پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

رحیمی! «متخلف خودی نظام»؟!


بنای ویران «عدالتخانه»!
تقدیم به دختر هنرمند ایران #‏آتنا_فرقدانی‬ نقاش و فعال حقوق کودکان، که در نظام اسلامی «خودی» نیست و باید در زندان قرون وسطایی قرچک، از اعتصاب غذا بیهوش شود...
 حجت‌الاسلام ‫#‏هادی_صادقی‬ معاون فرهنگی ‫#‏قوه_قضائیه‬، پرده را انداخت و حقیقت «عدالت در نظام اسلامی» را آشکار کرد. او درباره ‫#‏محمدرضا_رحیمی‬ گفت که او یک «متخلف خودی!» است. این حرف، پیامی است برای زندانبانان و قضات داخل اوین که مراقب این عضو خودی نظام باشند. جناب رحیمی نه در بند بدهکاران مالی و نه در بخش مجرمان پرونده بیمه دیده نشده است. او در کجای ‫#‏اوین‬، که هم جهنم ۲۰۹ دارد و هم بهشت سوئیت‌های مجهز به تلفن و اینترنت و حمام شخصی و مبلمان و اسباب آسایش دارد، در حال تحمل کیفر و«گذراندن حبس» است؟!
چرا داعیه عدالت علوی دارند کسانی که شهروندان را به درجه‌ یک و درجه دو تقسیم می‌کنند؟ و زندانیان را هم به «خودی» و غیرخودی تفکیک می‌کنند؟ این دستگاه قضائی، کجایش بویی از «عدالت» دارد وقتی با وقاحت، از خودی بودن یک زندانی فاسد سخن می‌گوید؟ و کجاست مقامی که شهامت کند و این معاون را توبیخ و برکنار ‌کند؟
[فیسبوک بابک داد]

جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حصر رسانه‌ای؛ حسادت کور!


چه موافق خاتمی باشیم و چه مخالف، از «حصر رسانه‌ای» او به هیچ شکلی نباید بگذریم. آنچه محسنی اژه‌ای به مطبوعات و رسانه‌ها دیکته کرده، نه «حکم قانونی» است و نه حتی مصوبه «شورای عالی امنیت ملی»! بلکه کودکانه‌ترین نوع کینه‌ورزی، انتقام و حذف است که فقط در سپهر سیاست جمهوری اسلامی رخ میدهد و در همه‌ جای جهان به این همه بلاهت و کوته‌نظری می‌خندند.
حزب سوسیالیست فرانسه (حزب حاکم) که دولت و اکثریت پارلمان این کشور را در اختیار دارد، در یک بیانیه‌ حزبی به اقدام عجیب قوه قضائیه ایران در «ممنوعیت رسانه‌ای خاتمی» اعتراض کرده و خواستار مراعات حقوق مدنی او و آزادی مطبوعات شده است. خدا کند سخنگوی وزارت خارجه دولت آقای روحانی، فرق «مواضع دولت‌ها» با بیانیه حزبی را بداند و این بیانیه را «دخالت فرانسه در امور داخلی ایران!» نام نگذارد که موجب استهزاء و سرافکندگی دولت تدبیر و امید(!) می‌شود و سواد! دیپلماتیک خانم سخنگو را هم فاش می‌کند.) ضمن اینکه منتظریم واکنش آقای روحانی را درباره ممنوعیت رسانه‌ای خانمی ببینیم.
و اما…
«حصر» آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد «غیرقانونی» است. ما بخصوص اگر مخالف‌شان باشیم، باید از حقوق آنان دفاع کنیم. (اگر موافق کسی باشیم که بدیهی است از او دفاع کنیم. دفاع از حقوق و آزادی افراد؛ وقتی ارزشمند است که با آنها رقیب و یا مخالف باشیم و در برابر ظلم به مخالفان خود ساکت ننشینیم.)
علاوه بر حصر، «ممنوعیت رسانه‌ای خاتمی» هم غیرقانونی و ظالمانه است؛ پس اگر مخالف خاتمی هم باشیم، نباید اجازه بدهیم این بی‌قانونی‌ها رواج یابند و نهادینه شوند. وگرنه روزی که تیغ بی‌قانونی‌ را بر گردن ما بسایند، کسی نخواهد ماند تا داد ما را بستاند. من برای اعتراض به اعدام فرزاد‌ و شیرین و… دادگاهی شده‌ام. به ممنوعیت تدفین «مُهنا» دختر مظلوم بهایی در گورستان شهرشان اعتراض کرده‌ام. از حقوق هر که ظلمی بر او رفته دفاع کرده‌ام تا «تمرین کنم تفاوت‌ها را نبینم». ظلم، ظلم است. بر هر که به ناحق تیری بزنند، باید که از تن من هم خون جاری شود. قبل از آنکه بدانم آن «فرد مظلوم» که بود. و چگونه فکر میکرد. باید بیاموزم که تفاوت‌ها نادیده رها کنم که دفاع از مظلوم، خود به تنهایی یک فضیلت است.
این سیاه‌بختی امروز، نتیجه و «تاوان» آن دیروزی است که هر ظلمی که دیدیم؛ سکوت کردیم. بعد از این به اندازه بضاعت خود تلاش کنیم «رسانه_همه_مظلومان» باشیم و به قول سعدی: «به قدر وُسع بکوشیم.»
به راه بادیه رفتن، به از نشستنِ باطل
که گر مراد نیابم، به قدر وُسع بکوشم!
[بابک داد]

