ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

جنگهاي نامنظم اقتصادي در ارتفاعات «سه هزار ميلياردي»!


اينها راستي راستي اداره كشور را با "خاله بازي" اشتباه گرفته اند! امروز اعلام شد بانك مركزي «قرارگاه جنگهاي نامنظم اقتصادي!» تأسيس كرده است! [1]
جنگهاي نامنظم اصطلاحي است كه براي عمليات پارتيزاني و چريكي استفاده مي شود! تلفيق اين اصطلاح با عمليات اقتصادي و بانكي كه مبناي آن بايد بر شفافيت باشد، به معناي اين است كه دولت قصد دارد بيش از آنچه تاكنون كرده، به "مخفي كاري" در زمينه هاي اقتصادي و بانكي دست بزند. بسياري معتقدند همين عدم شفافيت مالي دولت، باعث بسياري از فسادهاي اقتصادي و اختلاسها شده و تشكيل است قرارگاه احتمالا" وضعيت را مستعد فساد بيشتر خواهد كرد.
لابد از فردا محمود بهمني رئيس بانك مركزي، به عنوان فرمانده(!) اين قرارگاه درباره جنگهاي نامنظم ريال و دلار اينگونه خبررساني مي كند:
در يك عمليات چريكي «دلار جهانخوار» سعي كرد از ارتفاعات دو هزار توماني بگذرد كه با آتش پدافند «سپاه جان بر كف ريال» خدا را صد هزار بار شكر در همان مرز دو هزار تومان زمينگير شدند! سردار بهمني افزود: امروز همچنين لشگر ظفرمند «سپاه ريال» چندين اختلاس تازه با رمز مقدس «يا مجتبي» تقديم نظام مقدس كردند كه صدايش فردا، پس فردا در مي آيد! جنگهاي نامنظم اقتصادي در ارتفاعات سه هزار ميلياردي ادامه دارد!
ديشب همچنين امام خامنه اي(!)  فرمانده كل قوا در ضيافت افطار جمعي از سرداران عرصه «جهاد اختلاسي» از سيدمحمد جهرمي رئيس سابق بانك صادرات تقدير كردند و خطاب به جهرمي فرمودند: «طيب الله انفاسكم! ديدي دادگاه مفسدان اقتصادي هم تمام شد و تو طوريت نشد گوگولي؟!»

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

معجزه امام خامنه اي: سارقان «نان خشك» دستگير شدند!


پديده «سرقت نان خشك» فقط مي تواند از معجزات عصر "امام خامنه اي" باشد و بس! امامي كه كور كرد و شفا نداد و همه معجزه اش فقر و فسا و تبعيض گسترده در اين سرزمين غني بود. امامي كه آرزوهايش را از زبان نماينده خودش در سپاه بيان مي كند! سردار يداله جواني مشاور سياسي نماينده رهبري در سپاه گفت: "واژه امام براي خامنه اي توجيه پذير است!" [1]
اين تلاش سپاه براي "امام ناميدن خامنه اي" در حالي است كه كشور در فقر و گرسنگي غوطه مي خورد و همين ديروز هفت نفر را در قم، به جرم «سرقت نان خشك» از يك تريلي تصادفي دستگير و زنداني كرده اند! ‍[2]
باشد. ما به خامنه اي با اين همه معجزاتش مي گوييم "امام"! به شرطي كه زودتر زحمت را كم كند و بشود "امام راحل"!

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

حاج آقا مسئلتن!!

ديروز جمعه آيت الله احمد علم الهدي امام جمعه مشهد گفت: "اگر مرغ در دسترس نیست اشكنه پياز داغ بخوريد! دشمن مي خواهد با شكم، ما را از پا در بياورد!" علم الهدی با اشاره به اين که «افغانستان انبار جو دنیاست» به دولت گفت: "برويد جو را از افغانستان وارد کنید و کارشناسان خوراک ابتکار کنند و برای جايگزين خوراک مرغ چاره دیگری بیاندیشند" امام جمعه مشهد با افتخار گفت:"رهبری فرموده اند دنیا آنقدر کوچک نیست که جایی را پیدا نکنیم که رزق مان را از آنجا تهیه کنیم!!" بعد از سه دهه حكومت بر ثروتمندترين كشور خاورميانه، ايران را به اينجايي رسانده اند كه بايد به دنبال جايگزين مرغ، بدنبال فروشندگان جو بگرديم!
درباره عوام فريبي روحانيت فاسدي كه با طمع سيري ناپذيرش، كشور را به باد فنا داده است و رياكارانه مردم گرسنه را به قناعت فرا مي خواند، بايد گفت:
حاج آقا مسئلتن!! ما حاضريم از مرغ چشم بپوشيم و اشكنه پياز بخوريم. به شرطي كه شما هم از حكومت كردن چشم بپوشيد و برويد روضه تان را بخوانيد! ما كه با اشكنه پياز هم سير مي شويم؛ اما شما بعد از اين همه اختلاس و غارت، آيا اصلا" «سيرموني» داريد؟!

