ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

نامزدي هاشمي، او و مردم بيگناه را به «قربانگاه» مي فرستد

                  


فقط بيست روز قبل آقاي خاتمي گفت: "اگر پیغمبر خدا هم بیاید و همین رویه هایی که موجود است ادامه پیدا کند، مشکل کشور حل نمی شود!" لينك
حالا آقاي هاشمي به ميدان آمده كه نه پيغمبر است و نه معجزات پيامبران خدا را دارد و نه بنا دارد رويه هاي موجود مورد نظر خاتمي را تغيير دهد. اشاره خاتمي به رويه هاي موجود به "بالادست" است كه كشور را به اين مهلكه انداخته و بخشي از آن رويه ها، اينهاست: دخالت نظاميان و سپاه در امور سياسي و اقتصادي، رانت خواري و فساد دولتي، فساد سرداران سپاه، لجاجت نظام بر برنامه اتمي و افزايش تحريم هاي اقتصادي غرب عليه ايران كه به همين دليل و يا بهانه ادامه خواهند يافت. آقاي هاشمي كه خود در تعيين خامنه اي به عنوان رهبر نقش اساسي داشته و قدرتهاي او و سرداران رهبر را مي شناسد، براي سرشاخ شدن با "رويه هاي موجود رهبر" خود را نامزد نكرده، بلكه آمده دستي به سروگوش اوضاع بكشد  نظام را هم نجات بدهد! ولي به نظرم اين مرتبه، حتي اگر با نيت خير وارد ميدان شده باشد، با فريب "مهندسان انتخابات در بيت رهبري" وارد قربانگاهي شده كه سالها از ورود به آن هراس داشت.
كساني كه با نامزدي ناگهاني آقاي هاشمي سودازده و سرمست شده اند، يادشان باشد آقاي خاتمي در روز آخر ثبت نام نامزدها، با آنكه تصميمي براي نامزدي نداشت، موفق به خروج از دفتر كارش نشد و در محاصره نيروهاي امنيتي اجازه نيافت از دفترش در خيابان ياسر بيرون بيايد. آنها خوشبينانه و در خيال مي پندارند سرداران سپاه اجازه مي دهند همانند سال 88 آقاي خاتمي شال سبز بر گردن هاشمي بياندازد و او را در سفرهاي تبليغاتي همراهي كند؟!
آيا طرفداران آقاي هاشمي او را عيسي مسيحي مي دانند كه قادر است مُرده را زنده كند؟ و يا معتقدند او مي تواند بدون اشاره و اجازه رهبر "رويه هاي كشور" را تغيير بدهد؟ ضمن اينكه خود او نه مي تواند و نه شايد مي خواهد رويه هايي را كه در انحصار رهبري است، تغيير بدهد و با او سرشاخ شود. و كيست كه نداند بخش بزرگي از مشكلات كشور، دقيقا" به همان رويه ها و عملكرد رهبر بر مي گردد. اگر آقاي هاشمي مرد چنان ميداني بود، سالها در مسند رياست مجلس خبرگان فرصت داشت تا اين نقش را ايفا كند، نظام و شايد مردم را از خودكامگي خامنه اي و سپاه نجات بدهد. آيا چنان كرد؟ اكنون آن هاشمي ضعيف تر شده و رهبر متوّهم هم خودكامه تر شده و خود را قادر مطلق مي داند و سرداران سپاه هم نمي گذارند نان رياست جمهوري به دامان هاشمي بيافتد. پس با كدام اميد واهي، جوانان را به شوق مي آوريد كه وارد قربانگاه تازه اي شوند كه نزديك دو سال است نقطه به نقطه به نقطه آن "مين گذاري" شده؟!
به نظرم نامزدي هاشمي، بدون فرجام و ناتمام خواهد ماند. اگر به دليل "كهولت سني" و يا تعارف سياسي(!) "نياز به تجربيات ايشان در مجمع تشخيص مصلحت نظام" او را رد صلاحيت نكنند، براي قرباني كردن او و جوانان تحول طلب، نقشه هاي بدتري در سر دارند. مهندسان سركوب از هاشمي و ستادهايش براي طعمه گيري و شكار جوانان فعال و تحول طلباني كه با اميد به صحنه مي آيند و تاكنون قرباني نشده اند استفاده مي كنند و دست آخر آراء وي را به نام شخص مورد نظر خودشان مي خوانند.
خوب است آقاي هاشمي روشن بفرمايد برنامه او براي فرداي تقلبها چيست؟ و اگر مردم براي رأي خود اعتراض كردند، ايشان اعتراضات را چگونه داوري مي كند؟ آيا طرف نظام مي ايستد و يا مردم؟ و تا كجا ظرفيت تحمل سختي هايي را دار كه آقايان موسوي و كروبي و خانم رهنورد هنوز در حال تحمل آنها هستند؟ آيا هاشمي با مردم معترض تا آخر خط مي ماند؟ و يا حاميان بي پناه خود را در قربانگاه تنها مي گذارد؟ دعا مي كنم خوني بر خونهاي به ناحق ريخته شده 88 اضافه نشود. و به كساني كه حق دارند مانند من فكر نكنند و در ايران وارد روزهاي تبليغاتي به نفع اين و آن مي شوند توصيه مي كنم با چشمان باز، رعايت امنيت خود و جوانانتان، و با دقت بيشتري عمل كنند. هموطن عزيزم، جز خير تو در نظر نيايد ما را.
اين ويدئو سخنانم بخشي از نسخه كامل برنامه افق صداي آمريكا (دوشنبه 23 ارديبهشت و دو روز بعد از نامزدي هاشمي) و درباره همين موضوعات است. مي توانيد در اين لينك هم مستقيم تماشا كنيد.