*ترجمه فارسی بیانیه حزب سوسیالیست فرانسه چنین است: حزب سوسیالیست فرانسه بی عدالتی و نقض حقوق "محمد خاتمى" رئیس جمهور سابق ایران، توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی را محکوم میکند.
قوه قضائیه ایران به ابزاری در دست تندروها برای سرکوب آزادی بیان تبدیل شده و اکنون "محمد خاتمی" رئيس جمهور سابق اصلاح طلب را که یک مرد محبوب و مورد احترام در ایران و در سراسر جهان است، هدف بی عدالتی قرار داده است. بدین طریق که قوه قضائیه، مطبوعات و رسانه های ایران را از انتشار سخنان و تصاویر آقای خاتمى و حتی از ذکر نام وی منع کرده است!
حزب سوسیالیست این "تصمیم خودسرانه" را که ناقض حقوق اساسی فرد و آزادی مطبوعات است، به شدت محکوم می کند و از مقامات ایرانی میخواهد به حقوق "محمد خاتمى" احترام بگذارند. لینک 

سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

تشریفات حکم رحیمی؛ و مرگ بی‌تشریفات «خوزستان»!


اول: مجازات با تشریفات!
دادستان‌کل خبر داده که «تشریفات اجرای حکم رحیمی در حال انجام است!» (منظور البته تشریفات اداری است اما عملا به نوعی استمهال و بخشیدن فرصت به محکوم رحیمی تبدیل شده است!)
در کشور ما دختران و بانوان روزنامه‌نگار و دانشجو و فعال مدنی را از رختخواب و از آغوش فرزند و همسر بیرون می‌کشند و بدون تفهیم هیچ اتهامی، او را صاف می‌برند اوین و قرچک ورامین! اما برای آقای محمدرضا رحیمی (معاون اول نظام!) که میلیاردها تومان اختلاس کرده و رشوه داده و رشوه گرفته و ۱۷۰ نماینده مجلس را یکجا «مهندسی انتخاباتی» کرده و با پول بیت‌المال، این افراد را وارد مجلس کرده و قس علیهذا تپه که گلکاری فرموده… فقط یک حکم «۸۰٪ تخفیفی» صادر کرده‌اند که خداوکیلی حبس ۵ ساله آن، معادل حبس یک روزنامه‌نگار است که در ده دقیقه و «صلواتی!» محاکمه‌اش کرده‌اند! حالا برای اجرای همین حکم تشریفاتی و فرمالیته، دادستان کل می‌گوید باید یک سری تشریفات طی شود و البته این وسط رعایت حال مادر سالمند و همسر بیمار و بچه‌های آقای رحیمی را هم می‌کنند که ای کاش چنین تشریفات و جوانمردی و رأفتی را برای همه یکسان انجام می‌دادند. نه فقط برای جناب رحیمی که با نوشتن یک نامه، پرده از «مهندسی انتخاباتی» در نظام اسلامی برداشت و لیست دهها نماینده و مقام فاسد رشوه‌خوار را در جیب دارد و اگر رعایت حالش را نکنند، ممکن است زبانش دوباره باز شود! به این تبعیض و تفاوت می‌گویند همان «عدالت و اسلام نابی» که رهبر در نامه‌ به جوانان غربی فرمود: باید بیایید و عطر خوش این دین را از ما بجویید و نسخه اصیل دین را از ما بیاموزید!