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۳, سه‌شنبه

در اين روزگار سياه، راز اين همه «اخبار سفيد» چيست؟!

خيلي ها مي پرسند به رغم تيرگي اوضاع كشور كه از صبح تا شب آن را لمس مي كنيم، چرا از رسانه هاي دولتي اينهمه اخبار معمولي و حتي اميدوار كننده مي شنويم؟ با اينكه فقر و بيكاري و گراني از سر و شانه جامعه بالا مي رود، چرا هيچ خبري از اين واقعيتها در صداوسيما نمي بينيم؟ و چرا خبرهاي كشور اينقدر خوب، رو به جلو و عادي است؟ اگر واقعيت آن تجربه هاي تلخي است كه ما مي بينيم و لمس مي كنيم، پس اين خبرهاي خوب چه هستند؟  و از كجاي اين جامعه ملتهب مي آيند؟
من نام اين نوع خبرها را «اخبار سفيد» مي گذارم. اخبار سفيد، خبرهايي هستند كارخانه اي و سفارشي كه برخلاف واقعيتهاي سياه ساخته و پرداخته مي شوند. اخبار سفيد به منظور نمايش اوضاع عادي جامعه و خونسردي دولت و اقتدار نظام تهيه و منتشر مي شوند. صداوسيما و روزنامه ها و سايتهايي كه به جاي اطلاع رساني خود را «حافظ نظام» مي دانند، اين روزها تلاش بيشتري مي كنند تا خبرهاي سفيد از وضع عادي و معمولي كشور منتشر كنند! در حالي كه واقعيت چيز وارونه و متفاوتي است.
مردم عادي كه به آساني به رسانه هاي آزاد و اينترنت دسترسي ندارند و خبرهاي واقعي را نمي شنوند، غالبا" مخاطبان رسانه هاي رسمي نظام هستند. اين اقشار «هدف» انتشار اخبار سفيد هستند. آنها بايد باور كنند كه در كشور هيچ مشكلي وجود ندارد. فقر و گراني و تحريمي در كار نيست و نظام با اقتدار در حال دور زدن تحريمها و فشارهاست. اما اخبار سفيد فقط براي آنها منتشر نمي شود، بلكه مخاطباني هم در دنياي آزاد اطلاعات پيدا مي كنند. رسانه هاي رسمي مثل صداوسيما دائم اخباري مي سازند و پخش مي كنند كه گويي كشور در اوج خودكفايي و ثروت و اقتدار است. به عنوان نمونه خبرهايي از «انعقاد قراردادهاي كلان اقتصادي با كشورهاي جهان» و يا «تدوين برنامه 25 ساله كشور!» منتشر مي كنند كه هدفش نمايش اوضاع عادي و رو به جلو نظام است.
كاركرد اصلي اخبار سفيد «عادي سازي اوضاع» است. مثلا" در حالي كه ارتش آمريكا در خليج فارس آرايش نظامي گرفته است، تيتر اصلي اخبار حكومتي در ايران اينهاست: «آغاز زودهنگام رقابت براي انتخابات بعدي رياست جمهوري!» و يا «برگزاري يا توقف ليگ فوتبال ايران در ماه رمضان!» و يا «برخورد با روزه خواران و سيگاريها در ماه رمضان»! اين نمايش عادي اوضاع، يكي از مهمترين كاركردهاي اخبار سفيد است. با ساختن اين خبرها، قرار است نوعي خونسردي و بيخيالي به جامعه تلقين شود. اما در درازمدت خبرهاي سفيد مي توانند به ناهنجاريهاي اجتماعي منتهي شوند.
اخبار سفيد، به قصد «جنگ رواني» با دشمنان ساخته و پخش مي شوند. بنابراين اميدي واهي و دروغين را به جامعه تزريق مي كند كه ما به ازايي ندارد و مصداق آن در متن جامعه وجود ندارد. بدين ترتيب اخبار سفيد بافت رواني جامعه و افراد آن را دستكاري مي كند. و به مرور به تعارض ها و تناقض ها دامن مي زند تا جايي كه اين تعارض ها، به ناهنجاريهاي اجتماعي مثل كلاهبرداري، دزدي، تجاوز و قتل مي انجامند.
