ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

12 فروردين بگوييم: "جمهوري اسلامي نه!"

12 فروردين بگوييم: "جمهوري اسلامي نه!"

يك "نه بزرگ" به استبداد ديني بدهكاريم!

اصلا" تفاوتي نمي كند كه عده اي از منتقدان نظام همچنان بگويند اين نظام، "جمهوري اسلامي حقيقي" نيست و جمهوري اسلامي حقيقي جر ديگري بود و يا حاكمان و دولتمردان كودتايي هم برعكس بگويند: اين نظام اصل است! چه نظام كنوني، جمهوري اسلامي حقيقي باشد يا نباشد، محكوم به شكست است و خوشبختانه با سرعت در سراشيبي سقوط حركت مي كند.

آنچه امروز بعد از سي و يك سال داوري مي توانيم درباره اين نوع حكومت ديني بگوييم، بسيار ساده و شفاف و روشن است: جمهوري اسلامي، روش حكومتي شكست خورده و فروبسته اي است كه ايرانيان را قرنها به عقب رانده است و توان اداره كشوري با تنوع قومي و فرهنگي سياسي مانند ايران را ندارد. اين نظام حكومتي، نمي تواند ضامن رفاه، آزادي، عدالت و استقلال كشور باشد. دخالت دين به عنوان ابزاري در دست حاكمان در عرصه هاي دولت و سياست و فرهنگ و اقتصاد و اجتماع، آن چنان خسارت بار بوده كه كسي در آن ترديدي ندارد و تقريبا" تمام آمارها و شاخصهاي موجود، سندهاي از كارفتادگي مطلق اين نظام استبدادي را جار مي زنند. اكنون جمهوري اسلامي سال 57 كه براي برپايي يك جامعه به اصطلاح آرماني بنا شده بود و بنا داشت دين را براي كمك به "پالايش دولت" به صحنه بياورد، خود به عنوان بزرگترين دليل خروج مردم از دين حكومتي است و نه براي دولت، كارآمدي باقي گذارده و نه براي دين، آبرو.

به زودي به سالروز رفراندوم 12 فروردين مي رسيم. روزي كه انتخابي ناگزير را با دو گزينه ساده "آري" و "خير" در مقابل ملتي به ستوه آمده گذاشتند و همان رفراندوم، تا به اينجا سند اسارتي سي و يك ساله را رقم زده است كه با نام دين، هر ستم و جنايت و خيانتي را از حكومتي ناتوان ببينيم. در اين سالها هزاران بار بر ملت اثبات شده كه جمهوريت و اسلاميت، دو بال همسان يك پرنده سالم نيستند. بلكه در اين سالها بال "اسلاميت نظام" روز به روز چاق تر و فربه تر شده و بال "جمهوريت" آن، كه از آغاز هم ناقص و لاغر بود، حالا ديگر به كلي از كار افتاده است. سالهاست آن پرنده ناقص الخلقه، با همان يك بال فربه اش، در آسماني خيالي به سوي آرمانشهري پيش مي رود كه شهروندان برگزيده اش، برگزيدگان نظام كنوني هستند؛ جماعتي بي ايمان و خائن. كساني كه چهره شان شبيه احمدي نژاد و مشائي و كلهر است و مرام شان مانند خامنه اي و مصباح و جنتي!

در سالروز رفراندوم 12 فروردين، ما در هر كجايي كه هستيم بايد بتوانيم صداي "نه بزرگ" و قاطعي باشيم به اين حكومت سي و يك ساله. 12 فروردين بايد "روز نه بزرگ" يك ملت باشد به جمهوري اسلامي! در اين روز بايد با صدايي رسا به دخالت دين در دولت "نه" بگوييم و نگذاريم آن اسارت سي و يك ساله، بيش از اين ادامه يابد. شايد لازم باشد پتيشن مشخصي در فضاي مجازي برپا كنيم، ايرانيان را به مشاركتي جدي و فراگير براي نظام مورد نظرشان فرا بخوانيم و از آحاد ملت دوباره بپرسيم "جمهوري اسلامي آري يا نه؟" و بلافاصله از مردم بپرسيم چه نوع حكومتي را براي ايران فردا پيشنهاد مي كنند و مي خواهند؟ بگذاريم جهانيان، صداي مدني ملتي به ستوه آمده را از وراي يك رفراندوم واقعي در دنياي اينترنت بشنوند. همه كنشگران از حالا آستين همت بالا بزنند براي برگزاري يك رفراندوم بزرگ.

به حرمت خون تمامي قربانيان اين سالها، تمامي زندگي هاي فنا شده، تمامي عشق ها و نسلهاي سوخته، به احترام تمامي اين سالهاي مظلوم كه سپري كرديم، همه ما يك "نه بزرگ" به جمهوري اسلامي و استبداد ديني برآمده از آن بدهكاريم. شايد بد نباشد روز دوازدهم فروردين را از حالا "روز نه بزرگ به جمهوري اسلامي" بناميم.

۴ نظر:

داریوش گفت...

درود

آقای داد گرامی به راستی از ابتدا جمهوریتی وجود نداشت زیر یک جمهوری به معنای واقعی کلمه هیچ پیشوند یا پسوندی ندارد. جمهوری اسلامی (یا هر دین دیگری ) و یا جمهوری سوسیالیستی (یا هر ایدئولوژی دیگری ) در ذات خود پارادوکس هستند و با مفهوم جمهوریت در تضاد هستند. یک جمهوری همه اعضای یک سرزمین را شامل می شود. اگر در ایران همه مسلمان باشند و تنها یک نفر غیر مسلمان باشد بازهم نمی توان نام جمهوری اسلامی روی حکومت ایران گذاشت زیرا همه باید حساب شوند حتی آن یک نفر و حتی اگر یک نفر با جمهوریت موافق نبود نمی توان به او گفت که تو در سرزمینت که حکومتش جمهوری است و تو با آن مخالفی حقت با سایر شهروندان برابر نیست.

چه انسان های با بینشی بودند که سی و یک سال پیش که همه ما در شور و هیجان انقلاب بودیم و فقط می گفتیم شاه باید برود و جانشینان شاه سبب شدند که همه صد هزار لعنت به خود بفرستیم و هزار تا فاتحه برای شاه بخوانیم.
افرادی مانند دکتر شاپور بختیار - دکتر غلامحسین صدیقی - تیمسار مهدی رحیمی - آیت الله کاظم شریعتمداری - زنده یاد فریدون فرخزاد. کسانی بودند که سی و یک سال پیش از ما می دانستند که به آخوند در حکومت نمی توان اعتماد کرد.

درباره چهارشنبه سوری هم می خواستم بگم که:

مرتضی مطهری امروز مرده ولی چهارشنبه سوری و جشنهای زیبا و باستانی ایرانی هنوز هستند و خواهند بود و سال به سال بهتر برگزار میشن.

پیشاپیش نوروز رو به همه هموطنانم تبریک میگم

سبز باشید. پاینده ایران

ناشناس گفت...

آقای داد!
از آنجا که جمهوری ولایت وقیح، به سادگی آدم میکشد، و منتظر فرست است که با همراه کردن هموطنان ساده دل، همچون روز عاشورا، ۲۲ بهمن، و غیره کشتار خود را توجیه کند و بگوید اینها آشوبگر هستند، بنابرین صلاح نیست از مردم بخواهیم خود را به دام این جلادان بندازند.
فرصتهای زیادی به واسطه عدم همراهی سران جنبش سوخت و از بین رفت.
چند میلیون نفردیگر در خیابان باید میامدند تا آقایان سران جنبش باور میکردند بشمارند؟
لطفآ اجازه دهید مردم خودشان تصمیم بگیرند.
شما اگر دستی بر آتش بزرگان جنبش دارید از آنها بخواهید جدی تر باشند و از قانون اساسی که ولی وقیح حق وتو بر ان را دارد، انتظار معجزه نداشته باشند.

ماندانا گفت...

درود بر همه آزادگان،
نه گفتن به جمهوری اسلامی از ۳۱ سال پیش شروع شد و روز به روز بر تعداد آگاهان جامعه و مخالفان اضافه شد و میشود. نظرپرسی در مورد نوع حکومت آینده بصورت مجازی، فقط نظرات قشر محدودی را منعکس میکند! گذشته از آن، توجه و آگاهی در مورد محتوای حکومت ها (قبل از انتخاب) و نه نوع آن یکی از زیربناهای دمکراسی میباشد.
چهارشنبه سوری و جشن نوروز بر شما و همه ایرانیان خجسته باد

ناشناس گفت...

سلام،
با تشکر از تلاش ارزشمند شما...
يک پيشنهاد داشتم. بياييد به نشانه کلاهی که به سرمان رفته همگی 12 فروردين کلاه به سر بگذاريم!