۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

ناامني هاي عمدي و سازمان يافته: سپاه «اسب ترواي امنيت» را به محله ها مي فرستد!



نكته: اين يادداشت منكر وجود ناامني و ناهنجاري در جامعه امروز ايران نيست. اما بخش زيادي از آن و انعكاس رسانه اي اش را پروژه اي سياسي مي داند و قصد دارد تا با چيدن چند قطعه در كنار هم، زاويه ديگري بر اين موضوع باز كند.
از شش ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري 88 هم همين ناامني هاي علني در جامعه رايج شدند. قمه كشي ، عربده كشي، حمله به ماشينها در ترافيك، ضرب و جرح عابران و زورگيري هاي بي هدف. در شكايت شهروندان به پليس، نيروي انتظامي يك پاسخ ظاهرا" منطقي داشت: "كمبود پرسنل داريم"! با اوج گيري تقاضاي مردم براي تأمين امنيت، ناگهان سپاه به عنوان نيروي نجات بخش وارد صحنه شد و در هر محله اتاقك هاي آهني «بسيج محله» كاشت و عده اي بسيجي امنيت محله ها را به دست گرفتند. به ناگهان تمام اراذل و اوباش غيب شدند و امنيتي در حد بالا در محلات و شهرها شكل گرفت. با فروكش كردن اين ناامني ها، و در حالي كه حدود چهار ماه به برگزاري انتخابات مانده بود، بسيج محلات مأموريت بزرگتري را انجام داد كه كسي به آن توجهي نداشت. نيروهاي بسيج به عنوان امين مردم، آزادانه به شناسايي فعالان انتخاباتي، گرايش افراد مؤثر به ستادها و شناسايي خانه هايي كه جلسات انتخاباتي محلي در آنها برگزار مي شد پرداختند. ديگر خبري از اراذل و اوباش نبود [انگار آنها به طور خودجوش(!) به مخفيگاههاي خود بازگردانده شده بودند!] و بسيج محلات به بهانه سركشي به محله، تمام اطلاعات سياسي لازم را جمع آوري و ثبت مي كردند.
در فروردين ماه 88، اشخاصي با عنوان «مأمور مالياتي» به منازل شهرونداني مراجعه مي كردند كه هنوز اطلاعات دقيقي از اتفاقات درون آن خانه ها به دست بسيج محله نيفتاده بود، و جالب اينكه آدرس منزل مورد نظر و اطلاعات اوليه را از نيروهاي مستقر بسيج محله مي گرفتند و سئوالات آن مأموران مالياتي(!) بيش از آنكه مالي باشد، سياسي بود. بدين ترتيب سپاه پاسداران با استفاده از اسب تروايي به نام "بسيج محله" كه خود مردم خواهان آن بودند، توانست يك بانك اطلاعاتي از شهروندان ايجاد كند تا در مرحله بعد از انتخابات كه قرار بود بدون حضور وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران امور امنيتي و اطلاعاتي كشور را يكسره در دست بگيرد، از آن اطلاعات استفاده كند. و چنان هم كرد.
ساعتي بعد از پايان رأي گيري و اعلام پيروزي 63 درصدي احمدي نژاد، تمام نيروهاي بسيج محله ناگهان مأموريت تازه اي يافتند و در برخي محلات نظير شهركهاي پرجمعيت كرج و اطراف آن [بعدها خبرهاي مشابه از نقاط ديگر كشور هم رسيد]، به همراه نيروهاي يونيفورم پوش نظامي سپاه در حمله اي ناگهاني به خوابگاههاي دانشجويي، ستادهاي محلي و منازل انتخاب شده اشخاص متنفذ ستادها و روزنامه نگاران و... حمله ور شدند و از ديدگاه خود، كانون هاي احتمالي فتنه را در «نطفه» خفه و كنترل كردند. بدين ترتيب هنوز صبح شنبه 23 خرداد از راه نرسيده بود كه ستادهاي محلي فراواني را لااقل در كرج و حاشيه شهر بزرگ تهران به كنترل خود درآوردند و بازداشتهاي موقت تا عصر شنبه از مرز هزارها نفر هم گذشته بود. يك نكته بسيار جالب كه بعدها در عكسهاي منتشره از سركوبهاي معترضان توسط بسيجيان فاش شد، حضور و همراهي همان «اراذل و اوباش قمه بدستي» بود كه شش ماه قبل از آن، وظيفه داشتند جامعه را ناامن كنند و وحشت عمومي را به جايي برسانند تا مردم، جلوي پاي نيروهاي بسيج محله و اسب ترواي سپاه آب و گلاب هم بپاشند!
اين ورود رندانه بسيج و سپاه به پروسه انتخابات، براي كنترل تمام روند آن از چند ماه مانده به رأي گيري تا بعد از آن بود كه در انتخابات سال 88 با هوشمندي انجام گرفت. اين يادداشت بنا ندارد وجود ناامني و ناهنجاريهاي اجتماعي در سطح جامعه را ناديده بگيرد و يا انكار كند. اما همزماني انتشار فيلمها و خبرهاي ناامني هاي مشهود در شهرها همزمان با انتخابات، مي تواند باعث تقاضاي مردمي از سپاه و بسيج براي كنترل امنيتي شهرها باشد. با به دست گيري كنترل امنيتي كشور، بدون آنكه برچسب دخالت نيروهاي نظامي در انتخابات به سپاه و بسيج بخورد، اين دو عنصر پرشمار نظامي كشور عملا" انتخابات را از آغاز تا پايان كنترل و برگزار مي كنند و نتيجه هماني مي شود كه نظاميان سبزپوش تحت امر بيت رهبري طراحي كرده اند! 
فيلمها و عكسهايي كه از ناامني هاي مديريت شده(!) در رسانه هاي اصولگرا و حكومتي منتشر مي شوند، چند نكته اصلي دارند:
اول: اين تصاوير به طرز عجيبي شفاف و نزديك به صحنه جرم هستند و همه اتفاقات را از اول تا آخر نمايش مي دهند! اراذل و اوباش هم نه توجهي به دوربينها دارند و نه تلاشي براي تخريب آنها مي كنند! در فيلم حمله به يك قهوه خانه در اسلامشهر كه چندي قبل منتشر شده، فيلمبردار حتي يك پرژكتور ضعيف هم بهمراه داشت كه به روي سوژه ها نور مي انداخت تا تصاوير بهتري از وحشت جوانان در قهوه خانه ضبط كند!
دوم: تصاوير در اكثر موارد، به گونه اي ضبط شده اند كه چهره اراذل و اوباش را نشان نمي دهند. آنها اخيرا" از ماسكهاي آلودگي هوا استفاده مي كنند اما معمولا" دوربين پشت سر آنها قرار مي گيرد و فقط هيبت جسمي و قمه و عربده هايشان را نشان مي دهد. عدم نمايش چهره اراذل، بخاطر شناسايي نشدن بعدي آنها توسط مردم است [كه در عكسهاي سركوبهاي اعتراضات 88 برخي از آنها در كنار فرماندهان پليس و بسيج حضور داشتند و شناسايي شدند!] و از طرفي اين بهانه را براي پليس فراهم مي كند كه ادعا كند مجرمان قابل شناسايي نيستند و پرونده قابل پيگرد قانوني نيست!
سوم: به نظر مي رسد كساني كه در اين تصاوير با سر تراشيده و لباسهاي گشاد و قمه به دست مي آيند و در اين نمايش وحشت به مردم حمله مي كنند، در اصل قمه كش و «اينكاره» نيستند و جز به هم ريختن كافه(!) و زدن زخمهاي سطحي و ايجاد وحشت وظيفه اي ندارند. مهم اين است كه آنها بايد نمايشي نزديك به واقعيت(!) از يك ناامني را اجرا كنند و بروند. بماند كه باز بدليل غيرحرفه اي بودن آنها، گاهي مرتكب فاجعه هم شده اند و به جاي خراش، زخمهاي كاري به شهروندان زده اند. مهم اين است كه اين روش زورگيري علني، با هيچكدام از روشهاي عقلاني جرم همخواني ندارد و مجرمان آنقدر ابله نيستند كه مثلا" با قمه هاي نيم متري شيشه چند خودرو را در ترافيك بشكنند و عربده بزنند و در بروند! مگر آنكه كساني باشند كه از سوي نيرويي حمايت مي شوند. بزهكاران و مجرمان، بيشتر از هر چيز به «فايده و هزينه» عمل خود فكر مي كنند و اگر فايده كارشان از خطرش كمتر باشد، اصلا" دست به چنين حماقتي نمي زنند كه مثلا" يك آدم منتظر را در كنار درب خانه اي «خفت» كنند و كيف و كت او را بردارند و بروند! بدون اينكه بدانند توي آن كيف چيست؟ آنها اگر ندانند در كيف او درآمدي قابل تقسيم براي هر چند نفرشان وجود ندارد، هزاران شهروند از اين كيف به دستها را ناديده مي گيرند و مي روند. اما اينكه چرا يكباره از راه مي رسند و درست زير يك دوربين مدار بسته به يك شخص حمله مي شود، مطمئنا" كار يك بزهكار مست و اوردوز هم نيست. در فيلم منتشره در سايت عصر ايران، محلي كه دوربين مدار بسته دارد و اين اتفاق را از سر تا ته ضبط كرده، متعلق به كجاست؟ به بانك يا يك اداره خاص؟ منزل عادي كه دوربين مدار بسته شان را رو به خيابان و ماشينهاي عبوري تنظيم نمي كنند! اگر آن دوربين متعلق به يك مركز قابل حفاظت است، پس چرا سيستم پشتيباني، نگهباني، خط مستقيم پليس و امثال اينها را ندارد و آنها وارد عمل نمي شوند؟ آيا مي توان باور كرد كه براي يك خانه مسكوني، در كوچه اي يكطرفه، يك دوربين مدار بسته نصب كنند تا فقط بي خيالي ماشينهاي عبوري و بي تفاوتي همسايه روبرويي را از يك زورگيري ثبت نمايد؟!
چهارم: نكته اصلي كه در گزارش تصويري سايت محافظه كار "عصر ايران" روي آن تمركز زيادي كرده اند، تأكيد بر "بي توجهي عابران" و به تماشا ايستادن آنهاست. اين يعني در صورت بروز ناامني اجتماعي، روي واكنش و دفاع مردم نمي شود حسابي كرد و آنها از ترس جان، وارد صحنه نمي شوند. اصرار دوربين و گوينده بر اين "بي تفاوتي عمومي" كه البته تا حدود زيادي هم واقعيت دارد، هدفي ديگر غير از بررسي اين آسيب اجتماعي را دنبال مي كند: مي خواهد بگويد اي مردم! امنيت شما را فقط حكومت مي تواند تضمين كند، نه همشهريان تان! رسيدن جامعه به چنين نتيجه تلخي و درك چنين تنهايي دردآوري، كه ديگر كسي به داد كسي نمي رسد، آنقدر براي يك حكومت استبدادي و اقتدارگرا نتيجه و فايده دارد كه شمارش آنها از حوصله اين بحث خارج است.
نظاميان تابع بيت رهبري در برنامه اي كه طراحي مي كنند، به اين مي انديشند كه بدون اينكه بخواهند بطور علني ديكتاتوري را اعمال كنند، از قدرت مانور و ترفندهايي كه در «دموكراسي» هست استفاده كنند تا يا با فريبكاري، رأي مردم را به سمت نامزد خود هدايت كنند و يا در صورت افشاي تقلب انتخاباتي، كنترل امنيتي جامعه را از دست ندهند و با همان چماقي كه اين روزها به بهانه تأمين امنيت مردم بيرون آورده اند، بر سر معترضان بكوبند و شائبه نظامي شدن فضا هم به چشم نيايد.
به همين دليل من بر اين باورم كه «دموكراسي» بيششتر از خود ديكتاتوري، امكان عمل به ديكتاتورها مي دهد. بخصوص اگر ديكتاتوري ديني باشد و بخواهد با ترفندهاي ديني از ابزار مردمسالاري در جهت بقاي خود استفاده كند، راهش حسابي هموار است. در ميان حاكمان كشور ما كه «تقيّه و نيرنگ» را مباح مي دانند، مي توان سالهاي سال با نمايش دموكراسي و رأي گيري و انتخابات، در واقع ديكتاتوري ديني را پيش برد. امنيتي كردن جامعه قبل از انتخابات، فقط يكي از راهها براي آماده كردن چماقهايي است كه قرار است بر سر مردم معترض كوبيده شوند. و رسانه هاي حكومتي با نمايش دادن و با بزرگنمايي اين ناامني ها و دامن زدن به اين وحشت عمومي، به اين روند كمك مي كنند. اينجاست كه آگاهي مردم، باطل السحر اين دسيسه هاست و شايد بتواند نقشه ها را خنثي كند. اگر به آگاهي بها داده شود. و همين است كه حكومت، مطبوعات مستقل، روزنامه نگاران و آگاهي دهندگان را همواره «دشمن» مي داند.
پي نوشت: براي حمايت از ايجاد وبسايت تصويري چشم به راه حمايت هموطنان خارج از كشور هستيم. فرصت آگاهي راسني نسبت به هجومي كه رسانه هاي خرافه و دروغ و جهل بر مردم ما وارد مي كنند، كم است. زمان را دريابيم. روي اين لينك كليك كنيد و به ميزاني كه مي توانيد ياري كنيد تا شرمسار فردا نباشيم. بابك داد
در فيس بوك همگاني بحثهاي روز را دنبال مي كنيم. بپيونديد و همراهي كنيد.

۵ نظر:

ناشناس گفت...

salam,dar kol esme sepah ye noe namni be hesab miad va tamame in badbakhtihaye mamlakat be ghole marof zire sare baradarane ghachaghchi khodemon hast.sepah va basij mosavi ast ba namni

ناشناس گفت...

بر پدر بسیجی و سپاهی خائن لعنت

ناشناس گفت...

دمت گرم بابک. چه کانال های رسانه ای باحالی داری میسازی. ایول.لینکاش را در صفحه اصلی دیدم.

ناشناس گفت...

حیوانیت تا کجا می تواند ادامه پیدا کند؟!
هرلحظه که میگذرد همه‌ی ماهایی که فقط نشستیم و نگاه کردیم و شاید قطره اشکی هم ریختیم،مقصریم.

Babak Dad گفت...

يك توضيح فني فوق العاده توسط مخاطب عزيز آقاي سعيد حسن زاده در گويانيوز و فيس بوك بر اين ماجرا منتشر شده كه عينا" براي مخاطبان وبلاگ كپي و منتشر مي كنم. با تشكر از تيزبيني و قدرت استدلال عالي سعيد عزيز.
سعيد مي نويسد:
درود بر بابک داد و تحیل های روشن گرانه و خاصه مبارزه با جهل و خرافه اش در تاکید بر کرامت انسانها ......فیلم ِ ساختگی و با کارگردانی و بازیگران ناشی ِ عصر ِ ایران را دیدم .. در تایید اکید نوشتار شما عرض میکنم : اولا نصب دوربین مدار بسته که بر محیط خارجی نظارت داشته باشد ممنوع است و نیاز به مجوز دارد .. . برای دیدن شخص پشت ِ درب هم تنها آیفون تصویری با شعاع درب است که مشکلی ندارد. حتی در آسانسور هم که برای رعایت مسائل امنیتی به هنگام خرابی دوربین نصب است باید تابلوی " این آسانسور مجهز به دوربین مدار بسته است " نصب باشد و مکانهای عمومی نیز هم.. و الا عواقب و جریمه دارد.... تنها مراکز نظامی و امنیتی و ساختمانهای وابسته مجوز استفاده از از دوربین ناظر بر فضای خارجی و ضبط تصویر را دارند که تمامی آنان اپراتور شیفتی دارند و عموما هم دارای امکانات برخورد با بحران و یا نیروی حراست ِ آموزش دیده هستند. بر اساس تایم هایی که برای این واکن
ش تعریف شده و جز ء استانداردهای امنیتی برای مقابله است و اگر غفلتی شود باید پاسخگو باشند و حتا امکان تعلیق نیرو را در پی دارد ؛ تایم ِ فیلم و شکل رفتار ِ زورگیران بدون حتا باز شدن درب و داد و فریاد و طلب کمک کردن ؛(که اگر تصور کنیم کسی تخلف کرده و بی مجوز دوربین نصب کرده برای نجات ِ جان قربانی محتمل ترین واکنش است و البته این عدم شناسائی و یا عدم برخورد با این تخلف هم حکایت از عدم عمل به وظیفه ء نیروهای امنیتی دارد ....و البته که وجدانا زورگیری که اینکاره باشد نه رفتارش این شکلی است و نه اصولا ریسک زورگیری در خیابان یک طرفه را میکند؛ اولین ذهنیت بزهکاران راه فرار و گیر نکردن و پس از آن کسب ِ سود است که هیچکدام در این حرکت لحاظ نشده است؛ باور کنید ریشه ء بزهکاری در حماقت نیست و بزهکارن بسیار باهوشند!) این فیلم ساختگیست .. آن ماسک هم برای زنده کردن خاطرات معترضان وقایع 88 و در صورت لزوم دستگیری 2 نفر و بستن تهمت به جنبش سبز استفاده شده . هرچند که میتواند بهانه ء مناسبی برای شناسائی نشدن بزهکاران برای زدن مهر ِ " غیر قابل تعقیب " بر پرونده ء گزارش و رفع تکلیف و پاسخگوئی به پیگیرهای بعدی در واحد تجسس نیروی انتظامیِ محل وقوع جرم و منزه نگاه داشتن نیروی انتظامی و امنیتی ایران از چسبیدن برچسب ِ بی لیاقتی بر عملکرد ِ آنان که البته با پرنده های بی سرنشین جاسوس و پهبادهای فوق مدرن امریکائی در مرز های شرقی مقابله میکنند و آنها را هک کرده و کت بسته و در فرودگاه سپاه فرود می آورند ( راستی بسامد فرکانس و موج ِ و کانال ارسال فرکانس برای دادن فرمان به پهباد ذلیل ِ فوق مدرنی که سیستم انهدام خودکارش به هنگام خروج از کنترل فرماندهی مرکزی عمل نکرد و فرود آمد چیست ؟ اصولا شما توائی ارسال این فرکانس را دارید ؟ برادران چینی و روسی ِ باج گیر را که در مرز هم مستقر بودند و بعد هم طلب تحویل ِ آن آر سی کیوی بینوا و به اعتقاد من تروجان ِ جاسوس امریکا را که اجازه دادند در فرودگاه سپاه بنشیند و آنچه لازم است را مخابره کند کردند فاکتور گرفتم ) اما با مقابله از ترانزیت کلان ِ مواد مخدر از همان قسمت در بخش ِ زمینی با شتر و موتور و کامیون و تریلر عاجز هستند هم باشد .. کسی هم خبر و مصاحبه ء قربانی را دیده ؟ به جائی هم شکایت کرده؟ مرکز ی که اقدام به ضبط تصویر کرده آمادگی برای پاسخگوئی به چند سئوال ساده ء امنیتی را دارد که در خدمت باشیم ؟ به نظرم توان ذخیره های با توانائی بالا در نیروهای امنیتی در امور دیگری مصروف شده که مسئولیت این گونه فیلم سازیها را (که پیشترها تهمتش را به اسم ِ "نوارسازان " و بر منتقدان میبستند ) به نیروهای بی خاصیت و پر اشتباه داده است .... یک نیروی امنیتی آموزش دیده میداند که گاهی اولین اشتباهش آخرین اشتباهش خواهد بود .... این اشتباه اما شاید از عدم امکان تامین مالی نیروی موجود و در اختیار یا استخدام ِ نیرو ی متخصص و کارآزموده حکایت کند .(علت ؟ کمبود بودجه و احیانا بر اثر همان کاغذ پاره ها ی قطعنامه های تحریم ایران ؛نیروئی که به کار خود باور دارد و اعتقاد نیازی به ساپورت مالی ندارد اما نیروئی که قیمتش حتا در حد یک ساندیس تنزل میابد خیر ؛د ارد و شدید) .... برای کافر بدون مرزی چون من این یعنی حضور ِ خداوند ِ متعال و نشانه هایش و سپاس او را که ستمگران و دشمنان ما را از نادانان و جاهلان قرار داد ...
والسلام و علی من التبع اهدی ........