وقتي يك فرد معمولي، وضعيت سخت زندگي خود را با «اوضاع آرام و خوب همشهريانش» كه از دريچه تلويزيون مي بيند مقايسه مي كند، ابتدا تلويزيون را به دروغگويي متهم مي كند. اما تكرار خبرهاي سفيد كه از اين جعبه جادويي پخش مي شوند، كم كم او را منزوي و خلع سلاح مي كند و او به اين باور مي رسد كه مشكل از خودش است! او مي بيند همه مردم در تلويزيون دارند به خوبي و در رفاه زندگي مي كنند و جامعه در اوج رفاه به نظر مي رسد و اين فقط خود اوست كه تا خرخره در چنبره مشكلات غرق شده است. كم كم تعارض بين واقعيتي كه شخص در اطرافش مي بيند و آن «اخبار سفيد» كه در تلويزيون و رسانه هاي دولتي به او نمايش داده مي شود، شروع مي شود و اين تعارض فرد را منزوي و منفعل مي كند! آمار طلاق، خودكشي، اعتياد و ناهنجاريهاي اجتماعي افزايش مي يابد و فرد در ستيز با جامعه بدنبال گرفتن حق خويش، به قول فرمانده نيروي انتظامي "حتي براي يك مرغ چاقوكشي مي كند"!
در واقع مي توان رسانه هاي حكومتي را به دليل دخالتي كه در رابطه طبيعي فرد و جامعه مي كنند و با نشر اخبار سفيد، توازن اين رابطه را بر هم مي زنند، مسئول اصلي فجايعي دانست كه با اين عدم توازن رخ مي دهند. وقتي رسانه ها، به بازوي تبليغاتي و امنيتي حكومت تبديل مي شوند و وقتي به جاي انعكاس واقعيتها، سعي مي كنند سرباز جنگ رواني با «دشمن!» باشند، خبرهاي سفيدي كه از وضع عادي جامعه مي سازند و منتشر مي كنند؛ به مرور وضعيتي متشنج و نابهنجار و حتي سياه را رقم مي زنند.
نكته جالب اينجاست در حالي كه حكومت تلاش مي كند فضاي خبري را با اخبار سفيد ساختگي انباشته سازد، كوچكترين خبرهاي واقعي مانند لكه اي سياه بر آن ديوار سفيد خودنمايي خواهند كرد و دهان به دهان در جامعه منتشر مي شوند. بازار شايعات هم داغ مي شود و گاهي همين شايعات، حكومت را به دردسر مي اندازد. بنا بر اين با همه تلاش رسانه هاي امنيتي، باز هم واقعيت و اخبار واقعي راهي به گوش و هوش مردم باز مي كنند. آنچه در زير پوست شهر باقي مي ماند، نابهنجاري هايي است كه آن اخبار سفيد دامن زده اند و آثارش به اين زوديها از بين نمي رود. بر اين باورم كه گاهي يك خبر، مي تواند تا سالها بر چند و چندين زندگي تأثير عمقي و ماندگار بگذارد. و در جامعه اي كه سرشار از سياهي فقر و معضلات مختلف است، اخبار سفيد ساختگي آثار به مراتب فاجعه بار تري بر روان مردم به جا مي گذارند. در چنين حالتي قلم ممكن است يك تيغ مرگبار باشد.
فيس بوك همگاني بابك داد [بدون نياز به عضويت در فيس بوك، خبرها و تحليل هاي روز را در اينجا دنبال كنيد]

ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه

نفت قرباني انرژي هسته اي شد، مردم قرباني حكومت!


