ه‍.ش. ۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

آیا «بیشعوری» موضع است؟

♦️آیا «بیشعوری» موضع است؟!♦️
در یک سخنرانی ده دقیقه‌ای، تپه گلکاری نشده‌ای باقی نگذاشته و به همه اهانت کرده است. او در همین زمان کوتاه، چند اعتراف کرده که حداقل سه‌تای آن حبس و شلاق و اعدام دارد!! از توهین به زنان تا زبان مردم تهران و قزوین… تا تهدید به آزار زنان نماینده و اعتراف به تعرض جنسی به نماینده روحانی مردم قزوین و کشتار بیش از ۶۰۰ اسیر دست‌بسته عراقی… اینها چکیده سخنرانی نادر قاضی‌پور، نماینده فعلی و منتخب مردم ارومیه در مجلس دهم است که صدای اعتراض همه را درآورده. و تا آنجا که من دنبال کرده‌ام صدای اعتراض مردم خوب و نجیب آذربایجان و ارومیه هم در شبکه‌های اجتماعی بلند شده است.
حالا اما قاضی‌پور این حرفهای رکیک و زننده را «موضع خود» نام گذاشته و امروز هم در اینستاگرام خود نوشته: «یک سرباز امام خامنه‌ای(مد ظله‌العالی) بیدی نیست که از این بادها بلرزد و من هرگز از مواضع خودم کوتاه نمی‌آیم!» او این مجموعه فحاشی‌ها را «مواضع» خود می‌داند. و این گریه‌دار است!
♦️ اگر کتاب «بیشعوری» را خوانده باشید، متوجه می‌شوید منظورم از به کار بردن این عبارت در مورد آقای نماینده، دشنام و «اهانت» به او نیست؛ بلکه توصیف حال اوست. او آنقدر در لایه‌های عمیق و هولناکی از «بیشعوری» خود محو شده که حتی نمی‌فهمد سخنرانی‌اش، موضع نبوده. آخر مجموعه‌ای از دریده‌گویی و عربده‌کشی و لیچاربافی که اسمش «مواضع» نیست‌ که از آن عقب‌نشینی بکند یا نکند. سخنان او بیشتر نشان‌دهنده «فقر شعور» دیگران و «بیشعوری» خود اوست. و این توهین نیست.
⬅️ این سخنان نشان‌دهنده «فقر شعور» آن شورای نگهبانی که چنین فردی را «صاحب صلاحیت» تشخیص داده و این رذائل اخلاقی کثیف و امیال بیمارگونه را در وجودش «احراز!» نکرده است.
⬅️ نشانگر «فقر شعور» آن مخاطبانی است که در ستاد انتخاباتی این فرد نشسته‌اند و بعد از شنیدن این سخنان، برایش کف و جیغ می‌زنند و تشویقش می‌کنند. اگر آن جماعت فقر فرهنگی نداشته باشد، سخنران هتاک را «هو» می‌کند، نه اینکه به خاطره‌های جنسی او در توالت مجلس قهقهه بزند.
⬅️ و نشانگر «فقر شعور» قوه قضائیه و دادستان است که دهها نقاش و فیلمساز و شاعر و روزنامه‌نگار بیگناه را حبس می‌کند، ولی در مورد سخنان وقیحانه و اعترافات مجرمانه این فرد سکوت کرده است.
و شاید در رتبه آخر مقصران، بشود خود او را هم به حساب آورد: به شرطی که در مورد او از عبارت «فقر شعور» استفاده نکنیم. فقر شعور؛ قابل درمان و علاج‌پذیر است. اما این آقای نماینده(!)، وقتی هنوز هم اینهمه فحاشی و هتاکی و اعتراف به لواط و کشتن اسیران را «مواضع» خودش نامگذاری می‌کند، دچار یک «بیشعوری مطلق» است؛ نه فقر و کمبود شعور.
و درد بیشعوری مطلق هم درمانی ندارد. تکرار می‌کنم که قصدم از به‌کار بردن واژه «بیشعوری»، دشنام به این فرد بیمار نیست. (که او را حتی شایسته‌ ندانستم در این نوشته مورد خطاب و همکلامی قرار بدهم، چه رسد به آنکه دشنامش بگویم.)
باری! «بیشعوری» دشنام نیست؛ توصیف حال اوست. بیان درد اوست. دردی که در بین سیاسیون ما همه‌گیر و اپیدمی شده و امثال حسین شریعتمداری و علم‌الهدی و احمدخاتمی و قاضی‌پور و… فقط بخش کوچکی از زشتی و آلودگی فضای ذهنی این «نیروهای ولایی» را به نمایش می‌گذارند.
دعایی برای درمان بیشعوری نمی‌شناسم. اما آرزو می‌کنم «فقر شعور» در مسئولان قضائی و شورای نگهبان دست‌کم درباره این فرد هتاک، بهبود پیدا کند و واکنش بهنگام و محکمی نشان دهند.
آرزوی محالی است؟! گمان نمی‌کنم.
[بابک‌داد]
کانال تلگرام بابک‌داد

هیچ نظری موجود نیست: