۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

تحریم‌فعال؛ «نه به رئیسی» است!

🔷 اگر تحریم کنید؛ رئیسی می‌آید!🔷
تحریم‌فعال؛ گاه «قهر با صندوق»؛
و گاه با «دادن رأی سلبی»!
➖ بابک‌داد ➖
شش سال پیش پارادایم "تحریم فعال" را در نوشته‌ها و مصاحبه‌های تلویزیونی مطرح کردم که مورد اقبال قرار گرفت. تحریم فعال چیست؟ پاسخ ساده این است:
«تحریم» یعنی رویکرد منفی ما به سازوکار انتخابات استصوابی در جمهوری اسلامی
و «تحریم فعال» یعنی عملگرایی و هوشمندی در مخالفت!
یعنی بر اساس مقتضیات زمانه، خواه با "روش سلبی" کناره می‌گیریم. و خواه با "روش ایجابی"، فعالانه در عرصه حاضر می‌شویم. امروز نوبت حضور ممانعتی ماست!
تشویق شهروندان به جلوگیری از انتخاب ابراهیم رئیسی، مخالفت عملگرایانه با "نقشه‌های هیأت حاکمه نظام اسلامی" است. برهم زدن نقشه‌های آنها، با تشویق مردم به دادن "رأی به رقیب رئیسی"، تحریم فعال امروزه است!

🔷 اپوزیسیون منفعل نماند! 🔷
آنچه باعث شده تا مردم کمتر گوش به اپوزیسیون بدهند، "انفعال و بی‌برنامگی" آنهاست.
مادامی که در کشور انقلابی نکرده‌اید، و تا وضع همین است، مردم ناگزیرند در هر دوره با "رأی سلبی" خود نگذارند امثال احمدی‌نژاد یا رئیسی دوباره بازگردند! ما حق نداریم آنها را به این دلیل سرزنش کنیم!
متأسفم بگویم با بحث‌های فراوانی که با دوستان در جناح‌های مختلف اپوزیسیون داشته‌ام، به این نتیجه رسیده‌ام که آن بخش از اپوزیسیونی که در «بوق تحریم انتخابات» می‌دمند، غالباً یک "راهکار ایجابی" ندارند.
هرگز نتوانسته‌ام از آنها "راه‌حل عملی" به جز تحریم منفعلانه انتخابات بشنوم! و تحریم، "کار" نیست! "کاری نکردن و انفعال" است! کدام تغییری را سراغ دارید که از روی "کاری نکردن!" رخ داده باشد، که با تحریم انتخابات در ایران هم رخ بدهد؟
البته جای خوشبختی است که بخش خردمند اپوزیسیون، (مانند جبهه ملی؛ در خبر امروز) به رویکردهای​ عملگرایانه می‌پیوندند و از جمله در اطلاعیه آقایان امیرانتظام و… اعلام شده در انتخابات مشارکت می‌کنند.

🔷 افق نگاه اپوزیسیون سنتی! 🔷
بد نیست ببینیم بخش سنتی اپوزیسیون به چه چیزهایی دل خوش کرده‌اند؟ اگر اینها را مرور کنیم، می‌فهمیم چرا بعد از ۳۸ سال، اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته هیچ راهکار عملی برای اقدام و سرنگونی استبداد در ایران ارائه کند!
عمده‌ی​ دلایل و راه‌های اپوزیسیون برای انفعال یا تحریم انتخابات اینهاست:

🔹 اول: دلخوشی به "افزایش نارضایتی و انقلاب"!
می‌گویند اگر مردم در فشار اقتصادی و فقر باشند، خودشان قیام می‌کنند!
برخی هم معتقدند این فشارها از طریق تحریم‌های اقتصادی خارجی بر مردم ایران مؤثرتر است. آنها "پاسخی" ندارند برای مردمی که قربانیان تحریم‌های دارویی و غذایی و… هستند!
می‌گویند مردم باید زیر فشارها، آنقدر خشمگین شوند که به خیابان‌ها بریزند و کار نظام را یکسره کنند! پاسخی هم ندارند که چنان «انقلابی»، که فقرا با شورش کور به تخریب همه‌چیز بپردازند، «ایران را به کدام سمت» خواهد برد؟ آیا انقلابیون، ایران را دودستی به فلان مجری تلویزیونی و یا فلان شخص تحویل می‌دهند؟
فردای انقلاب محرومان، آیا دموکراسی و عقلانیت بر کُرسی حاکمیت می‌نشیند؟ یا انقلابیونی از جنس ۵۷ که با شعار حمایت از مستضعفین، هزاران نفر را حذف کردند و حالا خودشان به کارتل‌های عظیم اقتصادی و مافیاهای ثروت و قدرت تبدیل شده‌اند؟

🔹 دوم: دلخوشی به "گرفتن مشروعیت از نظام"!
می‌گویند با رأی ندادن، مشروعیت را از حکومت می‌گیریم! چگونه؟
آنان نمی‌گویند که آیا تاکنون، حکومتی را سراغ دارند که با تحریم انتخابات، خودش اعتراف کند که: "خب! ما دیگر مشروعیت نداریم! پس می‌رویم!"
آیا استبدادی را سراغ دارید که تسلیم تحریم انتخاباتی شده و از قدرت کناره‌گیری​ کرده باشد؟ آیا دیکتاتورها به تحریم مردم توجهی می‌کنند؟
با تحریم انتخابات، کدام نامزدها به قدرت می‌رسند؟ و آیا تحریم، کمک غیرمستقیم به پیروزی نامزد جناح حاکم نیست؟

🔹 سوم: دلخوشی به "سر‌و‌ته یک کرباس‌اند"!
این قضیه «منطق و برهان» نخ‌نمای تحریم‌کنندگان است!
می‌گویند: آخوند، آخوند است و روحانی و رئیسی هم فرقی ندارند؛ چون سر و ته یک کرباس‌اند!
صادقانه پاسخ نمی‌دهند که آیا پیروزی و قدرت‌گرفتن ابراهیم رئیسی را با دولت حسن روحانی حقیقتاً یکسان می‌دانند؟ آیا جهت‌گیری هر دو اینها، نوع آدمهای اطرافشان، و نگاهی که به مردم دارند، یکی است؟
آیا واقعاً بین دولتی که اسحاق جهانگيری معاون اول آن باشد، با دولتی که سعید مرتضوی یا رحیمی معاون اول باشند، هیچ فرقی نیست؟
این ضرب‌المثل "سر و ته یک کرباس" در دنیای متنوع امروز، دیگر حتی در مورد دو برادر خونی هم مصداق ندارد. فقط یک عبارت پوچ است برای رفع تکلیف! کدام کرباس؟…

♦️ رأی‌مطالبه‌محور و رأی ممانعتی! ♦️
راهکار رأی ممانعتی، از برکشیدن قاضی بی‌سوادی مثل ابراهیم رئیسی ممانعت و جلوگیری می‌کند!
و رأی مطالبه‌محور به روحانی، همواره راه را بر نقد او باز می‌گذارد.
انتخاب هم با مردم است.
بابک‌داد
تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۲, جمعه

چرا "رئیسی نه"؟

♦️سه‌گانه‌ی «چرا نه؟»♦️
➖ بابک‌داد ➖
🔷 چـرا «رئیسی» نه! 🔷
توضیح: در این تریلوژی (سه‌گانه) در سه یادداشت جداگانه، به سه "چرا نه؟ مهم" خواهم پرداخت. هر یادداشت ۳ نکته دارد:
بدون اینکه کینه‌ی شخصی از او داشته باشم، معتقدم رئیسی نباید رئیس‌جمهور شود. چرایش را می‌گویم، تصمیم به آمدن یا نیامدنش با شما، که هم رأی‌‌تان و هم تحریم‌تان؛ هر دو مهم و اثربخش است:
🔲اول: رئیسی «حاکم» است نه «مدیر»!
ابراهیم رئیسی از ۲۰ سالگی که دادستان همزمان کرج و همدان (با فاصله ۳۰۰ کیلومتر) شد، تا بعد که معاون و دادستان تهران شد و حکم اعدام هزاران زندانی را صادر کرد و بعدتر که تا بازرسی‌کل‌کشور و معاون اولی قوه قضائیه ارتقاء یافت، همواره در این چهار دهه یک «حاکم» بوده و نه «مدیر»!
🔹 بین کسی که «حکم» صادر می‌کند، با کسی که باید با نگاهی همه‌جانبه، بدنه یک دولت چند میلیونی را «مدیریت» کند، فرق فراوانی هست.
ریاست جمهوری یک «مدیریت تعاملی» با همراهی بیش از ۱۰ هزار مدیر اجرایی در سراسر کشور است! رئیس‌جمهور باید در هیأت وزیران، چندین شورای عالی و جلسات متعدد، حضور یابد و بتواند با مدیران و کارشناسان «تعامل» کند و تصمیم بگیرد!
🔹 ابراهیم رئیسی، نزدیک دو‌سوم از عمرش را در جایگاه «حکم کردن» بوده، و نه «مدیریت کردن»! این خصلت، برای اینکه یک شاه و حاکم مستبد بشود، مناسب‌تر است تا اینکه بخواهد بر «جمهور- مردم» و صدها دستگاه اجرایی «مدیریت» کند. سالها «حکم صادر کردن» از رئیسی یک حاکم ساخته و این برای رئیس‌جمهور، نه قوّت، که یک ضعف و نقص بزرگ است.

🔲 دوم: رئیسی «صادق» نیست!
رئیسی می‌گوید آمده تا با یقه‌سفیدها که مالیات نمی‌دهند و با فساد برخورد کند! او ۱۰سال "رئیس بازرسی‌کل‌کشور" بوده! همان جایی که "بیشترین امکان و ابزار قانونی" برای برخورد با فساد دولتی جمع شده، اما او هیچ برخورد چشمگیری با فساد نکرده و کارنامه درخشانی ندارد! او چطور در جایگاه ریاست‌جمهوری که هیچ قدرت قضائی ندارد، می‌خواهد کاری را بکند که ۱۰ سال در سازمان بازرسی نکرده؟ این عین «بی‌صداقتی» اوست.

🔹 رئیسی در شعار مبارزه با فساد دروغگو یا ناتوان است! وی سالها "معاون‌اول قوه قضائیه" بوده، و سالها خبر داشته که رئیس قوه «چ"سود بانکی ۶۳ حساب قوه" را به حساب شخصی‌اش واریز می‌کند و «سکوت کرده»! سکوت او یا از سر همراهی مجرمانه بوده، یا بابت ترس از دست دادن موقعیتش! در هر دو حال، بازنده است!
🔹 او صداقت ندارد؛ زیرا سال پیش در نامه‌ای از رهبر خواست «مجموعه آستان قدس رضوی را از مالیات معاف کند». آیا او در شعارش یعنی «برخورد با یقه‌سفیدها» صداقت دارد؟

🔲 سوم: رئیسی «کم‌هوش» است!
باور کنید قصدم توهین نیست. در این چهاردهه، او این شانس را داشته که کمتر در انظار عمومی باشد و این کم‌هوشی هولناکش دیده نشده بود!
به گفتگوی ویژه خبری و حرفهایش در تبلیغات انتخاباتی نگاه کنید! او فردی فوق‌العاده کم‌هوش و ساده‌لوح است که مطمئن نیستم با «خیرخواهی» به عرصه آزمون ملی انتخابات فرستاده شده باشد!
یک سیاستمدار گریزی ندارد از این که «هوشمند» باشد. او حتی در دروغگویی و شعار دادنش هم کم‌هوش است!
مثلاً صاف رفت سراغ «یقه‌سفیدها»، در حالی که هنوز امضای درخواستش برای معافیت مالیاتی خشک نشده و خودش یک "یقه‌سفید نجومی" است!
🔹 در تبلیغات انتخاباتی، هوشمندانه این بود کسی مثل او با زیرکی از کنار عیوبی که دارد، بگذرد. رئیسی کم‌هوش است، چون اتفاقاً بر همین چیزها تأکید زیادی کرد و ندانست که کارنامه‌اش منفی و پیش روی مردم است!
مواردی مثل:
🔹 مبارزه با فساد اداری و یقه‌سفیدها (او حتی اینقدر باهوش نیست که در همین کارزار انتخاباتی، مثلاً نامه‌ای بدهد و آستان قدس رضوی را در دادن مالیات پیشقدم کند!)
🔹 مبارزه با فقر و بیکاری (با ندادن مالیات، او عملاً به توسعه فقر و بیکاری در جامعه کمک می‌کند!)…
و وعده‌های ناممکن او درباره ایجاد ۶ میلیون شغل که نشان می‌دهند عیوب کسی که همواره «حاکم» بوده و علم مدیریت را نمی‌داند، در کجاهاست؟
🔹 سیاستمدار خوب در «لاف زدن» هم که جزئی از کار اوست، تا حد ممکن صادق است! آنجایی بلوف می‌زند که بر اعتبار کشورش اضافه کند. بر غرور ملی مردمش بیافزاید. و خلاصه به جای اینکه ابزار دروغ را در «خدمت پوشاندن فساد خود و نزدیکانش» به کار بگیرد، از بلوف در وقت لازم و برای اهداف مثبت اجتماعی بهره می‌گیرد.
ابراهیم رئیسی در مناظره‌های تلویزیونی با کمال کم‌‌هوشی، به قصد تخریب دولت روحانی، آمارهایی داد که "حکومت ۳۸ ساله" را زیر سئوال برد! قصدش این نبود، اما او بود که از «رسانه ملی» اعلام کرد: «جمهوری‌اسلامی ایران ۱۶ میلیون حاشیه‌نشین و فقیرمطلق دارد!» جمله‌ای که آبروی جمهوری‌اسلامی را زیر سئوال​ برد!!
خلاصه کنم: رئیسی مدیر نیست، دروغگو و کم‌هوش است. احتمالاً همین ۳ دلیل برای "نه گفتن به یک نامزد" کافی باشند!
بابک‌داد
تلگرام:
http://t.me/BabakDad
http://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

بست‌نشینی احمدی‌نژاد، تقلید قالیباف و سواد «دکتر» رئیسی! (سه یادداشت انتخاباتی)

