ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۲, شنبه

می‌بینید آقای خامنه‌ای! اعدام «پاسخِ اندیشه» نیست.


به گواهی خبرگزاری‌ها و نهادهای مستقل مدافع حقوق بشر، «شیخ النمر» رهبر اقلیت شیعیان کشور عربستان یک« مخالف سیاسی نظام حاکم» بر آن کشور محسوب می‌شد که امروز شنبه اعدام شد. خبرگزاری‌ها نقل‌های متفاوتی از او می‌کنند. برخی نوشته‌اند النمر باعث تحریکات مذهبی و اغتشاشات بوده و به تبلیغ ولایت‌فقیه و انتقادهای تند از حاکمان عربستان پرداخته است. متقابلاً خبرگزاری‌های دیگر می‌گویند وی بر اعتراض «مسالمت‌جویانه و پرهیز از خشونت» اصرار کرده است‌. او طرفدار برگزاری «رفراندوم» در عربستان و یک مخالف مورد حمایت جمهوری‌اسلامی بوده است. چیزهایی که او از دولت عربستان می‌خواسته، نظیر تغییرات بنیادین و ترویج سیستم حکومتی ولایت‌فقیه و درخواست رفراندوم، چیزهایی هستند که «ما به ازای» آنها در نظام جمهوری‌ اسلامی ایران هم مجازاتی کمتر از حبس و اعدام ندارند! حکومت ایران که مدتهاست از مواضع و خواسته‌های رادیکال این شیخ شیعه عربستانی حمایت می‌کند، خود در داخل با نظایر همین خواسته‌ها با شدت برخورد می‌کند و مخالفان را به سختی سرکوب می‌نماید!
امروز خبر اجرای حکم اعدام شیخ‌النمر و شماری از زندانیان دیگر منتشر و باعث تأثر فعالان حقوق‌بشر و مخالفان اعدام شد. من به این بهانه‌ی تلخ، مناسب دیدم مقامات و رهبری جمهوری‌ اسلامی ایران را خطاب قرار دهم و آنان را به چند نکته توجه بدهم:
به این که حبس و اعدام، پاسخ عقیده و اندیشه نیست.
به این که حبس و اعدام، نشانهٔ قدرت و اقتدار نیست.
به این که خواستهٔ آن شیخ شیعه عربستانی، خواستهٔ ما هم هست: «برگزاری یک رفراندوم آزاد و داشتن آزادی بیان و تغییرات بنیادین در نظام حکومتی ایران!» اینکه حکومت به صورت سلطنتی در قبضه ولی‌فقیه نباشد، اینکه قدرت به شکل خانوادگی و موروثی در میان یک قشر خاص باقی نماند. نظایر این مطالبه‌های بنیادین، که ظاهراً خواستهٔ آن شیخ بوده، خواستهٔ ما هم هست. آیا حقوق شیخ‌النمر را برای مردم ایران هم «حلال» و جایز می‌دانید؟ یا خدای نکرده، دفاع از خواسته‌های شیخ‌النمر، صرفاً بهانه‌ای است برای تضعیف حکومت عربستان سعودی؟! و شیخ‌النمر برای شما صرفاً یک ابزار بوده است؟ آیا کسی در سرزمین ولی‌فقیه حق دارد مانند شیخ در عربستان، از تغییر نظام و رفراندوم سخنی بگوید و در امان بماند؟
اگر صادقانه به این اقدام دولت عربستان سعودی اعتراض دارید، خودتان هم به «بی‌اثر بودن حبس و اعدام مخالفان سیاسی و عقیدتی» باور پیدا کنید و به این باور نو عمل کنید. از ادامه آزار و حبس و اعدام منتقدان و مخالفان دست بردارید و برای یکبار هم، سعی کنید «الگوی» مسلمانان باشید و نه «عبرت» آنان.
پی‌نوشت: دادخواهی و حق‌طلبی، تبعیض‌بردار نیست دوستان عزیز. آزاده‌گی حکم کرد در مقابل این اعدام سیاسی ساکت نمانم. همانگونه که در مورد آزار و حبس و اعدام تلخ خیلی‌ها ساکت نماندم. از آن دو جوان بیگناهی که به جرم «سلطنت‌طلبی» در سال ۸۸ اعدام شدند، تا فرزاد کمانگر (معلم کرد) و شیرین علم‌هولی و اسلامیان و… که بر دار شدند. و تجمع اعتراضی‌مان مقابل سفارت جمهوری‌اسلامی ، ما را دو سالی درگیر یک شکایت قضایی پانصد صفحه‌ای از طرف سفارت ایران در پاریس کرد و عاقبت دادگاه فرانسه به بیگناهی ما رأی داد. حق‌طلبی، تبعیض بر نمی‌تابد.
و البته این ماجرا، یک محک تازه است برای سنجیدن صداقت حکومت ایران، تا مردم مسلمان کشورهای دیگر بسنجند که اگر جمهوری اسلامی ایران، بر روشهای دولت عربستان سعودی انتقاد و اعتراض دارد، خود تا چه اندازه به موازین اخلاقی و حقوقی مورد ادعایش پایبند است؟!
این نوشته را دست‌به‌دست کنید و آنها که می‌توانند ترجمه کنند تا به دست مسلمانان بیشتری برسد‌. این ماجرای تلخ، سنگ محک خوبی برای سنجش خیلی چیزهاست. یا حق.
[بابک‌داد]
شنبه ۱۲ دی، دوم ژانویه. پاریس

۱ نظر:

ناشناس گفت...

مطلب منقح است و مناسب