شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

کوبانی، سرنوشت‌ منطقه و جهان را رقم می‌زند!


ماندن و یا سقوط ‫#‏کوبانی‬، دیگر فقط سرنوشت یک شهر نیست. کوبانی اگر بماند، «شروع ِ پایان» ‫#‏داعش‬ است. و اگر سقوط کند، آتشی چندساله همه منطقه و جهان را شعله‌ور خواهد کرد. ترکیه‌ای که حالا مرز را بر امدادرسانی به کوبانی بسته، اولین زخم داعشی‌ها را خواهد چشید. و بعد عربستان و اروپا و آمریکا...! برای همین است که جهانیان، چشم از کوبانی بر نداشته اند. ماندن یا سقوط این شهر، تاریخ را به «قبل و بعد از کوبانی» تقسیم می‌کند. آنطور که ۱۱سپتامبر چنان کرد.
آدم‌ها دو پا برای ماندن و افتادن دارند. یک پا برای ایستادن، ماندن، بودن دارند. و یک پا برای لغزیدن، فرو‌افتادن و سقوط. 
مردان و زنان کوبانی، مدتهاست با دستان خالی روی پای «ایستادگی» خود ایستاده‌اند. روی پایی که بنای مقاومت دارد، تکیه کرده‌اند. آنها بنای لغزش و عقب‌نشینی ندارند. کوبانی بنای ماندن دارد. و روی همان «پای ماندگاری» خویش می‌ماند.
[فیس بوک #بابک‌‌‌داد]

جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

چنین گفت جیلان...

امکان تغییر تصویر نبود. جیلان زنده است
و حماسه سخنان او بزرگ و قابل تعظیم خواهد ماند

خبر اولیه این بود: جیلان اوزلو، رزمنده ۱۹ ساله کُرد کوبانی، بعد از مدتها مقاومت و دفاع، وقتی که دید تمامی هم‌سنگرانش جان باخته‌اند و خود او هم در آستانه اسارت به‌ دست نیروهای داعش است، به همان وعده‌ای عمل کرد که به تازگی به خبرنگار (BBC news) هم گفته بود: «آخرین گلوله را برای کشتن خودم نگه داشته‌ام. آنها نمی‌توانند مرا زنده اسیر کنند.»
به نقل از خبر روزنامه رادیکال ترکیه، جیلان در لحظات آخر به‌وسیله بی‌سیم به دوستانش در سنگرهای دورتر خبر داده که نیروهای داعش به نزدیکی سنگر او رسیده‌اند و این، آخرین پیام اوست. او گفته که حالا نوبت گلوله آخرم است. و ماشه را با شهامت به سمت خویش چکانده است: «هیهات اگر ذلت اسارت را بپذیرم.»
ظاهرا” (و خوشختانه) خبر شهادت جیلان توسط منابع کُرد کوبانی تکذیب شده و روزنامه رادیکال هم آن را اصلاح کرده است. اعلام شده که جیلان خوشبختانه هنوز هم زنده و پرامید، برای سرزمین و مردمانش می‌رزمد.
اما این چیزی از اهمیت و ارزش سخنان حماسی جیلان به خبرنگار بی‌بی‌سی جهانی و تصمیم غیرتمندانه او برای آن «آخرین گلوله‌اش» کم نمی‌کند. کوبانی مظلوم، امروز زیر آتش سنگین داعش، صدها «جیلان شرافتمند» دارد که حماسه می‌آفرینند. کوبانی زنده است، چون هزاران جیلان دارد.
حماسه‌های بزرگ تاریخی، به همین سادگی و به همین زیبایی شکل می‌گیرند و جاودانه می‌شوند. سخنان جیلان اوزلو، شرح یک حماسه بزرگ است. این یادداشت بر عزم غیرتمندانه جیلان برای مقاومت تا واپسین نفس تکیه دارد. و تقدیری است از این «فضیلت بزرگ» که جیلان‌های کوبانی تصمیم دارند آنگونه بجنگند که حسرت اسیر شدن را بر دل دشمنان خود باقی بگذارند. این غیرت‌مندی، «خودِ خودِ حماسه» است.
برای اطلاع بیشتر: منطقه کردنشین کوبانی ( با نام عین‌العرب هم مشهور است) در بن‌بستی بین سوریه و ترکیه قرار دارد. دولت ترکیه سالهاست که با این سرزمین و مردمش، جنگی آشکار و نهان داشته و رژیم سوریه هم جز علویان، بر همه مردم سوری ستم می‌کند.
کمک‌رسانی به کوبانی بسیار سخت است. برای همین مردم مظلوم کوبانی، با تمام قوا دارند از خود دفاع می‌کنند.
تحسین و نقل حماسه‌های این دفاع شرافتمندانه و این مقاومت مظلومانه، کمترین کاری است که باید بکنیم. شاید امدادهای جهانی، زودتر کوبانی را از هجوم داعش برهانند. تاکنون ۱۴۵ هزار شهروند دیار کوبان، به مرز ترکیه پناه برده‌اند که روی خوشی هم از همسایه شمالی خود ندیده‌اند. بقیه هم برای دفاع در شهر باقی مانده‌اند. این «شهامت جمعی»، قابل تعظیم است.
[بابک‌داد]

سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

اجلاس پاریس برعلیه داعش؛ «اول من گفتم نه!»


اجلاس بزرگ پاریس برای ائتلاف جهانی بر علیه ‫#‏داعش‬ امروز دوشنبه با حضور نمایندگان حدود سی کشور دنیا برگزار شد. فؤاد معصوم رئیس جمهور عراق در سخنانش با گلایه‌ از ایران گفت انتظار داشتیم همسایه ما که یکهزار کیلومتر مرز مشترک با او داریم، در این ائتلاف سهیم می‌بود. علاوه بر آمریکا، گفته می‌شود برخی از کشورهای عربی هم با حضور ایران مخالف بوده‌اند. اما امروز آیت‌الله خامنه‌ای هنگام ترک بیمارستان، خود را مسئول این غیبت اعلام کرد و گفت که این حکومت ایران بوده که «نه اول» را او به این ائتلاف گفته و با آن مخالفت کرده است! خامنه‌ای با لحنی نیشدار گفته باعث افتخار ماست که در یک «کار غلط دسته‌جمعی» شرکت نکنیم. این سخن یعنی رهبر ایران، نبرد جهانی با داعش را یک کار غلط و جهت‌دار می‌داند. خامنه‌ای که در مدت درمانش، دهها چهره سرشناس را به عیادت خود فراخوانده بود، بدون آنکه از عیادت‌کنندگان تشکر بکند، از «بیشترین تفریح» خود روی تخت بیمارستان اینگونه نام برد که مطالعه خبرهای مربوط به تحرکات آمریکا بر علیه داعش بهترین تفریحم روی تخت بوده است! این سخن ممکن است گوشه‌ای از رضایت پنهان رهبر حکومت ایران از داعش و یا دست‌کم رضایت رهبر از «آمریکا‌ستیزی داعش» را فاش کند. نکته مهمی که حتما در اذهان جهانیان باقی می‌ماند و بر انزوای سیاسی ایران خواهد افزود.
غیبت ایران در ائتلاف جهانی برای حذف داعش، بخصوص با اصراری که رهبر در گفتن «نهِ اول به ائتلاف» دارد، هم باعث منزوی‌تر شدن ایران از صحنه منطقه‌ای و جهانی می‌شود. نکته اینجاست که تمام تقصیر غیبت و تبعات بعدی آن، به حساب شخص سید‌علی‌خامنه‌ای لحاظ شده است.
از طرفی؛ لشگریان داعش اینک علاوه بر «سوریه منزوی»، یک کشور منزوی دیگر را هم برای روز مبادای خود یافته‌اند و ای بسا به تصرف بخشهایی از آن و پناه‌گرفتن در خاک ایران هم فکر کرده باشند.
به عبارت دیگر؛ قهر خامنه‌ای با ائتلاف جهانی بر ضد داعش، هم انزوای بیشتر را برای ایران به دنبال خواهد داشت. هم احتمال دارد «داعش زخمی‌شده»، برای گریز از بن‌بست پیش‌رو، به سوی کشور منزوی و تنهای ایران یورش بیاورد. در هر دو حالت، ایران یا درگیر انزوایی شدیدتر می‌شود و یا درگیر یک یورش یا «جنگ ناگهانی» خواهد شد که محصول تصمیمات و سخنان حساب‌نشده رهبر و مسئولان است.
امیدوارم چنان نشود وگرنه ایران باز هم چوب بی‌سیاستی، خودکامگی و تفریحات بیمارستانی(!) «رهبر با ‌بصیرت و فرظانه!» را خواهد خورد.
[فیس‌بوک همگانی بابک داد]


پی‌نوشت: به گزارش دویچه‌وله، درکنفرانس پاریس نمایندگان ۳۰ کشور شرکت دارند. در کنار وزرای خارجه آمریکا و بریتانیا، نمایندگان عربستان سعودی، مصر، قطر و امارات متحده عربی، اردن، کویت، لبنان و ترکیه، هم‌چنین روسیه و چین از جمله کشورهایی هستند که در یافتن راه حلی برای تهدید دولت اسلامی نقشی مهم بازی می‌کنند. ایران و سوریه، دو کشور مهم منطقه که در تشدید یا کاهش بحران نقشی تعیین کننده ایفا می‌کنند غایب‌اند.
با وجود آنکه دولت فرانسه در دعوت از ایران اصرار داشت، اما این پافشاری در مقابل نیروهای مخالف و در راس‌آن‌ها کشورهای عرب منطقه به جایی نرسید و مواضع اعلام شده در این کنفرانس با واکنش تهران روبرو شد.
آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه گفته است که آمریکا از ایران برای مذاکره درباره داعش دعوت کرده، اما او مخالفت کرده است زیرا "آن‌ها دست‌های آلوده‌ای دارند".
علی خامنه‌ای گفته است که در بیمارستان تفریح‌اش «شنیدن صحبت‌های مقامات آمریکایی در زمینه مبارزه با داعش» بوده است. وی سخنان مقامات آمریکایی در رابطه با داعش را "پوچ، توخالی و جهت‌دار" خوانده است.

جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

تفکیک جنسیتی را از «مجلس» شروع کنید!


در مجلس چهارم (۲۰سال قبل) که اکثریت در اختیار راستگراها (اصولگرایان امروز) بود، از تهران هم یک خانم سی‌و‌چند ساله به مجلس راه یافته بود. این خانم جوان در مقابل زنان دیگر مجلس، لااقل موی صورت نداشت و یک «زن» به نظر می‌رسید. اما آنچه چشم برخی آقایان نماینده را متوجه این خانم می‌کرد، این نکته بود که او هنوز «مجرد» بود.(و از خانواده مشهوری هم بود.) چندین بار از خبرنگاران همکار شنیدم که این خانم از برخی رفتارهای زشت و شبه‌تعرض از طرف برخی نمایندگان آزره شده و به رئیس مجلس (آقای ناطق‌نوری) هم شکوه کرده است. او حتی در جلسات کمیسیون هم بر سر صندلی و فاصله‌گرفتن از برخی آقایان (روحانی یا غیرروحانی) جروبحث کرده بود. آنطور که از یکی از دوستان نماینده شنیدم، این سوءاستفاده‌ها و آزارها باعث شد این خانم پزشک، تن به ازدواجی ناگهانی بدهد! البته مشکلات اینچنینی، پایان نگرفت.
کمیسیون‌های مجلس اغلب بدون حضور خبرنگاران و تا حوالی غروب برگزار می‌شوند. فاصله نمایندگان مرد و زن در کمیسیونها، از فاصله دانشجویان دختر و پسر به مراتب کمتر است. و شیطنت آخوندی برخی نمایندگان هم شگفتی‌انگیز است!
حالا بحث است که «تفکیک جنسیتی هدیه نظام به مردم است!» و هر کسی دارد از «محاسن» این طرح سخنی می‌گوید و حتی حدیث تولید می‌کنند! پرسش و خواسته منطقی این است که این کار اول از «خانه ملت!» آغاز شود.

در عکس بالا که خبرگزاری مهر از صحن علنی مجلس مخابره کرده، آقای ابوطالب نماینده تهران در حال عکاسی یواشکی(!) از یک خانم نماینده است و گپ صمیمانه‌ای هم در کنارشان بین دو نماینده زن و مرد در جریان است!
آیا چنین صحنه‌هایی را در شهرداری و یا دانشگاهها دیده‌اید؟ خب نمایندگان عزیز چرا باید از این «هدیه الهی!» و تفکیک جنسیتی محروم بمانند و آن را از تفکیک در شهرداریها شروع کنند؟! کار به این خوبی(!) چرا نباید قبل از همه، بین زنان و مردان در مجلس انجام شود و بین آنها «پرده عفاف» کشیده شود؟ آیا ساعتها بحث و حضور پر‌ ازدحام نمایندگان «نامحرم!» آن هم در اتاق کمیسیون‌ها، ستون‌های اسلام و دین را نمی‌لرزاند؟! اگر تفکیک جنسیتی در شهرداری و دانشگاهها «مستحب» باشد، من شهادت می‌دهم برای مجلس امری «واجب» است. زیرا خطرات بیشتری در راهروهای پارلمان و اتاق کمیسیونها و حتی مطابق عکس فوق، در خود صحن مجلس وجود دارد که ممکن است نظام ناب اسلامی را به مخاطره بیاندازد. پس این تفکیک را از مجلس شورای اسلامی آغاز کنید و برای رفتن به بهشت، یک بار هم خود نمایندگان پیشقدم شوند.
اما اگر دیدید تفکیک و جداسازی این نمایندگان زن و مرد در یک مجلس ۳۹۰ نفره «ممکن و شدنی» نیست (که نیست)، پس لطفا” این بحث ابلهانه را خاتمه دهید و برای «غیرت دینی» آقای قالیباف یک فکر عاجلی بکنید. و از این بیشتر، مردم و کارکنان شهرداری‌ها و دانشجویان و دیگران را با «متر و معیار شهوت‌هایتان» قضاوت نکنید!
[فیسبوک بابک داد] اینجاست.

سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

فتواهای خام «مراجع درباری»!


دو روز قبل انگشتان یک سارق خرده‌پا را در ملاء‌عام قطع کردند، اما جهرمی و بروجردی و رحیمی و هزاران سارق میلیاردی، با پرداخت «خمس و زکات» پولهایی که از بیت‌المال دزدیدند، زیر سایه «روحانیت حکومتی» به سلامت زندگی می‌کنند. اینجا پاسخ این سئوال آشکار می‌شود که چرا «آخوند درباری» و «آخوند حکومتی» همیشه مورد طعن و لعن مردم ما بوده و هست؟
آقای مکارم شیرازی از پرسرعت‌ترین تکنولوژی‌های روز دنیا استفاده می‌کند، اما حکم بر حُرمت اینترنت پرسرعت می‌دهد! جناب مکارم یک سایت عظیم اینترنتی دارد که برای دیدن و شنیدن خطابه‌هایش، اتفاقا باید همان اینترنت پرسرعتی را داشته باشند که فتوا داده «حرام» است. لااقل مقلدان مکارم، بعد از این برطبق فتوای مرجع‌تقلیدشان از دیدن آثار صوتی و تصویری ایشان بر روی سایت‌ باید حذر کنند! چون فیلم و صدا را بدون استفاده از اینترنت پرسرعتی که حرامش کرده، نمی‌توان دید و شنید! بازنده اول این «فتوای خام» خود حضرت مکارم است!
کاش آقای مکارم می‌دانست با همین میکروفون و تلفنی هم که در دست دارد، می‌توان مثل اینترنت پرسرعت کارهای مختلفی کرد. آن تلویزیونی که ایشان برای خطابه‌گویی در ماه رمضان هم استفاده می‌کند، همچنین یک «آلت‌حرام بالقوه» است! باید فتوا بر حرمت همه اینها می‌داد و شجاعت می‌داشت تا برای تحریم همه ابزار و تکنولوژی‌های روز دنیا، فتوای حرمت صادر کند و خود هم بدان عمل کند. ای کاش به‌جای اینترنت پرسرعت، خرید اتومبیل لوکس پرسرعت را برای فرزند خود هم حرام می‌کرد. تا فاصله فقیر و غنی آنقدر نشود که انگشتان یک دزد خرده‌پا را قطع کنند و دزدان حکومتی از هر مجازاتی مصون بمانند. می‌دانم؛ خواسته‌های بی‌ربطی از مراجع حکومتی است. اما گفتم تا بگویند به رغم داشتن دهها شبکه صداوسیما و هفتصد تریبون نمازجمعه و صدها سایت و خبرگزاری و... چه چیزی بر اعتقاد و دین و ایمان مردم سال ۱۳۵۷ افزوده‌اند؟ نتیجه ۳۵ سال تفتیش عقاید و کشتن اندیشه‌ها برای این حاکمیت چه بوده به جز یک «ریزش بزرگ مردمی» و یک «هیچ بزرگتر»؟!
[بابک داد]
فیس‌بوک همگانی