 
♦️بست‌نشینی احمدی‌نژاد در مشهد!♦️
➖ چرا احمدی‌نژاد به قلمرو رئیسی رفت؟ ➖
فشارها بعد از پا گذاشتن او روی «نهی رهبری» شدت گرفت و در اولین روزهای بعد از ردصلاحیتش، در فضای مجازی زمزمه‌هایی از احتمال بازداشت خانگی محمود احمدی‌نژاد شنیده شد.
🔹 با اوج‌گیری این شایعات، احمدی‌نژاد با انتخابی زیرکانه به مشهد رفت و به قول سایت نزدیک به او «حرم امن» رضوی را به عنوان اولین مقصد خود برگزید. آیا او برای گریز از بازداشت یا حصر، در حرم امام هشتم بست نشسته است؟
🔹 «بست‌نشینی» در اماکن مقدس، سابقه تاریخی حدوداً سیصد ساله دارد. «بَست» به پناهگاه مقدسی گفته می‌شود که فرد مجرم، محکوم و یا «معترض» در آن پناه می‌برد و اصطلاحاً «بست‌نشینی» می‌کند تا به حرمت آن مکان، از مجازات و تعرض حاکمان مصون بماند.
🔹 در مقابل؛ «بست‌شکنی» زمانی رخ می‌دهد که حاکمان، حرمتی برای بست قائل نشوند و محکوم را در محل بست دستگیر کنند.
بست‌نشینی از دوره‌ی صفویه در ایران گسترش یافت و در دوره قاجاریه به اوج خود رسید. اما رضا‌شاه آن را ممنوع کرد.
🔹 در تاریخ جمهوری اسلامی، شاید احمدی‌نژاد نخستین مقام عالیرتبه سابق باشد که چند روزی است «عملاً» در حرم امام هشتم پناه گرفته و به نوعی بست نشسته است.
سایت دولت‌بهار نزدیک به وی، از برخورد خادمان و مأموران حرم انتقاد کرده و کلیپ مداحی مشهور «آمده‌ام، آمدم ای شاه پناهم بده!» را با ترکیب تصاویر گریان احمدی‌نژاد میکس و پخش کرده است.
با تصاویر و کلیپ و ویدئوهایی که در فرهنگ عمومی «پناه گرفتن» و شکایت بردن نزد امام‌رضا تعبیر می‌شود، سایت نزدیک به احمدی‌نژاد به این گمانه دامن زده که رئیس دولت‌های نهم و دهم، به حرم رضوی پناه برده و مورد بدرفتاری خادمان حرم هم قرار گرفته است.
🔹 از طرفی متولی آستان قدس رضوی، در سفرهای انتخاباتی است. در غیاب او، مأمورانش در حرم امام هشتم با در دست داشتن بی‌سیم و ایجاد حلقه‌ای به دور احمدی‌نژاد، «مانع» از تماس زائران با او شده‌اند.
احمدی‌نژاد به «قلمرو» ابراهیم رئیسی رفته و در عکس‌ها و ویدئوهای متعددی، از برخورد خادمان حرم انتقاد کرده است. اینک سئوال این است که هدف او از پناه گرفتن در حرم امام هشتم چیست؟ آیا او «صدای پای برخورد» احتمالی حکومت با خود را تشخیص داده؟ و یا با ورود به محدوده‌ی حکومت ابراهیم رئیسی، قصد دارد برای «نامزد تازه رهبری» که جای او را گرفته، مزاحمت ایجاد کند؟
🔹 به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد با حضور مداوم در این مکان عمومی و مقدس، عملاً از مزایای بست‌نشینی بهره‌برداری​ می‌کند. او می‌خواهد «هزینه برخورد» حکومت با خود را بالا ببرد.
احمدی‌نژاد با تکیه بر محبوبیت مردمی، که با تغییر عکس پروفایل سایت خود به «هوادارانش» آن را به رخ کشیده، درصدد است در جایی باشد که مردم همیشه برای زیارت حضور و تردد دارند. تا اگر قرار شد دستگیرش کنند، با هزینه بالا و واکنش احتمالی مردم، آن را به یک اتفاق پر سروصدا و «جنجالی» تبدیل کند.
او تشنه‌ی توجه است و حالا علاوه بر پناه گرفتن، عطش دیده شدنش را هم سیراب می‌کند. و شاید علاوه بر اینها، به دنبال هدف سومی هم باشد. به زیر سئوال بردن تولیت آستان قدس رضوی و پایین کشیدن نامزد محبوب رهبری! و یا اگر بتواند «گرفتن سهمی» از او»!
بابک‌داد
۶ اردیبهشت ۹۶
نشانی تلگرام:
http://t.me/BabakDad


🔷 یادداشت دوم 🔷
🔷 بی‌سوادی هولناک "دکتر" رئیسی! 🔷
 نگاهی به اولین برنامه انتخاباتی‌اش!
خیال‌تان راحت! اگر انتخابات سالم برگزار شود و کسی در رأی مردم دستی نبرد، «ابراهیم رئیسی» که من در برنامه گفتگوی ویژه خبری دیشب دیدم، به زور بتواند «نفر چهارم» بشود!
🔹 میزان تسلط و دانش او درباره مسائل عادی کشور، آنقدر ضعیف است که باید از عبارت «فقر شدید سواد» استفاده کنم! او سخنانش را با رانت امام رضا و "السلام علیٰ علی‌ابن‌موسی‌الرضا" شروع کرد. بعد حملاتش به مشکلات و فسادها، حتی از «مقالات هفته‌نامه‌های زرد» هم سطحی‌تر بودند.
او با آنکه شعارش را "کرامت" و خود را فقرچشیده معرفی کرد، از ابزار "تطمیع یارانه‌ای!" برای فریب همان فقرا و لگدمال کردن کرامت همانها استفاده تبلیغاتی کرد!
🔹 من خیالم از شکست او در انتخابات ریاست جمهوری راحت است، اما نگران مرحله‌ی بعدی هستم!
نگرانم چنین فرد بی‌مایه و سطحی‌نگری که یک بچه دیکتاتور را "ناشیانه" در زیر عبای خود پنهان کرده، جانشین آیت‌الله خامنه‌ای شود!
🔹 بسته به سطح دانش سیاسی‌مان، از دو دقیقه تا ده دقیقه شنیدن حرفهایش کافی است تا بفهمیم میانگین شخصیتی او پوشالی و با معذرت افتضاح است!
حتی برای مسئولیت فعلی‌اش در بنگاه عظیم مالی آستان قدس رضوی هم، ابراهیم رئیسی فردی است نامناسب. و اگر عقل داشته باشد، بلیط یکسره مشهد را می‌گیرد و تا قلمرواش نصیب دیگری نشده، همان قلمرو پربرکت و حاصلخیز! را حفظ می‌کند که به خدا از سرش زیاد است!
🔹 خدایا! گنجایش شوخی رهبری این را دیگر نداریم! صبرمان را با ولایت ایشان (که نسخه معمّم احمدی‌نژاد است)، تست نکن. و بگذار این روابط حسنه بندگی‌مان با تو خدشه‌دار نشود!
بابک‌داد
هفتم اردیبهشت ۹۶
🔷 یادداشت سوم 🔷
♦️ قالیباف؛ «نظام» را ترساند! ♦️
او یک احمدی‌نژاد دیگر خواهد شد!
محمدباقر قالیباف کپی‌برداری ناشیانه‌ای از مدل حملات احمدی‌نژاد و مظلومیت میرحسین موسوی را در هم میکس کرده و چیز عجیب‌الخلقه و مضحکی از رفتار مناظره‌ای بروز داد! چیزی که ممکن است چند روز کوتاه موج احساسات اطرافیان و «گروه ضربتش» را خوشحال کند. اما در نقاط بالاتر حکومت، درست برعکس این رخ خواهد داد.
🔹 او برای بیت رهبری، خاطره‌ی طلوع و برکشیدن احمدی‌نژاد را زنده کرد! برای آنها با طعم تلخی که همین حالا از «زخم احمدی‌نژاد» در کام دارند، دیدن دوباره‌ی یک کاریکاتور ضعیف از او نه تنها اصلاً خوشایند نیست، بلکه بیشتر باعث هراس آنها از تبدیل شدن این مار به چنان افعی زهرآگین و خطرناکی خواهد شد!
🔹 گفتمانی که به حاکمیت نزدیک است همچنان رئیسی را بر این «بچه دیکتاتور بالقوه» ترجیح می‌دهند. قالیباف همچون احمدی‌نژاد نوع خاصی از وقاحت و بی چشم‌و‌رویی را به نمایش گذاشت که در بیت رهبری خواهان ندارد. آنها همین حالا درگیر آن بچه‌انقلابی سال ۸۴ هستند که از سال ۹۰ «استخوان گلوی رهبر» شد!
🔹 به نظرم قالیباف که امروز سعی کرد تا «خودی» نشان بدهد، باعث دلزدگی و ترس کسانی در هیأت حاکمه شد و از این منطر، بازنده‌ی مناظره بود!
🔹 حملات ناشیانه قالیباف، همچنین باعث شد تا آنچه حاکمیت نمی‌خواست اتفاق بیافتد! با ضدحمله‌های خوب و حرفه‌ای اسحاق جهانگیری، باقر قالیباف باعث شد گفتمان اصلاحات و نام خاتمی و خاطرات سرکوب گازانبری دانشجویان و دستفروشان به اذهان بازگردد و این همان چیزی بود که حکومت نمی‌خواست و قالیباف باعث شد بحثش دوباره زنده شود!
🔹 اگر احمدی‌نژاد در سال ۸۴ توانست با آن «تاکتیک مبارزه با اشرافیت» خودش را جزو آن اکثریت (به قول قالیباف ۹۶ درصدی) بنمایاند و رأی مردم را جمع کند، به علت «شناخت محدود» مردم کشور از او بود که با اینکه به تازگی شهردار تهران شده بود، پشتش پرونده‌ای نبود. به اصطلاح خالی بود. مردم فریب خوردند و گمان کردند آن پرونده‌ی خالی، سفیدی و پاکی پرونده عملکردی اوست! در مورد قالیباف اما «پرونده‌ای گسترده» از اقدامات سیاه و سرکوبگرانه در بین مردم شهری و روستایی وجود دارد.
🔹 در این مورد هم وضع بالقوه‌ی رئیسی بهتر از قالیباف است و شاید اصولگرابان بهتر بتوانند بخاطر دور بودن رئیسی از صحنه عیان سیاست، با چهره‌ای سفید به مردم ارائه‌اش کنند. اما قالیباف ۱۲ سال شهرداری و انواع خاطرات بد و پرونده فساد مالی و زدوبند با آن ۴٪ را دارد و از نظر مردم او شهرداری است که به «همان ۴٪ زالو صفتان» مرتبط‌تر است تا به ۹۶٪ اقشار عمومی مردم.
🔹 در مناظره امروز، قالیباف خود را زیادی به آتش شمع نزدیک کرد و درست وقتی گمان می‌کرد با رقصی زیبا، پروانه‌ی شب اول جشن شده، «بال نازک و شاپرکی» خود را به سوختن داد.
شاید برای همین آنطور که در خبرها آمده، او با اعتراض و عصبانیت از ساختمان صداوسیما خارج شده است! او خود از بازی پراشتباهش باخبر است. اما شاید هنوز نداند که نظام را چه قدر ترسانده و رقص‌مرگ امشبش با شمع، در نهایت چه قدر به زیان او تمام خواهد شد!
بابک‌داد
۸ اردیبهشت ۹۶
نشانی تلگرام:

http://t.me/BabakDad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۸, جمعه

رهنمودهای تازه یک رهبر «نجیب»!

🔷 روحانی با رهبر "اتمام‌حجت" کند! 🔹
➖ بابک‌داد ➖
جنگ آنقدر نابرابر است، که در برابر آن نمی‌توان چیزی نگفت. حتی وقتی که خودت، دهها نقد به دولت حسن روحانی داری، اما می‌بینی رقبای او آنقدر کثیف بازی می‌کنند، با وجود احتمال «انگ»ها؛ ناگزیر می‌شوی برای روشنگری وارد شوی!
🔹 اشهدبالله (شهادتین باید خواند!!) که انتقادم از جناح حاکم، به منزله حمایت از روحانی نیست. انتقادهایم به روحانی را خوانده‌اید. ضمن اینکه روحانی ستاد انتخاباتی دارد و می‌داند چطور از خود دفاع کند!
اما از این زاویه که ما از بیرون مملکت به سال ۹۱ و ۹۲ نگاه می‌کردیم، دنیا پا روی گلوی جمهوری اسلامی گذاشته بود و با توقف فروش نفت، کار نظام تقریباً تمام بود که روحانی آمد و کل نظام و رهبری را از «انهدام» نجات داد!
از این زاویه که ما ناظر اوضاع بودیم، آنها از رهبر و سپاه تا مراجع تقلید و امامان جمعه، ادامه‌ی حکومت و بقای‌شان را مدیون تیم حسن روحانی هستند. و برای همین اپوزیسیون سنتی خارج از کشور، از روحانی‌ها و خاتمی‌ها متنفرترند تا از احمدی‌نژادها!
احمدی‌نژاد در حقیقت «نسخه‌ی نابودی» این حکومت بود؛ اگر ادامه می‌یافت.
🔹 زمستان سال ۹۱ دنیا با شتاب داشت روند "تحریم‌های فلج کننده‌اش" را پیش می‌بُرد. صادرات نفت ممنوع شد و نمایندگان رهبر، دست به دامان «عمان» شدند تا میانجی‌گری کند.
اگر آن سال غیر از روحانی (جلیلی یا مشایی) رئیس‌جمهور شده بود، حالا نظام اسلامی به «خاطرات» پیوسته بود!
🔹 پاداش آن خدمت، و آن مذاکرات سخت که راه نفس این حکومت را باز کرد، چه بوده جز سیل ناسزا و تهمت و ناسپاسی؟
طرفدارش نیستیم، اما انصاف که داریم. چشم که داریم.
پاسخ روحانی و دولتش، از طرف حکومتی که با همّت آنها دارد نفس می‌کشد، این بود که رهبر پراشتباه، دیروز بنشیند و آدرس‌های «یک نامزد خاص» را به مردم بدهد و به روحانی طعنه و کنایه بزند!
خاصیت روح متکبر و خودکامه‌ی رهبر همین است که وقتی از طرف احمدی‌نژاد تحقیر و ذلیل می‌شود، به «ناجی خود» طعنه و ظلم روا می‌دارد! کبر و غرورش او را به قهقرا برده و هنوز هم فرق راه و چاه را نمی‌فهمد. در واقع نمی‌خواهد بفهمد! به خدا که باید او را با چاهش تنها گذاشت!
🔹 حق این است که می‌گذاشتند اینها با همان فرمان تند، به سوی درّه‌ی نیستی می‌راندند و نابود می‌شدند!
صد حیف که ملتی را به گروگان گرفته‌اند و شاید برای حفظ این سرزمین و مردم از نابودی، دلسوزانی پیدا می‌شوند و نازهای حضرت آقا را می‌خرند و صبر ایوب پیشه می‌کنند؛ تا راننده‌ی مست این اتوبوس را «رام» کنند. و مسافرانش (مردم) را، از بلای سقوط در امان نگه دارند.
اشاره‌ام به خون دلی است که از نزدیک شاهد بوده‌ام آن "سید" اخلاق‌مدار می‌خورد و تحمل می‌کرد تا آسیبی به ایران و ایرانیان نرسد. یا شیخ شجاع کروبی و میرحسین موسوی که برای نجات این خلق گروگان از نابودی، خود به «حصر و بند» افتادند.
حالا روحانی که اندکی شبیه به آنهاست، هم دشمنان داخلی دارد. و هم کسانی در اپوزیسیون خارج از او «متنفرند»؛ زیرا این مخالفان به درستی می‌فهمند که او چگونه توانست نظام اسلامی را از «فروپاشی محض» نجات دهد!
🔹 سال ۱۳۷۵ هم وضع شبیه سال ۹۱ بود. به خاطر حکم دادگاه میکونوس و مسائل دیگر، دنیا با جمهوری اسلامی در افتاده بود و در زمستان آن سال، ناگهان تمامی سفیران کشورهای اروپایی و قدرت‌های منطقه‌ای از تهران قهر کردند و رفتند!
فشار بیرونی بر حکومت بالا گرفت، اما خاتمی که با رأی بالا انتخاب شد، نظام از نگاه جهانیان «مشروعیت» یافت و از سقوط نجات پیدا کرد!
کینه‌ی خاتمی در دل مخالفانش، بابت آن حضور نجات‌بخشی است که در سال ۷۶ داشت! حالا ببینید که آن رهبر و نظام با «ناجی» خود چه رفتاری دارند؟
🔹 روحانی هم به صف مغضوبین رهبر خواهد رفت… شاید هرکسی جای او بود، یک بار برای همیشه این راننده‌ی مست را با «جاده و راه و درّه و چاه» تنها می‌گذاشت تا سزای اینهمه بلاهت و اشتباه و خودکامگی‌اش را ببیند.
سعدی درباره‌ی برخورد با این گمراهان کله‌شق و خودکامه می‌گوید:
➖چاه است و راه و دیده‌ی بینا و آفتاب؛
تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش!
➖ چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود؟
بگذار تا بیافتد و بیند سزای خویش!
🔹 شاید کشور با روحانی، مطلوب من نباشد و یا «کُند» جلو برود. او فرد مطلوب من نیست.
اما در شرایط موجود می‌دانم که کشور با انتخاب آن نامزدهای مثلاً انقلابی‌، قطعاً به عقب خواهد رفت. و شاید بیراه نباشد اگر بگوییم این اتوبوس، تازه از سراشیب بیرون آمده. و اگر فقط قدمی به عقب‌تر بردارد، ای بسا در شیب سقوط بیافتد و تا ته درّه برود.
افسوس که گروگان این راننده‌ی مست، این سرزمین و مردم بی‌پناهش هستند. و رهبران مستبد این حکومت، از این نقطه ضعف، چه «بهره‌ها» برده‌اند!
به هر حال معتقدم مردم، بهترین تصمیم را خواهند گرفت.
بابک‌داد
۶ اردیبهشت ۹۶
تلگرام:
https://t.me/babakdad

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲, شنبه

فرضیه مهار دوجانبه!

♦️ درباره یک «احتمال»: مهار ِ دوجانبه! ♦️
این فقط دو روی سکه‌ی یک «احتمال» و «فرضیه» است:
🔹الف: برای جلب نظر گروهA: «ردصلاحیت احمدی‌نژاد» به وسیله «شورای نگهبان»!
🔹ب: برای جلب نظر گروهB: «تأییدصلاحیت» احمدی‌نژاد با «حکم حکومتی رهبری»! (یا انتصاب در یک موقعیت حکومتی)
بیایید این دو گزینه را بررسی کنیم.
نشانه‌های انجام یک بازی پیچیده و جنگ روانی در حال آشکارشدن است. این نوشته، فقط یک «احتمال» است که نشانه‌های گویا و روشنگر آن می‌توانند اینها باشند:
🔹 ۱- عدم واکنش قهرآمیز و منفی تیم احمدی‌نژاد نسبت به خبر ردصلاحیت او! متن نامه مسالمت‌آمیز مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد و چند توییت نرم خود او، «دادن آدرس» به هواداران بود که مرتکب تندی نشوند.
احمدی‌نژاد با نمایش ولایت‌پذیری، وانمود می‌کند مانند «فتنه‌گران!» نیست و از قانون و نظر شورای نگهبان تمکین می‌کند! کانال دولت‌بهار خطاب به رهبر نوشته: «سر خُم می سلامت؛ شکند اگر سبویی!»
این مواضع مسالمت‌جویانه، زمینه‌ی لازم در اصولگرایان مخالف احمدی‌نژاد و همچنین در افکار عمومی را برای مظلوم نمایی او و صدور حکم حکومتی و تأیید صلاحیتش «هموار» خواهند کرد.
اگرچه نظام با این قمار خطرناک، دوباره کلاف احمدی‌نژادها را به دور خود خواهد پیچاند. و معلوم نیست کی از آن رهایی پیدا کند؟

🔹 ۲- بعد از سخنان تند احمدی‌نژاد در اهواز و مواضع منفی اصولگرایان علیه او، نظام به آسانی نمی‌توانست او را تأیید صلاحیت کند! لذا در یک «تقسیم کاری» ابتدا با ردصلاحیت به ظاهر او را تنبیه کردند. و اصولگرایان را از این ردصلاحیت، خوشحال کردند. اما نظام چون قصد رویارویی با یک دشمن داخلی تازه را ندارد و نمی‌خواهد بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد را از خود براند، به زودی فاز دوم طرح مهار دوجانبه را شروع می‌کند! (تأکید می‌شود این یک فرضیه و احتمال است که ای بسا با بیان شدنش، منتفی شود!)
هدف دوم قضیه‌ی «مهار دوجانبه» یعنی حفظ بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد، با تأیید صلاحیت او در دستور کار قرار می‌گیرد. برای این‌ کار، رهبری که از قبل هم بنای عقب‌نشینی مجدد را داشته، با صدور «#حکم_حکومتی»، صلاحیت او یا بقایی را تأیید خواهد کرد.
هرچند اگر چنین شود، آمدن احمدی‌نژاد باعث شکستن رأی قالیباف و رئیسی و «شکست اصولگرایان» خواهد شد و شکاف عمیقی بین اصولگرایان با بیت رهبری ایجاد می‌کند که بعدها آثار عمیق خود را نشان خواهد داد!

🔹 با طرح «مهار دوجانبه» زمینه‌ی جلب «رضایت همزمان» مخالفان اصولگرای احمدی‌نژاد و موافقان او، یکجا فراهم می‌شود. و هر دو گروه از «برآیند» اقدامات به‌ظاهر قانونی شورای نگهبان و حکم رهبری، حداقل «ناراضی» نخواهند بود! نظام در پی یک «نتیجه‌ی برد-برد» از معضلی بنام احمدی‌نژاد است!
🔹 رهبری با این طرح از زیر ضرب فشار «ردصلاحیت یار نظر نزدیک خود» بیرون می‌آید و با یادآوری حکم حکومتی مشابهی که در انتخابات سال ۸۴ به نفع نامزد اصلاح‌طلب (معین) صادر کرده، مورد انتقاد جدی قرار نمی‌گیرد.
اگرچه آقای خامنه‌ای «گریزی» از دهها پرسش درباره زیرپا گذاشتن فرمان نهی او توسط احمدی‌نژاد و سئوالات دیگر نخواهد داشت! و دامنه‌ی پرسشها حالا حالاها وی را رها نخواهد کرد.
🔹 ظرف روزهای اخیر، اصلاح‌طلبان با دفاع از حقوق قانونی احمدی‌نژاد برای نامزدی، اعلام کرده‌اند که ردصلاحیت او که دو دوره رئیس جمهور بوده «قانونی نیست!» و نشانه‌ا‌ی از بی‌بصیرتی شورای نگهبان است و...
این سخنان فارغ از اینکه صادقانه بیان شده‌اند یا نه، «مستمسک مناسبی» برای مداخله و حکم رهبری و تأیید صلاحیت احمدی‌نژاد خواهد بود! سهل است که هر گونه اعتراض بعدی اصلاح‌طلبان، نقیض ادعاهای اخیرشان خواهد بود!
🔹 ممکن است پس از «افشای» این طرح و نقشه‌ی «مهار دوجانبه»، نظام نتواند بخش یا بخش‌هایی از آن (مانند تأییدصلاحیت احمدی‌نژاد) را عملی کند، و بار دیگر به خاطر «بازی‌خوانی» و افشای طراحی‌های مزوّرانه اتاق فکر بیت، دست به فرافکنی بزند. مهم آگاهی مردم از پشت‌پرده اتاق فکر عمروعاص‌های بیت رهبری و هیأت حاکمه است.

🔹شخصاً علاقمند بودم احمدی‌نژاد از بازی حذف نمی‌شد و با رأی قاطع ملت و برای همیشه و «بدون مظلوم‌نمایی»، به تاریخ می‌پیوست! اما پرداختن به این طرح و «احتمال» در این برهه ضروری بود.

🔹 کسی موافق ردصلاحیت احمدی‌نژاد نیست. بحث اینجاست که او متهم است و قبل از رسیدگی به اتهامات سنگینش، اصولاً حق ندارد نامزد احراز پست و مقام دیگری شود.

🔹 حاکمیت باید بداند با طراحی‌های پیچیده و بازی‌های روانی، نمی‌توانند عرصه را از چند جهت برای نامزد موردنظرشان باز و فراهم کنند. و آسان نیست مردم را در تنگنای این جنگهای روانی، ناگزیر به «انتخاب نامزد حکومتی» کنند.

🔹 تأکید می‌شود که این نوشته در حد یک «احتمال» مطرح شده و «داعیه‌ی بیشتری» هم ندارد. به زودی می‌توان درباره میزان درستی تمام یا بخش‌هایی از آن داوری کرد. امید که حیله‌ها را نقش بر آب کند و موجب «افزایش هوشیاری» جامعه شود؛ نه «نگرانی»!
مردم ایران با آگاهی و هوشیاری خویش، «باطل‌السحر» همه‌ی این مکرها و حیله ها را در کف دارند. و تصمیم عقلانی را هم خواهند گرفت.
بابک‌داد
اول اردیبهشت ۹۶
تلگرام: