ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه

«نشانه ها و معنا در سياست» / غدير بي جانشين، "قرباني" مي خواهد!


«نشانه ها و معنا در سياست»
غدير بي جانشين، "قرباني" مي خواهد!
در سفر قم، سپاه و احمدي نژاد به رهبر فهماندند زمان "تعيين جانشين" و يا "تغيير شكل حكومت ولايت فقيهي" فرارسيده است! منتها اين سخن تلخ را، سپاهيان با همان روشي گفتند كه تاكنون بارها با خامنه اي سخن گفته اند، با همان بيان متملقانه و ولايت مدار كه كيهان و وطن امروز و صداوسيما مي گويند و آقاي خامنه اي هم آن را دوست دارد:"استقبال بزرگ در غدير قم!" سپاه به خامنه اي نشان داد مي تواند يك شهر خالي را با امواج انساني بسيج پر كند! به شرطي كه اين سفر، سفري مانند "غديرخم" باشد كه پيامبر براي خود جانشين تعيين و معرفي كرد و اندك زماني بعد از آن، رحلت فرمود! حالا مي شود آن گمانه ها را با ديده باور نگاه كرد؛ آنجا كه احمدي نژاد گفته بود:"رأي من از رهبر هم بيشتر است!" آيا براستي دوران واگذاري خلافت "ولي" به خلفاي سپاهي فرارسيده است؟
به اعتقاد من اگر تيم كودتاچي از خطر "سرنگوني كامل نظام" واهمه نداشتند، فرداي انتخابات كودتايي آقاي خامنه اي را هم از سر راه بر مي داشتند. نه به دليل آنكه شخص خامنه اي را بد مي دانند و يا او در جنايتها و آدمكشي ها مانع بوده، بلكه داستان قدرت و تصاحب آن اينگونه است كه "رقيب، در هر صورتي پذيرفتني نيست"!
در دوران بعد از كودتاي انتخاباتي و جنبش اعتراضي مردم، فقط نوعي "اتحاد استراتژيك" باعث شد تا همه طرفين ماجرا به تحمل موقتي همديگر ناگزير شوند. در اين مدت سپاه و خامنه اي مشتركا" توانستند موانع بزرگي از جمله "مراجع تقليد منتقد" را سركوب و خاموش كنند و جنبش را هم به نوعي زمينگير نمايند تا زمان مورد نظر براي تصميمات بزرگتر فرا رسد. شايد اتفاقات سال قبل باعث شد خامنه اي هم مدتي ديرتر به عاقبت بدفرجامي كه برايش تعيين شده بود، برسد. اما ظاهرا" آن فرجام تلخ در حال رقم خوردن است، آن هم با كنايات ديني "غديرقم" و "جانشيني پيامبر" و...! سئوال بزرگ اين است كه آيا خامنه اي هم به رفتن راضي شده؟ يا در اين سفر به واگذاري خلافت در قامت پيامبر و واقعه "غديرخم" رضايت داده است؟ و سئوال ديگر اينكه آيا دوران بعد از سقوط خامنه اي، لزوما" دوران بهتري براي مردم ما خواهد بود؟ نمي دانم پاسخ كدام است اگر بتوان حدس زد نقشه سپاه و تيم احمدي نژاد براي دوران بعد از خامنه اي چيست؟ فعلا" نكته اينجاست كه آقاي خامنه اي باز هم نشانه هاي تاريخي را اشتباه گرفته و گويا اصل واقعه "غديرخم" (واگذاري قدرت) را فراموش كرده و به فكر "بيعت گرفتن امام حسن" (آشتي با حوزه) افتاده است!
***
نشانه ها و معنا در سياست بي شمارند. مهم نيست "معناها" را از كدام "نشانه ها" دريابيم، اين مهم است كه در سياست، هيچ نشانه اي بي معنا نيست. حتي اگر آن نشانه ها، لابلاي جملات ساده يك گزارش روزنامه اي مخفي شده باشند! ابتدا قطعاتي از يك گزارش را از روزنامه "وطن امروز" چهارشنبه 28 مهر مرور مي كنيم. روزنامه اي كه نزديك به تيم احمدي نژاد است و افكار و منويات دروني كودتاچيان را مي توان در لابلاي صفحات اين روزنامه به سادگي رصد كرد و ديد. در گزارشي از "غديرقم!" گزارشگر اين روزنامه چنين نوشته است: (جملات داخل «گيومه» عينا" از وطن امروز نقل شده اند.)
« با 2 تا از بچه‌ها جوری راه افتادیم از تهران که نماز صبح در قم باشیم... وارد قم که شدیم انگار "سمفونی پوسترها" بود. ملت، قم را کرده بودند پر از پوسترهای حکومتی! دروغ نگفته باشم شهر، آرام بود و هنوز 3 ربع ساعت به نماز مانده بود. این سکوت زد توی ذوقم ناجور! فکر کردم هر ساعتی که به شهر برسم چه خبر است حالا! لااقل در مسیر محل تردد ما خبری نبود.»
كمي بعد اين شهر ساكت و آرام، كم كم از بسيجياني كه شايد مثل خود گزارشگر از تهران و اطراف آمده اند، پر مي شود. جماعتي كه اخيرا" به آنها بسيجيان سانديس خور لقب داده اند. گزارشگر وطن امروز درباره سانديس خوران هم با جسارت مي نويسد:«خیابان‌های منتهی به حرم، آرام‌آرام داشت پر می‌شد از ستاره‌های حضرت ماه و آرام‌آرام ستاره‌های آسمان، جای خود را به بسیجی‌ها می‌دادند. از چند‌تایی اتوبوس، تعدادی دانشجو، از دختر گرفته تا پسر پیاده شدند!... نوجوانی بسیجی میهمان‌مان کرد با 3 آب معدنی به تعداد نفرات،ولی فقط 2 تا ساندیس مانده بود! من چون درباره ساندیس، برادری خود را اثبات کرده‌ام، حق ارثم به دادم رسید و یک ساندیس را یک نفری خوردم و آن 2 دوست دیگر هر کدام به نیمی از ساندیس 7 میوه بسنده کردند.»
بعد "آقا" مي آيد و گزارشگر فاش مي كند كه جمعيتي كه گرداگرد شمع وجود رهبر فرزانه مثل پروانه مي چرخند، مردم نيستند، بلكه "بسيجيان" هستند!:« یک سو رهبری است که دارد دست تکان می‌دهد برای ملتش و دیگر سو ملتی که دارند دست تکان می‌دهند برای رهبرشان و هر که را می‌بینی، شعاری دست گرفته! اما شعاری که بیشتر شنیده می‌شود این است:"علمدار ولایت، بسیجیان فدایت"!» آقاي خامنه اي در قم، به مقام "علمدار ولايت" كاهش درجه داده، اين بدان معناست كه اين "علم ولايت" را دستان ديگري هم مي تواند بلند كند! گزارشگر ديدن اين صحنه هاي شورانگيز را از دست نمي دهد و مي نويسد:« بچه‌ها برایم قلاب گرفتند و رفتم بالای بلندی و دیدم هر انگشتری برای خودش نگین می‌خواهد و نگین بسیجی‌ها سیدعلی است!»
اين گزارشگر در "قيامت غديرقم!" با يك پيرمرد مواجه مي شود و با ظرافت مي نويسد:« از همه جالب‌تر آن پیرمرد دوچرخه‌سواری بود که فرت و فرت بوق دوچرخه‌اش را به صدا در‌می‌آورد. گفتم: بی‌قراری حاج آقا؟ گفت: "این دوچرخه تا پیش از این فقط یک‌بار اینچنین به شادی بوق می‌زد و آن روزی بود که خمینی برگشت به قم. امروز تکرار آن روز است برای من."» آيا اين برگشتن خميني و خامنه اي به قم، صرفا" اتفاقي از دست گزارشگر در رفته يا نشانه اتفاقات ديگري است؟ به خصوص كه گزارشگر خوش قريحه، قبل از اين ذوق خود را در قافيه سازي چندين بار به رخ كشيده است! آنجا كه نوشته:« دست بیعت با ولی‌الله بدهی، فرقی نمی‌کند؛ می‌شود غدیر خم. ما در راه کویر قم بودیم و مقصدمان غدیر خم بود. چه خوب که «خم» بر وزن «قم» است و چه خوب که خدا گاهی با تناسب میان واژه‌ها حرف می‌زند با آدمی.»  گزارشگر ساعتي بعد مجددا" اين پيرمرد و دوچرخه اش را مي بيند و مي نويسد:« وسطای یکی از این کوچه‌ها پیرمرد دوچرخه‌سوار را دیدم که گوشه‌ای نشسته. رفتم جلو. خودش بود. چه اشکی داشت می‌ریخت. گفتم: چت شده حاج آقا؟ گفت: "این مرد که من دیدم، خمینی است؛ خودِ خمینی است. شک نکنید. این نور را فقط خمینی داشت"».
گزارشگر وطن امروز، سپس شرح عشق يك دوست بسيجي(!) را با ادبياتي خاص بيان مي كند:«این دوست ما، نمی‌دانم چگونه شکافته بود آن همه ستاره به‌هم‌پیوسته را و خودش را به ماه رسانده بود؟ گریه می‌کرد و می‌گفت: "دستم را گذاشتم روی شیشه و آقا هم دستش را گذاشت روی شیشه و اگر بدانی چقدر زیبا بود ماه! آنقدر که وقتی به خود آمدم دیدم زیر دست و پای جمعیت دارم همین طور لگد می‌شوم!" شلوارش را زدم بالا و دیدم چه خونی دارد می‌آید از پایش اما عین خیالش نیست. واقعا درد نداشت. داشت می‌خندید و همه‌اش می‌گفت: "چقدر زیبا بود ماه!"»
***
در سفر رهبري به قم، چند نكته را بايد گوشه اي از ذهن سپرد تا به وقتش به كار آيند:
"پوسترهاي حكومتي" و "بسيجيان"، استقبال كنندگان واقعي از "آقا" بودند، و نه چيزي به نام "ملت". شايد از ديدگاه آنهايي كه اين صحنه هاي باشكوه(!) را كارگرداني كردند و چنان استقبالي را براي "آقا" ترتيب دادند، رهبري بايد بداند و بايد بفهمد اعتبارش را از چه كساني گرفته و مي گيرد! تا خداي ناكرده(!) نسبت به بسيجيان و سپاه و گردانندگان دولت كودتايي، هرگز غفلت نكند و اشتباها" دچار عصيان و طغيان احتمالي نشود و همواره بداند حتي در شهر مذهبي قم هم، خامنه اي فقط يك آخوند تنهاست! درست است كه او يك "ولي فقيه" است، اما اگر همين بسيجيان و سفرهايشان با اتوبوس و سانديس(!) نباشد، حتي همين شهر مذهبي قم هم مانند ساعات اوليه صبح كه گزارشگر "وطن امروز" توصيف كرده بود، خالي و سوت و كور مي ماند و كسي "قدر ولايت" را نمي داند؛ الا همين بسيجيان و پاسداران.
سئوال اينجاست كه اين خط و نشان كشيدن محترمانه و البته با روش متملقانه براي چيست؟ آيا قرار است خامنه اي را به تمكين و اطاعت از امري وادار نمايند كه خودش هنوز نمي خواهد؟ و آمادگي ذهني پذيرش آن را ندارد؟ به هر روي، روزنامه "وطن امروز" هنوز دارد علامت مي دهد كه رهبر در قم تنها مي ماند اگر بسيجيان نبودند! و كيست كه نداند سررشته فرماندهي بسيج و سپاه، امروز در دست "فرمانده كل قوا" نيست و اكيپي مركب از "مجتبي خامنه اي" تا "مصباح يزدي" و احمدي نژاد، سپاه و بسيج را مديريت مي كنند و البته تا به حال در "هماهنگي كامل" با شخص آقاي خامنه اي بوده اند! اما آيا احتمال "كودتا در كودتا" در نهادهاي متمركزي مثل سپاه پاسداران وجود ندارد؟ به خصوص با وجود تفكري مثل تيم احمدي نژاد كه در تماميت خواهي، بي نظير بوده اند. و به خصوص در زماني كه "قربان" دارد فرا مي رسد؟
ظاهر امر نشان مي دهد كه سفر تاريخي(!) رهبري به قم، مقدمه يك تغيير معنادار در بافت حكومت خواهد بود. ممكن است سپاه و احمدي نژاد بخواهند خامنه اي را از مدار رهبري خارج كنند. احتمال دارد گروهي از سپاه، براي بيرون رفتن از وضعيت پيچيده حكومت، به فكر "قرباني كردن" خامنه اي باشند تا بتوانند در شكلي غيرمذهبي و بدون داشتن ولايت فقيه به حكومت خود بر ايران ادامه دهند. شايد اين كودتا بر عليه فقيه، حتي موافقاني در اپوزيسيون و يا كشورهاي خارجي داشته باشد. اما براي اين كار، يا آقاي خامنه اي بايد به ميل و رغبت در قم ماندگار شود و رداي خلافت را به كناري بنهد و يا اينكه خورشيد عمرش يكباره سرد شود!
به عبارت ديگر، در "غديرقم!" قرار بود  آقاي خامنه اي دست جانشين خود را بلند كند و خلافت مسلمين را به فرد ديگري واگذار نمايد. اما اگر به هر دليلي چنين نشود، روي ديگر سكه "غدير بي جانشين!" قرباني مي خواهد و هفته بعد از واقعه غدير، "عيد قربان" در راه است و فصل قرباني كردن فرا مي رسد! آيا قرار است اگر خامنه اي به واگذاري خلافت رضايت نداد، لااقل به گفته آن پيرمرد دوچرخه سوار، مانند آيت الله خميني در سالهاي اول انقلاب "مقيم قم" شود و از حكمراني مستقيم كناره بگيرد؟ و يا اينكه اگر رضايت نداد مانند روزهاي بعد از واقعه غديرخم، به زودي زمان افول و رحلت اين "حضرت ماه!" هم از طرف سپاهيان فرا برسد؟
به عقيده من هنوز بايد درباره سفر رهبري به قم انديشيد. چون رخدادهاي اين سفر، "حل المسائل" پرسشهاي بسيار مهمي است. آنچه هويداست اينكه اتفاقات بزرگي در راه است كه بايد از ميان خطوط و نشانه هاي كوچك، معناهاي آن را رمزيابي كرد! و سياست با آنكه در مجموع، امري تهي و بي معناست، ولي سرشار است از نشانه ها!

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

سلام. خيلي تحليل زيركانه اي بود. واقعا" موافقم باهاتون كه نشانه هاي كوچك رو نبايد دست كم بگيريم.

ناشناس گفت...

من هم با شما موافق هستم كه سياست خيلي بيربط و پوچه ولي با قلم شما من بهتر و دقيقتر تونستم اين سياست بي معني رو بفهمم. سپاس از قلم زيباتون. مونا

حامد گفت...

سلام
واقعا دائی جان ناپلئون بجا برای ما ایرانی ها ساخته شده.
چرا ما همه اش یه موضوع ساده رو که همه چی زیر نظر خامنه ای دیکتاتور هست اینقدر پیچیده و سختش می کنیم و می خوایم بگیم سپاه و ... کودتا رو انجام دادن.
بنظر من کودتا خواست و نقشه خامنه ای بود و چند ماه قبل از انتخابات به احمدی نژاد گفت طوری کار کنین که انگار یه دوره دیگه رئیس جمهور هستی.خامنه ای از دوران سخت خاتمی خسته شده بود و خودش دور اول هم همین آقا رو با تقلب رئیس جمهور کرد چون می دونست فقط یه بی بته رو میشه مثل یه عروسک بازی داد و هر کاری رو ازش خواست. حتی قالیباف که نظامی بود رو نمیشد اینجوری به این راحتی بازی داد.
احمدی نژاد هم مثل بچه های لوس آزاد گذاشته که به جفتک اندازی به این و اون بپردازه و همه فکر می کنن واقعا کسیه برای خودش.
حالا می بینیم که دور بعد هم یکی دیگه از این بچه های در مسجدی (بی اصل و نسب) پیدا می کنه و رئیس جمهور می کنه.

ناشناس گفت...

كمي بدبينانه نيست؟ اينا دستشون توي يه كاسه اس جناب داد. بعيده سيدعلي رو دور بزنند.

ناشناس گفت...

با نظر شما موافقم آقاي داد عزيز. سپاه بدنبال تشكيل يك حكومت نظامي مكتبي هست و ولايت فقيه به شكل فعلي براي آنها دست و پاگير است. شايد چيزي شبيه شوراي رهبري براي مافياي سپاه مناسبتر باشد. هميشه از تحليلهاي شما استفاده مي كنم. باتشكر

ناشناس گفت...

Aghaaye Daade Aziz, as American say "you are reading too much in it"

شريعت م ايراني گفت...

طبق اخبار موثق سپاهي ها به دنبال درگير كردن ايران در يك جنگ منطقه اي از سويي و كنار زدن خامنه اي از سوي ديگر و برپايي يك حكومت نظامي نظير حكومت پرويز مشرف در پاكستان هستند. احتمالا در اين ميان رهبر عظما هم به لقا الله پيوند داده خواهند شد. خدايش نيامرزاد. آمين.

مدافعان ایلیا گفت...

در واكنش به حملات اخير دايره مذاهب (نهاد امنيتي برخورد با اديان و مذاهب) نسبت به جمعيت ال ياسين و معلم بزرگ تفكر استاد ايليا «ميم»، پيروان و شاگردان استاد ايليا، با راهبرد منصورون، حافظان (ايليا «ميم») و حاميان (ايليا«ميم») فاز جديدي از پروژه هاي 720 گانه را راه اندازي و فعال مي كند. برنامه های راهبردی و (بخش دوم) منشور دفاعی اِل یاسین طی بیانیه های 17، 18 و 19 اعلام شده است. (بيانيۀ 19 شامل موثرترين، قويترين و كاراترين سبك ها و روش هاي مبارزۀ نرم و ضد جنگ رواني مي باشد)
www.mansouroun.blogspot.com
www.ostad-iliya.org

ناشناس گفت...

سلام بابک خان
خواهشي دارم ازشما و ازامثال سليت جرس
وآن اينکه ادبيات نظام را بکاربردن وبسيار زشت است .
گفتن کلمه "رهبري" يا "مقام رهبري " خيلي با "مقام معظم رهبري" فرقي ندارد.خواهش مي کنم دقت کنيد .شما با بکاربردن اين کلمات احساس ايرانياني که زخم نظام ضدبشري خميني وخامنه اي ولايت فقيه رادارند راناديده مي گيريد.

mojtaba mostafavi گفت...

فتنه احمدی‌نژاد. سلام، الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد.