ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

تيم احمدي نژاد چگونه انتخابات را «مهندسي» مي كند؟


خيلي ها گمان مي كنند كانديداي مورد نظر احمدي نژاد، يار نزديك او "اسفنديار رحيم مشائي" است. اين گمانه آنقدر قوي است كه برخي مقامات حكومتي را ناگزير كرده صراحتا" بگويند صلاحيت آقاي مشائي را تأييد نخواهند كرد. اما معلوم نيست نامزد نهايي تيم دولتي ها مشائي باشد.
قدر مسلم اينكه احمدي نژاد بدون توجه به اين حرفها، از ماهها قبل «كليدواژه انتخاباتي» خود را طراحي كرده و به زبان اشاره و استعاره در اينجا و آنجا و حتي در صحن سازمان ملل آن كليدواژه را به زبان مي آورد تا در موعد مناسب، نامزد نهايي مورد نظر «تيم دولتي ها» را با همين اسم رمز به مردم بنماياند و به عنوان جانشين خود معرفي كند و از صندوق رأي بيرون بكشد. در چنان موعدي، مردم عادي و حاميان احمدي نژاد با همان اسم رمز گوش آشناي «بهار» به صحنه مي آيند و احمدي نژاد با همين بخشنامه تك كلمه اي، همه امكانات دولتي را به سود نامزد مورد نظر «تيم» خود بسيج خواهد كرد. پس شخص مشايي يا ثمره هاشمي و يا حتي الهام و بقايي براي نامزدي اهميتي ندارد. مهم اين است كه تيم احمدي نژاد از حالا با زيركي از عنصر «نشانه گذاري» بهره برده تا در وقت مناسب، كسي را به خيابان پاستور بفرستد كه همين تيم را همچنان در كاخ رياست جمهوري حفظ كند. عناوين و مقام آدمها در دولت بعدي بخاطر اين كار تيمي چندان اهميتي نخواهد داشت، مهم اين است كه براي رسيدن به پيروزي هرگز نيازي نباشد تا احمدي نژاد به استانداران و فرمانداران و زيردستان خود، نامه و بخشنامه مستقيم و رسمي بنويسد و متهم به دخالت در انتخابات شود! همان اسم رمز شاعرانه(!) براي هماهنگي تمام تيم دولتي و گروههاي مردمي «دولت ساخته» كافي خواهد بود و كسي هم نمي تواند احمدي نژاد را براي افراطش در استفاده از يك واژه شااعرانه مثل «بهار» سرزنش و يا متهم به مهندسي انتخابات كند! كما اينكه تيتر روزنامه خورشيد [نزديك به مرتضوي و تيم دولتي ها] از تمام سخنراني احمدي نژاد در مراسم 22 بهمن، همين كليدواژه را به عنوان تيتر اول خود برگزيد! بهار!  
اتاق فكري كه اين تصميمات را ساخته و براي اجرا به رسانه هاي دولتي و «گروههاي دولت ساخته» مي سپارد، سالهاست كه «كار تيمي» مي كند و احمدي نژاد هم به رغم تكروي هاي مشهورش، در چارچوب اين تيم فرد منضبطي بوده و غالبا" با تصميمات تيمي اين گروه، خود و دولت را هماهنگ كرده و نيروهاي اين حلقه را هم تا پاي جان حفظ كرده است. اولين مورد آن وقتي بود كه خامنه اي با معاونت اولي رحيم مشائي مخالفت كرد و احمدي نژاد با دهان كجي، بلافاصله مشائي را به رتبه مهمتري گماشت و او را رئيس دفتر رئيس جمهوري كرد! همچنين در حمايت از ملك زاده، كردان، رحيمي، جوانفكر و سعيد مرتضوي بارها نشان داده كه تيم خود را حتي به قيمت در افتادن با كل نظام حفظ خواهد كرد. همين انضباط تيمي و كار متمركز گروه احمدي نژاد و يارانش، موجب وحشت سپاه و بيت رهبري شده است. بر خلاف اصلاح طلبان كه به جاي كار گروهي، به مديريت «تك شخصيتهاي نخبه» اعتقاد داشته و دارند و همين امر موجب سركوب آسان آنها مي شود، گروه احمدي نژاد كليد موفقيت و رمز بقا را در كار گروهي و تيم ورك يافته و انصافا" توانسته از سخت ترين مهلكه ها جان سالم به در ببرد. اگرچه تيم آنها در اداره امور كشور به حد فاجعه آميزي ضعيف و بد عمل كرده است، ولي در جايگاه «منافع تيمي» خودشان، بسيار هماهنگ كار مي كنند و هواي همديگر را تا پاي جان دارند.
