چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حذف عنوان «رسیدگی به امور اقلیت‌های مذهبی و اقوام» هدف اصلی دلواپسان و قوه قضائیه است!


قوه قضائیه بدنبال حذف «پست یونسی» است!

عکس و متن خبر آن گویاست. اما چند نکته ضروری را بگویم:
اول: من جزئی از جمعیت ۱۸ تا ۲۰ میلیونی «تحریم کنندگان انتخابات ۹۲» و از منتقدان آقای روحانی هستم. اما این باعث نمی‌شود از بیان نظرم درباره «جهت‌گیری خاص» قوه قضائیه در این ماجرا پرهیز کنم. این نوشته یک تحلیل درباره علت اصلی محاکمه یونسی است و نه در دفاع از سخنان اشتباه او.
دوم: شخصا” معتقدم که سخنان آقای یونسی «دستیار رئیس‌ جمهور در امور اقلیتهای مذهبی و اقوام» درباره امپراطوری ایران و پایتختی عراق، سخنانی فوق‌العاده اشتباه بود. اما این را هم رد نمی‌کنم که یونسی با این سخنان، خواسته یا ناخواسته از «انگیزه حکومت ایران» در کشورهای منطقه و هدف نهایی یعنی تشکیل یک امپراطوری اسلامی «پرده» برداشته است.
سوم: معتقدم اگر قرار به محاکمه آقای یونسی باشد، چرا مهدی طائب از نزدیکان رهبری محاکمه نمی‌شود؟ او در مصاحبه‌اش به صراحت گفت: دشمنان درست حدس زده‌اند که اگر ایران نبود، جنگ سوریه و یمن در نمی‌گرفت. و اینکه: ما برای ظهور امام زمان، باید هزینه جنگ در چهار کشور عراق، سوریه، لبنان و یمن را بدهیم؛ «حتی اگر لازم باشد مردم باید از نان شب خود بزنند و از رزمندگان(!) در این چهار کشور حمایت کنند!»
و نکته آخر: دو هفته قبل، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در کنگره آمریکا گفت: ایران در ۴ کشور حضور نظامی دارد. و بلافاصله فردای آن، حجت‌الاسلام طائب که از نورچشمی‌های بیت رهبری است، همان ادعای نتانیاهو را اثبات و بر آن تأکید کرد. او هرگز مورد انتقاد و پیگرد قرار نگرفت که همسو با نتانیاهو به «ایران هراسی» دامن زده. اما حالا قوه قضائیه بخاطر «انتقام و حذف پست» آقای یونسی از دولت، بهانه‌ای پیدا کرده تا «پست مشاور ویژه اقوام و اقلیتهای مذهبی» را حذف کند. و همین باریکه‌ راهی که اهل تسنن و سایر اقلیتهای ایرانی در دولت داشتند، مسدود شود.
عدالت در ایران امروز، معنایی ندارد. اما سخنان مداخله‌گرانه و مداخله‌های نظامی سپاه و حکومت ایران در کشورهای منطقه، کشور و مردم ما را وارد یک بحران بزرگ خواهد کرد. بخصوص حالا که در انتخابات اسرائیل، نتانیاهو دوباره پیروز شده و در داخل هم «دلواپسان» بر طبل عدم توافق می‌کوبند، خطرات قبلی جدی‌تر هم شده‌اند.
[بابک داد]
پی‌نوشت: بخشی از سخنان حجت‌الاسلام طائب در تأیید و اثبات سخنرانی نتانیاهو درباره «حضور نظامی ایران در چهار کشور منطقه» چنین است:
 کنترل کشور یمن که جایگاهی بسیارحساس و استراتژیک درتنگه باب المندب دارد به دست گروهی به نام انصارالله، تغییرمدیریتی درعربستان و درگیری‌های سوریه وعراق سبب ایجاد یک دنیای متزلزل شده است که دشمن سبب را ایران می‌داند و حق با آنان است به دلیل این‌که «اگرایران نبود جنگ سوریه شکل نمی‌گرفت» وانصارالله به وجود نمی‌آمد. اینجا بخوانید

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

عقب‌نشینی شرم‌آور آمریکا در برابر بشار اسد!


• آیا پای مذاکرات اتمی ایران در میان است؟! •
عاقبت وزیر خارجه آمریکا بدون آنکه مثل این سالها از «پیش شرط برکناری بشار اسد» حرفی بزند؛ گفت: آمریکا «ناچار است با رژیم فعلی سوریه مذاکره کند!»
جان‌کری این عقب‌نشینی شرم‌آور آمریکا را امروز اعلام کرد و خواسته یا ناخواسته دیکتاتور خون‌ریز و جنایتکار سوریه را برای مذاکره به «رسمیت» شناخت. خدا کند که این سخن جان‌کری، بلافاصله توسط دولت اوباما جبران و یا اصلاح شود؛ وگرنه این به معنای بی‌توجهی به خون بیش از ۲۰۰ هزار نفر، حدود ۸ میلیون آواره و بیشتر از ۱۰۰ هزار زندانی معترض به حکومت بشار اسد است. همچنین تن دادن آمریکا به «مذاکره با بشار اسد» بدون تردید معنایی جز پیروزی حزب‌الله لبنان و حکومت ایران و روسیه در بقای بشار اسد ندارد. آنها توانستند با دریایی از خون، بر حقوق و خواسته مردم مظلوم سوریه چیره شوند و دولت آمریکا را هم به یک عقب‌نشینی شرم‌آور «ناچار!» کنند.
آیا این عقب‌نشینی، با مذاکرات هسته‌ای با حکومت ایران ارتباطی ندارد؟! آیا بقای بشار اسد، یکی از «شروط ایران» در مذاکرات اتمی نبوده است؟
[بابک داد]

پنجشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

رحیمی! «متخلف خودی نظام»؟!


بنای ویران «عدالتخانه»!
تقدیم به دختر هنرمند ایران #‏آتنا_فرقدانی‬ نقاش و فعال حقوق کودکان، که در نظام اسلامی «خودی» نیست و باید در زندان قرون وسطایی قرچک، از اعتصاب غذا بیهوش شود...
 حجت‌الاسلام ‫#‏هادی_صادقی‬ معاون فرهنگی ‫#‏قوه_قضائیه‬، پرده را انداخت و حقیقت «عدالت در نظام اسلامی» را آشکار کرد. او درباره ‫#‏محمدرضا_رحیمی‬ گفت که او یک «متخلف خودی!» است. این حرف، پیامی است برای زندانبانان و قضات داخل اوین که مراقب این عضو خودی نظام باشند. جناب رحیمی نه در بند بدهکاران مالی و نه در بخش مجرمان پرونده بیمه دیده نشده است. او در کجای ‫#‏اوین‬، که هم جهنم ۲۰۹ دارد و هم بهشت سوئیت‌های مجهز به تلفن و اینترنت و حمام شخصی و مبلمان و اسباب آسایش دارد، در حال تحمل کیفر و«گذراندن حبس» است؟!
چرا داعیه عدالت علوی دارند کسانی که شهروندان را به درجه‌ یک و درجه دو تقسیم می‌کنند؟ و زندانیان را هم به «خودی» و غیرخودی تفکیک می‌کنند؟ این دستگاه قضائی، کجایش بویی از «عدالت» دارد وقتی با وقاحت، از خودی بودن یک زندانی فاسد سخن می‌گوید؟ و کجاست مقامی که شهامت کند و این معاون را توبیخ و برکنار ‌کند؟
[فیسبوک بابک داد]

جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حصر رسانه‌ای؛ حسادت کور!


چه موافق خاتمی باشیم و چه مخالف، از «حصر رسانه‌ای» او به هیچ شکلی نباید بگذریم. آنچه محسنی اژه‌ای به مطبوعات و رسانه‌ها دیکته کرده، نه «حکم قانونی» است و نه حتی مصوبه «شورای عالی امنیت ملی»! بلکه کودکانه‌ترین نوع کینه‌ورزی، انتقام و حذف است که فقط در سپهر سیاست جمهوری اسلامی رخ میدهد و در همه‌ جای جهان به این همه بلاهت و کوته‌نظری می‌خندند.
حزب سوسیالیست فرانسه (حزب حاکم) که دولت و اکثریت پارلمان این کشور را در اختیار دارد، در یک بیانیه‌ حزبی به اقدام عجیب قوه قضائیه ایران در «ممنوعیت رسانه‌ای خاتمی» اعتراض کرده و خواستار مراعات حقوق مدنی او و آزادی مطبوعات شده است. خدا کند سخنگوی وزارت خارجه دولت آقای روحانی، فرق «مواضع دولت‌ها» با بیانیه حزبی را بداند و این بیانیه را «دخالت فرانسه در امور داخلی ایران!» نام نگذارد که موجب استهزاء و سرافکندگی دولت تدبیر و امید(!) می‌شود و سواد! دیپلماتیک خانم سخنگو را هم فاش می‌کند.) ضمن اینکه منتظریم واکنش آقای روحانی را درباره ممنوعیت رسانه‌ای خانمی ببینیم.
و اما…
«حصر» آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد «غیرقانونی» است. ما بخصوص اگر مخالف‌شان باشیم، باید از حقوق آنان دفاع کنیم. (اگر موافق کسی باشیم که بدیهی است از او دفاع کنیم. دفاع از حقوق و آزادی افراد؛ وقتی ارزشمند است که با آنها رقیب و یا مخالف باشیم و در برابر ظلم به مخالفان خود ساکت ننشینیم.)
علاوه بر حصر، «ممنوعیت رسانه‌ای خاتمی» هم غیرقانونی و ظالمانه است؛ پس اگر مخالف خاتمی هم باشیم، نباید اجازه بدهیم این بی‌قانونی‌ها رواج یابند و نهادینه شوند. وگرنه روزی که تیغ بی‌قانونی‌ را بر گردن ما بسایند، کسی نخواهد ماند تا داد ما را بستاند. من برای اعتراض به اعدام فرزاد‌ و شیرین و… دادگاهی شده‌ام. به ممنوعیت تدفین «مُهنا» دختر مظلوم بهایی در گورستان شهرشان اعتراض کرده‌ام. از حقوق هر که ظلمی بر او رفته دفاع کرده‌ام تا «تمرین کنم تفاوت‌ها را نبینم». ظلم، ظلم است. بر هر که به ناحق تیری بزنند، باید که از تن من هم خون جاری شود. قبل از آنکه بدانم آن «فرد مظلوم» که بود. و چگونه فکر میکرد. باید بیاموزم که تفاوت‌ها نادیده رها کنم که دفاع از مظلوم، خود به تنهایی یک فضیلت است.
این سیاه‌بختی امروز، نتیجه و «تاوان» آن دیروزی است که هر ظلمی که دیدیم؛ سکوت کردیم. بعد از این به اندازه بضاعت خود تلاش کنیم «رسانه_همه_مظلومان» باشیم و به قول سعدی: «به قدر وُسع بکوشیم.»
به راه بادیه رفتن، به از نشستنِ باطل
که گر مراد نیابم، به قدر وُسع بکوشم!
[بابک داد]

*ترجمه فارسی بیانیه حزب سوسیالیست فرانسه چنین است: حزب سوسیالیست فرانسه بی عدالتی و نقض حقوق "محمد خاتمى" رئیس جمهور سابق ایران، توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی را محکوم میکند.
قوه قضائیه ایران به ابزاری در دست تندروها برای سرکوب آزادی بیان تبدیل شده و اکنون "محمد خاتمی" رئيس جمهور سابق اصلاح طلب را که یک مرد محبوب و مورد احترام در ایران و در سراسر جهان است، هدف بی عدالتی قرار داده است. بدین طریق که قوه قضائیه، مطبوعات و رسانه های ایران را از انتشار سخنان و تصاویر آقای خاتمى و حتی از ذکر نام وی منع کرده است!
حزب سوسیالیست این "تصمیم خودسرانه" را که ناقض حقوق اساسی فرد و آزادی مطبوعات است، به شدت محکوم می کند و از مقامات ایرانی میخواهد به حقوق "محمد خاتمى" احترام بگذارند. لینک 

سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ ه‍.ش.

تشریفات حکم رحیمی؛ و مرگ بی‌تشریفات «خوزستان»!


اول: مجازات با تشریفات!
دادستان‌کل خبر داده که «تشریفات اجرای حکم رحیمی در حال انجام است!» (منظور البته تشریفات اداری است اما عملا به نوعی استمهال و بخشیدن فرصت به محکوم رحیمی تبدیل شده است!)
در کشور ما دختران و بانوان روزنامه‌نگار و دانشجو و فعال مدنی را از رختخواب و از آغوش فرزند و همسر بیرون می‌کشند و بدون تفهیم هیچ اتهامی، او را صاف می‌برند اوین و قرچک ورامین! اما برای آقای محمدرضا رحیمی (معاون اول نظام!) که میلیاردها تومان اختلاس کرده و رشوه داده و رشوه گرفته و ۱۷۰ نماینده مجلس را یکجا «مهندسی انتخاباتی» کرده و با پول بیت‌المال، این افراد را وارد مجلس کرده و قس علیهذا تپه که گلکاری فرموده… فقط یک حکم «۸۰٪ تخفیفی» صادر کرده‌اند که خداوکیلی حبس ۵ ساله آن، معادل حبس یک روزنامه‌نگار است که در ده دقیقه و «صلواتی!» محاکمه‌اش کرده‌اند! حالا برای اجرای همین حکم تشریفاتی و فرمالیته، دادستان کل می‌گوید باید یک سری تشریفات طی شود و البته این وسط رعایت حال مادر سالمند و همسر بیمار و بچه‌های آقای رحیمی را هم می‌کنند که ای کاش چنین تشریفات و جوانمردی و رأفتی را برای همه یکسان انجام می‌دادند. نه فقط برای جناب رحیمی که با نوشتن یک نامه، پرده از «مهندسی انتخاباتی» در نظام اسلامی برداشت و لیست دهها نماینده و مقام فاسد رشوه‌خوار را در جیب دارد و اگر رعایت حالش را نکنند، ممکن است زبانش دوباره باز شود! به این تبعیض و تفاوت می‌گویند همان «عدالت و اسلام نابی» که رهبر در نامه‌ به جوانان غربی فرمود: باید بیایید و عطر خوش این دین را از ما بجویید و نسخه اصیل دین را از ما بیاموزید!