دوم: رحیمی را یک مدت به خوزستان ببرید! 
بهترین تشریفات برای امثال آقای رحیمی و مفسدان اقتصادی، یک مدت اقامت در اهواز و خوزستان امروز است که بفهمند با کسری از میلیاردها تومان پولی که از جیب این مردم دزدیده‌اند، می‌شد جلوی فاجعه ریزگردهای خوزستان را چندسال قبل بگیرند. شاید با نصف پولی که صرف مهندسی انتخابات و واردات کوچک‌زاده و رسایی و این جماعت عربده‌کش به مجلس کرد، این معاون اول نظام می‌توانست دستور دهد «مالچ‌پاشی» روی بیابانهای خوزستان را تمام کنند.
به نظرم امثال مرتضوی و جهرمی و رحیمی و آن ۱۷۰ نماینده رشوه گیر و آن صدها مقام فاسدی را که هنوز نمی‌شناسیم و زیر لحاف فراموشی ما ملت پنهان شده‌اند، باید یک هفته یا یک ماه در خوزستان بگذارند تا بفهمند رفتن ریزگرد و خاک توی چشم یعنی چه؟! تا بفهمند سرفه‌ی بی‌امان و قی‌کردن گِل از گلو  و خلط خاکی چه طعمی دارد؟ تا بفهمند درد عفونت حلق و چشم و گوش، چه امانی از آدم می‌برد؟! آنها باید ببینند وقتی آب لوله‌کشی هم گل‌آلود است و حتی برای شسشوی لباس هم مضر است، چه «جنایت بی‌نهایتی» در حق این ملت کرده‌اند. آنجا که بمانند لازم نیست کسی دائم توی گوششان بگوید اینها عاقبت حرام‌خواری شماست آقای رحیمی! که بگوید آن حرام خواری‌ها، هم برای این مردم بیگناه چنین مصیبت آفرید. و هم آنطوری که خودتان می‌گویید برای همسر و نزدیکان‌تان، انواع بیماری و بدبختی و عذاب به‌بار آورده است.

سوم:هیأت دولت را به خوزستان ببرید، با این شرایط...
چرا دولت تدبیر و امید «خوزستان» پر درد را رها کرده‌؟ چرا خانم ابتکار معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان محیط‌زیست، امروز سفرشان به اهواز را به دلیل بدی آب و هوا(!) لغو کردند؟ [خبرگزاری‌فارس] اگر آب و هوای آن دیار بد نبود که ضرورتی به سفر ایشان نبود. چرا رئیس‌جمهور اعلام وضعیت فوق‌العاده نمی‌کند؟ چرا هیأت دولت را ظرف «همین امروز و فردا» برای بررسی اوضاع و اخذ تصمیمات فوری کابینه به این استان نمی‌برند تا بودجه فوری و امکانات لجستیکی لازم را برای نجات خوزستان تخصیص ‌دهند؟ آیا این تقاضا هم از دولت، مثل رفع‌حصر و آزادی زندانیان عقیدتی و… تقاضاهای زیادی است؟!
جناب آقای روحانی! هیأت دولت را برای اقامت یک هفته‌ای در یک جای معمولی اهواز‌ مثل «خانه معلم» و شبیه این، به خوزستان خسته و پر درد ببرید.
حرامتان باد اگر آنجا در هتل‌های لوکس و یا مهمانسرای استانداری اقامت کنید. حرامتان باد اگر آنجا «آبمعدنی» بنوشید. یک هفته شبیه مردم زندگی کنید و بخورید و حمام کنید تا شاید دردشان را بفهمید و بتوانید با دردمندی، این دردها را علاج کنید. 
خوزستان هنوز از جراحت‌های جنگ ۸ ساله قد راست نکرده و تنی پر درد دارد‌. ایران به خوزستان مدیون است و اولویت با رفع این فاجعه ملی در جنوب ایران لست. به داد این استان مظلوم برسید که راه تنفس‌اش بسته شده. یک فاجعه ملی رخ داده، دست روی دست نگذارید.
[فیسبوک بابک داد]

یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

آقای روحانی! قول نامزد انتخاباتی، میثاق «شرافتمندانه» اوست!

بی‌پرده با مردی که با «کلید» آمد!

موقع تبلیغات انتخاباتی ۹۲ (و صدها بار قبل و بعد از آن) گفتم که [جوی خون قربانیان بیگناه انتخابات ۸۸، خط پررنگی بین «حق» و «باطل» انداخته. باید یک‌ طرف را انتخاب کرد و ایستاد! اما اگر خواستید و رأی دادید، پیگیر وعده‌ها و قولهای نامزدها باشید.]
اکنون بیست ماه است که بسیاری از وعده‌های «کلیدی» آقای روحانی، خاک می‌خورند‌! این وسط، خوش‌رقصی مشاوران او درباره «قانونی بودن حصر» دیگر چه ضرورتی دارد؟ نمی‌دانم!
آن روزها بسیاری از جوانان به امید گره‌گشایی «کلید روحانی» گرد او جمع شدند. اما دیری نپایید که تزویر از پشت نقاب تدبیر بیرون زد. و اسید بر امید پاشیده شد. حالا مشاور نزدیک ایشان، چشم در چشم ملت می‌دوزد و میگوید: «من با حصر موافقم!»
عکس خبری از سایت دیگربان.
 از طرفی حسین شریعتمداری نماینده رهبر در کیهان هم با صراحت می‌گوید: [حکم حصر و حبس خانگی کروبی و موسوی و رهنورد را آقای «روحانی» هم امضا کرده است.] و هیچ تکذیبی از طرف روحانی صادر نمی‌شود!
گیریم شریعتمداری همچون همیشه از موضع نفاق و ریاکاری، این حرف را به دروغ گفته است. آیا تکذیب آن برای رئیس‌جمهور دشوار است؟ تکذیب حرف «مشاوران نزدیک» آقای روحانی هم درباره «قانونی و شرعی بودن حصر» برای ایشان سخت است؟! حجت‌الاسلام سید‌رضا اکرمی رئیس نهاد‌فرهنگی ریاست‌جمهوری و مشاور روحانی در برنامه تلویزیونی شناسنامه؛ با صراحت از حصر و حبس خانگی دو نامزد انتخابات ۸۸ دفاع کرد و این حصر را هم قانونی خواند، هم شرعی! او نگفت با کدام بند قانونی؟ و نگفت بر اساس کدام آیه قرآنی حصر بیگناهان جایز است؟! چون نه در قوانین و نه در دین، چنین ظلم آشکاری تجویز نشده است. جالب اینکه این صدا از «اردوگاه دولتی‌ها» چندبار است شنیده شده و روحانی سکوتی معنادار کرده است. اکنون نوبت سنجش «صداقت روحانی» درباره قولها و شعارهای انتخاباتی اوست.
آقای روحانی! اینجا پای قول شما به ملت در میان است و پایمال کردن آن قولها توسط مشاور شما، یعنی اینکه آنها دارند از زبان شما این حرفها را می‌زنند! اگر چنین است که مردانه بگویید آن قولها دروغ بودند. و اگر اکرمی و آشنا از قول خودشان این حرفها را زده‌اند و شما هم مخالفید، محکم و مردانه لااقل جلوی «مشاوران منصوب خودتان» بایستید.
لااقل «صریح و مردانه» پای شعارهای انتخاباتی‌ خودتان بایستید و اگر حقیقتا” با حصر مخالف هستید، مشاورانتان را بخاطر بیان حرفهایی که برخلاف قولهای انتخاباتی‌تان گفته‌اند، برکنار کنید. آقای روحانی! شعارها و وعده‌های انتخاباتی، یک سری «میثاق و عهد مقدس» نامزدهاست با مردم‌ و رأی‌دهندگان. و در تمام این کره خاکی، زیرپا گذاشتن وعده‌های انتخاباتی، کاری بس زشت و ناجوانمردانه و رذیلانه است. انشاءلله که این رذیلت از شما دور است و شما برای توجیه سخنان خلاف‌حق مشاوران خود، تلاش نخواهید کرد. براساس وعده انتخاباتی شما، پاسخ این مشاورتان فقط یک حکم است: برکناری!
اکنون نوبت «عمل» و اثبات عملی صداقت شماست جناب رئیس جمهور! «آزادی بیان» را هم قربانی این قضیه نکنید. آنجایی که شما هستید «دولت» است نه ستاد انتخاباتی و محفل و حزب!
مشاوران و اعضای دولت شما «حق بیان» حرفهایی که مخالف وعده‌های شما باشد را ندارند. پس بدون اتلاف وقت، «شفاف و جوانمردانه و عملی» نشان دهید که قولهای انتخاباتی شما، مشتی قول دروغ برای جلب رأی مردم و جوانان نبوده‌اند. 
[فیسبوک بابک داد]

خوانندگان عزیز. لطفا آنقدر این متن و عکس را به «اشتراک» بگذارید تا به دست آقای روحانی برسد. حق یارتان

جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

«پایان داعش»؛ از کوبانی تا اردن!


آغازِ «پایان داعش» از کوبانی!
حدود هفت ساعت قبل (اولین ساعات بامداد پنجشنبه) «ناصر جودِه» وزیر خارجه اردن در گفتگویی اختصاصی با شبکه cnn, از تصمیم خلل‌ناپذیر کشورش برای انتقامی سخت از داعش خبر داد. او گفت: داعش نماینده هیچ دین و مرامی نیست و هر کجا بروند از قصاص جنایت هولناکی که کردند در امان نخواهند بود. انتشار فیلم هولناک سوزاندن خلبان ۲۶ ساله اردنی که ماه قبل بعد از سقوط هواپیمایش در شهر رقه سوریه، به اسارت گروه داعش در آمد، موجب نفرتی عمیق و خشمی فراگیر در میان مردم کشور اردن شده است. آنگونه که در تظاهراتی بلافاصله، مردم به سمت کاخ پادشاه حرکت کردند و خواهان اعدام فوری «ساجده الریشاوی» تروریست زندانی توسط دولت شدند. داعش که احتمالا خلبان اردنی را در اوایل ژانویه سوزانده بود، در اقدامی ریاکارانه دولت اردن را زیر «فشار» گذاشت تا این زن تروریست را با خلبان جوان معاوضه کند. بر خلاف تصور داعش که تصور نمی‌کرد اردن حاضر با معامله باشد، اردن این پیشنهاد را پذیرفت. داعش که‌خلبان اردنی را سوزانده بود، قصد داشت بعدها دولت اردن را مسئول کشته شدن خلبان جوان معرفی کند و لابد مردم اردن را در برابر دولت آن کشور بشوراند و از اردنی‌های معترض، برای پیوستن به صفوف خود یارگیری بکند. اما پاسخ مثبت دولت اردن برای معاوضه، داعش را غافلگیر و آچمز کرد! اردن اعلام کرد با پیشنهاد معاوضه موافقت می‌کند؛ مشروط بر آنکه از سلامتی خلبان «معاذ الکساسبه» مطمئن شود! شرطی که داعش قادر نبود برآورده‌اش کند. وزیر خارجه اردن به cnn گفت: «ما از ابتدا هم شک داشتیم خلبان‌مان هنوز زنده باشد. اما امیدواری‌مان را هم حفظ کردیم.»
داعش که نمی‌توانست نشانه‌ای از سلامتی خلبان مقتول ارائه کند، به «سکوت رذیلانه» رو آورد و بعد از دو روز بیخبری، با کشتن گروگان ژاپنی زیر میز مذاکره زد! این گروه تروریستی تلاش کرد در این بازی روانی، نقش مغلوب و بازنده خود را با نقش یک «مهاجم کم‌حوصله!» عوض کند تا مسئولیتی متوجه او نباشد. داعش قبلا خلبان جوان را کشته (سوزانده) بود‌ و فیلمی حرفه‌ای برای هراس‌افکنی از آن ساخته بود و در یکماه اخیر، مشغول مونتاژ آن فیلم هولناک بود. بنابراین نشانه‌ای از سلامتی خلبان مقتول نداشت تا به اردن ارائه کند. همین امر باعث میشد تا افکار عمومی جهان عرب و اسلام، به زودی به نیرنگ و خدعه داعش در این قضیه هم پی ببرد! لذا به سیاست وحشت‌آفرینی خود شدت بخشید. ابتدا گروگان ژاپنی را سر برید و سپس فیلم سوزاندن خلبان اردنی را با این ادعای دروغ که او را همین امروز کشته‌ایم، منتشر کرد! بعد از انتشار این فیلم جگرخراش از سوزاندن یک خلبان جوان با سیمایی معصوم و دوست‌داشتنی، آن هم در قفسی محکم و آهنین، خشم ملت اردن چنان برانگیخته شد که محال است مانند قبل داعش جرأت کند در اردن آفتابی شود و از مردم آن خطه یارگیری کند.
داعش بازنده بزرگ این ماجراست. ساختن چنان فیلم ماهرانه‌ای، کار «چند روز» بعد از مذاکرات «معاوضه گروگان و زندانی» نبود. «معاذ» قطعا چند هفته قبل سوزانده شده بود و موقع پیشنهاد دروغین داعش برای معاوضه او با ساجده، داعش در حال مونتاژ فیلم ۲۵ دقیقه‌ای هالیوودی از سوزاندن معاذ بود. پس اساس پیشنهاد معاوضه، یک‌ نیرنگ و دروغ بود و «دروغ» آبروی داعش را نزد مسلمانان ناآگاهی که با داعش همدلی داشتند، به شدت کم خواهد کرد. از طرفی در مناسبات سیاسی و دیپلماسی (چه برای مذاکره و یا هر تعامل سیاسی دیگری)، «داعش» در وضعیت وخیمی قرار می‌گیرد.
ملک عبدالله پادشاه اردن که از جوانی خلبان ماهر جنگنده‌ها بود، وفتی فیلم دلخراش سوزاندن خلبان جوان «مُعاذ» توسط داعش منتشر شد، سفرش را به آمریکا ناتمام رها کرد و به کشورش بازگشت و ضمن همدردی صمیمانه با خانواده معاذ، در آئین سنتی سوگواری عشیره او شرکت کرد. پادشاه سپس لباس رزم پوشید و در چندین سورتی، اسکادران جنگنده‌ بمب‌افکن‌‌های اردن را رهبری کرد و مواضع داعش را در نقاط مختلف سوریه منهدم نمود.
ساعاتی قبل از نگاشتن این سطور، شبکه سی‌ان‌ان در گفتگویی با وزیر خارجه اردن، عزم راسخ این کشور برای محو داعش را با پرسش‌های مختلف سنجید:[تصمیم اردن برای ضربه‌زدن به داعش «به هر شیوه ممکن» یک تصمیم خلل‌ناپذیر است و این تازه آغاز تقاص آنهاست.]
شیوه وحشیانه سوزاندن خلبان جوان، اینک خشم جهانیان و مردم اردن را به طرز کم‌سابقه‌ای برانگیخته است و آنطور که وزیر خارجه اردن می‌گوید: «اردن مصمم است به هر شیوه‌ای، داعش را تعقیب و ‌نابود کند.»
نبردهایی که «پادشاهان» در کنار جنگجویان و سربازان میهن، لباس رزم بپوشند و شانه به شانه آنها بجنگند، نقاط غرورآفرین تاریخ را ساخته‌اند. اینک گروه باج‌خواه و تروریستی داعش، به سختی بتواند از چنین مهلکه‌ای جان به در ببرد. در همسایگی داعش، حالا یک دشمن مصمم شمشیر انتقام برکشیده است. سئوال این است؛ آیا «پایان داعش» شروع شده است؟
من می‌‌گویم پایان داعش، از «کوبانی» و به دست دختران و زنان غیرتمند کُردستان شروع شده است. بانوانی که تعظیم و تکریم شجاعت آنها، قلمی جادویی می‌طلبد.
[بابک داد]
‫#‏کلنا_معاذ_الکساسبه‬ ، ‫#ملک_عبدالله ، #‏اردن‬ ، ‫#‏کوبانی‬، ‫#‏داعش‬ ، ‫#‏ناصر_جوده‬
‪#‎cnn‬ , ‪#‎isis‬ , ‪#‎jordan