برگشتيم به روش تهاتر و دادوستد كه در عهد قديم رايج بود! داريم نفت مي دهيم تا آرد بگيريم. كود پتروشيمي مي دهيم تا گندم بگيريم. چرا؟ چون مسئولان مي گويند مي خواهيم از وابستگي به نفت در آييم و به انرژي هسته اي برسيم! اين را البته مسئولان جمهوري اسلامي مي گويند تا ميزان بلاهتي كه مرتكب مي شوند، زير چتري از خيرخواهي پنهان بماند. اما اگر مي خواهيد اصل ماجرا را بدانيد كمي تأمل كنيد. اين موضوع خود شماست كه شايد الان از صف طويل مرغ يا نان به خانه برگشته ايد. مي خواهم يك نگاه كلي به اين موضوع بياندازيم. 
در طي اين سالها غرب براي آنكه آژانس انرژي اتمي بتواند بر صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران نظارت كند، چندين بسته پيشنهادي به ايران ارائه داد. هدف آژانس؛ نظارت بر صلح آميز و استاندارد بودن فعاليتهاي اتمي ايران بود. مانند نظارتي كه سازمان دامپزشكي بر كشتارگاهها مي كند تا از بهداشتي بودن محصولات گوشتي مطمئن شود. يا نظارتي كه وزارت بهداشت بر فعاليت رستورانها مي كند. طبيعي است اگر يك رستوران از ورود مأموران بهداشت جلوگيري كند، احتمال فعاليت غيربهداشتي و غيرمجاز در آن رستوران مي رود. همانطور كه وقتي جمهوري اسلامي براي ورود كارشناسان فني آژانس بين المللي انرژي اتمي مانع درست مي كرد، حتي خوش بين ترين كشورها مثل روسيه هم با رفتار ايران موافقتي نداشتند. چاره كار برخورد سازمانهاي نظارتي با متخلف است.
ايران ادعا مي كرد براي صنعت كشاورزي و برق و اينترنت به انرژي اتمي نيازمند است و با اين تبليغات، عده اي از مردم ناآگاه را هم كه از حقوق اوليه انساني محرومند، به ميدان آورد تا شعار بدهند و "حق مسلم" خود را فرياد بزنند. اما بسته پيشنهادي غرب به ايران اين بود كه در قبال نظارت فني آژانس، ما به شما كمكهاي علمي مي كنيم تا صنعت كشاورزي و يا مشكل برق كشورتان حل شود. در نيروگاه بوشهر ياريتان مي كنيم. اينترنت شما را گسترش مي دهيم. نمي خواهم بگويم غربيها خوبند. اما آنها لااقل در ظاهر تعهداتي دادند كه بايد به آن عمل مي كردند. و وقتي ايران هيچكدام از شروط را نپذيرفت، دنيا داوري كرد كه مسئوليت كارشكني ها به عهده ايران است.
مذاكرات رسيد به سال 1385. يعني شش سال قبل كه آقاي علي لاريجاني نماينده رهبري در مذاكرات هسته اي بود. او در سخناني تاريخي گفت "غرب مي خواهد با آب نبات سر ما را گرم كند!" اشاره او به بسته پيشنهادي غرب درباره كمك به صنعت كشاورزي و برق و اينترنت ايران بود. لاريجاني گفت: "ايراني ها هوش و حواس دارند و تفاوت اينكه دانش هسته اي را داشته باشند و يا به برخي تجهيزات و امكانات در زمينه اينترنت و كشاورزي دست يابند را مي فهمند. نبايد فكر كنيد كه مي توانيد با آب نبات سر ما را گرم كنيد. آيا مشكل ما اينترنت و يا مسائل مربوط به كشاورزي است؟ و يا اينكه بحث ما در مساله هسته اي مي باشد؟" [روزنامه هاي 6 شهريور 1385]
آن آب نبات را امروز داريم از هند و پاكستان مي گيريم! آن هم در مقابل دادن نفت، كه ثروت بزرگ نسلهاي امروز و فرداي ايرانيان است. به اين مي رسيم اما آخر ماجرا را هم بشنويد. القصه؛ كارشكني هاي جمهوري اسلامي براي اينكه نظارت آژانس را قبول نكرد، چنان بالا گرفت كه سازمان ملل ناگزير شد قطعنامه هاي تحريمي بر عليه ايران تصويب كند. رئيس جمهور آن قطعنامه هاي تحريمي را "كاغذپاره" ناميد و با لحني كوچه بازاراي به سازمان ملل گفت: "آنقدر قطعنامه صادر كنيد تا قطعنامه دانتان پاره شود!" بعد از چند سال مذاكره، عاقبت ماه قبل زمان عمل به آن كاغذپاره ها رسيد. از ماه قبل شصت درصد نفت ايران روي دست دولت ماند! بانكهاي جهان معامله با ايران را متوقف كردند. بيمه هاي نفتكش ها و كشتي هاي ايران متوقف شد. و تأثير آن "كاغذپاره ها" در عرض كمتر از يك ماه، به داخل خانه من و شما هم رسيد و قيمت همه چيز و بخصوص مواد غذايي را چند برابر كرد! عده اي از مسئولان واقع بين گفتند در شرايط وخيم اقتصادي مانند "شعب ابيطالب" هستيم، اما آيت الله خامنه اي كه گرداننده اصلي فعاليتهاي اتمي نظام است گفت: برعكس ما در شرايط پيروزيهاي بزرگي مثل بدر و خيبر قرار داريم!
حالا شما بهتر از ما از صف مرغ و نان و گراني و فساد خبر داريد. مسئولان هم خبر دارند، براي همين دست به كار شده اند! زيرا هنوز نمي خواهند گرسنگي و فقر چنان به مردم فشار بياورد كه ناگهان طغيان كنند و رشته امور از دستشان در برود. آنها در اين خيالند كه مردم را تا رسيدن به هدفي كه حكومت دارد، كمي راضي نگه دارند. در حدي كه بتوانند بعد از ساعتها انتظار با ارائه كارت ملي، مرغ 4700 توماني بگيرند!
حالا خبردار مي شويد كه ايران به هندوستان «نفت» داده و به جاي آن «آرد» گرفته است! مي شنويد به پاكستان هم «كود پتروشيمي» مي دهد تا «گندم» بگيرد! [منابع خبري را در زير اين نوشته خواهيد ديد] مي شنويد كه حكومت راضي شده نفت را «قرباني» انرژي اتمي كند. آنها دارند «انرژي نقد نفت» را با «مواد غذايي» معاوضه مي كنند تا شما را كمي آرام نگه دارند و به «انرژي نسيه هسته اي» دست پيدا كنند! كمي فكر كنيم. با آن همه مخفي كاري اتمي، آيا آنها مي خواهند با انرژي هسته اي نيروگاه برق بسازند؟ يا خيالات ديگري در سر دارند؟ آيا حكومت واقعا" انرژي هسته اي را براي رفاه حال شما مردمي مي خواهد كه دائم تحقيرتان مي كند و در تنگناي تحريم اقتصادي محتاج نان شب شده ايد؟ آيا دنيا حق ندارد به انگيزه اتمي مقامات ايران مشكوك باشد؟
يعني مي توان باور كرد كه جمهوري اسلامي اينهمه فشار را تحمّل مي كند تا به انرژي هسته اي دست پيدا كند و براي مردم نيروگاه برق و تجهيزات پزشكي درست كند؟ اگر حكومت دلسوز برق و پيشرفت پزشكي اين مردم است چرا براي رفاه مردم دست از لجبازي كودكانه با جهان برنداشت و چرا با دنيا مدارا نكرد تا لااقل صنعت كشاورزي مملكت را از وابستگي به «آرد هندوستان» نجات بدهد؟ حالا دولت دارد گندم و آرد را كه «محصول كشاورزي» است از پاكستان و هند مي گيرد و به جاي آن ثروت ملي ايرانيان يعني «نفت» را مي دهد. و تازه دلخوش است كه آن آب نبات يعني «صنعت كشاورزي» را از كشورهاي غربي نگرفته است! محصول مهمتر است يا صنعت؟ اين را شما قضاوت كنيد.
لجبازي اتمي حكومت تا فروپاشي ايران ادامه خواهد داشت. رفتار آنها باعث شده تا دشمني هاي فلج كننده بر عليه كشور بسيج شوند. و براي آنكه شكممان سير بماند، نفت را كه ثروت نسلهاي مختلف ايرانيان است، براي آرد و گندم و مرغ به تاراج مي برند! و تازه مشكلات از روزي جدي تر خواهند شد كه اين حكومت به اورانيوم غني شده براي ساخت بمب هم دست پيدا كند. آن روز، علاوه بر قحطي امروزي، بايد سياهي جنگ را هم بر سرزمين و كشورمان در نظر بگيريم.
ما هزاران بار در كودكي زمزمه كرده ايم "مبادا كه ايران ويران شود!" امروز ايران دارد ويران مي شود. و اين ايران، متعلق به همه ماست. كاري بايد كرد!
منابع خبري: