ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱۳, یکشنبه

سلام بر «ندا»، آن زمان كه خون از گلويش جاري شد!

براي تماشاي بهتر عكس، روي عكس كليك كنيد
اگر در اين روزها و شبهاي دلتنگي، دلم براي غربت و مظلوميت آزادگان و مظلومان گرفت، براي «قربانيان امروز ايران» سوگواري مي كنم و از اشك هايم، اراده و عزمي جدي تر براي مبارزه با ظلم و حق طلبي خواهم ساخت. تا وقتي كه هنوز هم از خاك سرزمينم، خون سرخ جوانان بيگناهي همچون ندا و سهراب و... مي جوشد و در كشورمان همان جنايت ها و ظلم ها برپاست، ديگر «محرّم» را نمي شناسم! و در اين غروبهاي دلتنگي به «زيارت» قربانيان و آزادگان ايران مي روم.
امروز: «نـــدا آقا سلـطان»
سلام بر تو؛
آن گاه كه آزاد و رها متولد شدي
و زندگي آزاد و عشق و »انتخاب« را خواستي.
سلام بر تو؛
آن گاه كه حق و آزادگي را انتخاب كردي.
و آن گاه كه از گلويت، خون جاري شد.
و آن زمان كه مظلومانه بر جهان خيره ماندي.
سلام بر تو آن زماني كه در جان ايرانيان آزاده «تكثـــير» مي شوي
و در بامداد پيروزي، دوباره برانگيخته خواهي شد.
و سلام بر خاك پاكي كه به امانت در آن خفته اي:
بر خاك «ايــران» كه آزاد خواهد شد!
 -----------------

۳ نظر:

ناشناس گفت...

مثل همیشه نوشته به هنگام، عالی و تاثیر گذار...

ali گفت...

آقای داد،امیر ارشد تاجمیر، مصطفی کریم بیگی، علی موسوی حبیبی، جهان بخت پازوکی، شاهرخ رحمانی، مهدی فرهادی راد و علی راسخی نیا ....جان باختگان روز عاشورا هستند که خانواده های آنها یا سکوت کرده اند و یا می گویند پیگیری های قضایی آنان هیچ نتیجه روشنی نداده است و هنوز قاتلی معرفی نشده است و تنها برخی از آنها هنوز امید دارند که دستگاه قضایی قاتلان را معرفی کند.

ناشناس گفت...

سلام آقای داد... یه شعری نوشته بودم دقیقا چند روز بعد از مرگ ندا... نمیدونم چرا ولی دوست داشتم این شعر رو برای شما بفرستم:

اسم این شعر "ندای ایران" است


ندای ایران
ندا با تو اینجا، همیشه آفتاب است*****سرود رفتن تو، صدای شعر ناب است
در ره آزادی، تو جاودان ترینی*****در قلب هر ایرانی، تو کاوه آهنینی
بر بام استبداد، نشسته قــُمری در خاک*****تصویر رفتن تو، تیریست به قلب ضحاک
بی تو میهن زخمی، جلوه اشک و باران*****با تو عود و سنوبر، مرگ بر شعبده بازان
جوشان تر از آزادی، صدای سلطان ماست*****شهید اگر که دادیم، جنبش همیشه برپاست
خون جوانان وطن، بر پهنه زمین است *****ندای هر ایرانی، چه نغض و برترین است
روشنفکر رو دانشجو در زندان اوین است*****زر و زور و تزویر، کار آقا همین است
درین سرای فانی، که نعره ها جنون است*****فریاد آزادی، هق هق ما همین است
ارس تو را می خواند، نوشیدن شهادت*****فریاد کــُرد و گیلــَک، مرگ بر جور و جنایت
هنگامه ی بیداریست، که وقت سنگ و جنگ است*****آنجا که سرزمینم، زخمی ِ رنگ و ننگ است
بیت طناز شاعر، ساطور مرگ اینجاست*****بر سر هرگذرگاه، معبر مرگ برپاست
بر بام شام تبعید، هجوم مرگ و ظالم*****بر پیکر ایرانم، نمانده جای سالم
چشمه ی اشک جوشان، ندا ندای سلطان*****بگذار تا بگرییم، چون ابر در بهاران
راهت ادامه دارد، تا مرودشت و هامون*****هر قطره خون تو، زاینده رود و کارون
به بلندای ایران، نامت ماند جاویدان*****تو سروری و سلطان، تویی ندای ایران
:: بیاد ندای آقا سلطان :: شهادت: 30 خرداد 1388