ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۰, شنبه

خيز مخفيانه حكومت: «افزايش ماليات» براي جبران «تحريمها»!

يك منبع مطلع اقتصادي كه نخواسته نامش فاش شود مي گويد: براي مقابله با تحريمهاي نفتي كه از يكشنبه آغاز مي شود، تازه مسئولان كشور تصميم گرفتند همزمان با «افزايش ماليات بر درآمد و فروش»، همچنين مالياتهاي معوقه مؤديان هم خارج از نوبت جمع آوري و به خزانه واريز شود. افزايش مالياتها به شيوه «مرحله اي» و بدون اعلام رسانه اي انجام مي شود تا كمترين اعتراضات احتمالي را هم در پي نداشته باشد.
چهارشنبه گذشته و در آستانه اجرای طرح تحریم نفتی ایران توسط 27 کشور عضو اتحادیه اروپا، دولت جلسه فوق العاده اي تشكيل داد و در آن روشهاي برخورد با تحريمها را بررسي كرد. جداي از  چهار سناریوی قطعی كه برای مقابله با تحریم نفت را در دستور کار دولت قرار گرفته است. سناريوي پنجم اما ظاهرا" با چراغ خاموش و رعايت مصالح امنيتي عملي مي شود: افزايش مالياتها! يك منبع مطلع كه نخواسته نامش فاش شود مي گويد «اجراي افزايش مالياتها به عنوان راهكار مخفيانه توسط مقامات اقتصادي بررسي شده است». ضمن آنکه زنگ خطر بسته شدن تنگه هرمز به صدا درآمده است.
راهكارهاي چهارگانه دولت چنين اند:
سناریوی اول؛ حذف دلار و یورو از مبادلات نفتی!
سناریوی دوم؛ تشکیل سندیکای بیمه نفتکش‌ها.
سناریوی سوم؛ افزایش ظرفیت ذخیره سازی نفت.
سناریوی چهارم؛ کاهش تولید نفت از میادین مستقل.
اما سناريوي پنجم، افزايش ماليات بر درآمد و فروش است كه در مرحله اول دامان مشاغل آزاد و بخش خصوصي و بازار را خواهد گرفت و در مرحله ممكن است كاركنان و كارگران را هم درگير كند. خبرهاي بيشتر را به زودي خواهيد خواند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۲۷, شنبه

آخر اين چه «پاياني» بود ندا؟


انگار هفت هزار سال گذشته است. هفت هزار سال از آن لحظه اي كه آن دو مرد وحشت زده روي سينه ات چُمپاتمه زده بودند تا جلوي فواره هاي خون دهانت را بگيرند. و چه ناتوان بودند آنها و همه آدمها، از بندآوردن آن فوران يكريز خون. براي من هفت هزار سال مي گذرد از آن روزي كه انگار خونت را به صورت دنيا تُف كردي. و آخرين نگاهت را فرستادي به يك گوشه ي ناپيدايي از وجودمان. جايي كه هست و نيست. جايي كه آنقدر هست كه انگار همه ي ماست. و گاهگاهي هم كه نيست، نبودنش سنگيني دارد. وزن دارد.
روز مرگ تو، روز «تولد» چيزي در ما بود. روز پايان تو، چيزي در ما «شروع» شد. چيزي جوانه زد. و آن حس تازه، گويا بنا ندارد وجودمان را ترك كند. حسي ناگفتني است، كه از «ندايـي» آغاز شده و انگار هفت هزار سال است كه در وجودمان پژواك دارد و مي خواند! تو بگو؛ آخر اين چه پاياني بود اي آغاز پايان ناپذير؟!

ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۲۶, جمعه

يك پروژه براي اتحاد؛ براي آزادي موسوي و كروبي يكصدا شويم!

در سه سالگي جنبش آزاديخواهي مردم ايران، بايد روي «يك پروژه» متمركز شويم و گامي عملي براي اتحاد مخالفان حكومت برداريم: گام اول مي تواند تلاش همگاني براي آزادي موسوي، رهنورد و كروبي باشد. آنها تسليم صحنه آرايي حطرناك نشدند، ما هم نشويم. [بابك داد]
توضيح: فيلم زير، سه دقيقه كوتاه از برنامه افق سه شنبه 23 خرداد است.



ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

پيام 22 خرداد: تغيير از طريق "صندوق رأي حكومتي" محال است!


روز آگاهي بزرگ! روزي كه مردم واپسين اعتمادشان را هم هزينه كردند تا ناراستي حكومت را برملا سازند. آخرين حركت مردم به سوي صندوقهاي رأي حكومتي كه حامي يك دولت دروغگو و شيّاد بود، شعبه هاي رأي را زودتر بست، از استقبال مردم وحشت كرد و عاقبت لباس مصلحت و مردمسالاري رياكارنه اش را كند و به كلي لخت و عريان شد.
روزي كه همه دريافتند در اين حاكميت، هيچ چيز با خواست مردم و از داخل صندوقهاي رأي حكومتي تغيير نخواهد كرد. 22 خرداد مُهر پايان بر تمام روشهاي اصلاح طلبانه بود. و شروع فصل پاياني حكومت شيّادان دين فروش.
گرامي باد سالروز آن آگاهي بزرگ، 22 خرداد 1388.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

دشت اول رهبر از مجلس نهم: «نه به حداد عادل»!


چه كسي فكر مي كرد "اولين تودهني" را خود رهبر بخورد؟ علی خامنه‌ای روز يكشنبه گفت:[ اگر مقام‌ها و مسئولان جمهوری اسلامی دچار «خود محوری»، «تکبر» و «خودشيفتگی» شوند «تودهنی» خواهند خورد!] امروز سه شنبه، مجلس نهم به نامزد مورد حمايت رهبر رأي نداد و علي لاريجاني كه مورد حمايت ساير اعضاي هيأت حاكمه است، رئيس مجلس نهم شد. انتخاب نشدن حدادعادل، به رغم آن همه سفارش و توصيه هاي خامنه اي، شايد مصداق همان تودهني باشد كه به مقام خودمحور، متكبر و خودشيفتگي آقاي خامنه اي اصابت كرد.
عدم انتخاب حداد عادل پيام روشني دارد: گروه قدرتمندي كه از درون هيأت حاكمه، به دنبال محدود كردن شخص خامنه اي و پسرش مجتبي هستند، امروز توانستند سنگر مجلس را فتح كنند و به انتخابات رياست جمهوري با اميدواري بيشتري نگاه خواهند كرد. اما هشدار! دعواي آنها هيچ سودي به حال مردم ندارد. جز اينكه كمي ظالمين را به ظالمين "مشغول" كند! و اين "مشغوليت" براي نجات مردم كافي نيست. اين اصل يادمان نرود.
پي نوشت: در شرايط فعلي، هيأت حاكمه (كه مستقل از شخص خامنه اي است) در حال كادرسازي براي ادامه حكومت است. در اين ميان، اختلاف سليقه هايي با شخص رهبر ايجاد مي شود كه مانند همين انتخاب لاريجاني يا حداد رخ مي نماياند. دانستن جزئيات رقابت پنهاني كه "درون حاكميت" در حال جريان است، به تحليل دقيق تر وضعيت كمك مي كند.
اگرچه من هنوز معتقدم اين بازي درون زمين حكومت است. اما تحليل و پيگيري آن، بي فايده هم نيست.