۵ نظر:

بامداد سخن گفت...

من هنوز هم گزینه تحریم فعال انتخابات را بهترین گزینه می دانم. ولی با اخباری که از ایران می شنوم ظاهرا شور انتخابات مردم را فرا گرفته است. به نظر می آید که مردم دنبال روزنه ای هر چند کوچک برای بهبود اوضاع هستند. به هر حال آقای خاتمی در غیاب موسوی و کروبی نماینده جنبش سبز محسوب می شود و ایشان مردم را به مشارکت دعوت می کند. امیدوارم رهبری و باند امنیتی اطرافش مثل همیشه گزینه پر هزینه که دستکاری در آرای مردم است، انتخاب نکنند.

سبلان سبز گفت...

سلام آقاي داد
من هم با شما هم نظرم. تا جايي كه من شنيده ام استارت اوليه حوادث سال 88 توسط شخص آقاي هاشمي زده شده بود. او در روز 23 خرداد( فرداي انتخابات ) از مسئولين بيت رهبري و وزارت كشور خواسته بود كه انتخابات ابطال شود ولي بعدا" خودش كنار كشيد. البته در نماز جمعه 26 تير تا حدودي به ديدگاه خود سر و سامان داد. ولي خيلي بعيد مي دانم كه همانند ميرحسين و كروبي بتواند مقاومت كند. حداكثر كاري كه خواهد كرد شكايت خود را به د ادگاه عدل الهي ارجاع مي دهد.

sepidarirani گفت...

جناب داد بالاخره من بعد از 10 روز تونستم به وبلاگتون دسترسی پیدا کنم ممنون از نوشته ها و نظرات دقیق شماامیدوارم مردم ما دوباره گول نخورن

ناشناس گفت...

با سلام.
به نظر من با توجه به اینکه رژیم به صف نیاز داره تا خوراکه تبلیغاتی ماهها رو تهیه کنه و ماهه حماسه سیاسی رو تو سر ملت بکوبونه. تحریم انتخابات در صورتی مفیده که این خوراکه تبلیغاتی رو از بین ببره. چیزس که به ذهن من میرسه 13 بدر سیاسی هست. یعنی مردم روز انتخابات حضور گسترده خودشون رو در طبیعت و پارکها چنان نشون بدن که رژیم نتونه اون رو پاک کنه. فقط به اطلاع رسانی و همدلی نیاز داره. ازتون میخام این مورد رو بررسی کنید.

ناشناس گفت...

اقای داد کجایید؟؟؟؟ در برنامه افق که نبودید. اینجا همکه مطلب جدیدی نگذاشتید. تکلیف ما منتظران چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