دوم: رحیمی را یک مدت به خوزستان ببرید! 
بهترین تشریفات برای امثال آقای رحیمی و مفسدان اقتصادی، یک مدت اقامت در اهواز و خوزستان امروز است که بفهمند با کسری از میلیاردها تومان پولی که از جیب این مردم دزدیده‌اند، می‌شد جلوی فاجعه ریزگردهای خوزستان را چندسال قبل بگیرند. شاید با نصف پولی که صرف مهندسی انتخابات و واردات کوچک‌زاده و رسایی و این جماعت عربده‌کش به مجلس کرد، این معاون اول نظام می‌توانست دستور دهد «مالچ‌پاشی» روی بیابانهای خوزستان را تمام کنند.
به نظرم امثال مرتضوی و جهرمی و رحیمی و آن ۱۷۰ نماینده رشوه گیر و آن صدها مقام فاسدی را که هنوز نمی‌شناسیم و زیر لحاف فراموشی ما ملت پنهان شده‌اند، باید یک هفته یا یک ماه در خوزستان بگذارند تا بفهمند رفتن ریزگرد و خاک توی چشم یعنی چه؟! تا بفهمند سرفه‌ی بی‌امان و قی‌کردن گِل از گلو  و خلط خاکی چه طعمی دارد؟ تا بفهمند درد عفونت حلق و چشم و گوش، چه امانی از آدم می‌برد؟! آنها باید ببینند وقتی آب لوله‌کشی هم گل‌آلود است و حتی برای شسشوی لباس هم مضر است، چه «جنایت بی‌نهایتی» در حق این ملت کرده‌اند. آنجا که بمانند لازم نیست کسی دائم توی گوششان بگوید اینها عاقبت حرام‌خواری شماست آقای رحیمی! که بگوید آن حرام خواری‌ها، هم برای این مردم بیگناه چنین مصیبت آفرید. و هم آنطوری که خودتان می‌گویید برای همسر و نزدیکان‌تان، انواع بیماری و بدبختی و عذاب به‌بار آورده است.

سوم:هیأت دولت را به خوزستان ببرید، با این شرایط...
چرا دولت تدبیر و امید «خوزستان» پر درد را رها کرده‌؟ چرا خانم ابتکار معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان محیط‌زیست، امروز سفرشان به اهواز را به دلیل بدی آب و هوا(!) لغو کردند؟ [خبرگزاری‌فارس] اگر آب و هوای آن دیار بد نبود که ضرورتی به سفر ایشان نبود. چرا رئیس‌جمهور اعلام وضعیت فوق‌العاده نمی‌کند؟ چرا هیأت دولت را ظرف «همین امروز و فردا» برای بررسی اوضاع و اخذ تصمیمات فوری کابینه به این استان نمی‌برند تا بودجه فوری و امکانات لجستیکی لازم را برای نجات خوزستان تخصیص ‌دهند؟ آیا این تقاضا هم از دولت، مثل رفع‌حصر و آزادی زندانیان عقیدتی و… تقاضاهای زیادی است؟!
جناب آقای روحانی! هیأت دولت را برای اقامت یک هفته‌ای در یک جای معمولی اهواز‌ مثل «خانه معلم» و شبیه این، به خوزستان خسته و پر درد ببرید.
حرامتان باد اگر آنجا در هتل‌های لوکس و یا مهمانسرای استانداری اقامت کنید. حرامتان باد اگر آنجا «آبمعدنی» بنوشید. یک هفته شبیه مردم زندگی کنید و بخورید و حمام کنید تا شاید دردشان را بفهمید و بتوانید با دردمندی، این دردها را علاج کنید. 
خوزستان هنوز از جراحت‌های جنگ ۸ ساله قد راست نکرده و تنی پر درد دارد‌. ایران به خوزستان مدیون است و اولویت با رفع این فاجعه ملی در جنوب ایران لست. به داد این استان مظلوم برسید که راه تنفس‌اش بسته شده. یک فاجعه ملی رخ داده، دست روی دست نگذارید.
[فیسبوک بابک داد]