ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

آقاي مهاجراني «نقاط خاكستري مالي» بيت رهبري را بشمارد!


به رغم ادعاي عجيب آقاي مهاجراني كه «حتي يك نقطه خاكستري در مسائل مالي رهبر سراغ ندارد»، اكنون هزاران «نقطه خاكستري» و «سياه» در بيت رهبر جمهوري اسلامي آشكار شده است!
به گزارش ليبراسيون و جرس (وابسته به آقاي مهاجراني)، محمود احمدي نژاد در برابر اصرار دستگاه قضايي براي تعقيب و استعفاي اسفنديار رحيم مشائي در ماجراي اختلاس سه هزارميلياردي اخير، از اسناد و مداركي خبر داده كه از اختلاس نجومي سيد مجتبي خامنه اي در اختيار دارد. رئيس جمهور كودتايي رقم اين اختلاس را «يك ميليارد و ششصد ميليون يورو» ذكر كرده و خواهان «برخورد مساوي» با مجتبي خامنه اي و مشائي شده است. به همين دليل پرونده اختلاس سه هزار ميليارد توماني نيز به محاق رفته است!
آقاي عطاءالله مهاجراني چند ماه قبل در اين سخنراني انتقادبرانگيز و جنجالي مدعي شده بود: «حتي يك نقطه خاكستري در زندگي خاندان خامنه اي سراغ ندارد»! حال بايد بعد از تبديل رقم اين اختلاس نجومي از يورو به ريال، آقاي مهاجراني تعداد صفرها و نقطه هاي خاكستري و سياه بيت رهبري را بشمارند! و اگر لازم ديدند بابت «پاك جلوه دادن» سيد علي خامنه اي و بيت رهبري از فساد مالي، از مردم ايران عذرخواهي كنند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۲۲, پنجشنبه

اين «سه غايب بزرگ» بيايند، قحطي نمي آيد!

وقتي غايب بزرگ دلها «اميد» باشد و غايب بزرگ مغزها «انديشه» باشد و غايب بزرگ قلبها «انگيزه»... مي توان گفت ديگر اين دنيا يك جهنم واقعي است. اگر مي خواهي ديگران را از اين جهنم رها كني، اين سه را به آنان ببخش: «اميد. انديشه و انگيزه»! آنها خود مسير بهشت و راه نجات را خواهند يافت.
توضيح تصوير: آن زمان كه حكومت ادعا مي كرد اقتصاد كشور شكوفاست و گل و بلبل است، «قحطي» وارد خانه ما شهروندان درجه دو شده بود و هرچه هم مي گفتيم 25 ميليون نفر زير خط فقر خشن هستند، مقامات در حال اختلاس بودند! حالا ببين كشور به چه مكافاتي افتاده كه حاج اسدالله عسگراولادي هم اعتراف كرده: «تورم 40 درصد است و با اين وضع دلار، تا 6 ماه ديگر در ايران قحطي خواهد شد!» حالا اين رهبر فرزانه (!) مدام مي گويد: «ايران؛ شعب ابيطالب قحطي زده نيست!» و فعلا" دارد با لولاهاي «درب خيبر» ور مي رود!!
فيس بوك همگاني بابك داد

ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۱۴, چهارشنبه

استحاله فرهنگي؛ ارمغان دردناك حكومت براي ايرانيان!

تماشاي اين بحث در اين آدرس:   http://vimeo.com/34530741

ترديدي نيست كه جمهوري اسلامي از آغاز تاكنون، در حال «هجوم فرهنگي» به مردم ايران بوده است. مراد من از تهاجم فرهنگی، به معنی حُقنه معانی و تحميل باورها بدون رضایت مردم ايران است. در اين تهاجم فرهنگی سه دهه اي، ارزش‌ها و باورهای ديرين مردم در حوزه فرهنگ عمومي و اخلاقيات، مورد هجوم و تخريب و «استحاله» قرار گرفت و به مرور زمان، حكومت توانست بخش زيادي از ارزشهاي فرهنگی ايرانيان را از بین ببرد و يا به آنها آسيب هاي جدي برساند. با اين همه، اين هجوم فرهنگي از سوي مردم با مقاومت هايي همراه بود كه باعث شد خود حكومت هم دچار تغيير و استحاله شود.
در اين يادداشت «استحاله» به معناي تغيير حالت و دگرگون سازي است. مانند تغيير آب (مايع) به بخار آب (گاز) و يا تبديل آب به يخ (جامد). «فرهنگ» تعريفي است درباره شيوه زندگي مردم؛ به معنی روشی که مردم زندگي مي كنند و کارهايشان را انجام می دهند. فرهنگ؛ مجموعه پيچيده ای است از دانش ها، باورها، هنرها، اخلاقيات و عادتها و خلاصه هرچه که فرد بعنوان عضوی از جامعه خویش فرا مي گيرد.
پس عبارت مركب «استحاله فرهنگي» در اين مبحث، به معناي جابجا شدن و دگرگون سازي باورها، افكار، اخلاق، هنرها و نوع زندگي شخصي و سلوك مردم ايران توسط حكومتي است كه با نام دين و به قصد برقراري عدالت و برابري و آزادي و استقلال به قدرت رسيد اما در هيچ زمينه اي صداقت نداشت.
استحاله فرهنگي عرصه بسيار گسترده اي است. و درباره ميزان موفقيت مهاجمان (تئوريسين هاي حكومت) بر تغيير باورهاي مردم ايران، «ترديدهاي جدي» وجود دارد. زيرا علاوه بر پشتوانه عظيم فرهنگي ايرانيان، نسل هاي جوان بعد از انقلاب 1357 هم توانستند سر از لاك بي خبري و از خود بيگانگي و انفعال بيرون آورند و به دنبال «اصل خويش» و هويت فرهنگي خويش برآيند. اينگونه شد كه نبردي مدام ميان نيروهاي مهاجم حكومت با مردمي كه مدافع اصالت و هويت ايراني هستند در گرفت و هنوز ادامه دارد. نبردي كه گاه با اعدام و قتلهاي زنجيره اي نخبگان و توقيف فيلم و كتاب و نشريات به سود حكومت ورق مي خورد و گاه با موفقيت مردم و تحميل خواسته هاي آنها بر حاكميت ادامه مي يافت.
انقلابي كه با شعارهاي مترقي استقلال، آزادي و جمهوريت به پيروزي رسيده بود، در زمان «تبيث» خود به عنوان يك نظام، از تمام اين شعارهاي اوليه فاصله گرفت و به قدرتي مهاجم و سلطه گر تبديل شد. ابتدا مخالفان سياسي و سپس نمادهاي فرهنگي ايرانيان را نشانه گرفت. آنگاه در شخصي ترين انتخابهاي مردم سرك كشيدند و سعي كردند يونيفورمي يك شكل از ملت ايران بسازند. آنها باورهاي ما را نشانه رفتند. اخلاق ما را تغيير دادند. مليت و هويت ما را تحقير كردند تا از ما يك «امت اسلامي!» بسازند. اكنون سئوال اينجاست كه آيا حكومت توانست به تمامي بر ما و فرهنگ ملي ما چيره شود؟ و اين ستيز فرهنگي چگونه آغاز شد و چگونه ادامه يافت؟
درباره ابعاد اين استحاله فرهنگي در سه دهه حاكميت ديني بر كشورمان، سه شنبه شب گفتگويي داشتم با خانم شهره عاصمي از تلويزيون ايران ما كه مشروح آن را مي توانيد  دراين لينك ببينيد و بشنويد.