ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۲۳, دوشنبه

سانسور «فاجعه زلزله» براي «آبروداري» اجلاس تهران!


ديباچه سياه: مصيبت زمين لرزه مهيب در شهرستانهاي ورزقان و اهر و كشته شدن صدها نفر از هموطنان عزيزمان در شمالغربي ايران همه ما را سوگوار كرده است. هموطنان خوب آذربايجاني، در اين مصيبت شريك و همدرد شماييم   . 
از همان ابتدا انگار اراده هماهنگ حكومت بر اين بود كه خبر زلزله هولناك ورزقان و اهر سروصداي زيادي برپا نكند! صدا و سيما در گزارشي كوتاه  مدعي شد زلزله ورزقان و اهر هيچگونه تلفاتي نداشته و فقط تعدادي خانه روستايي آسيب مختصري ديده اند! و با بي توجهي آشكاري، به پخش برنامه هاي عادي خود پرداخت.
غروب روز يكشنبه [فرداي زلزله] در ديدار اساتيد دانشگاهي با آيت الله خامنه اي، او بدون كوچكترين همدردي و اشاره اي به مصيبت زلزله اهر درباره دانش و پيمودن قله هاي علمي توسط ايران سخن گفت. رهبر فرزانه(!) در اين ديدار از همه چيز حرف زد به جز از زلزله هولناك بعدازظهر شنبه در آذربايجان! خامنه اي حتي در ظاهر هم چيزي در همدردي با مصيبت زدگان زلزله ديروز به زبان نياورد. سايت حكومتي تابناك با كنايه نوشت: "زلزله شمال غرب کشور را لرزاند؛ اما برخی خفته ماندند!" در اواخر روز يكشنبه بالاخره پيامي دو خطي از سوي دفتر رهبر منتشر شد كه در قياس با پيامهاي مشابه، بوي هيچگونه همدردي ظاهري هم نمي داد. آقاي خامنه اي در پيام كوتاه متفرعانه اش فرمان داد: "لازم است مسئولان محترم و عموم ملت عزیز مساعی خود را برای کاهش آلام این عزیزان به کار برند!"
 سئوال اين بود: چرا مقامات سعي دارند اين زلزله را كم اهميّت جلوه دهند و پرونده اش را زودتر ببندند؟! در حالي كه آمار قربانيان و مصدومان زلزله عصر شنبه، همچنان در حال افزايش بود و هنوز احتمال زنده ماندن صدها هموطن در زير آوارهاي روستايي وجود داشت، حسن قدمي رئيس مديريت بحران وزارت كشور تنها چند ساعت بعد از وقوع زلزله گفت: "عمليات امداد پايان يافت!" دليل اين همه عجله براي پايان دادن به امدادرساني و بستن پرونده زلزله چه بود؟ خبرنگاران آزاد و شاهدان عيني از وجود برخي روستاها خبر مي دادند كه با خاك يكسان شده اند و هنوز هيچ امدادگري به آنجا پا نگذاشته است. نماينده اهر به خبرگزاري فارس گفت: "منتظر دستور ويژه رئيس جمهور براي كمك رساني فراگير به زلزله زدگانيم!!" او نگفت در كجاي دنيا، امدادرساني به زلزله زدگان در انتظار دستور رئيس جمهور معطل مي ماند؟! مردم مي گفتند به راستي چه ابلهاني دارند بر كشور ما حكومت مي كنند؟!
شايد بي توجهي بي سابقه رهبر و خونسردي اعصاب خردكن صداوسيما و عجله مسئولان براي پايان دادن به وضوع زلزله، يك دليل سياسي داشته باشد: كمتر از دو هفته ديگر اجلاس سران غيرمتعهدها در تهران بايد آبرومندانه و آرام برگزار شود! تلخ است اما آبروي نظام مقدس از "جان ايرانيان" مهمتر است !
اعتراف به "فاجعه انساني" به خاطر تخريب صد در صدي خانه هاي ضعيف و سُست روستاييان و شهرهاي محروم در يك زلزله «شش ريشتري» كه در هيچ جاي جهان تا اين اندازه مرگ آفرين و فاجعه بار نيست، مي تواند «اقتدار نظام اسلامي» را زير سئوال ببرد. پس پرداختن به خبرهاي زلزله به امنيت نظام لطمه مي زند و لازم است با خونسردي از كنار آن عبور كنند تا خدشه اي به اعتبار نظام وارد نشود!
مردم نجيب و بي پناهي كه زير آوار زلزله، چشم به راه كمك و همدردي مقامات نظام ماندند و جان باختند، معصومانه خيال مي كردند «دشمني رهبر» فقط متوجه «دشمنان» و اسرائيل و آمريكاست و نسيم مهرورزي اين «ولي فقيه عادل!» به ديار مصيبت زده آنها خواهد رسيد! اين كه ديگر بحث دموكراسي و آزادي و توطئه دُژمن نبود كه خامنه اي با بدبيني و كينه توزي به آن نگاه كند؛ موضوع جان مردم بود. به راستي چه كسي نسبت به ايران و ايرانيان "اجنبي تر" از مقامات نظام و آقاي خامنه اي است؟ اين زلزله به دورترين مردم روستاها هم نشان داد بزرگترين دشمن ايرانيان «دشمن خانگي» است. به مردم دورترين روستاهاي ما نشان داد فقط خودشان، ياور مردم آسيب ديده از زلزله و بلاياي ديگر هستند و آستين همت بالا زده اند. به همه نشان داد كه حكومت «آنطرف خط» ايستاده و با مردم بيگانه است!
هنوز هم گويا همه چيز در خدمت "رفع و رجوع كردن" و بستن پرونده اخبار اين زلزله است، زيرا اجلاس سران غيرمتعهدها بايد آبرومندانه و در اوج اقتدار حكومت برگزار شود و براي نظام مقدس، مشروعيت و عمر بخرد! براي همين احمدي نژاد صبح امروز دوشنبه، يك روز زودتر از موعد مقرر به مدينه مي رود تا قبل از اجلاس عربستان، مناسك مستحبي مذهبي را به جا بياورد. رفتاري برخلاف همتايان خود يعني رؤساي جمهوري افغانستان يا تركيه و آمريكا كه تا اتفاق تلخي در كشورشان رخ داده، سفرهاي خود را ناتمام رها كرده و سراسيمه به سوي هموطنان دردمند خود شتافته اند.  
به نظرم بي توجهي رهبر و پخش برنامه طنز «خنده بازار» از صدا و سيما، در شبي كه هنوز صداي ناله زندگان از زير آوارها شنيده مي شد، آخرين باقيمانده هاي «اعتماد مردم محروم» را حتي در دورترين روستاهاي كشور از اين نظام سلب كرد و آن را در زير آوار همين زلزله مدفون ساخت. باري؛ اينك رنج «آگاهي» آفريده است! باشد كه اين آگاهي بناي ظلم را ويران كند.

