مگه امام نگفت چرا باید پدران ما برای ما تصمیم بگیرند ؟ حالا این حرف ماست . اجازه بدین خودمان تصمیم بگیریم . آقا این بهشت کذائی مال خودتون ما میخواهیم بریم جهنم شما مشکلی دارید ؟ اما مطمئن هستم که این حرکت هم بی فایده خواهد بود . داریم یکی یکی بلیط هامون را باطل میکنیم . درخت آب میخواد تغییر و انقلاب خون ! بی مایه فطیره . با این مردم که در عرض دو ساعت دم در بانکها واسه دوزار پول صف میبندند تا صدقه دولت را بگیرن ، انتظار تغییر بیشتر یک خواب و خیال هست . اما خدا کنه من اشتباه کرده باشم . با شما هستم تا آخر راه . خدا یارتان

ناشناس گفت...

در جواب دوستمون که گفت در ایران آزادی نیست:
1- بله اگر کسی بخواهد معقولانه و با رعایت شئون انتقاد کند حتی از رهبر مملکت ممکن است
2- اهل تسنن در تهران نماز عید فطرشان را جداگانه می خوانند بدون مشکلی و حتی نماز جمعه ی جداگانه دارند، حالا اگر شما نمی دانید کجا و چه جوری دلیل نمی شود که نباشد. (در تهران می گویم)
3- در همین دانشگاه ما یک دانشمند لائیک را بخاطر دانشش حفظ کردند.
4- شما می توانید مسلمان نباشید لازم نیست در بوق و کرنا کنید.
5- آزادی که قرار باشد آزادیه دیگران را مخدوش کند مجاز نیست (این نظریه ی دموکراسی آمریکایی است به آن احترام بگذارید) اگر آزادی شما موجب شود تا دیگران به زحمت بیافتند آن آزادی ممنوع است.

ناشناس گفت...

ما تا آخرين قطره خون ايستاده ايم.

ناشناس گفت...

خواهیم آمد...
حتی اگه باتوم هم بخورم خواهم آمد.

ناشناس گفت...

دوست عزيزي كه از آزادي تو ايران دفاع مي كني
تا كي مي خواهيد چشمها رو ببنديد و به حمايتتون از ديكتاتوري ادامه بدين
دانشمندان و استاداني كه كوچكترين مخالفتي با حكومت داشتند و توجه كنيد كوچكترين مخالفت يعني به جمهوري اسلامي اعتقاد داشتند و نه اينكه لائيك باشند همه از دانشگاه ها و از مقام رياست پاكسازي شدند
علاوه بر اين كم نبودند وزيران و مقاماتي كه با كوچكترين انتقاد عزل شدند
عدم انتقاد پذيري حكومت مثل روز روشن است چرا ميخواهيد آنرا كتمان كنيد و بگوييد شب است.
آيا اينرو هم كتمان مي كنيد كه مامورين اداره اطلاعات مروجين دين مسيحيت رو دستگير و اعدام مي كنند؟؟!
درحاليكه مسلمانان در همه جاي جهان مي توانند به تبليغ دين اسلام مشغول باشند
و........... خودتان را به آن راه نزنيد

ناشناس گفت...

شما خیلی در اشتباه هستید زمان انتخابات مردم فریب کروبی وموسوی رو خوردند سبز دیگر طرفدار ندارد سبز مهره سوخته شده مردم تا پای جانشان برای انقلاب اسلام و رهبرشان ایستاده اند مگر امت بمیرد علی تنها بماند نمازی سید علی

ناشناس گفت...

مرگ بر دیکتاتور

ناشناس گفت...

می آییم تا تو نری نمی ریم

برانداز گفت...

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید

ناشناس گفت...

امیدوارم یاد بگیریم به نظرات هم احترام بگذاریم.
هر کسی که فقط نظرات خود را محق بداند. تفاوتی با سایر خودکامه ها ندارد.
کمی فازی فکر کنید و نظرات خود و دیگران را تاحدودی درست بدانید. نه اینکه نظرات خود را کاملا درست و نظرات دیگران را کاملا غلط

ناشناس گفت...

یک عمر شما عوضی ها اجازه یک نظر را گذاشتید
تا دیروز من میگفتم که فقط گمشید از صحنه بیرون قاتل ها، متجاوز گر ها
امروز میگم دستم بهتون برسه خونتون حلال این یادتون باشه حتی خود رهبر کثیفتون