انضباط داخلي اين تيم به حدي است كه اگر به نتيجه برسد بايد اطلاعات محرمانه نظام را نسخه برداري كند، سه ماه وزارت اطلاعات را بدون سرپرست بگذارد و شبانه روز از محرمانه ترين اطلاعات نظام نسخه برداري كند! يا وقتي تيم تشخيص ميدهد كه برخي وزيران كابينه مثل مصلحي و متكي و دستجردي در حال تضعيف جايگاه دولت هستند، در عزل آنها درنگ نمي كند. اگر «تيم» به اين نتيجه برسد كه بايد غلامحسين الهام را خانه نشين كند اين كار را مي كند و اگر دوباره به او نياز داشت، بدون درنگ وي را به همان مقام سخنگويي دولت باز مي گرداند. اين اتاق فكر و هسته مركزي كه روابط داخلي آن بر اساس شواهد بسيار، چيزي در حد «مريد و مرادي» است؛ به سادگي قابل سركوب نيست و انسجام آنها باعث وحشت مقامات حكومتي شده است. زيرا اين تيم را نمي توانند به سهولت حذف اصلاح طلبان، خانه نشين و سركوب كنند.
بعد از دستگيري سعيد مرتضوي، نيروهاي خياباني احمدي نژاد به مقابل ساختمان قوه قضائيه ريختند و معلوم نبود اگر مرتضوي همان شب با دستور رهبر آزاد نمي شد، روز بعد چه بلوايي به پا مي كردند. بعد از انتقاد لاريجاني از احمدي نژاد، نيروهاي مردمي «دولت ساخته» رئيس مجلس را در شهري كه نماينده مردم آن محسوب مي شود، با نعلين و مُهر و كفش مورد حمله قرار دادند و ناچار به ترك محل سخنراني كردند. وقتي تيمي چنين منسجم و متعهد به همديگر عمل مي كنند، نمي توان آنها را مثل اصلاح طلبان تك به تك در منازلشان حبس كرد و آب هم از آب تكان نخورد!
در جريان جنبش سبز آقايان موسوي و كروبي مردم را به سكوت و پرهيز از خشونت با نيروهاي سركوبگر دعوت كرده و از لشگركشي خياباني مردم جلوگيري مي كردند؛ ولي برعكس تيم احمدي نژاد در اين سالها نيروهايي را براي مبارزه خياباني آموزش داده و تربيت كرده است! بر اساس اسنادي كه اخيرا" درباره يكي از همين سردسته اوباش و چاقوكشان سركوبهاي سال 88 منتشر شده، تيم احمدي نژاد از افرادي شبيه :ب.ز» تاجراني ساخته كه با صرف پولهاي كلان بيت المال، به كادرسازي نيروهاي خشن خياباني پرداخته اند و شايد هزاران گروه ضربت را براي روز مبادا تربيت كرده اند.
از اين زاويه، اصلاح طلبان براي حفظ جان مردم و بر سر عقل آمدن رهبر نظام از بروز درگيري خياباني جلوگيري مي كردند ولي تيم احمدي نژاد حاضر است براي تصويب يك لايحه و يا مخالفت با يك طرح، هزاران عربده كش ارزشي(!) را به مقابل مجلس بفرستد و به عواقب آن حتي فكر هم نكند. همين تفاوتهاست كه باعث مي شود برخي از مخالفان نظام، احمدي نژاد و سرسختي هاي او را بيشتر از نرمش هاي اصلاح طلبان مؤثر بدانند و در دل بگويند:شغال بيشه مازندران را؛ نگيرد جز سگ مازندراني! و بدون توجه به اينكه احمدي نژاد و تيمش با چه انگيزه اي با مقامات نظام درافتاده اند، از نتيجه كار اظهار خشنودي كنند.     
در هر حال زماني كه احمدي نژاد در ميدان آزادي تهران در مراسم 22 بهمن داشت از كليدواژه «بهار مي آيد» استفاده مي كرد، همزمان «سال چيني مار» شروع شد؛ سالي كه مي گويند سرشار از تندبادهاي سهمگين سياسي خواهد بود! در ايران، نشانه هاي سونامي سياسي را از همين حالا هم مي توان ديد. احمدي نژاد كه خودش از دل يك انتخابات مهندسي شده و متقلبانه متولد شده، حالا مقابل حكومت متقلبان ايستاده و ميخواهد از مهندسي و تقلب انتخاباتي سپاه و رهبري در اين انتخابات جلوگيري كند! و اين شايد بزرگترين نشانه همان سونامي سياسي باشد كه در خرداد آينده نازل مي شود.
احمدي نژاد مولود يك تقلب انتخاباتي خونين است و بهتر از هر كسي هم ساز و كار تقلب را بلد است و «فنون بدل» هر جور مهندسي انتخاباتي را هم به خوبي مي شناسد. بنابراين حريف سرسختي براي حكومت خواهد بود. واضح است كه دل او براي حفظ آراء مردم نسوخته، بلكه مي خواهد جانشين خود را خودش انتخاب كند و بر كرسي بنشاند. احمدي نژاد از مدتها قبل در حال يك جور مهندسي انتخاباتي است و با استخدام هزاران كارمند در استانداريهاي سراسر كشور، دارد دست و بال سپاه و بيت رهبري را هم قيچي مي كند تا كسي به جز شخص مورد نظر «تيم دولتي ها» از صندوق بيرون نيايد! با اين اوصاف، در در ماههاي آينده سال پرآشوب «مار»، ما با شگفت انگيزترين صحنه هاي انتخاباتي روبرو خواهيم شد و درگيري بين دو گروه از سارقان رأي مردم [حكومتي ها با دولتي ها] را بر سر «صيانت از آراء!!» مشاهده خواهيم كرد كه در نوع خودش بي سابقه است!
به نظرم هرچه جلوتر برويم، خامنه اي حسرت بيشتري خواهد خورد كه چرا آن جام زهر لعنتي را زودتر از اين ننوشيد و چرا اجازه داد تا اين شبان كوچولوي زيرك، بر سر كار باقي بماند و كاخ رؤياهاي سلطان را بر سرش خراب كند؟ خدا وعده داده كه گاهي ظالمان را به ظالمان مشغول خواهد كرد؛ تا مردم مظلوم و خانواده هاي داغدار انتخابات قبلي هم حظي ببرند. اميد كه بر اساس افسانه هاي سال چيني، در نبردي كه در اين سال بين «نماد مار» با «نماد ميمون» رخ ميدهد، آرامشي كه همان افسانه هاي چيني وعده اش را داده اند تحقق پيدا كند و ظالمان، شر ظالمان را از سر كشورمان كم كنند.
پي نوشت: يادداشت قبلي ام را درباره رخدادهاي مراسم 22 بهمن در اينجا بخوانيد: "امروز«روز احمدي نژاد» بود!"
در شبكه هاي اجتماعي توئيتر و فيس بوك همگاني بحثها و خبرهاي روز را دنبال مي كنيم. با ما همراه شويد.

هیچ نظری موجود نیست: