۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه

چرا «بيداري اسلامي» با غارت و دزدي كليد مي خورد؟

خوشحالي زودگذر و شوق كور، باز هم در دل مقامات جمهوري اسلامي و رسانه هاي زنجيره اي حكومتي قند آب كرده است؛ اين بار به قول رهبر بابصيرت نظام «بيداري اسلامي در اروپا!» از لندن شروع شده است.
رسانه هاي حكومتي ايران به رغم سانسور خبري جنايات بشار اسد در سوريه و كشتار مردم بيگناه آن، اين بار روي قلب اروپا زوم كرده اند تا شايد بتوانند رؤياي «بيداري اسلامي» مقام رهبري را در خيابانهاي لندن ببينند. اما براي ساكنان اروپا و انگليس، كه به تصاوير مستقيم از خيابانهاي انگليس و لندن دسترسي دارند، اين موج واقعيت ديگري دارد و هنوز كسي بر ايدئولوژيك بودن اين اعتراضات سخني و گزارش مستندي نگفته است. هرچند ريشه هاي اقتصادي و اجتماعي آن در حال بررسي است. اينك چند پرسش:
اول: آيا اعتراضات در انگليس همه گير و عمومي است؟ خبرها و تصاوير مستقيم و واقعي مي گويند خير. آشوبها همه گير نبوده و حتي در بسياري از نقاط شهرهاي انگليس، مردم به كمك پليس آمده اند و مسئوليت نگهباني از محلات و مغازه ها را برعهده گرفته اند. اين يعني ريشه اجتماعي اين آشوبها، فراگير نيست و ممكن است به نارضايتي بخشي از مردم در محلات بخصوصي محدود باشد.
دوم: آيا اين اعتراضات، نشانه بيداري اسلامي در قلب اروپاست؟ خير. هيچ نشانه اي وجود ندارد كه معترضان را مسلمان معرفي كند و يا خواسته آنها را در قالبهاي اسلامي قرار دهد. تنها كشور اسلامي كه سعي دارد اين شورش را به مسلمانان و اسلام منگنه كند، جمهوري اسلامي ايران است و با اين كار سياسي، فقط انگشت اتهام را به سوي مسلمانان بريتانيا نشانه رفته است. در حقيقت حكومت ايران بي ميل نيست كه با تحريك مسلمانان ساكن انگليس، از اين آشوبهاي پراكنده و غير ايدئولوژيك، يك جنگ مذهبي و صليبي در انگلستان به راه بياندازد و به رؤياي «بيداري اسلامي در اروپا» عينيت ببخشد. گام اول براي آغاز چنان جنگ مذهبي در بريتانيا، اسلامي جلوه دادن اعتراضات است. در حاليكه تصاوير و اخبار چيز ديگري مي گويند.
سوم: آيا مقامات جمهوري اسلامي، واقعا" خواهان بيداري اسلامي هستند؟ خير. در دوره يكساله اخير، جمهوري اسلامي بارها با معترضان مصري و تونسي و ليبيايي «زاويه» پيدا كرده. زيرا از بيداري و عدم وابستگي مبارزان آن كشورها به حكومت تهران به خشم آمده است. حكومت ايران از بيداري ملت خود بيش از هر چيز مي هراسد و آن را با بدترين روشها سركوب كرد. در واقع نفاق و دو رويي جمهوري اسلامي در برخورد متفاوت با قضيه انگليس و كشتار مسلمانان در سوريه، گواه بزرگي بر اين ادعاست كه منافع حاكمان ايران بر هر چيزي، حتي بر خون صدها مسلمان معترض سوري كه توسط بشار اسد كشته مي شوند، اولويت دارد.
چهارم: پس دليل علاقه ايران به رخدادهاي مناطق ديگر و آشوبهاي مقطعي در كشورهاي غربي و عربي چيست؟ چندماه قبل، حكومت ايران از اعتصابات عمومي فرانسه به شوق آمد. از بحران اقتصادي آمريكا به شوق آمد. حتي نتوانست خوشحالي خود را از سونامي و سيل در ژاپن مخفي كند. سپس از موج بيداري ملتهاي عرب ذوق زده شد و اكنون با غارت چندين مغازه در انگليس، سخن از بيداري اسلامي در قلب اروپا مي گويد. جمهوري اسلامي عادت كرده به جاي حل كردن مشكلات خود با مردمش، از مشكلات ديگران چنان سخن بگويد كه گويي ايران امروز، بهشت برين است و تمام دنيا در آتش و خون مي سوزند. اين شيوه ممكن است بتواند تا مدتي مردم را در بيخبري نگهدارد، اما نمي تواند براي هميشه سر مردم كلاه بگذارد.
باري! در دنياي امروز كه دوربينهاي مداربسته تمامي خيابانهاي لندن و بيرمنگام و ليورپول را نشان مي دهند و از غارت مشروب فروشي ها و عربده هاي مستانه برخي آشوبگران و سارقان اموال عمومي مي توان به راحتي فهميد كه اين بيداري اسلامي، از همان مدل بيداري اسلامي است كه امروز در جمهوري اسلامي رايج شده است. يعني هرج و مرج طلبي قمه كشان و چماق داران و غارتگران و متجاوزان. از اين زاويه كه بنگريم بله «بيداري اسلامي از مدل جمهوري اسلامي!» در برخي نقاط دنيا آغاز شده و به زودي لابد تجاوزهاي گروهي به زنان و ترور و انواع فساد در قلب اروپا رايج خواهد شد! هرچند هيچ كشوري نخواهد توانست به گرد پاي جمهوري اسلامي ايران در اين نوع از «بيداري اسلامي!» برسد كه در زندانهايش به پسران و دختران معترض، با استفاده از باتون و اراذل حقوق بگير تجاوز كنند. اين نوع از بيداري اسلامي محصول اختصاصي جمهوري اسلامي ايران است كه اخيرا" به سوريه هم صادر شده و شايد روزي هم به قلب اروپا هم برسد! چنانچه قلب اقتصادي جهان از گزند «بيداري طالباني» اسامه بن لادن در امان نماند.  
آدمها و حكومتها خود تعيين مي كنند نامشان چگونه در تاريخ ثبت شود؛ سران جمهوري اسلامي مدل طالباني آن را انتخاب كرده اند و از هر حركت غارتگرانه، متجاوزانه و هرج و مرج طلبانه اي با نام بيداري اسلامي حمايت كرده اند و چشم بر جناياتي كه بر ملت بيگناه سوريه مي رود، بسته اند.  

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

واقعاً زيبا گفتي. حق مطلب را أدا كردي
نفست گرم

پریا مبارز گفت...

عالی بود آقای داد، ممنون ، چقدر خوب شد درباره ی این موضوع نوشتید .

ناشناس گفت...

من هیچ شکی ندارم که دولت ایران از صبح تا شب به مردم دروغ میگوید.ولی‌ در این مساله هم شکی ندارم که یک سری از دولتهای اروپای و دولت آمریکا در طول تاریخ دست به جنایتهای گوناگون زده و هنوز هم میزنند. جنگ داخلی‌ در لیبی و در گیری در کشور سوریه را باید هم در همین راسته دید. یادمان نرود که که همین جنایت کاران بودند که انقلاب مردم ایران را به مسیر اسلامی کشاندند. ( خطر کمونیستی باعث شد که دیکتاتوری سرمایه تصمیم به انقلاب اسلامی گرفت). در اصل مردم ایران گروگان سرمایه داری جهانی هستند که پایان آن خوشبختانه نزدیک است.

ناشناس گفت...

very good

me گفت...

very good

ناشناس گفت...

مطلبی بود خواندنی و روان و شیوا

naser گفت...

مرگ حق است، اما برای همسایه-اصول و قوانین تبعیضی جمهوری اسلامی

ali گفت...

معیارهای دوگانه بخشی جدایی‌ناپذیر از ایدئولوژی، راهبردها و سیاست‌های جمهوری اسلامی است. جوهره‌ اسلام‌گرایی به عنوان ایدئولوژی حاکم این نظام، حفظ حکومت به هر قیمت و یکی از تاکتیک‌های مهم برای این معیارهای دوگانه و قوانین تبعیضی است. مقامات جمهوری اسلامی همواره از معیارهای دوگانه در رفتار و سیاست‌های دیگر دولت‌ها (فقط دول غربی) شکایت کرده‌اند، اما خود به شدیدترین وجه به این عارضه دچارند.

ژاله و پیام / لاهیجان گفت...

آقای داد طنز تلخی است.از نگاه رسانه‌های دولتی ایران، مردم اروپا و آمریکا دارای حق اعتصاب و تظاهرات بدون هیچ گونه محدودیت هستند و پلیس نباید معترضان را حتی در صورت تخریب اموال عمومی بازداشت کند، اما مردم ایران دارای حق برگزاری اعتراض بدون خشونت نیز نیستند!!رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی اخبار اعتصابات و تظاهرات مردم اروپا و آمریکا را با هدف بی‌ثبات نشان دادن این کشورها و عدم رضایت عمومی مردم این جوامع از دولت‌های خود و آمادگی آنها برای انقلاب علیه دموکراسی و در نتیجه توجیه سرکوب داخلی به طور کامل پوشش می‌دهند، اما تلویحا نشان می‌دهند که مردم این جوامع می‌توانند علیه دولت‌های‌شان تظاهرات کنند بدون آن که شکنجه شوند یا در خیابان به آنها تیراندازی شود.دروغگو کم کم فراموش کار می شود!

شهرام بیطار گفت...

سلام آقای داد .
نمیدونین این نوشته تون چقدر چسبید . یعنی با تک تک جمله ها تون موافق بودم و حرف دلم بود . اینها دقیقاً دارن اشتباهات اروپای شرقی زمان کمونیسم رو تکرار میکنن با اینکه آخر قصه رو هم خوب میدونن . سانسور و تحریف گسترده اخبار . خوشحالی از بدبختی های ملت های متمدن و بی ازار . تروریست پروری به اسم صدور انقلاب . نمیدونم چی بگم . این طور که بوش میاد تیکه های این پازل داره یکی یکی جا میخوره . اول اسد و بعد قذافی و بعد هم دوستان ما . باید منتظر موند و دید این بیداری اسلامی کجا رو میگیره .



با درود و سپاس فراوان : شهرام

ناشناس گفت...

آقای بابک، خدا مرحوم داد را رحمت کند که نماند و گرفتاری شما در منجلاب را ندید.شاید ترجیح دهید پیام مرا برای عموم نگذارید. اما چون شما را مجروح و حتی معلول جنگ نرم دشمن می دانم به طنز تلخ شما اشاره میکنم. چطور است که اگر در ایران بر خلاف قانون و راهکارهای قانونی اقدام کنی در غرب محترم شمرده می شوی و حتی مثل شما پناهت می دهند و در غرب کار خلاف قانون مستوجب چنان مجازاتی است که به نوشته مطبوعات محل سکونت شما برای یک نان باگت چهار سال زندان می برند!!!!! و آب هم از آب تکان نمی خورد و نخست وزیر هم روز روشن در کنار آپارتمان شماره 10 عربده می کشد. چه مظلوم است جمهوری اسلامی که فرزندش بر رویش زخم می زند و بر آسیای دشمن مسلمش آب می ریزد. برادر من راهی که می روی به هیچ کجا منتهی نمی شود. گول به به های برخی را نخور. شما اصیل تر از این هستی که به دستمال کاغذی معاندین نسبت به دین که از اسلام سیلی خورده اند تبدیل شوی. دیکتاتورهای سرگون امروز را که می بینی همان عروسکهای دیروز غربند که تاریخ مصرفشان تمام شده است. مگر شما یادت رفته است همین دیکتاتور لیبی را 2 سال پیش با چه احترامی در باغ شانزه لیزه جای دادند تا چادر بزند و شیر شتر بخورد. امروز او را شیطان می خوانند و بیچاره مردم لیبی را حمار می پندارند. بن علی را به یاد بیاور. خان آلیو ماری وزیر محل اقامت شما همین ژانویه به خرج او در تونس بود. عزیزم بغض نسبت به برخی تو را وادار نکند که چشم بر واقعیات ببندی و همچون عقیل عازم دربار معاویه شوی. یکبار دیگر فیلم سینمایی مرحوم داد در مورد فلسطین را بنگر. جنگ با ما همان است و تنها چهره اش قدری متفاوت شده است چون با تحمیل جنگ نتوانستند بر ما پیروز شوند. به خون ما به همان اندازه تشنه اند.چشم ها بشوی و جور دیگر ببین.عاقبتمان بخیر