۸ نظر:

ناشناس گفت...

آیا هیچ امکانی برای نشان دادن قساوت حکومت در این مورد به دنیا و بخصوص کشورهای دعوت شده وجود نداره که بدونن فرش قرمز زیره پاشون از خون مردمه ؟

ناشناس گفت...

سلام، من فکر می کنم این حرکت الهی-طبیعی نشان داد که مسئولین به فکر مردم نیستند...باید با گوش جان این ندای الهی را شنید..یارانه ها اجازه نمی دادند...ولی خنثی شد...محرومین دارند متوجه می شوند... نارضایتی به شدت وجود دارد که حتی کنفراس کذایی هم لغو بشود و هزینه آن صرف ساختن مناطق جنگی شود...

کامبیز / اراک گفت...

آی بر ما همین چند وقت قبل در روزنامه ها خواندم استانداری آذربایجان و حوزه علمیه قم تفاهم همکاری جهت بلایای طبیعی امضا کرده بودند !!! باورت می شود!! به خدا عین حقیقت را می نویسم آقای داد. دانش در این کشور کجاست؟ زلزله چاره علمی دارد نه فقهی . ابله ها هنوز این را درک نمی کنند.احمدی نژاد مجنون هم که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده دو روز زودتر به کشور عربستان رفت!! لازم بود اندک جماعت نادان طرفدار حکومت هم رژیم شان را بشناسند. راستی کی نوبت تهران می رسد؟

ali گفت...

دولت هزینه هنگفتی را برای برپایی اجلاس غیرمتعهدها متقبل شده و آنگونه که سایت های خبری در ایران نوشته اند فقط ۵۰ میلیارد تومان صرف خرید ۲۰۰ خودروی بنز فوق لوکس برای مهمانان شرکت کننده در این اجلاس شده است. + 5 روز تعطیلی !! پس روستایی هایی که دست هایشان پینه بسته چه می شوند؟ تا کی نمایش ؟

ناشناس گفت...

شاید چندان عجیب نباشد که سازمان عریض و طویل صدا و سیما با بودجه 1622 میلیارد تومانی‌اش وقتی کوچکترین احساس نیاز به پاسخگویی به مردم و یا حتا دیگر نهادهای حکومتی به جز نهاد رهبری نمی‌کند و از در رابطه با ملت ایران تنها صفت بی‌مسمای "ملی" را یدک می‌کشد در موقع لزوم و نیاز صاحبان واقعی اش، بی توجه بوده و "اهم اخبار" خود به بشار اسد و یا مشکلات آمریکا و اروپا اختصاص دهد.

ناشناس گفت...

سلام آقای داد..ببخشید من وقتی پیام را می نوشتم بقدری ناراحت بودم که مناطق زلزله زده را "مناطق جنگی " نوشتم...منظورم این بود که یارانه ها اجازه نمی داد محرومین بدانند که این دولت نا مردمی ماهی بهشان داده نه ماهیگیری یادشان داده...اگر به تعداد رای هایی که از اینها گرفته آهن و سیمان در اختیارشان می گذاشت الآن عزیزانشان زنده بودند...کانون گرم خانواده ها از هم پاشیده نمی شد..شما خیلی خوب نوشتید که آگاهی با رنج توام شده...الآن دنیا فهمید که کشوری که اینهمه شعار می ده روستاها چطور هستند و امداد رسانی با الاغ داشت صورت می گرفت( صدا و سیما دیشب نشان داد)...منطقه اصلا صعب الاعبور نبود...واقعا ما خجالت کشیدیم..لطفا یه کاری بکنید که کسانی که برای اجلاس به تهران می آیند در جریان این محرومیت ها و زندانیان سیاسی و آسیب دیدگان 88 باشند..کاری که یکی از احزاب کرده و نامه داده...لطفا صدها نامه بدهید..ما دستمان کوتاه است..شاید به لطف خدا شما ها کاری بکنید

ناشناس گفت...

جناب آقای داد
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات
دیر وقتی بود که با پیگیری خبرها و مصاحبه ها و نوشته هایتان می خواستم به عنوان یک ایرانی مطالبی را با شما در میان گذارم.
اگر هویتم را آشکار نمیکنم آنرا به حساب ترسی بگذارید که از راهزنان محیط سایبری دارم.
بهرحال شما بزرگان نوشتنی ها را به خوبی می نویسید و گفتنی ها را در حد توانتان فریاد می زنید.
ولی برایم جالب است که چرا هیچ خبری و انگیزه ای از اینکه جنبش سبز و اعضای جوان و جانبرکفش که مترصد شنیدن پیامی یا پیامکی مبنی بر بهم ریختن بازی رژیم در برگزاری نشست عدم تعهد، نیست؟؟
واقعا آیا اجازه خواهید داد رژیم بعد از سه سال آبروریزی مشروعیت جهانی از دست رفته خود را با برگزاری آرام و مقتدرانه این نشست بازیابی کند؟؟
بنده دنبال جواب از شما نیستم و فقط می خواهم یادآوری کنم که اگر قرار است کاری کرد که در این اوضاع سرگیجه رژیم به خاطر مسائل فراوان اقتصادی و بحران خارجی، دست آنرا زیر ساتور گذاشت همین زمان است.
حتی لازم نیست کسی به خیابان بیاید و خدای ناکرده آسیبی ببیند، کافی است صفحات مجازی پر شود از اطلاعیه تجمعات در روز برگزاری نشست، تا بدینوسیله تهران رنگ امنیتی بگیرد و آنموقع جهان خواهد خندید به ریش این اقتدار.
تا دیر نشده کاری کنید.
یک ایرانی گمنام

ناشناس گفت...

اقای بابک داد ایا لززله زده ها در جریان کمک کردن صمیمانه مردم هستند و این را می فهمند و یا می فهمند که حکومت با خبر زلزله و نحوه کمک رسانی به انها چگونه برخورد کرده است ؟من فکر می کنم که انها چیزی نمی دانند و چون در اخر کار دولت است که کمک های نهایی را می کند و دستش باز است باز هم همه به بپای دولت نوشته می شود .باز هم موقع رای دادن کیسه های پر از شناسنامه راهی شهر و حوزه های رای گیری می شود و یک نا امیدی دیگر برای سرنوشت این کشور رقم می خورد .